جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: در دل زلزله زده ازخبر شادی نیست

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۲
    نوشته
    192
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    4 روز 17 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    3

    در دل زلزله زده ازخبر شادی نیست




    سلام دوستان عزیزم
    چند وقتی که دلم خیلی گرفت
    هر کاری میکنم آروم بشه خبری از آرامش پیدا نمیکنه
    هرچی دست به دعا شدم نشد دست به قرآن بردم وخودم به صبر دعوت کردم بازم گرفتگی دلم رام نشد
    خسته شدم بسیار هی به خودم امید میدم که امروزاگه نشد فردا آروم ميشه اگه امروز و این ماه چند روز بگذره نمیدانم باید چه کار کنم
    بعضی از دوستام میگن"بده بس که تو دلت غم همه روداری بعضیاشونم میگن"بده این همه موفقیت داری حالا چی ميشه یکی دوبار مزه شکست بگیری من اصلا با شکست مخالف نیستم نمیکم روحیه برای شکست ساخته نشده اما بچه ها این حس بدافسرده شدن داره سراغم میادین نمیدانم چرا نميتونم همه حرفامو راحت بزنم
    خیلی بد تو دلم تو این چند ماه نگهداشتن اما حالا دارم میترسم از غصه میترسم از فردا بیاد دوباره مثل امروز غم داشته باشم این مشکلات هم حل نشه
    به موقعهایی میگم افسرده شدم وخودم دارم به خودم روحیه میدم
    دلم نمیخوادتا حل شدن صدها درصد مشکلاتم از سفر برم یا خونه فامیل دلم ميخواد روزاول شبا خونه باشم و براش تلاش کنم اما نمیزانم
    نمیدانم چه کار کنم؟ کمكككککککک نیاز دارم و يه دوست خوب با مرام یکی که راهمام باشه
    خیلی نیاز به کمک دارم
    دلم شده مثل به شرایط زلزله زده
    خدایا دوست داریم
    کمکمون باش تا همیشه برای مکالمه با خدا آنلاین باشیم


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    166
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    3 روز 4 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با عرض سلام خدمت سرکار محترم ya ali110
    در ابتدا از شما تشکر می کنم که در این تاپیک ما را محرم درد خود دانسته و برایمان از نگرانیهای خود گفتید اگر چه در این مرقومه تان اشاره ای به دلیل اصلی اندوه و غم خود ننمودید ولی این حقیر به بضاعت خود چند خطی برایتان می نویسم شاید که به عنایت بارگاه قدس ربوبی اندکی تسکین دهنده دردتان باشد.
    آنچه بیش از هر چیز دیگر از نوشته های شما بانوی گرامی عیان است انبانی از درد و غم و اندوه جور زمانه است که از قلمی بی نوا لبریز گشته بود. خوشبختانه نویسنده نیز از طایفه درد است و معنای اندوه را خوب می فهمد.
    خوب است هر از چند وقتی به ان نگاه آسمانی صاحب نظران مشقی کنیم که در میان طوفان ابتلا به شداید روزگار طالب درد و قبض بیشترند و غم را رحمت خاصه حق انگاشته و شیرینش می دانند زیرا که درد بهترین رهنورد به سوی درمان است و اگر گدا را صبر بيش بود كريم بر در او آيد.
    آری درد می دهند تا از هرچه عیش مادی و خیالی خلق است جدایت کنند و تو را به حقیقتی دیگر منصرف سازند.
    بانوی گرامی! این همه جور زمانه خواه با بردبارى و خواه با بى‏ تابى روزى سپرى خواهد شد، اگر چون آزادگان و بزرگان که غرق غمی جانکاه بودند شكيبايى پيشه كردیم و همواره بهترینها را در مقام تصمیم گیری اختیار نمودیم عاقبت به خیریم و در زمره همان آزادگانیم وگرنه اندوه آن‏چنان‏كه از گولان و چهارپايان سپرى مى‏شود، بسر آيد و روزی چشم دل باز می گردد و می بیند که از دوست آنچه رسیده بود جز نکویی نبود.
    تو از این سو هر چه می بینی تنهایی و فقر و نداری و گرسنگی و بیماری و درد بی همنوایی است، اما صاحب نظران نیک دانند که درد درد است و اقتضای طبیعتش سوز و گداز است و
    تو را می سوزانند تا لایق دیدارت کنند.
    مباد در کشاکش این سوز و گدازت از آنچه غرض اصلی این هبه الهی است باز بمانی و در خیل غافلان و بی خبران چنان باشی که هم درد کشی و هم از حسن عاقبت آن بی نصیب بمانی.
    درد می دهند تا عیار توکل و همت و استقامتت را بسنجند و تو را برای عالمی بی پایان آماده سازند.
    غصه بیماری و بی پولی و گرسنگی و فقر و نداری نیز همان قصه زود گذری است که شب هنگام در گوش طفلان خواب زده می سرایند تا خواب آنها را تسریع نمایند. آن قصه از آنِ همین دنیای فانی زودگذر است که مجالی به پایانش نمانده است و ما را برای جهانی نه این چنین زودگذر که برای دیاری بی پایان آفریده اند.
    خواهر نیک اندیشم! خلاصه آنکه درد داده اند تا رویگردانمان به صاحب همه دردها و مشقتها حضرت صدیقه کبری فاطمه زهرا سلام الله علیها نمایند. پس اشک و حزن و ناله و بی نوایی ات را به سوی آن سرور دردپیشه گان ببر تا به حکمت این دردها راهیابی.
    مباد که استعصال تو را خلقی که از شکستت مسرورند ببینند که در این صورت چون آن مهجور افتاده در بیابانی که نه راهی در پیش داری و نه طریقی به بازگشت. اگر می خواهی دردت شایسته عطا باشد بر شیوه صابران و شاکران و قوی همتان باش و
    آسوده خاطر که این نیز بگذرد...

    ابديت از آن توست خود را هرگز فراموش مكن


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۰
    نوشته
    121
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    12 روز 3 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام.
    اگر دوست یا همراه منطقی و معقول و آرامی دارید که بدون پیشنهاد راه های خطرناک بهتون کمک کنه، این حرف ها رو باهاش در میان بگذارید.
    شما که گفتید نمیتونید به راحتی حرف هاتون رو بزنید دو دلیل داره:

    1- بعضی از احساسات اونقدر درون آدم میمونن که هم خودشون میپوسن هم باعث پوسیدگی روح میشن و به همین دلیل آدم نمیتونه جملات مناسب برای ابرازشون پیدا کنه.
    2- شاید هم آدم خجالتی و تو داری هستید که این هم کاملا یک امر طبیعیه.

    تو دار بودن اصولا این عواقب رو هم داره که یکیش کوچ کردن شادی هست. من خودم خیلی آدم تو داری هستم و این رو "در دل زلزه زده از شادی خبری نیست" رو کاملا با تمام وجود حس کردم. هیچ چیزی، هیچ موفقیت مادی نمیتونه شادی رو به شما برگردونه مگر بعد از از بین رفتن منبع غم. این منبع یک تاریخچه ی بزرگ داره. یک غم چند ساله که در دلتون نگه داشتید و به کسی نگفتید!! و به همین دلیل هم مشکلات جزئی با استفاده از این غم تشدید میشن و غم روی غم میزارن. اصطلاحا میگن دلش غم باد کرده!! شما دلتون غم باد کرده. چون یک غم قدیمی دارید و هر باری که این غم با مشکلات جدید مخلوط میشه، مثل اینه که تمام غم و غصه ها براتون تازه میشن. چون دل اونقدر تحت فشار بوده که الان قدرت تفکیک و درجه بندی غم ها رو از دست داده.

    این حالت هم از بین نخواهد رفت ( اگر هم از بین بره برای یک مدت کوتاه فقط آتشش میخوابه ) مگر اینکه اون منبع افسردگی از بین بره!! باید منبع رو از بین ببرید. حالا این منبع اگر مشکلی هست که با یک امر خارجی حل میشه باید برای حل شدنش تلاش کنید.
    ولی اگر اتفاقی هست که افتاده (مثل یک خاطره ی بد)، فقط زمان میتونه این مشکل رو حل کنه و در طی این زمان شما باید خودتون رو با علایقی که دارید سرگرم کنید.

    بازم اگه کمکی ساخته بود بگید.
    .Why think separately from this life and the other? When one is born from the last


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۲
    نوشته
    192
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    4 روز 17 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    3



    سلام خوبيد؟
    دوستان ممنونم
    جناب اويس مچكرم
    نقل قول نوشته اصلی توسط اویس نمایش پست
    مرقومه تان اشاره ای به دلیل اصلی اندوه و غم خود ننمودید
    نگفتم چون فك ميكنم گفتنش غم دارد يعني باعث ناراحتي خوانندگان ميشه وفك كنم ايجاد غم درس نيس
    نقل قول نوشته اصلی توسط اویس نمایش پست
    که به عنایت بارگاه قدس ربوبی اندکی تسکین دهنده دردتان باشد
    بحمد الهي اين هفته كمي كمتر ناراحتم اما موضوع كامل حل نشده
    نقل قول نوشته اصلی توسط اویس نمایش پست
    آری درد می دهند تا از هرچه عیش مادی و خیالی خلق است جدایت کنند و تو را به حقیقتی دیگر منصرف سازند.
    اميد وارم كه خدا شما وتمام دوستان را كه من وافرادي چون من را به صبر دعوت ميكنيد را لايق ديدار نه لايق سربازي آقا امام صاحب الزمان عج الله فرجه شريف كند
    نقل قول نوشته اصلی توسط اویس نمایش پست
    روزی چشم دل باز می گردد و می بیند که از دوست آنچه رسیده بود جز نکویی نبود.
    انشا الله
    نقل قول نوشته اصلی توسط اویس نمایش پست
    اما صاحب نظران نیک دانند که درد درد است و اقتضای طبیعتش سوز و گداز است و تو را می سوزانند تا لایق دیدارت کنند.
    الهي
    نقل قول نوشته اصلی توسط اویس نمایش پست
    مباد در کشاکش این سوز و گدازت از آنچه غرض اصلی این هبه الهی است باز بمانی و در خیل غافلان و بی خبران چنان باشی که هم درد کشی و هم از حسن عاقبت آن بی نصیب بمانی.
    نيازمند دعا و اندكي دلدارام
    نقل قول نوشته اصلی توسط اویس نمایش پست
    درد می دهند تا عیار توکل و همت و استقامتت را بسنجند و تو را برای عالمی بی پایان آماده سازند
    و اينجاست كه ترس سراغم ميايد از غفلتها از كوردليها از اينكه گاه خودم سر خودم را كلاه بگذارم و از گناه كردن ازروي علم و اندوه هايشان از حضور خدا از قران و ملايكه و آيه 30بقره و...... ميترسم از خودم ميترسم
    نقل قول نوشته اصلی توسط اویس نمایش پست
    خلاصه آنکه درد داده اند تا رویگردانمان به صاحب همه دردها و مشقتها حضرت صدیقه کبری فاطمه زهرا سلام الله علیها نمایند. پس اشک و حزن و ناله و بی نوایی ات را به سوی آن سرور دردپیشه گان ببر تا به حکمت این دردها راهیابی.
    آري درست است آرامگه هم ريسمانم قرارگاه و همان آغوش مادريمان حضرت زهراي مرضيه و نازنين پدرم عارفترينم امير المومنين است و اينجاست كه گاه بازم قرانم ميشويد 103 آل عمران وعتصموا بحبل الله

    اما برادر گرامي ممنون Rikimaru
    نقل قول نوشته اصلی توسط Rikimaru نمایش پست
    گر دوست یا همراه منطقی و معقول و آرامی دارید که بدون پیشنهاد راه های خطرناک بهتون کمک کنه، این حرف ها رو باهاش در میان بگذارید.
    دوست واقعي ياكمياب است ويا من آدم خوبي نيستم كه اينگونه دوستاني ندارم وشايد گزينه ديگري باشه شايد من خوب دورو ورم را نگاه نميكنم
    نقل قول نوشته اصلی توسط Rikimaru نمایش پست
    - بعضی ازاحساسات اونقدردرون آدم میمونن که هم خودشون میپوسن هم باعث پوسیدگی روح میشن
    گاه اشتباهات و يا تصميمات گذشته آدمي را به اين اتفاق "خود خوري (افسردگي )و ناراحتي و...." ميشود درست است انصراف ازيك كار خير بخاطر مشغله
    نقل قول نوشته اصلی توسط Rikimaru نمایش پست
    باید منبع رو از بین ببرید
    نقل قول نوشته اصلی توسط Rikimaru نمایش پست
    فقط زمان میتونه این مشکل رو حل کنه
    و امان از زمان كه گذشت رانمتواند در ناراحتي ها بفهمد
    نقل قول نوشته اصلی توسط Rikimaru نمایش پست
    تو دار بودن اصولا این عواقب رو هم داره که یکیش کوچ کردن شادی هست.
    درست است با غم وناراحتي كوچك غمگين ميشودم
    نقل قول نوشته اصلی توسط Rikimaru نمایش پست
    مگر بعد از از بین رفتن منبع غم
    به همین دلیل هم مشکلات جزئی با استفاده از این غم تشدید میشن و غم روی غم میزارن.

    بازم دوستان ازلطتون ممنونم
    توي ايام عيد ولادت امام اميرلمومنين علي عليه السلام براهمه دعا كنيد بخصوص
    بيماران

    خدايا دلاي غمگين را به آرامش روحب ومعنوي براسان و خدايا عيديمان را فرج حضرت مهدي عج الله تعالي فرجه قرار بده
    خدایا دوست داریم
    کمکمون باش تا همیشه برای مکالمه با خدا آنلاین باشیم


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    166
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    3 روز 4 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    جمع بندی




    پرسش:
    چند وقتی است که دلم خیلی گرفته است و هر کاری می کنم آرام نمی شوم. هر چقدر دست به دعا و دست به قرآن بردم و خودم را به صبر دعوت کردم باز هم گرفتگی دلم آرام نشد. لطفا برای تسکین گرفتگی دلم کمی سخن بگویید.


    پاسخ:
    آنچه بیش از هر چیز دیگر از نوشته های شما عیان است انبانی از درد و غم و اندوه جور زمانه است که از قلمی بی نوا لبریز گشته بود. خوشبختانه نویسنده نیز از طایفه درد است و معنای اندوه را خوب می فهمد.
    خوب است هر از چند وقتی به آن نگاه آسمانی صاحب نظران مشقی کنیم که در میان طوفان ابتلا به شداید روزگار طالب درد و قبض بیشترند و غم را رحمت خاصه حق انگاشته و شیرینش می دانند زیرا که درد بهترین رهنورد به سوی درمان است و اگر گدا را صبر بيش بود كريم بر در او آيد.
    آری درد می دهند تا از هر چه عیش مادی و خیالی خلق است جدایت کنند و تو را به حقیقتی دیگر منصرف سازند.

    آری این همه جور زمانه خواه با بردبارى و خواه با بى‏ تابى روزى سپرى خواهد شد، اگر چون آزادگان و بزرگان که غرق غمی جانکاه بودند شكيبايى پيشه كردیم و همواره بهترین ها را در مقام تصمیم گیری اختیار نمودیم عاقبت به خیریم و در زمره همان آزادگانیم وگرنه اندوه آن‏چنان‏ كه از گولان و چهارپايان سپرى مى‏ شود، بسر آيد و روزی چشم دل باز می گردد و می بیند که از دوست آنچه رسیده بود جز نکویی نبود.

    تو از این سو هر چه می بینی تنهایی و فقر و نداری و گرسنگی و بیماری و درد بی همنوایی است، اما صاحب نظران نیک دانند که درد درد است و اقتضای طبیعتش سوز و گداز است و تو را می سوزانند تا لایق دیدارت کنند.
    مباد در کشاکش این سوز و گدازت از آنچه غرض اصلی این هبه الهی است باز بمانی و در خیل غافلان و بی خبران چنان باشی که هم درد کشی و هم از حسن عاقبت آن بی نصیب بمانی.
    از امام علی (علیه السلام) بشنو که فرمود:
    «إِنَّكَ إِنْ صَبَرْتَ جَرَتْ عَلَيْكَ الْمَقَادِيرُ وَ أَنْتَ مَأْجُورٌ وَ إِنْ جَزِعْتَ جَرَتْ عَلَيْكَ الْمَقَادِيرُ وَ أَنْتَ مَأْزُورٌ»؛اگر صبر كنى مقدرات الهى بر تو جارى مى شود و اجر خواهى بُرد و اگر بيتابى كنى باز هم مقدرات خداوند بر تو جارى مى شود و گناهكار خواهى بود.(1)
    درد می دهند تا عیار توکل و همت و استقامتت را بسنجند و تو را برای عالمی بی پایان آماده سازند.
    غصه بیماری و بی پولی و گرسنگی و فقر و نداری نیز همان قصه زود گذری است که شب هنگام در گوش طفلان خواب زده می سرایند تا خواب آنها را تسریع نمایند. آن قصه از آنِ همین دنیای فانی زودگذر است که مجالی به پایانش نمانده است و ما را برای جهانی نه این چنین زودگذر که برای دیاری بی پایان آفریده اند.

    خلاصه آنکه درد داده اند تا رویگردانمان به صاحب همه دردها و مشقت ها حضرت صدیقه کبری فاطمه زهرا (سلام الله علیها) نمایند. پس اشک و حزن و ناله و بی نوایی ات را به سوی آن سرور درد پیشه گان ببر تا به حکمت این دردها راهیابی.
    مباد که استعصال تو را خلقی که از شکستت مسرورند ببینند که در این صورت چون آن مهجور افتاده در بیابانی که نه راهی در پیش داری و نه طریقی به بازگشت. اگر می خواهی دردت شایسته عطا باشد بر شیوه صابران و شاکران و قوی همتان باش و آسوده خاطر که این نیز بگذرد... .

    __________
    (1) جامع الأخبار (شعیری) ص 116.


    ویرایش توسط عظيم : ۱۳۹۵/۰۶/۰۳ در ساعت ۰۹:۲۸ دلیل: همکار ویراستار تدوین
    ابديت از آن توست خود را هرگز فراموش مكن

  7. تشکر


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود