صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: من لُرم، از تبار کوروش و آریو برزن

  1. #1
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    3,440
    مورد تشکر
    10 پست
    حضور
    29 روز 5 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    49
    آپلود
    5
    گالری
    76

    من لُرم، از تبار کوروش و آریو برزن




    قوم "لُر" قدیمی ترین قبیله ی ایرانی ست.

    در کنار واژه ی لر، همیشه صفاتی مانند غیرت، دلاوری، شهامت، جنگویی، رشادت ، صداقت و ... به چشم می خورد و تاریخ، این صفات را به وضوح ثابت می کند.
    لر بزرگ بیشتر در استان کهگیلویه و بویراحمد و فارس، بوشهر، چهارمحال و بختیاری، قسمتی از اصفهان، قسمتی از خوزستان، و قسمت کوچکی از لرستان زندگی می‌کنند؛
    لر کوچک در لرستان و پشتکوه (ایلام)، و نیز استان همدان و قسمتی از کرمانشاه و مرکزی و شهرستان اندیمشک از استان خوزستان و همینطور در استانهای شرقی از عراق زندگی می‌کنند. البته طوایفی از لر در صدها سال پیش (در دوره‌های صفویه، افشاریه، قاجاریه و پهلوی) به طور اجباری کوچانده شدند و اکنون در استان‌های قزوین و شهر لوشان (چگینی‌ها)، گیلان و خراسان مستقر شده‌اند و اکنون بعد از گذشت سال‌ها همچنان به زبان لری صحبت و آداب و رسوم خود را حفظ کرده‌اند.


  2.  

  3. #2
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    3,440
    مورد تشکر
    10 پست
    حضور
    29 روز 5 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    49
    آپلود
    5
    گالری
    76



    در ادامه شخصیت ها و مشاهیر بزرگ قوم لر را براتون قرار میدم
    .....
    کوروش کبیر: مردی که صفات بزرگش را باید در کتابهای ضخیم نوشت. ابر مرد تاریخ
    کمبوچیه: فرزند کوروش، پادشاهی قدرتمند و متواضع
    آریو برزن
    : سردار بزرگ هخامنش
    یوتاب : شیرزن لر و خواهر آریوبرزن
    باباطاهرعریان: شاعر بزرگ لر
    قیصر امین پور: شاعر و نقاش معاصر
    حسین پناهی
    : شاعر، بازیگر، نویسنده و کارگردان
    ویرایش توسط سیاوش عشق : ۱۳۹۳/۰۲/۱۶ در ساعت ۱۸:۰۸


  4. #3
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    3,440
    مورد تشکر
    10 پست
    حضور
    29 روز 5 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    49
    آپلود
    5
    گالری
    76



    پرفسور موسیوند : مخترع قلب مصنوعی
    پرفسور کرم زاده: استاد جهانی ریاضی
    دکتر احسان کامرانی: استاد دانشگاه هاروارد و مخترع قرنیه مصنوعی چشم
    پرفسور باهر: مغز سوم فیزیک جهان
    دکتر ملک حسینی: (کهگیلویه و بویراحمد): اولین پزشک پیوند کبد در آسیا


  5. #4
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    3,440
    مورد تشکر
    10 پست
    حضور
    29 روز 5 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    49
    آپلود
    5
    گالری
    76



    دکتر فریناز کوشانفر: محقق برجسته مهندسی رایانه و برق دانشگاه رایس آمریکا
    دکتر بهرام عکاشه: پدرزلزله ‌شناسی و زمین ‌شناسی در ایران
    کی لهراسب: شکست دادن نیروی رضا شاه در تنگ تامرادی
    عبدالله خان بویراحمدی: خان بزرگ کهگیلویه و بویر احمد و حامی مصدق که در یک قدمی پادشاهی قرار داشت


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۱
    نوشته
    2,639
    صلوات
    1749
    تعداد دلنوشته
    22
    مورد تشکر
    322 پست
    حضور
    214 روز 9 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    47
    آپلود
    6
    گالری
    53



    نقل قول نوشته اصلی توسط سیاوش عشق نمایش پست
    در کنار واژه ی لر، همیشه صفاتی مانند غیرت، دلاوری، شهامت، جنگویی، رشادت ، صداقت و ... به چشم می خورد و تاریخ، این صفات را به وضوح ثابت می کند.
    لر بزرگ بیشتر در استان کهگیلویه و بویراحمد و فارس، بوشهر، چهارمحال و بختیاری، قسمتی از اصفهان، قسمتی از خوزستان، و قسمت کوچکی از لرستان زندگی می‌کنند؛
    لر کوچک در لرستان و پشتکوه (ایلام)، و نیز استان همدان و قسمتی از کرمانشاه و مرکزی و شهرستان اندیمشک از استان خوزستان و همینطور در استانهای شرقی از عراق زندگی می‌کنند. البته طوایفی از لر در صدها سال پیش (در دوره‌های صفویه، افشاریه، قاجاریه و پهلوی) به طور اجباری کوچانده شدند و اکنون در استان‌های قزوین و شهر لوشان (چگینی‌ها)، گیلان و خراسان مستقر شده‌اند و اکنون بعد از گذشت سال‌ها همچنان به زبان لری صحبت و آداب و رسوم خود را حفظ کرده‌اند.
    سلام
    تفاوت لر کوچک و بزرگ چیست؟


  7. #6
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    3,440
    مورد تشکر
    10 پست
    حضور
    29 روز 5 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    49
    آپلود
    5
    گالری
    76



    نقل قول نوشته اصلی توسط kobra نمایش پست
    سلام
    تفاوت لر کوچک و بزرگ چیست؟
    سلام.
    لر بزرگ و کوچک بر میگرده به گذشته های دور قرن چهارم. کسی که بزرگ لرها بوده دو پسر داشته که یکیشون بر یک قسمت و دیگری بر قسمت دیگه حکومت می کرده. بخاطر تعداد افرادی که زیر دستشون بوده و مردمی که برشون حکومت می کردند، لر بزرگ و لر کوچک نامیده شدند.
    البته اول در یک منطقه بودند که بعدها بخاطر خوش آب و هوا بودن زاگرس، در طول این رشته کوه که دارای آب زیاد و منابع طبیعی زیادی بود، خانه ساختند و زندگیشونو اداره می کردند. حالا از غرب و جنوب غرب تا جنوب، اکثرا لر هستند.
    میشه گفتن به 5 شعبه تقسیم میشن.
    کهگیلویه و بویراحمد
    فارس
    بوشهر
    چهار محال بختیاری
    لرستان
    ....
    این پنج استان بیشترین لرها رو دارن به همراه خوزستان و ایلام و همدان و ...
    یه جورایی می شه گفت کل ایران یه جورایی رگه های از لر در خود دارند.
       
    هر جا غیرتتون گل کرد بدونین رگ لریتونه

    در این موارد نوشته های زیادی هست که وقت می خواد برای خوندن و یه کم علاقه ی تاریخی. که خودم شدید به تاریخ علاقه دارم.


  8. #7
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    3,440
    مورد تشکر
    10 پست
    حضور
    29 روز 5 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    49
    آپلود
    5
    گالری
    76



    عبدالحسین زرین‌کوب : نویسنده، مورخ، مترجم و ...
    سید جعفر شهیدی : مولف، مترجم و ...
    آيت الله العظمي حاج آقاحسين طباطبائي بروجردي : بزرگترین روحانی و مرجع تقلید جهان
    آیت الله العظمی ملک حسینی: فعال ترین و خطرناک ترین یار امام خمینی
    رئیس علی دلواری: دلاور مرد جنوب و سرو سرافراز در مقابله با استعمارگران


  9. #8
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    3,440
    مورد تشکر
    10 پست
    حضور
    29 روز 5 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    49
    آپلود
    5
    گالری
    76



    صلاح‌الدین ایوبی : فرمانده مسلمان جنگ های صلیبی
    استاد یوسفعلی میرشکاک: شاعر
    زکی خان زند
    غلامرضا خان ابوقداره:والی لرستان پشتکوه
    حسینقلی خان ابوقداره


  10. #9
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    3,440
    مورد تشکر
    10 پست
    حضور
    29 روز 5 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    49
    آپلود
    5
    گالری
    76



    شهید بهنام محمدی : اولین نوجوان 13 ساله شهید راه وطن
    محمد بروجردي : (مسیح کردستان)
    عبدالمحمد آيتي
    بانو قدم خیر: رهبر مبارزان عشایر در مقابل انگلیس
    مهرداد اوستا: نویسنده و شاعر


  11. #10
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    3,440
    مورد تشکر
    10 پست
    حضور
    29 روز 5 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    49
    آپلود
    5
    گالری
    76



    نمیدونم ولی شاید حق بهنام در تاریخ جمهوری اسلامی بیش از اینی باشه که الان هستش.

    من لُرم، از تبار کوروش و آریو برزن
    ......
    زندگی نامه ی شهید بهنام محمدی
    شهریور 1359 شایعه حمله عراقی ها به خرمشهر قوت گرفته بود خیلی ها داشتند شهر را ترک می کردند کسی باور نمی کرد که خرمشهر به دست عراقی ها بیفتد اما جنگ واقعاً شروع شده بود بهنام که فقط 13 سال سن داشت، تصمیم گرفت بماند. او مردانه ایستاد.هم می جنگید هم به مردم کمک می کرد. بمباران که می شد می دوید و به مجروحین می رسید. او با همان جسم كوچك اما روح بزرگ و دل دریایی‌اش به قلب دشمن می‌زد و با وجود مخالفت فرماندهان، خود را به صف اول نبرد می‌رساند تا از شهر و دیار خود دفاع كند. بهنام چندین بار نیز به اسارت دشمن درآمد؛ اما هر بار با توسل به شیوه‌ای از دست آنان می گریخت.

    برای فریب عراقی ها می زد زیر گریه و می گفت: "من دنبال مامانم می گردم گمش کردم" او با بهره گیری از توان و جسارت خود توانست اطلاعات ارزشمندی از موقعیت دشمن را به دست آورده و در اختیار فرماندهان جنگ قرار دهد.

    عراقی ها که فکر نمی کردند این نوجوان 13 ساله قصد شناسایی مواضع , تجهیزات و نفرات آنها را دارد , رهایش می کردند. یک بار که رفته بود شناسایی , عراقی ها گیرش انداختند و چند تا سیلی آبدار به او زدند جای دست سنگین مامور عراقی روی صورت بهنام مانده بود وقتی برگشت دستش را روی سرخی صورتش گرفته بود هیچ چیز نمی گفت فقط به بچه ها اشاره کرد عراقی ها کجا هستند و بچه ها راه می افتادند. این شیر بچه شجاع و پرتلاش بختیاری در رساندن مهمات به رزمندگان اسلام بسیار تلاش می کرد. گاه آنقدر نارنجك و فشنگ به بند حمایل خود آویزان می‌كرد كه به سختی می توانست راه برود.علاقه عجیبی به امام خمینی (ره) داشت، به گونه ای كه اینگونه سفارش كرده بود: از بچه‌ها می‌خواهم كه نگذارند امام تنها بماند و خدای ناكرده احساس تنهایی بكند.
    بهنام محمدی نوجوان 13-12 ساله‌ای بود که در تمام روزهای مقاومت از 31 شهریور تا 28 مهر 59 در خرمشهر ماند
    شهادت

    با تشدید جنگ و تنگ ترشدن حلقه محاصره خرمشهر , خمپاره ها امان شهر را بریده بودند. درگیری در خیابان آرش شدت گرفته بود مثل همیشه بهنام سر رسید اما نارحتی بچه ها دیگر تاثیری نداشت او کار خودش را می کرد کنار مدرسه امیر معزی (شهید آلبو غبیش) اوضاع خیلی سخت شده بود. ناگهان بچه ها متوجه شدند که بهنام گوشه ای افتاده است و از سر و سینه اش خون می جوشید پیراهن آبی و چهار خونه بهنام غرق خون شده بود و چند روز قبل از سقوط خرمشهر شیر بچه دلاور خوزستانی بالاخره در 28/7/1359 پر کشید. این کبوتر خونین بال در قطعه شهدای کلگه شهرستان مسجد سلیمان شهر آبا و اجدادش مدفون است. در سال 1389 طی یک مراسم باشکوه و با شرکت مسئولان و مدیران استان خوزستان و هزاران نفر از اهالی شریف شهرستان مسجد سلیمان ، مزار مطهر این شهید بزرگ به قطعه شهدای گمنام در ورودی شهر مسجد سلیمان انتقال یافت.

    بهنام محمدی نوجوان 13-12 ساله‌ای بود که در تمام روزهای مقاومت از 31 شهریور تا 28 مهر 59 در خرمشهر ماند. و به قول تمام بچه‌های خرمشهر باعث دلگرمی رزمنده‌ها بود. اینکه نوجوانی در آن سن و سال و با آن قد و قواره کوچک در شهری که بیشتر از اینکه بوی زندگی بدهد بوی مرگ و خون می‌دهد مانده، شاید امروز برای من و تو باور‌پذیر نباشد. با خودم فکر می‌کنم چه می‌شود نوجوانی که تا قبل از 31 شهریور در کوچه با هم‌سن و سال‌های خود بازی می‌کرد و آماده شروع سال تحصیلی جدید می‌شد بعد از2 الی 3 هفته به مدافعی تبدیل می‌شود که بعد از رفتنش همه مدافعان بی‌تاب اند. بهنام نمونه و تصویری کامل از حماسه آفرینی رزمندگان اسلام است که به خلق تفکر و فرهنگى غنى منجر شد ، که می توان از آن به عنوان « فرهنگ مقاومت و پایدارى » یا « فرهنگ ایثار و شهادت » نام برد.

    وصیت نامه شهید

    بسم الله الرحمن الرحیم من نمیدانم چه بگویم. من و دوستانم در خرمشهر می جنگیم به ما خیانت می شود. من می خواهم وصیت کنم , هر لحظه در انتظار شهادت هستم . پیام من به پدر و مادر ها این است که بچه های خود را لوس و ننر بار نیاورید از بچه ها می خواهم امام را تنها نگذارند و خدا را فراموش نکنند . به خدا توکل کنند . پدر و مادرها فرزندان خود را اهل مبارزه و جهاد در راه خدا بار بیاورید.

    خاطره ای از مادر بهنام محمدی


    مادر بهنام در بیان خاطره‌ای از این شهید می گوید:هنگام آغاز جنگ تحمیلی بهنام سیزده سال و هشت ماه داشت، نخستین فرزندم بود، او در دوازده سالگی به من می‌گفت:" می خواهم طوری باشم كه در آینده سراسر ایران مرا به خوبی یاد كنند و یك قهرمان ملی باشم."

    دوران انقلاب، نخستین شعاری كه یادش می‌آمد، با اسپری روی دیوار بنویسد، این بود: «یا مرگ یا خمینی، مرگ بر شاه ظالم». شاهش را هم، همیشه برعكس می‌نوشت. پدرش هر چه می‌گفت كه بهنام نرو، عاقبت سربازها می‌گیرندت، توجه نمی‌كرد. اعلامیه پخش می‌كرد، شعار می‌نوشت و در تظاهرات شركت می‌كرد. گاهی نیز با تیر و كمان می‌افتاد به جان سربازهای شاه.

    بهنام را به مدرسه نبردم، چرا كه پدرش نمی‌گذاشت، او را به تعمیرگاه سپاه به همراه برادرش فرستادم تا كاری یاد بگیرد.

    یك روز گفت: مادر دلم می‌خواهد بروم پیش امام حسین(ع) و بدانم كه چگونه شهید شده! روزی دیگر كاغذی به من نشان داد كه درباره غسل شهادت در آن نوشته شده بود. آرام گفت: مادر مرا غسل شهادت بده! چون می خواهم شهید شوم، تو هم از خرمشهر برو، اینجا نمان می‌ترسم عراقی ها تو را ببرند


    من لُرم، از تبار کوروش و آریو برزن



صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود