جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آداب باطنی تلاوت قرآن

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۳
    نوشته
    15
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    8 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    آداب باطنی تلاوت قرآن




    بسم الله الرحمن الرحیم
    قرآن به عنوان آخرين وحي الهي كه بر افضل انبياء الهي نازل شده نور هدايت ابدي براي بشريت و تجلي خداوند در كلامش بود. قرآن شاهد زنده بر نبوت رسول اكرم(ص) و گرامي ترين برهان بر حقانيت اوست، زيرا دليلي دائمي و حجّتي همگاني به شمار مي آيد كه تمامي ابعاد و جوانب آن نشان از دانش نامتناهي رباني دارد و هيچ كس را ياراي آن نبوده و نخواهد بود كه مانند اين كتاب را از پيش خود بياورد.
    از جمله عواملي كه قرآن را در دل ها و مصاحف حفظ مي كند، تلاوت و مداومت در مطالعه آن است. تلاوت قرآن نيز مانند هر عمل مستحب ديگر داراي آدابي است كه خود بر دو نوعند: ظاهري و باطني. از اين دو قسم آداب باطني تلاوت قرآن از اهميت بيشتري برخوردار است كه در هنگام تلاوت قرآن بايستي مد نظر قرار گيرد. براي تلاوت قرآن ده ادب باطني است كه به ترتيب در پي مي آيد
    فهميدن اصل كلام
    تلاوت كننده، بايد بداند كه با چه سخن بزرگي مواجه است، سخني كه نشانه لطف و رحمت و عنايت آفريدگار هستي به آدمي است. سخني كه حقايق بسيار بلندي را تا مرز فهم و درك انسان ها تنزل داده است.
    فهم عظمت كلام، درك فضل و لطف خداوند درباره بندگان است كه اين كلام را از عرش جلال خود تا سطح فهم مردم نازل فرموده است و بايد انديشيد كه چگونه خداوند در رسانيدن معاني كلام خود ـ كه صفتي قائم به ذات اوست ـ به مرتبه فهم مردم، به بندگان لطف و كرم فرموده چگونه آن صفت در طي حروف و اصوات كه از صفات بشري است بر آنان تجلي كرده است. قاري قرآن بايستي كلام الهي را درس بگيرد و بياموزد و به قرائت آن اكتفا نكند چنانكه در سوره اعراف آيه 169 آمده است «و درسوا ما فيه» يعني كلام الهي را فرا گرفتند. همچنين قاري قرآن بايستي آيات الهي را با گوش جان بشنود و آن را به خاطر بسپارد، چنان كه در سوره حاقه آيه 12 آمده است «و تعيها اذن واعية؛ قرآن را گوش هاي حافظ به ياد مي سپارند»، درك عظمت كلام الهي، جز با انديشه در محتواي آن ميسّر نيست

    ادامه دارد ...


    آداب باطنی تلاوت قرآن



  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۳
    نوشته
    15
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    8 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    آگاهي به عظمت متكلم

    شايسته است كه قاري قرآن، در آغاز تلاوت، به عظمت گوينده قرآن توجه كند و بداند كه قرآن سخن بشر نيست همان طور كه ظاهر قرآن را جز با طهارت نمي توان لمس كرد، معني و حقيقت آن نيز جز با طهارت قلب از صفات زشت قابل درك نيست. در هنگام تلاوت بايد به خود گوشزد كرد كه گوينده اين سخنان آفريدگار همه چيز و روزي دهنده همه جنبدگان است و همه تحت سيطره او قرار دارند و در فضل و رحمت او غوطه ورند. اگر نعمت دهد از فضل اوست و اگر مجازات كند از عدلش، و در نهايت هم اوست كه مي گويد: اينان اهل بهشت و اينان اهل دوزخند.
    انديشيدن به حقايقي از اين قبيل، عظمت و تعالي گوينده قرآن را در دل مي نشاند و كلام او را مؤثر مي سازد، چرا كه براي آدميان، گذشته از اصل كلام، گوينده آن نيز اهميت داشته و اعتبار كلام تا حد زيادي به اعتبار و شأن متكلم بستگي دارد .



  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۳
    نوشته
    15
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    8 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    حضور قلب و ترك حديث نفس

    حضور قلب از توجه بيشتر سرچشمه مي گيرد زيرا تعظيم كلامي كه قرائت مي شود، ريشه در توجه انسان به آن كلام دارد، و انديشه خود را در چيز ديگري مصروف نمي دارد و اين تمركز انديشه و همّت سبب شادي و انبساط خاطر مي شود. ومي گويند در معنا و تفسير آيه « یا یحیی خذ الکتاب بقوة ، گفته شده با جديت و كوشش كتاب را بگير» سوره مريم، آيه12 يعني اين كه در هنگام تلاوت قرآن وجود خود را از تمامي افكار خالي و همت را به آن مصروف بدار.
    مهار ذهن و خودداري از انحراف ذهن از يك مسئله به مسائل ديگر امري بس دشوار و نيازمند به تمرين است يعني آن چه را كه عموم مردم «حواس پرتي» مي دانند به راحتي قابل پيشگيري نيست و حضور قلب نيز چيزي جز «حواس جمعي» نيست. كسي كه قرآن مي خواند، بايد به آنچه مي خواند عنايت و توجه داشته باشد و كلمات را بر حسب عادت و چرخش زبان نگويد زيرا قاري قرآن، تنها به مقداري كه با توجه خوانده است، بهره مي برد و آن چه بي توجه خوانده مي شود مانند آبي است كه هدر مي رود و مزرعه را سيراب نمي كند .

    تفهّم

    منظور از تفهّم آن است كه از هر آيه اي آن چه سزاوار آن است برداشت و استنباط كند (يعني مراد از تفهّم آن است كه براي هر آيه اي، توضيح و شرحي مناسب با موضوع آن، به دست آورد) تفهّم در ادامه تدبر است، چه بسا كسي تدبّر كند اما حصول نتيجه اي نباشد، يعني بايد آن قدر تدبّر كرد تا مفهوم آيه را دريافت. براين اساس آيات قرآن مشتمل بر مطالب گوناگوني است (از صفات آفريدگار گرفته تا صفات آدميان و...) كه دانستن هر يك چراغي است فرا راه تكامل انسان

    ترك موانع فهم

    بعضي از مردم به خاطر اينكه شيطان پرده اي بر فهم آنان افكنده است، از فهم معاني قرآن محروم و از درك اسرار و شگفتي هاي آن بي بهره اند، قاري قرآن بايستي در رفع موانع و حجب شيطاني بكوشد. مهمترين حجاب هاي فهم چهار مورد است:
    حجاب اوّل: برخي از افراد (قاريان)، تمام تلاش و توجه خويش را صرف تلفظ صحيح كلمات قرآن مي كنند، تا مبادا حرفي را از مخرج نادرست، ادا كنند، در چنين وضعيتي ديگر براي توجه به معاني، مجالي باقي نمي ماند. كه اين كار به عهده شيطان است كه موكّل بر قرآن شده تا با وسوسه مردم را از درك معاني كلام الهي باز داشته و مردم را وادارد كه در ادا به حروف ترديد نمايند.
    حجاب دوم: اينكه تلاوت كننده در مسائل، متقلد نظريه اي باشد كه به تقليد آن را يادگرفته و نسبت به آن جمود و تعصّب داشته باشد اين چنين اعتقاد و تعصّبي مانع از ارتقاء است و به او اجازه نمي دهد كه غير از مورد اعتقادش به مطلب ديگري بينديشد.
    حجاب سوم: اين است كه قاري و تلاوت كننده قرآن بر گناهي اصرار ورزد و يا متكبر و يا مبتلا به هواي نفس باشد. اين گناهان سبب تاريكي دل مي گردد و مانند غبار بر آيينه قلب نشسته، از تجلّي حق جلوگيري مي كند و اين بزرگترين حجاب دل است و بيشتر مردم به اين حجاب گرفتارند.
    حجاب چهارم: اين است كه تفسير ظاهري آيه را بخواند و بپذيرد كه كلمات قرآن در معاني خود منحصر به آن است كه از ابن عباس و مجاهد و امثال آنها نقل شده است. و بقيه تفسير به رأي است و اين خود از حجاب هاي بزرگ فهم قرآن است



  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۳
    نوشته
    15
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    8 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    تخصيص

    تخصيص يعني اين كه تلاوت كننده در نظر بگيرد كه مقصود از هر خطاب قرآن، خود اوست پس اگر نهي از امري را در قرآن مي خواند، يا وعده و وعيدي را مي شنود خود را مخاطب بداند و اگر داستان هاي انبياء و اقوام گذشته را قرائت مي كند آنها را به منزله افسانه تلقي نكند بلكه بداند كه مقصود از آنها عبرت است و قاري بايستي از لابه لاي آنها آنچه را مورد نياز مي باشد برگيرد. در قرآن كريم مي خوانيم: و لقد یسّرنا القرآن للذّکر فهل من مدّکر . يعني ما قرآن را براي پند گرفتن آسان ساختيم، پس آيا پند گيرنده اي هست؟ سوره قمر، آيه24»

    تأثير

    تأثير آن است كه قرائت كننده قرآن از آيات گوناگون كلام الهي متأثر شود وبه حسب مضمون هر آيه حالت حزن و اندوه يا نشاط و شادي برايش حاصل گردد؛ چنان كه پيامبر اكرم(ص) خود از آيات الهي متأثر بود. در اين صورت قلب آماده تأثير پذيري مي شود. قاري بايد به تناسب معناي آيه حالتي مناسب در دل احساس كند، اگر به آيه عذاب مي رسد احساس وحشت نمايد و اگر به آيه مغفرت مي رسد، شاداب باشد. از اين رو گفته اند بنده اي كه با ايمان قرآن را بخواند، اندوهش افزون و شاديش اندك، گريه اش فراوان و خنده اش كم، دل مشغوليش بسيار و راحتيش، قليل است

    ترقي

    ترقي يعني اين كه تلاوت كننده قرآن به مرحله اي ارتقاء يابد كه گويا كلام را از خداوند مي شنود قرائت سه درجه دارد: پايين ترين آن اين است كه قاري آن را بر خدا مي خواند و خود را در برابر او مي بيند در اين مرحله حال او، حالت درخواست و تضرّع و گريه و زاري خواهد بود.
    درجه فراتر اين كه تلاوت كننده با قلب خود شهادت دهد كه پروردگار با الطافش او را مخاطب ساخته و مشمول نعمات خود قرار داده است، در اين مرحله مقام قاري، مقام حيا و تعظيم و گوش دادن و فهم است.
    درجه سوم اين كه در كلام، متكلم و در كلمات، صفات او را ببيند و لذا به خود و قرائت خود ننگرد و همت و كوشش او تنها گوينده اين كلمات باشد و انديشه اش را متوجه او كند، گويا مستغرق در ديدار گوينده است نه به قرائت و حتي نه به نعمت و شكر منعم. امام صادق(ع) مي فرمايد: «والله لقد تجلي الله لخلقه في كلامه ولكن لايبصرون» به خدا قسم، خداوند در كلام خود تجلي كرد ولي آنان نمي بينند. اسرارالصلاة، شهيد دوم، ص204

    تبرّي

    تبرّي آن است كه تلاوت كننده قرآن، در هنگام تلاوت از نيرو و توان و توجه خود دوري كند و با چشم خشنودي و تزكيه به خود ننگرد، هنگامي كه آيات بهشت و مدح صالحان را مي خواند به خود تطبيق ندهد، بلكه براي اهل يقين و صديقين گواهي دهد و ابراز اشتياق نمايد كه به آنان بپيوندد و زماني كه آيه غضب و مذمت گناهكاران و مقصران مي خواند به خود تطبيق دهد و در خشيت و خوف خود را مخاطب سازد و اميرالمؤمنان علي(ع) به همين نكته اشاره دارد در آن جا كه مي فرمايد: «اذا مرّوا بآية فيها تخويف اصغوا اليها مسامع قلوبهم و ظنّوا انّ زفير جهنم و شهيقها في اصول آذانهم؛ هنگامي كه به آيه اي برمي خورند كه در آن ذكر تهديدي است، با گوش قلب آن را مي شنوند و چنين مي انديشند كه صداي آتش جهنم در گوشهايشان است
    نهج البلاغه، خطبه191

    و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    3,308
    مورد تشکر
    747 پست
    حضور
    45 روز 21 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    در ابتدا بايد گفت كه: همه آيات قرآن براي پيامبر و مومنان موجب آرامش و قوت قلب بوده است ، چون همه قرآن كلام خدا و نور است و موجب اطمينان قلب مي شود ، در قرآن كريم به عنوان يك اصل كلي فرمود : «الذين امنوا و تطمئن قلوبهم بذكر الله ، الا بذكر الله تطمن القلوب ؛ (1) كساني كه به خدا ايمان آورده اند و دل هاي شان به ياد خدا آرام گيرد آگاه باشيد كه تنها با ياد خدا دل ها آرام مي گيرد» .
    از اين آيه معلوم مي شود كه براي مومن ذكر و ياد خدا در هر قالبي به صورت عبادات بخصوص نماز ، و چه در قالب تلاوت قرآن و مانند آن موجب آرامش و اطمينان و قوت قلب براي اوست و همانند نيرویي مستحكم او را از هرگونه اضطراب ها در برابر پيش آمدها حفظ خواهد نمود . و هر اندازه ارتباط با خدا و ياد خدا بيشتر باشد به همان ميزان بيشتر موجب اطمينان قلبي و آرامش روحي انسان مي گردد. (2)
    نکته ی دیگر این که: باید دانست انجام هر کاری دارای مقدمات و تمهیداتی است و تلاوت قرآن نیز از این قاعده مستثنی نمی باشد. وبرای تلاوت قرآن ادابی بسیاری است که به نونه های از آن ها اشاره می شود :
    1- قرآن کریم خود می فرماید : "لا یمسّهُ الا المطهرون" (3) قرآن را جز پاکان لمس نمی کنند. لذا این نکته هم شامل رعایت طهارت ظاهری می گردد و هم اشاره به این موضوع دارد که درک مفاهیم و محتوای این آیات برای کسانی امکان پذیر است که از رذایل اخلاقی پاک باشند و هر قدر انسان گرفتار خواهش های نفسانی باشد، به همان اندازه از مشاهده جمال حق و حقیقت محروم است.
    2- قرآن می فرماید : "هنگامی که به قرائت قرآن می پردازید از شر شیطان به خدا پناه برید."(4) و این تنها به گفتن ذکر: "اعوذ‌بالله‌من الشیطان الرجیم" خلاصه نمی گردد، بلکه حقیقتاً انسان باید با ذکر این جمله از هوی و هوس و سرکشی نفس جدا شده و تنها به فهم و درک صحیح قرآن بپردازد.
    3- قرآن را باید به صورت ترتیل یعنی شمرده و توأم با تفکر تلاوت کرد. "وَ رَتَّلِ القرآنِ تَرتیلا"(5) امام صادق(ع) می فرماید : "قرآن را تند و دست و پا شکسته نباید خواند، بلکه باید به آرامی تلاوت کرد. هنگامی که به آیه ای می رسی که در آن ذکر آتش دوزخ است، توقف کن و به خدا از آتش دوزخ پناه ببر". (6)
    4- قرآن دستور به تدبر و تفکر در آیات را داده است، "اَفلا یَتَدبَّرون القرآن" (7) آیا آن ها در قرآن نمی اندیشند. در حدیث آمده است که اصحاب و یاران پیامبر( قرآن را ده آیه، ده آیه از پیامبر( می آموختند و ده آیه دوم را فرا نمی گرفتند، مگر این که آنچه در ده آیه نخست بود، از علم و عمل بدانند. (8)
    5- قرآن کریم در مورد مقدار تلاوت قرآن می فرماید : "فَاقْرَؤُا ما تَیَسَّرَ مِنَ القرآن ... "(9) آنچه از قرآن برای شما میسر است بخوانید. گر چه مفسران هر یک مقداری را تعیین کرده اند. بعضی 50 آیه و بعضی صد آیه و ... ولی هیچ یک از این اعدادی که ذکر می گردد، دلیل خاصی ندارد، بلکه مفهوم آیه این است که هر مقداری که انسان به زحمت نمی افتد از قرآن بخواند. بدیهی است تلاوتی مورد توجه و عنایت خداوند است که همراه با خودسازی و پرورش روح تعبد و بندگی در انسان باشد. (10)
    قابل ذکر است که طبق روایات اسلامی، فضیلت تلاوت قرآن در زیاد خواندن آن نیست، بلکه در خوب خواندن و خوب فهمیدن و خوب اندیشیدن در قرآن است. امام علی بن موسی الرضا( می فرماید : "آن مقدار از قرآن را بخوانید که در آن خشوع قلب و صفای باطن و نشاط روحانی و معنوی باشد". (11)
    بنا بر این با رعایت این اصول به هنگام تلاوت قرآن، می توان به نتایج مطلوب دست یافت. چه این که مستحبّ است مؤمنین به شکرانه ختم قرآن مجید و رعایت آداب آن دعاهاى زیر را که مرحوم شیخ طوسى و حسن بن فضل طبرسى از حضرت امیر مؤمنان علیه السّلام نقل کرده‏اند، بخوانند:
    «اللّهمّ اشرح بالقران صدرى، و استعمل بالقران بدنى، و نوّر بالقران بصرى، و اطلق بالقران لسانى، و اعنّى علیه ما ابقیتنى، فانّه لا حول و لا قوّة الّا بک. اللّهم انّى اسئلک اخبات المخبتین، و اخلاص الموقنین، و مرافقة الأبرار، و استحقاق حقائق الایمان، و الغنیمة من کلّ برّ، و السّلامة من کلّ اثم، و وجوب رحمتک، و عزائم مغفرتک، و الفوز بالجنّة و النّجاة من النّار؛(12) بارالها! سینه‏ام را به (برکت) قرآن گشاده ساز، و بدنم را به (دستورات) قرآن به کار گیر، و دیدگانم را به (نور) قرآن روشن ساز، و زبانم را به (خواندن) قرآن بگشا، و مرا تا زنده‏ام بر عمل به قرآن یارى رسان که هیچ حرکت و نیرویى جز به یارى تو نیست.
    بارالها! دلدادگى دلدادگان، اخلاص باورداران، همنشینى با نیکان، شایستگى دارا بودن حقایق ایمان، بهره‏مندى از هر کار نیک و سلامتى از هر گناه، رحمت لازمه خودت و آمرزش حتمى‏ات، و رستگارى به بهشت و نجات از آتش دوزخ را از تو خواستارم».

    پي نوشت ها :
    1. رعد (13) آيه 28 .
    2. ر،ك: ناصر مكارم ، تفسير نمونه ، ج10، ص215 ،نشر دارالكتب الاسلاميه ، تهران 1360ش.
    3. واقعه (56) آیه 79 .
    4. حجر (15) آیه 98 .
    5. مزمل (73) آیه 4 .
    6. ناصر مکارم تفسیر نمونه، جلد 11، ص402 ، نشر دار الکتب الاسلامیه، تهران، بی تا.
    7. نساء (4) آیه 82 .
    8. محمد باقر مجلسی ، بحار، ج92، ص106، نشر دار الاحیا التراث العربی بیروت، 1403 ق.
    9. مزمل (73) آیه 25 .
    10. ناصر مکارم ، تفسیر نمونه، ج25،ص194 نشر پیشین
    11. ابی علی فضل طبرسی، مجمع البیان، ج10، ص382، نشر دار العرفیه، بیروت، 1408 ق.
    12. محمد باقر مجلسی ، بحار ، ج 92، ص 209 و 206 حدیث 6 و 1 ، نشر پیشین.

  7. تشکر


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود