صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: مهم ترین دستورالعمل های سلوکی عارفان شریعت محور

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    مهم ترین دستورالعمل های سلوکی عارفان شریعت محور




    باسمه تعالی
    با سلام:

    مشایخ بزرگ عرفانی شیعه و سنی عموما سیر و سلوک عرفانی و دستورات سلوکی خود را منطبق بر تعالیم شرعی و برگرفته از قرآن و سنت دانسته اند. که در اینجا به ارائه نمونه هایی روشن و منظم از دستورات طریقتی عرفان مثبت و مبتنی بر شرع می پردازیم.


    در ابتدا لازم است به توضیح است که این نوع دستورالعمل ها که از طرف عارفان ولایت مدار و شریعت محور شیعی رسیده است، هم شامل اخلاق عبادی و معنوی و فردی است و هم مشتمل بر دستورات اخلاق اجتماعی هم مبتنی بر روایات و آیات و مزین به این دو است و هم متنوع، نظام مند و پرجاذبه و قابل اجرا.

    جالب توجه آنکه صاحبان این مکتوبات اگر چه خود با هیچ یک از سلسله ها و فرقه های اجتماعی تصوف مرتبط نبوده اند، اما در طی مقامات و منازل عرفانی و سلوک عملی به بهره مندی کاملی رسیده بودند. به علاوه اینکه در شناخت و اجتهاد فقهی نیز از فقیهان عصر خود به حساب می آمدند حقیقت این است که در پرتو عمل به این دستورات هم می توان عطش و طلب عرفانی درون خود را سیراب کنیم و هم دچار مشقت ها و پیچیدگی های سلسله های عرفانی و یا جنبش های به اصطلاح معناگرای وارداتی نشویم. این بزرگان نیز خود با عمل به این دستورات بود که به اوج عرفان رسیدند و جاودانه شدند.



  2. تشکر


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    دستورالعمل های اخلاقی –عرفانی ملا محسن فیض کاشانی


    اموری که سالک را لابد(و ضروری) است از آن، و اخلاق آن به هیچ وجه جایز نیست، بعد از تحصیل عقاید حقه، بیست و پنج چیز لازم است:


    اول: محافظت بر صلوات خمس (نمازهای پنج گانه یومیه)، اعنی(یعنی) گزاردن آن در اول وقت به جماعت و سنن و آداب پس اگر به علتی و عذری از اول وقت تاخیر کند یا به جماعت حاضر نشود یا سنتی از سنن یا ادبی از آداب آن را فرو گذارد؛ الا نادرا، از سلوک راه بیرون رفته و با سایر عوام که در بیدای (بیابان) جهالت و ضلالت سرگردان می چرخند و از راه مقصد بی خبرند و ایشان را هرگز ترقی ای نیست، مساوی است.


    دوم: محافظت بر نماز جمعه و عیدین و آیات با اجتماع شرایط ، الا مع العذر المقسط(مگر با عذر شرعی) که اگر سه جمعه متوالی ترک نماز کند بی علتی، دل او زنگ گیرد و به حیثیتی که قابل اصلاح نباشد.


    سوم: محافظت بر نماز معهوده رواتب یومیه (نمازهای مستحبی و نافله یومیه) که ترک آن را معصیت شمرده اند، الا چهار رکعت از نافله عصر و دو رکعت از نافله مغرب و تَیره که ترک آن بی عذری نیز جایز است.


    چهارم: محافظت بر صوم ماه رمضان و تکمیل آن چنانچه زبان را از لغو و غیبت و دروغ و دشنام و نحو آن و سایر اعضا را از ظلم و خیانت و فطور (افطاری) را از حرام و شبهه بیشتر ضبط کند که در سایر ایام می کرد.




  5. تشکر


  6. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    پنجم: محافظت بر صوم سنت (روزه مستحبی) که سه روز معهود از هر ماهی که معادل صوم دهر است چنان که بی عذری ترک نکند و اگر ترک کند قضا کند یا به مدّی(ده سیر) از طعام تصدق نماید.


    ششم: محافظت بر زکات بر وجهی که تاخیر و توانی (سستی )جایز ندارد مگر عذری باشد مثل فقد (نبودن) مستحق یا انتظار افضل مستحقین و نحو آن.


    هفتم: محافظت بر انفاق حق معلوم از مال ، اعنی مقرر سازد که هر روز یا هر هفته یا هر ماه چیزی به سائل یا محروم داده باشد به قدر مناسب مال چنان که اخلال به آن نکند و اگر کسی را نیز به ان مطلع نسازد بهتر است.«والذین فی اموالهم حق معلوم للسائل و المحروم.»[معارج، 25 و 26]؛ «و کسانی که در اموال خود حق و بهره ای معلوم برای فقیر و محروم است. و در حدیثی، حق معلوم غیر از زکات است.
    هشتم: محافظت بر حجة الاسلام (حج واجب) چنانچه در سال وجوب به فعل آورد و بی عذری تاخیر روا ندارد.


    نهم: زیارت قبور مقدسه پیغمبر و ائمه معصومین صلوات الله علیهم خصوصا امام حسین علیه السلام چه در حدیث آمده که زیارت حسین علیه السلام فرض است بر هر مومنی ، هر که ترک کند حقی از خدا و رسول ترک کرده باشد.


    دهم: محافظت بر حقوق اخوان و قضای حوائج ایشان چه تاکیدات بلیغه در آن شده بلکه بر اکثر فرائض مقدم داشته اند.


  7. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    یازدهم: تدارک نمودن هر چه از مذکورات فوت شده باشد وقتی که ممتنبه شده باشد، مهما امکن(و هر گاه و هر گونه که ممکن شود.)
    دوازدهم: اخلاق مذمومه مثل کبر، بخل، حسد، و نحو آن را از خود سلب کردن به ریاضت و مضادت(و مخالفت) و اخلاق پسندیده مثل حسن خلق و سخا و صبر و غیر آن بر خود بستن تا ملکه شود.


    سیزدهم: ترک شبهات که موجب وقوع در محرمات است و گفته اند: هر که ادبی را ترک کند از سنتی محروم می شود و هر که سنتی را ترک کند از فریضه ای محروم می شود.

    چهاردهم: در ما لا یعنی و کارهای بی فایده فرو نرفتن که موجب قسوت و خسران است.

    پانزدهم: کم خوردن و کم خفتن و کم گفتن را شعار خود ساختن که تاثیر تمام در تنویر قلب دارد.


    شانزدهم: هر روز قدری از قرآن تلاوت کردن و اقلش پنجاه آیه است به تدبر و تامل و خضوع، و اگر بعضی از آنها در نماز واقع شود بهتر است.
    هفدهم: قدری از اذکار و دعوات(دعاها) ورد خود ساختن در اوقات معینه خصوصا بعد از نمازهای فریضه و اگر تواند که اکثر اوقات زبان را مشغول ذکر حق دارد و اگر چه جوارح در کارهای دیگری مصروف باشد زهی سعادت.


    از حضرت امام محمد باقر علیه السلام منقول است که زبان مبارک ایشان اکثر اوقات تر بوده است به کلمه طیبه لا اله الا الله[1] اگر چیزی می خورده اند و اگر سخنی می گفته اند و اگر راه می رفته اند الی غیر ذلک، چه این ممد (و یاری دهنده) و معاونی قوی است مر سالک را، و اگر ذکر قلبی را نیز مقارن ذکر لسانی سازد به اندک زمانی فتوح (پیروزی های معنوی) بسیار روی می دهد تا می تواند سعی نماید که دم به دم متذکر حق می بوده باشد تا غافل نشود که هیچ امری به این نمی رسد در سلوک ، و این ممدی است قوی در ترک مخالفت حق سبحانه و تعالی به معاصی.

    پی نوشت:
    [1].بحارالانوار، ج46، ص397




  8. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    هجدهم: صحبت عالم و سوال از او و استفاده علوم دینیه به قدر حوصله خود تا می تواند که علمی بر علم خود بیفزاید...و صحبت اعلم از خود را فوزی عظیم شمرد و اگر عالمی یابد که به علم خود عمل کند متابعت او را لازم شمرد و از حکم او بیرون نرود و پیری که صوفیه می گویند عبارت از چنین کسی است و مراد از علم ، علم آخرت است نه علم دنیا و اگر چنین کسی نیابد و اعلم از خود نیز نیابد با کتاب صحبت دارد و با مردم نیکو سیرت که از ایشان کسب اخلاق حمیده کند، هر صحبتی که او را خوشوقت و متذکر حق و نشئه آخرت می سازد از دست ندهد.


    نوزدهم: با مردم حسن خلق و مباسطت(گشاده رویی) معاشرت کردن تا بر کسی گران نباشد و افعال ایشان را محملی نیکو اندیشیدن و گمان بد به کسی نداشتن.


    بیستم: صدق در اقوال و افعال را شعار خود ساختن.


    بیست و یکم: توکل بر حق سبحانه و تعالی کردن در همه امور و نظر بر اسباب نداشتن و در تحصیل رزق اجمالی کردن و بسیار به جدی نگرفتن در آن و فکرهای دور به جهت آن نکردن و تا می توان به کم قناعت کردن و ترک فضول نمودن.


    بیست و دوم: بر جفای اهل و متعلقان صبر کردن و زود از جا در نیامدن و بدخویی نکردن که هر چند جفا بیشتر می کشد و تلقی بلا بیشتر می کند زودتر به مطلب می رسد.


    بیست و سوم: امر به معروف و نهی از منکر به قدر وسع و طاقت کردن و دیگران را نیز بر خیر داشتن و غم خواری نمودن و با خود در سلوک، شریک ساختن، اگر قوت نفسی داشته باشدو الا اجتناب از صحبت ایشان نمودن با مدارا و تقیه تا موجب وحشت نشود.


    بیست و چهارم: اوقات خود را ضبط کردن و در هر وقتی از شبانه روز وردی قرار دادن که به آن مشغول می شده باشد تا اوقاتش ضایع نشود


    این است آنچه از ائمه معصومین صلوات الله علیهم به ما رسیده که خود می کرده اند و دیگران را می فرموده اند... و از جمله اموری که عمده است در سلوک حریت است، اعنی آزاد بودن از آلودگی های طبیعت و وساوس عادت و نوامیس عامه ، چه سالک را هیچ سدی عظیم تر از این سه امر نیست و بعضی از حکما اینها را روسای شیاطین نامیده اند و هر قبیحی که از هر کسی سر می زند چون نیکو می نگری به یکی از این سه منتهی می شود، اما شوائب طبیعت مثل شهوت و غضب و توابع آن از حیث حب مال و جاه و غیر آن ....و اما وساوس عادت مانند تسویلات(گمراه نمودن)نفس اماره و تزئینات او و اعمال غیر صالحه به سبب خیالات فاسده و اوهام کاذبه و لوازم آن از اخلاق رذیله و ملکات ذمیمه.... اما نوامیس عامه مانند متابعت غولان آدمی پیکر و تقلید جاهلان عالم آسا و اجابت استغواء (گمراه کردن)و استهوای (بی خرد نمودن) شیاطین جن و انس و مغرور شدن به خدع و تلبسات ایشان....


    و هر که این بیست و چهار مذکور را بر خود لازم گرداند و به جد می کرده باشد از روی اخلاص ، روز به روز حالش در ترقی باشد حسناتش متزاید و سیئاتش مغفور و درجاتش مرفوع....

    گر چه وصالش نه به کوشش دهند/ آن قدر ای دل که توانی بکوش


    اگر به مقصود رسیدی زهی سعادت و اگر در این راه مردی ز هی شهادت[1]

    پی نوشت:
    [1].زادالسالک، فیض کاشانی، ص29-49


    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۳/۰۲/۲۸ در ساعت ۱۹:۵۷

  9. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    2-دستورالعمل های مرحوم ملا حسین قلی همدانی:


    آنچه این ضعیف از عقل و نقل استفاده نموده ام این است که اهم اشیا از برای طالب قرب، جد و سعی تمام در ترک معصیت است. تا این خدمت را انجام ندهی نه ذکرت و نه فکرت ، به حال قلبت فایده ای نخواهد بخشید چرا که پیشکش و خدمت کردن کسی که با سلطان در مقام عصیان و انکار است بی فایده خواهد بود. نمی دانم کدام سلطان اعظم از این سلطان عظیم الشان است و کدام نقار(دشمنی) اقبح از نقار با او است....


    از آنچه گفتم بفهم که خواستن تو محبت الهی را، با گناه کردن امر فاسدی است و چگونه نمی دانی که معصیت محبوب خود موجب نفرت است و با محبت وی جمع نمی شود؟ وقتی بر تو محقق شد که ترک معصیت اول و آخر و ظاهر و باطن دین است پس به مجاهده دست بزن و با تمام کوشش از لحظه ای که سر از بستر بر می داری تا شب که می خوابی در همه آنات به کمال جدیت مراقبت داشته باش. و در محضر مقدس الهی ملازم ادب باش. بدان که تو به جمع اعضای وجودت اسیر قدرت اویی پس حرمت حضورش را رعایت کن و او را چنان عبادت کن که گویا او را می بینی که اگر تو او را نمی بینی او تو را می بیند. همواره متوجه عظمت حق و خردی خود و رفعت او و پستی خود و عزت وی و ذلت خود و غنای او و نیاز خود باش. و از زشتی و غفلت خود در حضور او که همیشه ملتفت تو است غافل مباش و در پیشگاه او چون بنده ذلیل و ضعیفی بایست.....


    خلاصه بعد از سعی در مراقبت البته طالب قرب، بیداری، و قیام سحر را اقلا یکیا دو ساعت به طلوع فجر مانده الی مطلع الشمس (تا طلوع افتاب) از دست ندهد و نماز شب را با آداب و حضور قلب به جا می اورد و اگر وقتش زیادتر باشد به ذکر یا فکر یا مناجات مشغول بشود، لیکن قدر معینی از شب باید مشغول با حضور بشود. در تمام حالاتش خالی از حزن نبوده باشد اگر ندارد تحصیل نماید به اسبابش و بعد از فراق تسبیح سیدة نساء علیها السلام و دوازده مرتبه سوره توحید و ده مرتبه لا اله الا الله وحده لا شریک له ، له الملک... و صد مرتبه لا اله الا الله و هفتاد مرتبه استغفار بخواند و قدری از قران شریف قرائت نماید و دعای معروف صباح البته خوانده شود و دائما با وضو باشد و اگر بعد از هر وضو دو رکعت نماز بکند بسیار خوب است.



  10. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بسیار ملتفت باشد که به هیچ وجه اذیتش به غیر نرسد و در قضا حوائج مسلمین خصوصا پرهیزکاران ایشان سعی بلیغ نماید. در هرمجلسی که وقوع در معصیت است البته الیته، البته اجتناب نماید بلکه مجالست با اهل غفلت به غیر شغل ضرورتا مضر است اگر چه از معصیت خالی بوده باشد. کثرت اشتغال به مباحات و شوخی بسیار کردن و لغو گفتن و گوش به اراجیف دادن قلب را می میراند.
    اگر بی مراقبت مشغول به ذکر و فکر بشود بی فایده خواهد بود اگر چه حال هم بیاورد، چرا که آن حال دوام پیدا نخواهد کرد گول حالی را که ذکر بیاورد بی مراقبه نباید خورد.....[1]

    ایشان در دستورالعمل دیگری چنین می فرماید:

    تمام سفارشات این بینوا به تو اهتمام در ترک معصیت است اگر این خدمت را انجام دادی آخرالامر تو را به جاهای بلند خواهد رسانید البته، البته در اجتناب از معصیت کوتاهی مکن و اگر خدای نخواسته معصیت کردی زود توبه نما و دو رکعت نماز به جا آور و بعد از نماز هفتاد مرتبه استغفار کن و سر به سجده بگذار و در سجده از حضرت پروردگار عفو بخواه امیدوارم عفو بفرمایید.


    معاصی کبیره که در بعضی رساله عملیه ثبت شده را یاد بگیر و ترک نما. زنهار پیرامون غیبت و دروغ و اذیت مگرد. اقلا یک ساعت به صبح مانده بیدار شو و سچده بیاور.... و سعی کن که عمل و ذکرت به محض زبان نباشد و با حضور قلب باشد که عمل بی حضور اصلاح قلب نمی کند اگر چه ثواب کمی دارد البته البته از غذای حرام فرار کن مخور مگر حلال. غذا را کم بخور یعنی زیاده بر حاجت بنیه مخور نه چندان بخور که تو را سنگین کند و از عمل باز دارد و نه چندان کم بخور که ضعف بیاورد و به سبب ضعف از عبادت مانع شود و هر قدر بتوانی روزه بگیر به شرطی که شب جای روز را پر نکنی.


    الحاصل ، غذا به قدر حاجت بدن ممدوح و زیاده و کم هر دو مذموم است.

    پی نوشت:
    [1].
    همراه با فرزانگان، ص103




  11. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    شروع کن به نماز ، با قلب پاک از حقد و حسد و غل و غش مسلمانان و لباس و فرش و مکان نمازت باید مباح باشد. اگر چه مکان غیر محل جبهه(پیشانی) نجس بودنش به نجاست غیر متعدیه (نجاستی که به جای دیگری نرسد) نماز را باطل نمی کند ولی نبودنش بهتر است و بایست به نماز ایستادن بنده در حضور و مولای جلیل با گردن کج و قلب خاضع و خاشع بعد از فریضه صبح هفتاد مرتبه استغفار و صد مرتبه کلمه طیبه توحید لا اله الا الله و دعای صباح مشهور بخوان و تسبیح سیده نسا را بعد از فریضه ترک مکن و هر روز هر قدر بتوانی لااقل یک جزء قران را با احترام و وضو و خضوع و خشوع بخوان و در بین خواندن حرف مزن مگر در مقام ضرورت، در وقت خواب شهادت را بخوان و ایة الکرسی و یک ممرتبه فاتحه و چهار مرتبه سوره توحید و پانزده مرتبه سوره قدر و ایه شهدالله... بخوان و استغفار هم مناسب است و اگر بعضی از اوقات بتوانی سوره مبارکه توحید را صد مرتبه بخوانی بسیار خوب است. و از یاد مرگ غافل مشو و دست بر گونه راست با یاد خدا بخواب و از وصیت کردن غافل مشو.

    ذکر مبارک لا اله الا انت، سبحانک انی کنت من الظالمین را هز قدر بخوانی و در هر وقت، بسیار بگو. در شب و عصر جمعه در هر یک مرتبه سوره مبارکه قدر را بخوان و دعای کمیل را در هر شب جمعه ترک مکن و مناجات خمسه عشر را حالت با هر کدام از آنها مناسب باشد- لا سیما مناجات مساکین و تائبین و مفتقرین و مریدین و متوسلین و معتصمین را بسیار بخوان و دعاهای صحیفه کامله سجادیه هر کدام در مقام مناسب بسیار خوب است. و در وقت عصر هفتاد بار استغفار و یک سبحان الله العطیم و سبحان الله و بحمده بخوان و استغفارات خاصه را هم بخوان و سجده طویل را هم فراموش مکن و قنوت را طول دادن بسیار خوب است و البته همه اینها با ترک معاصی خوب است.[1]

    پی نوشت:
    [1].تذکرة المتقین، ص175



  12. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    3-دستورالعمل های مرحوم بهاری همدانی در چگونگی تحصیل تقوا، ترک معاصی، سلوک تدریجی و تقسیم اوقات


    آنچه لازم است این است که تامل درستی نماید ببیند بنده است یا آزاد ، اگر دید آزاد است خودش می داند که هر کاری بخواهد بکند و اگر دانست بنده است و مولی دارد سر خود نیست هر کاری بکند ولو دستی حرکت دهد زیرا از وی جهت آن سوال خواهد شد و او جواب درستی باید بگوید.

    بنابراین باید سعیش در تحصیل رضای مولایش باشد اگر چه دیگران راضی بر آن کار نباشند ابدا و تحصیل رضای مولای حقیقی جل شانه نیست مگر در تحصیل تقوا.


    غرض اصلی از خلقت حاصل نخواهد شد به جز اینکه معرفت و محبت میان عبد و مولا باشد. تحصیل تقوا محتاج به چند چیز است که چاره ندارد از آنها: یکی پرهیز از معاصی است، باید معاصی را تفصیلا یاد بگیرد و هر یک را در مقام خود ترک نماید. از جمله معاصی است، ترک واجبات، پس باید واجبات خود را هم به مقدار وسع و ابتلا به آنها یاد گرفته و عمل نماید. این واضح است که با معصیت کاری اسباب محبت و معرفت نخواهد شد اگر اسباب عداوت نباشد



  13. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    اگر بگویدمن نمی توانم ترک معصیت بالمره( یک مرتبه ) بکنم لابد واقع (گرفتار معصیت ) می شوم جواب این است که بعد المعصیة می توانی که توبه کنی.کسی که توبه کرد از گناه مثل کسی است که گناه نکرده پس مایوس از این خانه نباید شد اگر چه هفتاد پیغمبر را سر بریده باشد باز توبه اش ممکن است قبول باشد. مولای او قادر است که خصمای (دشمنان) او را راضی کند از معدن جود خودش جلت قدرته.
    دوم: اینها مهما امکن پرهیز از مکروهات هم داشته باشد به مستحبات بپردازد. حتی المقدور چیز مکروه به نظرش حقیر نیاید و نگوید: «کل مکروه جائز» بسا می شود یک ترک مکروهی پیش مولی از همه چیز مقر بتر واقع شود یا اتیان مستحب کوچکی. و این به تامل در عرفیات ظاهر خواهد شد.

    سیم: ترک مباحات است در غیر مقدار لزوم و ضرورت ، اگر چه شارع مقدس خیلی چیزها را مباح کرده برای اغنیاء اما چون در باطن میل ندارد بنده او مشغول به غیر او باشد از امور دنیویه اگر چه حرام نباشد ارتکاب به آنها «اقتداً بالنبیین علیهم السلام و تاسیاً بالائمة الطیبین الطاهرین صلوات الله علیهم اجمعین»


    چهارم: ترک کند ما سوی الله را، و در دل خود غیر او راه ندارد چطور گفت خواجه:


    نیست در اوج دلم جز الف قامت یار / چه کنم حرف دگر یاد نداد استادم

    اگر بگوید: «با این ابتلا به معاش و زن و بچه و رفیق و دوست چطور می شود ، آدم ترک ما سوی الله بکند و در قلبش غیر یاد او چیزی نباشد؟ این فرض به حسب متعارف بعید است و شدنی نیست. می گوییم آن مقدار که تو باید ترک کنی آن هر کس است که تو را از یاد او جل شانه نگاه دارد با آن شخص باید به مقدار واجب و ضرورت بیشتر محشور نباشی.


    و اما هر کس که خدا را به یاد تو بیاندازد ترک مجالست او صحیح نیست حضرت عیسی (علی نبینا و آله و علیه السلام) فرمودند: «معاشرت کنید با کسانی که رویت انها خدا را به یاد شما می اندازد.»


    الحاصل طالب خدا اگر صادق باشد باید انس خود را یواش یواش از همه چیز ببرد و همواره در یاد او باشد ، مگر اشخاصی را که در این جهت مطلوب به کارش بیاید و آنهم به مقدار لازمه آن کار. پس با آنها بودن منافاتی با یاد خدا بودن ندارد و محبت این اشخاص هم، از فروع محبت الهی جل شانه است و منافات با محبت الهی ندارد.


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود