صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: هزار ويك راه براي گفتگو با خدا

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953

    خدا نزديك است - پالايش روح




    هزار ويك راه براي گفتگو با خدابنام تو اي قرار هستيهزار ويك راه براي گفتگو با خدا


    خدا نزديک است


    صد و يک راه براي گفتگو با خدا


    پيشگفتار
    هميشه مي گوييم « خدا با ماست» ، اما بيشتر ما، فقط وقتي وحشت زده، غمگين، گيج يا سردرگم مي شويم، به ياد خدا مي افتيم و نياز پيدا مي کنيم با او حرف بزنيم. در روزهاي عادي و اتفاقات روزمره زندگي، حضور خدا را در کنارمان از ياد مي بريم و در نتيجه از دريافت راهنمايي و کمک او غافل مي شويم.
    از طريق گفتگوي بيشتر با خدا نه تنها آگاهي، اقتدار، مهرباني و ... او را بهتر مي شناسيم، بلکه شناخت بهتري از نقاط قوت و ضعف خودمان به دست مي آوريم. به اين ترتيب مي توانيم به بهبود جسم و روحمان بپردازيم، موفقيت هاي بيشتري به دست بياوريم و در نتيجه از زندگي بيشتر لذت ببريم.
    با خدا حرف مي زنيم و نيازهاي عميق خودمان و ديگران را بهتر درک مي کنيم، با خدا حرف مي زنيم و مي فهميم که چطور بايد سهم دوستي را ادا کنيم، با خدا حرف مي زنيم و حقيقتاً مي فهميم که « خدا هميشه با ماست » حتي زمان هايي که خودمان را سزاوار اين لطف نمي بينيم، با خدا حرف مي زنيم و مي فهميم که هيچ وقت تنها نيستيم.

    پالايش روح
    شروع به تميز كردن چيزي مثل وان، ميز تحرير،‌زير تخت يا داخل كمدتان كنيد. در حالي كه مي‌بينيد آن شي ء‌ چطور رو به تميزي مي‌رود،‌ از خدا به خاطر پاك كردن روح‌تان قدرداني كنيد.
    با او درباره‌ي شرمندگي كه در اعماق وجودتان احساس مي‌كنيد حرف بزنيد، مثلاً اشتباهي كه در زندگي مرتكب شده‌ايد و هميشه سعي كرده‌ايد آن را پنهان كنيد.
    هديه اي را كه خدا دارد به شما مي‌دهد با كمال ميل بپذيريد. اين هديه شروع يك زندگي تازه،‌ آن هم در كنار اوست،‌زندگي جديدي كه در آن از گذشته هاي ناپاك خبري نيست. از او به خاطر اين هديه تشكر كنيد.

    هزار ويك راه براي گفتگو با خدا



  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953

    مطلب خدا نزديك است - ديگران را ببخشيدتا ...




    هزار ويك راه براي گفتگو با خدابنام تو اي قرار هستيهزار ويك راه براي گفتگو با خدا


    خدا نزديک است


    صد و يک راه براي گفتگو با خدا


    ديگران ببخشيد
    در حالي که با خدا راز دل مي کنيد، موضوع کسي را که در حق تان بي انصافي کرده يا با شما رفتار خوبي نداشته، به شما دروغ گفته يا دروغي را به شما نسبت داده، به شما تهمتي زده يا به عهدش وفا نکرده با او در ميان بگذاريد.
    سپس نامه اي به خدا بنويسيد و در آن تمام درد و رنج، نا اميدي و يا هر احساس آزار دهنده ديگري را که اين فرد در شما ايجاد کرده توصيف کنيد. از خيانت، دورويي، بي عدالتي و ... او بگوييد.بعد نامه را پاره کنيد و در سطل آشغال بريزيد. او را ببخشيد و دست آخر، از خدا به خاطر اينکه هميشه اشتباهاتي را که در زندگي کرده ايد، بخشيده تشکر کنيد.


    تماشاي طلوع
    به تماشاي طلوع خورشيد برويد، آن هم از جايي كه چشم انداز زيبايي ندارد،‌مثلاً‌ از يك قطعه زمين، ساختمان يا كارخانه‌ي متروكه و يا از يك پاركينگ شلوغ و دود آلود. تجسم كنيد خدا در كنار شماست و با هم طلوع را تماشا مي‌كنيد. در هر لحظه از بالا آمدن خورشيد،‌ به تغييرات آسمان دقت كنيد. ببينيد نور خورشيد چقدر زيبا از تكه شيشه‌ي شكسته اي كه روي زمين افتاده منعكس مي‌شود. دقت كنيد چطور پرتوهاي گرم خورشيد خودش را در آن فضاي سرد و بي روح گسترده مي‌كند.
    از خدا بخواهيد در همه حال گرماي اميد را با شما همراه كند،‌ حتي در شرايط سخت زندگي.
    در پايان روز به جايي كه دوست داريد برويد و غروب خورشيد را در حضور خدا تماشا كنيد و به اين ترتيب روز را تمام كنيد.


    هزار ويك راه براي گفتگو با خدا



  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953

    مطلب هزار ويك راه براي گفتگو با خدا




    هزار ويك راه براي گفتگو با خدابنام تو اي قرار هستيهزار ويك راه براي گفتگو با خدا


    يك انسان پاك پيدا كنيد
    گذشته را به طور كامل مرور كنيد و از ميان آن‌هايي كه مي‌شناسيد كسي را پيدا كنيد كه برايتان سمبل يك پاك باشد،‌كسي كه او را به خاطر داشتن شخصيت قوي ستايش مي‌كنيد، مثلاً‌ معلم ادبيات كه شما را به شعر علاقه‌مند كرده، معلم رياضي كه با حرف‌هايش شما را به رياضيات علاقه‌مند كرده و يا برادر همسرتان كه به زن و فرزندانش خوب رسيدگي مي‌كند و الگويي براي شماست.
    نامه‌اي به ان شخص بنويسيد و بگوييد كه معتقديد خدا او را سر راه شما قرار داده تا از او چيزهايي ياد بگيريد.ضمناً‌برايش بنويسيد كه چطور شخصيتش روي شما و زندگي‌تان تاثير گذاشته است.در پايانِ نامه از خدا براي اين لطف تشكر كنيد و از او بخواهيد كمك كند تا شما هم بتوانيد چنين انساني باشيد.
    نامه را پيش خودتان نگه داريد و هر موقع لازم مي‌دانيد آن را دوباره بخوانيد.


    معجزه بکاريد
    خاک باغچه را بکنيد و پياز گل يا نهالي را در آن بکاريد. تجسم کنيد گل يا نهالتان بعد از يک سال، ده سال و صد سال! چه شکلي به خود مي گيرد. به معجزه خدا در رشد و نمو گياهان فکر کنيد و از او به خاطر رشد و پرورش خودتان قدرداني کنيد




    هزار ويك راه براي گفتگو با خدا




  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    719
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    4 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    41
    آپلود
    0
    گالری
    4

    شاد




    حالا که شما این قدر دلتون پاکه دعامون کنید به مولا. من هم دعاتون میکنم. دعا میکنم راه براتون خیلی صاف و ساده بشه. و روشن !یا علی مدد
    هر كس به شأن خود به كاري مي پردازد


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۷
    نوشته
    351
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    14 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0

    می خواهی ایمان راسخی داشته باشی؟





    با سلام و عرض احترام خدمت کاربران محترم انجمن


    (به اندازه ی همه ی انسانها راه هست برای رسیدن به خدا، شما هم یکی از آنها. پس پله های کمال را از نردبان ایمان پاک نکنیم با کنار کشیدنمان)


    دوست گرامی، اگر همراه این موضوع هستی و یا تازه وارد بحث شده ای. پس در مورد این موضوع کنجکاوی؟ و یا منتظر رسیدن به پاسخ منطقی هستی؟
    پس با ارائه ینظر و سوالات خود حول این محور، به نتیجه رساندن را روانتر سازید.

    دوستان گرامی، هر انسانی را عقلی است و عقل را تاملی. پس سکوت مکنید و از خود، نظری و یا سوالی را در این موضوع ثبت نمایید.

    ان شاءالله با همراهی تمامی کاربران محترم، به یک پاسخ گسترده ی قرانی و حکیمانه برسیم.


    اجرکم عند الله
    با تشکر: تاری

    سوالات و نظرات خود را در این قسمت ثبت نمائید.
    http://www.askquran.ir/showthread.php?t=10246&page=2



    ویرایش توسط تاری : ۱۳۸۷/۱۱/۱۶ در ساعت ۱۶:۵۰
    یارب
    ای خدا با تو سخن می گویم:
    ***
    گر به تو افتدم نظر؛ چهره به چهره، رو به رو .... شرح دهم غم فراق؛ نکته به نکته، مو به مو
    ***


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    22,909
    صلوات
    8500
    تعداد دلنوشته
    52
    مورد تشکر
    834 پست
    حضور
    98 روز 2 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    1



    1. گفتمش تو کیستی؟گفت:«قرآناً عربیاً غیر ذی عوج، قرآنی عربی،بی هیچ کژی».(سوره زمر،آیه 28) 2. چگونه کتابی هستی؟ گفت:«بیان للناس و هدی و موعظة للمتقین»
    3. از جانب که آمده ای؟ گفت:«من لدن حکیم علیم؛از سوی حکیمی دانا».(سوره نمل، آیه 6)
    4. برای چه نازل شده ای؟ گفت:«یا ایها الناس قد جائتکم موعظة من ربّکم و شفاء لما فی الصّدور و هدی و رحمة للمؤمنین؛ای مردم! به یقین برای شما از جانب پروردگارتان اندرزی و درمانی برای آنچه در سینه هاست و رهنمود و رحمتی برای گروندگان[به خاک] آمده است».(سوره یونس، آیه 57)
    5. بر چه کسی نازل شده ای؟گفت:«نزل علی محمد و هو الحق…؛»
    6.وظیفه ما در برابر رسول اکرم(ص) چیست؟گفت:«و ما اتاکم الرّسول فخذوه و ما نهاکُم عنه فانتهوا؛آنچه را فرستاده[او] به شما داد، آن را بگیرید و از آنچه شما را بازداشت باز ایستید».(سوره حشر، آیه 7)
    7. بهترین الگوی من کیست؟گفت:«لقد کان لکم فی رسول الله اسوة حسنة؛قطعاً برای شما در[اقتدا به] رسول خدا سرمشقی نیکوست».(سوره احزاب، آیه 21)
    8. گفتم:از عظمت خدا برایم بگو،گفت:«هو الأول و الآخر و الظّاهر و الباطن، اوست اول و آخر و ظاهر و باطن».(سوره حدید، آیه 3)
    9. گفتم:او کجاست؟گفت:«و هو معکم اینما کنتم؛و هر کجا باشید او با شماست».(سوره حدید، آیه 4)
    10. پس چگونه او را اثبات کنم؟ گفت:«فانظر الی آثار رحمة الله…؛پس به آثار رحمت خدا بنگر…».(سوره روم، آیه 50)
    11. چطور با او سخن بگویم؟ گفت:«اقم الصلاة لذکری؛و به یاد من نماز برپا دار».(سوره طه، آیه 14)
    12.گفتم هدف از خلقت ما چیست؟ گفت:«و ما خلقت الجنّ و الانس الاّ لیعبدون؛و جن و انس را نیافریدیم جز برای آنکه مرا بپرستند».(سوره ذاریات، آیه 56)
    13. هدف از عبادت چیست؟ گفت:«و اعبد ربّک حتّی یأتیک الیقین؛پرودگارت را پرستش کن تا اینکه مرگ تو فرا رسد».(سوره حجر، آیه 99)
    14. دشمن من کیست؟گفت:«انّ الشّیطان لکم عدوّ؛در حقیقت شیطان دشمن شماست».(سوره فاطر، آیه 6)
    15. در برابر وسوسه هایش چه باید کرد؟گفت:«و امّا ینزغنّک من الشیطان نزغ فاستعذ بالله؛و اگر وسوسه ای از شیطان تو را از جای در آورد پس به خدا پناه ببر».(سوره فصلت، آیه 36)

    16. دشمن درونی و پنهانی من کیست؟گفت:«انّ النّفس لأمارة بالسّوء؛نفس قطعاً به بدی امر می کند».(سوره یوسف، آیه 53)
    17. با نفس چگونه برخورد کنیم؟گفت:«قد افلح من زکّ اها، که هر کس آن را پاک گردانید قطعاً رستگار شد».(سوره شمس، آیه 9)
    18. می خواهم بدانم به کجا رهسپارم؟گفت:«انّک کادح الی ربّک کدحاً فملاقیه، حقا که توبه سوی پروردگار خود بسختی در تلاشی و او را ملاقات خواهی کرد».(سوره انشقاق، آیه 6)
    19.آیا در این راه احتیاج به توشه ای هم دارم؟گفت:«تزوّدوا فانّ خیر الزّاد التّقوی؛و برای خود توشه برگیرد که در حقیقت بهترین توشه پرهیزکاری است».(سوره بقره، آیه 197)
    20. فایده تقوا چیست؟ گفت:«و من یتّق الله یجعل له مخرجاً و یرزقه من حیث لایحتسب؛و هرکس از خدا پروا کند[خدا] برای او راه بیرون شدنی قرار می دهد و از جایی که حسابش را نمی کند به او روزی می رساند».(سوره طلاق، آیه 2 و 3)



  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    22,909
    صلوات
    8500
    تعداد دلنوشته
    52
    مورد تشکر
    834 پست
    حضور
    98 روز 2 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    1



    خداوندا! به من چونان ملک و اقتدار عطا فرما که چنین موقعیتی بعد از من به هیچ کس دیگری دست ندهد: «هب لی ملکاً لاینبغی لاحد من بعدی» بنده شایسته و لایقی بود به گونه ای که عنایت ویژه حضرت احدیت را احراز نموده، این درخواست در شأن او به مرحله اجابت رسید.

    آری؛ او سلیمان بن داود و از پیامبران بزرگ الهی است.از ویژگی های حضرتش این بود که انواع مخلوقات از قبیل: انس و جن،پرندگان و… گوش به فرمان او بودند و از جمله آن پرندگان که مطیع فرمان او به شمار می رفت،هدهد بود.1
    هنگامی که از کار آن عبادتگاه با عظمت فارغ گشت،دلش آرام گرفت و خاطرش بیاسود و به قصد حج عزیمت کرد و مدتی در حرم امن اقامت نمود و پس از آن آهنگ یمن کرد و به سرزمین صنعا رهسپار شد و در آنجا به جستجوی آب پرداخت و برای یافتن آن کاوش فراوان نمود؛ ولی خسته و فرسوده شد و به مقصود خویش دست نیافت در این هنگام حضرت سلیمان به صف پرندگان توجه نموده،و از هدهد سراغ گرفت تا او را به آب رهبری کند.2 ولی هدهد را در صف پرندگان مشاهده نکرد.پرسید:چه شده است که من هدهد را نمی بینم؟ آیا عذری در نیامدن و غیبت داشته یا بدون جهت تأخیر نموده است؟(مالی لااری الهدهد ام کان من الغائبین).اگر چنین باشد من او را به سختی مجازات نموده و یا خواهم کشت. مگر آن که دلیلی روشن و شفاف برای غیبتش اقامه کند.(لاعذّبنّه عذاباً شدیداً او لاذبحنّه او لیأتینّی بسلطان مبین)» دیری نپایید که هدهد حضور پیدا کرد و بی درنگ گفت:ای سلیمان! من به موضوعی دست یافته ام که تو از آن بی خبری،من از شهر سبا می آیم و خبر مهمی برای تو آوره ام؛«احطت بما لم تحط به وجئتک من سبأ بنأ یقین»پادشاه آن کشور زنی بود که همه امکانات در اختیار داشت و تخت سلطنتی بس عظیم و شگفتی داشت. آنچه مایه تأسف است این که پادشاه و مردم آنجا به جای خدای سبحان در برابر خورشید سجده می کردند!خورشید پرست بودند و شیطان این رفتار را برای آنان زیبا جلوه داده، آنان را به بی راهه برده بود.شگفتا! از چه رو به ساحت احدیت سجده نمی کنند؟
    آن خدایی که آنچه آنان آشکار و یا پنهان سازند از آن آگاه است.آن ذات مقدسی که جز او معبودی در جهان هستی یافت نمی شود و به راستی که عرش عظیم ویژه آن ذات مقدس است.
    حضرت سلیمان(ع) برای این خبر اهمیت ویژه ای قائل شد و فرمود:«من باید بررسی کنم که آیا این گزارش صحیح است یا نه؟
    آنگاه نامه ای برای ملکه سبا مرقوم فرمود و به هدهد داد و گفت:«تو خود نامه را ببر و به نزد ملکه سبا بیفکن و از دور با دقت تماشا کن که چه عکس العملی نشان خواهد داد».
    هدهد نامه را برداشت و به سوی بلقیس راونه شد و نامه را نزد او افکند.بلقیس نامه را برداشت و قرائت کرد و آن گاه خطاب به وزرا و بزرگان دربار نموده، گفت: نامه مهمی به من رسیده است.نامه از سلیمان نبی است و محتوای آن چنین است:«به نام خداوند کارساز بنده نواز، آن گاه فرمان داده که از دعوتش سرپیچی نشود و برتری جویی را کنار گذاشته و از سر تسلیم به سوی او رهسپار گردند».
    سپس ملکه سبا خطاب به حاضران گفت:«هر یک از شما نظر خود را در این راستا ابراز کند که من بدون رایزنی و آگاهی از دیدگاه شما تصمیم قاطع و نهایی نخواهم گرفت».
    وزرا و فرماندهان گفتند:ما امّتی نیرومند،دلیر و شجاع هستیم.ما مرد جنگیم و خود را آماده پیکار و میدان های نبرد ساخته ایم.با این وصف تصمیم نهایی با خود شماست،هر چه بفرمایید ما اطاعت خواهیم کرد.
    ملکه سبا که از جنگ بر حذر بود، در جواب گفت:«روند پادشاهان چنین بوده است که وقتی شهری را به تصرف خود در آورند، آنجا را به فساد می کشند و عزیزانشان را ذلیل می سازند و پیوسته رسم روزگار چنین بوده است.اندیشه ای که من در سرمی پرورم چنین است که هدایایی برای سلیمان ارسال نمایم و آن گاه منتظرواکنش او می مانم که فرستادگان ما چه خبر یا گزارشی می آورند».
    وقتی فرستادگان ملکه سبا هدایا را نزد حضرت سلیمان آوردند ـ از آنجا که سلیمان احساس کرد که آنان در صددند که با این هدایا آنان را از دعوت به توحید و یگانه پرستی معاف دارند ـ فرمود:«آیا با این هدایا به انصراف من بر آمده اید؟من نیازی به این هدایا ندارم.این هدایا در برابر عطایایی که ایزد منان به من مرحمت فرموده، هیچ و ناچیز است.حال که چنین است و دعوت مرا به یگانه پرستی اجابت نمی کنند،چنان لشگری به سوی آنان خواهم فرستاد که هرگز به ذهن و اندیشه آنان خطور نکرده باشدو نظیرش را ندیده و نشنیده باشند».
    فرستادگان باز گشتند و آنچه را دیده و شنیده بودند گزارش کردند.
    ملکه گفت: من چاره ای جز تسلیم و اطاعت نمی بینم و بر این گمانم که هر چه زودتر دعوت سلیمان را بپذیریم و سر اطاعت در برابرش فرود آوریم و سپس از روی انقیاد و تسلیم به درگاه حضرت سلیمان شتافتند.
    هنگامی که خبر حرکت آنان به سلیمان گزارش داده شد،برای آن که گوشه ای از قدرت خویش را به نمایش بگذارد از مأموران تحت فرمانش سؤال کرد:«کدام یک از شما تخت ملکه سبا را، قبل از آن که آنان در این جا حضور یافته و تسلیم گردند در نزد من حاضر خواهد ساخت؟».

    فردی از جن اظهار داشت:«قربان،قبل از آن که از جایتان برخیزید،من عرش او را برابر شما حاضر می کنم که در این کار بس توانا و در حفظ آن بس امین هستم».
    فرد دیگری از انسان ه که با خود رشحاتی از علم و حکمت همراه داشت ـ و از حقایق هستی و لوح محفوظ اسراری را می دانست ـ گفت:ای سلیمان! من قبل از آن که مژه بر هم زنی تخت بلقیس را در محضرتان قرار خواهم داد!
    وقتی حضرت سلیمان(ع) تخت بلقیس را در برابر چشمان خود دید، برای آن که مبادا در پرتو این قدرت شگفت که از خود و حواریانش سراغ داشت،گرفتار غرور و ناسپاسی گردد و چه بسا برای جلوگیری از غلوّ و زیاده روی دیگران،به شکر و سپاس الهی پرداخت و گفت« این اقتدار از فضل و عنایت پروردگار من است تا مرا بیازماید که آیا بنده شاکری هستم یا ناسپاس و نمک نشناس؟».
    در این جا حضرت سلیـمان(ع) دستـور داد:علائم اختصاصی و آثار تخـت را حذف کنند تا ملکه سبا را بیازماید.
    هنگامی که ملکه وارد شد و به اطراف و اکناف چشم دوخت، سؤال کرد:آیا این تخت شما نیست؟بلقیس در کمال شگفتی و اعجاب گفت:گویا این تخت و عرش من است! تخت و عرش من اینجا چه می کند؟!آنگاه چنین اعتراف کرد:ما قبل از این نیز به اعجاز و قدرت سلیمان آگاه گشته و اسلام آورده بودیم!
    آری، پرستش معبودهای محسوس و دروغین او را از توحید و یکتاپرستی بازداشته بود.چرا که در جامعه کافر کیشی زندگی می کرد.
    به هر حال ملکه سبا راهنمایی شد که به داخل صحن و قصر سلیمان وارد شود.وقتی ملکه آن منظره شگفت را دید به گمان این که آن جا نهر آب است، ساق های خود را برهنه کرد؛اما حضرت سلیمان(ع) به او گفت: که کف حیاط از آبگینه و از بلور صاف ساخته شده است و آبی که مشاهده می کند از زیر آن بلور می گذرد.در این شرایط و موقعیت بسیار حساس بود که ملکه سبا روی به درگاه حضرت احدیت نموده و اظهار پشیمانی کرد:«خداوندا!من تاکنون به خودم ستم کردم و دل خویش را از نور و رحمتت محجوب داشتم،اینک در محضرسلیمان از کرده خود پشیمانم و روی دل به سوی تو کردم و در خط فرمان تو هستم ای مهربان ترین مهربانان».
    1.برای این پرنده اسم های دیگری نوشته اند که از جمله:شانه به سر؛مرغ سلیمان،و ابو ربیع و ابو الاخبار را می توان نام برد.گوشت این پرنده نیز در قدیم مصارف طبی بسیار داشته و در درمان بیماری ها تجویز می شده است،(لغت نامه دهخدا).
    2.از ویژگی های این پرنده آن است که آب را در زیر زمین همان گونه مشاهده می کند که انسان در ظرف بلورین.



  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    22,909
    صلوات
    8500
    تعداد دلنوشته
    52
    مورد تشکر
    834 پست
    حضور
    98 روز 2 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    1



    بر اساس آیات قرآن کریم و احادیث پیشوایان دین، بهشت موعود جایگاهی است که همه وسایل و ابزارهای شادی آفرین و لذت بخش در اختیار انسان ها قرار می گیرد.

    البته، بررسی و بیان همه وسایل و ابزارها و امکاناتی که در بهشت به شادمانی و لذت بخشی می انجامد، فرصت زیادی را می طلبد، امّا به طور خلاصه، نمادهایی از آن منظره ها و فضاها را به امید تلاشی بیشتر. برای دست یابی به آنها، به مطالعه می گذاریم:
    1. دل های پاک

    از ویژگی های بسیار مهم و فوق العاده بهشتیان که به خاطر ایمان و عمل صالح بدان جایگاه راه یافته اند، دل های پاک و پیراسته است.
    قرآن کریم، در این باره می فرماید:«و نزعنا ما فی صدورهم من غلّ؛هر گونه کینه و خوی زشت و آلودگی ها را از دل های بهشتیان می زداییم».(سوره اعراف، آیه 43)
    2.چشمه ها و نهرها

    چشمه های جوشان و گوارا و نهرهای روان و شفافی که زمزمه دلربا و آهنگ دلنشین و موسیقی آرام بخش و صحنه ها و فضاهای شادی آفرین و لذت بخشی برای بهشتیان می باشد.
    قرآن کریم،این صحنه های نشاط آور و لذت بخش را که پاداش مؤمنان و متقین و صالحان است،در 42 آیه و با عبارات:«جنّات تجری من تحتها الانهار… » مطرح کرده است.
    3. خوراکی ها

    قرآن، در این باره فرموده است:«مثل الجنّة الّتی وعد المتّقون تجری من تحتها الأنهار اکلها دائم و ظلّها تلک عقبی الّذین اتّقوا؛وضع بهشتی که به پرهیزکاران وعده داده شده، چنان است که نهرها زیر درختان آن جاری است و خوراکی های دائمی (همیشگی) و سایه آن برقرار است.این بهشت، سرنوشت و جایگاه پرهیزکاران است».(سوره رعد، آیه 35)
    این خوراکی ها از انواع مواد غذایی و نوشیدنی ها و میوه ها تشکیل می شود.
    4.تخت های زیر درختان

    طبیعی است که وقتی افراد از خوراکی ها و نوشیدنی ها بهره مند شدند،احتیاج به استراحت و گفتگوهای لذت بخش و آرامش آفرین دارند،این جاست که به زیر سایه پایدار درختان پناه می برند و با قرار گرفتن آزادانه روی تخت های نرم و مناسب، کنار نهرها و جویبارها، به شادمانی و لذّت دیگری دست می یابند.«علی سرر موضونة متّکئین علیها متقابلین» (سوره واقعه،آیات 15 و 16)
    5.خانه های وسیع و تمیز

    در قرآن کریم در دو آیه، موضوع خانه هایی که به منظور پاداش به مؤمنان بهشتی داده می شود با عبارت :«و مساکن طیبة فی جنّات عدن ». آمده است.(سوره توبه، آیه 73)
    مساکن طیبه، خانه هایی است پاکیزه و تمیز، وسیع و بزرگ و دارای همه وسایل و امکانات رفاهی که در قلب «بهشت عدن» قرار دارد و پیامبر اسلام(ص) در توصیف چنین خانه هایی می فرماید:«فیها ما لا عین رأت و لا اذن سمعت و لاخطر علی قلب بشر…1در خانه های«بهشت عدن» نعمت هایی است که نه چشمی دیده و نه گوشی شنیده و نه به فکر بشری خطور کرده است».
    6. بالاخانه های زیبا

    بالاخانه ها و طبقه های فوقانی که چشم انداز های زیبا و دلنواز دارد، مکان های جالب و جاذب دیگری است که به منظور آسایش و شادمانی و لذت بردن در بهشت، در اختیار مؤمنان و کسانی که عمل صالح انجام داده اند و از جمله پرهیزکاران قرار می گیرد.
    قرآن کریم، این موضوع را در دو آیه مطرح کرده که در یک مورد آن آمده:«لکن الّذین اتّقوا ربّهم لهم غرف من فوقها غرف مبنیة تجری من تحتها الانهار…؛و لکن آنان که پرهیزکار و خدا ترس بوده اند، برای آنها در بهشت،غرفه ها و بالاخانه های بالای یک دیگر(چند طبقه) ساخته شده که از زیر (و جلو) آنها نهرهای آب جاری است».(سوره زمر،آیه 20)
    پیامبر اسلام(ص) در بیانی، وضع این غرفه ها را این گونه توصیف کرده است:«إنّ أهل الجنّة لیتراؤن أهل الغرف فی الجنّة من فوقهم کما ترون الکوکب فی السّماء ؛بهشتیان، ساکنان این غرفه ها و بالاخانه ها را در بالا مشاهده می کنند، همانطور که ستاره ها را در آسمان می بینند ».2
    7. روی تپه ها

    باغستان هایی که روی تپّه ها قرار دارند، یا از لحاظ معنوی دارای ارزش و مقام بلندی هستند و نیز تخت های برافراشته که با چشم اندازهای زیبا،دلنشینی و شادمانی بهشتیان را افزون می گرداند، از نعمت ها و عطاهای خداوند مهربان است.
    قرآن کریم، این نعمت بزرگ و شادی آفرین را یادآور می شود و می فرماید:«فی جنّة عالیة.فیها سرر مرفوعة؛در بهشت های عالی (یا باغستان های روی تپه ها) که در آنها تخت های زیبا و برافراشته ای قرار دارد».(سوره غاشیه،آیات 10 ـ 13)
    8. زنان پاکیزه وجاویدان

    قرآن کریم در سه آیه ؛ عنوان :«أزواج مطهّرة و هم فیها خالدون».(سوره بقره،آیه 25)مطرح نموده و در یک آیه آن آمده:«لهم فیها أزواج مطهرة،و ندخلهم ظلّاً ظلیلا؛برای آنان در بهشت، جفت ها و زنان و همسران پاکیزه ای است و آنان را به سایه رحمت خویش در می آوریم».(سوره نساء، آیه 57)
    9. چهره های شاد و خرّم

    چهره های شاد و پرطراوتی را که اهل بهشت مشاهده می کنند، غیر از این که این وضع، گویای سلامت نفس و روح آرام و صفای باطن و نعمت های خدا دادی برای خود آنان است،مشاهده کنندگان هم، از آنان لذّت می برند و شادمان و خرسند می گردند.

    قرآن کریم درباره حالت اوّل فرموده:«وجوه یومئذ ناعمة . لسعیها راضیة؛چهره هایی که در آن روز شاداب و پرطراوت و غرق در سرور است و از سعی و تلاش(عبادات) خویش راضی هستند».(سوره غاشیه،آیات 8 و 9)درباره کسانی هم که این چهره ها را مشاهده می کنند و نعمت را احساس می نمایند و لذّت می برند، قرآن مجید فرموده:«تعرف فی وجوههم نضرة النّعیم؛درچهره های آنان،طراوت و خرّمی و شادابی نعمت را مشاهده می کنی».(سوره مطففین،آیه 24)
    درباره نعمت های بهشتی که آثار آنها در جان و روان و نیز در چهره و صورت آنان جلوه گر است و این نعمت ها هم همیشگی و جاودانی است،پیامبر اسلام(ص) فرموده:«کلّ نعیم زائل إلاّ نعیم أهل الجنّة… هر نعمتی زوال و نابودی دارد، مگر نعمت اهل بهشت». 3
    12.رضوان و خشنودی خد

    آنچه در آن جهان انسانی، بر شادمانی ها و لذّت های بهشتیان می افزاید و مقام و منزلت آنان را در سطح بلند و اوج قرار می دهد ـ علاوه بر نعمت های فراوان مادّی و معنوی ـ این است که در بهشتی که نهرها از زیر درختان آن جاری است و از لذّت آن برخوردارند، خداوند از آنان خشنود است و آنان هم به خاطر آن پیروزی (فوز عظیم) از خداوند کمال رضایت و رضوان و خشنودی را دارند.
    قرآن کریم می فرماید:«رضی الله عنهم و رضوا عنه ذلک الفوز العظیم».(سوره مائده،آیه 119)
    در بیان پیامبر اسلام(ص) هم آمده است:«خداوند به اهل بهشت می فرماید:«ای بهشتیان! آنان جواب می دهند:بلی، ای پروردگارما! درود بر تو، خداوند می فرماید:آیا شما راضی هستید؟ آنان پاسخ می دهند:چرا راضی و خشنود نباشیم، در حالی که نعمت هایی به ما داده ای که به هیچ یک از بندگانت نداده ای، آن گاه خداوند می فرماید:آیا نمی خواهید نعمتی برتر از آن به شما عطا کنم؟آنان پاسخ می دهند:ای پروردگار ما!مگر نعمتی برتر از آن چه به ما داده ای وجود دارد؟خداوند می فرماید:نعمت رضوان و خشنودی خویش را بر شما قرار دادم و از این پس، دیگر هرگز مورد خشم من نخواهید بود».4
    بنابراین، همه نعمت هایی را که در بالا برشمردیم، موجب شادمانی و زندگی لبریز از طراوت و نشاط زندگی جاویدان بهشتیان می گردد و آنچه بر لذّت همه نعمت ها می افزاید که هیچ گونه دغدغه و تلخی و سختی و پریشانی در آن راه ندارد،رضایت بهشتیان از دریافت نعمت های بی کران خداوند و از همه مهم تر، رضوان و خرسندی پروردگار عالم هستی، از آنهاست.
    1.کنزالعمال،ج 14، ص 454.
    2.کنزالعمال، ج 14،ص 475،بحارالانوار،ج 8،ص 119،ج 69، ص 47، ج 71، ص 326، با اندکی تفاوت لفظی و معنوی.
    3.نهج الفصاحة، ج 1،ص 213.
    4.کنزالعمال، ج 14، ص 468.



  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    22,909
    صلوات
    8500
    تعداد دلنوشته
    52
    مورد تشکر
    834 پست
    حضور
    98 روز 2 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    1



    هنگامی که فردی به علم خود مغرور شد و با دانش خود مردم را دست انداخت، اهل عقل و حکمت او را از این کار بر حذر می دارند و می گویند:ای برادر!آیا نمی دانی که خداوند در دانایی داناترین است! به درستی که هیچ کس نیست که از همه مسائل آگاه باشد و هیچ کس بر همه چیز مسلط نیست، مگر علم و دانش خداوند متعال.اوست که از همه رازها و غیب، آگاه است.اوست که می داند چه اتفاق هایی رخ خواهد داد.اوست که از ظاهر و باطن همه چیز،از کوچک و بزرگ و از آغاز و پایانش آگاه است.«و عنده مفاتح الغیب لایعلمها إلا هو و یعلم ما فی البرّ و البحر و ما تسقط من ورقة الا ّیعلمها و لا حبّة فی ظلمات الأرض و لا رطب و لا یابس ألاّ فی کتاب مبین؛و کلید خزائن غیب نزد خداست، کسی جز او به آن آگاه نیست و نیز آنچه در خشکی و دریاست همه را می داند و هیچ برگی از درخت نیفتد، مگر آنکه او آگاه است و هیچ دانه ای در زیر تاریکی های زمین و هیچ تر و خشکی نیست، جز آنکه در کتاب مبین مسطور است».(سوره انعام، آیه 59)

    ممکن است که فردی در شاخه و یا رشته ای از رشته های علوم تخصص داشته باشد و در این رشته بسیار مطالعه کرده، ولی هر چه عمیق تر می کاود، می یابد که آنچه می داند اندک و آنچه نمی داند بسیار است، زیرا علم دریایی ناآرام است. کسی که در نوشته ها، پایان نامه ها و تحقیقات دانشمندان مطالعه کند، می باید که آدمی از اسرار جهان و انسان و مرگ و زندگی جز اندک چیزی نمی داند.دانشمند فراموش می کند و مسائل در ذهن او به هم می ریزد و یا اشتباه می کند، ولی علم خداوند متعال را نه فراموشی از بین می برد و نه با حقیقت و واقعیت تضاد پیدا می کند؛ زیرا علمش در برگیرنده تمام دانستنی های موجود است که پیش از بوجود آمدن آنها،بوده است که از سرنوشت انسان و عمر او آگاه است.
    «انّ اللّه عنده علم السّاعة و ینزّل الغیث و یعلم ما فی الأرحام و ماتدری نفس ماذا تکسب غداً و ما تدری نفس بأی أرض تموت إنّ اللّه علیم خبیر؛همانا علم ساعت(قیامت) نزدخداست و او باران را فرو می بارد و آنچه از نر و ماده زشت و زیبا که در رحم هاست می داند و هیچ کسی نمی داند که فردا چه خواهد شد و چه خواهد کرد و هیچ کس نمیداند که به کدام سرزمین مرگش فرا می رسد، پس خدا به همه چیز خلایق دانا و بر کلیه اسرار و دقایق عالم آگاه است».(سوره لقمان،آیه 34)
    علم خداوند به حقایق آشکار و پنهان به مصلحت انسان است و اوست که انسان را به راه راست هدایت می کند.خداوند است که بخشی از اسرار طبیعت را بر بندگانش آشکار می سازد تا یقین کنند که او آفریننده تواناست.
    اسلام دین خاتم است و بر پایه علم استوار است و از مؤمنان می خواهد که هیچ چیز را بدون دلیل و برهان نپذیرد:«إنّما یخشی اللّه من عباده العلماء؛همانا که بندگان دانشمند و دانا از خداوند می ترسند».(سوره فاطر، آیه 28)

    رسول خدا(ص) مسلمانان را به علم آموزی ، تشویق کرده تا هم خود سود ببرند و هم کشورهای خود را بسازند.پیامبر (ص) می فرماید:«طلب العلم فریضة علی کل مسلم؛علم آموزی بر هر مسلمانی واجب است».
    و نیز علم آموزان را نوید بهشت داده اند:«من سلک طریقاً یلتمس به علماً سهّل الله له طریقا الی الجنّة؛هر کس راهی را برود که در آن علم آموزد، خداوند راه بهشت را بر او هموار می سازد».
    بلکه از این بالاتر نیز هست، رسول خدا علم آموزی را بهترین عبادت خوانده ومی فرماید:«فجلیس علم خیر من عبادة ستین عاماً؛جلسه علم از عبادت شصت سال بهتر و بدتراست».
    اگر شاید کسی تاریخ دانشمندان مسلمان را مطالعه کند به میزان درک و فهم و پختگی فکریشان پی می برد،چرا که آنها در بسیاری از علوم به درجه نبوغ دست یافتند:در جبر و هندسه و شیمی و زیست و نجوم و علوم دینی… و این گونه بود که نام هایشان همواره همچون ستارگان در حال درخشش است:خوارزمی، جابر بن حیان، ابن سینا،حسن بن هیثم و هزاران دانشمند دیگر.
    اگر از نام خداوند علیم(داناترین)اهمیت دادن به علم را بیاموزیم، این نام نیز به ما اطمینان و اعتماد به خدا را به ما می دهد و تا زمانی که او از همه چیز آگاه است و علمش جهان را در برگرفته،پس بدان که دستورات او حامل خوشبختی و موقعیت و شکوفایی برای ماست.خداوند ما را برای جز به خیر امر نمی کند و جز از شر باز نمی دارد.
    به درستی خداوند عظیم علیم می فرماید:«قل هل یستوی الّذین یعلمون و الّذین لایعلمون إنّما یتذکّر أولوا الالباب؛ای پیامبر! بگو آیا کسانی که می دانند با کسانی که نمی دانند برابرند،باشد که صاحبدلان متذکر شوند».(سوره زمر،آیه 9)



  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    22,909
    صلوات
    8500
    تعداد دلنوشته
    52
    مورد تشکر
    834 پست
    حضور
    98 روز 2 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    1



    سوره هایی از قرآن مجید با یکدیگر ارتباطات خاصی دارند.علاّمه طباطبایی (رضوان الله تعالی علیه) در تفسیر آیات اول سوره شوری در بحث «حروف مقطعه» اشاره کرده است به این که بین سوره هایی که دارای حروف مقطعه مشترک می باشند، تشابهی در موضوعات آنها وجود دارد.از بررسی سوره هایی از قرآن این نظر اثبات می شود.به عنوان نمونه: دو سوره بقره و آل عمران با حروف مقطعه مشترک (الم) شروع شده اند.با دقت و بررسی در آیات این دو سوره مشخص می شود که آیات متشابهی در آنها وجود دارد و گاهی این آیات عین هم می باشند و یا بخشی از آنها با آیه ای در سوره دیگر و یا بخشی از آن، مثل هم می باشند به عنوان نمونه:
    1. در اول سوره آل عمران این آیه قرار دارد:«الله لا اله الا هو الحی القیوم»
    این آیه عیناً بخشی از آیه 255 سوره بقره می باشد که مشهور است به آیة الکرسی «الله لا اله الا هو الحی القیوم لاتأخذه سنة و لا نوم…»
    2. در سوره بقره، آیه 61 آمده:«… ذلک بانّهم کانوا یکفرون بآیات الله و یقتلون النّبیین بغیرالحق ذلک بما عصوا و کانوا یعتدون»
    و در سوره آل عمران، آیه 21 می فرماید:«انّ الذین یکفرون بآیات الله و یقتلون النّبیین بغیر حقّ و یقتلون الّذین یأمرون بالقسط من النّاس فبشرهم بعذاب الیم»
    و باز در سوره آل عمران آمده است:«… ذلک بانّهم کانوا یکفرون بآیات الله و یقتلون الانبیاء بغیر حقّ بما عصوا و ما کانوا یعتدون»
    3.در سوره بقره، آیه 105 می فرماید:«… و الله یختص برحمته من یشاء و الله ذوالفضل العظیم»
    و در سوره آل عمران، آیه 74آمده است:«یختصّ برحمته من یشاء و الله ذوالفضل العظیم»
    4.در سوره بقره ، آیه 61:«و ضربت علیهم الذلّة و المسکنة و باءُو بغضب من الله ذلک بانّهم کانوا یکفرون بآیات الله و یقتلون النّبیین بغیر الحقّ… (قسمتی از این آیه قبلا نوشته شد)»
    سوره آل عمران، آیه 112«ضربت علیهم الذلّة این ما ثقفوا الاّ بحبل من الله و حبل من النّاس و باءُو بغضب من الله و ضُربت علیهم المسکنة…»
    5. سوره بقره، آیه 164«انّ فی خلق السماوات و الارض و اختلاف اللّیل و النّهار و الفلک التی تجری فی البحر بما ینفع النّاس…»
    سوره آل عمران، آیه 190«انّ فی خلق السّماوات و الارض و اختلاف اللیل و النهار لآیات لاولی الالباب»
    6. سوره بقره، آیه 42:«و لا تلبسوا الحقّ بالباطل و تکتموا الحقّ و انتم تعلمون»
    سوره آل عمران، آیه 71:«یا اهل الکتاب لم تلبسون الحقّ بالباطل و تکتمون الحقّ و انتم تعلمون»
    7.سوره بقره، آیه 136:«قولوا آمنّا باللّه و ما انزل الینا و ما انزل الی ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و الاسباط و ما اوتی موسی و عیسی و ما اوتی النبیون من ربهم لانفرّق بین احد منهم و نحن له مسلمون»
    8. سوره بقره، آیه 154:«و لا تقولوا لمن یقتل فی سبیل الله اموات بل احیاء و لکن لاتشعرون»
    سوره آل عمران، آیه 169:«و لا تحسبنّ الّذین قتلوا فی سبیل الله امواتاً بل احیاء عند ربهم یرزقون»
    موارد اشاره مشابه دیگری در آیات و موضوعات دو سوره وجود دارد که ذکر آنها موجب طولانی شدن این مقاله می شود و برای حصول غرض مورد نظر توجه به موارد ذکر شده کافی است، البته برای بررسی موضوع و نتیجه گیری از آن به بعضی از موارد دیگر اشاره خواهد شد.
    از توجه به آیات مشابه در این دو سوره و جهات متفاوت آیات، نکات بسیار مهمی در موضوع اسلوب اختصاصی قرآن کریم بدست خواهد آمد در اینجا به اشاراتی در این زمینه اکتفا می کنیم:
    در مثال پنجم از آیات مشابه مذکور در هر دو آیه موضوع خلقت آسمان ها و زمین و اختلاف شب و روز ذکر شده است ـ لازم است مجدداً به هر دو آیه در این مثال توجه شود ـ آیه 190سوره آل عمران به طور کامل نوشته شده، اما آیه 164 سوره بقره طولانی است و به ذکر قسمتی از آن اکتفا شد.
    در انتهای آیه سوره آل عمران بعد از قسمت مشترک با آیه سوره بقره، موضوع آیه برای «اولوالالباب» ذکر شده، یعنی ـ خلقت آسمانها و زمین و اختلاف شب و روز، نشانه هایی برای آنها وجود دارد…

    اما در آیه سوره بقره بعد از ذکر اصل موضوع مشترک اشاره ای به موضوع حرکت کشتی در دریا بجهت منافع انسان ها و آنچه خداوند از آسمان نازل می کند و زمین را بعد از آن احیا و گردش بادها و ابرهای تسخیر شده بین آنها و زمین می کند.
    و در انتهای آیه آمده است:«… لآیات لقوم یعقلون»
    در اشتراک و اختلاف بین دو آیه چند نکته قابل توجه است.
    1. در آیه سوره بقره اشاره به منافه انسان ها ـ ناس ـ شده است و این موضوع با اسلوب سوره بقره تناسب بیشتری دارد و در آیات این سوره موارد توجه به انسان ها کاملاً چشمگیر است و از 241 مورد کلمه «ناس» که در مجموع قرآن بکار رفته و 39 مورد آن د سوره بقره دارد
    2. در سوره بقره آیات موجود در خلقت آسمان ها و زمین… را برای اهل تعقل ذکر کرد. و در سوره آل عمران آیات را برای گروه دیگری از انسان ها یعنی «اولوا الالباب» اختصاص یافته است.و از بررسی این دو آیه آهنگی که در آن قرار دارند، تفاوت دقیق «عقل» و «لب» و اشتراک معانی آن دو، بدست خواهد آمد.
    3. از بررسی تفاوت های بین این دو آیه، روشن می شود «اولوا الالباب» یکی از موضوعات مشترک بین این دو سوره است، اما ذکر این موضوع متناسب با اسلوب اختصاصی هر دو سوره است.آیات مورد نظر را از هر دو سوره ذکر می کنیم:
    در سوره بقره آمده است:
    الف:«و لکم فی القصاص حیاة یا اولی الالباب لعلّکم تتّقون»(آیه 179)
    ب:«…و تزودّوا فانّ خیرالزّادالتقوی و اتقون یا اولی الالباب»(آیه 197)
    و در سوره آل عمران آمده است:
    الف:«…یقولون آمنّا به کلّ من عند ربّنا و ما یذکر الاّ اولوا الالباب»(آیه 7)
    ب:«انّ فی خلق السّماوات و الارض و اختلاف اللیل و النّهار لآیات لاولی الالباب».(آیه 190)
    قابل توجه است که در سوره بقره در دو مورد موضوع «اولوا الالباب» کنار موضوع «تقوا» مطرح شده ، و تقوا بطوری که قبلا درباره آن بحث شد از محورهای مباحث سوره بقره است.



صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. "صلى عليك مليك السماء" - ملاباسم کربلایی
    توسط Si14 در انجمن کلیپ صوتی
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۵/۲۱, ۱۲:۴۰
  2. چرا به امام زمان (عج) شريك القرآن مي‎گوئيم
    توسط raze_shab در انجمن مهدویت و امام زمان در قرآن
    پاسخ: 4
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۰۴/۲۳, ۱۸:۱۶
  3. جمع بندی آيا بشر مى تواند از راه تكنيك جديد به سعادت برسد؟
    توسط shamime_yas در انجمن سایر مباحث اعتقادی در قرآن
    پاسخ: 1
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۰۳/۱۹, ۰۰:۳۲
  4. پاسخ: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۰۳/۱۷, ۱۴:۰۹
  5. پاسخ: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۸۸/۰۹/۱۶, ۲۲:۵۱

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود