صفحه 1 از 7 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: زاد و توشه سفر الی الله

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    زاد و توشه سفر الی الله




    باسمه تعالی
    با سلام:

    زاد و توشه سفر یعنی آنچه مسافر به همراه خود بر می دارد تا با کمک آن بتواند راه را بپیماید و به سر منزل مقصود راه یابد. سلوک الی الله هم چون سفری روحانی است و به زاد و توشه مناسب خود نیاز دارد. زاد و توشه سلوک چیزی جز اعمال و آدابی نیست که سالک انجام می دهد تا به مقصد برسد جزئیات این اعمال و آداب بسیار است که اشاره به همه آنه در این مختصر ممکن نیست و از این رو فقط باید به برخی از مهم ترین کلیات آنها اشاره کنیم. ولی قبل از شروع تذکار چند نکته را مقدمتا بایسته می دانیم:


    مقدمات چهارده گانه بحث


    1-مهم ترین بخش عرفان عملی و سیر و سلوک همین قسمت است زیرا در بخش های دیگر، سخن از فراگیری اموری است که دانستنش برای سفر ضروری است و در این بخش سخن از اموری است که متن سلوک است و با انجام دادنش انسان در وادی سلوک قدم می نهد و پیش می رود.


    2-انسان سالک با دیگران تفاوتی اساسی دارد سالک همانند انسان مومنی است که قصد خانه خدا و انجام فریضه حج دارد و بدین منظور از میقات محرم شده و در حال احرام بسر می برد بسیاری از امور بر انسان محرم حرام است ولی برای دیگران جایز و گاه مستحب است. مثلا محرم نمی تواند گل ببوید، عطر بزند، حیوانی را بکشد، معاشرت جنسی داشته باشد و...ولی دیگران در انجام این کارها آزادندآری محرم اگر به حرم رسید و اعمال و آداب حرم را به جا آورد و در پایان سر تراشید و بدین وسیله اعلام بندگی کرد آن گاه می تواند به انجام برخی کارهای ممنوع برای او بپردازد.


    سالک الی الله قصد حرم امن الهی یعنی مقام فنای فی الله و بقای بالله را دارد و به همین دلیل محرم است و بسیاری از کارهایی که برای دیگران مباح و یا مکروه است برای او حرام است و بسیاری از کارهایی که برای دیگران مباح و یا مستحب است برای او واجب است. نماز شب، بیداری بین الطلوعین، کم خوری و کم خوابی (نه در حد افراط) سکوت همراه با تفکر.... و برای سالک واجب است و شب نشینی های طولانی و بی فایده یا کم فایده، سفرهای غیر ضروری، خواندن کتاب های سرگرم کننده و بی محتوا و مانند آن ، رفاقت با انسان های بی درد و.... برای سالک حرام است.


    البته هنگامی که سالک به کمال رسید همانند آب کر می گردد که از ملاقات با نجس متنجس نمی شود و آن گاه خواهد توانست به برخی از کارهای ممنوع برای سالکان مبتدی بر اساس رعایت مصلحت بپردازد البته در این هنگام ازاده او در اراده خدا فانی است.
    پس اگر گفته می شود که سالک باید اعمال و آداب مخصوصی را رعایت کند به جهت همین تفاوت اساسی است.


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    3-اگر سالک دستش به دامان ولی یعنی انسان کامل برسد زادش همان دستوراتی است که استادش برای او در نظر می گیرد .

    کسی که به کامل برسد از نظر دانستن زاد و توشه مناسب با سفرش هیچ غم و غصه ای ندارد. فقط بر اوست که تسلیم باشد و اطاعت کند. فرض کنید خداوند توفیق داد و ما به حضور قطب عالم امکان حجت بن الحسن المهدی علیه السلام رسیدیم زاد و توشه ما در راه رسیدن به خدا چیزی جز دستورات آن حضرت تخواهد بود. فقط بر ماست که همچون علی بن اب طالب علیه السلام در محضر رسول خدا تسلیم محض باشیم. نه همانند منافقین از اصحاب پیوسته اعتراض کنیم و نظر بدهیم و بر نظر غلط خویش پافشاری کنیم. اجتهاد در برابر نص معصوم نابخردی است.


    اگر سالک دستش به دامان کامل نرسید می تواند از دستورات کلی سلوکی که مورد تایید و تاکید شرع نیز هست با رعایت رفق و مدارا و در نظر گرفتن حال خود با توکل بر پروردگار استفاده کند.

    4-آنچه در این بخش ذکر میکنیم دستوراتی کلی است که همگان را همیشه به کار آید. به دیگر سخن دستورات سلوکی به دو بخش عمومی و خصوصی تقسیم می شوند. چنان که در تقسیم دیگر به دو بخش دائمی و مقطعی قابل تقسیم هستند.

    دستورات عمومی دستوراتی است که عموم یا اغلب سالکان را به کار می آید و رعایتش بر همه یا اکثر لازم است و دستورات خصوصی آنهاست که استاد به شخص خاص بر حسب حال، استعداد و شاکله خاص او دستور می دهد چنان که دستورات دائمی دستوراتی است که از آغاز تا انجام سلوک رعایت آنها لازم است. همانند نماز شب، و دستورات مقطعی آنهاست که در پاره ای از مراحل مورد تاکید است، همانند ذکر استغفار یک اربعین یا بیشتردر آغاز سلوک. آنچه ما در این بخش ذکر می کنیم دستورات عمومی و دائمی است که به عنوان زاد و توشه سفر برای همگان همیشه لازم المراعاة است.


    و به دستورات خصوصی و مقطعی تا حد امکان نمی پردازیم زیرا این گونه دستورات به عهده استاد سلوک است و نسبت به اشخاص گوناگون تفاوت می پذیرد و بیان آن به عنوان دستور عمومی همانند آن است که پزشک به هر کس از درب مطب وارد شود نسخه ای برای دل درد بدهد اگر چه او سردرد داشته باشد.



  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    5-اجرای دستورات سلوکی اگر چه برای مبتدی و سالک نوپا کمی مشکل است اما در این زمینه به چند نکته که موجب دل گرمی است باید توجه داشت:


    الف: دشواری ها تا وقتی است که عشق به خدا در دل سالک زنده نشده است اگر سالک عاشق شد از آن به بعد کمتر سختی احساس می کند زیرا بر براق عشق سوار شده و به راحتی سفر می کند تمام تلاش اساتید راه خدا در آغاز سلوک این است که با دستورات و آدابی اگر چه مقطعی و موقت عشق را در دل سالک زنده کند.


    ب: سالک در آغاز سلوک از شوقی وصف ناپذیر برخوردار است این شوق می تواند از دشواری برخی دستورات سلوکی بکاهد البته باید تلاش کرد که چراغ این شوق به خاموشی نگراید.


    ج: از همه اینها گذشته خداوند رحمان در وجود آدمی نعمتی به نام عادت به ودیعت نهاده است. بزرگان گفته اند: عادت همانند طبیعت دوم انسان است. انسان بر اثر تکرار یک عمل بدان معتاد می شود و دیگر انجام آن عمل که ملکه او شده هیچ فشاری بر او تحمیل نمی کند و چه بسا ترکش مشکل بنماید. در میان سالکان الی الله کسانی دیده شده اند که بر اثر شدت عادت به سحرخیزی و تهجد محال می نماید تحت هیچ شرایطی هر چند سخت تهجدشان ترک شود.


    د: سخن را در این زمینه با اشاره ای به توفیق الهی به پایان می بریم تا ختامه مسک گردد سالک اگر اخلاص پیشه کند توفیق الهی چنان دستگیرش می شود که همه سختی ها و از آن جمله فشار ظاهری برخی دستورات سلوکی را برای او آسان می سازد. و به تعبیر حافظ:


    زاهد از راه به رندی نبرد معذورست


    عشق کاریست که موقوف هدایت باشد



  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    6-راه سلوک الی الله راه مجاهده و ریاضت است و بدین دلیل قدم نهادن، پیش رفتن و به مقصد رسیدن در آن، همت بلند می طلبد. برخی انسان ها از نظر شاکله قوی همت هستند و به طور ذاتی از همت بلندی برخوردارند. این گونه افراد معمولا نفسی قوی دارند و کمتر کاری هر چند بزرگ در نظرشان نشدنی جلوه می کند. این گونه انسان ها اگر درست به راه خدا هدایت شوند کوه های مشکلات را از سر راه خود بر داشته و به پیش می روند.

    اما گروه دیگری از انسان ها از نظر شاکله این چنین نیستند اینان ضعیف همت یا متوسط همت اند و یا چنین می پندارند. به هر حال این گروه همیشه از ضعف همت می نالندو به دنبال دارویی برای درمان این درد می گردند.


    اکنون در صددیم راه هایی برای درمان این درد معرفی کنیم. البته روان شناسی مدرن هم در این زمینه پیشنهاداتی دارد که ما بدان نپرداخته ایم و آنچه اینجا می گوییم دانسته ها و تجربه های خودمان است:


    الف: انسان همیشه باید به خود تلقین کند که انسانیت وی به انتخابگر بودن و اراده کردن اوست. به خود تلقین کند که مگر تو از فلانی (بزرگی از بزرگان) چه کم داری؟ او انسان است و تو هم انسان. راه های تلقین به خود زیاد است که انسان در عمل به آنها دست می یابد.


    ب:خواندن حالات بزرگان و به خصوص اولیای الهی در بلندی همت بسیار موثر است مطالعه کارهای شگفتی که انها می کرده اند و حالات معنوی بلندی که بر اثر این گونه ریاضت ها به دست می آورده اند، در همت انسان و درس آموزی کمال تاثیر را دارد.. اسوه صمت و تقوا، حضرت آیة الله بهجت می فرمودند: «خواندن زندگی نامه بزرگان در حکم خواندن کتابهای اخلاقی است» همچنین خواندن روایات مجاهده نفس – همانند روایات باب جهاد النفس وسائل الشیعه- اثر شگرفی در بلندی همت دارد.


    ج:از همه مهم تر اینکه انسان، برخی کارها را که کمی برای نفس مشکل است(نه زیاد) انتخاب کند و آنها را در مدت معینی به هر نحو که شده انجام دهد و به هیچ وجه در آن مدت آنها را ترک نکند. مثلا کسی که بیداری بین الطلوعین (اذان صبح تا طلوع آفتاب) برای او سخت است، تصمیم بگیرد که به مدت یک هفته بین الطلوعین را به هر نحو که شده بیدار باشد.

    و بعد مدتی به نفس خود استراحت داده، در مورد همان کار یا کار دیگری که بر نفس مشکل است، ریاضت را ادامه دهد. به این صورت که کار دوم را مقداری سنگین تر و در مدتی بیشتر انجام دهد. با این عملکرد، پس از مدتی نه چندان زیاد از همتی بلند برخوردار خواهد شد. نهایت باید سعی کند که از آغاز موارد ریاضت را دستورات سلوکی قررا دهد تا تمرینی هم برای اجرای انها باشد.



  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    تقریر دیگر: به تقریری منظم تر منشا کم همتی اموری است که به راه حل آنها اشاره می شود:


    الف: گاه منشا بی همتی، یا کم همتی، آگاهی نداشتن یا غفلت از اهمیت کار است که در این صورت چاره اش مطالعه و تامل در مطالبی است که آگاهی بخش و غفلت زداست. مانند مطالعه روایات اخلاقی و عرفانی، مطالعه کتاب های موثر همانند کتاب لقائ الله مرحوم ملکی تبریزی و خواندن و شنیدن حالات و مقامات اولیای الهی.


    ب: گاه منشا بی همتی یا کم همتی خود کم بینی است و راه حلش تلقین به قوی و مصمم بودن خود به ضمیمه قرائت زندگی نامه مردان بزرگ و عارفان عالی مقام است.


    ج: گاه منشا تصور سخت بودن مسیر است و راه حل تلاش برای بلندی همت و زیاد شدن عشق است.


    7: زاد و توشه سالک همان دستورات دینی است که در شریعت غرای محمدی مورد تاکید قرار گرفته است. عارف چنان که گذشت طریقت را باطن شریعت و حقیقت را پایان طریقت و باطن آن می داند و از این رو هیچ راهی را اقرب از شریعت نمی داند چنان که هیچ کشفی را از کشف محمدی اتم نمی شمارد.


    بگذریم ارز عارف نمایان قلندر پیشه ای که از پیش خود اعمال و آدابی بافته اند و به عنوا دستورهای سلوکی به خوردی مشتی نا آگاه داده اند عرفان واقعی از آنان بیزار است و آنان از آن بویی نبرده اند.


    مرحوم علامه طباطبایی در رساله نفیس الولایة چه زیبا فرموده است:


    از آنچه گفتیم روشن شد که بهره هر کس از کمال به اندازه پیروی او از شریعت است و قبلا روشن شد که کمال امری مشکک و دارای درجات است و چه خوب گفته بعضی از اهل فضل و کمال ؛ پرداختن به ریاضات سخت من درآوردی و ترک پیروی از شریعت در حقیقت فرار از کار سخت به سوی کار راحت و آسان است زیرا پیروی از شریعت کشتن نفس به صورت تدریجی است و تا وقتی نفس هستاین کشتن ادامه می یابد ولی ریاضت سخت کشتن دفعی نفس است و روشن است اولی مشکل تر و انتخابش سخت تر است جان سخن آنکه شریعت مقدس اسلام کیفیت سیر الی الله را از طریق نفس ادمی به خوبی بیان کرده است و هیچ نقطه مبهمی در آن باقی نگذاشته است...
    به هر حال برای هر دستورالعملی که در عرفان واقعی مطرح است دلیل یا ادله ای از شرع مقدس وجود دارد.



  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    8-آیا می توان از زاد و توشه سالک با یک عبارت جامع تعبیر کرد؟

    بعضی می پندارند زاد اصلی سالک در راه خدا در یک امر خلاصه می شود و اما آن یک امر چیست؟


    برخی گفته اند: زاد سالک خاکساری و تذلل اوست زیرا با فقر و درویشی سالک پیش می رود.


    برخی گفته اند: زاد سالک مراقبه است زیرا سنگ زیربنای سلوک مراقبه است. مراقبه در هر موطنی تفسیر خاصی دارد.


    بعضی گفته اند: زاد سالک عشق اوست عشق سالک را بالا می برد و به اوج بی نهایت می رساند.


    به نظر می رسد تعبیر از تمامی زاد و توشه های سفر در یک واژه یا جمله کار آسانی نیست ولی اگر بخواهیم چنین تعبیری داشته باشیم باید بگوییم زاد و توشه سفر در یک کلمه اهتمام به سلوک است هر چه اهتمام به سلوک بیشتر باشد سلوک صاف تر، قوی تر، سریع تر و پر نتیجه است. انسان سالک باید سلوکش همه چیزش باشد و همه کارهای خرد و کلان با سلوکش تنظیم کند سر بدهد اما راهش را از دست ندهد. اهتمام به سلوک عنوانی است که به یک معنی همه دستورالعمل ها و اداب و زاد و توشه ها را در بر می گیرد و هیچ چیز در سلوک به اندازه آن مهم نیست.


    9-مرحوم محقق طوسی در کتاب نفیس اوصاف الاشراف شش امر را به عنوان زاد و راحله سفر معرفی کرده است. این شش امر که در باب اول کتاب ذکر شده است عبارت است از: ایمان، ثبات، نیت، صدق، انابت و اخلاص. از دیدگاه محقق طوسی این امور شش گانه در مبدا حرکت متغیر است و حرکت الی الله متوقف بر آنهاست.[1]


    به هر حال منظور این است که رعایت نکردن ظرایف و آداب سلوک الی الله گر چه همراه با سال ها ذکر و ورد گفتن باشد سالک را به پیش نمی برد بلکه ذکر بدون مراقبه و عبادت بدون توجه گاه قساوت قلب می آورد.[2]

    پی نوشت:
    [1].خواجه نصیر الدین طوسی، اوصاف الاشراف، ص46و 51
    [2].محمد بهاری، تذکرة المتقین، ص54



    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۳/۰۲/۳۰ در ساعت ۱۲:۱۷

  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    10-شماری از دستورات سلوکی هم به عنوان زاد و توشه سفر مطرح است و هم به عنوان منزلی از منازل سفرهمانند توکل...


    11-برخی دستورات با اینکه به صورت کلی مطرح می شود به صورت جزئی نیز مطرح می گرددو این به دلیل تاکید و اهمیت است برای نمونه اجتناب از حرام خوری مستقلا مطرح می شود با اینکه به صورت کلی تحت عنوان ترک محرمات نیز مطرح می شود.

    12-زاد و توشه سفر الی الله که همان دستورات و آداب سلوک است به اقسامی قابل تقسیم است.


    دستورات سلوکی یا در ارتباط با خود شخص است و یا دیگران. اول مانند جوع که دستوری فردی است. دوم که خود بر دو قسم است یا در ارتباط با مردم است همانند عزلت از خلق و رعایت حقوق دیگران و یا در رابطه با خداوند است مانند ادب مع الله.


    در تقسیمی دیگر دستورات سلوکی به دو بخش ایجابی و سلبی تقسیم می شود دستورهای ایجابی همانند ذکر و انس با قرآن و دستورهای سلبی همانند صمت و جوع. البته سلب در دستورهای سلبی سلوک نیز به علت تنافی با طبع آدمی به معنای کف نفس یعنی خود نگه داری است که امری وجودی و ایجابی است مگر به صورت ملکه در آید که در آن صورت به معنای ترک خواهد بود.


    13-از بعدی دیگر دستورات سلوکی را می توان به دو بخش مرتبط با یکدیگر همانند مشارطه و مراقبه و محاسبه و غیر مرتبط همانن صمت و جوع تقسیم کرد.


    14- آنچه به عنوان توشه سالک مطرح است از نظر عرفانی رعایتش بر سالک لازم و واجب است ولی از نظر فقهی می تواند واجب ، مستحب و یا مباح باشد و البته نمی تواند از نظر فقهی حرام یا مکروه باشد روش ملامتیه مورد امضای عارفان متشرع نبوده و نیست برای نمونه ترک لقمه حرام در فقه واجب است و در سلوک هم واجب است. ترک لقمه مشتبه در فقه مستحب و نیکوست ولی در سلوک واجب است. نماز شب در فقه مستحب موکد و در سلوک واجب است. دوام طهارت در فقه مستحب است و در سلوک واجب . خوردن غذا با عنوان لذت در فقه مباح است و در سلوک حرام.


    از این بالاتر ممکن است اعمالی برای سالک نوپا مباح یا مستحب سلوکی باشد و برای سالک پیشرفته جایز نباشد بسیاری از خطورات نفسانی برای مبتدی مسئله ساز نیست ولی برای سالک راه رفته کار کرده مشکل ساز است این است که گفته اند: «حسنات الابرار سیئات المقربین؛ خوبی های نیکان، بدی های نزدیکان به ساحت قدس الهی است.»[1]


    اینک پس از این مقدمات چهارده گانه، به ذکر زاد و توشه سفر به ترتیب حروف الفبا می پردازیم.

    پی نوشت:
    [1].بحارالانوار، ج11، ص256





  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    زاد و توشه سفر
    ادب
    تعریف ادب:


    منظور ادب نگاه داشتن در همه اموری است که حفظ ادب در آنها برای سالک ضروری است مانند خداوند متعال، پیامبرانالهی، اوصیای پیامبران، کتاب های اسمانی و به ویژه قرآن، سخنان انبیا و اوصیا و کتاب هایی که سخنانشان را در خود جای داده است. همچون نهج الفصاحه؛ نهج البلاغه؛ صحیفه سجادیه، ....اساتید و به خصوص اساتید سلوک، پدر و مادر و....


    شخصی در محضر امام رضا علیه السلامسخنی بر زبان راند که بوی تجسم و نشبیه (خدا را به مخلوق شبیه دانستن)می داد بلافاصله حضرت به سجده افتادند و جبین بر خاک ساییدند و در پیشگاه الهی تذلل نمودند این یعنی ادب مع الله.[1]


    خداوند به علی و فاطمه علیها السلام پسری عنایت کرد بر او نامی ننهادند تا پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بر او نام نهاد این یعنی ادب مع الرسول.[2]


    مرحوم علامه بحرالعلوم می فرماید: و طایفه ای از ارباب قلوب قرآن را نشسته نخوانندی و به دو دست مواجه قبله ایستادندی با نهایت عجز و مسکنت تلاوت نمودندی و در حضور قرآن یا ننشستندی یا غایت ادب را ملحوظ داشتندی چنان که در حضور سلاطین.[3] این یعنی ادب مع القرآن


    شنیدم مرحوم آیت الله قاضی عارف بزرگ قرن اخیر شبی در اتاق به عبادت مشغول بودند مهر عبادتشان که از تربت حسینی بود گم می شود و وسیله روشنایی در دست نداشتند هر چه می گردند تربت را پیدا نمی کنند آن شب تا به صبح نمی خوابند و حتی پایشان را دراز نمی کنند که مبادا به تربت سیدالشهدا علیه السلام بی احترامی شود این یعنی ادب مع الحسین علیه السلام. آری


    حربن یزید ریاحی به خاطر رعایت یک ادب به ساحت فرزند رسول خدا چنان توفیقی یافت که در رکاب خامس آل عبا به شهادت رسید و از لسان او بدین مدال مفتخر گردید: «انت حر فی الدنیا انت حر فی الاخرة؛ تو در دنیا و آخرت آزاده هستی.»[4]

    پی نوشت:
    [1].کافی، ج1، ص101
    [2].منتهی الامال، زندگی نامه امام حسن مجتبی علیه السلام
    [3].سید مهدی بحرالعلوم، رساله سیر و سلوک منسوب به علامه بحرالعلوم، ص146
    [4].منتهی الامال، زندگی نامه امام حسین علیه السلام.





  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    کیفیت ادب

    اولین ادب کننده خداوند است ولی همه توفیق ادب یافتن را ندارند انسان ها سه دسته اند: دسته نخست گروهی هستند که مورد عنایت خدا نیستند تا ادب شوند: «نسوالله فانساهم انفسهم؛ خدای را فراموش کردند پس خدا هم نسبت به خویشتن خویش آنها را به فراموشی کشاند.»[1]

    اینان چون ارتباطی با خدا ندارند خدا هم به آنها اعتنایی ندارد: «قل ما یعبوا بکم ربی لو لا دعاوکم، بگو ای پیامبر اگر دعای شما نباشد پروردگارم به شما اعتنایی ندارد.»[2]؛

    غالب مردم این جهان چنین اند دسته دوم گروهی هستند که کم و بیش از خدا غافل نیستند ولی به خاطر کارهای ناشایست خداوند آنها را با عقوبتش ادب می کند. دسته سوم گروهی هستند که خداوند رحیمانه و با رافت آنها را ادب می کند. در آغاز دعای ابوحمزه ثمالی که سحرهای ماه رمضان قرائت می شود همین را از خدا می خواهیم آنجا که می گوییم : «الهی لا تودّبنی بعقوبتک؛ خدایا مرا با عقوبتت ادب نکن» یعنی خدایا من از دسته سوم باشم و نه از دسته اول یا دوم.


    پیامبران هم به تادیب الهی نیاز دارند. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم می فرمود: «خدایم مرا ادب کرد و چه نیکو ادب فرمود.»[3]
    قرآن کریم در روایات مادبة الله نامیده شده است یعنی ادبستان خدا.


    قرآن سفره ادب الهی است که دستوراتش چنان ادب آموز است که خلق محمدی را به ارمغان می آوردو در روایت است که از اخلاق رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم سوال شد و در جواب گفته شد: «کان خلقه القران، اخلاق پیامبر همانند قرآن بود.»[4]

    نمونه ای از ادب انبیایی را در پایان سوره مائده در سخنانی که که میان خدای متعال و حضرت عیسی علیه السلام در روز قیامت مبادله می شود می تواند خواند و لذت برد.

    پی نوشت:

    [1].حشر، 19
    [2].فرقان، 77
    [3].بحارالانوار، ج16، ص210
    [4].
    شرح نهج البلاغه، ج6، ص30


    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۳/۰۲/۳۰ در ساعت ۱۲:۲۴

  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    راه دستیابی به ادب و تقویت آن


    راه عملی دستیابی و تقویت ادب آن است که آدمی در عظمت امر مورد ادب و احترام و حقی که بر گردن او دارد تامل کند و با این تامل محبتش را بیشتر نماید و باور کند که انسان بی ادب در این مسیر طرد می شود و سالک مودب ارج می بیند و مقرب می گردد مگر نه این بود که شیطان به خاطر ترک ادب رانده شد و نه تنها از رشد و تعالی ماند بلکه برای همیشه درمانده شد.


    مرحوم بحرالعلوم می فرماید: «و ملاحظه ادب در حین عرض حاجات و احتراز از الفاظ امر و نهی از جمله لوازم است.»[1]

    مقصود این است که سالک در مقام دعا به خدا فرمان ندهد بلکه خواهش کند البته مقام ادلال مقامی است که به ظاهر فرمان است ولی در واقع ناز کشیدن در لباس ناز فروختن است، ولی به زبان ادلال سخن گفتن جا دارد و خود مقامی بس بلند است.

    پی نوشت:
    [1].رساله سیر و سلوک منسوب به بحرالعلوم، ص146




صفحه 1 از 7 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود