صفحه 1 از 24 1231121 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ,رزمندگان از بیان خاطرات پرهیز می‌کنند!,

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    6,289
    صلوات
    4614
    تعداد دلنوشته
    7
    مورد تشکر
    41 پست
    حضور
    66 روز 12 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    11

    ,رزمندگان از بیان خاطرات پرهیز می‌کنند!,




    کرمیار درنشست بازخوانی و نقد رمان «درد»
    رزمندگان از بیان خاطرات پرهیز میکنند!

    نویسنده رمان «درد» گفت: یکی از معضلات اساسی نگارش در مورد جنگ این است که فرماندهان اصلی جنگ خاطرات خود را نمی‌نویسند خاطراتی که مستند به وقایع واقعی جنگ هستند.
    به گزارش مشرق، نشست بازخوانی و نقد کتاب درد سابق کرمیار با حضور محمد علی علومی، حمید آخوندی، محمد مهین خاکی و حمید باباوند در محل فرهنگسرای انقلاب برگزار شد.
    در ابتدای این نشست حسن جوهرچی با نوای ساز نوازنده ویلون بخش‌هایی از کتاب را بازخوانی کرد.

    ,رزمندگان از بیان خاطرات پرهیز می‌کنند!,

    صادق کرمیار نویسنده کتاب درد در ابتدای این نشست گفت: من فکر نمی‌کردم که تعداد زیادی برای ادبیات در این نشست حضور پیدا کنند و این نشان از توجه بیشتر به ادبیات داستانی است. زمانی که آقای آخوندی گفت که در مورد بچه‌های اطلاعات عملیات کتابی را بنویسم فکر نمی‌کردم که کاری جدی بیرون بیاید چرا که در این حوزه خاطرات زیادی تحویل داده نمی‌شود.

    کرمیار: نمی‌دانم چرا فرماندهان جنگ از بیان خاطرات خود پرهیز می‌کنند

    وی با اشاره به جلساتی که با بعضی از رزمندگان حوزه اطلاعات عملیات برگزار کرده بودند گفت: آن چیزی که من از این جلسات نوشته‌ام همان چیزی است که به من گفته شده است. بخش دوم اطلاعاتی که در این کتاب استفاده کرده‌ایم از خاطرات برخی از فرماندهان بوده است که تعداد کثیری از آنها از گفتن خاطرات خود پرهیز داشتند و دلیل این پرهیز را ما هنوز کشف نکرد‌ه‌ایم. تنها کسی که در این بین به ما اطلاعات خوبی از جنگ و حوزه‌های مختلف ارائه کرد آقای رشیدپور بود که این اطلاعاتی که به ما ارائه شد را ما می‌توانیم در حوزه‌های مختلف به کار ببریم.

    وی با اشاره به سریالی که قرار بود از این نوشتارها ساخته شود گفت: قصد داشتیم که سریالی 26 قسمتی را در سال 84 بسازیم اما با مشکلاتی اساسی برخورد کردیم تا اینکه در سال 91 قرار بر این شد که به دلیل هدر نرفتن زحماتمان این کار را تبدیل به کتاب کنیم.

    نویسنده کتاب نامیرا تصریح کرد: بحث فیلمنامه و کتاب دو مقوله جدا از هم هستند چرا که فیلمنامه نسخه‌ای برای کارگردان است که از طریق آن بتواند فیلم بسازد. فیلمنامه اثری هنری نیست بلکه به کارگردان کمک می‌کند که اثر خود را بسازد و این محصول فیلمنامه است که بسیار مهم می‌باشد و همینطور باید توجه کرد که آن فیلمنامه را چه کسی می‌سازد چرا که فیلمنامه زمانی که ساخته می‌شود باید مخاطب را جذب کند و مخاطب از آن لذت ببرد به این دلیل که فیلم مانند داستان نیست که خواننده را در کنار خود نگاه دارد.

    حمید آخوندی نویسنده و تهیه کننده سینما در ادامه این نشست گفت: ما حدودا 18 ساله بودیم که اتفاق عجیبی مانند دفاع مقدس روی داد و بعد از آن ما تا پایان جنگ در مناطق جنگی و به خصوص خرمشهر حضور داشتیم. بحث اطلاعات عملیات در حوزه جنگ با سوالات بسیاری از طرف جوانان و به خصوص دانشجویان کنونی همراه است. ایرادی که این دانشجویان به حوزه جنگ می‌گیرند این است که به ما می‌گویند شما خاکریزی را فتح کرده‌اید ولی برای خود هدفی را در نظر نگرفته‌اید.

    آخوندی گفت: در میانه جنگ که وارد حوزه ستادی شدم با بخش‌های مختلفی از این ارگان‌ها آشنا شدم که در فیلم‌های دفاع مقدس هیچ اشاره‌ای به آنها نشده است و یکی از بخش‌ها بحث‌ مغفول مانده جنگ حوزه اطلاعات و عملیات است. در سال 82 به شبکه 2 پیشنهاد دادیم که فیلمی را با موضوع اطلاعات و عملیات بسازیم و آنها نیز این موضوع را پذیرفتند و تصمیم گرفتند که با 50 درصد پرداخت هزینه در ساخت این فیلم مشارکت کنند. همینطور در آن زمان موسسه حفظ و نشر آثار دفاع مقدس نیز بخش دیگر هزینه‌های این فیلم را به عهده گرفت. ما مرحله به مرحله فیلمنامه را تحویل بنیاد می‌دادیم اما در انتها در مرداد 84 مشکلاتی پیش آمد و جلوی روند انتشار فیلم را گرفتند.

    وی با اشاره به بخشی از داستان این فیلمنامه گفت: در عملیات والفجر 8 که آیت‌الله هاشمی در آن عملیات حضور داشتند ما باید که از رودخانه اروند عبور می‌کردیم و اینگونه مسائلی و حضور شخصیت‌های دیگری مانند قالیباف، رضایی، شهید صیاد شیرازی باعث شد که در زمینه نگارش فیلمنامه به مشکلاتی بر برخوریم. زمانی که فیلمنامه آماده شد فردی از مشهد به سراغ ما آمد و گفت که بنیاد حفظ آثار با ساخت این اثر مخالف است و این اثر به دلیل اینکه شما می‌خواهید این افراد و نیروهای مسلح را درگیر بازی‌های سیاسی کنید پس این فیلم نباید ساخته شود مگر اینکه بسیاری از شخصیت‌های سیاسی از فیلم‌نامه حذف شود.

    محمد مهین خاکی جانباز دفاع مقدس در ادامه این نشست گفت: هیچ‌کدام از شخصیت‌های داستان که در این کتاب آمده است با نام واقعی خود ذکر نشده است اما این واقعیت جنگ است که برخی از شخصیت‌های سیاسی کنونی از فرماندهان سابق جنگ بوده‌اند و این واقعیت قابل حذف نیست.

    وی در مورد شخصیت‌هایی مانند آیت‌الله هاشمی و محمدباقر قالیباف در متن کتاب گفت: رفتار این شخصیت‌ها در این کتاب عین واقعیت ذکر شده است و ممکن است که اگر ما روند این خاطرات را فقط به شکل بیان سخنان در این کتاب ذکر می‌کردیم کتاب خسته‌کننده می‌شد مانند اینکه بخواهیم جزئیات اقدامات طولانی سربازان اطلاعات و عملیات را بیان کنیم که بسیار برای خواننده خسته‌کننده است.

    مهین خاکی تصریح کرد: رزمنده‌های بسیاری از شهرهای مختلف کشور در طول جنگ در بخش‌هایی مانند اطلاعات و عملیات حضور داشتند و لازم بود که اسامی این افراد تغییر کند اما روایت‌ها عین واقعیت باشد. برای بحث اطلاعات عملیات هیچ حرکت جدی انجام نشده است و حتی در زمان جنگ نیز بچه‌های تیپ اطلاعات عملیات مجبور بودند گاهی برای اینکه لو نروند دروغ بگویند.

    کرمیار: خاطرات فرماندهان دفاع‌مقدس پاسخگوی بسیاری از سوال‌ها است، چرا آنها جمع‌آوری نکنیم؟

    نویسنده کتاب درد افزود: قرار بود که بعد از ساخت فیلم، مستندی نیز از مصاحبه‌هایی که در دفتر آقای آخوندی گرفته شده بود نیز ساخته شود که آن هم میسر نشد. اسنادی که به ما برای نوشتن این کتاب داده بودند از اسناد سوخته بود ولی ما دوست داشتیم که از اسناد منتشر نشده نیز برای این کتاب استفاده کنیم. یکی از معضلات اساسی نگارش در مورد جنگ این است که فرماندهان اصلی جنگ خاطرات خود را نمی‌نویسند خاطراتی که مستند به وقایع واقعی جنگ هستند. فرماندهان تیپ‌ها و لشکر‌ها همواره از مظلوم‌ترین افراد بوده‌اند چرا که نه در آن زمان می‌توانستند از خود سخن بگویند ونه در این زمان کارهای گذشته خود را می‌توانند بیان کنند.

    وی افزود: ممکن است که این اطلاعات قابل انتشار نباشد اما حداقلی‌ترین کاری که می‌توان برای آنها انجام داد این است که این اطلاعات را جمع‌آوری کرد اما منتشر نکرد چرا که هر روز یکی از این فرماندهان را از دست می‌دهیم و اطلاعات این فرماندهان مربوط به جنگ ماست که نیازمند این است که همواره حفظ شود. چرا که این اطلاعات می‌تواند به بسیاری از سوال‌ها در مورد دفاع مقدس پاسخ کاملی را ارائه کند.

    آخوندی: ما حاضریم که روند ساخت سریال «درد» را از سر بگیریم اما کمک می‌خواهیم
    آخوندی در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه فیلمنامه این خاطرات را دوست دارید یا رمان آقای کرمیار را، گفت: قطعا من فیلمنامه این کتاب را بیشتر دوست دارم چرا که برای اجرای آن با انگیزه و انرژی وارد شدیم. کتاب را باید در حوزه کتاب مورد بررسی قرار دهیم. من بارها در مصاحبه‌ها و مراسم رونمایی‌ رمان درد هم گفته‌ام که اگر مردی وجود دارد که ما را کمک کند که این فیلم را بسازیم ما حاضریم که کار را دوباره از سر بگیریم.

    وی افزود: موضوع مهم اطلاعات عملیات در جنگ ما مغفول مانده و بعد از آن بحث اسارت نیز در سینما و تلویزیون ما به هیچ وجه دیده نشده است. ما قصد داریم که سریال 28 قسمتی را به نام «دولت مخفی» از چند ماه دیگر از یکی از شبکه‌های تلویزیونی پخش کنیم و این سریال یکی از اولین کارهایی است که در این حوزه انجام شده است.

    مهین خاکی در ادامه این نشست گفت: ما در حوزه دفاع مقدس بیش از اینکه تولیدات بصری داشته باشیم تاریخ شفاهی نوشتاری تولید کرده‌ایم. البته گروه‌هایی وجود دارند که تاریخ شفاهی را جمع‌آوری می‌کنند اما در موضوع گروه‌های حساس دفاع مقدس تاکنون کاری انجام نشده است.

    جوهرچی: تولید در موضوع دفاع مقدس، سخت، پیچیده و خطرناک است

    حسن جوهرچی بازیگر سینما و تلویزیون در سخنانی کوتاه در این نشست گفت: این جماعت سال‌های سال است که در حوزه دفاع مقدس کار می‌کنند و من در مقام بازیگر برای آقای آخوندی و کرمیار فیلم‌هایی بازی کرده‌ام. ما فیلم دفاع مقدسی زیاد داریم فیلمسازان مطرحی نیز در این حوزه کار کرده‌اند اما انسان‌های با تجربه‌ای مانند آقای آخوندی و کرمیار کم داریم که در حوزه موضوعات پیچیده و خطرناک جنگ کار کرده باشند.

    وی با اشاره به کتاب درد گفت: من این کتاب آقای کرمیار را بسیار دوست دارم و چیزی غیر از این هم از آقای کرمیار انتظار نداشتم که انسان‌های متفاوت و متضاد را در این کتاب جای دهد. یکی از نکات مثبت این کتاب این است که در جریان تاریخی جلو می‌رود و گاهی نیز به عقب باز می‌گردد و این باعث زیبا شدن این کتاب است. امیدوارم که این کتاب به چاپ‌های 50 و 100 برسد.

    کرمیار: بیان خاطرات دفاع مقدس با استفاده از روایت اول شخص امکان پذیر نیست

    صادق کرمیار در پاسخ به سوالی گفت: به نظر من روایت سوم شخص در این کتاب بسیار خوب بود اگر بخواهیم که روایت اول شخص را برای این کتاب به کار ببریم روایت‌های باز و گسترده را از دست می‌دهیم چرا که روایت اول شخص از یک زاویه به موضوع نگاه می‌کند و روایت سوم شخص از چند زاویه و روایت سوم شخص باعث آشکارتر شدن موضوع می‌شود چرا که بحث اطلاعات در جنگ ایران و عراق توانایی ارائه در چارچوب اول شخص را ندارد.

    مهین خاکی در مورد طراحی خاص جلد کتاب درد گفت: ظاهر جلد این کتاب مانند نقشه‌های گروهی‌های اطلاعات عملیات است. من تا روز رونمایی این جلد را ندیده بودم و همین که این جلد را دیدم یاد نقشه‌ها و کالک‌های دفاع مقدس افتادم.

    وی تصریح کرد: خاطرات جنگ به این دلیل برای افراد جذاب است که بسیاری از جوانان کنونی آن فضا را درک نکرده‌ است اما مدتی است که خاطرات جنگ به صورت زیادی منتشر می‌شود اما رمان‌های جنگ بسیار کم منتشر می‌شود.خاطرات به دلیل شکل بیان خود واقعیات را به همان صورتی که رخ داده بیان می‌کنند اما رمان همان جعل واقعیت است. این داستان این ویژگی را دارد که نگاه گوینده خاطرات جنگ را تحلیل کرده و این نگاه به عمق این داستان کمک می‌کند.

    خالق رمان نامیرا افزود: دوست داشتم که حس تعلیق را در این کتاب به کار ببرم چرا که اگر تعلیق در این کتاب وجود نداشته باشد خواننده نیز از داستان خسته شده و تا پایان 400 صفحه این کتاب نخواهد رفت من در این کتاب سعی کرده‌ام که شخصیت‌ها را با نام‌های غیر واقعی اما داستان‌های واقعی ذکر کنم. این یک رمان کاملا تخیلی است و سعی کرده‌ام که تحلیل بر واقعیت غلبه داشته باشد.

    مهین خاکی در پایان این نشست گفت:‌ از دفاع مقدس روایت‌های گسترده‌ای نقل شده است که بسیاری از آنها به واقعیت نزدیک نیست و ما باید تلاش کنیم که با ارائه آثار مستند به واقعیت نزدیک شویم.

    رمان «درد» مروری است بر خاطرات جانبازی که هنوز درد می‌کشد؛ درد جسمی ناشی از جراحات جنگ و درد اجتماعی. او که قصد دارد خاطراتش را به چاپ برساند سوار بر ویلچیر راهی دفتر ناشر می‌شود، اما هنگام عبور از خیابان با چند خودرو پلاک سیاسی مواجه شده و وقوع حوادثی دستمایه مرور خاطراتش می‌شود.

    «درد»، داستان مستندگونه‌ای از طراحی و شناسایی عملیات عاشورا است که با بیان زندگی کاری و شخصی نیروهای عملیاتِ‌شناسایی و فرماندهان نام‌آشنای دفاع مقدس روایت می‌شود.
    منبع: تسنیم
    ویرایش توسط شیوا83 : ۱۳۹۵/۰۹/۲۴ در ساعت ۱۴:۴۹
    به نظر ما حرکت امام خمینی دقیقا مقدمه سازی ظهور امام عصر(عج) است,لذا باید تقویت شود,ظهور امام عصر(عج)یک مسئله کاملا منطقی است و باید به شدت با خرافات و تیپ افسانه ای که برای ایشان درست شده مبارزه کرد و فهماند که ظهور هم به دست خود ماست,هرگاه مبنای برنامه ریزی ما این مسئله باشد به آن خواهیم رسید و لا غیر.با التماس و اشک و زاری تنها هیچ کاری صورت نمی گیرد.


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    6,289
    صلوات
    4614
    تعداد دلنوشته
    7
    مورد تشکر
    41 پست
    حضور
    66 روز 12 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    11



    سلام!!!
    به نظر شما دلیل اصلی اینکه عده ای حاضر نیستند خاطراتشان را بگویند چیست؟
    دلیل اصلی؟
    به غیر از موارد حساس نظامی که باید تا ابد مخفی بماند!
    من وشما هم می دانیم چه مواردی است!
    به نظر ما حرکت امام خمینی دقیقا مقدمه سازی ظهور امام عصر(عج) است,لذا باید تقویت شود,ظهور امام عصر(عج)یک مسئله کاملا منطقی است و باید به شدت با خرافات و تیپ افسانه ای که برای ایشان درست شده مبارزه کرد و فهماند که ظهور هم به دست خود ماست,هرگاه مبنای برنامه ریزی ما این مسئله باشد به آن خواهیم رسید و لا غیر.با التماس و اشک و زاری تنها هیچ کاری صورت نمی گیرد.


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    6,289
    صلوات
    4614
    تعداد دلنوشته
    7
    مورد تشکر
    41 پست
    حضور
    66 روز 12 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    11



    ۱۳۹۲/۰۷/۰۳,رزمندگان از بیان خاطرات پرهیز می‌کنند!,
    ثبت خاطرات دفاع مقدس؛ مطالبه رهبر انقلاب

    دشمن از این خلأ سوء استفاده می‌کند

    رهبر انقلاب اسلامی در پیامی به مناسبت سالگرد آغاز جنگ تحمیلی در سال ۶۸ نوشته‌اند: «از همه‌ی نگارندگان حوادث جنگ و همه‌ی کسانی که توان انجام وظیفه در این مهم را دارند، درخواست می‌کنم از ثبت و ضبط جزییات این دوران غفلت نکنند و این گنجینه‌ی تمام نشدنی را برای آیندگان به ودیعه بگذارند.» پایگاه اطلاع رسانی Khamenei.ir همزمان با هفته‌ی دفاع مقدس، پرونده‌‌ای ویژه برای بررسی اهمیت «ثبت تاریخ شفاهی دفاع مقدس» به مثابه یک مطالبه‌ی قدیمی رهبر انقلاب اسلامی آماده نموده است. برای تهیه‌ی مطالب این پرونده که به تدریج تا روزهای باقی‌مانده از هفته‌ی دفاع مقدس منتشر می‌شود، از نظرات شخصیت‌های صاحب‌نظر در این عرصه بهره برده‌ایم. در نخستین گام گفت‌وگویی با حجت‌الاسلام والمسلمین سعید فخرزاده، مسئول واحد «تاریخ شفاهی حوزه‌ی هنری» که یکی از فعال‌ترین و پرکارترین واحدهای تولید تاریخ شفاهی در کشور است داشته‌ایم. آقای فخرزاده که از پیشروان ثبت خاطرات رزمندگان در دوران دفاع مقدس بوده است در این گفت‌وگو به اهمیت، مهارت و مرارت وقایع‌نگاری در حوزه‌ی دفاع مقدس پرداخته است.

    ,رزمندگان از بیان خاطرات پرهیز می‌کنند!, جنابعالی از پیشروان ثبت خاطرات رزمندگان در بحبوحه‌ی دفاع مقدس بودید. اگر ممکن است برای ما کمی از این فعالیت‌های خود در آن زمان بگویید.
    در آن زمان دو گروه در سپاه کار وقایع­‌نگاری می­‌کردند. گروه اول اعضای دفتر تحقیقات جنگ سپاه بودند. اعضای این گروه تحت فرماندهی سردار محمدزاده که در دفتر سیاسی سپاه خدمت می‌کرد فعالیت می‌کردند و رویکردشان در ثبت خاطرات بیشتر نظامی بود. اعضای این دفتر به سراغ فرماندهان ارشد نظامی می‌رفتند و سعی می‌کردند تمام جزئیات را از زبان آن‌ها بشنوند. حاصل این فعالیت‌ها که تا پایان جنگ ادامه پیدا کرد، ضبط شاید بیش از ۳۰ هزار ساعت گفت‌وگو روی نوار کاست بود. البته به طور طبیعی فرماندهان علاقه‌ای به گفتن جزئیات کارهایشان نداشتند، اما به خاطر دستور فرماندهی، مجبور به همکاری بودند. گاهی اتفاق می‌افتاد که فرماندهی به بهانه‌ای گروه را به اصطلاح قال می‌گذاشت و از دستشان فرار می‌کرد! به هر حال روایت‌های لحظه به لحظه‌ی این فرماندهان از دفاع مقدس به وسیله‌ی زحمات این گروه در تاریخ ماندگار شده است.
    ,رزمندگان از بیان خاطرات پرهیز می‌کنند!,یک کار دیگر در بخش تبلیغات سپاه انجام گرفت که نوع رویکرد آن فرهنگی بود. آن‌ها به نوع روابط بین رزمندگان در جبهه‌ها دقت کردند و این روابط را بسیار شبیه روابط مؤمنان در جامعه‌ی نمونه‌ی اسلامی یافتند. نیروهای تبلیغات فکر می‌کردند که باید این صحنه‌ها را که بُعد غیرنظامی جنگ را دربرمی‌گرفت ثبت و ضبط کنند. آن‌ها به دنبال ثبت سبک زندگی رزمندگان در جبهه‌ها بودند.

    اما یک کار دیگر هم در بخش تبلیغات سپاه انجام گرفت که نوع رویکرد آن فرهنگی بود. ماجرا از این قرار بود که نیروهای تبلیغات سپاه از زاویه‌ی دیگری به جبهه‌ها نگاه کردند. آن‌ها به نوع روابط بین رزمندگان در جبهه‌ها با هم دقت کردند و این روابط را بسیار شبیه روابط مؤمنان در جامعه‌ی نمونه‌ی اسلامی که مصادیق آن در روایات ائمه‌ی اطهار علیهم‌السلام و در تاریخ صدر اسلام ذکر شده است یافتند. فضای جبهه‌ها فضای آکنده از ایثار، عبادت، فعالیت و اخلاص بود و این دقیقاً حرکت به سمت همان مدینه‌ی فاضله‌ای بود که مردم نشانه‌های آن را در منابر و در کتاب‌های دینی و سخنان امام خمینی رحمه‌الله آموخته بودند و برای محقق کردن آن‌ها در جامعه انقلاب کرده بودند. این‌ها باعث شده بود که فضای جبهه‌ها یک فضای اسلامی و الهی بشود که هر کسی را می‌توانست به خود جلب کند.

    مثلاً فضای جبهه‌ها فضای شایسته‌سالاری بود. بیشتر کسانی که فرمانده می­‌شدند، رزمندگان از قبل آن‌ها را لایق‌ترین فرد برای فرماندهی می‌دانستند. به خاطر این‌که آن فرمانده هم در میان خود رزمندگان رشد کرده و حالا به فرماندهی رسیده بود، مورد اقتدای آنان قرار می‌گرفت. یعنی فرمانده جنگی، در عین حال فرماندهی اعتقادی را هم داشت و همین فرد در عین حال سختی‌ها را بیش از دیگران برای خود می‌خرید. نیروهای تبلیغات فکر می‌کردند که باید این صحنه‌ها را که بُعد غیرنظامی جنگ را دربرمی‌گرفت ثبت و ضبط کنند. در واقع موضوع فعالیت آنان نه مسائل نظامی جنگ بلکه فضای معنوی‌ای بود که در کنار انجام عملیات‌های نظامی در جبهه‌ها ایجاد شده بود. می‌توان گفت آن‌ها به دنبال ثبت سبک زندگی رزمندگان در جبهه‌ها بودند.

    آن‌ها در ابتدای کار یک دفترچه‌ی خاطرات طراحی کردند. دفترچه‌های خاطرات چاپ و بین رزمندگان توزیع شد. در حالی که آن‌ها غافل بودند از این‌که رزمندگان جبهه‌ها خیلی اهل نوشتن نیستند! به طور کلی جامعه‌ی ما خیلی نوشتاری نیست. بنابراین از میلیون‌ها دفترچه‌ای که توزیع شده بود، تعداد خیلی کمی به واحد تبلیغات بازگشت. مابقی دفترها به همراه وسایل رزمندگان به منازل آنان رفت. البته برخی هم دست‌نوشته‌هایی برای خودشان در آن نوشته بودند که بعد از شهادت‌شان به دست تبلیغات رسید.

    بعد از این‌که تجربه‌ی دفترچه‌های خاطرات خیلی موفق نبود، آن‌ها به این فکر افتادند که بدون قرار قبلی به سراغ رزمندگان در جبهه‌ها بروند و درباره‌ی خاطرات آن‌ها سؤال کنند. آن‌ها هم هر چیزی که دوست داشتند اعم از اتفاقات جالب یا مصادیق ارزشی را مطرح می‌کردند.
    ,رزمندگان از بیان خاطرات پرهیز می‌کنند!,
    ,رزمندگان از بیان خاطرات پرهیز می‌کنند!, شما از چه زمانی به این گروه پیوستید؟
    من در سال­‌های ۶۲ و ۶۳ با آن‌ها آشنا شدم. در آن زمان من طلبه بودم و برای تبلیغ به جبهه رفته بودم که با این فعالیت‌ها آشنا شدم و همکاری­‌ام را آغاز کردم. من در زمینه‌ی تاریخ اسلام مطالعاتی داشتم و می‌دانستم که بسیاری از این روایت­‌ها و حوادثی که مشغول ثبت و ضبط آن‌ها از زبان رزمندگان هستیم بدون استناد است و ممکن است در آینده مورد شبهه واقع شود که آقا این خاطره‌ای که در این‌جا ذکر شده کجا اتفاق افتاده است؟ اصلاً ممکن است تخیلی باشد. بنابراین ما حتماً باید اطلاعات گوینده را می‌گرفتیم و خاطره‌ها را شناسنامه‌دار می­‌کردیم.

    گاهی اوقات، گوینده‌ی خاطرات دوست نداشت اسمش را بگوید. مثلاً می‌گفت: یک رزمنده­‌ای از رزمندگان. در آن زمان فرهنگی در جبهه‌ها وجود داشت که رزمندگان دوست نداشتند اسمشان خیلی مطرح شود. اما این مسأله برای کار خاطره‌نگاری از نظر استناد تاریخی اتفاق نامطلوبی بود. بسیاری از سخنان و روایات در زمان صدر اسلام به همین دلایل از بین رفتند یا از نظر استناد ضعیف شدند. من وقتی به گروه ثبت خاطرات اضافه شدم مسئولیت جمع­‌آوری و ثبت خاطرات را به عهده گرفتم، تجربیات و اطلاعات تاریخ‌نگاری خودم را هم در اختیار گروه قرار دادم و پس از مدتی به عنوان رئیس این گروه انتخاب شدم. اما بیشترین دامنه‌ی کار روی دوش۴۰ نفر از نیروهای بسیجی در کل منطقه بود. این افراد پیش ما دوره می‌دیدند و سپس در مناطق عملیاتی مشغول به کار می‌شدند.

    ,رزمندگان از بیان خاطرات پرهیز می‌کنند!, آیا شما در عملیاتی به صورت مستقیم شرکت کردید؟
    بله، خود من در عملیات‌های خیبر، بدر، کربلای ۵، والفجر ۴، والفجر ۸، مرصاد، بیت‌المقدس ۳، مهران و برخی دیگر از عملیات‌ها شرکت داشتم.

    ,رزمندگان از بیان خاطرات پرهیز می‌کنند!, در حین عملیات چگونه خاطرات رزمندگان را ثبت و ضبط می‌کردید؟
    مشکلات خاصی داشتیم؛ موقعی که در پشت جبهه برای گرفتن خاطره‌های رزمنده‌ها سراغشان می‌رفتیم غالباً می­‌گفتند چرا در خط مقدم نمی­‌آیید؟ آن‌جا حال و هوای جنگ دارد، ما باید حرف­مان را آن‌جا بزنیم. وقتی به منطقه می‌رفتیم، می­‌گفتند دیگر یادمان رفته است؛ شما باید زمان عملیات که همه‌ی وقایع تازه اتفاق افتاده است بیایید. یک بحث­‌هایی هم در این میان وجود داشت؛ بعضی از رزمندگان احساس می‌کردند که ما جرأت حضور در صحنه‌ی جنگ را نداریم. برای همین می­‌گفتند اگر می‌خواهید از ما خاطره بگیرید بیایید در خط اول. ولی وقتی هم که زمان عملیات می­‌رفتیم می­‌گفتند آقا ما درگیر عملیات هستیم، وقت برای خاطره گفتن نداریم. عملیات که تمام می‌شد، می‌گفتند خسته‌ایم، می‌خواهیم برویم مرخصی؛ یا این‌که مجروح شده بودند و باید سریعاً به پشت جبهه منتقل می‌شدند.
    ,رزمندگان از بیان خاطرات پرهیز می‌کنند!,تقریباً همه‌ی این کتاب‌هایی که شما از «دفتر هنر و ادبیات مقاومت» منتشر کرده‌اید، خوانده‌ام و بعضی از آنها را بسیار فوق‌العاده یافته‌ام. من وقتی اینها را می‌خواندم، به این فکر می‌افتادم که اگر ما برای صدور مفاهیم انقلاب، همین جزوه‌ها و کتاب‌ها را منتشر بکنیم، کار کمی نکرده‌ایم. (بیانات رهبر انقلاب در دیدار با مسئولان دفتر هنر و ادبیات مقاومت ۱۳۷۰/۴/۲۵)

    ما به تجربه دریافتیم که بهترین زمان برای گرفتن خاطرات زمانی است که عملیاتی به پایان رسیده و نیروهای فعال در آن عملیات در منطقه‌ای مستقر شده‌اند و برای انجام عملیات بعدی آماده می‌شوند یا در یک فضای تثبیت شده‌ای قرار دارند. در این زمان چون هنوز ذهن­‌ها از حادثه دور نشده است می‌توان بهترین و نزدیک‌ترین روایت به حادثه‌ها را یافت. یا در زمانی که گروهی منطقه‌ای را تصرف کرده بودند و برای حفظ آن مستقر شده بودند، زمان خوبی برای شنیدن خاطرات از افراد آن بود.

    در این گفت‌وگوها توانستیم خاطرات بسیار خوبی را ثبت کنیم. من برخی صحنه­‌ها را از نزدیک دیدم که ثبت کردم و بعد خاطرات رزمندگان را شنیدم. یک بار که برای دریافت خاطرات به منطقه‌ای رفته بودیم، منطقه توسط ارتش عراق محاصره شد. کمی بعد گارد ریاست جمهوری عراق هم به آنان ملحق شد و این محاصره تا شب طول کشید. یک درگیری شدید رخ داد که که تا نزدیک نماز صبح طول کشید.

    ,رزمندگان از بیان خاطرات پرهیز می‌کنند!, روش شما برای ثبت خاطرات چگونه بود؟ چه‌طور رزمندگان را برای گفت‌وگو راضی می­‌کردید؟
    رمز باز شدن قفل زبان رزمندگان «کربلا» بود. به آن‌ها می­‌گفتیم خاطراتت را می‌گویی؟ می‌گفت نه، نمی­‌گویم، نباید از خودمان تعریف کنیم، اصلاً این‌ها که چیزی نیست، ما که قابل نیستیم و از این دست حرف‌ها. بعد می­‌گفتیم اصلاً مسأله این نیست که بخواهیم شما را مطرح کنیم. مسأله این است که شما در یک فضایی حضور پیدا کردید و چیزهایی را دیده‌اید که این‌ها باید به نسل‌های آینده منتقل شود. واقعاً اگر وقایع روز عاشورا ثبت و ضبط نمی­‌شد و به نسل‌های بعدی منتقل نمی­‌شد، ما از این گنجینه‌ی عظیم معنوی محروم می‌ماندیم و این همه تأثیرات ناشی از واقعه‌ی کربلا که امروزه در حرکت‌های اسلامی وجود دارد، وجود نداشت. حالا اگر شما هم نتوانید واقعیت جبهه‌ها را به نسل آینده بگویید، دشمن از این خلأ سوء استفاده می‌کند.
    ,رزمندگان از بیان خاطرات پرهیز می‌کنند!,
    این‌ توضیحات را که بیان می‌کردیم، آن‌ها هم قانع می­‌شدند و همکاری می‌کردند. در نهایت برخی رزمندگان از میکروفون و ضبط صوت هراس داشتند که ما با ترفندهای خاصی این مشکل را برطرف می‌کردیم. مثلاً کار را با یک گپ خودمانی شروع می‌کردیم. گاهی هم دکمه‌ی ضبط را می‌زدیم، اما نمی‌گفتیم که مصاحبه رسماً شروع شده است. یا این‌که به جای گفتن تاریخ مصاحبه در ابتدای ضبط، در انتها تاریخ و مشخصات گفت‌وگو را ذکر می‌کردیم. مصاحبه را هم با سؤالات خیلی ساده‌ای شروع می‌کردیم؛ مثلاً این‌که شما اهل کدام شهر هستید؟ چه سالی متولد شدید؟ کی به جبهه آمدید؟ به طور کلی سؤالات ساده بود؛ چرا که ما از رزمندگان تحلیل نمی­‌خواستیم، بلکه بیشتر به دنبال خاطره و روایت بودیم. با این حال باور کنید برخی­‌ها چندین و چند بار از دست ما فرار می­‌کردند. یادم می‌آید یک بار مقابل رزمنده‌ای برای دریافت خاطراتش قرار گرفتیم. راضی به گفتن نبود. بالأخره هزار توجیه برایش آوردیم. دست آخر گفت من همه‌ی آدم­‌هایی را که کنارم بودند، می‌آورم شما با آن‌ها مصاحبه کنید، ولی تو را به خدا من را معاف کنید. پرسیدیم چرا؟ گفت من تا حالا مصاحبه نکردم.

    ,رزمندگان از بیان خاطرات پرهیز می‌کنند!, ترس از مصاحبه داشت؟
    نه، ترس نداشت؛ خودش جزو فرماندهان بود. آقای امینی نامی بود. به او گفتیم این چه ارزشی است که تا حالا مصاحبه نکرده‌ای؟ گفت من تا حالا گمنام بودم، فکر می­‌کنم در این عملیات به شهادت برسم. می­‌خواهم برای خدا باشد. حتی این شخص رفت نیروهایش را حاضر کرد و دستور داد که با ما مصاحبه کنند. البته من فقط یک بار بدون این‌که او بفهمد ضبط را روشن کردم از حال و روز رزمندگان از او سؤال کردم. چندی بعد هم ایشان به شهادت رسید.

    ,رزمندگان از بیان خاطرات پرهیز می‌کنند!, شما کار ثبت خاطرات را تا چه زمانی ادامه دادید؟
    این کار تا پس از جنگ ادامه پیدا کرد. حتی سال ۷۰ ما دامنه‌ی کار­مان را گسترش دادیم؛ مثلاً با افرادی که اسیر شده بودند و آزاده لقب گرفته بودند گفت‌وگو کردیم. ابتدا با خانواده­‌های آزادگان ارتباط گرفتیم؛ دفترچه­‌هایی در بین آنان توزیع کردیم و از آنان خواستیم که خاطرات خود از دوران رزمنده بودن و همچنین دوران اسارت آزاده‌شان و احیاناً پیغام‌ها و نامه‌هایشان را برای ما بنویسند. در این کار نیروهای بسیج محلات با ما همکاری داشتند و این امور را پیگیری می‌کردند.
    ,رزمندگان از بیان خاطرات پرهیز می‌کنند!,موقعی که در پشت جبهه برای گرفتن خاطره‌های رزمنده‌ها می‌رفتیم غالباً می­‌گفتند چرا در خط مقدم نمی­‌آیید؟ وقتی به منطقه می‌رفتیم، می­‌گفتند دیگر یادمان رفته است؛ زمان عملیات بیایید. وقتی که زمان عملیات می­‌رفتیم می­‌گفتند آقا ما درگیر عملیات هستیم، وقت برای خاطره گفتن نداریم. عملیات که تمام می‌شد، می‌گفتند خسته‌ایم، می‌خواهیم برویم مرخصی؛ یا این‌که مجروح شده بودند و باید سریعاً به پشت جبهه منتقل می‌شدند.

    زمانی که آزادسازی اسرا آغاز شد، ما یک گروهی ایجاد کردیم برای انجام مصاحبه با آزادگان در اردوگاه‌های قرنطیه. تنها از این اقدام حدود ۱۰۰۰ ساعت مصاحبه ضبط کردیم. دوستان ما شبانه‌روز در آن موقعیت و پیش از بازگشت آزادگان به آغوش خانواده‌هایشان مصاحبه می‌گرفتند و خاطرات بسیار مهم و بعضاً دردناک و سخت روزهای شکنجه در اردوگاه‌های عراق را ثبت می‌کردند. حتی برخی از مصاحبه‌کنندگان ما بر اثر تکرار شنیدن این خاطرات، دچار مشکلات روحی شدند.

    علاوه بر آن ما با جانبازان، جانبازان بستری شده در بیمارستان‌ها، جانبازان قطع نخاعی و خانواده‌های شهدا گفت‌وگو کردیم و تا پایان جنگ، حدود ۲۵ هزار ساعت مصاحبه انجام گرفت. همچنین تا پایان سال ۷۰ بیش از ۵۰ هزار دفترچه در بین افراد توزیع شد که این نوشته‌ها در آرشیو سپاه بایگانی شد و پس از مدتی به نیروی زمینی سپاه منتقل شد.

    ,رزمندگان از بیان خاطرات پرهیز می‌کنند!, به نظر می‌رسد که هدف اصلی شما در آن زمان صرفاً گردآوری خاطرات بوده است.
    من مسئولیتم جمع­‌آوری بود. ما نگاه اول­مان جمع­‌آوری خاطرات بود. هدف ما این بود که بتوانیم دو فضای فرهنگی جبهه و پشت جبهه را به هم نزدیک کنیم. ما باید فرهنگ جبهه را ترویج می­‌کردیم. البته با قوت و قدرتی که جمع‌آوری آثار انجام می‌شد، انتشار آن خاطرات با آن قدرت و وسعت انجام نمی‌گرفت. شاید یک هزارم آن آثار منتشر شده باشد. ما برخی از آن خاطرات را به روزنامه‌ها و برخی را به رادیو می‌دادیم تا در ستون‌ها و برنامه‌هایشان استفاده کنند. حتی برخی از این خاطرات هم توسط بعضی نویسندگان در آثارشان استفاده می‌شد.
    به نظر ما حرکت امام خمینی دقیقا مقدمه سازی ظهور امام عصر(عج) است,لذا باید تقویت شود,ظهور امام عصر(عج)یک مسئله کاملا منطقی است و باید به شدت با خرافات و تیپ افسانه ای که برای ایشان درست شده مبارزه کرد و فهماند که ظهور هم به دست خود ماست,هرگاه مبنای برنامه ریزی ما این مسئله باشد به آن خواهیم رسید و لا غیر.با التماس و اشک و زاری تنها هیچ کاری صورت نمی گیرد.

  5. تشکرها 3


  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    6,289
    صلوات
    4614
    تعداد دلنوشته
    7
    مورد تشکر
    41 پست
    حضور
    66 روز 12 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    11



    ,رزمندگان از بیان خاطرات پرهیز می‌کنند!,
    
    مراحل خاطره نگاری شفاهی جنگ تحمیلی
    ,رزمندگان از بیان خاطرات پرهیز می‌کنند!,
    مقدمه
    در باره مراحل خاطره نگاری و خاطرات شفاهی جنگ تحمیلی در این مجال کوتاه و اندک نمی توان به تفصیل سخن گفت؛ به ناچار می کوشم به طور خیلی فشرده و مختصر مطالبی فهرست وار بیان کنم.

    یک تذکر لازم
    قبل از شروع بحث باید این تذکر ساده اما مورد غفلت قرار گرفته را بدهم که خاطره نویسی و خاطره نگاری شفاهی نیز مثل همه رشته های تخصص دیگر، نیاز به آموزش و تعلیم دارد و هر فردی با هر میزان دانش و سواد، نمی تواند دست به این کار بزند. خاطره نگاری موفق نیازمند مهارت های چندی است که به مرور و طی زمان به دست می آید.

    اما خاطره نگاری شفاهی دارای مراحل چندی است که عبارتند از:

    مرحله اول: پیدا کردن سوژه
    در گام اول مهم ترین کار یافتن سوژه یا همان فرد راوی و خاطره گو است. یک مورخ شفاهی(کسی که مصاحبه می کند) و کسی که کارش نگارش خاطرات شفاهی رزمندگان است، باید شمّ قوی و جستجوگری داشته باشد و بتواند افراد دارای خاطره را انتخاب کند. به دلیل مردمی بودن هشت سال دفاع مقدس، جای جای ایران زمین پر است از رزمندگانی که مدت کوتاه یا بلندی در جبهه و جنگ بوده و خاطراتی از آن سال ها در ذهن دارند. از میان انبوه این افراد، می توان سوژه مورد نظر را یافت. همچنین مادران و همسران شهدا، آزادگانی که سال ها در عراق اسیر بوده اند، جانبازان و حتی مردم عادی پشت جبهه و کسانی که در شهرها زندگی می کرده اند نیز می توانند خاطرات جالبی در باره سال های جنگ یا اسارت و جانبازی داشته باشند.

    مرحله دوم: راضی کردن سوژه
    به دلیل گذشت سال های زیاد از شروع و خاتمه جنگ و جذب رزمندگان آن سال ها به زندگی روزمره، معمولاً رزمندگان به راحتی حاضر به بیان خاطراتشان در قالب یک کتاب نمی شوند. مورخ شفاهی باید با صبر و حوصله و حتی چند بار رفت و آمد با آن فرد، وی را راضی کند تا خاطرات شفاهیش را روایت کند. البته برخی از رزمندگان نیز داوطلبانه حاضرند خاطراتشان را روایت کنند.

    مرحله سوم: پیش مصاحبه
    پس از راضی کردن فرد، لازم است قبل از شروع مصاحبه اصلی، یک و یا حتی چند جلسه، مورخ شفاهی با فرد راوی جلسه گرفته و در باره شیوه و اهداف کارش مطالبی با او در میان گذارد. معمولاً افراد عادی از ضبط صوت وحشت دارند و تا کنارشان ضبط روشن شود، ساکت می شوند، این در حالی است که قبل از آن، خیلی راحت، خاطراتشان را بیان می کردند.
    مورخ شفاهی لازم است ترس سوژه را از ضبط صوت از بین برده و به او بگوید که چه مطالبی از وی می خواهد.

    مرحله چهارم: مصاحبه
    مصاحبه قلب خاطرات شفاهی است. مورخ شفاهی هر اندازه بتواند بیشتر از راوی اطلاعات ریز و جزیی به دست آورد، موفق تر عمل کرده است. باید توجه داشت که هنگام انجام مصاحبه، مورخ شفاهی تا می تواند باید با سؤال های ریز و کوتاه، جزیی ترین مطالب را از راوی بپرسد. مثلاً ممکن است راوی بگوید:
    «دو روز پس از شروع جنگ، من و دوستانم به جبهه رفتیم و مستقیم خودمان را به خرمشهر رساندیم و با عراقی ها در منطقه پل نو درگیر شدیم»
    اما این کلیاتی است که نیاز به جزییات بسیاری دارد. مورخ شفاهی برای به دست آوردن آن جزییات باید فرضاً سؤالات زیر را از راوی بپرسد:
    روز اول جنگ کجا بودید؟
    چطور فهمیدی جنگ شروع شده؟
    چه کردی؟
    روی چه انگیزه ای تصمیم گرفتی بروی جنگ؟
    کجا رفتی؟
    چه کسانی با تو بودند؟ نام ببرید!
    با چه وسیله ای رفتی؟
    چه پوشیده بودی؟
    تا آن موقع آموزش نظامی دیده بودی؟
    چند نفر بودید؟
    از آن روز عکس هم دارید؟
    کجا رفتید؟
    چه دیدید؟
    از دیدن آن چیزها چه احساسی به شما دست داد؟
    وقتی وارد خرمشهر شدید، به کجا رفتید؟
    وضع خرمشهر چطور بود؟ چه دیدید؟
    عراقی ها کجای خرمشهر بودند؟
    چطور با آنان درگیر شدید؟
    چه سلاحی داشتید؟
    چند عراقی را زدی یا مجروح کردی؟
    کسی از دوستانت شهید یا مجروح نشدند؟
    و...
    با این سؤالات جزیی و ریز، خاطره گو تصویر کامل و شفاهی از جنگی که در آن شرکت داشته، ارائه می دهد.
    در مصاحبه باید مورخ شفاهی صبر و تحمل زیادی داشته باشد و تا می تواند، جزیی ترین مطالب را از راوی بپرسد و ضبط کند. بهتر است اگر راوی آلبوم عکس دارد، آن عکس ها را نیز اسکن کرده و پشت هر عکس اطلاعاتی شامل زمان، مکان و افراد حاضر در عکس نوشته شود.

    مرحله پنجم: پیاده کردن
    پس از انجام مصاحبه و ضبط آن روی نوار کاست یا ضبط های دیجیتالی، باید کلمه به کلمه آن چه راوی گفته را روی کاغذ یا به صورت کامپیوتری پیاده و استخراج کرد. برای اطمینان بهتر است متن پیاده شده، یک بار با متن خاطرات شفاهی مقابله شود.

    مرحله ششم: تدوین
    پس از پیاده شدن متن خاطرات شفاهی، باید آن خاطرات که معمولاً نامنظم، آشفته و درهم هستند را تدوین کرد. اگر مصاحبه قلب تاریخ شفاهی است، تدوین مغز آن است. در تدوین است که می توان بر اساس یک مصاحبه عمیق و همه جانبه، کتابی جذاب و خواندنی نوشت. تدوین البته فوت و فن و مراحلی دارد که به دلیل کمبود وقت، نمی توان در این مجال به آن پرداخت.

    مرحله هفتم:گویاسازی
    در این قسمت تدوین کننده برای آشنا کردن خواننده با برخی مفاهیم، مکان ها، اشخاص و رویدادها، در پاورقی یا آخر کتاب، باید مطالبی به متن اضافه کند. مثلاً راوی در خاطرات شفاهی خودش از روستایی به اسم «چاه کوتاه» نام می-برد. تدوین کننده باید در پاورقی توضیحات کوتاهی در باره این روستا بدهد تا برای خواننده ای که هیچ شناختی از این روستا ندارد، اطلاعات مختصری ارائه شود. چنین است در باره نام ها و برخی کلمات محلی و جریان های سیاسی یا اجتماعی.

    مرحله هشتم: بازخوانی و ویراستاری
    پس از تدوین نهایی، لازم است متن بک بار توسط تدوین گر به دقت مطالعه شود. پس از آن متن را باید به یک ویراستار داد تا آن را ویراستاری و اصلاح کند و جملات و نوشته ها را از نظر املایی، انشایی و حرکات و نشانه های سجاوندی حک و اصلاح کند. هیچ نوشته ای نیست که نیاز به ویراستاری نداشته باشد.

    مرحله نهم: تایپ کامپیوتری و صفحه آرایی
    آخرین مرحله تایپ کامپیوتری، نمونه خوانی و سرانجام صفحه آرایی کتاب برای تحویل به ناشر و انتشار است. در این مرحله باید عکس ها نیز در کتاب جانمایی شوند.
    لازم به تذکر است که مصاحبه کننده و تدوین گر می تواند یک نفر واحد یا دو و حتی چند نفر باشند، اما بهتر است فردی که مصاحبه را انجام می دهد، در صورت توانایی و دانش، خودش نیز کار تدوین را انجام دهد.

    یک توصیه ضروری
    برای انجام مصاحبه و تدوین خوب، مورخ شفاهی و تدوین گر باید اطلاعات و دانش تاریخی زیادی در باره مراحل مختلف جنگ هشت ساله ایران و عراق داشته باشد. به همین دلیل توصیه می شود که حتماً مورخ شفاهی چند کتاب مستند در باره تاریخ جنگ تحمیلی و دفاع مقدس را که توسط ارتش و سپاه منتشر شده و همچنین چند کتاب خاطره شفاهی را بخواند. هر اندازه دانش و اطلاعات تاریخی مورخ شفاهی از انقلاب و جنگ تحمیلی بیشتر باشد، توایی-اش در مدیریت مصاحبه و انجام تدوین آن مصاحبه ها بیشتر خواهد بود.

    سیدقاسم یاحسینی
    بندر بوشهر، 18اسفند1390

    به نظر ما حرکت امام خمینی دقیقا مقدمه سازی ظهور امام عصر(عج) است,لذا باید تقویت شود,ظهور امام عصر(عج)یک مسئله کاملا منطقی است و باید به شدت با خرافات و تیپ افسانه ای که برای ایشان درست شده مبارزه کرد و فهماند که ظهور هم به دست خود ماست,هرگاه مبنای برنامه ریزی ما این مسئله باشد به آن خواهیم رسید و لا غیر.با التماس و اشک و زاری تنها هیچ کاری صورت نمی گیرد.

  7. تشکرها 2


  8. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    6,289
    صلوات
    4614
    تعداد دلنوشته
    7
    مورد تشکر
    41 پست
    حضور
    66 روز 12 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    11



    مصاحبه در تاریخ شفاهی
    موضوع : مصاحبه در تاریخ شفاهی
    تاریخ شفاهی چیست؟
    تاریخ شفاهی یک روی کرد علمی جدید در ثبت وقایع تاریخی است که در جهان امروز از جایگاه ویژه ای برخوردار است. یکی از دلایل گسترش این شیوه این است که آن سبک و سیاق تاریخ نگاری در گذشته که مبتنی بر اسناد و اطلاعات حاکمان و قدرتمندان و نوشتن تاریخ پادشاهان بود تبدیل شده است به تاریخ زنده،گرم و دم دست طبقات جامعه . یعنی تاریخ از آن هیبت و هیمنه فرازمندش می آید در سطح جامعه.
    نویسندگان کتاب های تاریخی در گذشته، صاحب منصبان و دبیران ارشد منصوب به دربار پادشاهان بودند[۱] که تاریخ سلسله پادشاهی و وقایع و حوادث مربوط به دستگاه حاکمه و عزل و نصب ها و جنگ و صلح ها آن هم با اغراق و بزرگنمایی و تملق گویی را می نوشتند و از دل نوشته های آنان به سختی می شود به لایه های درونی جامعه رفت و از فرهنگ و عقاید و آداب و رسوم و درد ها و رنج ها و … جامعه آن سند با خبر شد.
    علت به وجود آمدن شاخه ای به نام تاریخ شفاهی این بود که حتی طبقات رانده شده و فراموش شده هم می شوند« متن تاریخ» تاریخ شفاهی یعنی تاریخ توده ای و فراگیر، در این روی کرد. کار تاریخ پژوهی و تاریخ نگاری به میان طبقات می رود و به همه ی مردم جامعه تعمیم می یابد.
    تاریخ شفاهی دفاع مقدس عبارت است از تکنیک، روش و شیوه ای که با استفاده از وسایل و ابزار هایی مثل ضبط صوت یا دوربین فیلم برداری و هر گونه وسیله ضبط صدا و تصویر خاطرات و یادمانده های عناصر درگیر در جنگ تحمیلی عراق به ایران یا دفاع مقدس را در قالب کلام و روایت شفاهی و غیر مکتوب ثبت و ضبط می کند.(ماهنامه فرهنگی تحلیلی سوره شماره ۳۶ صفحه ۲۰)
    نباید تاریخ شفاهی با خاطرات شفاهی مکتوب شده یکسان انگاشته شود. هستی و هویت خاطره (در صورت گفتاری و نوشتاری) به ذهن و زبان راوی میتنی است. خاطره اساساً در فضای منولوگ پدید می آید و راوی محور است، در حالی که تاریخ شفاهی حاصل فرایندی است میان حداقل دو نفر مصاحبه کننده و مصاحبه شونده و در فضای دیالوگ پدید می آید.
    متن حاصل از این دیالوگ و گفت و شنود طرفینی و تعاملی است« نه خود گویی و با خود گویی» تاریخ موضوع محور است در صورتی که خاطرات معطوف به داشت و پنداشت راوی و صاحب خاطره است.
    در روایت تاریخ شفاهی بر خلاف خاطرات شفاهی زندگینامه خود نوشت مصاحبه خبری با شخصیت تاریخ ساز، مجموعه ای از روایت های متشابه و متضاد کنار هم قرار می گیرند و سؤالات مصاحبه کننده تنها جنبه ی استفهامی ندارد بلکه جنبه ی استنباطی نیز دارد و ما در تاریخ شفاهی علاوه بر نقل روایت تاریخی شاهد نقد،تفسیر،تحلیل و کشف واقعیت هستیم.
    جایگاه مصاحبه در تاریخ شفاهی
    روش‌اصلی جمع‌آوری اطلاعات در رویکرد تاریخ‌شفاهی مصاحبه با شرکت‌کنندگان در رویدادهای تاریخی و ضبط این مصاحبه‌هاست. مصاحبه، در واقع کلیدطلایی تاریخ‌شفاهی است که اگر به خوبی طراحی و اجرا شود، نه‌تنها اطلاعات معتبر و ارزشمندی در اختیار تاریخ‌نگاران قرار می‌دهد، بلکه به علت ساختار گفت و گویی و صمیمیتی که دارد می‌تواند زمینه‌ساز یک ارتباط اثربخش با مخاطبان نهایی باشد.
    مصاحبه‌تاریخ‌شفاهی، نه‌تنها در موضوعاتی همچون انقلاب‌اسلامی و دوران هشت‌ساله دفاع‌مقدس، بلکه برای تدارک و تدوین تاریخ‌شفاهی در بسیاری موضوعات دیگر کاربرد دارد. بدیهی است که از میان ارکان پنج‌گانه مصاحبه، مصاحبه‌گر، مهم‌ترین نقش را دارد، زیرا وی نه‌تنها درجایگاه هدایتگر مصاحبه، بلکه به عنوان یک مورخ می‌تواند آثار ماندگاری از خود برجای بگذارد.
    اهداف در مصاحبه تاریخ شفاهی
    هدف‌کلی مصاحبه تاریخ‌شفاهی، تکمیل اطلاعات مندرج در متون تاریخی‌مکتوب و کشف و انتشار و مستندکردن جزئیات رویدادها و حوادث از زبان کسانی است که به نحوی، نقش‌مستقیمی در شکل‌گرفتن رویداد داشته اند.
    در عین حال، اهداف عملیاتی و کاربردهای عمده مصاحبه تاریخ‌شفاهی را می‌توان به صورت زیر فهرست‌بندی کرد:
    ۱ـ جمع‌آوری اطلاعات مشروح و جامع درباره یک رویداد.
    ۲ـ آگاهی دادن و مطلع‌ساختن مسئولان و عامه‌مردم از جزئیات یک‌رویداد.
    ۳ـ تحریک و برانگیختن احساسات، عواطف، هیجانات مخاطبان.
    ۴ـ عبرت‌آموزی و درس‌گرفتن از تلخی‌ها و شیرینی‌های رویداد.
    ۵ـ ریشه‌یابی و علت‌شناسی در شکل‌گیری رویداد.
    ۶ـ پی‌بردن به اعماق فکر و ویژگی‌های رفتاری افراد درگیر یک رویداد.
    ۷ـ مستندسازی و ماندگارکردن شرح‌کامل رویداد.
    ۸ـ پرکردن خلأهای اطلاعاتی موجود در تاریخ‌مکتوب.
    ۹ـ کشف و شناسایی نقش‌ها و عملکردهای افرادی که در گزارش‌های مکتوب رویداد، نادیده گرفته‌ شده‌اند.
    ۱۰ـ اقناع و ترغیب مخاطبان و تلاش برای ایجاد تغییرات عقیدتی و رفتاری در آنان.
    ۱۱ـ شناسایی استعدادهای ویژه در میان مصاحبه‌شوندگان در زمینه‌های مختلف رزمی، کلامی، ادبی، هنری، مدیریتی و…
    ۱۲ـ زمینه‌سازی برای خلق‌آثار جدید ادبی و هنری برپایه خاطرات و اظهارات مصاحبه‌شوندگان.
    ویژگی‌ها و توانمندی‌های یک مصاحبه‌گرموفق
    بخش عمده‌ای از اعتبار، جامعیت، و کاربردپذیری اطلاعات حاصل از مصاحبهٔ تاریخ ‌شفاهی، بستگی آشکار به شایستگی‌ها، تجارب، تسلط، آمادگی‌های روحی، جسمانی و شناختی مصاحبه‌گر دارد. متقابلاً، تجربه نشان داده است که علت عمدهٔ نارسایی‌ها و ضعف‌های موجود در متون مصاحبه‌ها، به ضعف مهارت‌های ارتباطی مصاحبه‌گر و بی‌بهره‌بودن وی از شناخت دربارهٔ موضوع مصاحبه یا فرد مصاحبه‌شونده برمی‌گردد.
    با توجه به اهداف و کارکردهای مصاحبهء تاریخ‌ شفاهی، مهم‌ترین خصوصیات و قابلیت‌های یک مصاحبه‌گر موفق را می‌توان به شکل زیر، فهرست‌بندی کرد:
    ۱ـ شناخت کافی از مصاحبه‌شونده.
    ۲ـ آگاهی و تسلط مطلوب دربارهٔ موضوع مصاحبه.
    ۳ـ روانی در تکلم(خوش‌سخنی)
    ۴ـ تیزبینی، نکته‌سنجی، کنجکاوی.
    ۵ـ مهارت‌های کافی در بهره‌گیری از ارتباطات کلامی چهارگانه (حرف‌زدن، گوش‌دادن، نوشتن، خواندن)
    ۶ـ استعداد برقراری ارتباط مؤثر بادیگران.
    ۷ـ دارابودن ضریب‌هوشی (IQ) بالاتر از میانگین جامعه.
    ۸ـ بهره‌مندی از هوش هیجانی(EQ) مطلوب.
    ۹ـ صبوری و تحمل.
    ۱۰ـ تجربهٔ کافی در فن مصاحبه.
    ۱۱ـ قدرت تفکر و واکنش‌سریع.
    ۱۲ـ عشق و علاقه به کار مصاحبه و موضوع دفاع مقدس.
    ۱۳ـ تقید به اصول اخلاقی.
    ۱۴ـ نداشتن خودبینی، تعصب ‌فکری، تکبر، فضل‌فروشی.
    ۱۵ـ بهره‌مندی از حافظهٔ قوی برای ثبت و بازیابی اطلاعات.
    ۱۶ـ فرصت‌شناسی برای طرح سؤالات سنجیدهٔ جدید برپایهٔ اظهارات مصاحبه‌شونده.
    ۱۷ـ پرهیز از دخالت‌دادن دیدگاه‌های شخصی در فرایند و موضوعات مصاحبه.
    ۱۸ـ قدرت کنترل و هدایت واکنش‌های کلامی و غیرکلامی خویش در جریان مصاحبه.
    ۱۹ـ مهارت‌کافی در استفاده از لوازم صوتی و تصویری.
    ۲۰ـ رازداری و امانتداری.
    وظایف مصاحبه‌کننده تاریخ‌شفاهی
    کل وظایف و تمهیدات و اقدامات لازم برای طراحی و اجرای یک مصاحبه، به نحوی که به نتایج مطلوب و مفیدی بینجامد، قابل تقسیم‌بندی در سه‌دسته اصلی به شرح زیراست:
    الف) اقدامات و وظایف پیش از مصاحبه.
    ب) اقدامات و وظایف ضمن مصاحبه.
    ج) اقدامات و وظایف پس از مصاحبه.
    مصاحبه‌گر لازم است با دقت و صرف وقت کافی، هریک از وظایف و اقدامات درهرمرحله را به گونه‌ای انجام دهد که زمینه‌های مناسب برای دستیابی به هدف‌های ازپیش‌تعیین شده فراهم آیند. حذف یا بی‌توجهی و یا اهمال در اجرای این امور، از کارایی و اثربخشی نتایج ‌نهایی مصاحبه می‌کاهد و چنین وضعیتی، نهایتاً از اعتبار و ارزش تاریخ ‌شفاهی خواهد کاست.
    الف) اقدامات و وظایف پیش از مصاحبه
    ۱ـ انتخاب مصاحبه‌شونده.
    ۲ـ شفاف‌سازی موضوع مصاحبه.
    ۳ـ تحقیق و کسب شناخت‌کافی از مصاحبه‌شونده.
    ۴ـ بررسی و گردآوری اطلاعات دربارهٔ موضوع مصاحبه.
    ۵ـ تماس و هماهنگی با مصاحبه‌شونده به منظور تعیین زمان و مکان مصاحبه.
    ۶ـ طراحی و تدوین سؤالات (از آسان به مشکل) و انتقال آنها به مصاحبه‌شونده در موارد لزوم.
    ۷ـ تنظیم و آماده‌سازی یک مقدمهٔ جذاب و برانگیزنده.
    ۸ـ برنامه‌ریزی و اجرای پیش‌مصاحبه.
    ۹ـ انتخاب، تدارک، و آماده‌سازی ابزار و لوازم (دوربین‌عکاسی، دوربین فیلمبرداری، نوارصوتی یا ویدیویی، باطری، کاغذ، قلم و…).
    ۱۰ـ درخواست از مصاحبه‌شونده برای آماده‌سازی اسناد و مدارک احتمالی(نقشه، عکس، وصیت‌نامه و…).
    ۱۱ـ تماس با مصاحبه‌شونده، یک‌روز یا چندساعت مانده به زمان مصاحبه و کسب ‌اطمینان از پابرجایی قرار مصاحبه.
    ۱۲ـ آخرین‌آزمایش‌ها در مورد آماده‌به‌کار بودن لوازم.
    ۱۳ـ حضور پیش‌از وقت‌ مقرر در محل مصاحبه.
    ب) اقدامات و وظایف ضمن مصاحبه
    ۱ـ مقدمهٔ مناسب، جذاب، وبرنامه‌ریزی‌شده.
    ۲ـ معرفی کامل موقعیت، دوطرف، و مناسبت گفت‌وگو.
    ۳ـ مطرح کردن سؤالات با ترتیب منطقی و پیش‌بینی‌شده.
    ۴ـ گوش‌دادن کامل و فعال.
    ۵ـ تصمیم‌گیری برای یادداشت‌برداری یا پرهیز از این‌کار به تناسب موضوع، موقعیت، و حالات مصاحبه‌شونده.
    ۶ـ توجه دقیق به ارتباطات غیرکلامی(ارتباط‌چشمی، ارتباط فاصله‌ای، نحوهٔ نشستن، حرکات دست و صورت و…).
    ۷ـ پرهیز از واکنش‌های نسنجیده(کلامی/غیرکلامی).
    ۸ـ مراقبت برای به حداقل‌رساندن اطلاعات غیرمرتبط.
    ۹ـ قطع سنجیدهٔ کلام مصاحبه‌شونده در زمان و با شیوه مناسب.
    ۱۰ـ مدیریت زمان(کل‌ وقت مصاحبه، زمان لازم برای هرسؤال، توزیع وقت بین همهٔ سؤالات، و…).
    ۱۱ـ پرهیز از هرگونه مجادله با مصاحبه‌شونده.
    ۱۲ـ پرهیز از اظهار نظرشخصی دربارهٔ مطالب و رویدادها.
    ۱۳ـ حفظ تمرکز روی رویدادها و حقایق، نه آرزوها.
    ۱۴ـ رفع انواع ابهامات در سخنان مصاحبه‌شونده.
    *ابهامات زمانی * ابهامات مکانی * ابهامات شخصیتی
    ‌* ابهامات استدلالی/چرایی * نیاز به توضیحات بیشتر * ابهامات مفهومی/اصطلاحی/فنی * ابهامات اشاره‌ای.

    * نمونه‌هایی از ابهامات در فرایند مصاحبه:
    • مصاحبه شونده: صبح‌زود حرکت کردیم.
    · مصاحبه‌گر: چه ساعتی حرکت کردید؟
    • من با پیشنهاد او مخالفت کردم.
    · دلایل مخالفت شما چه بودند؟
    • عملیات شناسایی، خیلی طول کشید.
    · یعنی چقدر طول کشید؟
    • یکی از معاونان تیپ را مسئول عملیات شناسایی کردم.
    · کدام معاون؟ نامش چه بود؟
    • این(اشاره به عکس) من هستم.
    · یعنی نفر دوم ایستاده از سمت راست، شما هستید.
    • به یک روستا رسیدیم که کسی در آن سکونت نداشت.
    · نام روستا چه بود؟
    • ماجرای مفصلی دارد.
    · لطفاً کمی درباره‌اش توضیح دهید.
    • این، کل ماجرا بود.
    · ممکن‌است کمی بیشتر توضیح دهید.
    • نام او را به خاطر نمی‌آورم.
    · ظاهراً شهید برونسی بود.
    ۱۵ـ تلاش برای دستیابی به نام، نشانی، و مشخصات دیگرافراد درگیر در ماجرا(برای مصاحبه‌های بعدی).
    ۱۶ـ گرفتن عکس (به‌ویژه در مصاحبه‌های صوتی).
    ۱۷ـ گرفتن نمونه‌هایی از اسناد و مدارک (عکس/خاطره/ وصیت‌نامه/ لوازم/ و…).
    ۱۸ـ منظورکردن یک استراحت‌کوتاه در مصاحبه‌های طولانی.
    ۱۹ـ مرور کوتاه بر سؤالات مطرح‌شده و شناسایی سؤالات برجای‌مانده و مطرح‌کردن ‌آنها.
    ۲۰ـ مراقبت مستمر از کارکردن دستگاه ضبط‌صوت یا دوربین ویدیویی.
    ۲۱ـ خاتمه‌دادن به مصاحبه و سپاسگزاری از مصاحبه‌شونده.
    ۲۲ـ تثبیت قراربعدی مصاحبه.
    ۲۳ـ اخذمجوز از مصاحبه‌شونده برای استفاده‌های مختلف از مطالب بیان‌شده توسط وی.
    ج) اقدامات و وظایف پس از مصاحبه
    ۱ـ بازرسی و حصول اطمینان از ضبط کامل مطالب و شناسنامه‌نویسی نوارها.
    ۲ـ تهیهٔ گزارش کوتاه و گویا از اجرای فرایند مصاحبه.
    ۳ـ گوش‌دادن دقیق به محتوای مصاحبه و ارزیابی شیوهٔ اجرا و شناسایی نقاط قوت و ضعف.
    ۴ـ طراحی سؤالات جدید و شناسایی سؤالات جامانده، برای مطرح‌کردن در مصاحبهٔ بعدی.
    ۵ـ پیاده‌کردن متن‌کامل مصاحبه با امانتداری و پرهیز از حذف هرواژه‌ای(نخستین سند‌مکتوب)
    ۶ـ تنظیم و تدوین متن‌مصاحبه در اولین فرصت‌ ممکن، پس از انجام ‌اصطلاحات و ویرایش.
    ۷ـ اخذ تأیید دوبارهٔ متن از مصاحبه‌شونده.
    ۸ـ آماده‌سازی، چاپ، و انتشار متن ‌مصاحبه به‌عنوان بخشی از تاریخ شفاهی.
    * مراحل پنجم به‌بعد، مربوط به برنامه تدوین تاریخ ‌شفاهی و اجرای آن به عهدهٔ سازمان متصدی است.
    معیارهای انتخاب مصاحبه شونده
    در همه موقعیت‌هایی که قرار است اطلاعات معینی درباره یک موضوع مشخص گردآوری شود و گزینه‌های مختلفی از مصاحبه‌شوندگان در اختیار داریم، انتخاب مصاحبه‌شونده یکی از اساسی‌ترین اقداماتی است که باید برپایه معیارهای روشن، مستحکم و قابل دفاع انجام گیرد.
    در مصاحبه‌تاریخ‌شفاهی هم، مصاحبه‌گر و هم‌سازمان متولی تاریخ‌شفاهی، می‌توانند مصاحبه شونده را انتخاب از طریق مشورت و رایزنی دوطرف یادشده صورت می‌پذیرد. به هرحال،پس از فهرست کردن افرادی که احتمال و ضرورت با آنان احساس می‌شود و از طریق مطالعه منابع‌مکتوب گفت‌و گو با دوستان و همکاران آنان و با بهره‌گیری از تجارب‌قبلی، می‌توان اولویت‌بندی گزینش مصاحبه‌شوندگان را برپایه معیارهای زیر انجام داد:
    ۱ـ اهمیت و حساسیت اطلاعات مصاحبه‌شونده.
    ۲ـ جایگاه سازمانی، مرتبه شغلی و رده‌مدیریتی فرد.
    ۳ـ کسانی که نقش‌حساس‌تری در رویداد موردنظر داشته‌اند.
    ۴ـ سن مصاحبه‌شونده (اولویت با افرادمسن‌تر است).
    ۵ـ اشتغال یا بازنشستگی (بازنشستگان، راحت‌تر و آزادانه‌تر صحبت می‌کنند).
    ۶ـ پوشش‌دادن به موافقان و مخالفان رویداد.
    ۷ـ آمادگی، احتمال‌پذیرش از سوی مصاحبه‌شونده.
    ۸ـ جدیدبودن اطلاعات مصاحبه‌شونده/ تکراری نبودن.
    ۹ـ دردسترس بودن مصاحبه‌شونده.
    ۱۰ـ سالم یا بیمار بودن مصاحبه‌شونده(اولویت را باید به کسانی داد که احتمال از دست‌دادن آنان وجود دارد).
    چه خطراتی مصاحبه تارخ شفاهی را تهدید می کند؟
    از مهم‌ترین معیارهای ارزشمندی اطلاعات تاریخ‌شفاهی عینیت، دقت، جامعیت و واقعی‌بودن مطالبی است که در جریان مصاحبه، کسب می‌شوند. اطلاعات حاصل از مصاحبه‌های تاریخ‌شفاهی، به شیوه‌های مختلف می‌تواند در معرض تهدید قرار گیرد و از عینتی مورد انتظار، به تدریج دورشود. عوامل و خطرات تهدیدکننده مصاحبه تاریخ‌شفاهی را می‌توان بدین‌شرح فهرست کرد:
    الف) تهدیدات از جانب مصاحبه‌شونده
    ۱ـ ماهیت غیرقابل اعتمادحافظه/امکان فراموشی.
    ۲ـ ترتیب نامناسب در به‌یادآوردن و بیان مطالب.
    ۳ـ احتمال بیان مطالب به صورت گزینشی(تمرکز بر جنبه‌های مثبت، تأکید بر توفیقات، کتمان‌کردن جنبه‌های منفی و ناکامی‌ها، حفظ جایگاه‌مثبت برای خود).
    ۴ـ حذف اطلاعات و رویدادهای مربوط به اشتباهات خود.
    ۵ـ تغییر دیدگاه‌ها و مواضع در پی گذشت‌زمان و تأثیرپذیری از رویدادهای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی.
    ۶ـ نادیده‌گرفتن سهم و نقش دیگران در رویداد موردبحث.
    ب) تهدیدات از جانب مصاحبه‌گر
    ۱ـ آشنانبودن با اصول و فنون مصاحبه تاریخ‌شفاهی.
    ۲ـ نداشتن شناخت‌کافی از مصاحبه‌شونده.
    ۳ـ نداشتن شناخت‌کافی از موضوع مصاحبه.
    ۴ـ ترتیب نامناسب در مطرح‌کردن سئوالات.
    ۵ـ نامناسب‌بودن ظاهر.
    ۶ـ واکنش‌های نامناسب کلامی و غیرکلامی به اظهارات و رفتارهای مصاحبه‌شونده.
    ۷ـ ضعف‌در گوش‌دادن فعال.
    ۸ـ هم‌عصر و هم‌شأن نبودن مصاحبه‌گر با مصاحبه‌شونده.
    ج) تهدیدات از جانب محیط.
    د) تهدیدات فنی و ابزاری.
    هـ) تهدیدات مربوط به مراحل‌تدوین و انتشار.
    کلیه فعالان عرصه تاریخ‌شفاهی باید برای مقابله با این تهدیدات و کاستی از آثار نامطلوب آنها تلاش کنند. استفاده از مصاحبه‌های مختلف با افراد گوناگون، مطرح‌کردن سئوالات مکمل در جریان‌مصاحبه، دخالت‌های سنجیده مصاحبه‌گر در جریان مصاحبه، بررسی اسنادمکتوب و مقایسه مطالب‌شفاهی با گزارش‌های رسمی، کسب اطمینان از سلامت ابزار و لوازم، اقدام به‌موقع برای دریافت اطلاعات از مصاحبه‌شوندگان، به حداقل رساندن فراصحبت‌های محیطی، و توجه به انتخاب افراد شایسته به عنوان مصاحبه‌گر از جمله اقداماتی‌اند که‌ می‌توانند تهدیدات در مصاحبه تاریخ‌شفاهی را کاهش‌دهند و بر اعتبار اطلاعات حاصل بیفزایند.

    توصیه‌هایی برای مصاحبه تاریخ شفاهی
    ۱-مصاحبه را با دیالوگ یا گفت‌وگو اشتباه نگیرید. در یک جلسه مصاحبه تاریخ شفاهی قرار نیست از خودتان حرف بزنید بلکه بناست تجربیات فرد دیگری را ضبط نمایید. کل هدف مصاحبه این است که راوی با هدایت شما ماجرا یا داستان زندگی‌اش را تعریف کند. ابتدا کمی درباره مسائل روز و اتفاقات عادی صحبت کنید تا راوی احساس کند که با شما راحت و خودمانی شده است و سپس وی را با سؤالات هدایت‌شده و مناسب به مسیری سوق دهید تا خاطراتش را بیان کند.. مثلاً، «شنیده‌ام که شما از سوئد آمده‌اید. دلیل مهاجرت‌تان چه بود؟» و در مرحله بعد، «از جزئیات سفرتان چه چیزهایی می‌توانید به من بگویید؟ مثلاً اینکه چقدر طول کشید؟»
    ۲-سؤالاتی بپرسید که جوابش صرفاً از یک «بله» یا «خیر» بیشتر باشد. با کلمات استفهامی «چرا»، «چگونه»، «کجا»، «چه» و «چه وقتی» شروع کنید. به جای این سؤال که «آیا خانم اسمیت معلم خوبی بود؟» بپرسید: «دانش‌آموزان چه نظری درباره توانایی تدریس خانم اسمیت داشتند؟»
    ۳-سؤالات را تک‌تک بپرسید. گاهی شده است که مصاحبه‌گر مسلسل‌وار از راوی سؤال می‌پرسد. راوی هم معمولاً فقط به سؤال اول پاسخ می‌دهد و اطلاعاتی که از پاسخ سؤالات بعدی می‌توان به دست آورد در این میان گم می‌شوند.
    ۴-سؤالات کوتاه و مختصر بپرسید. اکثر راویان بلافاصله اطلاعاتی را که مایل به شنیدن آنها هستید متوجه شده و در اختیارتان می‌گذارند.
    ۵-از سؤالات جنجالی شروع نکنید. سؤالات ظریف‌تر را به وقتی موکول کنید که رابطه شما و راوی خودمانی‌تر شده باشد. خوب است ابتدا با سؤالاتی درباره دوران کودکی و تحصیلات مصاحبه‌شونده شروع کنید.
    ۶-نگذارید وقفه یا سکوت به شکلی پیش بیاید که شما یا راوی را دستپاچه کند. به راوی فرصت بدهید تا پیش از آنکه وی را به وادی دیگری بکشانید نظرات یا دیدگاه‌هایش را نیز اضافه کند. در حالی که راوی افکارش را برای پاسخ به سؤالات بعدی جمع و جور می‌کند به خودتان کمی استراحت بدهید و نکاتی را یادداشت کنید.
    ۷-نگران زیبایی و کتابی بودن سؤالات‌تان نباشید. موقعی که تپق می‌زنید، راوی متوجه می‌شود که از وی انتظار ندارید پاسخ‌های ادیبانه و لفظ قلم به شما بدهد. کاملاً طبیعی و عادی حرف بزنید.
    ۸-به دقت، بی سر و صدا و هوشیارانه گوش بدهید. گاهی به راوی لبخند بزنید یا سرتان را به علامت تأئید تکان بدهید تا به ادامه کلام تشویق شود. از تکرار کلماتی مانند «بله»، «آهان»، و «جداً» خودداری کنید. طوری رفتار نکنید که راوی فکر کند حوصله‌تان سر رفته یا دیگر علاقه‌ای به شنیدن خاطرات او ندارید. ارتباط با راوی از طریق نگاه یکی از فوت و فن‌های حیاتی مصاحبه است.
    ۹-صرفاً به این دلیل که سؤال دیگری به ذهن‌تان رسیده یا راوی از چارچوب برنامه‌ریزی‌شدة مصاحبه خارج شده است تعریف یک داستان یا ماجرای خوب را قطع نکنید. سؤال‌تان را بنویسید تا بعداً بپرسید. آمادة هر اتفاقی باشید و فراموش نکنید که فهرست سؤالات شما صرفاً جنبه یادآوری و راهنمایی دارد و یک نقشة انعطاف‌ناپذیر نیست. خودتان را آماده کنید تا هر گاه راوی اطلاعات غیر منتظره‌ای به شما داد سوالات بیشتر و دقیق‌تری از او بپرسید.
    ۱۰-در صورتی که راوی شما از این شاخه به آن شاخه می‌پرد و از اصل موضوع مصاحبه دور می‌شود، صبر کنید تا در میان صحبت‌هایش مکث کند و سپس او را به موضوع هدایت کنید. «خیلی جالبه. حالا قبل از اینکه به مطلب ادامه بدیم مایلم بدونم کسادی بزرگ آمریکا چه تأثیری بر خانواده شما گذاشت.»
    ۱۱-غالباً توصیف افراد برای راوی کار دشواری است. راه ساده‌اش این است که از او بخواهید ظاهر و شکل و شمایل آن فرد را توصیف کند. آن وقت وی به احتمال قوی شخصیت و خصوصیات اخلاقی او را نیز توصیف خواهد کرد. وی را تشویق کنید تا جزئیات را بیان کند و همچنین نظراتش را بدون ابهام و مفصل شرح دهد و هر جا که مناسب تشخیص دادید از او بخواهید تا از بیان هیچ نکته‌ای فروگذار نکند.
    ۱۲-سعی کنید نقش راوی در مقاطع مهم داستان زندگی‌اش را کشف نمایید. «شما در آن بوران سنگین کجا بودید؟»، «چه وقتی فهمیدید که زندگی‌تان به خطر افتاده است؟» بدین شیوه می‌توانید بفهمید که چه مقدار از روایت او مبتنی بر واقعیات عینی و تجربیات خودش است و چه مقدار بر اطلاعات دست دوم مبتنی است.
    ۱۳-با راوی بر سر گزارش‌هایی که ابعاد مختلف آن دقیقاً روشن نشده است کلنجار نروید. بلکه سعی کنید هر چه ممکن است از او اطلاعات بگیرید تا برای محققانی که بعداً درباره موضوع شما به تحقیق خواهند پرداخت کشف اصل اتفاق یا رویداد آسان‌تر بشود. والتر لرد که با بازماندگان کشتی تایتانیک مصاحبه کرده بود، می‌گوید:«با هر زنی که مصاحبه می‌کردم می‌گفت او آخرین کسی بود که با قایق نجات از کشتیِ در حال غرق شدن نجات یافت. اما بعدها با بررسی نقشه کشتی فهمیدم که قایق‌های نجات به گونه‌ای تعبیه شده بودند که هیچ‌یک در معرض دید ردیف دیگر قرار نداشتند. لذا هر زنی که سوار قایق می‌شد احتمالاً در آن پریشانی و دستپاچگی فکر می‌کرد آخرین نفری است که کشتی را ترک می‌کند.»
    ۱۴-ماهرانه و بسیار ظریف جایی را که گزارش یا شرح راوی‌تان با شرح دیگران تفاوت دارد به وی گوشزد کنید. مثلاً بگویید «شنیده‌ام که …» یا «خوانده‌ام که …». چنین شیوه‌ای شرح راوی را به چالش نمی‌کشد بلکه روشی است برای روشن شدن روایت‌های دیگری که از ماجرا وجود دارد. غالباً بهترین مصالح تحقیقاتی یک مصاحبه را شخصی در اختیار می‌گذارد که روایتش با روایت دیگران متفاوت است.
    ۱۵-مراقب باشید تا در دام «ضبط خاموش off the record » نیفتید. بعضی از راویان از شما می‌خواهند تا ضبط را خاموش کنید. بدین ترتیب ماجرایی که تعریف می‌کنند و اطلاعاتی که به شما می‌دهند معلق می‌ماند و کسی جز خودِ شما از آن باخبر نمی‌شود. حتی این احتمال وجود دارد که مصاحبه‌گر نیز بخش عمده‌ای از چنین اطلاعاتی را فراموش کند و عصاره داستان را از دست بدهد. مضاف بر اینکه خاموش کردن ضبط باعث می‌شود راوی به سانسور پاسخ‌هایش عادت کند و روایت آبکی و بی‌مایه‌ای برای شما تعریف نماید.
    ۱۶-بهترین مصاحبه در شرایطی شکل می‌گیرد که افراد دیگری در مکان مصاحبه حضور نداشته باشند. اگر می‌بینید کس دیگری در آن حوالی است که داستان‌های مفید و مناسبی برای تکمیل تحقیق شما دارد خیلی ماهرانه و سنجیده از او بپرسید که آیا حاضر است جداگانه و در زمانی دیگر با شما به مصاحبه بنشیند یا خیر. روش دیگر این است که با ادب و احترام از وی بخواهید در اتاق دیگری حضور داشته باشد تا برای کمک به حفظ کیفیت ضبط صدا مراقب زنگ تلفن یا درب باشد.
    ۱۷-زمان مصاحبه را طولانی نکنید. معمولاً یک ساعت و نیم تا دو ساعت بهترین طول زمان برای این کار است زیرا بعد از این مدت مصاحبه‌گر و راوی هر دو خسته شده‌‌اند. لبخند بزنید و از راوی صمیمانه تشکر کنید و در صورت لزوم نیز ترتیب ملاقات دیگری را با او بدهید.
    ۱۸-نوار مصاحبه را حتماً مرور کنید. حتی مجرب‌ترین مصاحبه‌گران نیز متوجه می‌شوند که فرصت‌هایی را از دست داده‌اند یا بهتر از این می‌توانستند مصاحبه بگیرند. از تجربیات قبلی‌تان برای بهبود کیفیت مصاحبه‌های بعدی بهره ببرید. حین مرور نوار مصاحبه به یاد داشته باشید که چیزی به نام مصاحبه بی‌نقص وجود ندارد. از سؤالات نامربوط، ناشیانه یا تکراری دلزده نشوید و پراکنده‌گویی راوی نیز شما را به ستوه نیاورد. مردم غالباً خاطرات‌شان را همین گونه به یاد می‌آورند. بدانید که مصاحبه ضبط‌شده صرفاً ماده خام کار شماست.
    و سرانجام به یاد داشته باشید که:
    آنچه موجب درخشش مصاحبه‌گران حرفه‌ای می‌شود مصاحبه‌های‌شان است نه خودشان
    ویرایش توسط شیوا83 : ۱۳۹۵/۰۹/۲۴ در ساعت ۱۴:۵۱
    به نظر ما حرکت امام خمینی دقیقا مقدمه سازی ظهور امام عصر(عج) است,لذا باید تقویت شود,ظهور امام عصر(عج)یک مسئله کاملا منطقی است و باید به شدت با خرافات و تیپ افسانه ای که برای ایشان درست شده مبارزه کرد و فهماند که ظهور هم به دست خود ماست,هرگاه مبنای برنامه ریزی ما این مسئله باشد به آن خواهیم رسید و لا غیر.با التماس و اشک و زاری تنها هیچ کاری صورت نمی گیرد.

  9. تشکرها 2


  10. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    6,289
    صلوات
    4614
    تعداد دلنوشته
    7
    مورد تشکر
    41 پست
    حضور
    66 روز 12 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    11



    بسته سوالات مصاحبه با رزمندگان

    موضوع : نمونه سوال رزمندگان

    چگونه می توان بهترین سوالات را برای رسیدن به بهترین پاسخ ها طراحی کرد؟
    پس از آشنایی و شناخت از مصاحبه شونده، مصاحبه گر شروع به طرح سوال می کند، که این مرحله نیز یکی از مراحل حساس هر مصاحبه است.
    معمولاً قبل از انجام هر مصاحبه ای، یک بسته سوال، یا یک لیست از سوالات را آماده می کنند. منتها این سوالات نباید به صورت کلیشه ای و یکنواخت باشد، از همه افراد یک جور سوال نمی کنند؛ بلکه اینجا انعطاف پذیر لازم است و در بسیاری از موارد لازم است شما فی البدائه سوال بپرسید.
    - سوالها باید بر اساس آنچه شما در خروجی می خواهید، تنظیم شود. یعنی به گونه ای طراحی کنید که به جوابهایی که نیاز دارید برسید.
    - در طراحی سوالها باید توالی تاریخی حفظ شود. مثلاً کودکی – نوجوانی – جوانی – … یا سلسله عملیاتهایی که منجر به آزادسازی سرزمینهای اشغالی شد باید به ترتیب باشد: عملیات ثامن، طریق القدس، فتح المبین، بیت المقدس
    - بعد از گفتگوی مقدماتی سوالهای اساسی باید مطرح بشود و سعی کنید سوالهایی بپرسید که جواب طولانی داشته باشد.
    - سوالها را باید از خواستگاه، زادگاه و خانواده شروع کنید و بعد درباره دوران انقلاب سوالهایی بپرسید، سپس جنگ و دوران پس از جنگ. (زیرا برای بسیاری از رزمندگان جنگ پس از دوران دفاع مقدس تمام نشده است.)
    - به عنوان مثال اگر قرار باشد شما با یکی از فرماندهان گردان یا افراد مطلع، راجع به عملیات خیبر مصاحبه نمایید، از ابتدای مصاحبه نباید به سراغ عملیات خیبر رفت، بلکه باید از ابتدای زندگی فرد شروع کرد و درباره زادگاه، خانواده، آداب و رسوم و اعتقاداتی که فرد در آن فضا بزرگ شده است، مختصری پرسیده شود، سپس کم کم بحث به زمان جنگ و حضور ایشان در جبهه و عملیاتهایی که در آن شرکت داشته است، کشیده شود، تا در نهایت موضوع اصلی بحث یعنی عملیات خیبر مطرح شود.


    بسته سوالات پیشنهادی:
    الف) سوالات کلی:
    ۱- معرفی کامل
    ۲- کمی از خودتان بگویید.
    ۳- از پدر و مادر و خانواده بگویید.
    ۴- شما فرزند چندم خانواده بودید.
    ۵- از دوران کودکی، دبستان و دبیرستان برای ما تعریف کنید.
    ۶- از وضعیت زادگاه خودتان، رسومات، اعتقادات و فرهنگ مردم برای ما بگویید.
    ۷- از روزهای انقلاب بفرمایید.
    ۸- از فعالیتهای خودتان در دوران انقلاب بگویید.
    ۹- از چه زمانی با امام خمینی رحمت الله علیه آشنا شدید.
    ۱۰- زمانی که سوت آغاز جنگ به صدا در آمد، شما چند سال داشتید، چه احساسی داشتید، چه اقداماتی انجام دادید؟
    ۱۱- از وضعیت اجتماعی محل زندگی و محل خدمتتان در شروع جنگ برای ما بگویید.
    ۱۲- در کدام یگان، ارتش، سپاه، بسیج، جهاد، خدمت کرده اید؟
    ۱۳- از چه تاریخی به عضویت آن نهاد در آمدید؟
    ۱۴- چه انگیزه ای باعث شد که شما به عضویت آن نهاد در بیایید؟
    ۱۵- چه دوره هایی را تا به حال دیده اید؟ با چه کیفیتی و در کجا؟
    ۱۶- از چه تاریخی و چند بار به جبهه اعزام شدید؟
    ۱۷- در کدام عملیاتهای دفاع مقدس حضور داشتید؟
    ۱۸- چه مسئولیتهایی را در جبهه به عهده داشتید؟
    ب) سوالات اختصاصی (اگر قرار باشد مصاحبه شونده، راجع به یک عملیات صحبت کند.)
    ۱- از چه تاریخی برای شرکت در عملیات ……. اعزام شدید؟
    ۲- قبل از شروع عملیات در کجا اقامت داشتید. (اردوگاه، پادگان، منطقه، …)

    ۳- در این دوره چه آموزشهای ویژه ای را دیده اید. (غواصی، تخریب، …)
    ۴- وضعیت اردوگاه را در این دوران شرح بدهید.
    ۵- چند روز قبل از عملیات، از مانور عملیات مطلع شدید.
    ۶- در این عملیات چه مسئولیتی داشتید.
    ۷- حرکت شما از اردوگاه به منطقه عملیاتی چه زمانی بود؟
    ۸- با چه وسیله ای به منطقه اعزام شدید؟
    ۹- خاطراتی از روحیه رزمندگان قبل از شروع درگیری بیان کنید.
    ۱۰- اتفاقاتی که در طول مسیر تا رسیدن به مواضع دشمن افتاده است را توضیح دهید. (نماز خواندن در حال حرکت، غذا خوردن، دعا و توسل و …)
    ۱۱- از موانع ایذایی دشمن در این عملیات بگویید. (چگونه از موانع عبور کردید.)
    ۱۲- زمان دقیق شروع درگیری با دشمن و مشاهدات خود از درگیری را بیان کنید.
    ۱۳- از عکس العمل دشمن، میزان مقاومت و روحیه سربازان آنها بگویید.
    ۱۴- خاطراتی از چگونگی جنگیدن و مبارزه رزمندگان اسلام بگویید.
    ۱۵- خاطراتی از مجروحین و شهداء در این عملیات بیان کنید.
    ۱۶- در صورت ادغام نیروهای مردمی با ارتش، کیفیت و کارآیی و هماهنگی بین نیروها چگونه بود؟
    ۱۷- وقایعی که در این عملیات مشاهده کردید را شرح دهید.
    ۱۸- وضعیت تلفات دشمن را توضیح دهید.
    ۱۹- شکل سنگرها و موانع دشمن را توضیح دهید.
    ۲۰- در صورت پاتک دشمن، نحوه پاتک و نتیجه آن را بیان فرمایید.
    ۲۱- از وضعیت تدارکات در عملیات بگوئید.
    ۲۲- اگر امدادهای الهی را در این عملیات مشاهده کرده یا شنیده اید، بیان بفرمایید.
    ۲۳- از چگونگی تخلیه مجروحین و شهداء بگویید.
    ۲۴- نقاط قوت و نقاط ضعف نیروهای خودی در این عملیات را بیان کنید.
    ۲۵- از این عملیات چه تجاربی برای نیروهای خودی کسب شد.
    ۲۶- دلایل یا عوامل پیروزی در این عملیات را توضیح دهید.
    ۲۷- اگر عملیات با عدم فتح روبرو شده است، دلایل آن چیست.
    ۲۸- چه پیشنهادهایی برای رفع نارساییها و مشکلات دارید.
    ۲۹- ارزیابی شما از عملیات و نتایج آن چیست؟
    ۳۰- در پایان اگر مطلبی در سوالات نیامده است، بیان بفرمایید.
    از این که وقت خودتان را در اختیار ما قرار دادید و در این مصاحبه شرکت کردید و به سوالات پاسخ دادید، سپاسگزارم.
    ویرایش توسط شیوا83 : ۱۳۹۵/۰۹/۲۴ در ساعت ۱۴:۵۲
    به نظر ما حرکت امام خمینی دقیقا مقدمه سازی ظهور امام عصر(عج) است,لذا باید تقویت شود,ظهور امام عصر(عج)یک مسئله کاملا منطقی است و باید به شدت با خرافات و تیپ افسانه ای که برای ایشان درست شده مبارزه کرد و فهماند که ظهور هم به دست خود ماست,هرگاه مبنای برنامه ریزی ما این مسئله باشد به آن خواهیم رسید و لا غیر.با التماس و اشک و زاری تنها هیچ کاری صورت نمی گیرد.


  11. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,903
    صلوات
    1700
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    57 روز 11 ساعت نامشخص
    دریافت
    214
    آپلود
    104
    گالری
    16



    نقل قول نوشته اصلی توسط سلمان 313 نمایش پست
    چه‌طور رزمندگان را برای گفت‌وگو راضی می­‌کردید؟
    نقل قول نوشته اصلی توسط سلمان 313 نمایش پست
    ترس از مصاحبه داشت؟
    نقل قول نوشته اصلی توسط سلمان 313 نمایش پست
    مرحله اول: پیدا کردن سوژه
    نقل قول نوشته اصلی توسط سلمان 313 نمایش پست
    مرحله دوم: راضی کردن سوژه
    نقل قول نوشته اصلی توسط سلمان 313 نمایش پست
    مرحله سوم: پیش مصاحبه
    نقل قول نوشته اصلی توسط سلمان 313 نمایش پست
    رحله چهارم: مصاحبه
    نقل قول نوشته اصلی توسط سلمان 313 نمایش پست
    مرحله پنجم: پیاده کردن
    نقل قول نوشته اصلی توسط سلمان 313 نمایش پست
    مرحله ششم: تدوین
    نقل قول نوشته اصلی توسط سلمان 313 نمایش پست
    مرحله هفتم:گویاسازی
    نقل قول نوشته اصلی توسط سلمان 313 نمایش پست
    مرحله هشتم: بازخوانی و ویراستاری
    نقل قول نوشته اصلی توسط سلمان 313 نمایش پست
    مرحله نهم: تایپ کامپیوتری و صفحه آرایی
    نقل قول نوشته اصلی توسط سلمان 313 نمایش پست
    یک توصیه ضروری
    دوست عزیز جناب سلمان 313
    با سلام و احترام

    استراتژی خوبی برای مجبور کردن و تعیین سوژه دوستان دارند.
    اگر تمام دشمنان اینگونه به زیبایی برای ما نقشه می کشیدند کمی بیشتر از حال ضربه و زیان می دیدیم.

    تازه حرف یکی از دوستان و همرزمان شهید شیرودی را دارم می فهمم که می گفت:موقع قبل از مصاحبه آنقدر وعده وعید می دهند و پس از آن دیگر میروند پی کارشان و سراغی از ما نمی گیرند و جالب این که هر گروهی که برای مصاحبه می آید"همان سئوالاتی را می پرسد که فبلاً پرسیده شده و در آرشیو وجود دارد
    و این یعنی:
    ارزش پرسیدن از ما حتّی به اندازه جستجو در آرشیو را هم برایشان ندارد

    دوستان مصاحبه با ما را که بیمار و رنجور هستیم و خانواده مقیّد است برای پذیرایی و ...
    ......................
    !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

    دوستی می گفت:

    در جنگلی که ما در آن زندگی می کنیم مردن هم دردی را دوا نمی کند!
    چرا که در جنگلی که ما در آن زندگی می کنیم هستند کسانی که مردها را هم می کُشند.

    ببخشید توان ادامه را ندارم.
    اين الفاطميون
    مدعي گويد كه با يك گل نميگردد بهار

    من گلي دارم كه عالم را گلستان ميكند
    مینوی من مینای من پیدا و ناپیدای من
    ای منجی گیتی بیا
    مهدی بیا مهدی بیا


  12. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    6,289
    صلوات
    4614
    تعداد دلنوشته
    7
    مورد تشکر
    41 پست
    حضور
    66 روز 12 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    11



    نقل قول نوشته اصلی توسط partofar نمایش پست
    دوست عزیز جناب سلمان 313
    با سلام و احترام

    استراتژی خوبی برای مجبور کردن و تعیین سوژه دوستان دارند.
    اگر تمام دشمنان اینگونه به زیبایی برای ما نقشه می کشیدند کمی بیشتر از حال ضربه و زیان می دیدیم.

    تازه حرف یکی از دوستان و همرزمان شهید شیرودی را دارم می فهمم که می گفت:موقع قبل از مصاحبه آنقدر وعده وعید می دهند و پس از آن دیگر میروند پی کارشان و سراغی از ما نمی گیرند و جالب این که هر گروهی که برای مصاحبه می آید"همان سئوالاتی را می پرسد که فبلاً پرسیده شده و در آرشیو وجود دارد
    و این یعنی:
    ارزش پرسیدن از ما حتّی به اندازه جستجو در آرشیو را هم برایشان ندارد

    دوستان مصاحبه با ما را که بیمار و رنجور هستیم و خانواده مقیّد است برای پذیرایی و ...
    ......................
    !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

    دوستی می گفت:

    در جنگلی که ما در آن زندگی می کنیم مردن هم دردی را دوا نمی کند!
    چرا که در جنگلی که ما در آن زندگی می کنیم هستند کسانی که مردها را هم می کُشند.

    ببخشید توان ادامه را ندارم.
    سلام!!!
    عجب دل پری داشتید!
    ببخشید نمی دانستم رنجور می شوید.حلال کنید.
    من هدفم خیر است ولاغیر.
    حال می فهمم کلام شما را.چرا عده ای می خواهند سوء استفاده کنند.
    به نظر ما حرکت امام خمینی دقیقا مقدمه سازی ظهور امام عصر(عج) است,لذا باید تقویت شود,ظهور امام عصر(عج)یک مسئله کاملا منطقی است و باید به شدت با خرافات و تیپ افسانه ای که برای ایشان درست شده مبارزه کرد و فهماند که ظهور هم به دست خود ماست,هرگاه مبنای برنامه ریزی ما این مسئله باشد به آن خواهیم رسید و لا غیر.با التماس و اشک و زاری تنها هیچ کاری صورت نمی گیرد.

  13. تشکرها 2


  14. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    6,289
    صلوات
    4614
    تعداد دلنوشته
    7
    مورد تشکر
    41 پست
    حضور
    66 روز 12 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    11



    نقل قول نوشته اصلی توسط partofar نمایش پست
    دوست عزیز جناب سلمان 313
    با سلام و احترام

    استراتژی خوبی برای مجبور کردن و تعیین سوژه دوستان دارند.
    اگر تمام دشمنان اینگونه به زیبایی برای ما نقشه می کشیدند کمی بیشتر از حال ضربه و زیان می دیدیم.

    تازه حرف یکی از دوستان و همرزمان شهید شیرودی را دارم می فهمم که می گفت:موقع قبل از مصاحبه آنقدر وعده وعید می دهند و پس از آن دیگر میروند پی کارشان و سراغی از ما نمی گیرند و جالب این که هر گروهی که برای مصاحبه می آید"همان سئوالاتی را می پرسد که فبلاً پرسیده شده و در آرشیو وجود دارد
    و این یعنی:
    ارزش پرسیدن از ما حتّی به اندازه جستجو در آرشیو را هم برایشان ندارد

    دوستان مصاحبه با ما را که بیمار و رنجور هستیم و خانواده مقیّد است برای پذیرایی و ...
    ......................
    !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

    دوستی می گفت:

    در جنگلی که ما در آن زندگی می کنیم مردن هم دردی را دوا نمی کند!
    چرا که در جنگلی که ما در آن زندگی می کنیم هستند کسانی که مردها را هم می کُشند.

    ببخشید توان ادامه را ندارم.
    سلام!!!
    حاجی اشکال کار ما کجاست؟
    ممنونم بگوئی.
    اگر شد خصوصی بگو
    به نظر ما حرکت امام خمینی دقیقا مقدمه سازی ظهور امام عصر(عج) است,لذا باید تقویت شود,ظهور امام عصر(عج)یک مسئله کاملا منطقی است و باید به شدت با خرافات و تیپ افسانه ای که برای ایشان درست شده مبارزه کرد و فهماند که ظهور هم به دست خود ماست,هرگاه مبنای برنامه ریزی ما این مسئله باشد به آن خواهیم رسید و لا غیر.با التماس و اشک و زاری تنها هیچ کاری صورت نمی گیرد.

  15. تشکرها 2


  16. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,903
    صلوات
    1700
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    57 روز 11 ساعت نامشخص
    دریافت
    214
    آپلود
    104
    گالری
    16



    نقل قول نوشته اصلی توسط سلمان 313 نمایش پست
    سلام!!!
    حاجی اشکال کار ما کجاست؟
    ممنونم بگوئی.
    اگر شد خصوصی بگو
    اگر اجازه بدهید بدیده منّت! اما فردا کمی حالم مناسب نیست.
    شب به خیر
    اين الفاطميون
    مدعي گويد كه با يك گل نميگردد بهار

    من گلي دارم كه عالم را گلستان ميكند
    مینوی من مینای من پیدا و ناپیدای من
    ای منجی گیتی بیا
    مهدی بیا مهدی بیا


صفحه 1 از 24 1231121 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود