جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چرا در روز عاشورا اسبهای لشکریان یزید به پیکر امام حسین علیه السلام جسارت کردند؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۳
    نوشته
    2
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    چرا در روز عاشورا اسبهای لشکریان یزید به پیکر امام حسین علیه السلام جسارت کردند؟




    با سلام:پرسشی مدتهاست برایم پیش آمده ،همیشه از مقام ائمه نزد سایر موجودات مانند حیوانات برایمان گفته ،خوانده و شنیده ایم .که مثلا فلان حیوان وقتی به امام رسید احترام گذاشت و..... که حاکی از این است که حیوانات هم مقام ائمه را می فهمند.حال سؤال بنده این است که با این وجود (که البته شکی هم در آن نیست) پس چرا در روز عاشورا اسبهای لشکریان یزید به پیکر امام حسین وشهدای کربلا جسارت کردند؟ممنون .


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    نوشته
    405
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    8 روز 7 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط س م ح نمایش پست
    با سلام:پرسشی مدتهاست برایم پیش آمده ،همیشه از مقام ائمه نزد سایر موجودات مانند حیوانات برایمان گفته ،خوانده و شنیده ایم .که مثلا فلان حیوان وقتی به امام رسید احترام گذاشت و..... که حاکی از این است که حیوانات هم مقام ائمه را می فهمند.حال سؤال بنده این است که با این وجود (که البته شکی هم در آن نیست) پس چرا در روز عاشورا اسبهای لشکریان یزید به پیکر امام حسین وشهدای کربلا جسارت کردند؟ممنون .
    با سلام خدمت شما دوست گرامی
    خداوند سبحان نظام این عالم را بر اساس حکمت خود دارای یک نظم خاصی آفریده که به صورت معمول و طبیعی تخطی از آن ممکن نبوده سنت خدا بر اجرای آن نظام تعلق گرفته است.
    در این نظام خلقت موجوداتی بدون اختیار و اراده و عقل به نام حیوانات خلق شده اند که به صورت طبیعی دنبال خوردن و خوابیدن و شهوت رانی اند . عنان اختیار آنها دست کسانی است که بر آن مسلط اند و آنها رارام مقاصد خود کرده اند . این حیوانات نه اختیاری دارند که خود تصمیم بگیرند و نه قدرتی که سرپیچی کنند. بنابر این قاعده طبیعی حیوان بنا بر غریزه خود عمل کرده و فعالیت می کنند حال این فعالیتشان به نظر ما خوب یا بد باشد برای آن حیوان فرقی نمی کند.
    اما گاهی خدا برای این که حقانیت ولی از اولیائش را اثبات کند به صورت تکوینی آن حیوان را در درجه ای از فهم و درک قرار داده می دهد تا اول این که تاییدی بر فعالیت ها او باشد ثانیا باعث اقبال بیشتر مردم به به سمت آن انبیاء خواهد بود .
    اما این کارها بر خلاف روند معمول و شبیه کرامت و معجزه بوده و همیشگی نیست.


    ویرایش توسط رحیل : ۱۳۹۳/۰۶/۲۵ در ساعت ۲۱:۳۶
    الهي كفي بي عزا ان اكون لك عبدا و كفي بي فخرا ان تكون لي ربا انت كما احب فاجعلني كما تحب
    معبودا بس است مرا اين عزت كه بنده توام و بس است مرا اين افتخار كه تو پروردگار مني.
    تو چناني كه دوست ميدارم مرا چنان كن كه دوست ميداري.
    امام علی (علیه السلام)


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    174
    صلوات
    10
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    9 روز 8 ساعت 16 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام خدمت شما

    در روز عاشورا لشگر اجنه به کمک امام حسین(ع)شتافتند ولی امام قبول نکرد
    اگر امام پیروز میشد حال حماسه ی عاشورا را ما گرامی نمیداشتیم.


    آرزویی بکن

    گوش های خدا پر از آرزوست و دستهایش پر از معجزه

    آرزویی بکن

    شـاید کوچکترین معجزه اش بزرگترین آرزوی تــو باشد


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    نوشته
    405
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    8 روز 7 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    جمع بندی




    پرسش:
    همیشه از مقام ائمه نزد سایر موجودات مانند حیوانات برایمان گفته ،خوانده و شنیده ایم .که مثلا فلان حیوان وقتی به امام رسید احترام گذاشت و... که حاکی از این است که حیوانات هم مقام ائمه را می فهمند.حال سؤال بنده این است که با این وجود (که البته شکی هم در آن نیست) پس چرا در روز عاشورا اسب های لشکریان یزید به پیکر امام حسین و شهدای کربلا جسارت کردند؟

    پاسخ:

    خداوند سبحان نظام این عالم را بر اساس حکمت خود دارای یک نظم خاصی آفریده که به صورت معمول و طبیعی تخطی از آن ممکن نبوده سنت خدا بر اجرای آن نظام تعلق گرفته است.
    قانون علت و معلول و اسباب و مسببات از سنت های ثابت و استوار الهی است و خداوند اراده کرده که امور عالم را به وسیله اسباب و مسببات اداره و کارگردانی کند . حضرت صادق (علیه السلام) در حدیثی می فرماید : «أَبَى اللَّهُ أَنْ یُجْرِیَ الْأَشْیَاءَ إِلَّا بِأَسْبَابٍ ...»؛ خداوند ابا دارد که چیزها را جز به وسیله اسبابش به جریان بیندازد.(1)

    در این نظام خلقت موجوداتی بدون اختیار و اراده و عقل به نام حیوانات خلق شده اند که به صورت طبیعی دنبال خوردن و خوابیدن و شهوت رانی اند . عنان اختیار آنها دست کسانی است که بر آن مسلط اند و آنها را رام مقاصد خود کرده اند . این حیوانات نه اختیاری دارند که خود تصمیم بگیرند و نه قدرتی که سرپیچی کنند. بنابر این قاعده طبیعی حیوان بنا بر غریزه خود عمل کرده و فعالیت می کنند حال این فعالیتشان به نظر ما خوب یا بد باشد برای آن حیوان فرقی نمی کند.
    اما گاهی خدا برای این که حقانیت ولی از اولیائش را اثبات کند به صورت تکوینی آن حیوان را در درجه ای از فهم و درک قرار داده می دهد تا اول این که تاییدی بر فعالیت ها او باشد ثانیا باعث اقبال بیشتر مردم به سمت آن انبیاء خواهد بود. اما این کارها بر خلاف روند معمول و شبیه کرامت و معجزه بوده و همیشگی نیست.

    و از طرفی موارد مسئله فرق دارد در کل باید توجه داشت که امامان (علیه السلام) ولايت تكويني دارند و با اذن خداوند مي توانند از آن استفاده نمايند، چنانكه امام علي (علیه السلام) در جريان قلعه خيبر از اين ولايت استفاده نمود : «والله ما قلعتُ باب خیبر و قذفت بها أربعین ذراعاً لم یحس به أعضائی بقوّة جسدیة و لا حرکة غذائیة و لکن اُیّدتُ بقوّة ملکوتیّة و نفس بنور ربّها مضئة»؛ سوگند به خدا که در خیبر را از جا کندم و چهل ذراع دور انداختم، ولی نه با نیروی بدنی و حرکت غذایی، بلکه با نیروی ملکوتی و نفسی که با نور پروردگارش روشن است، انجام دادم.(2)
    اما امامان ما در مسايل عادي مانند ديگر انسان ها هستند، روش و رفتار آنان در زندگی، در معاملات، معاشرت، صلح و جنگ، حکومت و سیاست، مثل سایرین مي باشند ودر اين گونه امور از ولايت تكو يني استفاده نمي كردند.

    درست است كه حيوانات -با توجه به ولايت امامان - در برابر آنان نرم مي شوند، ولی اين در صورتی است كه ائمه (علیهم السلام) از ولايت تكوينی خود بهره گيرند، و حال اين كه امامان ما وظيفه نداشتند در اين گونه مسايل از اين ولايت استفاده نمايند، چنانكه ابن ملجم با شمشير فرق علي (علیه السلام) را شكافت، ولی امام برای جلو گيری از اين امر از ولايت خود استفاده نكرد. در كربلا نيز امام حسين (علیه السلام) وظيفه نداشت كه از ولايت تكوينی خود استفاده نمايد تا مانع اسب دوانی بر بدن خود گردد.
    چه این در کربلا اسب ها خود بر بدن امام نرفتند بلکه آن حیوانات را بر بدن امام عبور دادند و قرار نبود به طور جبری خداوند جلو آنها را از این کار بگیرد و گرنه از اصل ماجرا، جلو آنان را می گرفت.

    از طرفی در کتاب کافی مرحوم کلینی حدیثی داریم که نشان از این می دهد که اسب تاختن به پیکر امام حسین در روز عاشورا صورت نگرفت بلکه به صورت معجزه یک شیر مانع از این کار شد:
    «لَمَّا قُتِلَ الْحُسَيْنُ (ع) أَرَادَ الْقَوْمُ أَنْ يُوطِئُوهُ الْخَيْلَ فَقَالَتْ فِضَّةُ لِزَيْنَبَ: يَا سَيِّدَتِي إِنَّ سَفِينَةَ كُسِرَ بِهِ فِي الْبَحْرِ فَخَرَجَ إِلَى جَزِيرَةٍ فَإِذَا هُوَ بِأَسَدٍ فَقَال:َ يَا أَبَا الْحَارِثِ أَنَا مَوْلَى رَسُولِ اللَّهِ (ص) فَهَمْهَمَ بَيْنَ يَدَيْهِ حَتَّى وَقَفَهُ عَلَى الطَّرِيقِ وَ الْأَسَدُ رَابِضٌ فِي نَاحِيَةٍ فَدَعِينِي أَمْضِي إِلَيْهِ وَ أُعْلِمُهُ مَا هُمْ صَانِعُونَ غَداً قَالَ: فَمَضَتْ إِلَيْهِ فَقَالَتْ: يَا أَبَا الْحَارِثِ فَرَفَعَ رَأْسَهُ ثُمَّ قَالَتْ: أَ تَدْرِي مَا يُرِيدُونَ أَنْ يَعْمَلُوا غَداً بِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ (ع) يُرِيدُونَ أَنْ يُوطِئُوا الْخَيْلَ ظَهْرَهُ قَالَ: فَمَشَى حَتَّى وَضَعَ يَدَيْهِ عَلَى جَسَدِ الْحُسَيْنِ (ع) فَأَقْبَلَتِ الْخَيْلُ فَلَمَّا نَظَرُوا إِلَيْهِ قَالَ لَهُمْ عُمَرُ بْنُ سَعْدٍ (لَعَنَهُ اللَّهُ): فِتْنَةٌ لَا تُثِيرُوهَا انْصَرِفُوا فَانْصَرَفُوا.»
    ادريس بن عبد الله اودى گويد: چون حسين (علیه السلام) شهيد شد و آن لشكر خواستند اسب بر بدنش بتازند، فضه به زينب گفت: اى بانوى من، كشتي ایی در دريا شكست و به جزيره‏ اى افتاد و به شيرى برخورد، به آن شير گفت: اى ابا الحارث (لقب شیر در عربی) من آزاد كرده رسول خدايم، آن شير در برابرش همهمه ای كرد تا او را به راه آورد، در اين گوشه هم شيرى خوابيده است، بگذار من بروم‏ و به او آگاهى دهم كه اين مردم فردا چه خواهند كرد.
    گويد: فضه نزد آن شير رفت و گفت: اى ابا الحارث، آن شير سر بلند كرد و فضه به او گفت: مى ‏دانى فردا مى‏ خواهند با امام حسين (علیه السلام) چه كار كنند، مى‏ خواهند اسب بر پشتش بتازند.
    گويد: آن شير آمد تا دو دست خود را روى جسد حسين (علیه السلام) نهاد، لشكر پيش آمدند و چون آن شير را ديدند عمر بن سعد به آنها گفت: اين فتنه‏ اى است مبادا آن را برانگيزيد، برگرديد، آنها هم برگشتند.(3)

    ___________
    (1)
    کافی 1 183 باب معرفه الإمام و الرد إلیه.
    (2)شيخ صدوق،امالي صدوق، ناشر: اعلمي، ص514.
    (3)كليني،الكافي،اسلاميه‏، تهران‏، سال چاپ: 1362 ش‏، چاپ: دوم،‏ ج‏1، ص465.

    برای مطالعه:
    ر. ک : راهنما شناسی ، استاد مصباح یزدی، و الهیات ، ج1 ، استاد جعفر سبحانی.


    ویرایش توسط عظيم : ۱۳۹۵/۰۷/۱۷ در ساعت ۰۵:۴۷ دلیل: همکار ویراستار تدوین
    الهي كفي بي عزا ان اكون لك عبدا و كفي بي فخرا ان تكون لي ربا انت كما احب فاجعلني كما تحب
    معبودا بس است مرا اين عزت كه بنده توام و بس است مرا اين افتخار كه تو پروردگار مني.
    تو چناني كه دوست ميدارم مرا چنان كن كه دوست ميداري.
    امام علی (علیه السلام)


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود