صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: مسافر سفر الی الله کیست؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    مسافر سفر الی الله کیست؟




    باسمه تعالی
    با سلام:


    مسافر در سلوک الی الله جان انسان است که از آن به روح، روان و نفس نیز تعبیر می شود. همه موجودات به سوی پروردگار در حرکت اند و از این قاعده هیچ موجودی استثنا نیست. قرآن این حقیقت را با تعابیری بیان کرده است که از آن جمله اند:


    الف: «و الی الله المصیر؛ و بازگشت همه فقط به سوی خداست.»[1]؛ «و الیه المصیر؛ و بازگشت همه به سوی اوست.[2]؛ «و الیک المصیر؛ و بازگشت همه فقط به سوی توست.[3]؛ «و الی المصیر؛ و بازگشت همه فقط به سوی من است.»[4]؛ «و الینا المصیر؛ و بازگشت همه فقط به سوی ماست.»[5]

    پی نوشت:
    [1].آل عمران، 28
    [2].مائده، 18
    [3].بقره، 285
    [4].حج، 48
    [5].ق، 43




  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ب: «و الیه یرجع الامر کله؛ و همه چیز به سوی او بازگردانده می شود.»[1]؛ «و الی الله ترجع الامور؛ و همه چیز فقط به سوی خدا باز گردانده می شود.»[2]

    ج: «و الیه تقلبون؛ و به سوی او بازگردانیده می شوید.»[3]

    انسان نیز در این مسافرت عمومی قافله سار همه موجودات است و پیشاپیش همه در حرکت است. انسان حتمکا به لقای پروردگار خویش می رسدو این راه پر رنج را خواسته یا ناخواسته می پیماید: «يا أَيُّهَا الْإِنْسانُ إِنَّكَ كادِحٌ إِلى‏ رَبِّكَ كَدْحاً فَمُلاقيه؛ ای انسان حقا که تو به سوی پروردگار خود به سختی در تلاش هستی و او را ملاقات خواهی کرد.»[4]

    انسان موجودی مختار و دارای اراده است از این رو می توان با قدم مجاهده راه لقای پروردگار را در همین دنیا بپیماید و آنچه را انسان های عادی پس از مرگ می بینند با چشم باطن ببیند. البته اگر با قدم اختیار این راه را طی نکند، او را به اجبار خواهند برد و در این صورت هرگز ثمرات شیرین «سلوک اختیاری » را به دست نمی آورد.

    مخلَصین به شهادت قرآن در قیامت احضار نمی شوند، زیرا قبلا در آنجا حاضرند. امام علی علیه السلام هم فرموده است: «اگر همه پرده ها کنار رود، بر یقین من چیزی افزوده نمی گردد.»[5]؛ البته مراد این است که اگر همه پرده ها از پیش چشم دیگران کنار رود برای علی علیه السلام تفاوتی ندارد زیرا برای او پرده ای وجود ندارد.


    پی نوشت:
    [1].هود، 123
    [2].بقره، 210
    [3].عنکبوت، 21
    [4].انشقاق، 6
    [5].بحارالانوار، ج40، ص153



  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    چند نکته:


    1-چون مسافر در سیر الی الله جان انسان است و جان نه مذکر است و نه مونث، مرد یا زن بودن، ثبوتا و نفیا هیچ نقشی در سلوک ندارد و بهترین گواه، رسیدن گروهی از هر دو صنف به کمال است.


    استاد [سید محمد حسین حسینی طهرانی ]بر این نظر بودند که دستگیری از زن و سیر دادن او به مراتب مشکل تر از سیر دادن مرد است و دستگیری از یک زن به اندازه دستگیری از ده مرد توان می برد. شاید نکته در قوی تر بودن احساسات و هیجانات و نیز کم شکیبایی زنان نهفته باشد و یا اینکه راه خدا راه ریاضت است و برای زن به علت لطافتش ریاضت سخت است. استاد به مردان ذکر یونسیه را چهارصد بار در روز در سجده دستور می دادند با اینکه به زنان گاه تنها سی بار پس از نماز صبح توصیه می کردند.


    البته نباید گمان شود سیر زن مشکل تر از سیر مرد است، بلکه دستگیری از او و سیر دادن او برای استاد مشکل تر است و شاید شاهد این مطلب این روایت نبوی باشد: «قال كمل من الرجال كثير و لم ‏يكمل‏ من‏النساء الّا اربعة آسية و مريم و خديجة و فاطمة؛ از مردان تعداد زیادی به کمال رسیده اند، ولی از زنان جز چهار نفر کامل نشده اند: آسیه، مریم، خدیجه و فاطمه»[1]
    البته از لسان روایت به دست نمی اید که در امت محمدیه درب کمال به روی زنان بسته است زیرا در روایت آمده و لم یکمل«کامل نشده است» و نیامده لا یکمل[ کامل نمی شود» پس زنان بسیاری از امت محمدیه می توانند به کمال برسند چه اینکه رسیده اند همانند زینب کبری و فاطمه معصومه علیه السلام.


    2-هویت های اقلیمی، جغرافیایی و فرهنگی تاثیری در سیر الی الله ندارند زیرا جان انسان که مسافر حقیقی اوست، نه عرب است نه عجم، نه سفید است نه سیاه، نه کوتاه است نه بلند، نه ایرانی است و نه غیر ایرانی. ممکن است شخصی همچون سلمان فارسی که سابقه آتش پرستی داشته به جایی برسد که از اهل بیت شود و ابوذر نتواند مقام او را تصور کند،

    ولی شخص دیگری همچون ابولهب که عموی پیامبر و از بزرگان قریش است در آتش بسوزد و در مذمتش سوره مسد نازل شود:
    «تَبَّتْ يَدا أَبي‏ لَهَبٍ وَ تَبَّ *
    ما أَغْنى‏ عَنْهُ مالُهُ وَ ما كَسَبَ * سَيَصْلى‏ ناراً ذاتَ لَهَب»[2]؛ «بریده باد دو دست ابولهب و مرگ بر او باد دارایی او و آنچه کسب کرد سودش نکرد. به زودی در آتش پر زبانه در آید.»

    خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید: « إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُم»[3]؛«گرامی ترین شما در نزد پروردگار پرهیزگارترین شماست.»


    پی نوشت:
    [1].الصراط المستقیم، تحقیق محمد باقر بهبودی، ج1، ص 170
    [2].مسد، 1-3
    [3].حجرات، 13


    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۳/۰۳/۰۸ در ساعت ۲۱:۳۶


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    3-اگر چه در سلوک راه خدا مسافر جان آدمی است اما بدن نیز در این زمینه بی بهره نیست.[14]؛ توضیح اینکه از یک طرف سلوک روحی در قدرت بدنی موثر است. سالک عاشق است و از عاشق کارهای توان فرسایی ساخته است که از غیر عاشق سر نمی زند. اگر عشق فرهاد کوه بیستون را برکند چگونه عشق الله در وجود سالک نمی تواند کوه های مشکلات را خرد کند.؟


    امام علی علیه السلام دربراه سالکان راه خدا فرموده است:«وَاسْتَلَانُوامَا اسْتَوْعَرَهُ الْمُتْرَفُونَ وَ أَنِسُوا بِمَا اسْتَوْحَشَ مِنْهُ الْجَاهِلُون‏؛ عارفان آنچه را که نازپروردگان هوس ران سخت و دشوار به حساب می آورند، آسان می شمرند و با آنچه جاهلان از آن می ترسند انس و الفت دارند.»[2]

    در روایت امام صادق علیه السلام ار پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم است که موسی بن عمران در اربعین میعاد در کوه طور چهل شبانه روز « لا اکل و لا شرب و لا نام؛ نه خورد و نه آشامید و نه خوابید.»[3]؛ این تاثیر حالات روحی بر بدن است. پیرمردانی از سالکان راه خدا دیده شده اند که در سن صد سالگی هنوز سر زنده اند و به عشق سرزنده اند.


    شاید بتوان سایه نداشتن بدن رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم را که در روایات و تاریخ آمده است ناشی از تاثیر فوق العاده روحانیت آن حضرت بر جسم شریفش دانست.[4]؛ مگر نه این است که روزه وصال[5] بر پیغمبر جایز و برای دیگران حرام است و وقتی از حضرتش راز قضیه را پرسیدند فرمود: «لست کاحدکم ابیت عند ربی یطعمنی و یسقینی؛ من مانند شما نیستم من در نزد پروردگارم به سر می برم و اوست که با غذاهای روحانی و شراب های معنوی سیر و سیرابم می سازد.»[6]


    از طرف دیگر بدن داشتن و قوت بدن می تواند در سرعت سیر سالک موثر باشد. سالکی که در این دنیا به کمال نرسیده است و از دنیا رفته سلوکش ادامه داردولی نه به سرعت سلوک در دنیا، زیرذا بدن دنیوی را ندارد و کمالاتی را که به وسیله تحمل مصائب وارد بر این بدن به سرعت نصیبش می شد ندارد.


    پی نوشت:
    [1].شرح منازل السائرین، ص 25
    [2].تهج البلاغه، ص495
    [3].مصباح الشریعه، ص 196
    [4].بحارالانوار، ج16، ص368
    [5].ر.ک. شرح لمعه، ج2، ص 141
    [6].همان، ج16، ص 389


  6. تشکرها 2


  7. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    اگر بدن سالک قوی باشد می تواند روزه بگیرد، در راه خدا جهاد کند و مجروح شود، به خلق خدا و به خصوص افتادگان خدمت کند و در یک جمله بدن خویش را سپر بلای دین قرار دهد.


    مگر نه این است که در جنگ احد بر بدن امام علی علیه السلام بیش از نود زخم نشست زخم هایی که به دلیل گستردگی قابل دوختن نبود و از شدت آنها امام چندین بار نقش بر زمین شد و هر مرتبه برای دفاع از جان پیامبر که اسلام مجسم بود از زمین برخاست. در همین ساعات بود که به تشریف جبرئیلی لا فتی الا علی لا سیف الا ذوالفقار مشرف شد.[1]؛ آیا بدن ضعیف می تواند چنین جان فشانی کند. در جنگ ختدق با یک ضربت عمروبن عبدود پهلوان نامی عرب را از بین برد و مفتخر به این مدال محمدی شد: «ضربة علی یوم الخندق افضل من عبادة الثقلین؛ ضربت علی در روز خندق از عبادت جن و انس افضل است.»[2] ایا تن ناتوان و رنجور می تواند چنین در راه خدا بجنگئ؟


    بر این اساس بزرگان راه خدا پیوسته به سالکان توصیه می کردند که در حفظ «صحت مزاج» بکوشند و همچون گوهری از آن پاسداری کنند. عارف کامل مرحوم شیخ محمد بهاری همدانی می فرماید: «بدن مرکوب انسان است اگر صدمه ای خورد از پا می افتد لذا نباید هم زیاد به هوای او بچرخد تا اینکه یاغی شود و او را دیگر اطاعت نکنند.»[3]


    پی نوشت:
    [1].کافی، ج8، ص110
    [2].بحارالانوار، ج31، ص1
    [3].تذکرة المتقین، ص 116



  8. تشکرها 2


  9. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    4- از آنچه گفته شد به خوبی روشن می گردد که از طرفی ترک اعمال عبادی بدنی به بهانه واهی وصول به حق، نادانی و گمراهی محض است، زیرا اولا راه خدا پایان ندارد: «و لدینا مزید؛ و در نزد ما فزون تر است.»[1]، و اعمال عبادی بدنی در پیشرفت کمال تاثیر را دارد.

    ثانیا مگر نه این است که پیش گامان این راه انبیا و اولیایند و مگر آنان تا لحظه آخر حیات دنیا مشغول به همین عبادات بدنی نبوده اند؟ [2]امام علی علیه السلام درباره عارفان حقیقی می فرماید: «قلوبهم فی الجنان و اجسادهم فی العمل؛ جان هایشان در بهشت است [البته درجات عالی بهشت] و بدن هایشان دائما مشغول اعمال صالح»[3]

    ثالثا مگر نه آن است که نور خدا در تمام مظاهر عالم امکان ساری و جاری است؟ پس چرا بدن را از عبادت معاف داریم و این عالم جزئی را از تجلی انوار الهی محروم نماییم؟[4]


    از سوی دیگر اکتفا به قالب و پوسته عبادات و غفلت از قلب کم فایده است و آدمی را به مقصد نمی رساند. امام جواد علیه السلام در کلامی نورانی می فرماید: «آهنگ کردن به سوی خدا به وسیبه قلب از به زحمت افکندن اعضا و جوارح به وسیله عمل رساننده تر است.»[5]


    و نیز رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به امام علی علیه السلام فرمود: یا علی آن گاه که دیدی مردم با انواع کارهای نیک به سوی خدا تقرب می جویند تو با تفکر به خدا تقرب جو، تا از همه آنها سبقت گیری.»[6]


    پی نوشت:
    [1].ق، 35
    [2].تذکرة المتقین، ص 106
    [3].نهج البلاغه، پایان خطبه 192
    [4]. سید محمد حسین حسینی طهرانی، لب اللباب، ص 11
    [5].منتهی الامال، زندگی نامه امام جواد علیه السلام
    [6].ملا محسن فیض کاشانی، وافی، ج1، ص102



  10. تشکرها 2


  11. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    5-بهترین شاهد صدق این ادعا که سفر الی الله سفری روحانی است و نه جسمانی، این است که می بینیم گاه نزدیک ترین افراد از نظر ظاهری به انبیا و اولیا نه تنها قدمی در راه خدا بر نداشته اند که به عذاب الهی گرفتار شده اند همانند همسر لوط و همسر و پسر نوح و از طرفی دیگر برخی انسان ها که به ظاهر از نظر جسمانی از انبیا بسیار دور بوده اند در پی مجاهده روحانی به فوز قرب پروردگار نایل گشته اند همانند زن فرعون . قرآن در آیات پایانی سوره تحریم به مناسبت توبیخ برخی زنان پیامبر (ص) این حقیقت را چه عالی و دلنشین بیان داشته است:

    «ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً لِلَّذينَ كَفَرُوا امْرَأَتَ نُوحٍ وَ امْرَأَتَ لُوطٍ كانَتا تَحْتَ عَبْدَيْنِ مِنْ عِبادِنا صالِحَيْنِ فَخانَتاهُما فَلَمْ يُغْنِيا عَنْهُما مِنَ اللَّهِ شَيْئاً وَ قيلَ ادْخُلاَ النَّارَ مَعَ الدَّاخِلينَ* وَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً لِلَّذينَ آمَنُوا امْرَأَتَ فِرْعَوْنَ إِذْ قالَتْ رَبِّ ابْنِ لي‏ عِنْدَكَ بَيْتاً فِي الْجَنَّةِ وَ نَجِّني‏ مِنْ فِرْعَوْنَ وَ عَمَلِهِ وَ نَجِّني‏ مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمين»[1]؛


    «خدا برای کسانی که کفر ورزیده اند زن نوح و زن لوط را مثل آورده که هر دو نکاح دو بنده از بندگان شایسته ما بودند و به آنها خیانت کردند و کاری از دست شوهران آنها در برابر خدا ساخته نبود و گفته شد با داخل شوندگان به آتش در آیید و برای کسانی که ایمان آورده اند خدا همسر فرعون را مثل آورده آن گاه که گفت پروردگارا پیش خود در بهشت خانه ای برایم بساز و مرا از فرعون و کردارش نجات ده و مرا از دست مردم ستمگر برهان.»

    پی نوشت:
    [1].تحریم، 10 و 11


  12. تشکرها 2


  13. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0




    در این زمینه ماجرای اویس قرنی بسیار شنیدنی است: او جوانی بود که به شترچرانی در صحراهای یمن می پرداخت و از اجرت کار نفقه مادر فرتوت خود را تامین می کرد عشق الهی در دلش تابید تا آنجا که گاه شب تا به صبح در رکوع و سجده به سر می برد.

    شوق زیارت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم او را از خود بی خود کرد و با اصرار از مادر اجازه سفر به مدینة الرسول را گرفت ولی مادر جز نیم روز اجازه توقف در مدینه به او نداد. او با یک دنیا شوق و شعف از یمن به سوی مدینه حرکت کرد ولی وقتی به خانه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم وارد شد از آن حضرت خبری نیافنت و پرسید پیامبر کجاست؟ گفتند به مسافرت رفته و تا مدتی بر نمی گردد اما هزار افسوس که اویس بنا بر عهدش با مادر نمی توانست تا آن مدت بماند او با چشمی اشک آلود به سوی یمن حرکت کرد و در دل با محمد و خدای محمد رازها داشت. اویس برگشت و دیگر هم توفیق زیارت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم را نیافت

    رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم هنگام برگشت تا به مدینه رسید به همراهان فرمود:«انی لانشق روح الرحمن من طرف الیمن؛ من از طرف یمن بوی خدا را استشمام می کنم.» ان گاه به خانه آمد و پس از ورود به خانه بی درنگ پرسید: «این نور کیست که در این خانه می بینم؟» در پاسخ گفتند: «شتربانی که اویس نام داشت به این سرای امد و باز شتافت.» پیامبر فرمود: «این نور را به هدیه در خانه ما گذاشت و رفت.»

    آری اویس در ظاهر از رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم دور بود اما از بسیاری از صحابه که همیشه با او بودند نزدیک تر بود و پیامبر خطاب به او از راه دور فرمود: «وا شوقاه الیک یا اویس القرن؛ چقدر مشتاق تو هستم ای اویس قرنی.»[1]


    شعر معروف زیر به داستان اویس اشاره دارد:


    گر در یمنی چو با منی پیش منی / گر پیش منی چو بی منی در یمنی


    آری به قول حافظ:


    گر چه دوریم به یاد تو قدح می گیریم / بعد منزل نبود در سفر روحانی

    پی نوشت:



    [1].بحارالانوار، ج41، ص 399


    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۳/۰۳/۰۸ در ساعت ۲۱:۵۴


  14. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    پیامبر اویس قرنی را نفس الرحمن و خیر التابعین لقب داد و گواهی داد که او از اهل بهشت است. اری چگونه اهل بهشت نباشد کسی که یکی از زهاد ثمانیه (هشت زاهد مشهور جهان اسالام) بلکه برترین آنهاست.[1] او از حواریین و اصحاب سرّ امیرمومنان علیه السلام بود و آخرین نفر از آن صد نفری است که در جنگ صفین با علی «بیعت بر مرگ » کردند و جنگیدند تا همه به فوز شهادت نایل گشتند.[2]

    برخی عارفان و فیلسوفان معتقدند که هر مزاجی نمی تواند نبوت و وحی را تحمل کند و صاحب نبوت باید در زمان خود دارای «اعدل امزجه؛ یعنی متعادل ترین مزاج ها باشد.»[3]

    رخش می باید تن رستم کشد/ مرد می باید که بار غم کشد.[4]


    از برخی روایات برداشت می شود که بعضی از پیامبران به اندازه چهل مرد قوی از قدرت جسمانی برخوردار بوده اند. بر این اساس آیه
    «الله اعلم حیث یجعل رسالته؛ خدا بهتر می داند رسالتش را کجا قرار دهد .»[5] شامل خصوصیات روحی و جسمی هر دو خواهد بود.
    تذکر:
    حافظ در مطلع غزلی گفته است:
    دست از طلب ندارم تا کام من بر آید / یا جان رسد به جانان یا جان ز تن در آید

    برخی نسخه نویسان مصراع دوم را چنین ضبط کرده اند: یا تن رسد به جانان » که ظاهرا غلط است. حافظ دانشمندی است حافظ و مفسر قرآن که درباره تسلط خود بر قرآن گوید:


    عشقت رسد به فریاد از خود به سان حافظ /قرآن ز بر بخوانی با چارده روایت


    او که در قرآن خوانده است: »تقوا به خدا می رسد نه گوشت و خون قربانی» چگونه می تواند تن مادی را واصل به حضرت جانان که مقامی است مجرد بداند.

    پی نوشت:
    [1]. منتهی الامال،
    [2].همان، ص 141و 142
    [3].مصباح الانس، ص 31
    [4].شاهنامه فردوسی
    [5].انعام، 124.

    ر.ک. سلوک، آیت الله علی رضائی تهرانی، ص 177-187




    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۳/۰۳/۰۸ در ساعت ۲۱:۵۷


  15. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    44
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 روز 6 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    من ی سوالی داشتم........میشه آدم از خدا بخواد که در وادی سیر و سلوک قدم برداره و مراحلشو طی کنه؟ اصلا آدمی که گناهی کرده ولی بعد توبه استغفار کرده و عذابشم چشیده میتونه توی مسیر سیر و سلوک قدم برداره؟؟//من کسی رو میشناسم و یقین دارم یه اطمینان صد درصد که در مسیر سیر و سلوک قدم گذاشته ...هر چی هم بخواد از خدا بهش میده خدا.....نه چیزای دنیوی...چیزای عرفانی..مثل علم تعبیر خواب و علم حکمت...و شاید خیلی علمای دیگه که نمیدونم و بهم نگفته.




    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۳/۰۳/۱۴ در ساعت ۱۹:۲۶




صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود