صفحه 1 از 60 1231121314151 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آیا ما شیعه هستیم؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    آیا ما شیعه هستیم؟




    باسمه تعالی

    مباحثی از بیانات حضرت آیه الله مصباح یزدی (حفظه الله تعالی) در مورد ویژگی های شیعیان با استفاده از بیانات روایی
    با بهره گیری از کتاب سیمای سرافرازان

    نقش ایمان و کفر در سعادت و شقاوت و خسران انسان


    یکی از ضروری ترین آموزه های اسلامی این است که سعادت حقیقی انسان در پرتو ایمان حاصل می شود.لازمه ایمان انجام عمل صالح است و هر قدر ایمان انسان قوی تر و راسخ تر شود، اعمال او صالح تر و شایسته تر خواهد بود. در برابر، هر قدر ایمان انسان ضعیف تر شود کمتر اعمال صالح انجام می دهد و بیشتر دچار گناه می شود.

    از ایات اواخر سوره فرقان برداشت می شود که اگر انسان ایمان داشته باشد اعمالش پذیرفته می شود و به سعادت ابدی دست می یابد؛ اما اگر کسی ایمان نداشته باشد هر چند کارهای خیر و به ظاهر مهم انجام دهد در همین دنیا به پاداش خود می رسد. او در برابر کارهای خیری که انجام داده، نعمت های دنیوی دریافت می کند، اما در حیات ابدی که حیات حقیقی انسان است، از سعادت محروم خواهد بود

    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۳/۰۵/۱۹ در ساعت ۱۲:۲۶


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بنابر آیات فراوانی از قرآن، انسان در پرتو ایمان و عمل صالح به سعادت دست می یابد. در یکی از آن آیه ها، خداوند می فرماید: «إِلاَّ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَهُمْ أَجْرٌ غَيْرُ مَمْنُون»[1]؛ «مگر آنان که ایمان آورده و کارهای نیک و شایسته کرده اند که ایشان را مزد بی پایان [یا بی منت] است.



    در مقابل، برخی از آیه ها دلالت دارند که اگر انسان ایمان نداشت و کفر ورزید در آخرت نتیجه ای از اعمال خوبی که انجام می دهد به دست نخواهد آورد مانند: «مَثَلُ الَّذينَ كَفَرُوا بِرَبِّهِمْ أَعْمالُهُمْ كَرَمادٍ اشْتَدَّتْ بِهِ الرِّيحُ في‏ يَوْمٍ عاصِفٍ لا يَقْدِرُونَ مِمَّا كَسَبُوا عَلى‏ شَيْ‏ءٍ ذلِكَ هُوَ الضَّلالُ الْبَعيدُ »[2]؛ «داستان آنان که به پروردگارشان کافر شدند [این است که ] کردارشان چون خاکستری است که بادی سخت در روزی تندباد بر آن بوزد که به هیچ چیز از آنچه کرده اند دست نتوانند یافت. این است آن گمراهی دور [از حق]





    در آیات دیگر خداوند می فرماید: «وَ الَّذينَ كَفَرُوا أَعْمالُهُمْ كَسَرابٍ بِقيعَةٍ يَحْسَبُهُ الظَّمْآنُ ماءً حَتَّى إِذا جاءَهُ لَمْ يَجِدْهُ شَيْئاً وَ وَجَدَ اللَّهَ عِنْدَهُ فَوَفَّاهُ حِسابَهُ وَ اللَّهُ سَريعُ الْحِسابِ * )


    أَوْ كَظُلُماتٍ في‏ بَحْرٍ لُجِّيٍّ يَغْشاهُ مَوْجٌ مِنْ فَوْقِهِ مَوْجٌ مِنْ فَوْقِهِ سَحابٌ ظُلُماتٌ بَعْضُها فَوْقَ بَعْضٍ إِذا أَخْرَجَ يَدَهُ لَمْ يَكَدْ يَراها وَ مَنْ لَمْ يَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُوراً فَما لَهُ مِنْ نُورٍ»[3]؛ «و کسانی که کافر شدند کردارهایشان [که به پندارشان نیکوست]چون سرابی است در بیابانی هموار که تشنه، ان را اب پندارد تا چون بدانجا رسد، چیزی نیابد و خدای را نزد آن یابد که حساب [کیفر] او را تمام بدهد و خداوند شتابنده در حساب است؛ یا مانند تاریکی هایی است در دریایی ژرف که پیوسته موجی آن را بپوشاند و بالای آن موجی دیگر است و بر فراز آن ابری تیره؛ تاریکی هایی است روی یکدیگر (تاریکی شب و تاریکی دریا و تاریکی ابر) گاهی که دست خویش بیرون آرد، نتواند که ببیندش و هر که را خدا نوری نداده، او را هیچ نوری نیست.




    پی نوشت:

    [1].انشقاق، 25

    [2].ابراهیم، 18


    [3].نور، 39- 40

    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۳/۰۳/۱۴ در ساعت ۲۲:۰۸


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    در این دو آیه نورانی، دو تشبیه درباره اعمال نافرجام کافر آمده است. در آیه نخست کافر به تشنه ای تشبیه شده که در بیابانی گرفتار گشته و در پی آب می گردد.
    از دور سرابی می بیند و به خیال آن با شتاب به سویش می رود تا آبی برگیرد و بنوشد؛ اما وقتی به آنجا می رسد آبی نمی یابد. در برابر خداوند را حاضر می یابد که به اعمالش رسیدگی می کند و او را کیفر می دهد.

    آیه یاد شده از آن حکایت دارد که کافران و کسانی که به مخالفت با دستورهای خداوند برخاسته اند در زندگی به دنبال سعادتی موهوم می گردند اما در پایان زندگی در می یابند که بهره ای از سعادت و نیک فرجامی ندارند و دستشان از اعمال شایسته خالی است. در برابر ، توشه ای از اعمال زشت و پلید فراهم آورده اند که به سبب آن باید کیفر و عذاب الهی دریافت کنند.

    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۳/۰۳/۱۴ در ساعت ۲۲:۱۳


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    هر چه دریا ژرف تر باشد، نور کمتری به اعماقش نفوذ می کند. حال اگر امواجی متراکم در سطح دریا پدید آید، تاریکی محض اعماق آن را فرا می گیرد. خداوند متعال در آیه دوم کافر را به کسی تشبیه می کند که در اعماق دریایی ژرف قرار گرفته و در سطح آن دریا نیز طبقاتی از امواج سهمگین پدید آمده است.

    در نتیجه، او در تاریکی مطلق قرار گرفته و هیچ بهره ای از نور و روشنایی ندارد، چنان که حتی دستش را نمی بیند. در پایان آیه خداوند در تعلیل اینکه کافر در تاریکی محض گرفتار است می فرماید: «و من لم یجعل الله له نورا فما له من نور؛ هر که را خدا نوری نداده او را هیچ نوری نیست.»؛ یعنی مبدا نور هدایت، خداوند است که انسان در سایه ایمان به او از هدایتش بهره مند می شود.

    اما کفر، تارکی محض است و کسی که به خداوند کافر است و بهره ای از ایمان ندارد، به تاریکی شقاوت و کفر گرفتار گردیده و همه روزنه های نور هدایت و سعادت به روی او بسته شده است.




  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    یکی از محکمات قرآن و از ضروریات همه ادیان الهی این است که سعادت حقیقی انسان در آخرت به دست می آید و این سعادت در گرو ایمان به خدا و اعمال صالحی حاصل می شود که در ایمان به خداوند ریشه دارد.

    اگر انسان بی ایمانی کار پسندیده و خیری انجام دهد در همین دنیا پاداش آن را دریافت می کند و در جهان آخرت چیزی به دست نمی آورد چنان که خداوند می فرماید:

    «مَنْ كانَ يُريدُ حَرْثَ الْآخِرَةِ نَزِدْ لَهُ في‏ حَرْثِهِ وَ مَنْ كانَ يُريدُ حَرْثَ الدُّنْيا نُؤْتِهِ مِنْها وَ ما لَهُ فِي الْآخِرَةِ مِنْ نَصيبٍ»[1]؛ «هر که کشت (ثواب ) آن جهان خواهد، برای او در کشتش می افزاییم و هر که کشت این جهان خواهد به وی از آن می دهیم و در آن جهان هیچ بهره ای ندارد.
    پی نوشت:
    [1].شوری، 20



  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    اهمیت شناخت جایگاه ایمان و صفات انسانی در روایات

    بسیار بجا و بایسته است که ما جایگاه ایمان و عمل صالح و صفات ارزشمند انسانی را در روایات بشناسیم. مراجعه به روایات و مرور آنها برای شناخت این مفاهیم متعالی چند فایده دارد:


    نخست آنکه شکر نعمت ولایت به شمار می آید؛ چون نخستین مرتبه شکر هر نعمت، استفاده از آن است و برای ما که ولایت و معارف اهل بیت علیهم السلام را نعمتی بزرگ برای خود می دانیم، نخستین مرحله قدردانی از این نعمت بزرگ، آشنایی با آن است.

    استفاده نکردن از سخنان نورانی اهل بیت علیهم السلام در حالی که بدان ها دسترس داریم، جفا به ایشان است. موجب شرمندگی است که اهل مطالعه، اغلب اوقاتشان را برای خواندن گفتار دیگران و حتی سخنان دشمنان اهل بیت علیهم السلام صرف می کنند و به ماثر و معارف اهل بیت علیهم السلام نمی پردازند.


    دوم: در این دوران که امواج انحرافات فکری از طریق اینترنت، تلویزیون، امواج رادیویی و دیگر رسانه ها به جوامع اسلامی هجوم آورده اند و باورها معارف و ارزش های ما در معرض هجمه شیاطین اند، انسان باید پناهگاهی داشته باشد تا در سایه آن از خطر انحرافات مصون بماند سلاحی که به وسیله آن با شیاطین فکری مقابله کند، و چه عروة الوثقی و سلاحی محکم تر و قوی تر از سخنان اهل بیت علیهم السلام؟ بی شک ما در پرتو معارف اهل بیت علیهم السلام و شناخت آنها می توانیم از اسیب ها و انحرافات فکری و فرهنگی مصون بمانیم.



  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سوم: عوامل گوناگونی چون جاذبه های طبیعی ، عوامل اجتماعی و شیاطین جن و انس همواره انسان را به سوی لذایذ و جاذبه های مادی مانند خوراک، مسکن، همسر و پست و مقام می خوانند و به وی القا می کنند که مطلوب حقیقی، این امورند. از این رو گاهی انسان باور نمی کند که ورای این ارزش های مادی، ارزش های دیگری نیز وجود دارد. حتی هنگامی که از ارزش های معنوی سخن می گوید، در دل، به پول و دیگر امکانات مادی وابسته است.

    از این رو خداوند متعال فرمود: «زُيِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَواتِ مِنَ النِّساءِ وَ الْبَنينَ وَ الْقَناطيرِ الْمُقَنْطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَ الْفِضَّةِ وَ الْخَيْلِ الْمُسَوَّمَةِ وَ الْأَنْعامِ وَ الْحَرْثِ ذلِكَ مَتاعُ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ اللَّهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الْمَآب»[1]؛ «دوستی خواستنی ها [ی گوناگون]، از زنان و پسران و مال های گردآورده و برهم نهاده از زر و سیم و اسبان نشان دار و چهارپایان [از شتران و گاوان و گوسفندان] و کشت (کشتزار و باغ و بوستان ) در نظر مردم آراسته شده. اینها برخورداری زندگی این جهان است و سرانجام نیک نزد خداست.

    دل بستگی به مادیات و لذایذ دنیوی موجب می شود که انسان داده های خدا را به نعمت های مادی محدود محدود بداند از این رو وقتی مال و ثروت و دیگر امکانات مادی در اختیارش قرار می گیرد می پندارد که خدا به او عنایت داشته و وقتی از آنها محروم می شود می پندارد که خداوند به او بی مهری کرده است:


    «فَأَمَّا الْإِنْسانُ إِذا مَا ابْتَلاهُ رَبُّهُ فَأَكْرَمَهُ وَ نَعَّمَهُ فَيَقُولُ رَبِّي أَكْرَمَنِ (15) وَ أَمَّا إِذا مَا ابْتَلاهُ فَقَدَرَ عَلَيْهِ رِزْقَهُ فَيَقُولُ رَبِّي أَهانَ(16)»[2]؛ «اما آدمی، آن گاه که پروردگارش او را بیازماید و گرامی دارد و نعمتش دهد گوید: پروردگارم مرا گرامی داشت؛ اما چون او را بیازماید و روزی اش را براو تنگ سازد گوید: پروردگارم مرا خوار و زبون کرد.
    پی نوشت:
    [1].آل عمران، 14
    [2].فجر، 15-16

    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۳/۰۳/۱۴ در ساعت ۲۲:۲۴


  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ایمان و ولایت؛ سرآمدسرآمد نعمت های خداوند

    انسان دل باخته دنیا داده های مادی را نعمت های خدا می داند، اما ایمان، ولایت، معرفت و محبت به خداوند و اهل بیت علیهم السلام را نعمت نمی داند در حالی که نعمت های اصلی خداوند آنهایند و با نعمت های مادی قیاس پذیر نیستند.

    اگر همه نعمت های مادی را که از آغاز آفرینش تا پایان آن در اختیار آدمیان قررا گرفته در یک کفه ترازو قرار دهند و اندکی از معرفت خدا و محبت به اهل بیت علیهم السلام را در کفه دیگر آن، کفه معرفت خدا و محبت اهل بیت علیهم السلام سنگین تر خواهد بود. ارزش امور معنوی بسیار بیشتر و فراتر از امور مادی است. اگر انسان برخوردار از ایمان، بداند که خداوند چه گوهر بی همتایی به او عنایت کرده از دست دادن همه نعمت های دنیا نیز او را ناراحت نمی کند.



  10. تشکرها 2


  11. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    گاهی انسان با دلیل عقلی یا دلیل های مبتنی بر برخی آیات و روایات می پذیرد که هدایت الهی و ایمان از شمار نعمت های خداست، اما در عمل، آنها را جدی نمی گیرد تنها امکانات مادی مانند ثروت ، مسکن، و همسر را نعمت های اصلی خدا می داند و هدایت و ایمان را در زمره امور فرعی می شمارد.

    در حالی که آنها از اساسی ترین و مهم ترین نعمت های خداوند ند و ما همان گونه که در قبال سلامت و نعمت های مادی خداوند را شکر می گوییم باید به پاس هدایت و ایمانی که خداوند به ما بخشیده نیز خداوند را سپاس گزاریم.

    گر چه باور عظمت نعمت هدایت و محبت و ولایت اهل بیت علیهم السلام عصمت و طهارات علیهم السلام دشوار و التزام عملی به چنین باوری دشوارتر است ما باید در دستیابی به چنین باوری بکوشیم و با مطالعه آیات و روایات ارزش و عظمت ایمان ، تقوا، محبت، و ولایت اهل بیت علیهم السلام را درک کنیم.


  12. تشکرها 2


  13. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    در روایت آمده است:
    «مردی نزد امام صادق علیه السلام آمد و از فقر نزد آن حضرت شکایت کرد. پس حضرت فرمود: مطلب چنین نیست که تو گفتی و من تو را فقیر نمی شناسم. گفت: ای آقای من، به خدا سوگند که امر بر شما آشکار نگذشته و شمه ای از فقر خود را باز گفت.

    اما امام صادق علیه السلام او را تکذیب می کردندتا آنکه به او فرمودند: به من بگو آیا حاضری صد دینار بگیری تا از ما برائت جویی؟ آن مرد سوگند خورد نه. حضرت تا هزاران دینار فرمود و آن شخص سوگند می خورد نه. حضرت فرمود: آیا کسی که متاعی با خود دارد که با این همه پول مبادله نمی کند فقیر است؟[1]

    پی نوشت:
    [1].بحارالانوار، ج67، ص147



صفحه 1 از 60 1231121314151 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود