جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: »»» شــب بـــراتــــ...

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    7,382
    صلوات
    500
    تعداد دلنوشته
    8
    مورد تشکر
    11 پست
    حضور
    60 روز 10 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    43
    آپلود
    0
    گالری
    281

    »»» شــب بـــراتــــ...




    »»» شــب بـــراتــــ...


    چه مبارک سحري بود و چه فرخنده شبي
    آن «شب قدر» که اين تازه« براتم» دادند


    »»» شــب بـــراتــــ...


    «شعبان» ماه هشتم از ماه هاي قمري است که بعد از ماه رجب و قبل از ماه رمضان قراردارد. جمع آن« شعبانات» و« شعابين» است. اين نام از ريشه «شعب» گرفته شده که هم بر جايي و افتراق و هم بر فراهم آمدن و اجتماع دلالت دارد. بعضي از اهل لغت گفته اند «اين واژه از اضداد است» ولي ديگران آن را از باب اختلاف لغات دانسته اند .کلمه «شَعب» به معني امت و قوم نيز از همين ريشه گرفته شده است. چنان که خداوند فرمود: «و جعلناکم شعوباً و قبائل و...؛(1) شما را از امت ها و قبيله ها قرار داديم».


    وجه نام گذاري شعبان، طبق روايتي از پيامبر اکرم (ص) آن است که خير بسيار( ماه رمضان) از آن منشعب مي گردد(2) و نيز گفته شده:« چون شعبه هاي رحمت خدا در آن بسيار است ،شعبانش نامند »يا به جهت آنکه روزي هاي بندگان خدا در اين ماه بسيار منشعب مي شود و حسنه مضاعف مي گردد. اما عرب جاهلي چون در اين ماه براي پيدا کردن آبشخور، يا به منظور غارتگري ،پراکنده و منشعب مي شدند، اين را وجه تسميه شعبان پنداشتند. از جهت عظمت و اهميت اين ماه که در مقدمه ماه مبارک رمضان قراردارد، معمولا آن را« شعبان المعظم» تعبير مي کنند و اوصافي براي اين ماه پر فضيلت نيز منقول است:



    1. «شهر الزينه »:به اعتبار آنکه ثواب حسنات در آن تا هفتاد برابر فزوني مي يابد .

    2. «شهرالشفاعه»: زيرا هر کس اين ماه را روزه بدارد و همچنين هر کس بر محمد و آل محمد (ص) بسيار صلوات بفرستد، پيامبر اکرم ( ص) او را شفاعت مي کند.

    3. «شهر الرسول»: در چند روايت آمده که اين ماه به رسول خدا (ص) اختصاص داردلذا آن را «شهر الرسول» ناميده اند.(3)



    مرحوم آيت الله شهيد سيد محمد تقي موسوي اصفهاني (فقيه احمد آبادي) صاحب «مکيال المکارم» در کتاب «ابواب الجنات» در وجه تسميه و علت نام گذاري اين ماه به« شهر الرسول» آورده اند: «در نام گذاري اين ماه و نسبت و اختصاص آن به پيامبر (ص )دو وجه به قلب :اين بنده عاصي خطور مي کند:


    1.وجه ظاهري
    2.وجه باطني؛


    اما وجه ظاهري آن است که حضرت رسول اکرم (ص) فرموده اند: «حسين مني و أنا من حسين؛ حسين( ع) از من است ومن نيز از حسينم» و چون ولادت امام حسين (ع) در سوم يا به قولي در پنجم اين ماه واقع شده است [به همين خاطر] حضرت رسول آن را به خود نسبت داده و فرموده اند:« اين ماه من است ».


    اما وجه باطني چون شريعت مقدسه اسلام به منزله جان نفس پيغمبر است و غلبه اسلام و شوکت و استيلاي آن بنا به وعده خداوند و به مقتضاي اين آيه شريفه« هو الذي أرسل رسوله بالهدي و دين الحقّ ليظهره علي الدّين کلّه و لو کره المشرکون»(4) به ظهور وجود مبارک حضرت صاحب الزمان حاصل مي شود، و از طرفي ولادت باسعادت آن حضرت در نيمه ماه شعبان واقع شده است، لذا حضرت ختمي مرتبت آن ماه را به وجود مبارک خود نسبت داده اند».(5)



    سيد بن طاووس( ره) در« اقبال الاعمال» روايتي را از« امالي »و «ثواب الاعمال» شيخ صدوق آورده که در بردارنده جميع معاني بالا درباره شرافت و عظمت اين ماه و علت نام گذاري آن به شعبان است. او مي نويسد اصحاب در محضر رسول خدا (ص)سخن از فضايل شعبان کردند، آن حضرت فرمود: «شعبان ماه شريفي است و آن، ماه من است و حاملان عرش(= فرشتگان) آن را بزرگ داشته، حق آن را مي شناسند و آن ماهي است که روزي هاي مردم براي ماه رمضان در آن افزوده گشته، بهشت در آن آراسته مي گردد و علت اينکه اين ماه شعبان ناميده شده، آن است که روزي مومنان در آن گسترش مي يابد و عمل نيک در آن هفتاد برابر مي گردد و بدي هاي انسان در آن فروريخته، گناهان آمرزيده مي گردد و اعمال نيک مورد پذيرش قرار مي گيرد و خداوند جبارـ جل جلاله ـ به بندگانش مباهات مي کند و با نظر رحمت به روزه داران و شب زنده داران شعبان مي نگرد و به وجود آنها بر حاملان عرش مي بالد».(6)


    پی نوشت ها:
    ـــــــــــــــــــــــــ ـــــ
    1ـ ديوان حافظ
    2ـ دايرة المعارف تشيّع، ج9،ص591.
    3ـ موسوي اصفهاني، سيد محمّد تقي ،ابواب الجنّات ،ص570.
    4ـ سيد بن طاووس ،اقبال الاعمال ،ترجمه محمّد روحي ،ج2،صص861ـ 862.
    5ـ ابوريحان بيروني ،التّفهيم ،ص252.
    6ـ رامپوري ،غياث الدين غياث اللغات ،به اهتمام منصور ثروت ،صص503ـ 504.



  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    7,382
    صلوات
    500
    تعداد دلنوشته
    8
    مورد تشکر
    11 پست
    حضور
    60 روز 10 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    43
    آپلود
    0
    گالری
    281



    »»» شــب بـــراتــــ...




    نيمه شعبان در فرهنگ نامه ها و متون کهن، «شب برات» ناميده شده و اين بدان خاطر است که بنا به روايات، خداوند در اين شب «برات آزادي »از دوزخ را به بندگان خود مي بخشد. و اين شب برات در ادب فارسي و متون کهن ـ نظم ونثرـ بازتاب هايي داشته که به چند مورد آن اشاره مي رود: ابوريحان بيروني در کتاب «التفهيم »در اين باره چنين آورده: «و شب پانزدهم از ماه شعبان، بزرگوار است و او را «شب برات» خوانند و همي پندارم، اين از قبيل آن است که هر که اندرو عبادت کند و نيکي به جاي آورد، بيزاري يابد از دوزخ».(7) رامپوري نيز در« غياث اللغات» شب نيمه شعبان را« شب برات» دانسته مي نويسد: «شب برات شب پانزدهم شعبان است که در آن شب ملائکه به حکم الهي حساب عمر و تقسيم رزق مي کنند».(8)


    حافظ، شب برات راشب قدر دانسته و در غزل معروف خود ،شب قدر و« شب برات» را هنرمندانه با هم آورده مي سرايد:

    چه مبارک سحري بود و چه فرخنده شبي
    آن «شب قدر» که اين تازه « براتم» دادند



    اما اينکه« برات »به چه معناست و بن و ريشه اين واژه چيست؟ در« حافظ نامه»اين توضيحات آورده شده است:« برات» از «برائت »عربي است و آن: «نوشته اي است که بدان، دولت بر خزانه يا حکام ،حواله وجهي دهد».( فرهنگ معين) علامه قزويني در حواشي خود بر «چهار مقاله» با استناد به «ذيل قواميس عرب» به نقل از« دُزي» مي نويسد:«[ برات] را به «بروات» جمع بندند و اين کلمه عربي است و در اصل «برائت» بوده و به معناي «بري ءالذمّه گرديدن از دَين» است و صواب آن در جمع «براءات» يا براوات است. گويندگان فارسي به اعتبار حواله مکتوب هر حواله يا وارد معنوي را نيز« برات» اصطلاح کرده اند».(9)
    ليله الصک :شب برات را «ليلة الصک» نيز گفته اند. صکّ، معرب چک فارسي و مترادف با برات است، آن روز چهاردهم و در واقع شب پانزدهم شعبان است. رامپوري در فرهنگ «غياث اللغات »به نقل از« بهار عجم» و« سراج اللغات» آورده که :«شب چک به معني شب برات است که در آن چراغاني و آتش بازي(= جشن و شادماني )کنند».(10)



    پی نوشت ها:
    ـــــــــــــــــــــــــ
    7ـ خرمشاهي ،بهاءالدين ،حافظ نامه ،ج1،ص672.
    8ـ غياث اللغات، ص504.
    9ـ مولوي جلال الدّين ،ديوان شمس ،به تصحيح عزيز الله کاسب ،ص252.
    10ـ همان، ص498.



  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    7,382
    صلوات
    500
    تعداد دلنوشته
    8
    مورد تشکر
    11 پست
    حضور
    60 روز 10 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    43
    آپلود
    0
    گالری
    281



    »»» شــب بـــراتــــ...




    ابوالتفوح رازي ـ مفسّر شيعي ـ ضمن تقل روايتي از ابن عبّاس مي نويسد که :«خداي تعالي حکم ها در نيمه شعبان ،فصل کند و در شب قدر به فرشتگان سپرد».(22)


    فخر رازي نيز در تفسير کبير خود آورده است: «طبق روايتي که عکرمه نقل کرده است ، شب قدر همان «ليلة البرات »است.(23) همچنين ميبدي در «کشف الاسرار»به نقل از عکرمه آورده :«الليلة المبارکه :ليلة النّصف من شعبان ؛خداوند جبرئيل را در آن شب به آسمان دنيا فرو فرستاد تا اينکه قرآن را بر کاتبان املا کند و آن را مبارکه ناميده ،زيرا که آن پرخير و برکت است به خاطر آنچه که در آن از رحمت فرو فرستاده شده،دعا در آن به اجابت مي رسد».(24)


    شور آبادي نيز در ذيل آيات اوّليه سوره دخان آورده است :«امّا بگفتيم اين قرآن را و بفرستاديم جبرئيل را بدين قرآن در شب برکت و آن شب قدر است و گفته اند:«شب چک»(=نيمه شعبان )و بيشتر مفسّران بر آن اند که آن شب قدر است . شور آبادي همچنين درباره «الکتاب المبين »مي نويسد:سوگند به نامه هويدا و آن قرآن است و گفته اند :«لوح محفوظ »و گفته اند آن نسختي است که شب قدر کنند و گفته اند :اين نسخت به شب برات کنند و آن چهار گونه نسخت بُوَد :يکي نسخت احوال بود به دست جبرئيل و ديگر نسخت ارزاق بود به دست ميکائيل ،ديگر نسخت آجل بود به دست عزرائيل ،چهارم نسخت اعمال بود به دست اسرافيل»(25)


    با اين همه،بيشترين تعبيرات و توصيفات درباره ليلة البرات و شب قدر بودن نيمه شعبان در «کشف الاسرار»ميبدي آمده است . او مي نويسد:«در آثار آمده که شب نيمه شعبان ،صحيفه عمر به دست عزرائيل دهند،هر که را در آن سال قبض روح بايدکرد ،نامش در آن صحيفه آورده ،يکي به عمارت مشغول گشته،يکي دل بر عروسي نهاده ،يکي با ديگري خصومت در گرفته ،هر کسي کاري و بازاري ساخته ،[در حالي که] نام ايشان در آن صحيفه ، اثبات (=ثبت)کرده».(26)


    غزّالي نيز در «کيمياي سعادت »اين مضمون را اينگونه آورده است :«و در اثر است که شب نيمه شعبان ؛صحيفه عمر به دست ملک الموت دهند. هر که را در اين سال جان بايد گرفت،نام وي در آن صحيفه نوشته بود...».(27)


    ميبدي در نوبت ثالثه تفسير خود ،که تأويل عرفاني آيات است ،در ذيل آيات نخستين سوره دخان مي نويسد :«حم و الکتاب المبين ،انا أنزلناه في ليلة المبارکة »(28)اين شب مبارک ،به قول بيشتر مفسّران ،شب «نيمه شعبان »است و آن را «مبارک »خوانند از بهر آنکه پرخير و برکت است همه شب ،داعيان را اجابت است ،سائلان را عطيّت است، عاصيان را اقالت (=گذشت)است ،محبّان را کرامت است .همه ي شب ،درهاي آسمان گشاده ،جنّات عدن وفراديس اعلي (=بهشت هاي برين )درها باز نهاده ،ساکنان جنّات الخلد بر کنگره ها نشسته ،ارواح انبيا و اوليا فراطرب آمده و از دوست خطاب آيد :«هل من سائل فأعطيته ؟هل من مستغفر فأغفر له ؛آيا خواهنده اي هست تا به او ببخشم ؟آيا استفغار کنند ه اي است او را بيامرزم»؟!(29)


    پی نوشت ها:
    ـــــــــــــــــــــــــ ــــــ
    22ـ ميبدي ،کشف الاسرار ،به تصحيح علي اصغر حکمت ،ج9ص94.
    23ـ تفسير شورآبادي ،ج4،ص2283،به تصحيح سعيدي سيرجاني .
    24ـ کشف الاسرار ،ج3،ص381.
    25ـ غزّالي کيمياي سعادت ،ج2،ص626،به تصحيح حسين خديوجم.
    26ـ کشف الاسرار ،ج9ص101.
    27ـ همان، ص102.
    28ـ سيّد بن طاووس ،اقبال الاعمال ،ترجمه محمّد روحي ،ج2،ص895ـ 896.
    29ـ غزّالي ،احياء علوم الدّين ،ترجمه مؤيد الدّين محمّد خوارزمي ،ربع يکم ،ص438.



  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    7,382
    صلوات
    500
    تعداد دلنوشته
    8
    مورد تشکر
    11 پست
    حضور
    60 روز 10 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    43
    آپلود
    0
    گالری
    281



    »»» شــب بـــراتــــ...



    يکي از اعمال و آدابي که پيشينيان ،از همه فرقه ها ،در شب نيمه شعبان بدان اهتمام داشته اند . «صلوة الخير»يا «نماز هزار قل هو الله »است. و اين نشان دهنده اين مطلب مي باشد که همه فرق مذهبي از شيعه و سنّي اين شب را عظيم و شريف دانسته و بر اساس روايات رسيده از پيامبر و خاندان او ،آن را همتاي شب قدر مي دانسته و آن را تا به صبح ،به احيا وشب زنده داري و نذر و نياز و اطعام مي پرداخته اند.


    عالم بزرگوار سيّد بن طاووس (ره)در کتاب شريف «اقبال »يکي از اعمال و آداب اين شب را اقامه نماز صد رکتعي نوشته و درکيفيت آن مي نويسد:در روايتي درباره فضيلت صد رکعت نماز ـ در هر رکعت سوره حمد يک مرتبه و سوره توحيد ده مرتبه ـ آمده است ک از رسول خدا (ص)نقل شده :«هر کس اين نماز را در اين شب بخواند ،خداوند هفتاد بار به او نظر رحمت مي کند و در هر نظر ،هفتاد حاجت او ا بر آورده مي کند که کمترين آنها ،آمرزش اوست...».(31)


    غزّالي در «احياء علوم الدّين »پس از ذکر کيفيت اين نماز مي آورد:«سلف(=پيشينيان)اين نماز را اقامت نمودندي و «صلوة الخير»خواندندي و بر آن جمع شدندي و بسي بودي که به جماعت گزاردندي و حسن [بصري]گفت: «از سي کس از اصحاب پيغامبر شنيدم که هر که در اين شب نماز کند، حق تعالي در وي هفتاد نظر رحمت فرمايد که به هرنظري ،هفتاد حاجت وي را روا کند و کمتر آن آمرزش است».(30)
    «ابن بطوطه»ـ جهانگرد مسلمان ـ از اهتمام مکّيان به اين نماز در شب نيمه شعبان و احياي اين شب شريف اين گونه گزارش مي دهد :«شب نيمه شعبان و از ليالي متبرکّه است . مردم مکّه اين شب را به طواف و نماز و عمره مي گذراندند. هر دسته پشت سر پيش نماز در مسجد الحرام گرد آمده ،چراغ ها و مشعله ها مي فروزند.



    از اعمال اين شب ،صد رکعت نماز است... ».(31)«ابن جبير»ـ ديگر جهانگرد مسلمان ـ نيز از عنايت مکّيان به اين شب و آداب و آيين آن اين گونه مي نويسد:«اين شب مبارک ،نزد اهل مکّه ، به سبب روايتي شريف که درباره آن رسيده ،بسيار بزرگ است . آنان در اين شب به اعمال خير و عبادات از عمره و طواف نماز فرادا و جماعت مي پردازند و به چند گونه اين اعمال را به جا مي آورند . ما ،شب شنبه که همان نيمه شعبان بود به راستي مراسمي بزرگ و اجتماعي ستُرگ در حرم مقدّس ، پس از نماز مغرب ديديم . مردم ،گروه گروه به خواندن نماز هاي نافله مي پرداختند....هر گروهي را پيش نماز ي بود. حصيرها گسترده و شمع ها افروخته و دل ها از شوق سوخته ....مردم در آن خجسته شب به چند دسته تقسيم شده بودند ،بيشتر آنان «مالکي مذهب»بودند. آن شب از شب هاي نامداري بود که اميد مي رود از زبده شب هاي تقرّب باشد».(32)


    «ابن بطوطه» يکي از آيين و آداب مصريان را در اين شب ،حضور در زيارت گاه ها مي داند و از مشاهدات خود مي نويسد که :«مردم مصر شب نيمه شعبان را در گورستان ها [و زيارت گاه ها ]به سر مي برند».(33)شمس الدّين دمشقي نيز از آيين بزرگداشت اين شب در دمشق اين گونه روايت مي کند:«دمشق شهري است از روزگار قوم عاد و بس کهن ...در اين شهر مسجد جامعي است که غرق در زيبايي ،نکويي ،کمال و جمال است و از شگفتي هاي گيتي است. شب نيمه شعبان در اين مسجد دوازده هزار قنديل با پنجاه قنطار دمشقي ،روغن چراغ زيتون در آن شعله ور مي شود،البته اين مقدار جز قنديل هايي است که در مسجد هاي ديگر ،گورستان ها ،خانقا ه ها ،کاروانسراها و بيمارستان هاي اين شهر برافروخته مي گردد.»(34)البته شمس الدّين دمشقي ذکر نمي کند که چرا دمشقيان در اين شب خاص ،اين همه قنديل در اماکن مذهبي بر مي افروخته اند ؟! ناگفته پيداست که آنان نيز مانند ديگر مسلمانان ،براي اين شب شريف،شکوه و شرافتي ويژه و ارج و مرتبتي والا قائل بوده اند و آن را به احيا،عبادت و شب زنده داري مي گذرانده اند.



    مقصود از آوردن اين شواهد از متون کهن ،آن هم از برادران اهل سنّت و جماعت بدين خاطر بود که بدانيم آنان نيز بر اساس روايات رسيده از پيامبر خاتم (ص)مانند ديگر برادران مسلمان خود ،براي اين شب ،عظمتي خاصّ قائل بوده و آن را شب قدر يا همتا و هم رديف با آن مي دانسته اند ،به همين جهت در تعظيم و تکريم آن مي کوشيده اند.


    پی نوشت ها:
    ـــــــــــــــــــــــــ ـ
    31ـ اتابکي ،پرويز،سفرنامه ابن جبير ،صص184ـ185.
    32ـ سفرنامه ابن بطوطه ،ج1،ص73.
    33ـ دمشقي ،شمس الدّين محمّد نخبة الدهر ،ص304.
    34ـ اقبال الاعمال ،ج2ص877.



  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    7,382
    صلوات
    500
    تعداد دلنوشته
    8
    مورد تشکر
    11 پست
    حضور
    60 روز 10 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    43
    آپلود
    0
    گالری
    281



    نیمه شعبان در اذهان شیعیان و محبان اهل بیت (علیهم السلام) به عنوان روز میلاد نجات بخش موعود معنا و مفهوم می یابد. روز میلاد بزرگ مردی كه انسانیت، ظهور او را به انتظار نشسته و عدالت برای پای بوس قدمش لحظه شماری می كند.«نیمه شعبان» همه ساله در ایران، حال و هوای ویژه ای دارد. همه جا چراغانی می شود و شادمانی و شادكامی خاصی بر مردم حاكم است، حتی در زمان های گذشته نیز در شهرها و روستاها، مردم برای اجرای این مراسم باشكوه، احترام ویژه قائل بوده و اهتمام خاصی در برپایی آن داشتند.در فضیلت و اعمال ماه شعبان روایات فراوانی وجود دارد و آن را ماه بسیار شریفی دانسته اند كه منسوب به حضرت سیدانبیا صلی الله علیه و آله است. حضرت محمد(ص) این ماه را ماه من می نامید و از آنجا كه تولدحضرت حجت در نیمه این ماه اتفاق افتاده است، هزاران برابر بر شرف و احترام این ماه افزوده شده است. در نوشته حاضر برخی اعمال مذهبی نیمه شعبان، به ویژه مراسم شب برات از نگاه فرهنگ عامه بررسی شده است.
    اعمال مذهبی نیمه شعبان
    ازجمله اعمال این شب عزیز اول غسل است. دوم احیای این شب به نماز و دعا و استغفار،سوم زیارت حضرت امام حسین(ع) و زیارت امام زمان(عج)، فرستادن صلوات و خواندن دعای كمیل است و درنهایت برای برآورده شدن حاجات، توسل به آن حضرت است. ازجمله اینكه به دشت رفته و در كنار جوی آب نماز امام زمان را می خوانند و به او متوسل می شوند و می گویند: «حضرت خضر زنده، حاجت رواكننده، بده مراد بنده، به حق امام زنده» .
    آذین بندی
    در نقاط ایران در شب برات، آئین چراغانی و زینت دكان ها، خانه ها و خیابان ها اجرا می شود. پرچم های رنگین كاغذی بر سردر اماكن جلوه گری می نماید. در گذشته در بازار شهرها، كنار مغازه ها چارطاقی ها و طاق نصرت ها به وسیله داربست و ستون برپا می شد كه بر آنها فانوس و سبزه و گل آویخته می شد كه امروزه نیز رایج است.
    علاوه بر این ها، صدها متر پارچه گلدوزی شده و ترمه زینت بخش دكان ها می گشت. در خیابانها نیز به فواصل معین نهال نارنج یا پرتقال و گلدان گل یاس به ترتیب كنار هم چیده می شد و به شهر منظره دلپذیری در این روز خجسته می داد.
    زیارت اهل قبور
    در شهرهای ایران صبح روز پانزدهم، مردم به همدیگر تبریك و تهنیت می گفتند و خواستار آمرزش گناهان اموات خویش می شدند و بعدازظهر همان روز با مقداری شیرینی، حلوا، برنج، روغن جوشی (نوعی نان روغنی) به زیارت مردگان خود می رفتند و خوراكی های برده شده را بین جمعیت حاضر خیرات می كردند. در شهرستان «صدوق» یزد، در شب نیمه شعبان آجیل و نقل بر سر مزار اموات می بردند و خیرات می كردند و قاریان نیز با صدای بلند قرآن مِی خواندند و مردم نیز به آنها آجیل و پول می دادند.
    بازدید از اقوام و دوستان
    صله رحم، مراسمی است كه امروزه نیز كم و بیش اجرا می شود و وسیله خوبی برای تجدید دیدار و وقوف از وضع دوستان و نزدیكان است. نیمه شعبان در عقداء یزد همه اعضای خانواده به حمام می رفتند و لباس نو بر تن می كردند و صبح روز عید ضمن نظافت منزل و اسپند دود كردن، بزرگ خانواده ها در جایی جمع می شدند و به دیدار بزرگ ده می رفتند. در منزل بزرگ روستا «مولودی خوانی» و مداحی از ساعت هشت صبح شروع می شد و كدخدای ده از مهمانان با چای، شیرینی، نقل و گلاب پذیرایی می كرد.
    رسم مرادمندی
    در دزفول، زنان و دخترانی كه مراد یا حاجتی داشتند، در چنین شب مباركی چادر بر سر كرده و به در هفت خانه كه رو به قبله قرار داشت، می رفتند. صاحبخانه می گفت: «كیه؟» ، «مرادمند» در جواب می گفت: «مرادمند هستم، ثواب یا جواب؟»اگر صاحبخانه می گفت «جواب» ، مرادمند ناامید می شد و می رفت و اما اگر «ثواب» می شنید، یعنی صبر كن و آن وقت مرادمند می ماند و اگر از اولین خانه شیرینی تحویل می گرفت، آن را به فال نیك می گرفت و به همین منوال تا شش خانه بعدی ادامه می داد. بعد از پایان مراسم اگر مرادمند (دختر دم بخت) بود و مرادش ازدواج بود، خودش می باید خوراكی ها را می خورد و اگر به نیت شخص مریضی رفته بود تا او بهبود یابد، شیرینیِ ها را به وی می داد به امید شفای بیمار.
    تفأل و پیشگویی
    در اكثر مناطق ایران به شب نیمه شعبان (شب برات) یا شب نیمه برات می گویند. در شب نیمه برات، هركس آزادی خودش را از آتش جهنم از امام دوازدهم خواستار است.در نقاطی كه این شب «شب برات» می گویند، اعتقاد است كه برات انسان نو می شود، به عبارتی سرنوشت او رقم می خورد، به طوری كه در خراسان در شب پانزدهم نیمه شعبان به پشت بام رفته و در مهتاب (اگر شب مهتابی باشد) ایستاده و به سایه خود نگاه می كنند و از این طریق سرنوشت خود و اقوام خود را در آن سال پیش بینی می كنند .
    مولودی خوانی
    از دیگر مراسم در این روز برپایی مجالس مولودی خوانی در اماكن مذهبی و خانه هاست. در این روز اشعاری در مدح ائمه و به خصوص حضرت مهدی(عج) توسط مداحان خوانده می شد كه حضار با كف زدن و تكرار ابیاتی از اشعار مولودی، با آنها همراهی می كردند و بر پیامبر(ص) و خاندان پاكش صلوات می فرستادند و نقل و شیرینی به میان حاضران پرتاب می كردند. نمونه ای از این اشعار در اینجا آورده می شود.



  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    7,382
    صلوات
    500
    تعداد دلنوشته
    8
    مورد تشکر
    11 پست
    حضور
    60 روز 10 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    43
    آپلود
    0
    گالری
    281



    شنیدم در شهرهای مختلف به اشکالی گوناگون این شبها رو برگزار میکنن

    چه خوبه که شما هم بیاین و از شهر و دیارتون بگین


    خراسانی ها سه شب قبل از نیمه شعبان رو میرن به دیدار اهل قبور و در اونجا حلوا و خرما و... خیرات میکنن . و حسابی بخور بخوره!!

    در مشهد هرساله آنچنان همه مردم، عصرها به سمت بهشت رضا و خواچه اباصلت میرن که ترافیک شدیدی توی جاده به سمت نیشابور ایجاد میشه.

    خدا رفتگان همه رو بیامرزه
    یه خاله نازنین و زحمتکشی داشتم که همه ساله در این شبها روغن جوشی* درست میکرد و به ما بچه ها میداد تا ببریم دم خونه همسایه ها بدیم.


    روغن جوشی: یک نوع نان روغنی
    خمیر نان رو از شب قبل درست میکرد و میگذاشت تا بخودی خودش وَر بیاد. صبح حدود ساعت ده چراغ پریموز رو توی حیاط روشن میکرد و یه تاوه روش میذاشت و کمی روغن حیوانی توش میریخت و خمیر پهن و نازک شده رو توش میگذاشت و هردو روش رو کمی برشته میکرد و میگذاشت توی بشقاب تا ما روش شکر بپاشیم.
    آی خوشششمزه بود.....آی خوششششمزه بود



اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود