صفحه 1 از 24 1231121 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: سلسله مباحث سمت خدا (کارشناس: خانم نیلچی زاده)

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,903
    صلوات
    1700
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    57 روز 11 ساعت نامشخص
    دریافت
    214
    آپلود
    104
    گالری
    16

    سلسله مباحث سمت خدا (کارشناس: خانم نیلچی زاده)




    کارشناس سرکار خانم نیلچی زاده

    89-06-31


    سوال - به دختر خانمی که می گوید در ازدواج سنت از مُد افتاده ، چه جوابی باید داد؟
    پاسخ -دعوای بین سنت و مدرنیته درمباحث اندیشه ای بحث نظری جدی دارد اما بصورت عملی چگونه می توان مشکل را حل کرد؟ من می گویم بجای اینکه بگوییم چه چیزی جدید و چه چیزی قدیمی است باید ببینیم چه چیزی خوب است . بعضی از چیزها تاریخ انقضاء ندارد و خوبی و بدی آن همیشگی است . مثلاً دروغ قدیم خیلی بد بوده است الان نیز خیلی بد است ، بدگویی کردن قدیم خیلی بد بوده است الان نیز بد است ، محبت از زمانی که انسان آفریده شده است خیلی خوب بوده الان نیز خیلی خوب است . آیا اینکه می گوییم محبت قدیم خیلی خوب بوده یعنی اینکه سنتی بوده و الان دیگر از مد افتاده است ؟ در حقیقت اگر اینجا بخواهیم فلسفه علم و زندگی را مطرح کنیم و بخواهیم به زبان ساده برای همه بینندگان خوب خود بگوییم ، دعوای سنت و تجدد یا سنت و مدرنیته برسر روش و مدل است اما گاهی اوقات روش ها و مدل ها با محتوا یک ارتباط تنگا تنگ دارد. مثلاً شما می گویید قدیم زمانی که می خواستند با خدا ارتباط برقرار کنند نماز می خواندند حالا چه احتیاجی است ما مدرنیتیشن می کنیم یا برای خدا نامه می نویسیم . ما می گوییم این روش و قالب با اینکه سنتی است اما ماندگار و همیشگی است ، بعضی از چیزها تاریخ بردار نیست ، نماز بهترین و کامل ترین نوع حرف زدن با خدا است و با خدابودن و از خدا شنیدن است . پس مدل و روش ها گاهی اوقات فراتر از زمان است . قدیم هر کسی که تشنه می شد آب می خورد البته الان بعضی ها زمانی که تشنه می شوند نوشابه می خورند و برای همین نیز انواع ناراحتی های گوارشی را دارند . زمانی که ما باور کنیم دنیای مدرن لزوماً دنیای بهتری است از دنیای مدرن آسیب می بینیم . همان مدل ها و روش هایی که به خواستگاری مربوط نیست اما در زندگی ما خیلی رایج شده است ، جوان ها و نوجوان های ما امروزه خیلی علاقه به خوردن غذاهای فست فود دارند ساندویچ می خورند اما اگر به آنها بگوییم که می خواهیم یک لقمه برای شما نان و پنیریا ماکارانی یا الویه درست کنیم بخورید می گویند نه چرا که آنها فکر می کنند شکل اشکال دارد درصورتیکه نه این ساندویچ همان لقمه است اما به روش جدیدتری تبدیل شده است. به دوستان متجددی که در میان دعوای سنت و مدرنیته مانده اند می گویم یک فلسفه جدیدی بوجود آمده است به نام پست مدرن که نقد. مدرنیته و بازگشتن به سنتهای خوب گذشته است.اگر یکی از طرفین دختر یا پسر خواستگاری سنتی را نپذیرفت چه ؟
    یاد ما باشد ما باید مابین سنت و مدرنیته یک آشتی معقول ایجاد کنیم ما نمی گوییم که حالا اگر یک آقا پسری اعلام کرد که خانم من برای خواستگاری شما می خواهم بیایم به او بگوییم که اجازه ندارید دو کلمه دیگر صحبت کنید این شماره تلفن منزل ما اگر خواستید تماس بگیرید و به منزل ما بیایید. یا اینکه دختر خانم بگوید این آقا پسر حتماً باید با خانواده خود با دسته گل بیاید . من اگر بخواهم حرف دل جوان ها را بگویم نظر آنها این است که شما می گویید ما دو جلسه با هم حرف بزنیم ، خانواده آنها بیایند و خانواده ی ما را نیز ببینند دیگر تمام است پس ما این را قبول نداریم ، من می گویم حرف جوان ها در این مورد درست است .چرا که اگر ما فکر کنیم باید بر روی همان نشست و برخواست اولیه و گفتگوهایی که صورت می گیرد برای یک عمر تصمیم گیری کنیم غلط است. اما خواستگاری با مکمل های آن می تواند جوابگوباشد . مکمل هایی مانند معرف ،مشاور ، واسطه ، تحقیق ، گفتگو و سؤال و جواب ، همه اینها با هم قرار است مدل خواستگاری صحیح را ایجاد کند . پس جلسه ی گفتگوی دختر و پسر با یکدیگر و خانواده های آنها یک پروسه یا یک فرآیند است مجموعه ای از یک سری کارها است. اما یاد ما باشد تا زمانی که وارد روش رسمی خواستگاری نشود آسیب زایی آن فوق العاده بالا است چون بجای خواستگاری به دوستی های نابهنجار تبدیل می شود .یعنی دو نفر که به هم علاقمند شده اند و به نوعی دلداده هم هستند و ترجیح می دهند با هم ارتباط داشته باشند یا به همدیگر انس و عادت پیدا کرده اند کهاین مدل امروزه رقیب دروغین ازدواج شده است .
    ...
    ادامه دارد

    اين الفاطميون
    مدعي گويد كه با يك گل نميگردد بهار

    من گلي دارم كه عالم را گلستان ميكند
    مینوی من مینای من پیدا و ناپیدای من
    ای منجی گیتی بیا
    مهدی بیا مهدی بیا


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,903
    صلوات
    1700
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    57 روز 11 ساعت نامشخص
    دریافت
    214
    آپلود
    104
    گالری
    16



    ...
    سوال – لطفاً در خصوص رفع آسیب های روحی برای دختران صحبت کنید زمانی که خواستگار برای آنها می آید ولی آنها را نمی پسندد.

    پاسخ - از آنها بپرسید چرا شما را نپسندیده اند؟ خیلی وقت ها باید از خط های نانوشته پی ببریم در بین هر خط نوشته یک خط نا نوشته وجود دارد ، همینطور که در هر کلمه لحن آن صدا خط نانوشته است که به وسیله آن ما مفهوم را در می بابیم . اگر آن خانواده صرفاً بخاطر نداشتن زیبایی آن چنانی جوان منفی داده اند همان بهتر که رفتند ، بخاطر اینکه این فرد توقع داشت شما به یک عروسک تبدیل شوید و او عروسک گردان باشد از همه ی زیبایی های زنانه شما فقط زیبایی ظاهری را می بیند و چه بسا اگر زن زیباتری را ببیند به دنبال او حرکت کند . اگر صرف ثروت و موقعیت اقتصادی بوده بازهم خوش بحال شما که رفتند ، چون اگر می ماندند انواع تنش ها ، سرزنش ها و تحقیر ها می توانست در این زندگی نصیب شما شود . اگر بخاطر حرف های غلطی است که دیگران در ارتباط با شما زده اند جا دارد که در ارتباطات اجتماعی ، خوبی های اخلاقی و رفتاری شما خود را نشان دهد . گاهی اوقات امکان دارد دختران خوب ما در محیط کاری و تحصیلی بخاطر محجوب بودن منزوی به نظر برسند . یعنی این افراد اصلاً شناخته شده نباشند و مورد شناسایی اولیه نیز قرار نگیرد . گاهی با تمام فعالیت هایی که فرد دارد بازهم اینگونه است بقول یک دوست عزیزی می گفت در خانه ما مادر من با همه همسایه ها ارتباط دارد اما آنها من را بعنوان دختر خانواده خیلی کمتر دیده اند یک روز که همزمان برای رفتن به دانشگاه من از در خانه خارج شدم گفتند ایشان مثل اینکه مستأجر این خانه است . امروزه گاهی اوقات آنقدر دختران و پسران ما کمتر با خانواده حضور اجتماعی دارند که کسی اصلاً نمی داند این خانواده دختری در این سن و سال دارد دقت کنیم که این ویژگی ها را جدی بگیریم . حالا چکار کنیم که افسردگی رخ ندهد ، من اینجا بحث سن نشاط را کامل کنم : کسی که دل او به ایمان زنده است و دستورات اسلام را تابلوی اصلی زندگی خود کرده است حتی اگر صدو بیست یا صدو پنجاه سال نیز زندگی کند با نشاط و جوان است چون دل مؤمن همیشه با نشاط است و جسم او نیز در نهایت پویایی است . با چه ویژگی هایی اینها قابل دسترسی است ؟ برای دختر خانم ها با ویژگی های خاص خود مثلاً ورزش بعنوان یک تفریح سالم لزوماً باید بخشی از زندگی امروزآنها باشد . اگر نگاه کسی نگاه اصالتاً دینی است باید یاد او باشد ورزش نکردن یعنی از دست دادن نشاط و شادابی اولیه ی جسمی او ، باضافه اینکه بسیاری از اضطراب ها و استرس ها که بیماری قرن حاضر است با ورزش خوب به راحتی کم می شود و تقلیل پیدا می کند . توصیه ای که من به دوستان می کنم این است که هفته ای سه بار نیم ساعت تا چهل دقیقه پیاده روی بسیار تند بصورتیکه عرق شما در بیاید بکنید . اگر ورزش در زندگی ما جدی شود خیلی از تنش های عصبی به حداقل می رسد چون خیلی وقت ها انرژی زیاد ما در خود ما از بین می رود بعد ما را دچار فرسایش درونی می کند . کسی که ورزش همگانی انجام می دهد در یک مداری از سلامت جسمی و روانی بسر می برد . زود رنج نیست و اینگونه نیست که اگر کسی به او گفت بالای چشم تو ابرو است زود گریه کند برنجد یا صدای او بالابرود و داد بزند خیلی راحت کنار می آید . آنهایی که معمولاً به شرایط خوب جسمی از لحاظ ورزش و سلامتی دقت نمی کنند طبیعتاً آدم هایی آسیب پذیر هستند ، البته شرط اصلی، ارتباط معنوی و ویژه با عالم .... است . یکی از ابعاد وجود ما تن ما است اما تن مساوی با من نیست ، باید حواس من به آن من حقیقی و آن پرنده ملکوتی که در وجود من است خیلی جمع باشد ، این من زمانی که در معرض امواج منفی گناه و غفلت قرار می گیرد طبیعتاً نشاط و شادابی آن به حداقل ممکن می رسد و آسیب پذیر می شود. حتی امکان دارد در این آسیب پذیری سراغ گناه بیشتر برود ، وسوسه شیطان این است که خیلی از گناهان نشاط برای تو می آورد ، انواع موسیقی های مبتذل ، انواع روش های غلط ، انواع مجالس نامناسب و ...وت است . یکی از ابعاد وجود ما تن ما است اما تن مساوی با من نیست ، باید حواس من به آن من حقیقی و آن پرنده ملکوتی که در وجود من است خیلی جمع باشد ، این من زمانی که در معرض امواج منفی گناه و غفلت قرار می گیرد طبیعتاً نشاط و شادابی آن به حداقل ممکن می رسد و آسیب پذیر می شود. حتی امکان دارد در این آسیب پذیری سراغ گناه بیشتر برود ، وسوسه شیطان این است که خیلی از گناهان نشاط برای تو می آورد ، انواع موسیقی های مبتذل ، انواع روش های غلط ، انواع مجالس نامناسب و ... ما خیلی وقت ها باید از خط های نانوشته پی ببریم در بین هر خط نوشته یک خط نا نوشته وجود دارد ، همینطور که در هر کلمه لحن آن صدا خط نانوشته است که به وسیله آن ما مفهوم را در می بابیم . اگر آن خانواده صرفاً بخاطر نداشتن زیبایی آن چنانی جوان منفی داده اند همان بهتر که رفتند ، بخاطر اینکه این فرد توقع داشت شما به یک عروسک تبدیل شوید و او عروسک گردان باشد از همه ی زیبایی های زنانه شما فقط زیبایی ظاهری را می بیند و چه بسا اگر زن زیباتری را ببیند به دنبال او حرکت کند . اگر صرف ثروت و موقعیت اقتصادی بوده بازهم خوش بحال شما که رفتند ، چون اگر می ماندند انواع تنش ها ، سرزنش ها و تحقیر ها می توانست در این زندگی نصیب شما شود . اگر بخاطر حرف های غلطی است که دیگران در ارتباط با شما زده اند جا دارد که در ارتباطات اجتماعی ، خوبی های اخلاقی و رفتاری شما خود را نشان دهد . گاهی اوقات امکان دارد دختران خوب ما در محیط کاری و تحصیلی بخاطر محجوب بودن منزوی به نظر برسند . یعنی این افراد اصلاً شناخته شده نباشند و مورد شناسایی اولیه نیز قرار نگیرد . گاهی با تمام فعالیت هایی که فرد دارد بازهم اینگونه است بقول یک دوست عزیزی می گفت در خانه ما مادر من با همه همسایه ها ارتباط دارد اما آنها من را بعنوان دختر خانواده خیلی کمتر دیده اند یک روز که همزمان برای رفتن به دانشگاه من از در خانه خارج شدم گفتند ایشان مثل اینکه مستأجر این خانه است . امروزه گاهی اوقات آنقدر دختران و پسران ما کمتر با خانواده حضور اجتماعی دارند که کسی اصلاً نمی داند این خانواده دختری در این سن و سال دارد دقت کنیم که این ویژگی ها را جدی بگیریم . حالا چکار کنیم که افسردگی رخ ندهد ، من اینجا بحث سن نشاط را کامل کنم : کسی که دل او به ایمان زنده است و دستورات اسلام را تابلوی اصلی زندگی خود کرده است حتی اگر صدو بیست یا صدو پنجاه سال نیز زندگی کند با نشاط و جوان است چون دل مؤمن همیشه با نشاط است و جسم او نیز در نهایت پویایی است . با چه ویژگی هایی اینها قابل دسترسی است ؟ برای دختر خانم ها با ویژگی های خاص خود مثلاً ورزش بعنوان یک تفریح سالم لزوماً باید بخشی از زندگی امروزآنها باشد . اگر نگاه کسی نگاه اصالتاً دینی است باید یاد او باشد ورزش نکردن یعنی از دست دادن نشاط و شادابی اولیه ی جسمی او ، باضافه اینکه بسیاری از اضطراب ها و استرس ها که بیماری قرن حاضر است با ورزش خوب به راحتی کم می شود و تقلیل پیدا می کند . توصیه ای که من به دوستان می کنم این است که هفته ای سه بار نیم ساعت تا چهل دقیقه پیاده روی بسیار تند بصورتیکه عرق شما در بیاید بکنید . اگر ورزش در زندگی ما جدی شود خیلی از تنش های عصبی به حداقل می رسد چون خیلی وقت ها انرژی زیاد ما در خود ما از بین می رود بعد ما را دچار فرسایش درونی می کند . کسی که ورزش همگانی انجام می دهد در یک مداری از سلامت جسمی و روانی بسر می برد . زود رنج نیست و اینگونه نیست که اگر کسی به او گفت بالای چشم تو ابرو است زود گریه کند برنجد یا صدای او بالابرود و داد بزند خیلی راحت کنار می آید . آنهایی که معمولاً به شرایط خوب جسمی از لحاظ ورزش و سلامتی دقت نمی کنند طبیعتاً آدم هایی آسیب پذیر هستند ، البته شرط اصلی، ارتباط معنوی و ویژه با عالم ملکوت است . یکی از ابعاد وجود ما تن ما است اما تن مساوی با من نیست ، باید حواس من به آن من حقیقی و آن پرنده ملکوتی که در وجود من است خیلی جمع باشد ، این من زمانی که در معرض امواج منفی گناه و غفلت قرار می گیرد طبیعتاً نشاط و شادابی آن به حداقل ممکن می رسد و آسیب پذیر می شود. حتی امکان دارد در این آسیب پذیری سراغ گناه بیشتر برود ، وسوسه شیطان این است که خیلی از گناهان نشاط برای تو می آورد ، انواع موسیقی های مبتذل ، انواع روش های غلط ، انواع مجالس نامناسب و ... شیطان می گوید تو که جوان هستی یک مقدار این چیزها را رها کن چقدر دعا می خوانی ، چرا اینقدر نماز می خوانی ، چرا ارتباطات معنوی خود را قوی می کنی یک کمی هم به فضاهایی از این دست که فکر می کنی گناه است بیا . بعضی از گناهان قطعاً می توانند لذت کاذب داشته باشد ، آدم ها بخاطر میدان مغناطیسی لذت های کاذب آن به سراغ گناه می روند. اما بعد از لذت یک حسرت عمیق است ، آدم هایی که دچار رفتارهای غلط هستند و می خواهند شادی کاذب بدست بیاورند ، آدمهایی با نشاط موقت هستند مانند کسی که مدام باید دوپینگ کند تا بتواند به طور عادی زندگی کند. پس توصیه من برای رفع افسردگی و دلخوری های این دوستان این است که نشاط معنوی و نشاط روحی را جدی تر بگیرید و در این ارتباط حقیقی بگذارید ویژگی های مثبت شخصیتی ، معنوی و کمالات اخلاقی شما را بجای جاذبه های زنانه و زیبایی های ظاهری شما بشناسند. که آن وقت شما دستمال چندبار مصرف یا یکبار مصرف می شوید. عرضه زیبایی های ظاهری به معنای ورود به یک میدان با رقیب های قدرتر است و دنیای امروز که تجارت برهنگی را بعنوان سومین تجارت پرسود مطرح کرده است ، رقیب های زیادی را با عکس و فیلم و سینما و هزار و یک جای دیگر برای شما بوجود خواهد آورد آنوقت همیشه باید حسرت بخورید . زیبایی را در درون خود و مال خود بکنید تا هیچکس نتواند از شما جلو بزند.زیبایی را در درون خود و مال خود بکنید تا هیچکس نتواند از شما جلو بزند.
    ...
    ادامه دارد


    ویرایش توسط Partofar : ۱۳۹۳/۰۳/۲۱ در ساعت ۰۲:۰۸
    اين الفاطميون
    مدعي گويد كه با يك گل نميگردد بهار

    من گلي دارم كه عالم را گلستان ميكند
    مینوی من مینای من پیدا و ناپیدای من
    ای منجی گیتی بیا
    مهدی بیا مهدی بیا


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,903
    صلوات
    1700
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    57 روز 11 ساعت نامشخص
    دریافت
    214
    آپلود
    104
    گالری
    16



    ...
    سوال – خواهش می کنم بگویید مراسم خواستگاری را اینقدر سخت نگیرند مگر می خواهند میوه بخرند که هرچه عیب است روی دختر می گذارند و می روند و دیگر پشت سر خود را نگاه نمی کنند.

    پاسخ - این سؤال خیلی خوبی است ما گفتیم که اگر عیبی را دیدید هم نباید به رخ طرف بکشد و او را سرزنش کنید چون سرزنش کردن جزو بی اخلاقی های خواستگاری است . خداوند کسی را که سرزنش می کند تهدید عجیبی کرده است . اگر واقعاً عیبی در طرف مقابل باشد اعم از عیب اخلاقی و رفتاری ، جسمی و خانوادگی و من او را به آن عیب سرزنش کنم در روایت از اهل بیت است که این بنده از دنیا نمی رود مگر اینکه به همان عیب آزمایش می شود . یعنی نظم عالم هستی فوق العاده ویژه و دقیق است و اگر تو کسی را به واقعیت بدی که در او است سرزنش کردی تو خود در همان چاله خواهی افتاد و نمی توانی از آن بیرون بیایی. ولی وای به کسی که به قول قرآن عیب جو است ویلٌ لِکلِ حُمزةٍ لمزه یعنی طرف اصلاً عیب ندارد ولی برای اینکه بخواهد خود را تبرعه کند عیبی را روی دیگران بگذارد. اینجا در حقیقت به بابی وارد شده است که خداوند می گوید وای بر تو . دیدید مادر با تمام مهربانی زمانی که فرزند اشتباه بزرگی می کند می گوید وای به حال تو اگر دستم به تو نرسد. خدا می گوید وای به حال شما دست من به شما می رسد و بدجوری زمین می خورید آنجا که باید خوبی های شما گل کند همه آن را به عنوان بدی در شما می بینند بخاطر اینکه بیخود به روی دیگران عیب گذاشتید. بدترین نوع عیب گذاری ، عیب گذاری روی دختر های پاکدامن و عفیف است.
    برای بعضی از عیوب مثلاً قد بطور خاص روش خیلی منطقی تری وجود دارد . من در خواستگاری ها دیده ام اگر یک ویژگی ظاهری خاصی وجود دارد مثلاً قامت بلند یا قامت میانه و پایین ، فرد معمولاً قبلاً از خواستگاری یا از همان معرف سؤال می کند و اعلام می کند که این فرد از لحاظ قد و قامت یا ویژگی ظاهری به گونه ای است که طبیعتاً می خواهد فردی را که هماهنگی بیشتری دارد انتخاب کند . در این موقعیت خیلی راحت می توان شناخت ، اما اگر چنین چیزی اتفاق نیفتاد و مجلس خواستگاری برقرار شد معمولاً هر دو خانواده به این نتیجه می رسند که ما به هم نمی خوریم . بعداً هم خیلی راحت و سریع بدون نیش و کنایه یعنی بدون بکار بردن کلمه ای که مزمت در آن است واقعیت را بگویند اینکه قامت این دو نفر به هم نمی خورد و تفاوت قامت این دونفر می تواند موجب شود که انگشت نما بشوند . به همین دلیل علارغم همه ویژگی های خوب دختر خانم شما ما عذرخواهی می کنیم و برای ایشان آرزوی خوشبختی می کنیم .

    سوال – من یک سال است که ازدواج کرده ام و خوشبخت هستم مادر بسیار مهربانی دارم اما خواسته هایی دارد که من نمی توانم اجرا کنم مثلاً از من می خواهد در فیلم عروسی برادرم با همان وضعیت حضور داشته باشم اما من دوست ندارم چه کنم ؟
    پاسخ - ما آفرین می گوییم به این خانم و همه کسانی که وقتی به حقیقت رسیدند حتی بخاطر عزیزترین کسان خود از حقیقت عبور نمی کنند . این آفرین مربوط به خداوند است نه مربوط به من یا چهار نفر دیگر مانند من ، خدایی که ارحم الراحمین است و بهترین خیرها را برای بنده خود رقم می زند . می فرماید که فَاستَقِم کَما اُمِرت و تلقی قرآن همین است یعنی نوع نگاهی که ملکوت به زندگی ما ارزانی می کند این است که کسانی که می گویند خدا پروردگار ما است قالو ربٌ اله واقعاً باورشان شده که خدا بخیل نیست و هرچیزی را که گفته حرام است چیزی است که برای او محرومیت می آورد . خدا می گوید کسانی که این حرف را قبول کردند ثم الستَقامو و پایمردی کردند و روی عقیده حق خود ایستادند دیگر نگهبان آنها ملائکه هستند . تَتَنَزلُ عَلیِهمُ المَلائِکه خدا می گوید من فرشته های خود را از آسمان به اینها نازل می کنم تا کارت تبریک الهی را تقدیم آنها کنند و این کارت تبریک زمینه موفقیت های بعدی را پیش می آورد. اما یک نکته : مادر شما از شما گناه خواسته است و همینطور که خدای ناکرده امکان دارد فرزندی کارخلافی را از مادر بخواهد همانطور که در جلسات قبل گفتم ، در بحث مهارتهای زندگی توحیدی ما به دوستان عرض می کنیم قرار نیست کسی که به گردن شما حق دارد مانند مادر یا همسر و فرزند چون حرف غلطی را زده است با رنجیدگی خاطر به او نه بگویید. با تمام عشق و محبت و با ادب بیشتر و با روحیه ادب ایرانی و مسلمانی بابت اینکه نمی توانید به خواسته اوعمل کنید از او عذرخواهی کنید . نگویید که شما چرا بی دین هستید چرا حرف خدا را نمی فهمید من به شما می گویم این حرام است ، چون در این صورت آدم خوب هایی که حرف آنها حرف خدا است گاهی اوقات خدا کنار می رود و حرف آنها حرف من می شود یعنی منیت مهم می شود . من به شما می گویم حرف خدا این است چرا حرف من را می شکنید ،گاهی اوقات شیطان از طریق منیت به آدم های خوب غلبه می کند . باور من بشود که من بنده خدا هستم و خداوند از من حمایت می کند اما قرار نیست دل مادر خود را بشکنم بلکه به او بگویم هرچه که شما به من بگویید من خاک پای شما هستم و اگر چیز خوبی هم در شخصیت و ویژگی های اخلاقی من وجود دارد از تربیت خوبی است که بخش قابل توجهی از آن را شما در زندگی من ایفا کردید . همان تربیت خوب به من اجازه نمی دهد که خلاف محبت های خدا کاری را انجام دهم بخاطر همین اجازه می خواهم که چنین اشتباهی را نکنم . یعنی تا آخرین مرحله اجازه ندهم که این رابطه شکننده شود ، حتی اگر مادر پرخاشگری کرد و رفتار غلطی را انجام داد فرد سر خود را زیر بیندازد و واقعاً بقول امام سجاد (ع) خود را مانند یک برده در مقابل یک سلطان ببیند ، دعای امام سجاد در صحیفه سجادیه ، دعای فرزند در حق پدر و مادر . این روحیه کمک می کند که ما با پدر و مادر های خود یک و به دو نکنیم . اما اگر این دست اختلافات مابین زن و شوهرها باشد داروی آن همانطور که مولوی گفته است محبت است که کیمیای زندگی است . با محبت و ملاطفت بدون سرزنش و بدون غر زدن و رفتار های تنبیهی باید تفاهم ایجاد کرد البته ما یک کمی کم صبر هستیم می خواهیم اگر الان گفتیم نیم ساعت بعد اجرا شود . الان باید بگویید گاهی تا یک ماه ، دو ماه ، شش ماه و تا یک سال با محبت پیش ببرید که قلب طرف مقابل آرام شود و همراهی کند . وقتی که ببیند بحث لجبازی نیست آرام می شود ، چون ببینید آن خانمی که با آرایش در مجالس حاضر می شود و همسر او می گوید من از این رفتار آزرده هستم وهرچه به او می گویم قبول نمی کند حتماً در ابراز محبت صمیمانه و به دست آوردن دل همسر خود کم گذاشته است . شما باید زمینه های دیگری که همسر شما ویژگی های خوب دارد مدام تشویق کنید و مدام از آنها تعریف کنید تا اعتماد به نفس او بالا برود . اصلاً اینکه نیازمند جلوه گری های کاذب است بخاطر پایین بودن اعتماد به نفس است ، این محبت کردن خیلی وقتها می تواند حلاّل مشکل باشد. مانند همان که اگر این آقا می خواست این خانم را به منزل مادر خود ببرد هزار و یک مدل به دل او راه می رفت تا این کار انجام شود الان نیز همین کار را بکند .
    ...
    ادامه دارد

    اين الفاطميون
    مدعي گويد كه با يك گل نميگردد بهار

    من گلي دارم كه عالم را گلستان ميكند
    مینوی من مینای من پیدا و ناپیدای من
    ای منجی گیتی بیا
    مهدی بیا مهدی بیا


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,903
    صلوات
    1700
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    57 روز 11 ساعت نامشخص
    دریافت
    214
    آپلود
    104
    گالری
    16



    ...
    سوال – دختری بیست و چهار ساله هستم که یک روز بطور اتفاقی به یک شماره پیامک زدم که او پاسخ داد الان چند روزی است که با او در تماس هستم و او به من پیشنهاد ازدواج داده است آیا می توانم به او اعتماد کنم ؟
    پاسخ - بگذارید یک دفاعیه را از خدا داشته باشیم اگر کسی در چاه بیفتد می گویند خدا انداخته است ، اگر کسی در چاله ای افتاد می گویند خدا ، اگر در یک ازدواجی نا موفق باشند می گویند چه کنیم قسمت بود خدا خواسته است . یاد ما باشد خدا همه خوبی ها را برای ما می خواهد ما هستیم که باید انتخاب کنیم . خیلی ساده انگارانه است که با یک پیامک اشتباه یک چنین مسائلی پیش بیاید ، بعد از ارسال پیامک اشتباه راه درست این بود که شما عذرخواهی می کردید و می گفتید که اشتباه فرستاده اید و مسائل بعدی را بوجود نمی آوردید . اما اگر این فرد واقعاً تمایل به ازدواج با شما دارد باید وارد سیستم منطقی ، متعارف و مرسوم بشود چون زمینه ی اولیه از یک راه متعادل و سالم رخ نداده است . گاهی اوقات افراد می گویند کسی بعنوان مزاحم تلفنی چه با گوشی همراه و چه با تلفن ثابت با ما ابراز آشنایی کرده است و او ویژگی های خوبی دارد و ما می خواهیم ازدواج کنیم . متأسفانه این باب در کشور ما در حال رایج شدن است که فرد با همین تماس های اشتباهی تلفنی و به اسم خدا تمام کردن یک جوری کار خود را پیش می برد . نه این کار غلط و ساده راه بدست آوردن یک زوج خوب نیست فقط می تواند به یک صورتی هوای نفس ما را سیراب کند همان هوای نفسی که ما اسم دل بر روی آن می گذاریم . می گوید حس می کنم که به دل من نشسته و در دل من جا پیدا کرده است ، این چه دروغی است که به خود می گوییم؟ برای اینکه این دروغ را بسنجیم و واقعیت آن را ببینیم و یک درصد احتمال دهیم که این فرد مانند هر کس دیگری فرد مناسبی باشد زمینه ی یک خواستگاری متعارف را فراهم کنید . مانند هر خواستگاری دیگری این فرد بیاید و وارد مدل ارزیابی خانوادگی و بررسی و تحقیق و گفتگو شود حقی است که می تواند از آن استفاده کند .
    سوال - من جوانی هستم که اخیراً درس طلبگی را انتخاب کرده ام اما اکثر دخترانی که به خواستگاری آنها رفته ام و محجبه نیز بوده اند گفته اند به این شرط با شما ازدواج می کنیم که در آینده لباس روحانیت نپوشید چه کنم؟
    پاسخ - همه ی ما می دانیم که لباس روحانیت به واسطه اینکه شبیه ترین لباس به لباس اهل بیت و پیامبر است قداست ویژه دارد . به همین دلیل کسانی که درس دین را می خوانند با این لباس در جامعه ممتاز می شوند . البته یاد ما باشد این لباس مانند خیلی از لباس های دیگر نیست مثلاً روپوش سفید یک پزشک فقط در مطب و بیمارستان استفاده می شود ، طبیعتاً یک پزشک زمانی که در مترو ، هواپیما یا قطار سوار می شود شما نمی توانید تشخیص دهید که او پزشک است یا یک پرستار یا یک کارگر یا هر کس دیگری در هر شغلی لباس این افراد مختص زمانی است که خدمت انجام می دهند . کسی که لباس طلبگی می پوشد لباس او در حضور اجتماعی همیشگی است یعنی همیشه در خدمت خدا و خلق خدا است و این مسئله یک مقدار زیادی دردسر درست می کند بخصوص که در جامعه توقع مردم این است که اگرکسی لباس روحانیت پوشید باید جزو قدیسین یا معصومین (ع) باشد. بقول یک فردی می گفت من زمانی که رانندگی می کنم عمامه را بر سرم می گذارم اما اگر مجبور شوم از قوانین راهنمایی رانندگی که شبانه روز در حال تغییر است تخطی کنم ، ترجیح می دهم عمامه خود را روی صندلی بگذارم و بگویم من نیز مانند یک شهروند عادی اشباه می کنم . اما اگر کسی من را ببیند که با عمامه روحانیت در جایی که دور زدن ممنوع است دور می زنم همه می گویند دیدید کشور دست روحانیت هست و هرکاری بخواهند می کنند . اصلاً این روحانی چرا اشتباه کرد در صورتیکه اگر عمامه او را نبینند می گویند زود برو نگذار مأمور بیاید . می خواهم بگویم ما یک سری توقعات کاذب در جامعه نسبت به روحانیت داریم وتلقی ما این است که معصوم است، اما یاد ما نرود کسی که لباس پیامبر را می پوشد غلط دیکته های کوچک او نیز خیلی بزرگ است . حق نداریم ما زمانی که این لباس را پوشیدیم به خودمان اجازه دهیم که بعضی اشتباهات را بکنیم . در حقیقت این لباس به قدری روحانیت و معنویت دارد که هر زمان من شایستگی آن را دارم باید آن را بپوشم . آن دختر خانمی که می گوید برای من مهم نیست که این درس را شما خوانده اید اما لباس این شغل و مشغله و دغدغه زندگی را نپوشید، یک مقدار بخاطر تنش های اجتماعی است . مثلاً اگر یک روحانی بخواهد در سطح شهر ماشین بگیرد یک عده مخصوصاً جلوی او ویراژ می دهند و انواع طنز ها را نیز بکار می برند، که آقا بنز به تو نداده اند یا ماشین خود را کجا گذاشته اید که می خواهید ماشین معمولی سوار شوید . در جامعه امروز دینی ما انواع روش ها و تنش ها را داریم اینها را باید جدی بگیریم و جزئی از مدیریت زندگی اجتماعی ما باشد . خیلی از طلبه ها و روحانیت خوب ما مظلوم می شوند بخاطر اینکه شاید یک کسی اشتباهی مرتکب شده و به اسم همه نوشته شده است . گاهی اوقات مثلاً دیده اید که یک خبری در روزنامه نوشته می شود تحت این عنوان که پزشکی که اتفاقاً جراح یا پزشک پوست بوده است بایک گواهی جعلی طبابت کرده است ، تا یک مدت شما می بینید که مطب پزشکان پوست خلوت می شود چرا که افراد می گویند نکند این دکتر نیز همانطور باشد. امکان این است که کسی از لباس روحانیت استفاده غلط بکند ، دادگاه ویژه روحانیت نیز به همین دلیل بوجود آمده است . بله کسی که لباس روحانیت را پوشیده است بطور دائم در خدمت خدا و خلق خدا است و این لزوماً بدان معنا نیست که در جامعه و در کنار مردم نباشد. تلقی این دختر خانم این است که اگر من با این آقای روحانی ازدواج کنم و قرار باشد یک شب به رستوران برویم آیا این آقا با من برای خوردن غذا می آید؟ نود درصد نمی آید خوب من هم جوان هستم و دلم می خواهد یک شب در رستوران غذا بخورم. چاره این است که یک مقداری جامعه و یک مقداری دختران و یک مقداری نیز طلبه های خوب جوان ما چشم های خود را خوب بشویند . اگر جایی در شأن روحانیت است و مجلس گناه و ناسالم نیست وموقعیت اجتماعی برای این حضور وجود دارد دلیلی ندارد که خود و خانواده را محروم کنید. تلقی ما این است که چون روحانی است اگر به رستوران برود خیلی بد است ، بله هر رستورانی به این دلیل که شرایط مناسبی ندارند نمی توانند بروند اما این دلیل نیست که رستوران و پارک نروند . نبود روحانیت مابین مردم خیلی وقت ها مشکل ایجاد کرده است. یعنی زمانی که شما از مطب پزشک تا صف نانوایی در اتوبوس و مترو و تمام جاهایی که افراد معمولی هستند حضور پیدا نمی کنید این دغدغه برای همه بوجود می آید که چرا روحانیت در بین ما نیستند که ما زندگی آنها را ببینیم . حرف دل خود را به آنها بزنیم و اگر می خواهیم انتقاد نیز بکنیم . چون جای انتقاد نیست گاهی سرزنش و تنش بوجود می آید. تلقی من این است که آن دختر خانمی که نه می گوید در واقع به لباس پیامبر نه می گوید و آن آقای طلبه ای که بخاطر این مسئله خانواده خود را حتی بخاطر امور حلال در محرومیت می گذارد یاد او باشد که خانواده خود را نسبت به روحانیت بد بین می کند و گاهی اوقات در بچه ها اثر منفی می گذارد . بعضی از افراد که با نیش کلام و رفتار خود طلبه و روحانی را آزار می دهند یاد آنها باشد که این فرد جریمه می شود بخاطر اینکه لباس پیامبر را پوشیده است . البته اگر روحانیت نباشد قطعاً دین دچار آسیب های اساسی می شود که حضرت امام می فرمایند جامعه بدون روحانیت مانند کشور بدون طبیب است و طبیب های معنوی جامعه همان کسانی هستند که سر و دل به رواج روش پیامبر مابین مردم سپرده اند .
    سوال – آیا دختر خانمی که مایل است با یک فرد طلبه ازدواج کند و یا طلبه ای که به دنبال فرد مورد نظرخود است می تواند از سایت ساج استفاده کند ؟
    پاسخ - سایت ساج الان مسئله آموزش های قبل از ازدواج را دارد اما در طول سال جاری به مسئله همسرگزینی نیز خواهد پرداخت و در واقع سامانه های علمی آن در حال تکمیل است . در این موقعیت قطعاً افرادی که می خواهند با دانایی وارد یک زندگی خوب و موفق بشوند می توانند گزینه های متناسب با خود را پیدا کنند . سامانه ساج در آینده ی پیش رو قطعاً این مورد را نیز خواهد داشت.
    ...
    ادامه دارد


    اين الفاطميون
    مدعي گويد كه با يك گل نميگردد بهار

    من گلي دارم كه عالم را گلستان ميكند
    مینوی من مینای من پیدا و ناپیدای من
    ای منجی گیتی بیا
    مهدی بیا مهدی بیا


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,903
    صلوات
    1700
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    57 روز 11 ساعت نامشخص
    دریافت
    214
    آپلود
    104
    گالری
    16



    ...
    سوال - حدود چهار سال پیش با پسری دوست شدم و قصد ازدواج داشتم اما بعداً که عاقل تر شدم توانستم برخلاف نظر او به این دوستی خاتمه دهم الان حدود یک سال و نیم است از این مسئله می گذرد اما من نمی دانم به خواستگارانی که برای من می آیند اعتراف بکنم و بگویم یا نه اگر بگویم چه نظری نسبت به من که حتی دستم به دست او نیز نخورده است پیدا می کنند لطفاً من را راهنمایی کنید.
    پاسخ - چند روز پیش در مشهد من جلسه ای را خدمت دوستان بودم انتهای جلسه یکی از خانم ها یادداشتی را به من داد که مربوط به همین سؤال بود ، به این مضمون که به دخترها بگویید زندگی عملی من به این صورت بود که در یک رابطه دوستانه غلط با یک آقا پسری قرار گرفتم و بعد از اینکه فهمیدم کار من اشتباه است این دوستی را قطع کردم و توبه کرده و تصمیم گرفتم رابطه خود را با نامحرم در مداری قرار دهم که خدا می پسندد و اجازه ندهم به عرصه ی دل و خیال و فکر و رفتار من کشانده شود . بعد از این توبه ی واقعی ازدواج کردم و همسر من بسیار نجیب و پاک است و این را به شکرانه ی همان توبه می دانم . خیلی از دوستان از نحوه ی توبه سؤال می کنند خلاصه ی آن را گفتیم تصمیم جدی گرفتن ، جبران کردن و پاک کردن قلب خود و اینکه خود را در مسیر ارتباط با نامحرم قرار ندهیم . هرچیزی که از آن فرد در اختیار ما است نوشته ، یادداشت یا هدیه را دور بریزیم و اجازه ندهیم هیچ نوع حلقه ارتباطی وجود داشته باشد تا بتواند انرژی های منفی خود را از دور به سمت ما بفرستد. قلب خود را نیز برای خداوند خالص و کامل کنیم . در مناجات المحبین و مناجات شعبانیه گفتیم که خیلی خوب می توانیم ارتباط قلبی خود را با خدا تنظیم کنیم . حالا این دوست ما می گوید من توبه کردم و یک سال و نیم هم نشان دادم که از جهت روح و فکر و قلب پاک و پاکیزه هستم و در گذشته نیز سعی کرده بودم رفتار خود را مراقبت کنم و این متأسفانه زمانی که افراد در میدان های گناه قرار می گیرند کم رخ می دهد . اما اینکه می گوید دروغ بگویم یا راست ؟ ما می گوییم دروغ هرگز ، راست بله ولی نه همه ی آن . دلیل این جواب این است که خداوند این مدل را به ما یاد می دهد التاعِبُ مِن الظَن کَمَن لا ذَنب لَه کسی که از گناه برگردد و واقعاً قصد او این باشد که دیگر این گناه را نکند مانند کسی است که هرگز این گناه را نکرده است . پس از آن زمانی که پرونده شما سفید است حرف بزنید و اگر از گذشته شما پرسیدند بگویید بنای همیشگی زندگی من پاکدامنی بوده است و این بنا را همیشه مراقبت کرده ام . با وجود رفتار های مختلف گنج پاکدامنی فکری و رفتاری خود را همیشه حفظ کرده ام . حالا اگر آقا پسر صریح سؤال کند و بگوید اگر بعد از ازدواج بفهمم چنین و چنان می کنم آیا در این شرایط باز هم اعتراف لازم است ؟ دو تیپ شخصیتی خاص فقط اینگونه اعتراف می گیرند ، یک تیپ افرادی هستند که احتمالاً با دختران زیادی ارتباط داشته اند و حالا می خواهند با دختر خانمی ازدواج کنند که با هیچ کس ارتباط نداشته است . یا اینکه جزو افرادی است که یک وسواس فکری ویژه دارد .
    ...
    ادامه دارد


    اين الفاطميون
    مدعي گويد كه با يك گل نميگردد بهار

    من گلي دارم كه عالم را گلستان ميكند
    مینوی من مینای من پیدا و ناپیدای من
    ای منجی گیتی بیا
    مهدی بیا مهدی بیا


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,903
    صلوات
    1700
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    57 روز 11 ساعت نامشخص
    دریافت
    214
    آپلود
    104
    گالری
    16



    ...
    معمولاً این دو تیپ شخصیتی به این صورت اعتراف می خواهند یعنی به کسی که می خواهند از او خواستگاری کنند بعنوان یک مجرم نگاه می کنند . ضرورت دارد که شما ببینید مابقی ابعاد شخصیتی او نیز به همین صورت است خوب اگر هست که بعداً شما هرجایی بخواهید بروید با یک نگاه بدبینانه ویژه با شما رفتار خواهد کرد . من فکر می کنم کسی که اینطور رفتار می کند قطعاً باید از او سؤال مقابل را هم کرد . شما در ارتباط خود با نامحرم تا به حال چگونه رفتار کرده اید ؟ این سؤال نه بخاطر اینکه مساوی بشوید بلکه به این خاطر که این فردی که به خود اجازه می دهد برای کسی که به خواستگاری او آمده خط و نشان بکشد و بگوید اگر روزی بفهمم که پسری به تو پیامی داده یا حرفی زده روزگار تو را سیاه می کنم سلامت روانی ندارد . این رفتار نه با نگاه روانشناسی منطبق است نه با نگاه الهی ، خدا می گوید تو باید روش زندگی خود را به سمت من قرار دهی و از اشتباهات عبور کنی و آنها را تکرار نکنی یعنی تو از خداوند جلوتر هستی ؟ پس تو می خواهی در زندگی ما خدایی کنی این فکر مناسب برای ازدواج نیست.
    ما دو جلسه است که در ارتباط با اخلاق در خواستگاری صحبت می کنیم یعنی اینکه چه ویژگی های خلقی در نزد ما مسلمانان است که افتخار می کنیم پیامبر ما برای تکمیل زیبایی ها و بزرگواری های اخلاقی بر روی این کرده خاکی آمد و دست بشریت را گرفت و از چاه بیرون آورد و مانند یوسف به تخت عزت نشاند ؟ چنین ویژگی های اخلاقی قطعاً از همان ویژگی های عمومی شروع می شود و در مسئله خواستگاری چون خلاصه یک زندگی است خیلی واضح تر به چشم می آید . قرار شد ما به فوای به عهد دقت کنیم ، از ساعتی که برای خواستگاری قول می دهیم تا وعده ای که برای یک مراسم می دهیم و توافقی که بر سرمهریه می کنیم و چیزهایی از این دست را به عنوان یک ویژگی اخلاقی خاص ببینیم . اگر از عیوب دیگران مطلع می شویم حق نداریم آن عیوب را به سرزنش و نیش و کنایه تبدیل کنیم و باعث رفتارهای غلط دیگران شویم . اینها به عنوان ویژگی های اخلاقی مثبتی که باید خانواده دختر و پسر و خود دختر خانم و آقا پسر نسبت به هم داشته باشند باید مد نظر قرار گیرد . باضافه اینکه چیزی که ما در مدار اخلاق خواستگاری نیاز داریم این است که ما نیامده ایم یک کالایی را بخریم چه خانواده داماد و چه خانواده عروس که در این خرید و فروش به سود مادی و یا لزوماً اقتصادی و اجتماعی آن توجه کنیم بلکه این قضیه همان است که اخلاق خواستگاری را از بین می برد.
    به عبارت دیگر جلسه ی خواستگاری برای این برگزار شده که آن خانه ی زیبای الهی که پیامبر فرمودند محبوب ترین ساختمان و سازه در اسلام ازدواج است تشکیل شود، پس این جلسه یک جلسه ی خدایی است . شما وقتی که می خواهید به زیارت امام رضا یا امام حسین بروید به چه صورتی خود را آماده می کنید ؟ یا وقتی که می خواهید به مکه مکرمه بروید چگونه خود را برای یک دیدار آماده می کنید؟ ما نیاز داریم این جلسه ی خواستگاری را با آن نور معنویت ببینیم نه جلسه ای برای عیب جویی ، پی جویی ، آزار و برای زحمت .
    ...
    ادامه دارد

    اين الفاطميون
    مدعي گويد كه با يك گل نميگردد بهار

    من گلي دارم كه عالم را گلستان ميكند
    مینوی من مینای من پیدا و ناپیدای من
    ای منجی گیتی بیا
    مهدی بیا مهدی بیا


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    7,382
    صلوات
    500
    تعداد دلنوشته
    8
    مورد تشکر
    13 پست
    حضور
    60 روز 10 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    43
    آپلود
    0
    گالری
    281



    سوال – به نظر شما برای جلسه ی خواستگاری داماد دست خالی بیاید یا گل بیاورد و عروس چه مقدار برای این جلسه مهیا شود؟

    سلسله مباحث سمت خدا (کارشناس: خانم نیلچی زاده)




    پاسخ - اینجا یک کتاب خوب معرفی کنم: کتاب جوانان و انتخاب همسر از آقای علی اکبر مظاهری که جزو کتابهای برتر کشور در موضوع خانواده بوده است قطعاً می تواند کمک کند که دوستان جزئیات آن را با مصادیق بدست بیاورند .


    اما اینکه خانواده پسر وقتی به خواستگاری می آیند گل و شیرینی باخود بیاورند یا خیر ؟ در کشور ما و در اغلب شهرها این رایج است که جلسه ی اولی که برای خواستگاری می روند برای اینکه به خانواده ای که همدیگر را نمی شناسند زحمت می دهند و شاید این جلسه ادامه پیدا کند و شاید هم تمام شود اما بالاخره زمانی را از آنها گرفته اند و میهمان آنها بوده اند ، روی فرش آنها نشسته اند و از میوه و شیرینی آنها استفاده کرده اند یک حقی به گردن آنها آمده است .برای اینکه حتی اگر این جلسه خواستگاری ادامه هم پیدا نکند اما سعی می کنند با آن خلق زیبا بعنوان یک میهمان به خانه آنها وارد می شوند سعی می کنند چیزی را با خود ببرند که نشانه محبت یک خواستگار است .


    اما بعضی از خانواده ها می گویند ما این را بد می دانیم چون بردن گل و شیرینی این معنا را دارد که ما این دختر را پسندیده ایم در صورتیکه ما اصلاً نمی دانیم این دختر را می خواهیم یا خیر ؟ توصیه ی من به این دوستان این است که بردن گل و شیرینی در مجلس خواستگاری یک ادب اجتماعی و دینی است ، لزوماً به این معنا نیست که شما دختر را پسندیده باشید بلکه در قبال محبتی که آنها کرده اند شما نیز محبت کرده اید و در یک تعادل رفتاری قرار گرفته اید .


    گاهی اوقات امکان دارد خانواده پسر فکر کنند که می توانند هر زحمتی را به خانواده عروس بدهند . بقول یک دختر خانمی می گفت که پدر من تهدید کرده و گفته من دیگر بهترین میوه و شیرینی ها را برای خواستگار نمی گیرم آنقدر خواستگار به خانه ی ما آمده و تو به آنها جواب رد دادی دیگر از این به بعد میوه و شیرینی با خود تو . این را برای مزاح عرض کردم ولی گاهی استنباط این است که خانواده ی دختر باید در یک شرایط ویژه ، میوه و شیرینی آنچنانی باشند . نه اینها قطعاً برجی است که در کنار خرج زندگی برای خدا نشسته است و خیلی وقت ها از همین جا آسیب های زندگی شروع می شود.




    ما قرار است در کنار ارتباط معنوی و ارتباط سالم روحی و روانی خود ، محبت را به دیگران عرضه کنیم چه با هم زندگی مشترک را شروع کنیم و چه هرگز همدیگر را نبینیم .



    ادامه دارد...



  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    7,382
    صلوات
    500
    تعداد دلنوشته
    8
    مورد تشکر
    13 پست
    حضور
    60 روز 10 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    43
    آپلود
    0
    گالری
    281



    سوال – آیا در جلسه ی اول خواستگاری باید سؤالات خصوصی مطرح شود یا دیدار خانواده ها کفایت می کند؟


    سلسله مباحث سمت خدا (کارشناس: خانم نیلچی زاده)


    پاسخ - قبلاً اشاره ای را به این موضوع داشتیم که مدل متداولی که مدل خوبی هم است این است که جلسه ی اول دختر و خانواده دختر توسط خانواده ی پسر دیده می شود . بخاطر اینکه دخترخانم زمانی که با آقا پسر مواجه می شود طبیعتاً حجاب خواهد کرد و این حجاب بخشی از ویژگی های مد نظر آقا پسر برای شروع زندگی مشترک را می پوشاند ، مادر ، خواهر و دیگران بعنوان راویان صادق و نه راویان عیب جو و کسانی که بقولی برای دیدن مجسمه و مانکن آمده اند بلکه بعنوان کسانی که در یک سلامت نفس حرکت می کنند و فقط بعنوان کسی باشند که ویژگی های ظاهری و نوع برخورد و تعامل این دختر خانم را اعلام می کنند در جلسه ی اول مراجعه کنند .



    امکان دارد بگویند آقا پسر ما این دختر را در دانشگاه و محیط کار دیده است بخاطر همین می خواهد از جلسه اول ما را همراهی کند ، توصیه ی من این است که خانواده آقا پسر بیایند ونهایتاً این آقا پسر یک نیم ساعت یا چهل دقیقه بیرون باشد و بعد اگر دیدند این توافق بیشتر جلو رفت اجازه بگیرند از خانواده دختر و بخواهند که آقا پسر نیز بیاید .



    کتاب قبلی که در باره حضرت زهرا(س) بود کتاب فریاد مهتاب از مجموعه کتاب های آقای مهدی خدامیان آرانی است ، کتاب همسر دوست داشتنی نیز از کتابهای ایشان است.




    جلسه ی آینده بحث حیا و نجابت و مهارت های زندگی با حیا و با نجابت را شروع خواهیم کرد .



    ادامه دارد...



  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    7,382
    صلوات
    500
    تعداد دلنوشته
    8
    مورد تشکر
    13 پست
    حضور
    60 روز 10 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    43
    آپلود
    0
    گالری
    281



    89-06-24


    سوال - اخلاق پدر و مادر در خواستگاری چگونه باید باشد ؟



    سلسله مباحث سمت خدا (کارشناس: خانم نیلچی زاده)




    پاسخ - هرروز در شادی ها و غم ها می توان از اهل بیت گفت. اهل بیت آمده اند که ما از آنها تبعیت کنیم نه اینکه آن ها را تقدیس یا تجلیل کنیم . تقدیس و تجلیل صرف بین ما و آنها فاصله می اندازد ، قرار است که ما ذره ذره ی رفتارهای خود را از آنها یاد بگیریم و خود را در آینه ی تمام نمای وجود آنها ببینیم .

    به همین دلیل برای بحث اخلاق در خواستگاری به خانه پیامبر می رویم وقتی حضرت فاطمه (س) بعنوان دردانه ی عالم هستی و امانت ویژه ای که خداوند به حضرت ختمی مرتبت محمد مصطفی (ص) داده و ایشان می خواهند این امانت را به یک امانت دار بزرگ بسپارند. در بحث اخلاق در خواستگاری من می خواهم الگو ها را از بیت پیامبر(ص) برای دوستان عرض کنم .

    همه می دانیم که حضرت زهرا بعنوان دختر پیامبر در یک جایگاه ویژه قرار دارند ایشان خواستگاران زیادی دارند و جالب اینجا است که پیامبر همگی را به حضرت اعلام می کنند. اولین اخلاق در خواستگاری برای خانواده دختر این است : لطف کنید به دختر خانم های خود بگویید که خواستگار برای ایشان آمده است . بعضی از مادرها به من اعتراض می کنند و می گویند می ترسیم حواس او پرت شود ، می ترسیم از از درس باز بماند ، می ترسیم فکر و خیال کند.


    بعضی از دختر خانم ها می گویند گاهی برای ما خواستگاری آمده اما دو یا سه سال بعد می فهمیم که این آدم خواستگار ما بوده است و پدر و مادر ما به ما نگفته اند و خود ایشان جواب رد داده اند . ماحق نداریم در خصوص فرزندان خود که عزیزترین چیز ما و پاره ی تن ما هستند خودمان تصمیم بگیریم . باید اجازه دهیم آنها برای آینده خود تصمیم بگیرند و ما به عنوان مشاور امین در این انتخاب آنها را کمک کنیم.


    پس یک : حتماً خواستگارها را به دختر خود اعلام کنیم و در حقیقت به او کمک کنیم که بازشناسی کند و فرد مناسب را انتخاب کند . البته شاید از لحاظ زمانی زود باشد و شرایط جسمی ، جنسی ، عقلی و اجتماعی این دختر خانم اقتضای ازدواج را اصلاً نکند و به قول معروف یک ازدواج پیش رس مطرح باشد آنجا لازم است تا از خانواده خواستگار بخواهیم دوباره در زمان مناسب این خواستگاری را مطرح کنند و در آن زمان مناسب ما به دختر خود اعلام کنیم .


    در حقیقت دختر هایی که گاهی دچار التهاب های روحی می شوند از پدر و مادر خود بخاطر همین غفلت های ویژه دلخور هستند . البته یک درصدی از اشتباهات دختر خانم ها به این علت است که فکر می کنند پدر و مادر به فکر آنها نیستند و خودشان تصمیم می گیرند و فکر می کنند باید برای آشنایی با پسری که مناسب باشد خود باید اقدام کنند .


    زمانی که پیامبر در مدینة النبی بودند افراد دانه درشت و شاخصی که بعضی از آنها فوق العاده پول دار بودند به خواستگاری حضرت زهرا می آمدند . ایشان حتی خواستگاری داشتند که اعلام می کند به عنوان پیش کش می خواهد چندین شتر سرخ موی با بارهایی از طلا بیاورد و با این مهریه حضرت را به همسری خود در آورد . این مسئله را گفتم چرا که بعضی فکر می کنند مهریه حضرت زهرا به این دلیل کم است که جامعه آن روز در فقر بسر می برده ، ایشان اشتباه می کنند در آن جامعه نیز طبقات مختلف اجتماعی و اقتصادی وجود داشته است ، افرادی بودند که فوق العاده ثروت مند بودند و از مسلمانان نیز بودند .

    فرد اول اسلام بعد از پیامبر حضرت خدیجه هستند که در زمان خود میلیاردر بودند اما با ویژگی های خاص ایمانی که دارند هزینه هایی را در راه رشد اسلام می دهند برای اینکه مسلمانان قدرت آموزش معارف دینی به دیگران را پیدا کنند . خیلی وقت ها من دیده ام که بین خانواده دختر و پسر برسر مهریه مشکل ایجاد می شود . دومین اخلاق این است که خانواده دختر صرفاً به پرستیژ اجتماعی یا ثروت پسر یا خانواده او نگاه نکنند این قطعاً موجب می شود که دختر خود را بفروشند یعنی همان چیزی که در دوران مدرن بعنوان ظلم ویژه به دختران مطرح می شود.




    ادامه دارد...



  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    7,382
    صلوات
    500
    تعداد دلنوشته
    8
    مورد تشکر
    13 پست
    حضور
    60 روز 10 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    43
    آپلود
    0
    گالری
    281



    ...ادامه




    پیامبر دختر خود را به گونه ای پرورش دادند که قناعت و نجابت شاخصه ی اصلی حضرت فاطمه(س) است به این دلیل با اینکه مادر ایشان بسیار ثروتمند و پدر ایشان بسیار دانا هستند اما ثروت برای ایشان معیار انتخاب نیست.

    نهایتاً زمانی که حضرت علی به خواستگاری حضرت زهرا می آیند حضرت در مقابل پیشنهاد امیرالمؤمنین که از طریق پدر به ایشان می شود سکوت می کنند ،این سکوت نجابت ویژه و همراهی دختر در خانه است .

    سکوت معانی متعددی دارد و بستگی به مکان آن دارد . یعنی می توان گفت آن قدر شناخت بین پدر و دختر وجود دارد که وقتی ایشان سکوت می کنند و با احترام ویژه بر می خیزند پیامبر متوجه می شوند که سکوت ایشان به معنای رضایت است و با این هم خوانی ، هم فازی و تفاهمی که رخ می دهد پدر متوجه نظر ایشان می شوند .


    دختر خانم لزوماً نمی گوید خوب این فردی که آمده چه ویژگی هایی را دارد ، چه زندگی را می تواند برای من تأمین کند ؟ چون بعد ها حضرت زهرا مورد نقد واقع می شوند که همسر شما یکی از فقیرترین مسلمانان است و به حضرت زهرا کنایه می زنند. امروز امکان دارد پسر خوبی با ایمان و اخلاق در خانواده ای قدم بگذارد و خیلی وقت ها بحث سربازی ، شغل و اینکه پدر شما چقدر می تواند کمک کند پیش آید ومانند ماجرای مهریه اشکال ایجاد کند .


    قطعاً اینها چیزهایی است که در بحث اخلاق خواستگاری باید نسبت به آن دقت کنیم . اولین ابعاد و اخلاق خواستگاری این است که ما نمی توانیم بگوییم ما خیلی حضرت زهرا و امیر المؤمنین را دوست داریم اما زندگی آنها در یک قاب آینه بالای سر ما و ما می خواهیم زندگی خود را داشته باشیم. ما قرار است زندگی آنها را الگوی عملی خود قرار دهیم و از آن تبعیت کنیم و با این تبعیت می توانیم راه خود را پیدا کنیم .


    اخلاق مهم برای خانواده پسر این است که با توجه به اخلاق و فرهنگ اصیل دینی که ما از آن برخوردار هستیم زمانی که مرحله خواستگاری به عنوان خواستن و طلب جدی در خانواده رخ می دهد همراه با احترام و آداب خاص خود باشد.



    بعضی چیزهای خیلی کوچک در بعضی زمان های خاص خیلی حساس می شود مثلاً زمانی که شما قول می دهید ساعت چهار در کتابخانه دوست خود را ببینید و با او صحبت کنید ازساعت چهار تا یک ربع به پنج صبر می کنید ایشان نمی آید و ساعت پنج دقیقه به پنج می آید و می گوید ببخشید در ترافیک ماندم این خلفه وعده را شاید شما در آن موقعیت بتوانید ببخشید و مسئله خاصی پیش نیاید. اما اگر قرار باشد در مسئله خواستگاری نیز همین کار را بکنید مثلاً خانواده داماد اعلام کند ما ساعت چهار به منزل شما می آییم بعد خانواده دختر از ساعت سه یا سه و نیم همه آماده باشند و با التهاب منتظر یک میهمان غریبه باشند ، زنگ ساعت چهار که زده می شود همه منتظر هستند که زنگ در هم زده شود ولی همینطور ساعت می گذرد و نمی آیند گاهی اوقات من بعضی موارد را در مشاوره های خود داشته ام که می گفتند یکی دو ساعت این خانواده دیر آمدند .



    بقول یک عزیزی که می گفت من همیشه در جلسات اداری زود می رفتم اما یک بار دیر رفتم همه علت را پرسیدند گفتم من دیدم بعضی از اعضاء جلسه همیشه دیر می رسند گفتم شاید کلاس دارد و اگر کسی دیر بیاید باید احترام ویژه ای به او گذاشت برای تأدیب جمع تصمیم گرفتم یک بار دیر بیایم . امروزه یک غلط دیکته جدی میان مردم رایج است که اگر سر ساعت بروید یعنی طلب شما خیلی جدی و زیاد بوده و احیاناً خیلی شاگرد مدرسه ای رفتار کرده اید . وفای به عهد و عمل به وعده جزو آداب مسلمانی ما است نه صرف اینکه فکر کنیم یک دیسیپلین اجتماعی است قبل از اینکه بخواهد یک نظم اجتماعی باشد یک نظم علوی است .



    اگر حضرت علی (ع) می فرمایند که اوصیکُم به تَقوی اله و نَظمِ اَمرِکُم یعنی مدل هندسه زندگی ، جامعه و خانواده را به ما یاد می دهند . از گناه فرار کنید و نظم را در زندگی خود جدی کنید تا انسانهای مؤمن و خوبی باشید . همه ی ما می دانیم که هفت شهر بزرگ کشور، شهرهایی پرترافیک هستند اما شما باید ترافیک را متناسب با زمانی که می خواهید بروید پیش بینی کنید . بیست دقیقه تا نیم ساعت برای ترافیک پیش بینی کنید و زودتر راه بیفتید .



    ادامه دارد...



صفحه 1 از 24 1231121 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود