صفحه 10 از 10 نخست ... 8910
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: راهی برای تقویت املای کاربران

  1. #91

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۱
    نوشته
    3,253
    مورد تشکر
    17,597 پست
    حضور
    288 روز 5 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    57
    آپلود
    7
    گالری
    65



    نقل قول نوشته اصلی توسط montazer59 نمایش پست
    سپاسگذار
    سلام
    سپاسگزار
       

    گزار. [ گ ُ ] (نف ) گزارنده . اداکننده . رجوع به گزارنده شود.
    ترکیب ها:
    - پیام گزار . پیغام گزار. حقگزار. خوابگزار. شکرگزار. مصلحت گزار. نمازگزار و رجوع به گزاردن و هر یک از این مدخلها شود.
    || ترک کننده . (ناظم الاطباء). || (اِمص ) ادا که از ادا کردن بمعنی قرض پس دادن و نماز کردن باشد. (برهان ). || خواب هم بنظر آمده که در مقابل بیداری است . (برهان ) .

    گذار. [ گ ُ ] (اِمص ) ریشه ٔ فعل گذاردن . گذاشتن . || عبور. مرور. گذشتن :
    ترکیب ها:
    - آسان گذار . انجیره گذار. خانه گذار. خطگذار. خطی گذار. دریاگذار. راه گذار. روزگذار. سندان گذار. سندان سینه گذار. فروگذار. فروگذار کردن . قانون گذار. گاوگذار (بسفر). گوش گذار. لشکرگذار. مین گذار. نامه گذار. واگذار. واگذار کردن . ورگذار. هامون گذار. رجوع به این مدخل ها در ردیف خود شود.

    لغت‌نامه دهخدا



    التماس دعا. در هر حدی که یادتون موند
    حلال کنید...


  2. #92

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۸
    نوشته
    373
    مورد تشکر
    1,954 پست
    حضور
    55 روز 13 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    27



    نقل قول نوشته اصلی توسط رحیل نمایش پست
    سلام
    سپاسگزار
       

    گزار. [ گ ُ ] (نف ) گزارنده . اداکننده . رجوع به گزارنده شود.
    ترکیب ها:
    - پیام گزار . پیغام گزار. حقگزار. خوابگزار. شکرگزار. مصلحت گزار. نمازگزار و رجوع به گزاردن و هر یک از این مدخلها شود.
    || ترک کننده . (ناظم الاطباء). || (اِمص ) ادا که از ادا کردن بمعنی قرض پس دادن و نماز کردن باشد. (برهان ). || خواب هم بنظر آمده که در مقابل بیداری است . (برهان ) .

    گذار. [ گ ُ ] (اِمص ) ریشه ٔ فعل گذاردن . گذاشتن . || عبور. مرور. گذشتن :
    ترکیب ها:
    - آسان گذار . انجیره گذار. خانه گذار. خطگذار. خطی گذار. دریاگذار. راه گذار. روزگذار. سندان گذار. سندان سینه گذار. فروگذار. فروگذار کردن . قانون گذار. گاوگذار (بسفر). گوش گذار. لشکرگذار. مین گذار. نامه گذار. واگذار. واگذار کردن . ورگذار. هامون گذار. رجوع به این مدخل ها در ردیف خود شود.

    لغت‌نامه دهخدا



    التماس دعا. در هر حدی که یادتون موند
    سلام ممنونم زمان ما تو دبیرستان با دال ذال می نوشتیم ظاهرا تغییر کرده البته بیشتر علوم انسانی ها این نکات رو دقت می کنن
    بازم تشکر از شما
    چشم حتما شما هم اگر خدا قبول کرد و پذیرفت بریم دعا خواهیم کرد
    یکی گره روسری شو شل کرد رفت جلو دوربین واسه لایک!! یکی بند پوتینشو سفت کرد رفت رو مین واسه خاک


  3. #93

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۱
    نوشته
    56
    مورد تشکر
    216 پست
    حضور
    1 روز 22 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1



    غلط‌های املائی متداول
    غلط: صحیح

    "ضمینه": "زمینه"،
    "برخواستن": "برخاستن"،
    "برخواست": "برخاست"،
    "برگذار": "برگزار"،
    "تلکابین": "تله‌کابین"،
    "سپاسگذار": "سپاسگزار"،
    "بنیانگزار": "بنیان‌گذار"،
    "انظباط": "انضباط"،
    "متعصفانه": "متأسفانه"،
    "متاصفانه": "متأسفانه"،
    "اطاق": "اتاق"،
    "خابیدن": "خوابیدن"،
    "خوانواده": "خانواده"،
    "هء": "هٔ‌"،
    "خردن": "خوردن"،
    "خوشنود": "خشنود"،
    "مرحم": "مرهم"،
    "بی‌مهابا": "بی‌محابا"،
    "طپش": "تپش"،
    "ویژ‌ه‌گی": "ویژگی"،
    "خواستگاه": "خاستگاه"،
    "حاظر": "حاضر"،
    "حظور": "حضور"،
    "کاندید": "کاندیدا"،
    "پرفسور": "پروفسور"،
    "پزشگی": "پزشکی"،
    "تلوزیون": "تلویزیون"،
    "قائله": "غائله"،
    "وحله": "وهله"،
    "باطلاق": "باتلاق"،
    "ظبط": "ضبط"،
    "توجیح": "توجیه"،
    "ترجیه": "ترجیح"،
    "ساتع": "ساطع"،
    "فارق التحصیل": "فارغ‌التحصیل"،
    "ملیون": "میلیون"،
    "ملیارد": "میلیارد"،
    "لشگر": "لشکر"،
    "سرلشگر": "سرلشکر"،
    "اتلاق": "اطلاق"،
    "خورشت": "خورش"،
    "ارتقاع": "ارتقا"،
    "متغییر": "متغیر"،
    "مطمعن": "مطمئن"،
    "زنده‌گی": "زندگی"،
    "هیئت": "هیأت"،
    "سوال": "سؤال"،
    "سئوال": "سؤال"،
    "مسأله": "مسئله"،
    "مساله": "مسئله"،
    "رویا": "رؤیا"،
    "رویت": "رؤیت"،
    " لغب": "لقب"،
    "خوار و بار": "خواربار"،
    "گذاره": "گزاره"،
    "توضیع": "توزیع"،
    "موسسه": "مؤسسه"،
    "درب": "در"،
    "دیرک": "تیرک"،
    "گشت و گزار": "گشت و گذار"،
    "رایفی پور": "رائفی‌پور"،
    "خاننده": "خواننده"،
    "کارت خان": "کارت‌خوان"،
    "تغیر": "تغییر"،
    نماز گذار": "نمازگزار"،
    غلط نیم‌فاصله

    لطفاً مواردی که به می مربوط می‌شود را در اینجا فهرست نکنید، چون این موارد با ابزار موجود در ویکی‌پدیا قابل اصلاح است و هم‌اكنون درست عمل می‌کند.
    غلط: درست

    "می شد": "می‌شد"،
    "میشد": "می‌شد"،
    "می کنند": "می‌کنند"،
    "میکنند": "می‌کنند"،
    "می شوند": "می‌شوند"،
    "میشوند": "می‌شوند"،
    "ویکی پدیا": "ویکی‌پدیا"،
    "ویکیپدیا": "ویکی‌پدیا"،
    "بازیها": "بازی‌ها"،
    "بازی ها": "بازی‌ها"،
    "زبان ها": "زبان‌ها"،
    "منزل‌بمنزل": "منزل‌به‌منزل"،
    "سیاست مدار":"سیاست‌مدار"،
    "ورزش کار": "ورزش‌کار"،
    "شهر نشینان": "شهرنشینان"،
    "شهر نشین": "شهرنشین"،
    "به‌رویم": "برویم"،
    "به رویم": "برویم"،
    "خورده ام": "خورده‌ام"،
    "بر گزار": "برگزار"،
    "آی سی": "آی‌سی"،
    "سر نوشت": "سرنوشت"،
    "سر فراز": "سرفراز"،
    "بی محابا": "بی محابا"،
    "سر نشین": "سرنشین"،
    "رو به رو": "روبه‌رو"،
    "روبه رو": "روبه‌رو"،
    "میکنید": "می کنید"
    غلط گرته‌برداری و معنایی

    "بی‌تفاوت": "بی‌اعتنا"،
    "خدای من": "خدایا"،
    "نقطه‌نظر": "دیدگاه"،
    "بازرسین": "بازرسان"،
    "داوطلبین": "داوطلبان"،
    "فرمایشات": "فرمایش‌ها"،
    "گرایشات": "گرایش‌ها"،
    "آزمایشات": "آزمایش‌ها"،
    "ویرایشات": "ویرایش‌ها"،
    "پیشنهادات": "پیشنهادها"،
    "گزارشات": "گزارش‌ها"،
    "پاکات": "پاکت‌ها"،
    "کوهستانات": "کوهستان‌ها"،
    "نمایشات": "نمایش‌ها"،
    "دستورات": "دستورها"،
    "خوبیت": "خوبی"،
    "بدیت": "بدی"،
    "رهبریت": "رهبری"،
    "منیٔت": "منیت"،
    "دوئیت": "دوئی"،
    "سفارشاً": "سفارشی"،
    "ناچاراً": "به‌ناچار"،
    "دوماً": "دوم"،
    "سوماً": "سوم"،
    "گاها": "گاهی"،
    "گاهاً": "گاهی"،
    "سفارشا": "سفارشی"،
    "ناچارا": "به‌ناچار"،
    "سوما": "سوم"،
    "زبانا": "زبانی"،
    "جاناً": "جانی"،
    "جانا": "جانی"،
    "اقدامات لازمه": "اقدام‌های لازم"،
    "افضل‌تر": "بهتر"،
    "اعلم‌تر": "داناتر"،
    "بر علیه": "بر ضد"،
    "چهارما": "چهارم"،
    "چهارماً": "چهارم"،
    "تلفنا": "تلفنی"،
    "تلفناً": "تلفنی"،
    جهت اقدام ربات

    غلط: درست
    "باطری": "باتری"
    "ضمینه": "زمینه"،
    "برخواستن": "برخاستن"،
    "برخواست": "برخاست"،
    "خواستگاه": "خاستگاه"،
    "برگزار": "برگذار"،
    "برگزاری": "برگذاری"،
    "بر گزار": "برگذار"،
    "بر گزاری": "برگذاری"،
    "بر گزار": "برگذار"،
    "بر گزاری": "برگذاری"،
    "سپاسگذار": "سپاسگزار"،
    "سپاسگذاری": "سپاسگزاری"،
    "بنیانگزار": "بنیانگذار"،
    "بنیان‌گزار": "بنیانگذار"،
    "بنیانگزاری": "بنیانگذاری"،
    "انظباط": "انضباط"،
    "اطاق": "اتاق"،
    "خوانواده": "خانواده"،
    "خوشنود": "خشنود"،
    "بی‌مهابا": "بی‌محابا"،
    "بی مهابا": "بی‌محابا"،
    "پرفسور": "پروفسور"، (جهت یکدست‌سازی رسم‌الخط)
    "پزشگی": "پزشکی"،
    "تلوزیون": "تلویزیون"،
    "قائله": "غائله"،
    "وحله": "وهله"،
    "باطلاق": "باتلاق"،
    "حاظر": "حاضر"،
    "مذبور": "مزبور"،
    "گاها":" گاهی"،
    "گاهاً": "گاهی"،
    "الویت": "اولویت"،
    "خبرگذاری": "خبرگزاری"،
    "اتلاق": "اطلاق"،
    "کورد": "کرد"،
    "توضیع": "توزیع"،
    "گشت و گزار": "گشت و گذار"،
    "رایفی پور": "رائفی‌پور"،
    "خاننده": "خواننده"،
    "کارت خان": "کارت‌خوان"،
    "تغیر": "تغییر"،
    نماز گذار": "نمازگزار"،

  4. تشکرها 2


  5. #94

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۱
    نوشته
    3,253
    مورد تشکر
    17,597 پست
    حضور
    288 روز 5 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    57
    آپلود
    7
    گالری
    65



    نقل قول نوشته اصلی توسط محمدحسین64 نمایش پست
    "بی‌مهابا": "بی‌محابا"،
    "قائله": "غائله"،
    "خورشت": "خورش"،
    سلام
    ممنون. نمی‌دونستم.
    شما می‌دونید فارق درسته یا فارغ؟ توی کلماتی به جز فارغ‌التحصیل منظور هست.
       
    اون بالا به نیم فاصله اشکال گرفتن. اگه بدونید با چه زحمتی دارم نیم فاصله میذارم : )

    نقل قول نوشته اصلی توسط محمدحسین64 نمایش پست
    "هیئت": "هیأت"،
    مطمئنید؟ راستی منبعتون چیه؟
    نقل قول نوشته اصلی توسط محمدحسین64 نمایش پست
    "درب": "در"،
    چرا؟
    نقل قول نوشته اصلی توسط محمدحسین64 نمایش پست
    لطفاً مواردی که به می مربوط می‌شود را در اینجا فهرست نکنید، چون این موارد با ابزار موجود در ویکی‌پدیا قابل اصلاح است و هم‌اكنون درست عمل می‌کند.

    نقل قول نوشته اصلی توسط محمدحسین64 نمایش پست
    "پاکات": "پاکت‌ها"،
    چه جالب
    نقل قول نوشته اصلی توسط محمدحسین64 نمایش پست
    جهت اقدام ربات
    یعنی چی؟
    نقل قول نوشته اصلی توسط محمدحسین64 نمایش پست
    "برگزار": "برگذار"،
    "برگزاری": "برگذاری"،
    "بر گزار": "برگذار"،
    "بر گزاری": "برگذاری"،
    "بر گزار": "برگذار"،
    واقعاً؟
    حلال کنید...

  6. تشکر


  7. #95

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۶
    نوشته
    371
    مورد تشکر
    1,576 پست
    حضور
    4 روز 21 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    برگزاری رو که مطمئنم اینطوری نوشته میشه
    میگن
    برگزاری جشن
    نه برگذاری جشن


    کاربرد صحیح کلمه هیئت و هیات:

    هیئت عزاداری
    هیات رئیسه


  8. تشکر


  9. #96

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۱
    نوشته
    3,253
    مورد تشکر
    17,597 پست
    حضور
    288 روز 5 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    57
    آپلود
    7
    گالری
    65



    ضماد

       
    ضماد. [ ض ِ ] (ع اِ) مرهم . (دهار) (زمخشری ). مرهم جراحت . (مهذب الاسماء). دارو که بر جراحت نهند. ادویه با مایعی درآمیخته که بر عضوی نهند. دواهای زفت که محتاج به بستن است برخلاف طلاء. دارویی که به آب یا بچیزی رقیق دیگر سرشته بر اندامی پهن کنند، وآن را بهندی لیپ گویند. (غیاث ). عبارت از چیزی چند غلیظ باشد که بر چیزی بمالند و بر اعضا نهند و ببندند. (اختیارات بدیعی ). به اصطلاح اطباء، ادویه ٔ مطبوخ یا مایع است که قوام آن غلیظ باشد و بر عضو گذارند ودر قرابادین بتفصیل ذکر یافت ... (فهرست مخزن الادویه ). آنچه از غلیظالقوام که مایع و نرم باشد بر عضو بمالند و ببندند اعم از آنکه موم و روغن داشته یا نداشته باشد. هوکش . ملغم . ج ، اضمدة، ضمادات
       
    دهخدا

    حلال کنید...


  10. #97

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۱
    نوشته
    3,253
    مورد تشکر
    17,597 پست
    حضور
    288 روز 5 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    57
    آپلود
    7
    گالری
    65



    سلام
    چطوری گذاشته بودم این اشتباه از زیر دستم در بره؟
    زیرخاکی پیدا کردم بعد از دو سال و نیم

    نقل قول نوشته اصلی توسط ... نمایش پست
    این درحالی هست که این مغازه دار، اصلا نه در انبار این جنس رو داره، نه در جای دیگه، اما برای این که مشتری خودش رو جلب کنه و به اون جواب منفی نده، با این طرفند، مشتری رو نگه میداره!


    ترفند /tarfand/
    معنی
    ۱. مکر؛ حیله: چون خود نکنی چنان‌که گویی / پند تو بُوَد دروغ و ترفند (ناصرخسرو: ۲۳).
    ۲. تزویر.
    ۳. دروغ.
    ۴. (صفت) [قدیمی] بیهوده: با هنر او همه هنرها یافه / با سخن او همه سخن‌ها ترفند (فرخی: لغت‌نامه: ترفند).

    فرهنگ فارسی عمید
    ویرایش توسط رحیل : ۱۳۹۷/۱۱/۱۲ در ساعت ۲۱:۱۵
    حلال کنید...

  11. تشکر


صفحه 10 از 10 نخست ... 8910

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود