صفحه 1 از 10 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ,,,داستان هائی از لطف خداوند عالم,,,

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    6,289
    صلوات
    4614
    تعداد دلنوشته
    7
    مورد تشکر
    41 پست
    حضور
    66 روز 12 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    11

    مطلب ,,,داستان هائی از لطف خداوند عالم,,,




    سلام!!!
    با توجه به درخواست یکی از دوستان عزیزم در سایت که چند سال پیش درخواست کرده بود داستان های نابی را که از یک دوست به دستم رسیده بود را برایش بگذارم صلاح دیدم تا در تایپیکی برای استفاده عموم قرار دهم.لازم به ذکر است هزینه خواندن هر داستان یک صلوات بر جمیع مومنین و مومنات بالاخص ائمه اطهار علیه السلام و گل سر سبد آن حضرت محمد صل الله علیه و آله می باشد.

    مژده الهی
    در زمان رسول خدا (ص) شخصي بسيار زشت رو و بدقيافه به نام ذوالنمره زندگي مي كرد (نمره ، در لغت به معناي لكه ي صورت است كه همرنگ آن نمي باشد . ) روزي خدمت پيامبر (ص) رسيد و عرض كرد : يا رسول الله ! خداوند چه مسائلي را بر من واجب كرده است ؟
    حضرت به او فرمود : خداوند ، هفده ركعت نماز در شبانه روز ، روزه ي ماه رمضان ، حج خانه ي خدا (با شرايط آن ، مانند داشتن امكانات مالي) و زكات را واجب كرده است . سپس حضرت شرح كاملي درباره ي واجبات او بيان كرد .
    آن شخص عرض كرد : به آن خدايي كه تو را به حق مبعوث كرده است ، جز واجبات كار ديگري انجام نخواهم داد . پيامبر اسلام (ص) به او فرمود : چرا اي ذوالنمره؟!
    عرض كرد : براي اينكه مرا اينگونه زشت و بدقيافه آفريده است ! در اين هنگام جبرئيل (ع) نازل شد و عرض كرد : يا رسول الله ! پروردگار مي فرمايد : از طرف من ذوالنمره را سلام برسان و به او بگو : آيا نمي خواهي خدا تو را در قيامت به زيبايي و وجاهت جبرئيل (ع) قرار داده و به اين صورت تو را محشور گرداند ؟!
    پيامبر اكرم (ص) وقتي مژده ي الهي را به وسيله ي جبرئيل (ع) به او رساند ، عرض كرد : خدايا ! خشنود شدم ، پروردگارا به عزتت سوگند ، من هم در مقابل ، آن قدر عمل نيكو و شايسته انجام بدهم تا تو راضي شوي
    ویرایش توسط سلمان فارسی : ۱۳۹۳/۰۴/۰۹ در ساعت ۱۷:۰۱
    به نظر ما حرکت امام خمینی دقیقا مقدمه سازی ظهور امام عصر(عج) است,لذا باید تقویت شود,ظهور امام عصر(عج)یک مسئله کاملا منطقی است و باید به شدت با خرافات و تیپ افسانه ای که برای ایشان درست شده مبارزه کرد و فهماند که ظهور هم به دست خود ماست,هرگاه مبنای برنامه ریزی ما این مسئله باشد به آن خواهیم رسید و لا غیر.با التماس و اشک و زاری تنها هیچ کاری صورت نمی گیرد.


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    6,289
    صلوات
    4614
    تعداد دلنوشته
    7
    مورد تشکر
    41 پست
    حضور
    66 روز 12 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    11



    خدايا ! ما ياد تو هستيم
    يكي از شاگردان مرحوم آيت حق آخوند ملا محمد كاشي معروف به آخوند كاشي ، آيت الله سيد محمد رضا خراساني است . ايشان يكي از خاطراتي كه درباره ي استاد خود دارد ، چنين بيان مي كند :
    مرحوم آخوند هميشه در حوض آخر مدرسه وضو مي گرفت و هيچ وقت در حوض جلو مدرسه وضو نمي گرفت . وقتي هم كه وضو مي گرفتند ، چند نفر اطراف حوض به عنوان مراقب مي ايستادند ، تا كسي نزديك حوض نشود .
    روزي يك آقاي لري مي آيد ، آن دو سه طلبه مي گويند : آقا مشغول وضو ساختن است . آقاي لر چندان اهميت نمي دهد و سريع وضو مي گيرد . آخوند يك نگاهي به او مي كند و مي گويد : اين وضو به درد كله ات مي خورد . (زيرا هنگام وضو گرفتن جوراب هاي خود را در نياورده بود تا زماني كه نوبت مسح پا برسد .)
    آقاي لر به جناب آخوند مي گويد : آقاي آخوند شما سرتون توي كتاب و قران است ، ميدانيد چه كار كنيد ، وضوي خوب بگيريد ، ما همين اندازه كه مي گيريم بس است و به خدا مي گوييم كه خدايا ! ما ياد تو هستيم .
    تا اين كلمه را گفت : آخوند همانجا سرش را لب حوض گذاشت و گريه ي شديدي كرد و سپس گفت : اين خدا را شناخت ما كه قابل نيستيم !

    به نظر ما حرکت امام خمینی دقیقا مقدمه سازی ظهور امام عصر(عج) است,لذا باید تقویت شود,ظهور امام عصر(عج)یک مسئله کاملا منطقی است و باید به شدت با خرافات و تیپ افسانه ای که برای ایشان درست شده مبارزه کرد و فهماند که ظهور هم به دست خود ماست,هرگاه مبنای برنامه ریزی ما این مسئله باشد به آن خواهیم رسید و لا غیر.با التماس و اشک و زاری تنها هیچ کاری صورت نمی گیرد.


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    6,289
    صلوات
    4614
    تعداد دلنوشته
    7
    مورد تشکر
    41 پست
    حضور
    66 روز 12 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    11



    تعلق خاطر بلاي جان آدمي



    حضرت مريم (س) قبل از اين كه فرزند خويش را به دنيا آورد ، هميشه از عالم غيب غذاي آماده داشت :

    «هر زمان زكريا وارد محراب او مي شد ، غذاي مخصوصي در آنجا مي ديد و از او مي پرسيد : اي مريم ! اين را از كجا آورده اي ؟ پاسخ مي داد : اين از سوي خداست . خدا به هر كه بخواهد بي حساب روزي مي دهد.»(آل عمران،37).

    اما زماني كه فرزند خود را به دنيا آورد ، از سوي پروردگار خطاب رسيد :

    «اي مريم ! تنه ي درخت را به طرف خود تكان ده ، رطب تازه اي بر تو بريزد و ميل كني» (مريم ، 25) .

    مريم عرض كرد : خدايا ! چه شده است كه وقتي درد زايمان نچشيده بودم ، روزي مرا بي رنج و زحمت و بدون درخواست عنايت مي كردي و اكنون كه ضعف بر من غلبه كرده و پرستاري اين كودك هم موجب گرفتاري شده ، مرا به تكان دادن نخل خرما فرمان مي دهي !؟

    از درگاه پروردگار خطاب رسيد : «اي مريم! قبل از اين پيشامد ، تمام قلب و خاطرت براي ما بود و دل تو براي ما مي تپيد ، و ما نيز كار تو را بدون زحمت درخواست (به خاطر محبتي كه به تو داشتيم) انجام مي داديم . اما اكنون ، گوشه ي دلت اين كودك است و ياد او گاهي تو را از ما و ذكر ما غافل مي كند و باعث مي شود تو ما را فراموش كني ، به همين دليل زحمت تو افزون گشته است.»

    ویرایش توسط سلمان فارسی : ۱۳۹۳/۰۴/۱۱ در ساعت ۱۹:۲۳
    به نظر ما حرکت امام خمینی دقیقا مقدمه سازی ظهور امام عصر(عج) است,لذا باید تقویت شود,ظهور امام عصر(عج)یک مسئله کاملا منطقی است و باید به شدت با خرافات و تیپ افسانه ای که برای ایشان درست شده مبارزه کرد و فهماند که ظهور هم به دست خود ماست,هرگاه مبنای برنامه ریزی ما این مسئله باشد به آن خواهیم رسید و لا غیر.با التماس و اشک و زاری تنها هیچ کاری صورت نمی گیرد.


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    6,289
    صلوات
    4614
    تعداد دلنوشته
    7
    مورد تشکر
    41 پست
    حضور
    66 روز 12 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    11



    خدا !

    در بعضي از كتب معتبر نقل شده است : روزي زني بچه ي شيرخوارش را در بغل گرفته بود و از روي پلي كه روي شط آب بود مي گذاشت .
    ناگاه بر اثر ازدحام جمعيت به زمين خورد و بچه اش در آب افتاد ، فرياد زد: «مسلمانان ! به فرياد برسيد.» قنداقه ي بچه روي آب حركت كرده و مادر در حالي كه از مردم استغاثه مي كرد به دنبال او مي رفت ، تا به جايي رسيد كه مقداري از آب رودخانه وارد قسمتي مي شد كه براي گردش سنگ آسياب تهيه ديده بودند .
    از قضا كودك هم وارد اين قسمت شد . مادر ديد الان فرزندش همراه آب در زير سنگ آسياب له خواهد شد و يقين كرد كه ديگر كسي نمي تواند او را نجات دهد .
    آن لحظه كه نزديك فرو رفتن كودك بود ، سر به آسمان بلند كرد و فقط يك كلمه گفت : «خدا» ، فورا آب متوقف شد و روي هم متراكم گرديد ! مادر با دست خود كودكش را برداشت و شكر الهي را به جاي آورد .

    ویرایش توسط سلمان فارسی : ۱۳۹۳/۰۴/۰۹ در ساعت ۱۷:۰۰
    به نظر ما حرکت امام خمینی دقیقا مقدمه سازی ظهور امام عصر(عج) است,لذا باید تقویت شود,ظهور امام عصر(عج)یک مسئله کاملا منطقی است و باید به شدت با خرافات و تیپ افسانه ای که برای ایشان درست شده مبارزه کرد و فهماند که ظهور هم به دست خود ماست,هرگاه مبنای برنامه ریزی ما این مسئله باشد به آن خواهیم رسید و لا غیر.با التماس و اشک و زاری تنها هیچ کاری صورت نمی گیرد.


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    6,289
    صلوات
    4614
    تعداد دلنوشته
    7
    مورد تشکر
    41 پست
    حضور
    66 روز 12 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    11



    حسن ظن به خدا



    نقل شده است : يكي از علما ، عالمي را (كه از دنيا رفته بود) در خواب ديد كه به مقام عالي و ارجمندي رسيده ، از او سوال كرد به چه سبب به اين مقام رسيدي ؟

    گفت : به واسطه ي حسن ظني كه به خدا داشتم و كسي به خير و خوبي دنيا و آخرت نمي رسد ، مگر به داشتن حسن ظن به خداي متعال ، پس سزاوار است كه بنده گمان خوب به خدا داشته باشد ؛ زيرا وسيله ي بزرگي است براي سعادت او ، و چه چيز بهتر از اين مي شود ؟ زيرا كه خداي تعالي مي فرمايد : «من نزد گمان خوب بنده ام هستم .»

    كتاب «ارشاد» روايتي براي سبب نزول آيه ي شريفه ي «نبي عبادي اني انا الغفور الرحيم» نقل كرده است كه : روزي رسول خدا (ص) بر جمعي عبور كردند كه مي خنديدند ، پس آن حضرت ايستاد و فرمود : «آيا مي خنديد ؟ اگر مي دانستيد آن چه را كه من مي دانم (از عذابهاي الهي) هر آينه كمتر مي خنديديد و بسيار بر حال خود گريه مي كرديد.»

    پس جبرئيل نازل شد و عرض كرد : يا رسول الله ! خدايت سلام مي رساند و مي فرمايد : «نبي عبادي اني انا الغفور الرحيم و ان عذابي هو العذاب الاليم» (حجر،49-50)

    يعني : (اي رسول ما !) بندگان مرا آگاه ساز و مژده بده ايشان را ، كه من بسيار آمرزنده و مهربانم و نيز آنها را بترسان كه عذاب من بسيار سخت و دردناك است .
    به نظر ما حرکت امام خمینی دقیقا مقدمه سازی ظهور امام عصر(عج) است,لذا باید تقویت شود,ظهور امام عصر(عج)یک مسئله کاملا منطقی است و باید به شدت با خرافات و تیپ افسانه ای که برای ایشان درست شده مبارزه کرد و فهماند که ظهور هم به دست خود ماست,هرگاه مبنای برنامه ریزی ما این مسئله باشد به آن خواهیم رسید و لا غیر.با التماس و اشک و زاری تنها هیچ کاری صورت نمی گیرد.


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۳
    نوشته
    730
    صلوات
    21262
    تعداد دلنوشته
    10
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    12 روز 13 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    داستان هایی خیلی قشنگ و عبرت آموزی بود...
    الهی ، همنشین از همنشین رنگ می گیرد ،خوشا آنکه با تو همنشین است . . .(صلوات بر محمد و ال محمد)
    فکر کنم باز گم شدم خدایا...
    صبرم از کاسه دگر لبریز است...
    اگر این جمعه نیاید چه کنم؟!
    آنقدر من خجل از کار خویشم
    اگر این جمعه بیاید چه کنم؟!
    یا اباصالح ادرکنی...



  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    6,289
    صلوات
    4614
    تعداد دلنوشته
    7
    مورد تشکر
    41 پست
    حضور
    66 روز 12 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    11



    رؤياي صادقانه


    يكي از تجار محترم قم «آقاي حاج سيد علي» متوفي 1348 مي گويد : من در تهران در مجمعي بودم ، اتفاقا فرماندار كاشان نيز در آن مجمع حضور داشت . يكي از افراد مجلس از فرماندار پرسيد : شما در طول حكومت خود در كاشان از عجايب چه ديديد ؟
    فرماندار در جواب گفت : آن زماني كه در كاشان حكومت داشتم ، مردم از ترس عقرب شبها روي تخت مي خوابيدند ، و بعضي براي احتياط بيشتر ، پايه هاي تخت را ميان آب مي گذاشتند تا جانوري از پايه ي تخت بالا نرود . اين رسم در تمام كاشان وجود داشت و چاره اي جز اين نبود .
    من هم در تابستان ، طبق همان عادت و رسم ديرينه ي كاشان ، براي حفظ جانم كه شب با خيال راحت خوابيده باشم ، در پشت بام خانه ي مسكوني خود چنين جايي براي خودم درست كردم و علاوه بر آن پشه بند هم داشتم كه از تمامي جهات جاي من محفوظ باشد و از گزند جانوران و گزندگان در امان باشم و علاوه بر اينها وقتي كه بالاي بام مي رفتم ، خدمت گزاران نردبان را بر مي داشتند تا آسايش خاطر بيشتري باشد و احتمال آمدن جانور از پايين به بالا هم نباشد .
    من شبي با خيال راحت خوابيده بودم ، در عالم خواب ديدم كه عقربي ميان پشه بند از ساق پايم آمده و روي سينه ام نشسته است ، در اين حال ديدم شخصي به آن عقرب مي گويد : تو اينجا چه مي كني ؟ گفت : آمده ام تا اين شخص بداند با آن همه مراقبت باز مي توانيم بياييم ، ولي مأمور گزند و آسيب نيستيم .
    من وحشت زده از خواب بيدار شدم ؛ ناگهان ديدم عقربي روي سينه ي من نشسته است ، فوري داد زدم ، خدمت گزاران آمدند و عقرب را گرفتند و من از آسيب حتمي نجات يافتم .
    گر نگهدار من آن است كه من مي دانمشيشه را در بغل سنگ نگه مي دارد

    ویرایش توسط سلمان فارسی : ۱۳۹۳/۰۴/۱۰ در ساعت ۱۷:۴۰
    به نظر ما حرکت امام خمینی دقیقا مقدمه سازی ظهور امام عصر(عج) است,لذا باید تقویت شود,ظهور امام عصر(عج)یک مسئله کاملا منطقی است و باید به شدت با خرافات و تیپ افسانه ای که برای ایشان درست شده مبارزه کرد و فهماند که ظهور هم به دست خود ماست,هرگاه مبنای برنامه ریزی ما این مسئله باشد به آن خواهیم رسید و لا غیر.با التماس و اشک و زاری تنها هیچ کاری صورت نمی گیرد.


  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    6,289
    صلوات
    4614
    تعداد دلنوشته
    7
    مورد تشکر
    41 پست
    حضور
    66 روز 12 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    11



    سلام!!!
    لازم به ذکر است داستان های بسیار زیادی هم دارم منتها نمی توانم ویرایششان کنم.چون به صورت بسیار نامرتب می آیند.فعلا این داستانها را بخوانید تا بتوانم بقیه را نیز ویرایش کنم.
    بیکار نشینید یک صلوات بلند بفرستید تا بقیه اش را هم بگذارم!
    مژده می دهم تکه های ناب عرفانی هم برایتان بگذارم که تا به حال نشنیده اید ونخوانده اید!
    به نظر ما حرکت امام خمینی دقیقا مقدمه سازی ظهور امام عصر(عج) است,لذا باید تقویت شود,ظهور امام عصر(عج)یک مسئله کاملا منطقی است و باید به شدت با خرافات و تیپ افسانه ای که برای ایشان درست شده مبارزه کرد و فهماند که ظهور هم به دست خود ماست,هرگاه مبنای برنامه ریزی ما این مسئله باشد به آن خواهیم رسید و لا غیر.با التماس و اشک و زاری تنها هیچ کاری صورت نمی گیرد.


  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    6,289
    صلوات
    4614
    تعداد دلنوشته
    7
    مورد تشکر
    41 پست
    حضور
    66 روز 12 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    11



    توكل به خدا
    «حاتم اَصم» كه يكي از زهاد عصر خويش بود ، مردي بود فقير و عائله دار كه به سختي زندگي خود را اداره مي كرد ، اما اعتقاد فوق العاده اي به خدا داشت . شبي با دوستانش نشسته بود ، صحبت از حج و زيارت خانه ي خدا به ميان آمد . شوق زيارت به دلش افتاد ، به منزلش مراجعت كرد و به اهل و عيالش گفت : اگر شما با من موافقت كنيد كه به زيارت خانه ي خدا بروم ، براي شما دعا خواهم كرد . عيالش گفت : تو با اين حال فقر و تنگ دستي و اين عائله ي زياد كجا مي خواهي بروي ؟ زيارت بيت الله الحرام بر كسي واجب است كه غني و ثروتمند باشد ؛ بچه ها هم گفتار مادر را تصديق نمودند ، جز يك دختر بچه اي كه شيرين زباني كرده ، و گفت : چه مي شود اگر شما به پدرم اجازه دهيد ؟ بگذاريد هر كجا مي خواهد برود ، روزي دهنده ي ما خداست و پدر وسيله ي روزي ماست ، خداي متعال قدرت دارد روزي را به وسيله ي ديگري به ما برساند .
    از گفتار اين دخترك همه متذكر شده ، او را تصديق كردند و اجازه دادند كه پدرشان به خانه ي خدا برود .
    حاتم مسرور و خوشحال شد و اسباب سفر را فراهم كرد و با كاروان حج حركت كرد ، از آن طرف همسايگان به منزل او آمدند ؛ زبان به ملامت گشوده و گفتند ؛ كه چرا با اين فقر و تهي دستي گذاشتيد كه پدرتان به سفر برود ، چند ماه اين سفر طول خواهد كشيد و شما از كجا مخارج زندگي را تأمين خواهيد نمود ؟
    همه بچه ها بار گناه را به دوش دخترك بي چاره انداخته و او را ملامت مي كردند كه اگر تو سخن نگفته بودي و زبانت را كنترل مي كردي ، ما اجازه نمي داديم پدر به مسافرت برود . دختر متأثر شد و اشك هايش جاري گرديد ، سپس سر به سوي آسمان بلند كرد و دست ها را به دعا برداشت و گفت : «پروردگارا! اينان به فضل و كرمت عادت كرده اند و از خوان نعمت تو برخوردار بوده اند ، تو آنها را ضايع مگردان و مرا هم در نزد آنها شرمنده مكن. »
    در حالي كه آنها متحير نشسته بودند و فكر مي كردند از چه راهي آب و طعام به دست آورند ، اتفاقا حاكم شهر از شكار بر مي گشت ، تشنگي بر او غلبه كرده بود ، جمعي از همراهان را به در منزل حاتم فرستاد تا آب بياورند ، آنها در خانه را كوبيدند ، زن حاتم پشت در آمد ، پرسيد چه كار داريد ؟ گفتند : امير پشت در منزل ايستاده ، از شما مقداري آب مي خواهد . زن بهت زده به آسمان نگاه كرد و گفت : پروردگارا! ديشب گرسنه به سر برديم و امروز امير به ما محتاج شده و از ما آب مي طلبد . زن ظرفي را پر از آب كرده نزد امير آورد و از سفالين بودن ظرف عذرخواهي نمود .
    امير از همراهان پرسيد : اين جا منزل كيست ؟ گفتند : منزل حاتم اصم ، كه يكي از زهاد اين شهر است ، شنيده ايم او به سفر خانه ي خدا رفته و خانواده اش به سختي زندگي مي كنند .
    امير گفت : ما به اينها زحمت داديم و از آنها آب خواستيم ، از مروت و مردا نگي دور است كه امثال ما به اين مردم مستمند و ضعيف زحمت دهند و بار خود را به دوش آنها بگذارند .
    امير اين را گفت و كمربند زرين خود را باز كرده به داخل منزل افكند و به همراهان خويش گفت : كسي كه مرا دوست دارد ، كمربند خود را به داخل منزل بيندازد . همه ي همراهان كمربندهاي زرين را باز كرده و به داخل منزل افكندند ، وقتي كه خواستند برگردند ، امير گفت : درود خدا بر شما خانواده باد ! الان وزير من قيمت كمربندها را براي شما مي آورد و آنها را مي برد . خداحافظي كرده و رفتند ، چند لحظه اي طول نكشيد كه وزير برگشت و پول كمربندها را آورد و آنها را تحويل گرفت ، چون دخترك اين جريان را مشاهده كرد به گريه افتاد . از او پرسيدند : چرا گريه مي كني ؟ تو بايد خوشحال باشي ؛ زيرا خداي متعال به لطف خود ، به ما وسعت داده است ، دختر گفت : گريه ام براي آن است كه ديشب گرسنه سر بر بالش گذارديم و امروز مخلوقي به سوي ما نظر انداخت و ما را بي نياز ساخت ، پس هرگاه خداي مهربان به سوي ما نظر افكند ، لحظه اي ما را به خود وا نخواهد گذارد .
    سپس براي پدرش دعا كرد : پروردگارا! همچنان كه به ما نظر رحمت فرمودي و كار ما را اصلاح نمودي ، نظري به سوي پدر ما كن و كار او را اصلاح فرما .
    خداي كريم به رحمت خويش دعاي دختر را در حق پدر مستجاب كرد ؛ هنگامي كه پدر او در ميان قافله حركت مي كرد ، كسي از او فقيرتر نبود ؛ زيرا نه مركبي داشت كه بر آن سوار شود و نه توشه ي درستي ، البته كساني كه او را مي شناختند ، گاهي كمك مختصري به او مي كردند .
    اتفاقا شبي امير حاجي ها به دل درد شديدي مبتلا شد كه طبيب از معالجه اش عاجز گرديد ، امير گفت كه آيا كسي در ميان قافله هست كه اهل عبادت باشد و براي من دعا كند ؟ گفتند : بله ، حاتم اصم همان پيرمرد زاهد همراه ماست.
    امير گفت : او را هرچه زودتر حاضر كنيد . غلامان دويدند و او را نزد امير آوردند ، حاتم سلام كرد ، و كنار بسترش نشست و دعا كرد ، از بركت دعايش ، امير بهبود يافت ، از اين نظر مورد توجه و علاقه ي او قرار گرفت ، دستور داد تا مركبي براي سواري او آماده كنند و مخارجش هم در رفتن و برگشتن با امير باشد . حاتم تشكر كرد و آن شب هنگام خواب در بستر با خداي خود مناجات كرد و به خواب رفت ، در عالم خواب هاتفي به او گفت : اي حاتم ! كسي كه كارهاي خويش را با ما اصلاح كند و بر ما اعتماد داشته باشد ، ما هم لطف خود را شامل او خواهيم نمود . اينك براي فرزندانت غمگين مباش ، ما وسيله ي معاش آنان را فراهم كرديم .
    از خواب بيدار شد و بسيار حمد و سپاس الهي را نمود .
    هنگامي كه از سفر برگشت ، فرزندانش به استقبال پدر شتافتند و از ديدن او خوشحالي مي كردند ، ولي از همه بيشتر به دختر كوچكش محبت ورزيد و او را در آغوش گرفت و صورتش را بوسيد و گفت : چه بسا كوچك هاي يك اجتماع از لحاظ فهم و شعور ، از بزرگان آن جمعيت محسوب مي شوند و نسبت به آنها برتري دارند . خدا به بزرگتر شما از نظر سن توجه نمي كند ، بلكه نظر دارد به آنكه معرفتش در حق او بيشتر باشد.
    پس بر شما باد معرفت خدا و اعتماد بر او ؛ زيرا كسي كه بر او توكل كند خدا هم او را وا نمي گذارد .

    به نظر ما حرکت امام خمینی دقیقا مقدمه سازی ظهور امام عصر(عج) است,لذا باید تقویت شود,ظهور امام عصر(عج)یک مسئله کاملا منطقی است و باید به شدت با خرافات و تیپ افسانه ای که برای ایشان درست شده مبارزه کرد و فهماند که ظهور هم به دست خود ماست,هرگاه مبنای برنامه ریزی ما این مسئله باشد به آن خواهیم رسید و لا غیر.با التماس و اشک و زاری تنها هیچ کاری صورت نمی گیرد.


  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    6,289
    صلوات
    4614
    تعداد دلنوشته
    7
    مورد تشکر
    41 پست
    حضور
    66 روز 12 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    11



    جز محبت چيزي نديدم
    از حضرت آيت الله مظاهري ، استاد درس اخلاق نقل شده است :
    زني عارف ، دم مرگ بود . عرفا و صاحبان معرفت و بصيرت ، در اطراف او جمع شده بودند ، بحث از شناخت و معرفت شد ، يكي از آنان در اين باره گفت : ما كسي را عارف نمي دانيم ، مگر اينكه بر نعمت هاي الهي شكر گذار باشد . عارف ديگري گفت : ما عارف را عارف نمي دانيم ، مگر اين كه به بلاهاي الهي زبان شكر و سپاس داشته باشد .
    آن زن كه لحظه ي مرگ او فرا رسيده بود ، جمله اي در اين زمينه بيان كرد كه از همه عالي تر و پر معني تر بود ، گفت : عارف را عارف نمي دانم ، مگر اينكه در عالم هستي به غير از محبت چيزي نبيند . حضرت زينب (س) هم ، وقتي در كوفه با عبيدالله بن زياد مواجه شد ، در مقام پاسخ به طعنه گويي هاي آن ملعون گفت : «در حادثه عاشورا از طرف خداوند جز زيبايي و نيكي چيزي نديدم»

    به نظر ما حرکت امام خمینی دقیقا مقدمه سازی ظهور امام عصر(عج) است,لذا باید تقویت شود,ظهور امام عصر(عج)یک مسئله کاملا منطقی است و باید به شدت با خرافات و تیپ افسانه ای که برای ایشان درست شده مبارزه کرد و فهماند که ظهور هم به دست خود ماست,هرگاه مبنای برنامه ریزی ما این مسئله باشد به آن خواهیم رسید و لا غیر.با التماس و اشک و زاری تنها هیچ کاری صورت نمی گیرد.


صفحه 1 از 10 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود