جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: امام معصوم و درخواست مرگ

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    1,512
    مورد تشکر
    114 پست
    حضور
    111 روز 9 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    159
    آپلود
    0
    گالری
    1

    امام معصوم و درخواست مرگ





    پرسش:
    امام کاظم (علیه السلام) که خودش از خداوند متعال می خواهد که از زندان خلاصش کند، در حالی که این درخواست مذموم است، چطور می تواند بر طرف کننده حاجات دیگران باشد؟ آیا حاجت خواستن مستقیم از امام شرک نیست؟

    پاسخ:
    این برداشت غلط از آن جا ناشی می شود که ما اراده و عمل امام را در برابر عمل خداوند قرار می دهیم و فکر می کنیم که مستقل در رفع حاجت حاجتمندان است. در حالی که او نیز مثل سائر انسان ها بنده ای از بندگان خداوند است، و بالاتر از او رسول خدا (صلی الله علیه و آله) که ما هر روز، نُه بار قبل از شهادت به رسالت او، به بندگی اش شهادت می دهیم: «أشهد أنّ مُحَمَدا عَبدُه و رَسُولُهُ». ولی با این تفاوت که بنده آبرومند و موجه خداوند است که اگر چیزی از خداوند طلب کند رد نمی کند، و خود نیز در عین حال همه چیز خود را از خداوند دارد، و رافع حاجات و نیازهایش اوست. پس برای حل مشکلاتش به خداوند متوسل می شود.
    ما در احادیث داریم که بند کفش خود را نیز ار خداوند طلب کنید و بندگی هم همین است که انسان فقیر محض است و هیچ از خود ندارد و هر چه دارد حتی نفسی که می کشد از جانب غنی محض است. و در این قضیه امام و غیر امام تفاوتی ندارند.
    حضرت عیسی (علیه السلام) فرمود: «وَ أُبْرِئُ الْأَكْمَهَ وَ الْأَبْرَصَ‏ وَ أُحْيِ الْمَوْتى‏ بِإِذْنِ اللَّه
    »؛ کور و پیس را شفا می بخشم و مردگان را زنده می کنم به اذن الهی.(1) پس اولیاء الهی اگر کاری انجام می دهند و مریضی را شفا می بخشند با اذن الهی است، و از طرف خودشان نیست که بگوییم پس چرا خودش برای رفع مشکلات از خداوند کمک می خواهد.
    اما در مورد دعای امام که در «بحار الانوار» آمده است با دقت در متن حدیث نمی شود به این نتیجه رسید که امام درخواست مرگ کرده است. دعاچنین است: «یا سیدی نجّنی من حبس هارون و خلصنی من یده»؛ مولای من مرا از زندان هارون نجات ده و از دست او مرا خلاص کن.(2)
    در دعا، طلب مرگ نیست و گفته شده که امام بعد از این دعا از زندان آزاد شد، چون زندانی شدن امام یک بار نبوده است که در آخر آن کشته شده باشد. پس طبق صریح دعا نمی توان گفت که درخواست امام مرگ بوده است. و بر فرض بعد از این دعا کشته شده باشد به مصلحت الهی، ایشان با شهادت از این زندان خلاص شدند. در عین حالی که اگر این طلب شهادت باشد ممدوح هم است، و بر فرض طلب مرگ، وقتی انسان در فشار است و آزار و اذیت بیش از اندازه است، این طلب مرگ در حالت عادی نیست که کراهت داشته باشد.
    و این که امام حاجت ما را برآورده می کند، دلیل بر عدم محدودیت و قدرت مطلق او نیست؛ زیرا همان طور که در فلسفه بیان شده است، ممکن بودن و کلمه امکان، نشان اصلی فرق بین خدا و انسان است، که او غنی بالذات، و ما فقیر محض هستیم؛ و امکان محدودیت انسان را نشان می دهد، که این انسان دارای ماهیت، محدودیت وجودی دارد.
    ائمه (علیهم السلام) نیز از این قاعده مستثنی نیستند، با این تفاوت که آن ها چون سعه وجودی بیشتری دارند به خداوند متعال نزدیکترند و وسعت توانایی آن ها بیشتر است، ولی نامحدود نیستند.
    سوای این مساله هر آن چه انجام می دهند به اذن و اراده الهی انجام می دهند. کلینی در «اصول کافی» کتاب الحجة، باب «أن الأئمة لم یفعلوا شیئا ولا یفعلون إلا بعهد من الله (عز وجل) وأمر منه لا یتجاوزونه»، احادیثی را در این باب ذکر می کند که طبق آن ها رسول خدا (صلی الله علیه و آله) برای امیرالمومنین و هر امامی برای امام بعدی، میراثی بجا می گذارد که طبق آن وظایفی از جانب خداوند برای او تعیین شده است که باید عمل کند.
    پس اعمال ائمه (علیهم السلام) طبق فرمان الهی است، و این طور نیست که مستقل باشند تا گفته شود آن ها قدرت محدود دارند یا نامحدود. همه چیز نامحدودش برای خداوندی است که واجب الوجود است و ماده نیست و ماهیت ندارد که صفات او را محدود کند؛ ولی غیر او هر چه هستند از او کمترند و محدود می باشند.
    لذا اگر مراد ما این باشد، که امام بدون قدرت الهی، و شخص خودش، این حاجات را برآورده می کند، این شرک است؛ اما اگر اعتقادمان این باشد که امام، واسطه ای بیش نیست و چون بنده ای آبرومند در پیشگاه الهی است، او را واسطه قرار می دهیم بین خود و خدا؛ در واقع طبق همان بابی که مرحوم کلینی قرار داده است امام هر عملی که انجام می دهد با امر الهی است، و مشکلی وجود ندارد هر چند خطاب مان مستقیم برای امام باشد که مثلا یا امام رضا فرزند مرا شفا ده.
    پس چند نکته مشخص شد:
    اراده امام جدای از اداره الهی نیست، بلکه در طول اراده اوست؛ تمام کارهای امام با اذن وامر الهی است.
    همه ائمه برای تک تک کارهای خود، از خداوند کسب تکلیف می کند.
    بیان این نکته نیز خالی از لطف نیست که طبق آموزه های قرآن، خداوند به اولیاء خود ولایت تکوینی و تشریعی داده است. مراد از ولایت تکوینی این است که امام می تواند در امور این عالم تصرف کند، مثل دمیدن حضرت عیسی در مجسمه و پرنده شدن آن، شفا دادن مریضان نیز از این قبیل است. ولایت تشریعی نیز به جعل شریعت و بیان احکام الهی بر می گردد.
    خلاصه کلام:
    آن چه از نصوص استفاده می شود طلب مرگ مذموم بوده و کراهت دارد، اما اگر کسانی از اولیاء الهی آرزوی مرگ کرده اند با توجه به این که طبق آیات سوره جمعه: «قُلْ يا أَيُّهَا الَّذينَ هادُوا إِنْ زَعَمْتُمْ أَنَّكُمْ أَوْلِياءُ لِلَّهِ مِنْ دُونِ النَّاسِ فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ‏ إِنْ كُنْتُمْ صادِقينَ»؛
    بگو: اى كسانى كه يهودى شده ‏ايد، اگر پنداريد كه شما دوستان خداييد نه مردم ديگر، پس اگر راست مى‏ گوييد درخواست مرگ كنيد(4)؛ چون از اولیاء الهی هستند و قرب و جوار الهی را به ماندن در این دنیا ترجیح می دهند، تخصیص می خورند.

    _________
    (1) آل عمران/ 49.
    (2) مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، مترجم: خسروی موسی، ج 48، ص 198، ، نشر اسلامیه، 1355ش.
    (3) جمعه/ 6.
    (4) یوسف/ 97.




    لینک اصلی


    ویرایش توسط مدیر تدوین : ۱۳۹۴/۱۱/۱۸ در ساعت ۱۹:۵۳

  2.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود