جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: تحقیقی پیرامون موسیقی

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۳
    نوشته
    98
    صلوات
    172
    تعداد دلنوشته
    4
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    10 روز 18 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    تحقیقی پیرامون موسیقی




    (قسمت اول)
    1. موسیقیچیست؟
    علم‌ موسیقی از شعب‌ علوم‌رياضي‌ محسوب‌ و در صحت‌ آن‌ و آثار واقعی ناشی از آن مانند غمگين‌ كردن، خوشحال‌ نمودن‌ و خندانيدن‌ و به‌ گريه‌ در آوردن‌ و به‌ خفت‌ درآوردن‌ يا سنگين‌ كردن‌ نفس‌ و احيانا خلع‌ و لبس‌، جاي‌ شبهه‌ و ترديد نيست. حال باید دید با این اوصاف و صحتی که در علم موسیقی وجود دارد چرا از طرف دین اسلام و برخی از بزرگان و متخصصین اعم از مسلمان یا غیر مسلمان تحریم شده است.
    البته شاید کسانی باشند که بگویند با شنیدن موسیقی به حالت شادی و هیجان دست پیدا می‌کنند. که البته نمی‌شود حرف آنها را تکذیب کرد. اما این اشخاص باید بدانند که آثار منفی موسیقی در دراز مدت مشخص می‌شود و بالاخره تاثیرات مخرب خود را بر روی جسم و روح فرد می‌گذارد، هر چند که در کوتاه مدت باعث شادی و سرخوشی گردد. مانند اعتیاد به مواد مخدر که در اوایل به انسان شادی و حالت سرخوشی دست می‌دهد، اما در آینده آثار شوم آن نمایان می‌گردد. همچنین گفته می‌شود که بر اثر پخش موسیقی در گاوداری‌ها، میزان شیردهی گاوها افزایش یافته است. ولی این نکته را بیان نمی‌کنند که شیر همین گاوها نسبت به قبل غلظتش پایین‌تر آمده و عمر مفید گاوها نیز کاهش یافته است.
    دکتر «هیموتو» یک محقق ژاپنی است که در تحقیقی وسیع که در طی یازده سال پیرامون آب داشته است به این نتیجه رسیده است که: همانطوری که آب نسبت به ظرفی که درون آن ریخته می‌شود تاثیر می‌پذیرد و به شکل آن در می‌آید، از اتفاقات و صداهای اطراف خود نیز تاثیرپذیر است و ساختار مولکولی آن نسبت به پیرامون خود واکنش نشان می‌دهد. ایشان حدود ده هزار بار از آب‌های گوناگون در حالات متفاوت نمونه‌برداری کرده است و نتیجه تحقیقاتش را در چهار جلد کتاب به چاپ رسانده است. ایشان در جایی از تحقیق خود می‌گوید: زمانی که صوت قرآن را به همان شکل معمول آن برای مقداری آب پخش کردیم و بعد از آن عکس‌برداری شد، مولکول‌های آب به شکل بسیار زیبایی درآمده و شکلی مانند گل و کریستال الماس به خود گرفته بودند؛ اما زمانی که برای همان مقدار آب موسیقی تند (metal) پخش شد مولکول‌های آب به شکل بسیار زشت و نامنظمی تغیر شکل دادند. این در حالی بود که مولکول‌ها براثر پخش موزیک‌های کلاسیک، شکل منظمی به خود می‌گرفتند. همانطور که می‌دانیم حدود 70 درصد بدن آدمی از آب تشکیل شده است، از این رو بدن ما هم از پیرامون خود و اتفاقات و صداهای آن تاثیر مثبت یا منفی می‌پذیرد.
    آنچه از تحقیق ایشان و سایر اندیشمندان حاصل می‌شود این است که شنیدن موسیقی روی انسان تاثیر می‌گذارد و هیچ شکی درآننیست و اینکه کسانی ادعا کنند که شنیدن موزیک تاثیری روی آنها ندارد، از سر جهالت و نداشتن علم است و یا برای فرار از واقعیت برای رسیدن به امیال نفسانی خویش هستند.

    2. بررسی نظرات بزرگان و محققین غربی در رابطه باموسیقی
    در این میان بررسی نظرات بزرگان و متخصصین غیر مسلمان در رابطه با موسیقی، جالب و حاوی نکات ارزشمندی خواهد بود و به خوبی نشان‌دهنده آثار مخرب و منفی موسیقی می‌باشد.
    از آن جمله می‌توان به تحقیقات کارشناسان شورای ملی تجسسات کانادا توجه نمود: «هرگز هنگام خواب پیچ رادیو را باز نگذارید که حتی خیلی آهسته صدای موسیقی پخش شود. آزمایشات دانشمندان نشان داده است که صدای موسیقی هر قدر هم ضعیف باشد، آشفتگی فوق‌العاده شدیدی در کار مغز ایجاد می‌کند.» ((روزنامه اطلاعات شماره 12754.))
    «لوتر»می‌گوید: «موسیقی در تخدیر اعصاب از مواد مخدر هم قوی‌تر است.» ((کتاب شعر و موسیقی دکتر ابوتراب رازانی.))
    «هانسلیک» می‌گوید: «موسیقی بوجود آورنده وتحریک‌کننده احساسات است (مانند تریاک، سیگار، مشروب و...) و یا برای فرار از احساسات مورد استفاده قرار می‌گیرد.»
    پروفسور آدلر «استاد دانشگاه کلمبیا می‌گوید»: بهترین و دلکش‌ترین نواهای موسیقی، شوم‌ترین آثار را بر روی سلسله اعصاب می‌گذارد. موسیقی علاوه براینکه سلسله اعصاب را در اثر جلب دقت، خارج از حد طبیعی بسیار خسته می‌کند، عمل ارتعاش صوتی که در موسیقی انجام می‌گیرد، تعرق خارج از حد طبیعی در جلد ایجاد می‌نماید که بسیار زیاد است و ممکن است امراض گوناگونی را به وجود آورد. ((مجله دیمانش ایلوستر چاپ پاریس شماره 630.))
    «هگل» فیلسوف شهیر فرانسوی می‌گوید: «ادبیات، عالی‌ترین هنرها و موسیقی، پست‌ترین هنرهاست، زیرا اولی بیش از همه با فکر و معنا سروکار دارد و موسیقی با حقیقت و معنا سروکار ندارد ((مبانی فلسفه صفحه 407.))
    و نیز او در جایی دیگر می‌گوید: «چه با شکوه است راز و نیاز مسلمانان با خدای خود در مکان‌های بی‌آلایش و چه ناپسند است راز و نیاز مسیحیان در کلیسا که با آهنگ و موسیقی همراه است. ((پاورقی کتاب قهرمانان، نوشته توماس کارلایل.))
    «فرانکو باتیاتو» یکی از خوانندگان مشهور ایتالیاییموسیقی راک، در مورد این نوع موسیقی می‌گوید: «انسان کافی است پیام‌های برخی گروه‌های راک را گوش دهد تا شیطان‌پرست شود. بسیاری از گروه‌های راک دچار نوعی تشنج رفتاری شده و پیام‌های شیطانی را در موسیقی خود وارد می‌کنند. در جهان امروز واقعیت‌ها با حماقت و بی‌کفایتی اعلام می‌شود، لذا جوانان را باید مطلع کرد.» او که به عارف موسیقی ایتالیای مشهور شده است در حال حاضر طرفداران زیادی دارد. باتوتیا تنها خواننده غربی است که برای پاپ رهبر کلیسای کاتولیک واتیکان آواز خوانده است!
    «لئون تولستوی» نویسنده روسی می‌گوید: «موسیقی محصول تحریک احساسات و هدف احوال نفسانی و عواطف انسانی است.»
    «کانت» فیلسوف مشهور آلمانی می‌گوید: «موسیقی اگر از همه هنرها مطبوع‌تر باشد ولی چون به بشر چیزی نمی‌آموزد، از تمام هنرها پست‌تر است.»

    راه ظهورت را بستم باشه قبول خدا را چه دیدی
    شاید قرار حر تو باشم یا صاحب الزمان الدرکنی


    شهید همت :ما هنوز شهادتی بی درد می طلبیم ،غافل از انکه شهادت را جز به اهل درد نمی دهند


  2. تشکرها 2


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۳
    نوشته
    98
    صلوات
    172
    تعداد دلنوشته
    4
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    10 روز 18 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    قسمت دوم (تحقیقاتی پیرامون موسیقی




    3- بررسینظرات بزرگان و محققین اسلامی در رابطه با موسیقی
    بر اساس روایات اسلامی، اولین نوازنده موسیقی شیطان بود که در شادی مرگ حضرت آدم(علیه السلام) شروع به نواختن کرد و بعدها موسیقی وسیله‌ای شده است برای خوش‌گذرانی و سرگرمی در دنیا، که غنای حرام هم به آن اضافه شده است. در ادامه نظر بزرگان و محققین مسلمان در رابطه با موسیقی ارائه می‌گردد:
    - علامه بزرگوار «آیتالله طهرانی» فرمودند: «موسیقی علمي‌ است‌ كه‌ داراي‌ موضوع‌ صحيحي‌ است‌؛ و براساس‌ آن‌ تعليم‌ خاص با آهنگ‌هاي‌ مختلف‌، اثرهاي‌ خاص بر روح‌ انسان‌ ايجاد مي‌كند؛ انسان‌ را به‌ گريه‌ مي‌اندازد؛ به‌ خنده‌ مي‌آورد؛ ديوانه‌ مي‌كند؛ اثرهاي‌ واقعي‌ بر او مترتب‌ است‌؛ ولي‌ شرع‌، اين‌ را برداشته‌ و نفي‌ كرده‌ و حرام‌ نموده‌ است‌. حال‌ ما نمي‌توانيم‌ بگوئيم‌: چون‌ واقعيت‌ دارد، پس‌ حلال‌ است‌. بين‌ حلال‌ و واقعيت‌ فرق‌ بسياراست‌. خيلي‌ چيزها در خارج‌ واقعيت‌ دارد وليكن‌ در شرع‌ ممنوع‌ است‌. شرع‌ مي‌گويد: بايد از اين‌ طريق‌ بروي‌ و به‌ واقع‌ برسي‌. حكم‌ در ميان‌ مردم‌ بايد از طريق‌ ايمان‌ و بینات‌ باشد. شارع‌ به‌ جهت‌ مفاسدي‌ كه‌ بر اين‌ علم‌ صحيح‌ مترتب‌بوده‌ است‌ آنرا تحريم‌ نموده‌ است

    «علامه طهرانی» در رابطه با «غناي‌ حرام» می‌گویند: «غنای حرام هر صوتي‌ است‌ كه‌ انسان‌ را به‌ لهو در آورد؛ مانند مجالس‌ تغني‌ و سماع‌ زنان‌ آوازخوان‌، و يا سماع‌ ‌موسیقی با آلات‌ آن‌. و اما مجرد صداي‌ خوش‌ و لحن‌ خوش‌، گر چه‌ با ترجيع‌ باشد و يا فرح‌انگيز و غم‌آور باشد، نه‌ آنكه‌ حرام‌ نيست‌ بلكه‌ بسيار خوب‌ است‌ و موجب‌ صفا و لطافت‌ روح‌ می‌گردد، به خصوص‌ در قرائت‌ قرآن‌ و دعا و اشعار سوق‌دهنده به‌ خدا و عالم‌ تجرد فوق‌العاده‌ مؤثر است‌ و حقا غناي‌ بهشتي‌ است‌.»

    - «علامه طباطبایی(ره در رابطه با تضاد موسیقی و عرفان با یکدیگر و عدم تاثیر سودمند آن بر روی انسان در سیر و سلوک می‌فرمایند: «اعتقاد به اینکه موسیقی می‌تواند به سیر و سلوک کمک کند معمولا از طرف مشایخ و صوفیان منحرفی بیان شده است که بر این اعتقاد بوده‌اند که در اسلام برای عرفان راهی بیان نشده است و از این رو خود به بیان پاره‌ای از دستورات پرداخته‌اند مانند موسیقی، سرسپردگی و...»
    علامه بزرگوار آیت الله طباطبایی(ره) درباره موسیقی و تاثیرات آن می‌فرمایند:
    «برادر ما راجع‌ به‌ تاثير صدا و كيفيت‌ آهنگ‌ها و تأثير آن‌ در روح‌، و تاثير لالائي‌ براي‌ كودكان‌ كه‌ آنها را به خواب‌ مي‌برد؛ و به طور كلي‌ از اسرار علم‌ موسیقی‌، و روابط‌ معنوي‌ روح‌ با صداها و طنين‌هاي‌ وارده در گوش‌، كتابي‌ نوشتند كه‌ انصافا رسالۀ نفيسي‌ بود؛ و تا به حال‌ در دنياي‌ امروز بي‌نظير و از هرجهت‌ بديع‌ و بي‌سابقه‌ بود. ليكن‌ بعد از اتمام‌ رساله‌، خوف‌ آنرا پيدا كرد كه‌ بدست‌ نااهل‌ از ابنا زمان‌ و حكام‌ جائر بيفتد؛ و از آن‌، حكومت‌هاي‌ غير مشروع‌ دنياي‌ امروز استفاده‌ و بهره‌برداري‌ كنند؛ لذا آنرا بكلي‌ مفقود كردند. و همچنین جناب ابو علی سینا مطالب ارزشمندی در رابطه با موسیقی دارند، البته آنچه ایشان بیان کرده‌اند بیشتر در رابطه با تاثیر موسیقی بر روی بیماران روانی و به عنوان نوعی داروست و نیز نغمه‌های خاص در دستگاهای معین و منظمی که با موسیقی‌های رایج امروزی بسیار متفاوت است.»

    - شهید «استاد مطهری(ره فرمودند: «واقعا موسیقی قدرت عظیم و فوق‌العاده‌ای مخصوصا از جهت پاره کردن پرده عفت و تقوا دارد.»
    استاد «علامه جعفری(ره در رابطه با موسیقی می‌فرمایند: «انبیاء الهی و اصحاب آنان که در فکر هدایت و تربیت خلق بوده‌اند، هیچ توصیه‌ای به استفاده از موسیقی نکرده‌اند حتی برای آرامش کوتاه مدت.»
    تحقیقی پیرامون موسیقی
    همچنین در مورد اثر موسیقی بیان نموده‌اند که: «...درست است که تحریک مثبت و تشجیعی را که موسیقی انجام می‌دهد، ما را از موجودیت حقیقی خود با یک گروه نوسانات، بالاتر می‌برد؛ ولی هنگامی که موسیقی تمام شد یک سرازیری حقیقی در خود احساس می‌کنیم، ولی می‌بنیم که موسیقی سایه‌ای از ما برای ما ساخته است و آن را بالا برده بود. اکنون شبح مصنوعی از بین رفته و واقعیات با همان خشونت را برای ما آشکار می‌کند. (که باعث سرشکستگی و افسردگی می‌شود). وقتی که به برخی از موسیقی ها که گمان می‌کنیم جزو موسیقی‌های ممنوع نیست، گوش فرا می‌دهیم، اگر فرض کنیم که این گونه امور ممنوع نباشد، حداقلقدم روی نوار باریکی گذاشته‌ایم که یک طرف آن قطعا قلمروی ممنوعیت و حرمت می‌باشد. و چون آدمی لذت‌طلب است لذا تدریجا قانونرا پایمال می‌کند.»

    استاد در مورد توجیه اینکه چگونه موسیقی در محل کار، باعث افزایش کمیت و نتیجه کارکارگران می‌شود، گفت: «مسلما افرایش راندمان کار، انرژی می‌خواهد. خود امواج صوتی که نمی‌تواند در داخل بدن انرژی تولید کند، پس ظاهرا موسیقی باعث شده انرژی کارگر در زمان کوتاه‌تری صرف شود. کدام اصل انسانی می‌گوید برای افزایش منافع سرمایه‌دار کارگران را در خیالات و تجسمات بی‌اساس غوطه‌ور سازیم.... »

    مضرات موسیقی از دیدعلامه استاد محمدتقی جعفری(ره):

    1- از بین رفتن غیرت و حیا
    2- افسردگی و خمودگی
    3- یکی از عوامل ایجاد فساد و فحشا
    4- تضعیف شنوائی و بینائی
    5- شعله ور شدن هیجانات روحی، تهییج عشق، اختلالات دماغی (اختشاشات مغزی، هیجانات روحی)، جنون
    6- تضییع نیروی قضاوت
    7- شکست عمر و جوانمرگی
    8- زنجیر بردگی
    9- عامل جنایت
    10- اتلاف وقت
    11- تحریکات قلبی و تپش قلب
    12- نفخ معده
    13- آنژین صدری
    14- سستی و بی‌ارادگی
    15- اضطرابات گوناگون
    16- انقباضات عروقی
    17- اختلالات غدد مترشحه داخلی مخصوصا تیروئید و تخمدان
    18- اسپاسم لوله گوارش
    19- آسم و تنگی نفس
    20- عصبانیت و سرگیجه
    21- فشار خون را بالا و پائین می‌برد


    در ادامه کتاب علامه، جنبه ماوراي طبيعي موسيقي اين‌گونه مورد سوال قرار مي‌گيرد: «کساني که مي‌خواهند براي نغمه‌هاي موسيقي جنبه ملکوتي و ماوراي طبيعي در نظر بگيريم، بايد اين مسأله را حل کنند که با توجه به اين‌که جنبه ملکوتي و ماوراي طبيعي در همه نفوس انساني يکي است، اين همه اختلاف در نغمه‌ها و نواهاي موسيقي اقوام و ملل دنيا چيست؟ اختلاف مزبور به حدي است که گاهي بعضي موسيقي ‌هاي يک جامعه، براي ديگري نفرت‌انگيز و موجب ناراحتي اعصاب آنان مي‌گردد.»
    اين اختلاف در نغمه‌ها و نواها از بهترين دلايل اين مدعاست که تأثرات و عواطف و هيجاناتي که به وسيله موسيقي‌ها برانگيخته مي‌شود، مربوط به آن سطح نفس آدمي‌ است که مجاور برون‌ذات (طبيعت به معناي عام آن) است.
    اين نقل قول‌ها هم در ادامه به عنوان مؤيدات مستقيم نظر مؤلف مطرح مي‌شوند: ابوسليمان دارابي: «هر دل که به آواز خوش از جاي در آيد،آن دل ضعيف بود، به مداواش حاجت بود تا قوي گردد... آواز خوش هيچ چيز در دل زيادتنکند، بلي اگر در دل چيزي بود آن را بجنباند
    عبد‌الکريم قشيري به نقل از جنيد: «چون مريد را بيني که سماع دوست دارد،بدان که از بطالت بقيتي با وي مانده است
    در پاسخ به سوال مفروض در خصوص موسيقي‌هاي روحاني این چنين پاسخ داده شده است: «عمده جذابيت و لذت موسيقي و انبساط آوردن آن، معلول سلب هشياري به واقعيت‌هاي درون ذات و برون ذات و همچنين سلب اختيار به معناي سلطه و نظارت شخصيت به دو قطب مثبت و منفي کار يا هر موقعيتي است که شخصيت آدمي‌ در آن قرار مي‌گيرد و بايد با روشنايي و احساس بايستگي يا شايستگي آن موقعيت را برگزار نمايد، در حالي که موسيقي‌ها حتي روحاني‌ترين آنها با دو حقيقت مزبور (هشياري و اختيار) سازگار نيست و اين اصل را همه ما مي‌دانيم که هيچ حرکت ناهشيارانه و جبري نمي‌تواند تکاملي باشد، اگرچه با نظر به عوامل گوناگون داراي لذت و جذابيت بوده باشد.»
    در بخش چهاردهم کتاب استناد به لذت‌بار و نشاط‌آور بودن موسيقي براي اثبات ضرورت آن در زندگي اين‌گونه رد مي‌شود: «اگر علت عظمت و شايستگي موسيقي را براي ارواح آدميان،لذت تلقي کنيم، قطعي است که به جهت متهم ساختن انسان به حيوان لذت‌پرست (هدونيست) او را تا حد جانواران پست، پايين آورده‌ايم.»
    مؤلف، اين بخش از کتاب را اين‌گونه به پايان مي‌برد: «مطلبي که بسيار اهميت دارد، اين است که آيا موسيقي آن‌چنان که براي ما در حال طبيعي خوشايند بوده و به احتمال بعضي صاحبنظران در حالات غيرطبيعي از نظر روانپزشکي به عنوان مسکن ضروري به نظر مي‌رسد، در واقع هم چنين است؟ يعني واقعا موسيقي يکي از بايستگي‌ها يا شايستگي‌هاي جان ما انسان‌هاست؟»
    حضرت «امام خمینی(ره درباره موسیقی و غافل شدن انسان در جایی با این مضمون می‌فرمایند: «بعد از اینکه انسان به موسیقی گوش می‌دهد مغز از حالت خود خارج می‌شود و تبدیل به مغزی غیر جدی خواهد شد و متوجه می‌شود به جهات دیگر. همه اینها برای این است که آدمی را منحرف کنند. درست است که انسان خوشش می‌آید ولی آن شخص از مسائل زندگی و مسائل کلی غافل می‌شود مانند شخص معتاد به مواد مخدر. »

    همچنین امام خمینی(ره) مطلب فوق را به صورت زیر نیز بیان نموده‌اند: «موسیقی از اموری است که البته هرکسی بر حسب طبع خوشش می‌آید لکن از اموری است که انسان را از جدیت بیرون می‌کند و به یک مطلب هزل می‌کشاند. دیگر یک جوانی که عادت کرده روزی چند ساعت موسیقی گوش کند و با آن سر وکار داشته باشد او از مسائل زندگی و مسائل جدی به طور کلی غافل می‌شود. عادت می‌کند همان طوری که به مواد مخدر عادت می‌کند کسانی که به مواد مخدر عادت می‌کنند دیگر نمی‌توانند یک آن(لحظه) جدی باشند که بتوانند در مسائل سیاسی فکر کنند. فکر انسان را، موسیقی جوری می‌کند که دیگر در غیر همان محیط موسیقی و مربوط به شهوات و مربوط به موسیقی نتواند اصلا فکر کند.»

    امام خمینی (ره)در مورد تلویزیون و موسیقی می‌فرمایند: «نباید دستگاه تلویزیون طوری باشد که 10 ساعت موسیقی بخواند و جوان‌هایی که نیرومند هستند از نیرومندی آنها کاسته شود و به یک حال خمار و خلسه آور تبدیل شوند مثل همان تریاک. موسیقی با تریاک فرقی ندارد.»

    امام خمینی (ره) در مورد موسیقی و مریض شدن مغز می‌فرمایند: «یک مغزی اگر دنبال این رفت که موسیقی گوش کند این مغز مریض می‌شود این نمی‌تواند فکر بکند که کشورش به چه حال دارد می‌گذرد دیگر دنبال این نیست مثل آدم هروئینی می‌ماند.» (صحیفه نور جلد9 صفحه)

    «امروز كه مملكت دست خود شما و مقدراتش دست شماهاست، هركس در هر محلى كه هست بايد يك سازندگى، يك تحول، ايجاد كند. تحول به اين معنا كه راديو تلويزيون در زمان طاغوت كارهاى طاغوتى مى‌‏كرد. نصف كارش به اين مى‏گذشت كه جوان‌هاى ما را تضعيف كند به واسطه موسيقى. موسيقى تضعيف مى‏كند روح انسان را. موسيقى اسباب اين مى‏شود كه انسان از استقلال فكرى مى‏افتد. نصف كار راديو تلويزيون قضيه موسيقى بود... اگر شما علاقه داريد به اسلام، علاقه داريد به كشور، علاقه داريد به ملت خودتان، اين دستگاهى كه دست شما هست- همه دستگاه‌ها كه نمى‏تواند همه دخالت بكنند- هر كسى آنجايى كه دارد، اين دستگاهى كه دست شماهاست اين دستگاه را اصلاحش كنيد؛ يعنى غربى نباشيد، غرب زده نباشيد، كه حتما بايد بين اين خبر و اين خبر، موسيقى باشد، اين غرب‌زدگى است، يك طرح ديگرى درست كنيد، يك چيز ديگرى. اخبار را زيادترش كنيد، يك كارهايى بكنيد كه موسيقى را تركش كنيد. شما خيال نكنيد كه موسيقى يك چيزى است براى يك مملكت مترقى. موسيقى خراب مى‏كند دماغبچه‏هاى ما را؛ مغز بچه‏هاى ما را فاسد مى‏كند. دائما تو گوش يك جوان موسيقى باشد، اين ديگر به كار نمى رسد؛ اين ديگر نمى‏تواند فكر جدى بكند. اينكه ما مى‏گوييم كه اينها را از بين ببريد و مكرر من گفته‏ام، شايد تا حالا ده مرتبه بيشتر من به آقاى قطب‌زاده گفته‏ام كه آقا اين را برداريد از آن، مى‏گويد نمى‏شود. من نمى‏دانم اين «نمى‏شود» يعنى چه؟ چرا نمى‌شود؟ شما به عرض من گوش بكنيد. من عرض مى‏كنم كه اگر ما يك كارى كه صلاح ملتمان است بكنيم، غربي‌ها يا غرب‌زده‏ها بيايند به ما اشكال بكنند و بگويند كه اينها كهنه‌پرستند، ما بايد دست برداريم برويم سراغ آنها؟ يا نه، ما بايد مصلحت خودمان را ملاحظه كنيم ... اينجا بايد مسائل آقا، مسائل تلويزيون و راديو مسائل جدى بايد باشد نه مسائل هزل. مسائل موسيقى، مسائل هزل است، نه مسائل جدى. شما بايد مسائلتان، مسائل جدى [باشد]. شما مى‏خواهيد يك مملكت درست بكنيد. كسى كه مى‏خواهد مملكت درست كند، بايد مسائلش جدى باشد، نه مسائل شوخى و هزل باشد. اگر- چنانچه- فرض كنيد كه يك چيزى بايد باشد مارش باشد، كه ضايع نكند؛ تقويت بكند؛ نه موسيقى باشد كه خراب مى كند جوانهاى ما را، خدا مى‏داند كه خراب مى‏كند. »

    «... و از جمله چيزهايى كه باز مغزهاى جوان‌ها را مخدر است وتخدير مى‌كند موسيقى است. موسيقى اسباب اين مى‌شود كه مغز انسان وقتى چند وقت به موسيقى گوش كرد، تبديل مى‏شود به يك مغزى غير آن [مغز] كسى كه جدى باشد. از جديت، انسان را بيرون مى‏كند، و متوجه مى‏كند به جهاتى ديگر. تمام اين وسائلى كه حالا اين بعضيش بود، و الى ماشاءالله وسائل درست كرده بودند، همه براى خاطر اين بود كه ملت را از مقدرات خودش غافل كند و متوجه به جهات ديگر بكند، منحرف كند او را از مسائل روز كه مبادا مزاحمش بشود. اين يك برنامه بسيار مفصلى بوده است كه طرح شده؛ نه اين است كه من باب اتفاق مثلا اين مسائل واقع شده. نه خير، اين يك طرح‌هايى است كه آنهايى كه طراح هستند طرح كردند، كه اين جوان‌ها را به تباهى بكشند... موسيقى از امورى است كه البته هر كسى از موسيقى به حسب طبع خوشش مى‏آيد؛ لكن از امورى است كه انسان را از جد بيرون مى‏برد به يك مطلب هزل. ديگر اين جوانى كه عادت كرد كه روزى چند ساعتش را با موسيقى سر و كار داشته باشد- كه اينها شايد اكثر راديوشان و تلويزيون‏شان از همين قسم‌ها بود، يك جوانى كه اكثر اوقاتش را صرف بكند در اينكه پاى موسيقى بنشيند و اينها، اين از مسائل زندگى و از مسائل جدى بكلى غافل مى‏شود، عادت مى‏كند، مثل همان كه به مواد مخدر عادت مى‏كند. كسانى‏كه به مواد مخدر عادت مى‏كنند، ديگر نمى‏توانند يك انسان جدى باشند كه بتوانند در مسائل سياسى فكر بكنند. فكر انسان را موسيقى جورى مى‏كند كه ديگر نتواند در غير همان محيط موسيقى و مربوط به شهوات و مربوط به موسيقى نتواند اصلا فكر بكند... دستگاه تلويزيون يا دستگاه راديو كه آموزنده بايد باشد، قدرت بدهد به جوان‌هاى ما، جوان‌هاى ما را نيرومند كند، نبايد دستگاهتلويزيون جورى باشد كه ده ساعت موسيقى بخوانند. جوانى كه نيرومند هست از نيرومندىبرگردانند به يك حال خمار و به يك حال خلسه، مثل همان ترياك مى‏ماند. اين هم اينقدربا او فرق ندارد، اين يك جور خلسه مى‏آورد، آن يك جور خلسهمى‏آورد.
    اينها بايد تبديل بشود. اگر بخواهيد مملكتتان يك مملكت صحيح باشد، يك مملكت آزاد باشد، يك مملكت مستقل باشد، مسائل را از اين به بعد جدى بگيريد. راديو وتلويزيون را تبديلش كنيد به يك راديو و تلويزيون آموزنده، موسيقى را حذف كنيد. نترسيد از اينكه به شما بگويند كه ما موسيقى را كه حذف كرديم كهنه‌پرست شديم! باشدما كهنه‌پرستيم! از اين نترسيد. همين كلمات نقشه است براى اينكه شماها را از كارجدى عقب بزنند ... اينكه مى‏گويند كه اگر چنانچه موسيقى در راديو نباشد آنهامى‏روند از جاى ديگر مى‌گيرند موسيقى را، بگذار بگيرند از جاى ديگر، شما عجالتاآلوده نباشيد؛ آنها هم كم كم برمى‌گردند به اينجا. اين عذر نيست كه اگر موسيقى درراديو نباشد، آنها مى‏روند از جاى ديگر موسيقى مى‏گيرند. حالا اگر از جاى ديگرموسيقى بگيرند، ما بايد به آنها موسيقى بدهيم؟! ما بايد خيانت بكنيم؟! اين خيانتاست به يك مملكتى، خيانت است به جوان‌هاى ما. اين موسيقى را حذفش كنيد به كلى، عوضاين يك چيزى بگذاريد آموزنده باشد. كم‌كم مردم را و جوان‌هاى ما را عادت به آموزندگى بدهيد؛ از آن عادت خبيثى كه داشتند برگردانيد. اينكه مى‏بينيد كه جوانها اگر اين نبود مى‏روند سراغ موسيقى ديگر، براى اين كه اينها عادت كردند! اين شاهد بر اين است كه جوان‌هاى ما فاسد شدند. الآن ما موظفيم كه اين نسلى كه فاسد شده برگردانيم به صلاح و نگذاريم اين كوچك‌هاى ما فاسد بشوند، اينها را جلويش را بگيريم، بايد جد باشد اين مسائل‏.

    يك آدم افيونى نمى‏تواند فكر كند براى يك مملكت. يك آدمى كه مغزش به موسيقى عادت كرد، نمى‏تواند براى مملكت مفيد باشد. اينهايى كه بازى خوردند از خارج، يا بازى نخورده عمال خارج هستند، و ترويج موسيقى مى‏كنند، ترويج فحشا مى‏كنند، ترويج اين كارهايى كه جوان‌هاى ما را به تباهى مى‏كشد، اينها نتيجه كارهايشان اين است كه يك مملكت را كه قدرتش بايد از جوان سرچشمه بگيرد، بايد جوان، آن قدرت را داشته باشد تا اداره بكند، اين قدرت را از جوان مى‌گيرند ... تمام توجه، تمام اين مغز، مغز موسيقى مى‏شود. به جاى مغز جدى، مغز لهوى مى‏نشيند. بايد يك آدمى باشد كه به سرنوشت خودش فكر كند، اين فكر را از او گرفته‏اند.

    من از اولى كه انقلاب پيروز شد و اين امور به آقايان واگذار شد، راجع به صدا و سيماى جمهورى اسلامى خيلى پافشارى داشتم كه مسائلى كه آنجا طرح مى‏شود، و وضع آنجا يك وضعى باشد كه خودش مروج اسلام باشد. اول هم بدتر شلوغ بود، خيلى خيلى ناگوار بود. زمانى كه قطب‌زاده هم بود به ايشان من سفارش كردم كه شما اينموسيقى‏ها را برداريد، اين چيزهايى كه نمى‏توانيد جدا كنيد از هم، اصلا آن رانگذاريد. ما يك كار حرامى را بكنيم كه يك چيزى را مى‏خواهيم نشان بدهيم، اين صحيحنيست، ايشان يا نتوانست يا نخواست، نشد. بعدش هم كه اشخاص آمدند مكرر گفتند، كه به ايشان هم گفتم كه بايد اينطور باشد كه اين يك نمايشى از جمهورى اسلامى است، هم محتواى آن و هم كيفيت، در محتوا هم نواقصى بود، خيلى بهتر شده است، لكن باز هم اصل اينطور [مطلوب‏] نيست كه نيست ‏... باز هم اين را تكرار مى‏كنم كه موسيقى‏ها باز كمى هست، بايد اشخاصى كه مطلعند اينها موسيقى هستند مشاهده كنند ببينند اگر يك چيزى را مى‏بينند موسيقى‏اش را نمى‏توانيد رد كنيد، اصش را رد كنيد. آقاى محمد هاشمى، مدير عامل وقت صدا و سيما: منظور غنا است؟
    همان را مى‏گويم اگر موسيقى حرام باشد.آن چيزهايى كهراجع به جنگ است اينها چيزى نيستند. آقاى محمد هاشمی: سرودها؟ بله، اين‏ها چيزىنيستند، اما گاهى هم هست كه غناست.

    - آیت الله خامنه‌ای در رابطه با فلسفه و مرز حرمت موسیقی می‌فرمایند: «موسیقی اگر انسان را به ابتذال، بی‌حالی و واخوردگی از واقعیت‌های زندگی بکشاند، این موسیقی حلال نیست، حرام است. موسیقی اگر چنانچه انسان را از معنویت، از خداو از ذکر غافل کند، این موسیقی حرام است. یا این که انسان را به گناه و شهوترانیتشویق کند، این موسیقی حرام است. ممکن است فرضاَ یک موسیقی ساده بی‌ضرر را ایجادکنند، لیکن شعری که در این موسیقی خوانده می‌شود شعر گمراه‌کننده‌ای باشد، شعرتشویق‌کننده‌ای به بی‌بند‌ و باری، به ولنگاری، به شهوترانی و غفلت باشد، آن وقتحرام می‌شود.»
    ایشان درباره موسیقی اصیلایرانی و سنتی وکلاسیک می‌گویند: «بعضی خیال می‌کنند که مرز موسیقی حلال و حرام، موسیقی سنتی و غیرسنتی است، نه این طور نیست. آن موسیقی که منادیان دین و شرع همیشه در دوره‌های گذشته با آن مقابله می‌کردند و می‌گفتند حرام است، همان موسیقی سنتی ایرانی خودمان است که به شکل حرامی در دربارهای سلاطین، در نزد افراد بی‌بند و بار، در نزد افرادی که به شهوت تمایل داشته‌اند، اجرا می‌شد. این همان موسیقی حرام است. بنابراین موسیقی حرام و حلال عبارت از ایرانی بودن، سنتی بودن، قدیمی بودن، غربی بودن یا شرقی بودن نیست، مرز آن چیزی است که عرض کردم»

    راه ظهورت را بستم باشه قبول خدا را چه دیدی
    شاید قرار حر تو باشم یا صاحب الزمان الدرکنی


    شهید همت :ما هنوز شهادتی بی درد می طلبیم ،غافل از انکه شهادت را جز به اهل درد نمی دهند



  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۳
    نوشته
    98
    صلوات
    172
    تعداد دلنوشته
    4
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    10 روز 18 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    (قسمت سوم)
    - بررسی آیات و روایات اسلامی در رابطه باموسیقی
    اسلام به طور کلی هر آنچه که انسان را به خود مشغول کند به نحوی که باعث دوری او از هدفی گردد که به خاطر آن آفریده شده است، که آن نزدیکی و معرفت به خداوند است، به لهو و لعب تعبیر و آن را حرام اعلام نموده و به آدمی توصیه می‌کند که از آنها دوری نماید.
    در بررسی موسیقی از منظر دینی عده‌ای از بزرگان با توجه به آیات و روایات وارده در این رابطه بر این اعتقادند که علت تحریم موسیقی و غنای حرام از طرف اسلام به این دلیل می‌باشد که از مصادیق لهو و لعب هستند و مفاسدی به همراه خود دارند از این رو حرام اعلام شده‌اند ولی موسیقی و غناهایی که از لهو به دور هستند و ایجاد سختی دل نمی‌کنند، از حالت حرمت خارج می‌شوند. که صحت این نظریه بعید نمی‌باشد، اما باید توجه کرد که هرموسیقی و آوازی که نام سنتی یا مجاز بر روی آن گذاشته شد گوش دادن به آن نمی‌تواندجایز باشد و به بیانی فرق است بین مجاز قانونی و مجاز شرعی.

    نکته‌ای که باید به آن توجه شود اینکه هر حکمی که از طرف دین اسلام و بزرگان دین به ما رسیده است و مجاز یا غیرمجاز بودن عملی را تعیین نموده‌اند، برای هر یک از آنان مفاسد و محاسن باطنی و ظاهریی وجود دارد که بعضی از آنها بیان شده است و بعضی هم با پیشرفت علم مشخص و ثابت شده‌اند و دلیل بسیاری از آنان به خاطر علم محدود ما هنوز برایمان نامشخص است.
    تحقیقی پیرامون موسیقی
    در این بخش آیات قرآن، روایات و سخنان پیامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و ائمه علیهم‌السلام در رابطه با موسیقی ارائه می‌گردد:

    سوره لقمان آیه 6: «ومن الناس من یشتری لهو الحدیث»، «از میان مردم کسی است که می‌خرد کلام لهو و باطل را تاگمراه کند با آن مردم را».

    امام صادق (علیه السلام) فرمودند: بدانید که موسیقی و آوازه‌خوانی از جمله چیزهایی است که خداوند تعالی در کتابش در سوره لقمان آیه 6، بر آن وعده عذاب داده است. منظور از «لهوالحدیث» در این آیه اشاره به موسیقی و آوازه‌خوانی می‌باشد.
    (فروع کافی جلد 4 صفحه433 ، معانی الاخبار جلد 2 صفحه 317 ، زبدة البیان فی احکام القرآن صفحه 278 ، كاشف الاستار در ترجمه جامع الاخبار، صفحه 143‏ ، منتهی الآمال جلد 1 صفحه 557)

    سوره حج آیه 30: «فاجتنبوا الرجس من الاوثان واجتنبوا قول الزور»، «اجتناب کنید پلیدی را که بت‌پرستی است و دوری کنید ازقول باطل»
    هشام می‌گوید از امام صادق (علیه السلام) درباره تفسیر آیه 30 سوره حج سوال کردم، حضرت فرمودند: منظور از قول باطل (قول الزور)، چیزی است که مرجع عقلی نداشته و پایه‌اش از روی وهم و خیال است و اشاره به موسیقی و آوازه‌خوانی دارد.
    (معانی الاخبار جلد 2 صفحه 317 ، تفسیر قمی جلد 2 صفحه 84 ، تفسیر نورالثقلین جلد 3 صفحه 496 ، عین الحیوة صفحه 229 ، فروع کافی جلد 6 صفحه 431 ، كاشف الاستار در ترجمه جامع الاخبار، صفحه 142)

    سوره مومنون آیه 3: «والذین عن اللغو معرضون»، «مومنان کسانی هستند که از لغو گریزانهستند»
    امام صادق (علیه السلام) درباره قول خدای عزوجل در سوره مومنون آیه 3، فرمودند منظور از لغو، موسیقی و آوازه‌خوانی است.
    (فروع کافی جلد 4 صفحه433 ، عیون الاخبار الرضا ، تفسیر نورالثقلین جلد 3 صفحه 539 ، بحارالانوار جلد 76 صفحه 24)

    سوره فرقان آیه 72: «والذین لایشهدون الزور»، «بندگان خدا کسانی هستند که حاضر نمی‌شوند زور را»
    امام صادق (علیه السلام) درباره قول خدای متعال سوره فرقان آیه 72، فرمودند منظور از زور، مجلس موسیقی و آوازه‌خوانی است. (مستدرک الوسائل جلد 13 باب 78)

    سوره جمعه آیه 11 : «و اذا راوا تجارة او لهوا انفضوا اليها و تركوك قائما»، «بگو آنچه نزد خدا است ‏بهتر از لهو و تجارتاست»
    كاروانى از تجار در روز جمعه وارد مدينه شد. مردم در نماز جمعه شركت كرده ‏بودند. رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) مشغول خطبه نماز بود.كاروانيان به منظور اعلام ‏آمدن خود، طبل و دائره كوبيدند، مردم داخل مسجد، نماز و رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) را رها نموده، به طرف كاروانيان متفرق شدند. اين آيه شريفه بدين مناسبت نازل شد. منظور از «لهو» در این آیه همان استعمال طبل و دائره و ساير آلات طرب به منظور جمع شدن‏ مردم می‌باشد.
    در حقیقت می‌توان نتیجه گرفت در صورتی که موسیقی مانع انجام واجبات یا سست شدن در واجبات یا ترک محرمات باشد و انسان را از خیری باز دارد حرام است.

    در روز عاشورا زمانی که برای آخرین بار امام حسین (علیه السلام) می‌خواستند به میدان بروند، امام سجاد (علیه السلام) پیش ایشان آمدند و فرمودند پدر جان آیا شما خودتان را برای این مردم معرفی ننموده‌اید که فرزند رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و فاطمه زهرا (سلام الله علیه) هستید. امام (علیه السلام) در پاسخ فرمودند: چرا فرزندم من سی بار خودم را برای این مردم معرفی کردم ولی این مردم ازبس با گوش‌های خود صداهای حرام شنیده‌اند، دیگر موعظه‌های من در ایشان اثریندارد. و وقتی من می‌خواهم برایشان صحبت کنم با حالت تمسخر دست در دهان می‌گردانند.
    نتیجه اینکه صوت موسیقی حرام گوش حق‌پذیر انسان را کرمی‌سازد و مداومت بر این امور کار را به جائی می‌رساند که اگر برای مثال امام حسین (علیه السلام) هم شخص را موعظه کند برای شخص که به این امور اشتغال دارد سودبخش نیست. مگر آنکه لطف خدا شامل حال او شود. لذا به خاطر همین مطلب است که ما در احادیث مر بوط به حضرت صاحب (عجل الله تعالی فرجه الشریف) می‌خوانیم یکی از اولین گروهی که بهجنگ با حضرت می‌روند اهل ساز موسیقی و آوازه‌خوانی هستند.

    در روايات از رسول گرامی اسلام صلی‌الله ‌علیه ‌و‌آله نقل شده است که سه چيز قلب انسان را پر قساوت می‌گرداند: شنيدن و گوش دادن به ‌صداها و گفتارهای لهو؛ دنبال صيد رفتن براي خوشگذرانی و به دربار پادشاهان رفت و آمد كردن.

    امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «وقتی حضرت آدم (علیه السلام) رحلت نمود، ابلیس و قابیل با رحلت او خوشحال شدند. آن دو در اجتماعی شرکت جستند و به نشانه شادی برای مرگ آدم از تنبورها و وسائل لهو موسیقی استفاده کردند.»

    رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمودند: «ابلیس اولین کسی بود که مرتکب غنا شد.»

    عواقب موسیقی در بعضی احادیث از پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و امام صادق (علیه السلام)، 1- بی‌تفاوت شدن نسبت به ناموس، 2- مرگ ناگهانی، 3- نفاق، 4- رفتنبرکت و عدم استجابت دعا، 5- بی‌عفتی، بیان شده است.

    امام زین العابدین (علیه السلام) فرمودند: «خداوند متعال ملتی را که نغمه ساز و آواز آنها بلند است به پاکی و تقوا نمی‌ستاید.

    در احادیث آمده کهدر آخرالزمان خواننده‌ها مشهورتر از علما خواهند بود.

    طبق روایات اسلامی امامان معصوم(علیه السلام) فرموده‌اند که خداوند عذاب‌های سختی برای نوازندگان برخی آلات موسیقی و صاحبان غنا فراهم آورده است.
    طبق روایات اسلامی امامان معصوم(علیه السلام) از شنیدن آواز کنیزان و نیز نواختن آلات لهو و ورود آلات لهو به خانه نهی کرده‌اند.
    5 - اثرات منفی موسيقي
    موسیقی (خصوصا موسیقی امروزی)، یکی از سرگرمی‌های زیان‌بار است که آدمی را از توجه به خدا و آخرت باز می‌دارد. استعمارگران با تمام نیرو و توان خود می‌کوشند در قلمرو نفوذ خود، جامعه را به غفلت و بی‌خبری بکشانند تا دیگر کسی به فکر مسائل حیاتی و واقعیت‌های زندگی نباشد. بدین منظور تلاش می‌کنند از عواملی که انسان را در هاله‌ای از غفلت و بی‌خبری می‌کشاند، استفاده نمایند. مانند مشروبات الکلی، فحشا، قمار، آزادی جنسی، بی‌بند و باری، رقص و موسیقی و... .
    شگفت‌آور این است که برخی موسیقی را غذای روح می‌پندارند و برای گریز از رنج‌ها و فراموش کردن ناراحتی‌های خود به آن پناه می‌برند. در حالی که موسیقی نه تنها غذای روح نیست بلکه سم کشنده‌ای است که جان و دل انسان را می‌میراند. موسیقی اثری همچون الکل و افیون در روح و روان انسان دارد. یعنی با رخوتی که در اعصاب ایجاد می‌کند، موجب می‌شود که انسان موقتا از واقعیت‌های زندگی فاصله بگیرد و اگر این خاصیت دلیل آن است که موسیقی را غذای روح بدانیم الکل و هروئین شایستگی بیشتری دارند که غذای روح نامیده شوند. موسیقی، لذت و تخدیر آنی و زودگذر دارد ولی نابسامانی‌های بسیاری را در پی دارد و مهم‌تر از همه این است که شنونده را از خدا غافل می‌سازد.

    در ادامه اثرات منفی موسیقی مورد بررسی قرار می‌گیرند. این مطالب از کتابهای «تاثیر موسیقی بر روان و اعصاب » و «جوان و موسیقی» و «ساز و آواز» گردآوری شده است.
    ویرایش توسط آرامش با یاد خدا : ۱۳۹۳/۰۴/۱۷ در ساعت ۱۷:۴۷

    راه ظهورت را بستم باشه قبول خدا را چه دیدی
    شاید قرار حر تو باشم یا صاحب الزمان الدرکنی


    شهید همت :ما هنوز شهادتی بی درد می طلبیم ،غافل از انکه شهادت را جز به اهل درد نمی دهند



اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود