جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: دفاع ابن تیمیه از خوارج

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    1,512
    مورد تشکر
    114 پست
    حضور
    111 روز 12 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    159
    آپلود
    0
    گالری
    1

    دفاع ابن تیمیه از خوارج





    پرسش:
    آیا دفاع ابن تیمیه از خوارج قابل توجیه است؟

    پاسخ:
    قبل از بررسی درستی یا نادرستی دفاع ابن تیمیه از خوارج، لازم است اشاره ای کوتاه به دیدگاه وی نسبت به شیعه و دیدگاه اهل سنت نسبت به ابن تیمیه داشته باشم:
    تقی الدین ابوالعباس احمدبن شهاب الدین عبدالحلیم بن مجدالدین عبدالسلام بن عبدالله بن ابی القاسم محمد بن الخضر بن محمد بن الخضر الحرّانی الدمشقی الحنبلی (متولد ربیع‌الاول سال 661 و متوفی ذیقعده 728 هـ. ق)
    ابن تیمیه از افرادی است که حاضر شده به هر نحو ممکن ـ و لو به دروغ و تهمت ـ مذهب حقه شیعه را انکار کند و آنان را خارج از دین معرفی نماید.
    هم چنین ابن تیمیه قائل است که پیامبر اکرم‌ (صلی الله علیه وآله) معصوم نیست که 17 اشتباه، و امیر المومنین‌ علی (علیه السلام) 27 اشتباه داشته اند، ولی خلیفه دوم عمر اشتباهی نداشته است!!! (عمر بن خطاب که 70 بار گفته: «لولا علی لهلک عمر» اگر علی نبود عمر هلاک می شد).

    دیدگاه علمای اهل سنت درباره ابن تیمیه:
    ابن تیمیه به عنوان یکی از اصلی ترین بنیانگذاران وهابیت، همواره از سوی دانشمندان مورد نقد قرار داشته و علمای مذاهب مختلف در نقد وی کتاب هایی تالیف کرده اند.
    ـ محمد بن ابي بکر أخنائي متوفای 763 کتابی به نام «المقالة المرضيّة في الردّ علي ابن تيمية» نوشت و با احاديث معتبر و ادله محکم، نظريه ابن تيميه را ردّ کرد.
    ـ «المقالات السنيّة في کشف ضلالات ابن تيميه» تأليف شيخ عبد الله بن محمد بن يوسف هروی، معروف به حبشی مفتی هرو، (متوفای 1328). مفتی هرو که از يکی از مناطق صومال افريقه است اين کتاب را در چهارده مقاله تحرير کرد و هر مقاله انحرافات ابن تيمه را نشان داد. اين کتاب از دار المشاريع بيروت چهارمين بار در سال 1419هـ، 1998م چاپ شده است.
    ـ ابن حجر مکی در کتابی که حتی بر عليه شيعه نوشته است، وقتي به ابن تيميه می رسد می گويد:
    ابن تيميّة عبد خذله اللّه، وأضلّه وأعماه، وأصمّه وأذلّه، وبذلك صرّح الأئمّة الذين بيّنوا فساد أحواله وكذب أقواله ... وأهل عصرهم وغيرهم من الشافعيّة والمالكيّة والحنفيّة؛ یعنی ابن تیمیه، بنده ای است که خدا او را خوار و گمراه و كور و كر كرده است، و پيشوايان اهل سنّت و معاصرين وى از شافعی ها، و مالكی ها، و حنفی ها، بر فساد افكار و اقوال او تصريح دارند.(1)
    ـ ذهبی از علمای اهل سنت، در نامه‌ ای به ابن تیمیه، تابعان او را در در معرض کفر و نابودی دانست. وی در ادامه، عمده‌ پیروان او را عقب مانده، گوشه‌گیر، دروغ‌گو، مکار، فرومایه، خشک، سبک عقل، عوام، ظاهرالصلاح، بیگانه، کودن و فاقد فهم دانست. وی در ادامه‌ نامه می‌ نویسد: «گمان نمی‌ کنم تو سخن مرا قبول کنی ... تو با من که دوستت هستم این چنین برخورد می‌کنی پس با دشمنانت چه خواهی کرد؟ به خدا سوگند، در میان دشمنانت، افراد صالح و شایسته و عاقل و دانشور فراوانند، چنان که در میان دوستان تو افراد آلوده، دروغ‌گو، نادان و بی‌عار زیاد به چشم می‌خورد».(2)
    ـ ابن حجر عسقلانی (متوفای 852) که از ارکان علمی اهل سنت است، صراحتا در کتاب درر کامنه، نظر بزرگان و علمای اهل سنت را نسبت به ابن تيميه بيان می کند و می گويد: در جامعه اسلامی (اهل سنت، نه شيعه)، بعضی ها می گويند که ابن تيميه مجسم است، بعضی ها می گويند ملحد و زنديق است، بعضی ها می گويند منافق است.
    وی هم چنین در کتاب درر کامنه می نويسد که قضات اهل سنت در زمان ابن تيميه اعلام کردند: «من اعتقد عقيدة ابن تيميّة حلّ دمه وماله»؛ هر كس معتقد به عقايد «ابن تيميّه» باشد، خون و مالش حلال است.(3)

    دیدگاه ابن تیمیه در مورد خوارج:
    ابن تیمیه در دفاع از خوارج مى گوید: «...خوارج از بزرگ ترین مردم از حیث نماز و روزه و قرائت قرآن مى باشند که داراى لشکر و لشکرگاه بودند. آنان متدیّن به دین اسلام در باطن و ظاهرند».(4)
    او مى گوید: «خوارج از رافضه راستگوتر و دین دارتر و باورع ترند، بلکه خبر نداریم که خوارج عمداً دروغ بگویند، بلکه آنان راستگوترین مردمند».(5)
    او هم چنین مى گوید: «خوارج عاقل تر و راستگوتر و بیشتر دنبال کننده حقّند از رافضه ...؛ بسیارى از رهبران رافضه و عامه آنان زندیق و ملحدند!!».(6)

    در پاسخ می گوییم: چطور ابن تیمیه خوارج را افرادی با ایمان و متدین در ظاهر و باطن معرفی می کند، در صورتی که اگر کسى کلمات و سخنان صحابه را در لابه لاى کتاب ها بررسى کند پى مى برد که رسول خدا (صلى الله علیه وآله) آنان را مأمور به نصرت و یارى امیرمؤمنان على بن ابى طالب (علیه السلام) در تمام جنگ ها کرده است، و دستور داده تا با ناکثین و قاسطین و مارقین به همراه علی (علیه السلام) بجنگند.
    اینک به برخى از این کلمات اشاره مى کنیم:
    1 ـ ابوسعید خدرى مى گوید: «رسول خدا (صلى الله علیه وآله) ما را امر به قتال با ناکثین و قاسطین و مارقین نمود. عرض کردیم: اى رسول خدا! ما را به قتال با این افراد دعوت نمودى، همراه با چه کسى با این افراد بجنگیم؟ پیامبر (صلى الله علیه وآله) فرمود: «همراه با على بن ابى طالب».(7)
    2 ـ ابوالیقظان عمار بن یاسر مى گوید: «رسول خدا (صلى الله علیه وآله) مرا امر کرد تا با ناکثین و مارقین و قاسطین بجنگم».(8)
    و نیز روایت کرده که رسول خدا (صلى الله علیه وآله) فرمود: «اى على! زود است که تو را گروه ظالم به قتل برساند؛ در حالى که تو برحقّى، پس هرکس تو را درآن روزیارى نکند از من نیست».(9)
    3 ـ خلید عصرى مى گوید: از امیرالمؤمنین (علیه السلام) در روز نهروان شنیدم که مى فرمود: «رسول خدا (صلى الله علیه وآله) مرا امر کرد تا با ناکثین و قاسطین و مارقین بجنگم».(10)
    4 ـ ابوایّوب انصارى در عصر خلافت عمر بن خطّاب مى گفت: «رسول خدا (صلى الله علیه وآله) امر به قتال با ناکثین و قاسطین و مارقین نموده است».(11)
    5 ـ عبدالله بن مسعود مى گوید: «رسول خدا (صلى الله علیه وآله) على (علیه السلام) را دستور داد تا با ناکثین و قاسطین و مارقین بجنگد.(12)

    بنابر این، با توجه به دیدگاه علمای خود اهل سنت درباره ابن تیمیه، می توان با قطع و یقین گفت این گونه سخنان ابن تیمیه فقط از روی جهل و نادانی و تعصبات کورکورانه وی نسبت به مذهب تشیع و مولای متقیان علی بن ابیطالب (علیه السلام) بر زبانش جاری شده است، نه از روی تحقیق و مطالعات تاریخ.

    _________
    (1) الفتاوى الحديثة: 86.
    (2) الاعلان بالتوبیخ، ص 77؛ تکلمة السیف الصقیل، ص 218.
    (3) الدرر الكامنة، ج 1، ص 147 و 155؛ البدر الطالع، ج 1، ص67؛ مرآة الجنان لليافعی، ج 2، ص 242.
    (4) منهاج السنة، ج 4، ص 37 و 38.
    (5) منهاج السنة، ج 7، ص 36.
    (6) همان، ج 7، ص 260.
    (7) تاریخ ابن عساکر، ج 7، ص 339؛ کفایة الطالب، ص 173، باب 38.
    (8) مسند ابى یعلى، ج 3، ص 194، ح 1623؛ مجمع الزوائد، ج 7، ص 238.
    (9) تاریخ ابن عساکر، ج 12، ص 370؛ کنز العمال، ج 11، ص 613، ح 32970.
    (10) تاریخ بغداد، ج 8، ص 340، رقم 4447؛ تاریخ ابن کثیر، ج 7، ص 338.
    (11) مستدرک حاکم، ج 3، ص 150، ح 4674؛ الخصائص الکبرى، سیوطى، ج 2، ص 235.
    (12) المعجم الکبیر، ج 10، ص 91، ح 10054؛ مجمع الزوائد، ج 7، ص 138.





    لینک اصلی


    ویرایش توسط مدیر تدوین : ۱۳۹۴/۰۷/۰۷ در ساعت ۰۸:۲۹

  2.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود