صفحه 1 از 7 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: شبهه هایی در مورد وجود خدا وپیامبران

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    3
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    5 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    شبهه هایی در مورد وجود خدا وپیامبران




    سلام می کنم وبراتون آرزوی قبولی عبادات.
    خواهشا زود جواب بدین. دین وایمونم از دست رفت. لطفا منطقی وبا ذکر منبع باشه پاسختون.
    من یه دختر22 ساله ام (سنمو میگم از این جهت که شاید در پیدا کردن پاسخ راهگشا باشه. بازم ممنون.)
    توی یه خانواده ی مذهبی بزرگ شدم و تا قبل از این اواخر، مثل تمام به اصطلاح مومنا نماز و روزه و ذکرو مسجد وسایر اعمال عبادیو با یه اعتقاد نسبتا خوب انجام می دادم. اسم آقا اباعبدالله رو که میشنیدم اشکم سرازیر می شد. محال بود از برنامه یه سخنرانی با خبر می شدم و با اعتقاد نمیشستم پای منبر و از دل و جون آرزو نمی کردم خدا توفیق بندگی رو بهم بده. هر لحظه آرزوم این بود که خدا قلبمو پاک کنه وکینه توش نباشه. که ضمیر روشن نصیبم کنه. اسم حضرت قائم رو که می شنیدم هرجا بود تمام قد قیام میکردم. خدا تقریبا توی تمام لحظه هام شریک بود. وقتی وارد دانشگاه شاهد شدم و دیدم که روزانه باید مسیر طولانی رو طی کنم و وقتیه که داره همینجوری ازم تلف میشه، تصمیم به حفظ قرآن گرفتم. تا امسال که لیسانس گرفتمو حدود نیمی از قرآن رو حفظ کردم.
    تا اینجای کار اوضاع خوب بود و مشکل خاصی نداشتم تا چند وقت پیش که قرار شد توی ی مسابقه ی حفظ شرکت کنم. درست قبل از شب های قدر رمضان امسال. واسه ی آمادگی چندین ساااعت در طول روز قرآن می خونم. گاهی صدها آیه. با خودم فک میکنم خدا به این بزرگی چرا باید حد خودشو تا اندازه ی قرآن بیاره پایین. قرآنی که من هر وقت اراده کنم می تونم از حفظ بخونمش. اصلا از کجا معلوم که به قول خودش این قرآن، ان هذا الا اسطیر الاولین نباشه. شاید خیال بافی های یه آدمه. این دیگه واقعا مسخرس ولی گاهی فک می کنم قرآن یه چیز تازه تاسیسه وقبل از من از کجا معلومه وجود داشته باشه. اعتقادمو به آیه های عذاب از دست دادم. خیال می کنم حق با تکذیب کننده هاس. خیال می کنم روزگار تا همیشه با این آرامشی که داره سپری میشه. باخودم میگم اصلا مگه ممکنه هبائا منبثا؟ یا خورشید تاریک شه؟! محاله. اینا فقط داستانه. از کجا معلوم خدا باشه. از کجا معلوم نوح و ابراهیمی و موسی و هود و شعیبی وجود داشته باشه. من که ندیدم. نهج البلاغه رو یه آدم فهیم نوشته ولی به حضرت علی اعتقادمو از دست دادم. از کجا معلوم حضرت حجت واقعیت داشته باشه؟ اصلا دیگه توی زبونم نمی گرده بگم ان شاءالله. اسم خدا رو که می شنوم میرم تو فکر دقیقه ها. که آیا هست یا نیست.خلاصه که قرآن شده یک چیز دم دستی برام. فک می کنم بد بودن عقابی نداره. آدم وقتی بمیره دیگه همه چی تموم میشه.
    اینو بهتون بگم که من دو سال حوزه رفتم و رشته تحصیلیم خیلی نا مرتبط نبوده با مسائل دینی(حقوق). این نکته رو گفتم که حرفای تکراری نزنین. بلدم خودم بیشترشو. ی چیزی بگین، ی راه عملی بدین که درست شم. که مثل روزای قبل شم. خلاصه که اعتقادامو به عالم اونور از دست دادم. به عالم ماورا. به چشم برزخی. به ی روی دیگه ی سکه. روزگارم شده عیییین کافرای توی قرآن. فک می کنم همه چیز همینیه که میبینم. نمیدونم شاید ی غرور کاذب. ی خود بزرگ بینی بیخودی که رفته تو خونم. احساس می کنم که خسته شدم. دیگه گوشم پره از اینا. از استغفار، توبه، سبحان الله... اینا به نظرم ی سری مفاهیم از خود ساختس و واقعیتی پشتشون نیست. نمی دونم اگرم باشه من دیگه خستم. دیگه حوصله ی اعتقاد بهشون ندارم. انگار که قلبم سفت شده. چقد نماز! این خم و راست شدنا فایده ای داره؟ نمی دونم شاید اگه ی مدت قرآنو بذارم کنار درست شم. هان؟نظرتون؟
    جواب بدین. اگه تو این وضعیت عمرم تموم شه در حالت کفر مردم. پس زود پاسخ بدید.



  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    458
    مورد تشکر
    158 پست
    حضور
    21 روز 20 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام
    همین دلواپسی های شما نشان دهنده علقه و وابستگی شماست به دیانتتون، نمی خوام بگم این تردید ها رو جدی نگیرید بلکه می خوام بگم خودتون رو کافر هم ندونید، گاهی وقتها انسان اعتقادی رو با دلیل می پذیره اما ته دلش اطمینان و آرامش نداره، گاهی این امر طبیعی یا به خاطر وسواس نفس یا عوامل مشابه هست.
    به خودتون مراجعه کنید اگر معلوماتتون در حدی نیست که بتونید از اعتقاداتتون به طور مستدل دفاع کنید، باید از نظر علمی خودتون رو تقویت کنید و با کارشناسان تک تک مواردی که تردید دارید رو بهیقین تبدیل کنید، اما اگر معلوماتتون در حدی هست که خدا و قرآن و اعتقاداتتون رو با دلیل یقینی اثبات کنید معلوم میشه این مشکل شما یه منشا روانشناختی داره نه علمی، پس خیلی برای رفع فوری مشکلتون پی مطالعه و پرسش نرید که چیزی فراتر از داشته هاتون دستگیرتون نمیشه، بلکه به جاش با یک مشاور مذهبی مشورت کنید.
    اما نکته ای که می خوام بگم اینه که ایمان استدلالی نقطه شروع کار هست، و آنچه که انسان رو به آرامش می رسونه عمق دادن به ایمان به وسیله عبادات و شریعت هست، والا چرا ما نمی تونیم در راه خدا مثل امام حسین ع دار و ندارمون رو بدیم؟ مگر در اثبات استدلالی خدا شک داریم؟ ما به همون خدا و قیامتی که امام حسین ع اعتقاد داشت اعتقاد داریم اما در عرصه عمل نمی تونیم سختی ها رو برای دفاع از دین و در راه خدا تحمل کنیم، بله تعبد هست که ایمان انسان رو عمیق میکنه می لنگیم.
    شما مشخص کنید در کدوم عرصه مشکل دارید تا بهتر بتونم کمکتون کنم
    ان شالله که موفق باشید
    ویرایش توسط مسلم : ۱۳۹۳/۰۵/۱۶ در ساعت ۰۰:۳۳


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    6,289
    صلوات
    4614
    تعداد دلنوشته
    7
    مورد تشکر
    41 پست
    حضور
    66 روز 12 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    11



    نقل قول نوشته اصلی توسط مریم118 نمایش پست
    سلام می کنم وبراتون آرزوی قبولی عبادات.
    خواهشا زود جواب بدین. دین وایمونم از دست رفت. لطفا منطقی وبا ذکر منبع باشه پاسختون.
    من یه دختر22 ساله ام (سنمو میگم از این جهت که شاید در پیدا کردن پاسخ راهگشا باشه. بازم ممنون.)
    توی یه خانواده ی مذهبی بزرگ شدم و تا قبل از این اواخر، مثل تمام به اصطلاح مومنا نماز و روزه و ذکرو مسجد وسایر اعمال عبادیو با یه اعتقاد نسبتا خوب انجام می دادم. اسم آقا اباعبدالله رو که میشنیدم اشکم سرازیر می شد. محال بود از برنامه یه سخنرانی با خبر می شدم و با اعتقاد نمیشستم پای منبر و از دل و جون آرزو نمی کردم خدا توفیق بندگی رو بهم بده. هر لحظه آرزوم این بود که خدا قلبمو پاک کنه وکینه توش نباشه. که ضمیر روشن نصیبم کنه. اسم حضرت قائم رو که می شنیدم هرجا بود تمام قد قیام میکردم. خدا تقریبا توی تمام لحظه هام شریک بود. وقتی وارد دانشگاه شاهد شدم و دیدم که روزانه باید مسیر طولانی رو طی کنم و وقتیه که داره همینجوری ازم تلف میشه، تصمیم به حفظ قرآن گرفتم. تا امسال که لیسانس گرفتمو حدود نیمی از قرآن رو حفظ کردم.
    تا اینجای کار اوضاع خوب بود و مشکل خاصی نداشتم تا چند وقت پیش که قرار شد توی ی مسابقه ی حفظ شرکت کنم. درست قبل از شب های قدر رمضان امسال. واسه ی آمادگی چندین ساااعت در طول روز قرآن می خونم. گاهی صدها آیه. با خودم فک میکنم خدا به این بزرگی چرا باید حد خودشو تا اندازه ی قرآن بیاره پایین. قرآنی که من هر وقت اراده کنم می تونم از حفظ بخونمش. اصلا از کجا معلوم که به قول خودش این قرآن، ان هذا الا اسطیر الاولین نباشه. شاید خیال بافی های یه آدمه. این دیگه واقعا مسخرس ولی گاهی فک می کنم قرآن یه چیز تازه تاسیسه وقبل از من از کجا معلومه وجود داشته باشه. اعتقادمو به آیه های عذاب از دست دادم. خیال می کنم حق با تکذیب کننده هاس. خیال می کنم روزگار تا همیشه با این آرامشی که داره سپری میشه. باخودم میگم اصلا مگه ممکنه هبائا منبثا؟ یا خورشید تاریک شه؟! محاله. اینا فقط داستانه. از کجا معلوم خدا باشه. از کجا معلوم نوح و ابراهیمی و موسی و هود و شعیبی وجود داشته باشه. من که ندیدم. نهج البلاغه رو یه آدم فهیم نوشته ولی به حضرت علی اعتقادمو از دست دادم. از کجا معلوم حضرت حجت واقعیت داشته باشه؟ اصلا دیگه توی زبونم نمی گرده بگم ان شاءالله. اسم خدا رو که می شنوم میرم تو فکر دقیقه ها. که آیا هست یا نیست.خلاصه که قرآن شده یک چیز دم دستی برام. فک می کنم بد بودن عقابی نداره. آدم وقتی بمیره دیگه همه چی تموم میشه.
    اینو بهتون بگم که من دو سال حوزه رفتم و رشته تحصیلیم خیلی نا مرتبط نبوده با مسائل دینی(حقوق). این نکته رو گفتم که حرفای تکراری نزنین. بلدم خودم بیشترشو. ی چیزی بگین، ی راه عملی بدین که درست شم. که مثل روزای قبل شم. خلاصه که اعتقادامو به عالم اونور از دست دادم. به عالم ماورا. به چشم برزخی. به ی روی دیگه ی سکه. روزگارم شده عیییین کافرای توی قرآن. فک می کنم همه چیز همینیه که میبینم. نمیدونم شاید ی غرور کاذب. ی خود بزرگ بینی بیخودی که رفته تو خونم. احساس می کنم که خسته شدم. دیگه گوشم پره از اینا. از استغفار، توبه، سبحان الله... اینا به نظرم ی سری مفاهیم از خود ساختس و واقعیتی پشتشون نیست. نمی دونم اگرم باشه من دیگه خستم. دیگه حوصله ی اعتقاد بهشون ندارم. انگار که قلبم سفت شده. چقد نماز! این خم و راست شدنا فایده ای داره؟ نمی دونم شاید اگه ی مدت قرآنو بذارم کنار درست شم. هان؟نظرتون؟
    جواب بدین. اگه تو این وضعیت عمرم تموم شه در حالت کفر مردم. پس زود پاسخ بدید.
    سلام!!!
    به حرفهای کسی هم کاری ندارم که هزار تا دلیل و آیه می آورند.شما این فکرهائی که افتاده توی سرت یک هزارم فکرهائی که در ذهن من بود نیست!
    چرندیاتی که در مغز من بود کار را به جائی رساند که خدا هر چیزی را که فکر می کردم اشتباه و یا نیست نشان داد,علنی هم نشان داد!
    خدا باد غرور بی جا شدن من را خالی کرد!
    ما امتحانش را پس دادیم هنوزم داریم پس می دهیم.
    هر کسی هم که باور نداره فکر می کنه چرند گفتم یکم فکر عوضی کنه ببینه خدا چطور باهاش معامله می کنه!
    ویرایش توسط مدیر اجرایی : ۱۳۹۳/۰۵/۱۶ در ساعت ۱۹:۰۹ دلیل: لطفا ادب مباحثه را مراعات فرمائید
    به نظر ما حرکت امام خمینی دقیقا مقدمه سازی ظهور امام عصر(عج) است,لذا باید تقویت شود,ظهور امام عصر(عج)یک مسئله کاملا منطقی است و باید به شدت با خرافات و تیپ افسانه ای که برای ایشان درست شده مبارزه کرد و فهماند که ظهور هم به دست خود ماست,هرگاه مبنای برنامه ریزی ما این مسئله باشد به آن خواهیم رسید و لا غیر.با التماس و اشک و زاری تنها هیچ کاری صورت نمی گیرد.


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    نوشته
    10,256
    صلوات
    76100
    تعداد دلنوشته
    44
    مورد تشکر
    702 پست
    حضور
    155 روز 11 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    611



    سلام خداوند قران رو فرستاده برای هدایت ربطی پایین اوردن سطح خودش نداره مثل اگه دارای عبارت نا مانوس و مجهول که کسی ازش سر درنیاره بو خوب بود؟ایا با روح هدایتگری داوند در تضاد نبود؟ هرکسی از قران اندازه فهم و عقلش برداشت میکنه یکی مثل علامه طباطبایی (ره)از قران چندین جلد تفسیر مطرح میکنه و یکی مثل مولوی و حافظ دیوان اشعار یکی هک مثل من 2 صفحه هم نمیتونه درباره قران مطلب بنویسه

    ایمان به غیب و ایمان به معاد دو مولفه از 7 مولفه ایمان هستند و اگر کسی نداشته باشه کافر است
    مواظب نفس اماره باشید که دایم انسان رو به بدی سوق میده
    درمان شما پناه بردن به خداست

    اعوذ باللّه من الشّیطان الرّجیم را زیاد بگید



    این آیه شریفه ذکر و یاد خدا و قرائت قرآن موجب تقویت ایمان می شود.
    سوره انفال آیه ی ( 2 ) : إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ إِذا ذُكِرَ اللّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَ إِذا تُلِيَتْ عَلَيْهِمْ آياتُهُ زادَتْهُمْ إِيماناً
    مؤمنان همان كسانى‌اند كه چون خدا ياد شود دل هايشان بترسد، و چون آيات خدا بر آنان خوانده شود بر ايمانشان بيفزايد .
    مورد ديگرى كه قرآن آن را موجب ازدياد ايمان مؤمنان دانسته است اين آيه شريفه است:
    سوره فتح آیه ی ( 4) : هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ السَّكِينَةَ فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ لِيَزْدادُوا إِيماناً مَعَ إِيمانِهِمْ
    او است آن كس كه در دل هاى مؤمنان آرامش را فرو فرستاد تا ايمانى بر ايمان خود بيفزايند.
    مطابق اين آيه، كسانى كه ايمان راستين داشته باشند، خداى متعال حالت طمأنينه و آرامشى خاص بر قلب و روح آنان حاكم مى‌فرمايد كه موجب تقويت و ازياد ايمان آنان مى‌شود. قرآن كريم نام اين حالت را « سكينه » گذاشته است .


    شناخت خدا و دستیابی به ایمان واقعی بدون معرفت و شناخت چهارده معصوم و توسل و ارتباط با آنان میسر نیست؛ زیرا ائمه (ع) سبیل اللّه یعنی راه خدا و باب الله به معنای در ورود به مقام الوهیت و تقرب به ذات خدا هستند. بابی که قرآن دستور می‌دهد اگر می‌خواهید در خانه‌های رحمت و فضل الهی به روی شما باز شود، باید از آن در‌ها عبور کنید: «آتوا البیوت من أبوابها».

    ویرایش توسط یوسف : ۱۳۹۳/۰۵/۱۶ در ساعت ۱۰:۴۴
    شبهه هایی در مورد وجود خدا وپیامبران
    عشـــــــــق یعنی لحظه ای دریاشدن
    عشق یعنی باخداتنهاشدن
    عشــــــــــق یعنی حسرت پروانه ها
    عشق یعنی گریه آلاله هـــــــا
    عشــــــــــق یعنی خاک هنگام سجود
    عشق یعنی شکردربودونبود
    عشــــــــق یعنی تشنه لب سقاشدن
    عشق یعنی غرق این معناشدن

    ختم قرآن گروهی هر ماه برای سلامتی و تعجیل در ظهور امام عصر(عج)

    دسترسی آسان به احادیث تصویری چهارده معصوم علیه السلام



  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۳
    نوشته
    58
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    4 روز 18 ساعت 58 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط مریم118 نمایش پست
    توی یه خانواده ی مذهبی بزرگ شدم و تا قبل از این اواخر، مثل تمام به اصطلاح مومنا نماز و روزه و ذکرو مسجد وسایر اعمال عبادیو با یه اعتقاد نسبتا خوب انجام می دادم. اسم آقا اباعبدالله رو که میشنیدم اشکم سرازیر می شد. محال بود از برنامه یه سخنرانی با خبر می شدم و با اعتقاد نمیشستم پای منبر و از دل و جون آرزو نمی کردم خدا توفیق بندگی رو بهم بده. هر لحظه آرزوم این بود که خدا قلبمو پاک کنه وکینه توش نباشه. که ضمیر روشن نصیبم کنه. اسم حضرت قائم رو که می شنیدم هرجا بود تمام قد قیام میکردم. خدا تقریبا توی تمام لحظه هام شریک بود. ....
    ...
    این دیگه واقعا مسخرس ولی گاهی فک می کنم قرآن یه چیز تازه تاسیسه وقبل از من از کجا معلومه وجود داشته باشه. اعتقادمو به آیه های عذاب از دست دادم. خیال می کنم حق با تکذیب کننده هاس.
    .
    خیلی جالبه حرفای شما تا حدودی تقریبا حرف دل منه...
    من اگر به دین شک کردم، تنها از نظر خودم تنها و تنها از روی خرد و تفکر بوده.من هیچوقت از روی احساس و سود و منفعت به قضیه نیگاه نکردم.... الآن من هم به شدت در این شک افتادم که آیا اصلا خدایی وجود دارد یا نه، مثلا به این تاپیک نیگاهیی بیاندازید: http://www.askquran.ir/thread44828.html

    نقل قول نوشته اصلی توسط مریم118 نمایش پست
    این نکته رو گفتم که حرفای تکراری نزنین. بلدم خودم بیشترشو. ی چیزی بگین، ی راه عملی بدین که درست شم. که مثل روزای قبل شم. خلاصه که اعتقادامو به عالم اونور از دست دادم. به عالم ماورا. به چشم برزخی. به ی روی دیگه ی سکه. روزگارم شده عیییین کافرای توی قرآن. فک می کنم همه چیز همینیه که میبینم. نمیدونم شاید ی غرور کاذب. ی خود بزرگ بینی بیخودی که رفته تو خونم. احساس می کنم که خسته شدم. دیگه گوشم پره از اینا. از استغفار، توبه،
    ببخشید...این طور که شما حرف میزنید گویا شما دنبال حقیقت نیستید.بلکه شما دنبال خود فریبی هستید و این جور به حقیت نمی رسید و اگر هم برسید از راهی اشتباه به حقیقت می رسید.شما میگویید شک کرده ام که خدا و پیغمبری به معنای واقعی کلمه باشند.خوب اشکالی ندارد.بروید تحقیق کنید تا به نتیجه برسید.اما شما چرا می خواهی در پی تحقیق حتما به این نتیجه برسی که اسلام به معنای واقعی حقیقت است؟شما چرا از دیگران می خواهید که شما را طوری راهنمایی کنند که حتما به این نتیجه برسید که مثلا حضرت محمد به معنای واقعی پیامبر هستند؟این جور طرز تفکر و نحوه تحقیق پای تلیقنات و احساسات را به میان می کشاند و ممکن است باعث فریب خوردن شما شود.شما باید بی طرف به قضیه نیگاه کرده و از دیگران کمک بخواهید و از دیگران بخواهید که بی طرفانه نظر بدهند.در این صورت است می توان گفت شما واقعا دنبال حقیقتید.
    ویرایش توسط |الهه| : ۱۳۹۳/۰۵/۱۶ در ساعت ۱۰:۵۸
    متولــــــــد شــــــــهریور...

  7. تشکرها 3


  8. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۳
    نوشته
    58
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    4 روز 18 ساعت 58 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط سلمان 313 نمایش پست
    سلام!!!
    یک چیز می گم ته حرف
    به حرفهای کسی هم کاری ندارم که هزار تا دلیل و آیه می آورند.شما این فکرهائی که افتاده توی سرت یک هزارم فکرهائی که در ذهن من بود نیست!
    چرندیاتی که در مغز من بود کار را به جائی رساند که خدا هر چیزی را که فکر می کردم اشتباه و یا نیست نشان داد,علنی هم نشان داد!
    خدا باد غرور بی جا شدن من را خالی کرد!
    ما امتحانش را پس دادیم هنوزم داریم پس می دهیم.
    هر کسی هم که باور نداره فکر می کنه چرند گفتم یکم فکر عوضی کنه ببینه خدا چطور باهاش معامله می کنه!
    اگر ادعا میشه اسلام دین علم و خرده دیگه زجر و تنبیه برای چیه.یک کسی به دین شک کرده، اگر خدا خداست و حکیم و قصد کمک و یاری داره باید از راه درست وارد عمل بشه.راه درست عقلانیته.راه درست برهانه.نه زور و تنبیه.
    چه بسیار افراد بزرگی به وادی شک افتادند و حتی اسلام رو پس زدند و خدا اونا رو به قول شما محکم ادب نکرد.مثل دکتر سروش....و بدانید که دکتر سروش ها بسیارند....
    ویرایش توسط مدیر اجرایی : ۱۳۹۳/۰۵/۱۶ در ساعت ۱۹:۱۰ دلیل: لطفا ادب مباحثه را مراعات فرمائید
    متولــــــــد شــــــــهریور...

  9. تشکرها 2


  10. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    6,289
    صلوات
    4614
    تعداد دلنوشته
    7
    مورد تشکر
    41 پست
    حضور
    66 روز 12 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    11



    نقل قول نوشته اصلی توسط |الهه| نمایش پست
    خیلی ببخشید.از حرفهای شما بوی خرافات مذهبی و جهل به مشام میرسه... هرچیزی راهی داره.اگر ادعا میشه اسلام دین علم و خرده دیگه زجر و تنبیه برای چیه.یک کسی به دین شک کرده، اگر خدا خداست و حکیم و قصد کمک و یاری داره باید از راه درست وارد عمل بشه.راه درست عقلانیته.راه درست برهانه.نه زور و تنبیه.
    چه بسیار افراد بزرگی به وادی شک افتادند و حتی اسلام رو پس زدند و خدا اونا رو به قول شما محکم ادب نکرد.مثل دکتر سروش....و بدانید که دکتر سروش ها بسیارند....
    خرافات کجایش خرافات بود؟کجایش جهل بود؟
    بله هر چیزی راهی دارد.راه انسانی که تکبر در پیش گرفته چیست؟(این خانم نوشته اش بوی تکبر داشت)
    ادعا نمی شود اسلام دین علم وعمل است وهر کسی که با این دو شویه به راه نیامد تنبیه چاره ساز است!
    کدام دکتر سروش را می گوئید؟
    عبدالکریم سروش؟؟؟؟؟
    ویرایش توسط مدیر اجرایی : ۱۳۹۳/۰۵/۱۶ در ساعت ۱۹:۰۵ دلیل: لطفا آرام باشید
    به نظر ما حرکت امام خمینی دقیقا مقدمه سازی ظهور امام عصر(عج) است,لذا باید تقویت شود,ظهور امام عصر(عج)یک مسئله کاملا منطقی است و باید به شدت با خرافات و تیپ افسانه ای که برای ایشان درست شده مبارزه کرد و فهماند که ظهور هم به دست خود ماست,هرگاه مبنای برنامه ریزی ما این مسئله باشد به آن خواهیم رسید و لا غیر.با التماس و اشک و زاری تنها هیچ کاری صورت نمی گیرد.

  11. تشکر


  12. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    6,289
    صلوات
    4614
    تعداد دلنوشته
    7
    مورد تشکر
    41 پست
    حضور
    66 روز 12 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    11



    نقل قول نوشته اصلی توسط |الهه| نمایش پست
    مثل دکتر سروش....و بدانید که دکتر سروش ها بسیارند....
    سلام!!!
    حالم از اسمش به هم می خورد!
    چیز زیادی ازش نمی دونم.همان چند تا سخنرانی مزخرفی که انجام داد نشان داد که چه روح پلیدی در کالبدش در جریان است!
    http://www.mashreghnews.ir/fa/news/2...B9%DA%A9%D8%B3
    به نظر ما حرکت امام خمینی دقیقا مقدمه سازی ظهور امام عصر(عج) است,لذا باید تقویت شود,ظهور امام عصر(عج)یک مسئله کاملا منطقی است و باید به شدت با خرافات و تیپ افسانه ای که برای ایشان درست شده مبارزه کرد و فهماند که ظهور هم به دست خود ماست,هرگاه مبنای برنامه ریزی ما این مسئله باشد به آن خواهیم رسید و لا غیر.با التماس و اشک و زاری تنها هیچ کاری صورت نمی گیرد.

  13. تشکر


  14. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    458
    مورد تشکر
    158 پست
    حضور
    21 روز 20 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط |الهه| نمایش پست
    خیلی جالبه حرفای شما تا حدودی تقریبا حرف دل منه...
    من اگر به دین شک کردم، تنها از نظر خودم تنها و تنها از روی خرد و تفکر بوده.من هیچوقت از روی احساس و سود و منفعت به قضیه نیگاه نکردم.... الآن من هم به شدت در این شک افتادم که آیا اصلا خدایی وجود دارد یا نه، مثلا به این تاپیک نیگاهیی بیاندازید: تکلیف فردی که در حال تحقیق در باب خداست چیست؟(از نظر اسلام)
    شک یک رفتار طبیعی هست و نباید اون رو سرکوب کرد و یا انسان شک کننده رو از شکش ترسوند و شجاعت ابراز و تحقیق در خصوص شکش رو از او گرفت، و همچنین نباید شک رو رها کرد، بلکه باید با یافتن پاسخ مناسب اعم از علمی، یا روانشناختی آن را برطرف نماید. همانطور که در سابق هم عرض کردم برای برطرف کردن شک باید ابتدا دید که منشأ شک انسان چیست، و در وهله اول این خود انسان است که می تواند بفهمد شکش از چه عامل یا عواملی سرچشمه گرفته است.
    اما در مورد تایپک شما هم که تکلیف فردی شک کننده در باب خداوند چیست به یکی از کارشناسان واگذار شده که پاسخ مناسب رو خواهند داد.


  15. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    نوشته
    309
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 روز 13 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط سلمان 313 نمایش پست
    سلام!!!
    حالم از اسمش به هم می خورد!
    چیز زیادی ازش نمی دونم.همان چند تا سخنرانی مزخرفی که انجام داد نشان داد که چه روح پلیدی در کالبدش در جریان است!
    http://www.mashreghnews.ir/fa/news/2...B9%DA%A9%D8%B3
    سلام سلمان گرامی
    وقتی شما می بینید که یک عده از افراد مذهبی، تهمتهایی مثل انحراف جنسی و ... رو به مخالفانشون نبت می دهند، لازمه قدری در گفته هاشون شک کنید.
    زیرا متاسفانه برخی گروههای مذهبی، تهمت زدن به غیر مسلمانان رو جایز می دونند (البته این توضیح هم لازمه که خیلی از علمای اسلامی، چنین حکمی رو قبول ندارند):
    http://forum.p313.ir/showthread.php?tid=4153
    ​خلاصه این که حتماً قبل از نقل قول چنین حرفهایی سعی کنید در مورد درستیشون تحقیق کنید.

صفحه 1 از 7 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. ساده ترین راه برای شکوفایی کودک
    توسط صدیقه طاهره در انجمن کودک
    پاسخ: 14
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۱۰/۲۰, ۰۸:۱۳
  2. بانویی که علما برای دیدارش وقت می گرفتند+عکس
    توسط monemizadeh در انجمن فعالان قرآنی
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۳/۲۶, ۰۵:۲۸
  3. راه های فقرزدایی در قرآن
    توسط yanoor در انجمن سایر مباحث
    پاسخ: 23
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۲/۰۹, ۲۲:۲۶
  4. کشف راز گرم شدن حمام شیخ‌بهایی با یک شمع
    توسط Quantum در انجمن سایر موارد
    پاسخ: 3
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۱/۱۸, ۲۱:۴۲

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود