جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: قرآن و مادیگراها

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    1,512
    مورد تشکر
    114 پست
    حضور
    111 روز 14 ساعت 14 دقیقه
    دریافت
    159
    آپلود
    0
    گالری
    1

    قرآن و مادیگراها





    پرسش:
    قران کریم، در پاسخ به مادیگراها و کسانی که معتقدند امور و جهان غیر مادی وجود ندارد و این امور چون از ادراک انسان خارج و غیر قابل تجربه و آزمایش است پس دلیلی بر وجود آن ها نداریم؛ چه پاسخی می دهد؟

    پاسخ:
    در این که حس و قوای حسی ابزار شناخت هستند هیچ شکی نیست و در قرآن نیز آیات بسیاری داریم که برای هدایت انسان ها شاهدهای فراوانی از عالم ماده و طبیعت استفاده کرده است.
    اما این به معنای منحصر کردن هدایت در امور حسی و اصالت بخشیدن به آن نیست.
    در قرآن آیات بسیاری راجع به عالم غیب، فرشتگان، عالم آخرت، و .... ذکر شده که همه این ها بطور صریح دال بر این است که همه چیز محدود به حس و تجربه نیست.
    به عنوان نمونه به آیات ذیل توجه کنید، در این آیات، تحقق ایمان با باور داشتن به غیب معنا پیدا می کند:
    «الَّذينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْب‏»؛ (پرهيزكاران) كسانى هستند كه به غيب [آن چه از حس پوشيده و پنهان است‏] ايمان مى ‏آورند.(1)
    «وَ الْمُؤْمِنُونَ كُلٌّ آمَنَ بِاللَّهِ وَ مَلائِكَتِهِ وَ كُتُبِهِ وَ رُسُلِه‏»؛ و همه مؤمنان (نيز)، به خدا و فرشتگان او و كتاب ها و فرستادگانش، ايمان آورده ‏اند.(2)
    «وَ كَذلِكَ نُري إِبْراهيمَ مَلَكُوتَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ لِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنينَ»؛و اين چنين، ملكوت آسمان ها و زمين (و حكومت مطلقه خداوند بر آن ها) را به ابراهيم نشان داديم (تا به آن استدلال كند،) و اهل يقين گردد.(3)
    نکته: اصلا منحصر کردن ایمان به مادیات و امور حسی و تجربی، متصور و صحیح نیست.
    به بیان دیگر، به شناختی که منحصر به محسوسات باشد که ایمان گفته نمی شود. ایمان داشتن یعنی به خدا و رسولش و آن چه می گویند باور داشته باشیم، یعنی به خاطر اعتماد و اطمینانی که نسبت به خدا و رسولش داریم، به گفته های آن ها باور پیدا می کنیم.
    لازم به ذکر است که پیامبران، امارات و نشانه های زیادی بر صدق ادعای خود دارند. آن ها بعد از آن که علائم زیادی بر صدق ادعای خود آوردند می گویند ایمان بیاورید.
    پیامبران ابتدا با آوردن معجزه و علائم صدق، نبوت و ارتباط داشتن با عالم غیب را ثابت می کنند، و پس از اثبات، به مردم می گویند ایمان بیاورید. لذا از ابتدا نمی آیند از عالم غیب و ... سخن بگویند و مردم را دعوت به ایمان کنند، بلکه ابتدا با آوردن معجزه و ... اثبات نبوت می کنند و سپس دعوت به ایمان می کنند.

    ممکن است گفته است اگر منحصر کردن ایمان به مادیات و امور حسی، صحیح نیست پس چرا حضرت ابراهیم، با دیدن ملکوت آسمان و زمین(4)، به یقین رسید؟ در جواب باید گفت این گونه نبوده که ابراهیم (علیه السلام) ایمان نداشته و می خواسته از این طریق ایمان بیاورد.
    حضرت ابراهیم (علیه السلام) ایمان را در مراتب بالایش دارا بوده است ولی مراتب بالاتری از ایمان نسبت به قیامت را درخواست نموده است تا به یقین (مرتبه والای ایمان) برسد.
    همین است که انسان های دیگر نیز بعد از مرگ ایمانشان تبدیل به یقین می شود: «وَ اعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّى يَأْتِيَكَ الْيَقينُ»؛ و پروردگارت را عبادت كن تا يقين [مرگ‏] تو فرا رسد.(5)

    در مقابل این سخن که عالم غیب فرشتگان و ... که قابل دیدن و درک کردن نیست پس اثبات حقانیت و درست بودن خودشان را از کجا می گیرند؟ باید گفت با اعتماد بر پیامبر است که به این ها هم مؤمن هستیم، یعنی ابتدا با دیدن معجزه و ...، ایمان به نبوت پیامبر (صلی الله علیه و آله) حاصل می شود و به دنبال آن، ایمان به سایر گفته های ایشان پیدا می کنیم.
    وقتی ثابت شد که ایشان از طرف خداوند مبعوث شده و با وحی در ارتباط و از غیب آگاه است، به اخباری هم که از غیب می آورد ایمان پیدا می کنیم.
    بله، به غیر از انسان های هم عصر پیامبر، دیگران ایشان را ندیده اند، ولی برای اطمینان حاصل نمودن به وقوع چیزی که فقط دیدن ملاک نیست. ما به عنوان مثال به کشور فرانسه نرفته ایم ولی می بینیم هر کس می آید می گوید در فرانسه برجی وجود دارد به نام برج فلان با چنین خصوصیاتی. لذا وقتی تعداد زیادی از افراد، واقعه ای را نقل می کنند، اطمینان حاصل می شود که چنین چیزی بوده است، ولو به چشم ندیده باشیم.
    اصلا اعتماد به تاریخ و ... از همین موارد است.اگر قرار باشد همه در صورت دیدن و حضور فیزیکی چیزی را قبول کنند، پیامبران الهی باید عمری به طول تاریخ داشته باشند و به تعدا منطاق مختلف جغرافیایی هم باید پیامبر داشته باشیم.
    بنابر این، ما در زمان پیامبر نبوده ایم ولی نقل های تاریخی و روایی و ... داریم که نسل به نسل از حاضرین در آن زمان تا امروزه نقل شده و به ما رسیده است.
    این هم که این همه افراد بر یک موضوع غیر واقعی و ساختگی اتفاق نظر داشته اند تا ما را در این زمان فریب بدهند، یعنی اتفاق و تبانی (توطئه) این همه نسل بر دروغ و کذب، معقول و منطقی و حتی شدنی نیست. لذا می توان از این راه به اطمینان رسید.
    البته توجه داشته باشید که ما به دنبال اثبات عالم غیب و ملکوت و ...، از این راه نیستیم. همین که وجود پیامبر (صلی الله علیه و آله) و ادعای نبوت و معجزات ایشان، برای ما ثابت شود کفایت می کند. زیرا وقتی به پیامبر (صلی الله علیه و آله) ایمان و باور پیدا کردیم، به دنبال آن به گفته ها و خبرهای او از وجود عالم غیب و ملکوت و ... هم ایمان پیدا می کنیم.

    _______
    (1) بقره/ 3.
    (2) بقره/ 285.
    (3) انعام/ 75.
    (4) انعام/ 75.
    (5) حجر/ 99.





    لینک اصلی


    ویرایش توسط مدیر تدوین : ۱۳۹۴/۰۸/۲۰ در ساعت ۰۹:۰۱

  2.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود