جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: قرآن و عالم برزخ

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    1,512
    مورد تشکر
    114 پست
    حضور
    111 روز 4 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    159
    آپلود
    0
    گالری
    1

    قرآن و عالم برزخ




    پرسش:
    آیا آیات قرآن، حیات برزخی را تأیید می کنند؟ برخی می گویند در قرآن اثری از حیات برزخی نیست و حیات برزخی و عالم قبر، منشأ قرآنی ندارد.

    پاسخ:
    برزخ در لغت به معنای واسطه و حائل میان دو چیز است(1)، اما در اصطلاح، منظور از برزخ، جهانى است که میان دنیا و عالم آخرت قرار دارد؛ یعنى هنگامى که روح از بدن جدا مى شود، پیش از آن که بار دیگر در قیامت به بدن اصلى باز گردد، در عالمى که میان این دو عالم است و برزخ نامیده مى شود قرار خواهد داشت.
    دلیل عمده بر اثبات برزخ، دلایل نقلى و آیات و روایات است.
    قرآن کریم با این که بحث زیادى در مورد برزخ ندارد، ولى در برخی آیات تعبیرات صریح و روشنى در این زمینه بیان فرموده که مى تواند اصول کلى مربوط به جهان برزخ را روشن سازد.
    در این آیات به زندگی پس از مرگ و آرزوی بازگشت، متنعم بودن و یا معذب بودن، زنده بودن و حیات داشتن، بهشت و جهنم و ... اشاره دارد، در حالی که هنوز زمان حسابرسی اصلی و قیامت و بهشت و جهنم فرا نرسیده است؛ لذا مراد از این ها، همان عالم برزخ است.
    در ادامه به این آیات اشاره می شود:

    *«حَتَّى إِذَا جَاءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قَالَ رَبِّ ارْجِعُونِ لَعَلِّی أَعْمَلُ صَالِحاً فِیمَا تَرَکْتُ کَلاَّ إِنَّهَا کَلِمَةٌ هُوَ قَائِلُهَا وَمِنْ وَرَائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلَى یَوْمِ یُبْعَثُونَ»؛ (آن ها هم چنان به راه غلط خود ادامه مى ‏دهند) تا زمانى كه مرگ يكى از آنان فرارسد، مى ‏گويد: «پروردگار من! مرا بازگردانيد! شايد در آنچه ترک كردم (و كوتاهى نمودم) عمل صالحى انجام دهم!» (ولى به او مى ‏گويند) چنين نيست! اين سخنى است كه او به زبان مى‏ گويد (و اگر بازگردد، كارش همچون گذشته است)! و پشت سر آنان برزخى است تا روزى كه برانگيخته شوند!(2)

    *«وَلاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللهِ أَمْوَاتاً بَلْ أَحْیَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ فَرِحِینَ بِمَا آتَاهُمُ اللهُ مِنْ فَضْلِهِ وَیَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِینَ لَمْ یَلْحَقُوا بِهِمْ مِّنْ خَلْفِهِمْ أَلاَّ خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلاَ هُمْ یَحْزَنُونَ»؛ (اى پيامبر!) هرگز گمان مبر كسانى كه در راه خدا كشته شدند، مردگانند! بلكه آنان زنده ‏اند، و نزد پروردگارشان روزى داده مى ‏شوند. آن ها به خاطر نعمت هاى فراوانى كه خداوند از فضل خود به ايشان بخشيده است، خوشحالند و به خاطر كسانى كه هنوز به آن ها ملحق نشده ‏اند [مجاهدان و شهيدان آينده‏]، خوشوقتند (زيرا مقامات برجسته آن ها را در آن جهان مى‏ بينند و مى ‏دانند) كه نه ترسى بر آنهاست، و نه غمى خواهند داشت.(3)

    *«وَلاَ تَقُولُوا لِمَنْ یُقْتَلُ فِی سَبِیلِ اللهِ أَمْوَاتٌ بَلْ أَحْیَاءٌ وَلَکِنْ لاَّ تَشْعُرُونَ»؛ و به آن ها كه در راه خدا كشته مى ‏شوند، مرده نگوييد! بلكه آنان زنده ‏اند، ولى شما نمى ‏فهميد!(4)

    *«النَّارُ یُعْرَضُونَ عَلَیْهَا غُدُوّاً وَعَشِیّاً وَیَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ أَدْخِلُوا آلَ فِرْعَوْنَ أَشَدَّ الْعَذَابِ وَإِذْ یَتَحَاجُّونَ فِی النَّارِ فَیَقُولُ الضُّعَفَاءُ لِلَّذِینَ اسْتَکْبَرُوا إِنَّا کُنَّا لَکُمْ تَبَعاً فَهَلْ أَنْتُمْ مُّغْنُونَ عَنَّا نَصِیباً مِّنْ النَّارِ»؛ عذاب آن ها آتش است كه هر صبح و شام بر آن عرضه مى ‏شوند و روزى كه قيامت برپا شود (مى ‏فرمايد: «آل فرعون را در سخت ‏ترين عذابها وارد كنيد!» به خاطر بياور هنگامى را كه در آتش دوزخ با هم محاجّه مى ‏كنند ضعيفان به مستكبران مى ‏گويند: ما پيرو شما بوديم، آيا شما (امروز) سهمى از آتش را بجاى ما پذيرا مى ‏شويد.(5)

    *«مِّمَّا خَطِیئَاتِهِمْ أُغْرِقُوا فَأُدْخِلُوا نَاراً فَلَمْ یَجِدُوا لَهُمْ مِّنْ دُونِ اللهِ أَنْصَاراً»؛ (آرى، سرانجام) همگى به خاطر گناهانشان غرق شدند و در آتش دوزخ وارد گشتند، و جز خدا ياورانى براى خود نيافتند!(6)

    *«قِیلَ ادْخُلِ الْجَنَّةَ قَالَ یَا لَیْتَ قَوْمِی یَعْلَمُونَ بِمَا غَفَرَ لِی رَبِّی وَجَعَلَنِی مِنْ الْمُکْرَمِینَ»؛ (سرانجام او را شهيد كردند و) به او گفته شد: «وارد بهشت شو!» گفت: «اى كاش قوم من مى ‏دانستند كه پروردگارم مرا آمرزيده و از گرامى ‏داشتگان قرار داده است!»(7)

    *«وَیَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ یُقْسِمُ الْمُجْرِمُونَ مَا لَبِثُوا غَیْرَ سَاعَة کَذَلِکَ کَانُوا یُؤْفَکُونَ»؛ و روزى كه قيامت برپا شود، مجرمان سوگند ياد مى‏ كنند كه جز ساعتى (در عالم برزخ) درنگ نكردند! اين چنين از درك حقيقت بازگردانده مى‏ شوند.(8)

    *«قَالُوا رَبَّنَا أَمَتَّنَا اثْنَتَیْنِ وَأَحْیَیْتَنَا اثْنَتَیْنِ فَاعْتَرَفْنَا بِذُنُوبِنَا فَهَلْ إِلَى خُرُوج مِّنْ سَبِیل»؛ آن ها مى‏ گويند: «پروردگارا! ما را دو بار ميراندى و دو بار زنده كردى اكنون به گناهان خود معترفيم آيا راهى براى خارج شدن (از دوزخ) وجود دارد؟»(9)

    ممکن است کسی بگوید در منظر قرآن روز قيامت همان روز مرگ است و كسي كه می ميرد همانند كسی كه می خوابد زمان را احساس نمی كند تا موقعی كه از خواب مرگ بيدارش می كنند. در جواب باید گفت این آیاتی که مد نظر شما است بیانگر کوتاهی و زودگذر بودن دنیا در برابر قیامت است و این به معنای نفی برزخ نیست؛ این دو مطلب مستقل هستند.
    به آیات 55 و 56 سوره روم، دقت کنید، به قرینه آیه دوم، که پایان توقف را روز قیامت ذکر می کند(الی یوم البعث)، روشن می شود که این توقف و درنگ در آیه اول، تا روز قیامت ادامه دارد، و این همان اشاره به عالم برزخ است. کما این که در آیه «لَعَلِّي أَعْمَلُ صالِحاً فيما تَرَكْتُ كَلاَّ إِنَّها كَلِمَةٌ هُوَ قائِلُها وَ مِنْ وَرائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلى‏ يَوْمِ يُبْعَثُونَ»(10)، تعبیر «إِلى‏ يَوْمِ يُبْعَثُونَ»، قرینه روشنی است بر این که عالم برزخ مرحله ای قبل از روز قیامت و بعد از مرگ است. هم چنین ادامه داشتن برزخ تا قیامت، قرینه دیگری است بر عالم برزخ.

    در باره این که مجرمان چرا فاصله مرگ تا قيامت را ساعتی بيشتر احساس نكرده اند باید گفت اولا چه اشکالی دارد هر کس به نوعی عالم برزخش را گذرانده باشد البته تفاوت اساسی بین این دو است؛ مؤمنان به خاطر متنعم بودن، زود برایشان گذشته است، ولی کافران به خاطر غفلت و روحیه دنیوی که دارند فاصله قیامت تا دنيا را محكوم به همان نظام دنيا مى‏ دانستند، و با آن مقياس مى ‏سنجيدند، گويا خيال مى‏كردند كه هنوز هم در دنيا هستند، چون فهم و شعورشان همين قدر بود.
    مجرمين از آن جا كه هميشه در باره قيامت در شک بودند، و جز به امور مادى دنيوى يقين پيدا نمى‏ كردند، لذا پنداشتند كه بيش از يک ساعت از ساعت هاى دنيا از مردنشان نگذشته است‏.(11)
    علامه طباطبایی(ره) در توضیح این کلام آورده: مشرکان، جهل به حق دارند و همیشه حق را باطل می پندارند، حتی آیات صریح قرآن را، بی دلالت می دانند و لذا دروغ و افتراء می بندند.
    این دروغ پردازی و انحراف آن ها از حق به باطل، هم چنان ادامه دارد و از ايشان جدا شدنى نيست، تا قيام قيامت.
    به واسطه همین جهل، هر حقی بر آن ها مشتبه می شد آن را انکار می کردند، در قیامت نیز امر بر آن ها مشتبه شده و خیال می کنند بین مرگ و قیامت بیش از یک ساعت نبوده است.(12)

    مطلبی دیگر؛ «وَ يَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ يُقْسِمُ الْمُجْرِمُونَ ما لَبِثُوا غَيْرَ ساعَةٍ كَذلِكَ كانُوا يُؤْفَكُونَ»(13)
    این گفته مجرمان یا به خاطر کوتاه بودن زمان است، يا زمان را فراموش كرده ‏اند، يا بطور تخمين و برآورد گفته، و یا دروغ گفته اند.
    تعبیر «كَذلِكَ كانُوا يُؤْفَكُون‏» بر این شیوه دروغگویی آن ها تاکید دارد، یعنی آن ها اين چنين در دنيا هم دروغ مى ‏گفتند، و يا اصرار بر جهل خود داشته و به همین خاطر از حقايق دو جهان باز مى ‏ماندند.(14)
    نکته: مجرمین یا گمان می کردند که یک ساعت مانده اند و یا دروغ می گفتند. در هر حال گفته آن ها صحیح نیست زیرا اهل علم در آیه بعد، اشتباه آن ها را گوشزد می کنند: «وَ قالَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَ الْإِيمانَ لَقَدْ لَبِثْتُمْ فِي كِتابِ اللَّهِ إِلى‏ يَوْمِ الْبَعْثِ فَهذا يَوْمُ الْبَعْثِ وَ لكِنَّكُمْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُون‏»(15)
    آیه اشاره به بی خبری مجرمین دارد، نه این که نفی و انکار کننده برزخ و عالم قبر باشد.

    نکته ای دیگر؛ با توجه به آیات قرآن این گونه نیست که برزخ برای همه یکسان باشد، زیرا برخی این دوران را در بی خبری و یا خواب گذرانده اند و برخی "عند ربهم یرزقون" هستند.
    روایات هم در این زمینه تصریح به تفاوت حال برزخیان دارد: امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «اَتَخَوَّفُ عَلَیْکُمْ فى الْبَرْزَخِ»؛ من از برزخ درباره شما مى ترسم. رواى سؤال کرد: «ما الْبَرْزَخُ»؛ برزخ چیست؟ حضرت فرموند: «أَلْقَبْرُ مُنْذُ حِینَ مَوْتِه إلى یَوْمِ القِیامَة»؛ برزخ همان قبر است از آن زمانى که انسان مى میرد تا روز قیامت.(16)
    در حدیث دیگرى از امام سجاد (علیه السلام) در این زمینه آمده: «إنَّ ألْقَبْرَ رَوْضَةٌ مِنْ رِیاضِ الْجَنَّةِ أَوْ حُفْرَةٌ مِنْ حُفَرِ الْنِیرانِ»؛ قبر باغى از باغ هاى بهشت، یا حفره اى از حفره هاى دوزخ است.(17)

    مطلب مهم؛ عالم آخرت، اعم از برزخ و قیامت است و ما راهی برای اطلاع از این عوالم و جزئیات آن ها نداریم مگر از طریق قرآن و روایات معصومین (علیهم السلام).
    در وجود عالم برزخ شکی نیست و قرآن هم گرچه به صورت کلی و گذرا به آن اشاره نموده و جزئیات آن را بیان نفرموده ولی با توجه به شأن و جایگاه پیامبر (صلی الله علیه و آله) و ائمه معصومین ـ که وظیفه تبیین و تفسیر کلام الهی را بر عهده دارند ـ جزئیات بیشتری در مورد عالم قبر و برزخ بیان شده است.
    لذا اصل برزخ در قرآن اشاره شده ولی بیان جزئیات آن توسط روایات معصومین فهم می شود.
    توجه داشته باشیم که در فهم قرآن مراجعه به سنت پیامبر (صلی الله علیه و آله) و روایات معصومین، لازم و مورد نیاز است و بدون آن به فهم صحیح و کامل از کلام الهی نمی رسیم.

    ـ برزخ در روایات
    در احادیث اسلامى به طور بسیار گسترده اى درباره عالم برزخ و ویژگى هاى آن سخن به میان آمده است.
    نمونه هاى روشنى از این روایات:
    1. «اَلْقَبْرُ أَمّا رَوْضَةٌ مِنْ رِیاضِ الجَنَّةِ اَوْ حُفْرَةٌ مِنْ حُفَرِ الْنِیرانِ»؛ قبر باغى از باغ هاى بهشت یا حفره اى از حفره هاى دوزخ است.(18)
    2. در نهج البلاغه در خطبه هاى متعدد با صراحت سخن از برزخ به میان آمده، از جمله در اشاره به گروهى از پیشینیان آمده: «اُولئِکُمْ سَلَفُ عایَتِکُمْ... سَلَکُوا فى بُطُونِ الْبَرْزَخِ سَبِیلا»؛آن ها پیش از شما به کام مرگ فرو رفتند ... و در دورن عالم برزخ وارد شدند.(19)
    3. در توصیف اهل ذکر در بیان امام علی (علیه السلام) آمده: «کَاَنَّمَا قَطَعُوا الدُّنْیَا إِلَى الاْخِرَةِ وَ هُمْ فیها، فَشاهَدُوا ماوراءَ ذلِک کَأَنَّمَا اطَّلَعُوا عُیُوبَ اهلَ الْبَرْزَخ فِی طُولِ الاقَامَةِ فِیهِ»؛ با این که آن ها در دنیا هستند گویى فاصله میان دنیا و آخرت را پیموده و به آخرت پیوسته اند، آن ها ماوراى دنیا را مشاهده کردند؛ گویى به جهان برزخ مى نگرند، و از اسرار آن در طول اقامت در آن با خبر شده اند.(20)
    4. امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «وَ اللهِ ما اَخافُ عَلَیْکُمْ اِلاّ الْبَرْزخَ»؛به خدا سوگند من تنها از برزخ بر شما مى ترسم!(21)
    این روایت اشاره دارد به این که مؤمنان در قیامت مشمول شفاعت پیامبر (صلی الله علیه و آله) و امامان معصوم اند، ولى حساب برزخ جدا است.
    5. در حدیث دیگرى از امام صادق علیه السلام آمده: «اَلْبَرْزخُ اَلْقَبْرُ، وَ هُوَ الثَّوابُ وَ الْعِقابُ بَیْنَ الدُّنْیا وَ الاخِرَةِ»؛ برزخ همان عالم قبر است و ثواب و عقابى است که در میان دنیا و آخرت وجود دارد.(22)
    6. امام صادق علیه السلام فرمودند: «مَنْ أَنْکَرَ ثَلاثَةَ أَشْیاءَ فَلَیْسَ مِنْ شِیْعَتِنا، اَلْمِعْراجَ وَ الْمَسْأَلَةَ فى الْقَبْرِ وَ الشّفاعَةَ»؛ کسى که سه چیز را انکار کند از شیعیان ما نیست: معراج، سؤال در قبر، و شفاعت(23). توجه: سؤال در قبر، بخشى از عالم برزخ است.
    نکته: تمام روایاتى که سخن از سؤال و فشار و عذاب قبر مى گوید، و روایاتى که از رسیدن نتیجه کارهاى نیک و بد انسان بعد از مرگ به او خبر مى دهد، و روایاتى که از تماس ارواح با خانواده هاى آن ها و مشاهده وضع حال آن ها بحث مى کند، و روایاتى که در مورد حوادث شب معراج و تماس پیامبر (صلی الله علیه و آله) با انبیاء و پیامبران (علیهم السلام) سخن مى گوید،
    همه این ها گواه بر وجود عالم برزخ است.(24)

    ـ برزخ و طریق عقل
    علاوه بر آیات روایات، برزخ از طریق عقل و حس نیز قابل اثبات است.
    تمام دلائلی که از وجود و بقای روح مستقل از بدن خبر می دهد، دلیل بر وجود عالم برزخ است، زیرا طبق این دلائل، روح انسان با مرگ بدن، فانی نمی شود بلکه پس از آن، به بقای خود ادامه می دهد.
    این سخن، مساوی است با قبول عالم برزخ، زیرا سخن در اصل وجود عالم برزخ است، نه در روحانی بودن آن.
    ـ برزخ و طریق حس
    تماس و ارتباط با عالم ارواح که امروز در بین دانشمندان این فن از مسلمات است، به خوبی نشان می دهد که ارواح بعد از جدایی از بدن، در عالمی مخصوص به خود، باقی و برقرارند، و ادراکاتی وسیعتر و گسترده تر دارند، و گاه برخی از علوم خود را از طریق ارتباط با مردم این جهان، به آن ها منتقل می کنند.(25)


    ______________
    (1) راغب اصفهانی، المفردات فی غريب القرآن، نرم افزار جامع التفاسیر نور، ص 118؛ قرشی، قاموس قرآن، نرم افزار جامع التفاسیر نور، ج ‏1، ص 181.
    (2) مؤمنون/ 99 و 100.
    (3) آل عمران/ 169 و 170.
    (4) بقره/ 154.
    (5) غافر/ 46 و 47.
    (6) نوح/ 25.
    (7) یس/ 26 و 27.
    (8) روم/ 55.
    (9) غافر/ 11.
    (10) مؤمنون/ 100.
    (11) ر.ک: ترجمه الميزان، نرم افزار جامع التفاسیر نور، ج ‏16، ص 308.
    (12) همان.
    (13) روم/ 55.
    (14) ر.ک: تفسير جوامع الجامع، نرم افزار جامع التفاسیر نور، ج ‏3، ص 273؛ مجمع البيان فی تفسير القرآن، نرم افزار جامع التفاسیر نور، ج ‏8، ص 486.
    (15) روم/ 56.
    (16) کلینی، كافی، ج ‏3، ص 242، حدیث 2.
    (17) البرهان فی تفسير القرآن، نرم افزار جامع التفاسیر نور، ج ‏4، ص 36.
    (18) بحارالانوار، جلد 6، صفحه 218 و 214.
    (19) نهج البلاغه، خطبه 221.
    (20) نهج البلاغه، خطبه 222.
    (21) تفسیر نورالثقلین، نرم افزار جامع التفاسیر نور، ج 3، صفحه 553، حدیث 120.
    (22) همان مدرک، حدیث 122.
    (23) بحارالانوار، جلد 6، صفحه 223.
    (24) ر.ک: مکارم شیرازی، پیام قرآن، ج 5، ص 456 – 461.
    (25) پیام قرآن، ج 5، ص 461.





    لینک اصلی
    ویرایش توسط مدیر تدوین : ۱۳۹۴/۰۸/۲۳ در ساعت ۲۰:۱۲

  2.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود