جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: رد برهان پرستش (برهان فطرت)

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    77
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    رد برهان پرستش (برهان فطرت)




    با یاد او
    سلام علیکم

    ممنون میشم در مورد نقص برهان زیر و گفته های زیر توضیح بفرمائید و دلایل فلسفی و منطقی اشتباه بودن این نقص .

    رد برهان پرستش
    گاهي از اين هم به عنوان برهان ياد مي كنند. مي گويند كه در تمام انسانها ميل به پرستش وجود دارد، هيچ ميلي بدون ما به ازاي خارجي نيست، پس حتما بايد خدايي وجود داشته باشد که این میل به پرستش معطوف به او باشد.
    اين استدلال بسيار نزديك به آن چيزيست كه در برهان پاسخ برای امیال درونی بررسي شد، و بهتر است بگوييم حالت خاصي از آن. البته بسيار ضعيفتر از آن است، و شايد بررسي آن لزوم چنداني نداشته باشد.
    به طور خاص، سه مشكل وجود دارد، يكي اشتباه بودن تصور اينكه همه ميل به پرستش چيزي دارند، ديگري اشتباه بودن اين حكم كلي كه هر ميلي ما به ازايي خارجي دارد، و در نهايت نتيجه گيري وجود خدا از دو مقدمه ي قبل. خلاصه اينكه برهان از سر تا ته غلط است، و اين مطالب همگي در برهان گفته شده بررسي شده اند.
    تشکر التماس دعا

  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۶
    نوشته
    711
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0

    پاسخ به رد برهان پرستش (فطرت)




    اين برهاني كه ذكر شده تكرار همان موارد قبلي است كه هر بار با اسم جديدي تكرار مي شود. به اين كار مي گويند مغالطه تكرار تا بلكه به زور مخاطب بپذيرد. ولي مشكلي نيست. چون با هر بار تكرار پاسخ نيز تكرار خواهد شد.
    به طور كلي نیاز به پرستش و نیایش، یكی از نیازهای اساسی و عمیق در عمق روان بشر است.
    در بررسی تاریخی، این موضوع ثابت شده كه پرستش، جزئی از وجود و كشش فطری انسان است. بنا بر اين با صرف يك ادعا از يك نويسنده بي نام و نشان ، نمي توان يك ميل فطري و همگاني بشري را زير سوال برد.
    اين میل و روح پرستش گاهي كه از سوی انبیا در مسیر صحیحی قرار گرفته، به خدا پرستی ختم شده است. و گاهی بر اثر جهل، انحراف و لجاجت، موجودات و اشیای گوناگون پرستش شده اند.
    طبق نص صریح دین اسلام، برای ما مسلّم و متقن است كه میل به پرستش، نیایش، كمال طلبی، حقیقت جویی و... امری فطری و درونی است. این موضوع را شواهد تاریخی ـ همچون: پرستش بت، خورشید و گاو و ساختن بهترین مكان‌ها برای معابد ـ و آیات و روایات تأیید می‌كند.
    خداوند ـ تبارك و تعالی ـ در قرآن مجید می‌فرماید: «فأقم و جهك للدین حنیفاً فطرهَ الله التی فطر الناس علیها لا تبدیل لخلق الله ذلك الدین القیم ولكن اكثر الناس لایعلمون» (روم / 30) (پس روی خود را با گرایش تمام به حق، به سوی این دین كن، با همان سرشتی كه خدا مردم را بر آن سرشته است. در آفرینش خدا تغییری نیست. این است همان دین پایدار ولی بیشتر مردم نمی‌دانند).
    مشكل نويسنده مقاله اين است كه غريزه و فطرت را چنان كه در برهان هاي ادعايي خود در پست هاي قبلي هم مطرح كرده است ، مخلوط نموده. بايد بدانيم كه کشش ها و جاذبه های درونی انسان بر دو گونه است: بعضی نیاز به وساطت عقل و شعور ندارد، همان گونه که حیوان بدون نیاز به تفکر، به سوی غذا و جنس مخالف جذب می شود. بعضی از کشش ها آگاهانه است و نیاز به وساطت عقل دارد و انسان را وادار به انتخاب می کند. قسم اول را "غریزه" و قسم دوم را "فطرت" می نامند.
    خداگرایی و خداپرستی به صورت یک فطرت درون جان همة انسان ها قرار دارد و دلیل آن این است که در طول تاریخ پرماجرای بشر، ایمان به خدا و ایمان به مذهب، جنبه عمومی و همگانی داشته است. این عمومیت دلیل بر فطری بودن خداپرستی دارد.
    امام صادق(ع) در تفسیر آیه "فطره الله التی فطر النّاس علیها"، فطرت را به معنای توحید و اسلام دانسته است.( تفسیر نمونه، ج 16، ص 429، به نقل از اصول کافی، باب فطره الخلق علی التوحید)
    حدیث می گوید: "کلّ مولود یولد علی الفطرة حتی لیکون أبواه هما اللذان یهودانه و ینصرانه؛ هر نوزادی بر فطرت اسلام و توحید آفریده شد (از درون، خدا طلب و اسلام خواه است)، مگر این که پدر و مادرش او را یهودی یا نصرانی کنند".( تفسیر نمونه، ج 16، ص 429، به نقل از اصول کافی، باب فطره الخلق علی التوحید)
    فطرت، خلقت دست نخورده است. وقتی که فرزندی متولد می شود صفحه‌دل او مانند صفحه سفیدی است. هر چه بزرگ تر می شود، از این طرف و آن طرف از دوست و بیگانه، از پدر و مادر و مدرسه و جوّ اجتماعی رنگ می پذیرد. همان طور که حدیث مذکور نقش پدر و مادر در تغییر فطرت الهی و اسلامی را مؤثر دانسته است.
    تطور و بروز حوادث نیز، در فطرت مؤثر است، مثلاً مشکلات روانی، تنش های درونی و خانوادگی باعث کدورت فطرت می شود، مانند آینه ای که روی آن را غبار و کثافات بپوشاند.
    در برخی مواقع حساس آن فطرت دوباره شکوفا می شود. قرآن می فرماید: "وإذا رکبوا فی الفلک دعواالله مخلصین...؛( عنکبوت (29) آیه‌65) هنگامی که بر کشتی سواری می شوند (و در وسط دریا گرفتار مشکلات وحشتناک می گردند) خدا را با اخلاص می خوانند امّا هنگامی که آن ها را به سلامت به خشکی می رساند باز مشرک می شوند".( روم (30)، آیه 30)
    مشرکان و حتی با دین ها وقتی سوار هواپیما می شوند و با امواج هوایی روبه رو می شود و هواپیما به لرزش و تلاطم می افتد، ناخودآگاه دلشان به جایی متوسل می شود. در نهاد و فطرت بشر گرایش به خدا وجود دارد، به این معنا انسانی که متولد می شود نیازی به یادگیری چیزی به نام خداپرستی ندارد. خود بخود از درون فطرت خود خداپرست است مگر این که عوارض و موانعی سر راه او باشد. قرآن می فرماید: "فأقم وجهک اللدّین حنیفاً فطرة الله التی فطر الناس علیها". این آیه دین گرایی و توجه انسان به دین را فطری دانسته است، ولی مظاهر حیات مادی توأم با هوس های شیطانی، تار نسیان بر فطرت خداشناسی و خداجویی انسان می تند و جلای آن را کمتر می کند ولی وقتی احساس کرد خطر نابودی او را تهدید می کند و دست او از اسباب ظاهری به کلی بریده می شود، از فطرت او گرد زدایی می شود و زنگ الحاد زدوده می گردد و صفای دل پیدا شده و آشکارا خدا را به دیدة دل می بیند و برای نجات خود، او را مخلصانه صدا می زند.( ذاریات (51) آیه 56 و 57)



    فطرت در قرآن
    كلمه فطرت يك بار در قرآن آمده ، ولي آيات متعدّد در مورد امور فطري است كه در اينجا به برخي از آنها اشاره مي كنيم :
    آياتي مثل آيه (اشتروا الضلالة بالهدي ) ، آنان هدايت را دادند و گمراهي را خريدند. كه معلوم مي شود انسان هدايتي فطري داشته ولي آن را با گمراهي معاوضه كرده است .
    آياتي مانند آيه (نسوا اللّه ) ، خدا را فراموش كردند. كه بيانگر اين مطلب است كه اعتقاد به خدا وجود داشته ولي آنها فراموش كرده اند.
    آياتي كه از بازگشت به خويشتن سخن مي گويد. (يا ايها الّذين آمنوا عليكم انفسكم ) و (أتاّمرون الناس بالبرّ و تنسون انفسكم )
    آياتي كه ندامت و پشيماني انسان را بيان مي كند. (يا ويلتي ليتني لم أتّخذ فلانا خليلا)
    آيات ذكر و تذكّر، كه در مورد ياد و يادآوري است . (و ذكّرهم بايام اللّه ) و (وذكّر فانّ الذكري تنفع المومنين)
    سوالاتي كه قرآن از انسان مي كند. از طرح اين سوالات معلوم مي شود كه انسان در درون خود مطالبي را مي فهمد و مي شناسد. (هل يستوي الذين يعلمون و الذين لا يعلمون انّما يتذكّر اولوا الالباب )
    آياتي كه مي گويد: كجا مي رويد؟ (انّي توفكون ) اين آيات بيانگر اين است كه انسان همانند ظرف خالي نيست كه از بيرون پر شود، بلكه داراي اندوخته ها و ذخاير دروني است .
    آياتي كه مي گويد: انسان بر نفس خودش آگاه است . (بل الانسان علي نفسه بصيرة)
    آيات عهد و پيمان و ميثاق انسان با خدا. (ألم أعهد اليكم يا بني آدم ) سوال : اگر اعتقاد به خدا فطري است ، چرا عدّه اي به دين و خدا معتقد نيستند؟ پاسخ : دين فطري است ، لكن ممكن است برخي در شناخت سرچشمه هستي اشتباه كنند، مانند نوزادي كه در جستجوي شير و در صدد يافتن سينه مادر براي مكيدن است ، ولي به جاي آن پستانك مي مكد.
    علاوه بر آنكه امور فطري گاه ممكن است تحت الشّعاع امور ديگر واقع شود.
    غبارهاي فطرت
    فطرت ، گاهي كاملا آشكار و گاهي غبار آلود است . در اينجا مناسب است از چيزهايي كه مانع درخشش فطرت است و چون تكّه اي ابر و يا توده اي غبار روي امور فطري را مي پوشاند نام ببريم .
    تقليد كوركورانه از ديگران .
    رفاه گرايي و غوطه ور شدن در مادّيات .
    تاثيرپذيري از محيط. حضرت موسي (ع) به اتّفاق قوم خود كه خداپرست بودند، وارد منطقه اي شد كه مردم آن بت مي پرستيدند، همين كه نگاه قوم موسي به آنها و بت هايشان افتاد، به حضرت گفتند: براي ما نيز خدايي از بت قرار ده ، (اجعل لنا الها كما لهم آلهة)
    رفيق بد. چه بسا فردي خودش ، خوب و بد را مي فهمد و مي داند، امّا رفيق بد، او را منحرف مي سازد. قرآن مي فرمايد: انسان گمراه در روز قيامت مي گويد: (يا ويلتي ليتني لم أتّخذ فلانا خليلا . لقد اضلّني عن الذّكر) اي كاش فلاني را دوست نگرفته بودم ، او مرا از ياد خدا غافل و منحرف ساخت .
    تبليغات سوء. ممكن است با تبليغات مسموم ، كارهاي پسنديده ، ناپسند و امور ناپسند، پسنديده جلوه داده شود. مانند تبليغات فرعون مبني بر خدايي خويش ، (أنا ربّكم الاعلي ) كه مورد پذيرش قوم او قرار گرفت .
    تهديد و ايجاد ترس و دلهره از سوي مخالفان دين .
    خود باختگي در برابر افكار و عقايد ديگر مكاتب .
    پيروي از هنرمندان منحرف . هنگامي كه حضرت موسي (ع) براي مناجات و دريافت وحي به كوه طور عزيمت فرمود، سامري كه يك هنرمند بود از اين فرصت استفاده كرد و با ساخت گوساله اي ، مردم را گوساله پرست نمود. (فاخرج لهم عجلا جسدا له خوار)
    اكثريّت گرايي . گاهي انسان خود مي داند مطلبي باطل و نارواست ، امّا به خاطر اينكه اكثريّت آن را مي پسندند، بر اساس ((خواهي نشوي رسوا، همرنگ جماعت شو)) از جامعه پيروي و تبعيّت مي كند.
    وسوسه هاي شيطاني .
    تمسخر شنيدن . گاهي انسان به خاطر احتراز از تمسخر ديگران ، از بيان دريافت هاي صحيح خود دست بر مي دارد.
    هوا و هوس . تمايلات نفساني و پيروي از غرائز، از بروز امور فطري جلوگيري مي كند.
    عوامل شكوفايي فطرت
    در مقابل عواملي كه فطرت آدمي را تحت الشّعاع قرار مي دهند، عواملي هستند كه فطرت را شكوفا كرده ، آن را جلا بخشيده ، و درخشنده مي سازند. اكنون به بيان برخي از آنها مي پردازيم .
    احساس خطر. بسياري از انسان ها تا هنگامي كه به رفيق و پول و زور، يا پست و پارتي وابسته اند، به فطرت و امور فطري از جمله خدا توجّهي ندارند، امّا همين كه دستشان از ابزار و وسايل ظاهري قطع شد و يا از كمك آنها نااميد شده و احساس خطر نمودند، به فطرت خود باز مي گردند.
    مشكلات . درگيري با گرفتاري ها، انسان را متوجّه امور فطري مي كند.
    ياد نعمت هاي الهي . توجّه و تدبّر و تفكّر در نعمت هاي الهي ، فطرت را شكوفا مي كند.
    ویرایش توسط بچه با حال : ۱۳۸۷/۰۶/۰۲ در ساعت ۲۰:۲۰

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود