صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: سوره کوثر... معجزه و نشانه ای از خدا؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۳
    نوشته
    58
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    4 روز 18 ساعت 58 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    سوره کوثر... معجزه و نشانه ای از خدا؟




    سلام...
    دو سوال داشتم:
    من به مانند تقریبا تمامی ایرانیان آشنایی ناقص و سطحی از زبان عربی دارم.گفته می شود که سوره کوچک کوثر از لحاظ لفظی معجزه است و کسی مثل آن را نمی تواند بیاورد.من کاری به معنی سوره کوثر ندارم.من که به عربی آشنایی ندارم نمی توانم اعجاز لفظی و ظاهری قرآن را به تمامی درک کنم.می خواستم بدانم که این سوره کوچک از لحاظ ظاهری و لفظی چه در خود دارد که گفته می شود این سوره معجزه است.همان طور که گفتم من عربی بلد نیستم.وقتی این سوره را می خوانم از لحاظ لفض و ظاهری چیز عجیبی و خارق العاده ای در آن نمی بینم....(اگر کسی می داند ساده پاسخ دهد چرا که ما به عربی اشنایی نداریم!)

    یک سوال دیگر:چه چیزی باعث می شود که مثلا جمله زیر از لحاظ ظاهری و لفظ با آیات قرآن اختلاف زیادی داشته و سطح پایین خوانده شود و نتوان آن را با قرآن برابر دانست(البته از لحاظ لفظ و ظاهر):

    اما والذی لا یعلم السر غیره وَ يُحْيِ الْعِظامَ البیض وَ هِيَ رَمِيمٌ
    (ترجمه:سوگند به آنکه سر را نمی داند غیر از او، و زنده می کند استخوان های سفید و پوسیده را)

    متولــــــــد شــــــــهریور...


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    3,394
    صلوات
    1
    دلنوشته
    1
    دلنوشته
    سلام سلامتی میاره
    مورد تشکر
    384 پست
    حضور
    108 روز 3 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    2
    گالری
    8



    با نام الله
    سوره کوثر... معجزه و نشانه ای از خدا؟



    کارشناس بحث: استاد یاسین



  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    149
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 روز 10 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بسم الله الرحمن الرحیم

    با سلام و احترام



    اعجاز قرآن جهات مختلفی دارد یکی از وجوه اعجاز قرآن بحث فصاحت و بلاغت و زیبایی ظاهری است. جنبه دیگر اعجاز قرآن خبر از آینده است، یعنی قرآن اخباری ذکر کرد که در آینده محقق شد، یکی از موارد مشهور آن موضوع جنگ ایران و روم است که در ابتدای سوره روم اشاره شد. یکی دیگر از موارد اخبار غیبی قرآن مربوط به سوره کوثر می شود.



    " كوثر" يك معنى جامع و وسيع دارد، و آن" خير كثير و فراوان" است، و مصاديق آن زياد است، ولى بسيارى از بزرگان علماى شيعه يكى از روشنترين مصداقهاى آن را وجود مبارك" فاطمه زهرا" (سلام اللَّه عليها) دانسته‏اند، چرا كه شان نزول آيه مى‏گويد: آنها پيغمبر اكرم ص را متهم مى‏كردند كه بلا عقب است، قرآن ضمن نفى سخن آنها مى‏گويد:" ما به تو كوثر داديم".


    از اين تعبير استنباط مى ‏شود كه اين" خير كثير" همان فاطمه زهرا (سلام الله علیها) است، زيرا نسل و ذريه پيامبر ص به وسيله همين دختر گرامى در جهان انتشار يافت نسلى كه نه تنها فرزندان جسمانى پيغمبر بودند، بلكه آئين او و تمام ارزشهاى‏
    اسلام را حفظ كردند، و به آيندگان ابلاغ نمودند، نه تنها امامان معصوم اهل بيت ع كه آنها حساب مخصوص به خود دارند، بلكه هزاران هزار از فرزندان فاطمه ع در سراسر جهان پخش شدند كه در ميان آنها علماى بزرگ و نويسندگان و فقها و محدثان و مفسران والا مقام و فرماندهان عظيم بودند كه با ايثار و فداكارى در حفظ آئين اسلام كوشيدند.[1]


    اما در مورد سوال دوم شما، جمله ای که فرمودید در حد یک سوره قرآن حتی کوچک ترین سوره یعنی سوره کوثر نیز نمی باشد. بلکه نهایتا بتوان آن را در حد یک آیه دانست که البته آیه قرآن مورد تحدی یعنی مبارزه طلبی واقع نشد، علاوه بر اینکه از جهت ادبیاتی نیز جالب به نظر نمی رسد.



    [1] - تفسير نمونه، ج‏27، ص: 376






  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۳
    نوشته
    58
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    4 روز 18 ساعت 58 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط یاسین نمایش پست
    اعجاز قرآن جهات مختلفی دارد یکی از وجوه اعجاز قرآن بحث فصاحت و بلاغت و زیبایی ظاهری است. جنبه دیگر اعجاز قرآن خبر از آینده است، یعنی قرآن اخباری ذکر کرد که در آینده محقق شد، یکی از موارد مشهور آن موضوع جنگ ایران و روم است که در ابتدای سوره روم اشاره شد. یکی دیگر از موارد اخبار غیبی قرآن مربوط به سوره کوثر می شود. " كوثر" يك معنى جامع و وسيع دارد، و آن" خير كثير و فراوان" است، و مصاديق آن زياد است، ولى بسيارى از بزرگان علماى شيعه يكى از روشنترين مصداقهاى آن را وجود مبارك" فاطمه زهرا" (سلام اللَّه عليها) دانسته‏اند، چرا كه شان نزول آيه مى‏گويد: آنها پيغمبر اكرم ص را متهم مى‏كردند كه بلا عقب است، قرآن ضمن نفى سخن آنها مى‏گويد:" ما به تو كوثر داديم".
    از اين تعبير استنباط مى ‏شود كه اين" خير كثير" همان فاطمه زهرا (سلام الله علیها) است، زيرا نسل و ذريه پيامبر ص به وسيله همين دختر گرامى در جهان انتشار يافت نسلى كه نه تنها فرزندان جسمانى پيغمبر بودند، بلكه آئين او و تمام ارزشهاى‏ اسلام را حفظ كردند، و به آيندگان ابلاغ نمودند، نه تنها امامان معصوم اهل بيت ع كه آنها حساب مخصوص به خود دارند، بلكه هزاران هزار از فرزندان فاطمه ع در سراسر جهان پخش شدند كه در ميان آنها علماى بزرگ و نويسندگان و فقها و محدثان و مفسران والا مقام و فرماندهان عظيم بودند كه با ايثار و فداكارى در حفظ آئين اسلام كوشيدند.[1]
    درود و سپاس بر کارشناس پاسخگو... ببخشید من بیشتر تمرکزم بر جنبه لفظی و ظاهری سوره کوچک کوثر است. ببخشید آیا از سخنان شما باید این طور برداشت کرد که سوره کوثر از لحاظ ظاهری و لفظی به تنهایی معجزه و یک متن بسیار خارق العاده به حساب نمی آید؟و آیا باید این طور گفت که سوره کوثر زمانی به عنوان یک معجزه به حساب می آید که جنبه های دیگر اعجاز را هم در نظر بگیریم؟ مثلا آیا سوره کوثر اگر به فرض محتوایی بی ارزش، یا معمولی داشت، دیگر یک متن فوق العاده و خارق العاده ای که بشر قادر به آوردنش نباشد به حساب نمی آمد؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط یاسین نمایش پست
    اما در مورد سوال دوم شما، جمله ای که فرمودید در حد یک سوره قرآن حتی کوچک ترین سوره یعنی سوره کوثر نیز نمی باشد. بلکه نهایتا بتوان آن را در حد یک آیه دانست که البته آیه قرآن مورد تحدی یعنی مبارزه طلبی واقع نشد، علاوه بر اینکه از جهت ادبیاتی نیز جالب به نظر نمی رسد.
    البته این را بگویم من قصدم از آوردن آن آیه این نبود که بخواهم تحدی قرآن را به چالش بکشانم.من می خواستم با مقایسه یک جمله عربی که در کتابی ادعا شده که آن جمله سروده یک شاعر دوران جاهلیت است و پیش از نزول قرآن سروده شده به اعجاز لفظی قرآن معرفت بیشتری پیدا کنم.
    این نکته را هم بگویم که در متنی که من قرار دادم و شما فرمودی که از لحاظ ادبیاتی زیاد جالب به نظر نمی رسد قسمتی هست که من آن بخش را علامت گذاری کردم که به شکل زیر است:

    وَ يُحْيِ الْعِظامَ البیض وَ هِيَ رَمِيمٌ

    این بخش تقریبا مشابه با آیه زیر است:

    وَ ضَرَبَ لَنا مَثَلاً وَ نَسِيَ خَلْقَهُ قالَ مَنْ يُحْيِ الْعِظامَ وَ هِيَ رَمِيمٌ (سوره يس (36) آیه 78)

    ببخشید من سوالاتم بسیار است میشود نظرتان را در مورد متن زیر بدهید.اگر امکان هست.مثلا متن زیر از لحاظ لفظی و ظاهری چه تفاوت فاحشی با یک متن قران مثلا سوره کوثر دارد.اگر تفاوتی از لحاظ ظاهر و لفظی با سوره کوثر وجود دارد.آیا این تفاوت فاحش و بسیار آشگار و روشن است؟امیدوارم ببخشید.
    یتمنی المرء فی الصیف الشتاء(مرد در تابستان طالب زمستان است)
    حتی اذا جاء الشتاء انکره(وقتی زمستان می آید آنرا بد می داند)
    فهو لا یرضی بخال واحد(او به وضعیت واحد راضی نمی شود)
    قتل الانسان ما اکفره(کشته باد انسان، چرا انقدر کفران پیشه است)

    ویرایش توسط |الهه| : ۱۳۹۳/۰۵/۱۶ در ساعت ۲۲:۵۸
    متولــــــــد شــــــــهریور...


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    149
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 روز 10 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بسم الله الرحمن الرحیم

    سوره کوثر مانند سایر سوره های قرآن از لحاظ ادبی و فصاحت و بلاغت معجزه است. این سوره علاوه بر مباحث ادبی از لحاظ اخبار غیبی معجزه محسوب می شود.

    این سوره علی رغم اینکه کوتاه ترین سوره قرآن محسوب می شود، حاوی کلماتی است که در هیچ سوره قرآن حتی سوره بقره حتی یک مرتبه هم استعمال نشده است. چهار کلمه «کوثر»، «انحر»،«شانئک» و «ابتر» تنها در این سوره کوتاه قرآن به کار رفته است.

    از جهت زیبایی ساختاری نیز این سوره مانند سایر سوره های قرآن دارای موسیقایی عالی و اوج فصاحت و بلاغت می باشد.

    جلوه هاي اعجاز در سوره کوثر; آنان که اهل ذوق و ادب و آشناي با آهنگ کلمات هستند و معاني زيبا و معارف بلند را درک مي کنند سوره هاي قرآن را آنچنان پرجاذبه و دلربا احساس مي کنند که خضوع و فروتني خويش را در مقابل اين اعجاز بزرگ اعلام داشته و اسلام را به عنوان دين و برنامه زندگي خويش برمي گزينند. همين آهنگ زيبا و دلنشين قرآن در نظم و نسق زيباي کلمات سوره کوثر جلوه غير قابل تقليد يافته است; بويژه که پايان هر آيه به را» ماقبل مفتوح در کلمات - الکوثر - و انحر - ابتر - روح هنرمند را به وجد و شوق آورده و او را به دنياي زيباي ترکيب کلمات رهنمون مي گردد. صداي حروف و حرکات متنوع آيه دو، بيانگر دو امر متوالي است ... اوزان و کلمات خاص اين سوره: اعطيناک، الکوثر، انحر، شاني، الابتر است. معاني عالي و پيشگويي قاطع را که در آيه کوتاه اين سوره آمده و در آهنگ حروف و حرکات و کلمات خاص و متقارب و متقابل نمودار شده است، نه آنطور که هست مي توان دريافت و نه وصف نمود و خود سرچشمه کوثر و نشانه کلام برتر و به عجز آوردن بشر است. اعجاز قرآن در سوره کوثر نه تنها در موزون بودن کلمات و ترکيب زيباي آن نهفته است بلکه با پيشگويي درست از آينده، جلوه اي ديگر از اعجاز را فراراه حق جويان قرار داده است.

    برای مطالعه بیشتر می توانید به این لینک مراجعه فرمایید. http://ebtekarnews.com/Ebtekar/News.aspx?NID=14498





  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    149
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 روز 10 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نمونه‌های اعترافات دشمنان قرآن


    ۱.ولید بن مغیره مخزومی شخصی است که در میان عرب به حسن تدبیر مشهور بود. او را، گل سرسبز قریش می‌نامیدند. پس از نزول آیات اولیه سوره مبارکه غافر، پیامبر در مسجد حضور یافت و این آیات را در حالی که ولید در نزدیکی آن حضرت بود، قرائت فرمود. پیامبر (ص) چون توجه ولید به آیات را مشاهده نمود، بار دیگر نیز آیات را قرائت فرمود. ولید بن مغیره از مسجد خارج شد و در مجلسی از طائفه بنی مخزوم حاضر شد و این گونه سخن گفت به خدا سوگند از محمد سخنی شنیدم که نه به گفتار انسانها شباهت دارد و نه به سخن جنیان، گفتار او حلاوت خاصی دارد و بس زیباست. بالای آن (نظیر درختان) پرثمر و پائین آن (مانند ریشه‌های درختان کهن) پرمایه است، گفتاری است که بر همه چیز پیروز می‌شود و چیزی بر آن پیروز نخواهد شد.

    ۲.ابن ابی العوجاء و ابوشاکر الدیصانی و عبدالملک البصری و ابن المقفع در مسجد الحرام جمع شده بودند و حجاج را مسخره می‌کردند و به اسلام و قرآن طعنه می‌زدند، ابن ابی العوجاء گفت ما چهار نفر هستیم، بیائید هر یک از ما یک چهارم قرآن را نقض کند و اگر قرآن را نقض کردیم، دین محمد را هم باطل کرده‌ایم و اسلام از بین می‌رود. لذا توافق کردند که در سال آینده در همین مکان جمع شوند و آثار خود را بیاورند، سال آینده آمدند ولی چیزی همراه خود نیاوردند. ابن ابی العوجاء گفت از آن موقع که از این جا رفته‌ام در این آیه که می‌گوید «فَلَمَّا اسْتَیأَسُوا مِنْهُ خَلَصُوا نجیاً»[1] ، فکر کردم و نتوانستم در فصاحت و بلاغت، مثل آن بیاورم و این آیه مرا به خود مشغول کرده بود.

    عبدالملک گفت من هم از آن موقع که از پیش شما رفتم در این آیه تفکر می‌کردم «یا أَیهَا النَّاسُ ضُرِبَ مَثَلٌ فَاسْتَمِعُوا لَهُ إِنَّ الَّذِینَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ لَنْ یخْلُقُوا ذُباباً وَ لَوِ اجْتَمَعُوا لَهُ وَ إِنْ یسْلُبْهُمُ الذُّبابُ شَیئاً لا یسْتَنْقِذُوهُ مِنْهُ ضَعُفَ الطَّالِبُ وَ الْمَطْلُوبُ»[2] نتوانستم با آن مقابله کنم.

    ابو شاکر هم گفت از آن موقع که از این جا رفتم در این آیه تفکر می‌کردم «لَوْ کانَ فِیهِما آلِهَةٌ إِلاَّ اللَّهُ لَفَسَدَتا»[3]، و نتوانستم مثل آن را بیاورم.

    ابن مقفع گفت این قرآن از جنس کلام بشر نیست و از آن موقع که رفته‌ام در این آیه تفکر می کردم «وَ قِیلَ یا أَرْضُ ابْلَعِی ماءَک وَ یا سَماءُ أَقْلِعِی وَ غِیضَ الْماءُ وَ قُضِی الْأَمْرُ وَ اسْتَوَتْ عَلَی الْجُودِی وَ قِیلَ بُعْداً لِلْقَوْمِ الظَّالِمِینَ»[4]

    ۳.طفیل بن عمرو رومی که مردی شاعرپیشه و با اندیشه و از اشراف عرب بشمار می‌رفت، عازم خانه خدا گردید. کسانی از قریش به گرد او آمدند تا او را از حضور و شنیدن سخن پیامبر باز دارند. او می‌گوید محمد را در مسجد یافتم، سخن او را شنیدم و خوشم آمد. به دنبال او روانه شدم و با خود گفتم وای بر تو، گوش فرا ده اگر سخن راست گفت، بپذیر و اگر نادرست بود ناشنیده بگیر. در خانه به خدمت او شتافتم و عرضه داشتم آن چه داری بر من عرضه کن. او اسلام را بر من عرضه کرد و آیاتی از قرآن برای من تلاوت نمود. به خدا سوگند سخنی چنین شیوا و جالب نشنیده بودم و مطالب ارجمندتر از آن نیافته بودم، از این رو اسلام آوردم و شهادت به حق را از دل و جان بر زبان جاری ساختم.

    این موارد تنها نمونه‌هایی از اعترافات و اظهار عجز ادیبان و سخنوران عرب در برابر قرآن است.
    برای مطالعه بیشتر به لینک ذیل مراجعه فرمایید.
    http://www.wikifeqh.ir/%D8%A7%D8%B9%...B1%D8%A2%D9%86

    [1] - سوره یوسف،آیه80.

    [2] - سوره حج،آیه73.

    [3] - سوره انبیاء،آیه22.

    [4] - سوره هود،آیه44.



  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    2,350
    مورد تشکر
    17 پست
    حضور
    28 روز 15 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    14



    با سلام و احترام

    در مورد آوردن یک مصرع از شعر شاعری و قیاس آن با قسمتی از آیات قرآن

    مطلبی رو که یکی از عزیزانم برای من توضیح دادن خدمت شما ارائه میکنم امیدارم براتون سودمند باشه

    من یحیی العظام و هی رمیم ،تنها بخشی از معناو در تکرار چند تا لغت با اون بیت شریکه

    و ساختارمتفاوته بدین سبب میبینیم که ما به علت عدم احاطه به زبان و ادبیات عرب صرف تکرار چند لغت به برداشتی بی ارتباط می رسیم

    گرامی زیبایی اشعار اغلب به سبب این ست که از تخیل نشات می گیرند و این در حالی ست که قرآن از تخیّل مبراست .

    و اینکه

    1-لفظ در سایه معنا مشخص میشه

    و خودش به خودی خود ارزش نداره

    2-ساختار کلام و موقعیت الفاظ و جملات در کلام بسیار مهمه

    یه جا زیبا

    و یه جای دیگه زیباتر


    3-این دو جمله فقط در دو سه لفظ و بخشی از معنا اشتراک دارن

    ‎ و اختلافشون بسیار بیشتره


    اما سوره کوثر

    1. جایگاه هر آیه

    2. جایگاه هر جمله و هر لفظ

    3. ساختار ادبی الفاظ که در معنا تاثیر بسیاری دارن

    4. آهنگین بودن

    همه و همه ایجاز آن را می رساندو برای دریافت مناسب می بایست احاطه ی بیشتری داشت .

    در انتها خواهش دارم طلب ذیل را نیز مطالعه کنید که علاوه بر توضیحاتی مبسوط در مورد زیبایی شناسی بیانی ،میانه ی مطلب اشاره ی کوتاه

    به سوره ی کوثر از این منظر داشته ست .

    http://maref.ir/archives/2424

    ویرایش توسط مریم : ۱۳۹۳/۰۵/۱۷ در ساعت ۲۱:۵۳


  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    149
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 روز 10 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط |الهه| نمایش پست
    ببخشید من سوالاتم بسیار است میشود نظرتان را در مورد متن زیر بدهید.اگر امکان هست.مثلا متن زیر از لحاظ لفظی و ظاهری چه تفاوت فاحشی با یک متن قران مثلا سوره کوثر دارد.اگر تفاوتی از لحاظ ظاهر و لفظی با سوره کوثر وجود دارد.آیا این تفاوت فاحش و بسیار آشگار و روشن است؟امیدوارم ببخشید.
    یتمنی المرء فی الصیف الشتاء(مرد در تابستان طالب زمستان است)
    حتی اذا جاء الشتاء انکره(وقتی زمستان می آید آنرا بد می داند)
    فهو لا یرضی بخال واحد(او به وضعیت واحد راضی نمی شود)
    قتل الانسان ما اکفره(کشته باد انسان، چرا انقدر کفران پیشه است)

    نقل قول نوشته اصلی توسط |الهه| نمایش پست
    ببخشید من سوالاتم بسیار است میشود نظرتان را در مورد متن زیر بدهید.اگر امکان هست.مثلا متن زیر از لحاظ لفظی و ظاهری چه تفاوت فاحشی با یک متن قران مثلا سوره کوثر دارد.اگر تفاوتی از لحاظ ظاهر و لفظی با سوره کوثر وجود دارد.آیا این تفاوت فاحش و بسیار آشگار و روشن است؟امیدوارم ببخشید.
    یتمنی المرء فی الصیف الشتاء(مرد در تابستان طالب زمستان است)
    حتی اذا جاء الشتاء انکره(وقتی زمستان می آید آنرا بد می داند)
    فهو لا یرضی بخال واحد(او به وضعیت واحد راضی نمی شود)
    قتل الانسان ما اکفره(کشته باد انسان، چرا انقدر کفران پیشه است)
    بسم الله الرحمن الرحیم

    همانطور که مستحضر هستید آخرین جمله ای که ذکر کردین؛« قتل الانسان ما اکفره» عینا آیه قرآن می باشد[1].

    عده ای این جمله را به اشعار امرءالقیس نسبت می دهند و می گویند که چون این شاعر در زمان قبل از اسلام زندگی می کرد و این مطلب را بیان کرد، تکرار آن در قرآن چگونه توجیه پذیر است؟!

    یعنی نعوذبالله آیا خداوند یا پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) جمله ای را از یک شاعر اقتباس کردند؟!

    علاوه بر این جمله جملات دیگری نیز به این شاعر نسبت داده می شود که عینا در قرآن مذکور و مضبوط است مانند:« ذا زلزلت الأرض زلزالها * وأخرجت الأرض أثقالها
    تقوم الأنام على رسلها * لیوم الحساب ترى حالها
    یحاسبها ملک عادل * فإما علیها وإما لها »

    سوالی در اینجا مطرح می شود؛ اگر این جملات واقعا در اشعار جاهلی و شعر امرءالقیس وجود داشت، آیا مشرکان صدر اسلام که بزرگترین و نزدیک ترین دشمنان پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) بودند نمی بایست به آن حضرت اعتراض می کردند که این جملاتی که شما ادعا میکنی وحی و از جانب خداوند است، قبلا توسط شاعری سروده شده است و اصل ارتباط آن حضرت با خداوند و وحی بودن قرآن را زیر سوال ببرند؟! در حالی که هیچ گزارشی در این باره وجود ندارد.

    نکته دیگر در مضامین این اشعار است، مثلا جمله« ذا زلزلت الأرض زلزالها * وأخرجت الأرض أثقالها
    تقوم الأنام على رسلها * لیوم الحساب ترى حالها
    یحاسبها ملک عادل * فإما علیها وإما لها "» در مورد علائم فرا رسیدن قیامت است، در حالی که می دانیم مشرکین به قیامت اعتقادی نداشتند.

    بنابراین این اشعار مربوط به زمان قبل از اسلام نمی باشد بلکه در دوران اسلامی سروده شد، همانطور که در اشعار بسیار از شعرای اسلامی آیات قرآن به کار رفته است.
    برای مطالعه بیشتر می توانید به لینک زیر مراجعه کنید.
    http://anti-efsha.blogsky.com/1388/06/20/post-64


    [1] - سوره عبس،آیه17.

    ویرایش توسط یاسین : ۱۳۹۳/۰۵/۲۶ در ساعت ۲۲:۵۸


  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۱
    نوشته
    309
    مورد تشکر
    13 پست
    حضور
    12 روز 5 ساعت 58 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    دلایل و مستدلات تاریخی نشان می دهد که این اشعار همگی بعد از آمدن قرآن و بر اساس آیات قرآن ساخته شده اند، نیز چنین شخصیتی اساسا" خیالی و ناموجود است:
    ۱. در اخبار زندگی امرؤالقیس، هیچ موضوعی یافت نمی‌شود که بتوان بر آن اعتماد کرد.
    در اشعارش هیچ بیتی نیست که بتوان قاطعانه بر
    صحت آن، به همان شکل نقل شده اطمینان یافت.
    در عصر حاضر، بحث درباره صحت یا جعلی
    بودن شعر جاهلی از جمله اشعار امرؤالقیس به شدت بالا گرفته است. انبوه گزارش‌هاییکه دربارۀ امرؤالقیس آمده، شامل چندین مجلد است(فیض القدیر، شرح الجامع الصغیر، تالیف الامام عبدالرووف
    --المناوی،باب همزه.--الاعلام، زرکلی .--الشعر و الشعرا ، دینوری --.المنجد فی الاعلام ، لویس معلوف.--لغت نامه ، دهخدا. --ینابیع الاسلام ، رفاه عام پریس لاهور ، 1899 میلادی--الذریعه ، آقا بزرگ تهرانی .--القرآن فی شعر الجاهلی ، ناهد متولی.)، اما در آنها همه چیز در هاله‌ای ازابهام فرو رفته و رنگ افسانه بر همه آنها غالب است.
    ۲.کلمۀ امرؤالقیس، خود اندکیمبهم است. آیا مراد ازآن «خدمتگذار بت‌قیس» است یا «امیر قبیله قیس»؟
    ادیبان عرب
    برآنند که این لفظ باید نوعی لقب باشد، به همین سبب به دنبال نام واقعی او می‌گردندو این نام‌ها را مطرح می‌کنند: «حُندُج، عَدیّ و مُلَیکه».

    ۳. در میان دانشمندانعرب، دکتر طه حسین نخستین بار خطّ بطلان بر همۀ اشعار جاهلی کشید.
    وی در کتاب «فی
    الشعر الجاهلی» بخشی را به امرؤالقیس اختصاص داده،‌ در صحت و اصالتاشعار او از نظر زبان، روایت تاریخی، راوی، سبک شعر و خلاصه خود شاعرتردید کرده است.
    او بر این باور است که
    زندگی امرؤالقیس در حقیقت چیزی نیست جزماجرای عبدالرحمان ابن اشعث، نواده اشعث بن قیس کندی (از اقوام امرؤالقیس) که بر ضدحجاج قیام کرد و کشته شد.
    (لذا آشکار است که کسی که این شعرها را بدو نسبت می دهند خود در زمان امویان می زیسته که سال ها بعد از رحلت پیامبر اسلام حکومت می کردند)
    به عقیده طه حسین، کندیان خواسته‌اند با جعل داستان‌های
    امرؤالقیس خاطرۀ عبدالرحمان ابن اشعث را جاودان سازند ، مشهورترین شعر او،یعنی «معلقه» را نیز آکنده از جعلیات می‌داند. او آویختن معلقات به دیوار کعبه راافسانه می‌داند، زیرا این افسانه در زمان‌های متأخر (قرن چهارم) پدیدار شده است.(اینجا آشکار می شود که معلقات همگی بعد از اسلام آنهم با فاصلۀ تاریخی چهار قرن ساخته شده اند)
    باید گفت درون این قصیده «معلقه» ترتیب ابیات سخت بی‌سامان است، به همین سبب،خاورشناسان این شعر را فاقد وحدت موضوعی می‌دانند.(گویا شاعرانی که شعر را میساختند برای تهمت به قرآن عجله داشته اند!) قصیده «معلقه» و سایر قصائد امرؤالقیس بی‌تردید مربوط به دوران اسلامی‌اند و تحت تأثیر اشعار عمربن ابی ربیعه ساخته شده‌اند.

    ۴. اشعار منسوب به امرؤالقیس، به سبب جعلی بودن روایات، خود به خود جعلی می‌نماید، به خصوص که قدما بهاین نقص پی‌برده بودند، چنان که ابوالفرج قصیدۀ او را در مدح «سموأل» را جعلیمی‌داند. این شعر و نیز ستایش بزرگی‌های «سموأل» را یکی از نوادگان او به نام«دارِم» ساخته است،
    اصولاً «بر اساس عقیده کسانی که
    امرؤالقیس را شخصیتی واقعی می‌پندارند» امرؤالقیس یمنی بوده، در حالی که زبان شعری که از اون نقل می کنند، بیشتر قریشی است و این دو زبان با هم تفاوت فاحش داشته‌اند، حتى اگر بپذیریم کهزبان قریش، در قرن ششم میلادی سیادت داشته و فراگیر بوده است، چگونه امرؤالقیسمی‌توانسته به زبانی شعر بسراید که هنوز رسمیت یا رواج کافی نیافته است؟! به علاوهدر زمان امرؤالقیس (پیش از اسلام) حوادث عظیم و گسترده‌ای رخ داده است. جنگ «بسوس» حدود چهل سال ادامه یافته، دایی شاعر به نام «کُلَیب» در همان جنگ کشته شده است. همچنین بدبختی‌ها و گرفتاری‌های دایی دیگرش «مهلهل» بسیار شهرت دارد، اما او به هیچیک از این پدیده‌ها در اشعار خود، اشاره نکرده است.(توجه دارید که همان اسنادی که از وجود چنین انسانی حرف میزنند از این دو دایی سخن گفته اند ولی شاعر در غم انها شعری نسروده و این خود بر ضد مرام شعراست.)

    ویرایش توسط تذکره : ۱۳۹۳/۰۸/۲۹ در ساعت ۱۹:۳۸


  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۱
    نوشته
    309
    مورد تشکر
    13 پست
    حضور
    12 روز 5 ساعت 58 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    5. امرؤالقیس دیگری در تاریخ مطرح است که به نام «امرؤالقیس بن اصبغ» شناخته شده، برخی او را به نام «امرؤالقیس بن عدی» ذکر کرده‌اند. گروهی این دو نام را مربوط به دو شخص به حساب آورده‌ و گویند: امرؤالقیس فرزند عدی، جد حضرت سکینه دختر امام حسین(ع) است.
    علامه مرتضى عسکری، هر دو تن را مجعول می‌داند.(یعنی جعلی بودن خود را در کتابش اثبات می کند) اخبار مربوط به ابن اصبغ نیز، در قرن چهارم پدیدار می‌گردد که طی زمان، وسعت می‌گیرند، در حالی که روایت در اصل بسیار کوتاه بوده که آن را هم سیف بن عمر، جعل کرده است.
    با توجه به تحقیقات مستند می‌توان گفت
    :اشعاری که منسوب به «امرؤالقیس» است مربوط به دوران پس از اسلام است و کسانی که این اشعار را سروده و به امرؤالقیس نسبت داده‌اند، متأثر از فرهنگ و کلمات و جملات قرآن بوده‌‌اند و اشعار وی برگرفته از قرآن است، نه اینکه برخی آیات نشأت گرفته از شعر او باشد، چنانکه طه حسین به صورت قطعی اشعار وی را مربوط به دورۀ بعد از اسلام می‌داند.۱
    همچنین روشن شد که دیدگاه عبدالرؤف المناوی، در کتاب «قیض القدیر» که
    در پرسش به آن اشاره شده، پایه و اساسی ندارد. برای آگاهی از اعجاز قرآن و جنبه‌های گوناگون آن به کتاب‌های پیام قرآن، ج ۸، از آیت الله مکارم شیرازی؛ شناخت قرآن، از استاد علی کمالی دزفولی، مراجعه نمایید

    ۶. پاسخ دیگری که جالب می نماید پاسخ شهید مطهری است۲:
    یکی از این شعرها شعری بود شاعر شبهه افکن ادعا کرده که سورۀ قمر بر اساس آن سروده شده است! اگر بگوییم اینها شعر بوده است باید شعری باشد که در مدح یک «پسر» سروده شده است زیرا ضمائر مذکرند، اما می دانیم که اولین شعر عربی که در مدح یک «پسر» سروده شده است، مروبط به زمان هارون الرشید خلیفۀ عباسی می باشد!! لذا این شعر نمی توانسته پیش از هارون سروده شده باشد!!
    ۷. جای سؤال است که اگر به فرض محال، این شاعر پیش از وجود داشته و این شعرها را می سروده و به کعبه آویزان می کرده است، چگونه ممکن بوده از بین مردم فقط محمّد(ص) این شعرها را شنیده باشد؟ مسلم است که خیلی از مردم یا شاید بتوان گفت بیشتر مردم این اشعار را شنیده بودند چراکه همه هرساله جهت حج و تجارت به مکه می آمدند.
    حال جای سؤال است که چگونه کسانی که این اشعار را قبلا شنیده بودند، و حالا می دیدند در قرآن از آنها استفاده شده است باور می کردند که این قرآن، سخن خداست؟

    ۸. باز جای سؤال است که اگر به فرض محال محمّد(ص) قرآن را بر اساس اشعار جاهلی سروده است و از خدا دریافت نکرده است، معجزات علمی قرآن را از کجا آورده است؟ چگونه توانسته شکست ایران از روم را پیشگویی کند؟ چگونه فهمیده و مرگ ابولهب را 10 سال قبل از هلاکتش به مردم خبر داده است و هزار معجزۀ علمی دیگر.
    ۹. و نیز جای سؤال است که اگر محمّد(ص) قرآن را بر اساس اشعار عرب آورده است چگونه اعراب را به مسابقه طلبیده و گفته است اگر می توانید یک آیه مثل قرآن بیاورید؟
    همان طور که می بنید با توجه به دلایلی که ذکر شد محال است چنین ادعای پوچی درست باشد و این شعرها بعد از قرآن و برای محکوم کردن آن سروده شده است.

    منبع تحقیقات تاریخی: http://www.pasokhgoo.ir/fa پی‌نوشت‌ها:۱. دائرة‌المعارف بزرگ اسلامی،ج ۱۰، ص۲۰۸ ـ۲۱۲.
    ۲. کتابسوزی اسکندریه، شهید مطهری


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود