صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: بداء آموزه ای زیبا در منظومه فکری شیعه

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    نوشته
    405
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    8 روز 7 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    بداء آموزه ای زیبا در منظومه فکری شیعه




    با سلام خدمت همه دوستان و کاربران عزیز

    به نظر شما بزرگ ترین دارایی انسان چیست؟
    دست پا گوش چشم فکر استعداد ؟؟

    ولی به نظر من بزرگ ترین داشته انسان آزادی اوست اختیار اوست؟

    چرا ؟

    چون اگر اختیار انسان را از انسان بگیرند آزادی را از او سلب کنند شاید بگوییم همه چیز را از انسان سلب کرده اند و اگر خوب به عمق این قضیه برویم می یابیم که اگر اختیار و آزادی از انسان گرفته شود دیگر او انسان نیست ربات دست سازی است که بر طبق نقشه و برنامه یا جبر دیگران عمل می کند.
    از این بالا تر اگر به کسی بگویند تو هیچ اختیاری در عمل نداری قدرت تغییر نداری خوب یا بد باید زندگی کنی اصلا این زندگی دیگر معنا و مفهوم نخواهد داشت انسان بمیرد بهتر از این زندگی نیست؟؟
    از این ناجور تر آنکه برنامه ذهنی و فکری و عملیاتی کسی ریخته شده باشد و هیچ آزادی عملی نداشته باشد آنگاه برای او مربی و کتاب راهنمایی بگمارند و دایم او را تحدید کنند و بگویند که اگر فلان نکردی یا بهمان کردی تو را می سوزانیم یا فلان و بهمان کن تا تو را بهشت ببریم !!!!

    این حرف ها خیلی بدیهی است اما آنوقت انسان تعجبش به اوج می رسد که بفهمد در طول تاریخ مسلمانان گروه هایی سالیان سال زندگی می کردند که معتقد بودند که انسان سرنوشتش از قبل مشخص شده و هر کاری که می کند مجبور است و هیچ اختیاری از خود ندارد !!! سالیان سال بر این عقیده اصرار می ورزیدند و بر طبق آن بحث می کردند و گاه جنگ به راه می انداختند!!!

    سلاطین جور هم به این عقیده دامن می زدند و از این تفکر برای سوار شدن بر گرده مردم و بهره وری از مال و جان آنها استفاده می کردند.

    برخی از متفکر نماهای اسلامی نیز با ضمیمه کردن برخی از تفکرات اسلامی به این مجموعه نا درست و تفسیر نا صحیح آیات قرآن و روایات و آموزه های دینی معرکه را برای اوج گرفتن این تفکر گرم تر می کردند مثلا برخی علم الهی را برخی قضا و قدر را موید این تفکر می دانستند.

    اهلبیت به عنوان مرجع علمی و منبعی معصوم برای آموزه های دینی به مبارزه با این تفکر مسموم که عامل انهدام فلسفه ارسال رسل و انزال کتب بودند برخاسته و با تبیین دقیق آموزه های دینی از جمله علم الهی وقضا و قدر و... و پایه ریزی بحث های دقیق معرفتی از انحراف بیشتر جامعه اسلامی جلوگیری کردند.

    متاسفانه امروزه هم گاها این تفکر عدم تغییر و جبر گرایی در بدنه اصلی جامعه دینی هم دیده می شود و در خانواده های دینی ما گاها موجب رکود و از بین رفتن روحیه پیشرفت می شود.



    ادامه دارد......


    ویرایش توسط شعیب : ۱۳۹۳/۰۵/۱۸ در ساعت ۱۴:۰۴
    الهي كفي بي عزا ان اكون لك عبدا و كفي بي فخرا ان تكون لي ربا انت كما احب فاجعلني كما تحب
    معبودا بس است مرا اين عزت كه بنده توام و بس است مرا اين افتخار كه تو پروردگار مني.
    تو چناني كه دوست ميدارم مرا چنان كن كه دوست ميداري.
    امام علی (علیه السلام)


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    نوشته
    405
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    8 روز 7 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    «بداء» به معناى مصطلح، از باورهاى شيعه است و در روايات جايگاه ويژه‏اى دارد. اما همواره جمعى از اهل ‏سنت با غرض‏ورزى يا نادانسته اين آموزه را بهانه، و شيعه را مورد هجوم قرار داده ‏اند. البته معناى لغوى آن يعنى «ظهور و پيدايش رأى جديد» بر خداوند محال است؛ زيرا لازمه آن سبق جهل و حدوث علم بوده كه هر دو بر خداوند محال است. در حالى كه خداوند بر همه چيزها آگاه و هيچ چيز بر او پوشيده نيست. معناى مجازى و اصطلاحى «بداء»، يعنى تغيير مقدّرات از سوى خداوند بر اساس برخى حوادث و تحت شرايط و عوامل ويژه در قضاى مشروط الهى، امرى است ممكن كه آيات و روايات زيادى بر آن دلالت دارد. اين آموزه بر سه مؤلّفه «علم بى‏نهايت خداوند، استمرار مشيّت الهى بر جهان هستى و امكان تغيير سرنوشت انسان به سبب انجام كارهاى خوب يا بد» استوار است. در اسلام انسان مى‏تواند با كارهاى نيك خود، همچون صدقه، نيكى، دعا، استغفار، نيك‏بختى، آسايش، عمر دراز و در مقابل، با ظلم، قطع رحم، بريدن از خدا و ساير كارهاى بد، نگون‏بختى و كوتاهى عمر را براى خود رقم بزند.


    در ادامه سعی ما بر این است که این آموزه را در آیات و روایات پیجویی کرده و نقش تاثیر گذار آن را در زندگی بشر بررسی کنیم
    پیشاپیش از شرکت همه دوستان در بحث استقبال کرده و تلاش دوستان در روشن ساختن مطلب را ارج می نهیم

    الهي كفي بي عزا ان اكون لك عبدا و كفي بي فخرا ان تكون لي ربا انت كما احب فاجعلني كما تحب
    معبودا بس است مرا اين عزت كه بنده توام و بس است مرا اين افتخار كه تو پروردگار مني.
    تو چناني كه دوست ميدارم مرا چنان كن كه دوست ميداري.
    امام علی (علیه السلام)


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    نوشته
    405
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    8 روز 7 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بداء» از مسائل علم كلام و باورهاى شيعه اماميه است كه همواره مورد اختلاف شيعه و اهل ‏سنّت بوده. نوعا دانشمندان اهل‏سنّت با تفسيرى نادرست از بداء، آن را از عقايد انحرافى شيعه معرفى نموده و در اين خصوص، نارواترين تهمت‏ها را بر آنها وارد كرده‏اند، در حالى كه بداء به معنايى كه شيعه اماميه باور دارد، در واقع همان تغيير در لوح محو و اثبات بوده كه اهل ‏سنّت به آن باور دارند و اين واقعيتى است كه در معارف ناب قرآنى و روايات پيامبر صلى ‏الله ‏عليه ‏و‏آله و اهل‏بيت عليهم ‏السلام آمده است


    الهي كفي بي عزا ان اكون لك عبدا و كفي بي فخرا ان تكون لي ربا انت كما احب فاجعلني كما تحب
    معبودا بس است مرا اين عزت كه بنده توام و بس است مرا اين افتخار كه تو پروردگار مني.
    تو چناني كه دوست ميدارم مرا چنان كن كه دوست ميداري.
    امام علی (علیه السلام)


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    نوشته
    405
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    8 روز 7 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    شما از بدا چه می دانید؟؟

    منتظر پاسخ ها شما دوستان هستم

    الهي كفي بي عزا ان اكون لك عبدا و كفي بي فخرا ان تكون لي ربا انت كما احب فاجعلني كما تحب
    معبودا بس است مرا اين عزت كه بنده توام و بس است مرا اين افتخار كه تو پروردگار مني.
    تو چناني كه دوست ميدارم مرا چنان كن كه دوست ميداري.
    امام علی (علیه السلام)


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    2,350
    مورد تشکر
    19 پست
    حضور
    28 روز 16 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    14



    نقل قول نوشته اصلی توسط شعیب نمایش پست
    معناى مجازى و اصطلاحى «بداء»، يعنى تغيير مقدّرات از سوى خداوند بر اساس برخى حوادث و تحت شرايط و عوامل ويژه در قضاى مشروط الهى، امرى است ممكن كه آيات و روايات زيادى بر آن دلالت دارد. اين آموزه بر سه مؤلّفه «علم بى‏نهايت خداوند، استمرار مشيّت الهى بر جهان هستى و امكان تغيير سرنوشت انسان به سبب انجام كارهاى خوب يا بد» استوار است.
    با سلام و احترام

    در داستان حضرت ابراهیم ،در قرآن مى خوانیم که او مأمور به ذبح حضرت اسماعیل
    شد و به دنبال این مأموریت، فرزندش را به قربانگاه برد، اما هنگامى که آمادگى خود را نشان داد "بداء" روى داد و آشکار شد که این امر یک امر امتحانى بوده است، تا میزان اطاعت و تسلیم این پیامبر بزرگ و فرزندش آزموده شود.

    با توجه به داستان فوق مفهوم بداء را متوجه شدم یعنی این مورد به دریافت این مفهوم خیلی کمک می کند ،امّا در صورت امکان این مسئله را به زبان ساده تر توضیح دهید .
    ضمناً با توجّه به اینکه همه ی مذاهب اسلام از کتابی یکسان استفاده میکنند(و مثلاً داستان فوق در قرآن کریم آمده ) چرا همه ی مذاهب به این مسئله معتقد نیستند؟

    پیشاپیش تشکّر میکنم.



  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    نوشته
    405
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    8 روز 7 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    امام صادق(ع):ما عبد الله بشى ء مثل البداء : خداوند با چیزى مثل "بداء"عبادت نشده است.





    با سلام با تشکر از شما کاربر گرامی
    از این که در این بحث در خدمت شما هستیم خرسندیم



    (
    بداء)در اسلام ، اولین بار توسط اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام - مطرح شد. و قبل از آنان كسى این مسئله را مطرح نكرده بود. و آن این است كه خداوندمتعال با تغییر اسباب ، مسببات را تغییر مى دهد، مثلا به علت(صله رحم)عمر كسى رازیاد مى كند كه به والدین یا اقربایش كمك مى كند و در اثر عقوق و قطع رحم ، عمر اورا ناقص مى گرداند و هكذا...


    بدا این است که دست خدا برای تغییر وضعیت موجود بسته نیست " بل یداه مبسوطتان"
    بدا این است که خدا مجبور به یک برنامه خاص نیست بلکه خدا باتغییر در علت ها معلول ها را تغییر می دهد.
    و نتیجه آن بدای الهی :
    بدا این است که انسان نتیجه اعمال خود را در دنیا و آخرت ببیند
    بدا این است که انسان با تغییر در روش زندگی اش بتواند زندگی خود را تغییر دهد.
    برنامه ای از پیش تعین شده برای زندگی افراد بشر ریخته نشده به عبارت دیگر آنها عروسک های خیمه شب بازی نیستند که هیچ اختیاری از خود نداشته باشند.
    آنها عروسک هخای کوک شده ای نیستند که فقط به دست راست یا چپ خود بچرخند بلکه آنها موجود هایی مختار هستند که با تصمیم هایی که برای زندگی خود می ریزند آینده زندگی خود را رقم می زنند.


    اما این که برخی از اهل سنت بر علیه شیعه شوریده اند و آنها را متهم به انتصاب جهل به خدا کرده اند علت اصلی اش جهل آنها به معنای بداء در نزد شیعه است:
    آنها تصور کرده اند که شیعه با کلمه بدا نصبت جهل به خدا داده اند یعنی فکر کرده اند که شیعه می گوید که خدا فلان چیز را نمی دانسته بعدا فهمیده و حکمش را عوض کرده است. حاشا و کلا هرگز شیعه این را نمی گوید بلکه شیعه معتقد است که اسباب در دست خداست و با تغییر آن اسباب مسبب ها را تغییر می دهد.

    انشاء الله در ادامه نمونه هایی از تغییر در اسباب و مسببات عرض خواهیم کرد.
    منتظر باشید....


    الهي كفي بي عزا ان اكون لك عبدا و كفي بي فخرا ان تكون لي ربا انت كما احب فاجعلني كما تحب
    معبودا بس است مرا اين عزت كه بنده توام و بس است مرا اين افتخار كه تو پروردگار مني.
    تو چناني كه دوست ميدارم مرا چنان كن كه دوست ميداري.
    امام علی (علیه السلام)


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    نوشته
    405
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    8 روز 7 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط مریم نمایش پست
    با توجه به داستان فوق مفهوم بداء را متوجه شدم یعنی این مورد به دریافت این مفهوم خیلی کمک می کند ،امّا در صورت امکان این مسئله را به زبان ساده تر توضیح دهید .


    نظرية بداء.
    اين نظريه بر سه آموزه پايه اي مبتني است :

    الف ) اين باور كه خدا بر همة چيزها و رويدادها، از گذشته و حال و آينده ، آگاه است و چيزي از اندك و بسيار بر او پوشيده نيست تا با آگاهي از آن جهل پيشين وي بر طرف گردد، از مباحث اجماعي شيعة اماميّه است . آنها در استدلال بر اين اعتقاد، گذشته از برهانهاي فلسفي ، به آيات قرآن (آل عمران : 5؛ ابراهيم : 37؛ حديد: 22؛ احزاب : 54) و روايات متواتري استناد كرده اند كه از علم ازلي خدا بر اشيا پيش از آفرينش آنها و تغييرناپذيري آن علم پس از آفرينش سخن مي گويد (كليني ، ج 1، ص 107؛ ابن بابويه ، ص 136) يا تصريح مي كند كه جهل به علم خدا راه ندارد (ابن بابويه ، ص 137ـ 138)

    ب ) تصريح و تأكيد قرآن بر اينكه خدا كار آفرينش را وانگذاشته و هر روزي در كاري نو است (رحمان :29) و عالم امر و خلق در دست اوست (اعراف :54) و خلقت و ايجاد و تدبير عالَم به حسَب مشيّت خدا استمرار دارد، مورد اتفاق همة مسلمانان است . انتقاد قرآن از ديدگاه يهود كه كار آفرينش را پايان يافته و خدا را «فارغ از امر» آفرينش (قَدْفَرَغَ مِنَالاَمْرِ رجوع كنيد به مجلسي ، ، ج 4، ص 113 به نقل از امام صادق عليه السلام ) و دست خدا را بسته مي پنداشتند (مائده :64) و پافشاري بر نسبت دادن همة رويدادهاي تكويني به خداي آفرينندة آسمانها و زمين ، بويژه در قالب فعل مضارع كه حكايت از استمرار دارد (از جمله رجوع كنيد به نور:43؛ يونس :3) و اينكه دو دست قدرت او گشاده است (مائده :64) ، براي هيچيك از مذاهب اسلامي جاي ابهام و شكّ نگذاشته است .


    ادامه دارد........
    الهي كفي بي عزا ان اكون لك عبدا و كفي بي فخرا ان تكون لي ربا انت كما احب فاجعلني كما تحب
    معبودا بس است مرا اين عزت كه بنده توام و بس است مرا اين افتخار كه تو پروردگار مني.
    تو چناني كه دوست ميدارم مرا چنان كن كه دوست ميداري.
    امام علی (علیه السلام)


  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    نوشته
    405
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    8 روز 7 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ادامه.....

    ج ) طبق تعليم قرآن و حديث ، سرنوشت انسانها با كارهاي خوب يا بد تغيير مي كند. صدقه ، احسان ، صلة رحم ، نيكي به پدر و مادر، استغفار، توبه ، شكرگزاري ، به كارگيريِ بجاي نعمت ، حقگزاري و ... تقدير را تغيير مي دهد، موجب گشايش مي شود، اندوه را مي زدايد، روزي و مواهب طبيعي را مي افزايد. در برابر، كارهاي غير اخلاقي و نافرمانيِ احكام شريعت ، چون بدخويي و بخل ورزي و قطع رحم و نافرماني پدر و مادر و آزردن آنها و ناسپاسي نعمت ، نقش منفي در سرنوشت افراد دارد؛ روزي را مي كاهد، عمر را كوتاه مي كند، ماية تلخكامي زندگي مي شود و چه بسا قحطي به بار مي آورد. براي مثال ، قرآن از زبان نوح گزارش داده است كه او مردمش را به استغفار در برابر پروردگار فرا مي خواند تا بر اثر آن ، خدا باران آسمان را بر ايشان فرو ببارد، داراييهايشان را بيفزايد، رودهايشان را جاري سازد و براي آنها باغستانهايي ايجاد كند (نوح :10ـ12) . قرآن ايمان و تقواي مردم را سبب گشايش بركات آسمان و زمين مي خواند (اعراف :96) ، همچنانكه براي شكرگزاري نعمتها در افزايش آنها از تأثير جدّي ياد مي كند(ابراهيم :7) و ايمان ، استغفار و تسبيحگويي را ماية تغيير «تقدير» و رفع عذاب معرفي مي كند (انفال :33؛ صافّات :143ـ146؛ يونس :98؛ انبياء:88)

    تأكيد بر پيوند داشتن افعال انسانهاـ چه افعال عبادي ، چه كارهاي اخلاقي و چه افعال قلبي و خصوصاً باورهاي اعتقادي ـ با سرنوشت مردم و اينكه آدمي خود سرنوشت خويش را رقم مي زند، در قرآن و حديث ، هم به صورت كلّي و هم در قالبهاي موردي ، بسيار زياد است (از جمله رجوع كنيد به آيات رعد:11؛ انفال : 53؛ اسراء: 13).



    ادامه دارد.....
    الهي كفي بي عزا ان اكون لك عبدا و كفي بي فخرا ان تكون لي ربا انت كما احب فاجعلني كما تحب
    معبودا بس است مرا اين عزت كه بنده توام و بس است مرا اين افتخار كه تو پروردگار مني.
    تو چناني كه دوست ميدارم مرا چنان كن كه دوست ميداري.
    امام علی (علیه السلام)


  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    نوشته
    405
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    8 روز 7 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نظريه بداء در واقع برآيند اين سه مؤلّفه است . اگر كساني گمان مي كردند كه خدا از كار آفرينش و تدبير، زنده كردن و ميراندن ، تنگ و فراخ كردن روزيها، افزودن عمر افراد يا كاستن آن و امور ديگر فارغ شده ، قرآن قاطعانه اين گمان را نكوهيده و به تبع قرآن ، مسلمانان (جز اندكي از متكلّمان معتزلي ، بنا به نقل شهرستاني رجوع كنيد به قسم 1، ص 58) بر اين باور اجماع نظر يافته اند.
    از اين گذشته ، انسانها نيز با برخورداري از اختيار مي توانند سرنوشت و مقدّرات خود را تغييردهند. پس خدا، هم در عالم تكوين محو و اثبات مي كند (رعد:39) و هم بر حسب رفتار انسانها مقدّرات آنها را تغيير مي دهد. آية يازدهم رعد به اين هر دو نكته اشاره دارد:
    «خدا نعمتهايي را كه به قومي داده است تغيير نمي دهد مگر آنكه آنها خودشان اسباب دگرگوني آن را فراهم كنند».
    نظرية بداء تأكيدي است بر «دائمي بودن كار آفرينش خدا» از يك سو و حريّت آدمي در كارهاي خود از سوي ديگر، كه در مواردي به تبديل قدر و قضاي الهي در حقّ او مي انجامد.

    الهي كفي بي عزا ان اكون لك عبدا و كفي بي فخرا ان تكون لي ربا انت كما احب فاجعلني كما تحب
    معبودا بس است مرا اين عزت كه بنده توام و بس است مرا اين افتخار كه تو پروردگار مني.
    تو چناني كه دوست ميدارم مرا چنان كن كه دوست ميداري.
    امام علی (علیه السلام)


  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    نوشته
    405
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    8 روز 7 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط مریم نمایش پست
    در داستان حضرت ابراهیم ،در قرآن مى خوانیم که او مأمور به ذبح حضرت اسماعیل شد و به دنبال این مأموریت، فرزندش را به قربانگاه برد، اما هنگامى که آمادگى خود را نشان داد "بداء" روى داد و آشکار شد که این امر یک امر امتحانى بوده است، تا میزان اطاعت و تسلیم این پیامبر بزرگ و فرزندش آزموده شود.
    نمونه ای که بیان فرمودید درست است

    بنده در زیر چند نمونه را به عنوان تیتر از وقایعی که در مورد بدا واقع شده می آورم انشا الله توضیح آن بماند برای اولین فرصت( اگر شما هم توانستید شرح مبسوط آن را بیاورید استفاده می کنیم:
    1
    . داستان رویا و قربانی حضرت ابراهیم
    2. داستان عذاب قوم یونس،
    3. داستان خبر دادن حضرت عیسی از مرگ نو عروس
    4
    ......
    ...
    اگر موادی مد نظر دوستان باشد استفاده می کنیم

    الهي كفي بي عزا ان اكون لك عبدا و كفي بي فخرا ان تكون لي ربا انت كما احب فاجعلني كما تحب
    معبودا بس است مرا اين عزت كه بنده توام و بس است مرا اين افتخار كه تو پروردگار مني.
    تو چناني كه دوست ميدارم مرا چنان كن كه دوست ميداري.
    امام علی (علیه السلام)


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود