صفحه 3 از 3 نخست 123
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ترجمه و نقد مدخل تاريخ گذاري و قرآن

  1. #21

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۲
    نوشته
    492
    مورد تشکر
    1,690 پست
    حضور
    27 روز 7 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    15
    آپلود
    0
    گالری
    0



    کتاب شناسي


    1. سيره ابن اسحاق.
    2. تاريخ طبري.
    منابع فرعي:
    1. محمد ، انسان و ايمانش نوشته تي آندرا چاپ 1936 در نيويورک.
    2. منشأ اسلام در محيط مسيحيت آن نوشته ريچارد بِل چاپ 1926 در لندن.
    3. درآمدي بر قرآن نوشته بلاشر در سال 1977.
    4. سفرهايي در سرزمين هاي مقدس نوشته برتون و فايرستون چاپ 1990 در نيويورک.
    5. پژوهش هاي نوين درباره تدوين و تفسير قرآن نوشته هرشفلد چاپ 1902 در لندن.
    6. ابراهيم در قرآن نوشته يوسف مبارک چاپ 1958 در پاريس.
    7. قرآن، ترکيب و تعليمش نوشته ويليام موير چاپ 1878 در لندن.
    8. محمد و قرآن نوشته استوت گارت چاپ 1957.
    9. محمد در مکه نوشته وات چاپ آکسفورد در سال 1953.
    10. محمد در مدينه نوشته وات ، چاپ 1956 در آکسفورد.
    11. تاريخ قرآن نوشته جي. ويل ، چاپ 1844 در بيلفلد .
    12. محمد و يهوديان مدينه نوشته اي .جي. ونسينک چاپ 1973 در فري بِرگ .
    کتابنامه

    1. قرآن.
    2. نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتي.
    3. اسکندرلو، محمد جواد؛ معرفي و نقد دائرة المعارف قرآن ليدن، قبسات، سال هشتم، پاييز 1382، شماره 29.
    4. بدوي، عبدالرحمن؛ موسوعة المستشرقين، ط 3، بيروت، دار العلم للملايين، 1993.
    5. دهخدا، علي اکبر، لغتنامه؛ چ 2، تهران، مؤسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران، 1377 ش.
    6. راميار، محمود، تاريخ قرآن؛ چ 2، تهران، مؤسسه انتشارات اميرکبير، 1362 ش.
    7. زرقاني، محمد عبدالعظيم،مناهل العرفان في علوم القرآن، ط 6، قاهره، داراحياء الکتب العربية، بيتا.
    8. طباطبايي، محمد حسين، الميزان في تفسير القرآن، بيروت، مؤسسة الاعلمي، 1394 ق.
    9. مجلسي، محمد باقر، بحارالأنوار؛ بيروت، الوفاء، 1403 ق.
    10. معرفة، محمد هادي، التمهيد في علوم القرآن؛ ط 2، قم، دفتر انتشارات اسلامي، 1415 ق.
    11. مقدادي، فؤاد کاظم، الاسلام و شبهات المستشرقين؛ ط 1، المجمع العالمي لأهل البيت عليهم السلام؛ 1416 ق.
    12. نکونام، جعفر، درآمدي بر تاريخ گذاري قرآن؛ چ 1، تهران، نشر هستي نما، 1380 ش.
    31. Gerhard Bowering : Chronology and the Quran. Encyclopaedia of Quran: Leiden, 2002.
    انديشه صادق، شماره 15

    1- نهج البلاغه، خطبه 198
    2- Encyclopaedia of the Quran, Brill, Leiden-Boston, 2002
    3- جهت کسب اطلاعات بيشتر درباره اين دائرة المعارف ر.ک: فصلنامه علمي ترويجي قبسات، پاييز 1382، ش 29، مقاله محمد [صلي الله عليه و آله و سلم] جواد اسکندرلو
    4- بنگريد به مدخل کتاب مقدس و قرآن
    5- بنگريد به مدخل واژگان بيگانه
    6- اگر چه به لحاظ سبک بين آيات قرآن و سخنان غيب گويان کاهن تشابه وجود دارد ولي نبايد تفاوت هاي قرآن با کهانت راناديده گرفت چرا که در کهانت، تکلّف و گنگي و اباطيل بکار ميرفت در حالي که در قران مجيد هيچ يک از اين عيب ها وجود ندارد. چنان که وليد بن مغيره که از ادباي بلند پايه ي عرب به شمار ميرفت پس از شنيدن سخنان قرآن چنين اذعان نمود: يا عجباً لما يقول ابن أبي کبشه فواللَّه ما هو بشعر و لا بسحر و لا بهذي جنونٍ و انّ قوله لمن کلام اللَّه : آنچه فرزند أبي کبشه ميسرايد، به خدا سوگند نه شعر است و نه سحر است و نه گزافه گويي بي خردان، بي گمان گفته او سخن خداست. (تفسير طبري، ج 29، ص 98؛ سيره ي ابن هشام، ج 1، ص 288، التمهيد في علوم القرآن، ج 4، ص 192 - 191). بنابراين تشابه بين آيات قرآن و سخنان کاهنان به لحاظ وجود سجع و کوتاهي سخن و کاربرد سوگند، دليل بر همساني آن دو در ماهيّت و محتوا و اعتبار نيست.
    7- در دانش تاريخ گذاري قرآن از تاريخ نزول وحيهاي قرآني نازل شده بر حضرت محمد [صلي الله عليه و آله و سلم] صلي الله عليه وآله بحث ميشود. و اين کار، فقط در خصوص قرآن کريم، امکان پذير است زيرا ساير کتب آسماني نزول دفعي داشته اند ولي قرآن براساس مقتضيات و نيازهايي نازل ميشد که به صورت تدريجي در دوران و محلّ زندگي پيامبر اکرم صلي الله عليه وآله پديد ميآمد. (ر.ک: سيوطي، الاتقان، ج 1، ص 94) تاريخ گذاري قرآن گرچه امر بسيار دشواري است ولي براساس روايات معتبر و نيز محتويات و مطالب خود قرآن ميتوان به تعيين تاريخ نسبتاً دقيق نزول آيات و سور آن پرداخت.
    8- ج، 80 = نبأ، 81 = نازعات، 82 = انفطار، 83 = انشقاق، 84 = روم، 85 = عنکبوت، 86 = مطففين، 87 = بقره، 88 = انفال، 89 = آل عمران، 90 = احزاب، 91 = ممتحنه، 92 = نساء، 93 = زلزال، 94 = حديد، 95 = محمد [صلي الله عليه و آله و سلم]، 96 = رعد، 97 = رحمن، 98 = انسان، 99 = طلاق، 100 = بيّنه، 101 = حشر، 102 = نصر، 103 = نور، 104 = حج، 105 = منافقون، 106 = مجادله، 107 = حجرات، 108 = تحريم، 109 = جمعه، 110 = تغابن، 111 = صف، 112 = فتح، 113 = مائده، 114 = توبه. (بنگريد به: التمهيد، ج 1، ص 138 - 135)
    ترتيب تاريخ گذاري روايي منسوب به ابن عباس بدين قرار است:
    1 = علق، 2 = قلم، 3 = مزمل، 4 = مدثر، 5 = فاتحه، 6 = مسد، 7 = تکوير، 8 = أعلي، 9 = ليل، 10 = فجر، 11 = ضحي، 12 = شرح، 13 = عصر، 14 = عاديات، 15 = کوثر، 16 = تکاثر، 17 = ماعون، 18 = کافرون، 19 = فيل، 20 = فلق، 21 = ناس، 22 = توحيد، 23 = نجم، 24 = عبس، 25 = قدر، 26 = شمس، 27 = بروج، 28 = تين، 29 = قريش، 30 = قارعه، 31 = قيامه، 32 = همزه، 33 = مرسلات، 34 = ق، 35 = بلد، 36 = طارق، 37 = قمر، 38 = ص، 39 = اعراف، 40 = جن، 41 = يس، 42 = فرقان، 43 = فاطر، 44 = مريم، 45 = طه، 46 = واقعه، 47 = شعراء، 48 = نمل، 49 = قصص، 50 = اسراء، 51 = يونس، 52 = هود، 53 = يوسف، 54 = حجر، 55 = انعام، 56 = صافات، 57 = لقمان، 58 = سبأ، 59 = زمر، 60 = غافر، 61 = فصلت، 62 = شوري، 63 = زخرف، 64 = دخان، 65 = جاثيه، 66 = أحقاف، 67 = ذاريات، 68 = غاشيه، 69 = کهف، 70 = نحل، 71 = نوح، 72 = ابراهيم، 73 = أنبياء، 74 = مؤمنون، 75 = سجده، 76 = طور، 77 = ملک، 78 = حاقه، 79 = معار
    9- گوستاوويل GUSTAV WELL )1808 - 1889) خاورشناسان آلماني آثار متعددي از خود به يادگار گذاشت که مهم ترين آنها کتاب مقدمه اي تاريخي - انتقادي بر قرآن (Historisch - Kritische Einleitung in der Koran) در سال 1844 است. وي در اين کتاب، پيرامون جمع قرآن و نظم تاريخي سوره ها و آيات قرآن سخن گفته است. او تاريخ گذاري سوره ها را بر اساس سه معيار ارائه نمود:
    يک - استناد به رخدادهاي تاريخي که از طريق منابع ديگر شناخته شده است.
    دو - مضامين وحي يا محتواي آياتي که بيانگر شرائط و وظائف گوناگون پيامبر است.
    سه - سبک و سياق ساختار وحي به لحاظ نحوه لحن و آهنگ و شيوه ي نثر يا سجع عبارات.
    طبقه بندي سوره ها بر مبناي سبک و مضامين آن ها صرفاً ذوقي و سليقه اي بوده و توانايي تعيين تاريخ نزول سوره ها را ندارد ولي معيار نخست او يعني استفاده از اشارات و تصريحات قرآن به رخدادهاي زمانمند زندگي پيامبر صلي الله عليه وآله ميتواند در کنار روايات صحيح، سودمند و راهگشا به شمار آيد.
    10- تئودور نولد که THEODOR NOLDEKE)1930 - 1836) خاورشناس آلماني آثار متعددي از خود بجاي نهاده است که مهم ترين آن ها کتاب تاريخ قرآن (Geschichte des Qorans) ميباشد اين کتاب که به زبان آلماني نوشته شده وتاکنون به هيچ زباني ترجمه نشده است شامل سه بخش بزرگ و نزديک به نهصد صفحه است. بخش اول آن درباره ي وحي است که در توصيف آن ميگويد: پديده وحي ناشي از انفعالات و تأثيرات شديدي بود که بر پيامبر صلي الله عليه وآله سيطره داشت. آنگاه به ذکر منشأها و زمينه هاي پيدايش قرآن کريم ميپردازد و عواملي همچون محيط زندگي پيامبر صلي الله عليه وآله و نقش اهل کتاب بويژه يهود را در اين زمينه ذکر ميکند. سپس به تشريح سبک و سياق قرآن و مضامين کلّي سوره ها ميپردازد و قرآن را به دو قسم مکي و مدني تقسيم ميکند.
    سوره هاي مکّي را نيز به سه طبقه تقسيم مينمايد. بخش دوم - جمع و تدوين قرآن، در چند مرحله صورت پذيرفته است. ديدگاه شيعه درباره ي نص قرآن و رابطه ي پيامبر صلي الله عليه وآله با يهود و نصاري را مطرح ميکند. در بخش سوّم، قراءات و رسم الخط قرآني را توضيح ميدهد. )موسوعة المستشرقين، تأليف عبدالرحمن بدوي، ص 714 - 024)
    11- رژي بلاشر REGIS BLACHERE)1973 - 1900) از خاور شناسان فرانسوي است که در شيوه ي پژوهش به ويژه از نولد که بهره جسته و تحت تأثير او قرار گرفته است. مهم ترين اثر او کتاب مقدمه اي بر ترجمه قرآن ( coranIntroduction au) است که بوسيله دکتر محمود راميار به زبان فارسي برگردانده شده و با نام در آستانه قرآن انتشار يافته است. اين اثر بلاشر در پاره اي از موارد منصفانه اظهار نظر کرده و تند رويهاي خاور شناسان را نميپذيرد. با وجود اين، خطاهايي را نيز در آن ميتوان يافت.
    12- هرشفلد Hirschfeld)1934 - 1854) خاورشناس انگليسي در اثري به نام تحقيقي تازه درباره ي ترکيب و تفسير قرآن
    (New Researches Into the composition and Exegesis of the Qoran , London: 2091)
    بيشتر سوره هاي قرآن را برحسب مطالب و محتويات آن تقسيم بندي کرده و درباره انشاء و ترکيب و فصاحت قرآن مطالب جالبي نوشته است. تقسيم بندي او به قرار ذيل است:
    يک - سوره 96 که صورت يک اعلاميه اي را دارد.
    دو - متوني که بيشتر محتوي آيات تأکيدي و اثبات با براهين است.
    سه - سوره هاي خطابي و موعظه اي.
    چهار - سوره هاي محتوي داستان ها.
    پنج - سوره هاي شامل توصيف قيامت و بهشت و دوزخ.
    شش - سوره هاي محتوي مقررات حقوقي.
    وي بسياري از سوره ها را متعلق به تاريخ هاي متفاوتي دانسته است.
    )بنگريد به: دکتر محمود راميار، تاريخ قرآن، ص 622)
    13- ويليام موير WILLAM MUIR)1819 - 1905) خاورشناس و ميسيونر انگليسي است در کتاب قرآن، ترکيب و تعليمش (The Coran: Its composition and teaching) سوره هاي قرآن را در شش گروه طبقه بندي کرده که پنج گروه آن مکي و يک گروه آن مدني است. او در طبقه بندياش بسيار به روايات سيره پيامبر صلي الله عليه وآله تکيه نموده است.
    14- موير معتقد بود که سوره ي علق نخستين سوره اي است که در آغاز دعوت علني نازل شده است و علّت اين که هيجده سوره را پيش از سوره ي علق ذکر کرده، اين بوده که آن ها را به عنوان پيام الهي نيافته است.
    15- سبک در اصطلاح ادبيات عبارت است از روش خاص ادراک و بيان افکار بوسيله ترکيب کلمات و انتخاب الفاظ و طرز تعبير (ر.ک: لغتنامه دهخدا، ج 9، ص 13412) گرچه بلحاظ سبک، تغييراتي در طول سال هاي نزول وحي به وجود آمده است امّا هيچ دليلي وجود ندارد که تمام سوره هاي داراي سبک يکسان متعلّق به دوره اي خاص باشند و در دوره هاي ديگر يافت نشوند. بنابراين سوره هاي قرآن برحسب سبک و اسلوب چندان متمايز نيستند تا بتوان آنها را به صورت قطعي طبقه بندي کرد.
    16- ملاک کوتاهي يا بلندي آيات و سوره ها نيز امري ذوقي و تخيّلي است و نميتوان بر پايه ي آن ميان مراحل دوران وحي مکي و وحي مدني تفکيک قائل شد و اساساً کوتاهي و بلندي آيات امري توقيفي است نه اجتهادي.
    (ر.ک: مناهل العرفان في علوم القرآن، ج 1، ص 209)
    17- نولدکه استعمال سوگند در نخستين آيه از سوره ها را نشانه ي تعلّق آن سوره ها به دوران مياني وحي مکّي دانسته است در حالي که در نخستين آيه از سوره هاي مربوط به دوران هاي ديگر وحي نيز سوگند مشاهده ميشود: والذاريات ذرواً ، والنجم اذا هوي ، ن و القلم و مايسطرون ، لاأقسم بيوم القيامه ، والمرسلات عرفاً ، والنازعات غرقاً ، والسماء ذات البروج ، والسماء و الطارق ، والفجر ، لاأقسم بهذا البلد ،.... والعصر ؛ نولد که همه اين سوره ها را جزو سوره هاي دوران نخست مکّه ياد کرده است و جالب اينجاست که تعداد اين سوره ها بيشتر از سوره هايي است که جزو دوران مياني مکّه برشمرده که با سوگند آغاز شده اند.
    18- خاورشناساني از قبيل بول ديک ، نولدکه ، بور و جونت براين باورند که حروف مقطعه به هيچ وجه جزء اصلي قرآن نبوده اند. بول ديک ميگويد اين حروف رمزهايي براي مصاحف قرآني براي مسلمانان پيش از به وجود آمدن مصحف عثماني بوده اند. نولدکه معتقد است که اين حروف علائم اختصاري صاحبان صحيفه هائي است که زيد بن ثابت آن ها را براي جمع قرآن مأمور ساخته بود.
    اما بور و جونت گمان کرده اند که حروف مقطعه علائم اختصاري نام هاي پيشين سوره هاي قرآن هستند. (ر.ک: الشّيخ فؤاد کاظم المقدادي، الاسلام و شبهات المستشرقين ، ص 142). ولي قول حق آن است که تمام حروف مقطعه از ابتداي نزول جزو اصلي سوره ها بوده و هستند و به لحاظ معنا و مفاد تفاسير مختلفي براي آنها ارائه شده است مثلاً علامه طباطبائي ره در تفسير سوره شوري فرموده اند: چنانچه در سوره هايي که به حروف مقطعه افتتاح شده تدبّر شود؛ مانند الم ها، الر ها، طس ها و حم ها: هر آينه مييابي که اين سوره ها از حيث محتوا مشابه يکديگرند و سياق آن ها يکنواخت است. لذا ممکن است حدس زده شود که ميان اين حروف و محتواي سوره هاي مربوطه رابطه اي وجود دارد به عنوان نمونه سوره اعراف که به المص مصدر شده، شايد جامع محتواي سوره هاي الم و ص باشد. (ر.ک: الميزان، ج 18، ص 6) و استاد معرفت نيز پس از ذکر چند احتمال، اضافه ميکند: بيش تر اهل نظر بر اين باورند که حروف مقطعه رموز و اشاراتي هستند که جز اولياي مقرب، کسي را بدان راه نيست. در ميان عرب نيز چنين شيوه اي وجود داشته که با رمز و اشارت سخن ميگفتند
    (بنگريد به: التمهيد في علوم القرآن، ج 5، ص 310 - 315)
    19- خاورشناسان اغلب براي طبقه بندي سوره ها و تعيين مکي و مدني بودن آن ها و ترتيب نزولشان به آهنگ و سبک و مضمون سوره ها توجّه واستناد نموده اند و کمتر اعتنائي به روايات - به ويژه روايات ترتيب نزول - کرده اند، در نتيجه ترتيب هايي را از سوره هاي قرآن ارائه داده اند که نه تنها با ترتيب روائي سازگار نميباشد بلکه ميان خود آن ترتيب ها اختلاف بسياري وجود دارد.
    (ر.ک: جعفر نکونام، درآمدي بر تاريخ گذاري قرآن، ص 11 و 296 - 294
    20- اين ادعا که علي عليه السلام پس از انتشار مصحف عثماني اجازه داد که مصحفش سوزانده شود کذب محض است، در روايتي طلحه از علي عليه السلام درباره سرنوشت مصحف آن حضرت سؤال نمود، حضرت فرمودند: مصحف خود را به همان شخصي که پيامبر صلي الله عليه وآله به من دستور داده ميدهم، به فرزندم حسن که پس از من وصي من و از همه به من سزاوارتر است. فرزندم حسن مصحف را به فرزند ديگرم حسين ميدهد و پس از او در دست فرزندان حسين عليه السلام يکي پس از ديگري قرار خواهد گرفت... (بحارالأنوار، ج 89، ص 52 - 40)

    • برگرفته از تبیان






صفحه 3 از 3 نخست 123

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود