جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: قرآن و عصمت پیامبر(ص)

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    1,512
    مورد تشکر
    114 پست
    حضور
    111 روز 11 ساعت 58 دقیقه
    دریافت
    159
    آپلود
    0
    گالری
    1

    قرآن و عصمت پیامبر(ص)





    پرسش:
    آیا در قرآن آیاتی بر عصمت پیامبر (صلی علیه و آله) داریم؟


    پاسخ:
    در قرآن کریم آیات متعددی دال بر عصمت انبیاء، پیامبران و اولیای الهی است، اما از جمله آیاتی که دلالت بر عصمت پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) دارد آیه ذیل است:
    ـ آیه اول:
    «ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَديدُ الْعِقابِ»؛ آن چه را رسول خدا براى شما آورده بگيريد (و اجرا كنيد)، و از آن چه نهى كرده خود دارى نماييد و از (مخالفت) خدا بپرهيزيد كه خداوند كيفرش شديد است!.(1)
    این آیه شریفه، بطور مطلق و بدون هیچ قیدی دستور می دهد به تبعیت و پیروی از رسول خدا (صلی علیه و آله)، و مسلمانان به حکم این آیه موظف به اطاعت از پیامبر(صلی الله علیه و آله) هستند، و خداوند به موجب آیه مزبور حکم پیامبر را به منزله حکم خود دانسته است.
    از این آیه ثابت می شود که هر آن چه که پیامبر می آورد را باید پذیرفت و تبعیت کرد، که لازمه آن، عصمت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) است، چرا که در صورت عدم عصمت، لازمه این دستور، پیروی از اشتباهات هم هست، در حالی که خداوند چنین دستور نمی دهد زیرا راهنمایی به خطا است و خدای حکیم چنین نمی کند.
    بنابر این، دستور خداوند بر پیروی و تبعیت از رسول خدا، بطور مطلق و بدون هیچ قیدی، معنایش معصوم بودن پیامبر(صلی الله علیه و آله) است.
    ـ آیه دوم:
    «مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ»؛ کسى که از پیامبر اطاعت کند، خدا را اطاعت کرده است.(2)
    در این آیه اطاعت و پیروی از پیامبر(صلی الله علیه و آله)، همان اطاعت از خداوند معرفی شده است.
    هم چنین بطور مطلق و بدون هیچ قید و شرطی، دستور به اطاعت و پیروی از پیامبر داده شده است؛ و چنین اطاعتی بدون معصوم بودن، تصور نمی شود.
    قابل توجه این که فخر رازى (از مفسران اهل سنت) در تفسیر خود مى گوید: این آیه از قوى ترین دلایل عصمت پیغمبر اسلام (صلی الله علیه و آله) در جمیع اوامر و نواهى، و در جمیع ابلاغ هاى او از سوى خدا است، زیرا اگر او در چیزى خطا کند اطاعت او اطاعت خدا نخواهد بود، و نیز واجب است در افعالش نیز معصوم باشد، چرا که خداوند امر به متابعت او (به طور مطلق) کرده است.(3)
    ـ آیه سوم:
    «إِنَّما يُريدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهيراً»؛ خداوند فقط می خواهد پليدى و گناه را از شما اهل بيت دور كند و كاملًا شما را پاك سازد.(4)
    «رجس» در آیه فوق به خاطر مطلق بودن معناى وسیع و گسترده اى دارد، و هر گونه گناه و شرک و بخل و حسد و آلودگى هاى ظاهرى و باطنى و حالات و اخلاق نفرت انگیز را شامل مى شود.
    در واقع اهل بیت پیامبر (علیهم السلام) از همه این امور به اراده پروردگار پاک بوده اند.
    بدون شک این آیه مسأله عصمت را در شخص پیامبر(صلی الله علیه و آله) و خاندانش ـ اهل بیت علیهم السلام ـ ثابت مى کند، زیرا اراده خداوند تخلف ناپذیر است و وقتى او اراده کرده، پلیدى را از این خاندان دور کند مفهوم اش تضمین عصمت آن ها است؛ زیرا مسلّماً شرک و گناه در هر شکل و هر صورتى از واضح ترین مصادیق رجس و پلیدى است، و نفى رجس و پلیدى به طور مطلق، مسلّماً شامل گناهان هم مى شود.(5)
    ـ آیه چهارم:
    «لَقَدْ كانَ لَكُمْ في‏ رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كانَ يَرْجُوا اللَّهَ وَ الْيَوْمَ الْآخِرَ وَ ذَكَرَ اللَّهَ كَثيراً»؛ مسلّماً براى شما در زندگى رسول خدا سرمشق نيكويى بود، براى آن ها كه اميد به رحمت خدا و روز رستاخيز دارند و خدا را بسيار ياد می کنند.(6)
    «اسوه» به معناى اقتدا کردن و پیروى نمودن و سرمشق گرفتن است، نه معناى وصفى؛ به تعبیر دیگر قرآن نمى فرماید: پیامبر(صلوات الله و سلامه علیه) مقتداى شما است بلکه مى گوید: در وجود او اقتداى شایسته و سرمشق نیکو است.
    «لقد» براى تأکید است، و «کان» اشاره به دوام و همیشگی بودن دارد یعنی همیشه پیغمبر مقتداى مسلمین بوده است.
    اقتداى کامل و بى قید و شرط نسبت به کسى بدون داشتن مقام عصمت امکان پذیر نیست، پس این آیه و دستور الهی، گواه روشنى بر این حقیقت است که پیامبر(صلی الله علیه و آله) باید معصوم باشد و الا ممکن نبود در همه چیز و براى هر کس و در هر زمان و مکان سرمشق باشد.
    ـ آیه پنجم:
    «قَالَ فَبِعِزَّتِکَ لَأُغْوِیَنَّهُمْ أَجْمَعِینَ إِلاَّ عِبَادَکَ مِنْهُمْ الْمُخْلَصِینَ»؛ گفت: به عزّتت سوگند، همه آنان را گمراه خواهم كرد، مگر بندگان خالص تو، از ميان آنها.(7)
    مخلِص (با کسر لام به معناى خالص کننده) مرحله والایى از تقوا و پاکى دل است.
    از آن بالاتر و والاتر مخلَص (به فتح لام به معناى خالص شده) است، همان کسانى که خداوند عالم آنها را به خاطر تلاش و کوشش در راه اخلاص خویشتن، از هر ناخالصى پاک کرده، و به همین دلیل تمام وجودشان تعلّق به خدا دارد.
    مسلّما چنین صفتى همراه با مقام عصمت است؛ زیرا آن ها از قلمرو نفوذ شیطان بیرون رفته اند، به گونه اى که شیطان هرگز طمع در منحرف ساختن آن ها نمى کند.
    از نظر صفات درونى و انگیزه ها نیز براى خدا خالص شده اند و به همین دلیل به گرد خطا نمى گردند، و به سراغ هوا نمى روند.
    ـ آیه ششم:
    «مَا ضَلِّ صَاحِبُکُم وَ مَا غَوى وَ مَا یَنْطِقُ عَنْ الْهَوَى إِنْ هُوَ إِلاَّ وَحْىٌ یُوحَى»؛ هرگز دوست شما [محمّد «صلی الله علیه و آله»] منحرف نشده و مقصد را گم نكرده است، و هرگز از روى هواى نفس سخن نمی گويد، آنچه می گويد چيزى جز وحى كه بر او نازل شده نيست.(8)
    از این تعبیر به خوبى به دست مى آید که پیامبر(صلی الله علیه و آله) هرگز دروغ و خلافى نمى گوید، و هیچ گاه در سخنش مرتکب خطا نمى شود، و گمراهى و انحراف در مورد او وجود ندارد.
    لذا از این آیات به خوبى استفاده مى شود که سنت پیامبر همانند وحى مُنزل است.
    هم چنین استفاده مى شود سخن او وحى الهى است خواه این سخن آیات قرآن باشد، یا احکام و مواعظ و حکم، و تفسیرهایى که بیان مى کند، همه این ها ریشه الهى دارد.(9)
    ـ آیه هفتم:
    «فَلاَ وَرَبِّکَ لاَ یُؤْمِنُونَ حَتَّى یُحَکِّمُوکَ فِیمَا شَجَرَ بَیْنَهُمْ ثُمَّ لاَ یَجِدُوا فِی أَنفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَیْتَ وَیُسَلِّمُوا تَسْلِیماً»؛ به پروردگارت سوگند كه آن ها مؤمن نخواهند بود، مگر اين كه در اختلافات خود، تو را به داورى طلبند و سپس از داورى تو، در دل خود احساس ناراحتى نكنند و كاملا تسليم باشند.(10)
    وجوب اطاعت از پیامبر(صلی الله علیه و آله) در داورى ها، بدون هیچ قید و شرطى، و حتى رضایت باطنى و قلبى نسبت به آن، و تسلیم مطلق شدن در برابر او، دلیل روشنى بر معصوم بودن ایشان است.
    فخر رازى در ذیل این آیه نیز تصریح مى کند که آیه فوق دلالت دارد بر این که انبیاء (علیهم السلام) از خطا در فتوا و احکام معصوم اند، زیرا خداوند اطاعت آنها را واجب شمرده، و حتى تسلیم شدن در ظاهر و باطن را لازم نموده است، و این امر، صدور خطا را از آن ها نفى مى کند.(11)
    امام صادق(علیه السلام) در تفسیر این آیه مى فرمایند:
    هرگاه قومى خدا را بپرستند، و نماز را بپا دارند، و زکات را بپردازند، و ماه رمضان را روزه بگیرند، و حج انجام دهند، سپس درباره چیزى که پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله)انجام داده است بگویند: "چرا برخلاف این انجام نداد؟" یا در دل شان از این نظر ناراحتى وجود داشته باشد، آن ها مشرک اند.(12)

    _____________
    (1) حشر/ 7.
    (2) نساء/ 80.
    (3) مفاتیح الغیب، ج 10، ص 149.
    (4) احزاب/ 33.
    (5) پیام قرآن، مکارم شیرازی، ج 7، ص 89.
    (6) احزاب/ 21.
    (7) ص/ 82 و 83.
    (8) نجم/ 2 و 3 و 4.
    (9) ر.ک: پیام قرآن، ج 7، ص 99 و 100.
    (10) نساء/ 65.
    (11) مفاتيح الغيب، ج ‏10، ص 128.
    (12) الكافی، ج ‏1، ص390، حدیث 2.





    لینک اصلی


    ویرایش توسط مدیر تدوین : ۱۳۹۴/۰۹/۰۵ در ساعت ۱۳:۰۰

  2. تشکر


  3.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود