صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: مرد برتر از زن ؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    77
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    مرد برتر از زن ؟




    با یاد او
    سلام علیکم

    ممنون میشم در مورد آیه ی زیر توضیح بفرمائید و سوالات و شبهات زیر رو رفع بفرمائيد .

    سوره النساء (زنان) آیه 34

    الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاء بِمَا فَضَّلَ اللّهُ بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ وَبِمَا أَنفَقُواْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ فَالصَّالِحَاتُ قَانِتَاتٌ حَافِظَاتٌ لِّلْغَيْبِ بِمَا حَفِظَ اللّهُ وَاللاَّتِي تَخَافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَاهْجُرُوهُنَّ فِي الْمَضَاجِعِ وَاضْرِبُوهُنَّ فَإِنْ أَطَعْنَكُمْ فَلاَ تَبْغُواْ عَلَيْهِنَّ سَبِيلاً إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلِيًّا كَبِيرًا.

    مردان، از آن جهت که خدا بعضی را بر بعضی برتری داده است. و از آن جهت که از مال خود نفقه میدهند، بر زنان تسلط دارند. پس زنان شایسته، فرمانبردارند و در غیبت شوی عفیفند و فرمان خدای را نگاه میدارند. و آن زنان را که از نافرمانیشان بیم دارید، اندرز دهید و از خوابگاهشان دوری کنید و بزنیدشان. اگر فرمانبرداری کردند، از آن پس دیگر راه بیداد پیش مگیرید. و خدا بلند پایه و بزرگ است. ترجمه های بیشتر

    در این آیه

    (1) مردان برتر از زنان خوانده شده اند ؟
    (2) یک دلیل برتری مردان به زنان برتری ذاتی آنها است که خداوند به آنها داده است ؟
    (3) دلیل دیگر این برتری آن است که مردان به زنان نفقه (پول) میدهند ؟
    (4) رابطه زن و مرد رابطه ای نابرابر است که به رابطه بین فرمانده و فرمانبردار تشبیه شده است و زنان مجبورند از مردان فرمانبرداری کنند ؟
    (5) مردان درصورتی که "بیم" نافرمانی (و نه حتی در حالتی که این نافرمانی واقعاً رخ دهد) باید زنان را با سه روشی که آمده است تنبیه کنند، یکی از این تنبیهات این است که باید آنها را کتک بزنند.؟
    (6) بعد از آن نباید به آنها ظلم کنند، یعنی در صورتی که بیم نافرمانی دارند، مردها باید به آنها ظلم کنند. کتک زدن زنان مجازاتی ظالمانه است و در تضاد با اصل 5 ام اعلامیه جهانشمول حقوق بشر سازمان ملل متحد است. همچنین ماده 11 ام اعلامیه جهانشمول حقوق بشر سازمان ملل متحد اعلام میدارد که هیچکس را نمیتوان بدون حضور در دادگاه دارای صلاحیت محکوم و مجازات کرد، لذا تصمیم گیری خودسرانه در مورد زن و تنبیه فیزیکی او از طرف مرد کاملا محکوم است.؟

    آیا این ۶ برداشت از این آیه صحیح هست ،اگر نه ممنون میشم با بیان دلایل توضیح بفرمائيد .

    تشکر التماس دعا


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    1,002
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    11 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    1
    گالری
    0



    معناي ايتالله مكارم :
    34 - مردان ، سرپرست و خدمتگزار زنانند،بخاطر برتريهايى كه (از نظر نظام اجتماع ) خداوند براى بعضى نسبت به بعضى ديگر قرارداده است و به خاطر انفاقهايى كه از امـوالشـان (در مـورد زنـان ) مـى كـنـند، وزنان صالح آنها هستند كه متواضعند، و در غياب (همسر خود) اسرار و حقوق او را، درمقابل حقوقى كه خدا براى آنان قرار داده ، مى كنند. و (امـا) آن دسـته از زنان راكه از طغيان و مخالفتشان بيم داريد، پند و اندرز دهيد! و (اگر مـؤ ثـر واقـعنـشـد،) در بـسـتر از آنها دورى نماييد! و (اگر آنهم مؤ ثر نشد و هيچ راهى بـراىوادار كـردن آنـهـا بـه انـجـام وظـايـفـشـان جـز شـدت عـمـل ، براى وادار كردنآنها به انجام وظايفشان نبود،) آنها را تنبيه كنيد! و اگر از شما پيروى كردند بهآنها تعدى نكنيد و (بدانيد) خداوند بلند مرتبه و بزرگ است (و قدرت او بالاترينقدرتهاست)

    مردان از بعضی لحاظ فطرتا برتری هایی نسبت به زنان دارند مثل قوای جسمانی چنانکه زنان نیز هم!

    بايى توجه داشت که منظور از سر پرستی عام مردان بر زنان نیست بلکه فقط سرپرستی در نظام خانوادگی است انهم بدان دلیل که خداوند بنا به برتریهای فطریی که به مردان داده در نظام خانوادگی مسولیت بیشتری برای ان قایل شده است .

    منظور از زنان نافرمان فقط زنان ناشجزه است که در امور جنسی نافرمان باشد و تنبیه هم مخصوص چنین زنانی است و تنبیه هم طبق فقه اسلامی نباید شدید باشد که اثری باقی گذارد که در انصورت مرد متخلف محسوب میشود و باید دیه بدهد برخی از فقها اصلا تنبیه را جایز ندانسته اند .
    چنانکه ایت الله جوادی املی در کتاب زن در ایینه کمال و جمال میگوید :
    معناي‌ قيم‌ بودن‌ شوهر نسبت‌ به‌ زن، يك‌ امر حقوقي‌ تخلف‌ناپذير نيست‌ زيرا در صورتي‌ كه‌ زن، استقلال‌ اقتصادي‌ داشته‌ و صلاحيت‌ اداره‌ و تدبير معيشت‌ خويش‌ را واجد باشد، مي‌توان‌ در متن‌ عقد نكاح‌ مثلاً‌ محدودة‌ آن‌ قيوميت‌ را با توافق‌ طرفين‌ تعيين‌ نمود البته‌ تمكين‌ جنسي‌ و رعايت‌ حقوق‌ جنسي‌ شوهر، غير از قيوميت‌ است. همچنين‌ لازم‌ است‌ توجه‌ شود كه‌ عنوان‌ «سالار» به‌ معناي‌ فرمانروا و حكمران‌ يا فوق‌ قانون‌ و غير مسئول، براي‌ هيچ‌ كسي‌ نسبت‌ به‌ ديگري‌ روا نيست، خواه‌ در حريم‌ خانه‌ به‌ عنوان‌ مرد سالاري‌ و خواه‌ در متن‌ جامعه‌ بعنوان‌ رئيس‌ سالاري‌ يا عناوين‌ ديگر، زيرا مهمترين‌ شرط‌ سرپرست‌ خانواده‌ يا جامعه‌ همانا دو عنصر محوري‌ «علم» و «عدل» است. مدير يك‌ نهاد اجتماعي‌ بايد در جريان‌ تشخيص‌ اصول‌ مديريت، آگاه‌ و مطلع‌ و در اجراي‌ اصول‌ و مواد‌ مديريت، عادل‌ و معتدل‌ باشد.
    وقتي‌ زن‌ در مقابل‌ مرد و مرد در مقابل‌ زن‌ بعنوان‌ دو صنف‌ مطرح‌ باشند هرگز مرد، قَو‌ام‌ و قيم‌ زن‌ نيست‌ و زن‌ تحت‌ قيوميت‌ مرد نيست. «قيوميت» بمفهوم‌ نوعي‌ مسئوليت‌ اجتماعي‌ مربوط‌ به‌ زن‌ در مقابل‌ شوهر و شوهر در مقابل‌ زن‌ باشد. قو‌ام‌ بودن‌ به‌ معني‌ تصد‌ي‌ و مسئوليت‌ است‌ و خود بخود، نشانة‌ كمال‌ و تقرب‌ الي‌ا... هم‌ نيست‌ بلكه‌ صرفاً‌ يك‌ مسئوليت‌ اجرايي‌ با همة‌ بار حقوقي‌ آن‌ است. «قو‌ام‌ بودن» مربوط‌ به‌ مديريت‌ اجرايي‌ است‌ و «قيم‌ بودن» در محور خانواده‌ است. در امور مالي‌ زن، قيم‌ مرد است‌ و در امور ديگري‌ مرد، قيم‌ زن. در اصول‌ خانوادگي‌ بسياري‌ از مسئوليتها طرفيني‌ است
    .
    و این معنی از شان نزول ایه هم برمی اید . که اگه اشتباه نکنم زنی بدلیل اختلاف بر سر این مسئله پیش پیامبر امدند

    در ثانی در قران مصادیق وجود دارند که در معانی عام و کلی زنان سرپرست مردان هستند مثل فرمانروایی ملکه سبا : (((( اگر به راستى اسلام نقش زن را محدود مي‏كند و او را براى رهبرى مناسب نمي‏داند، پس چگونه است كه خداوند در قرآن، به معرفى زنى مي‏پردازد كه فرمانروايى سرزمينى را به عهده دارد و طاير انديشه‏اش در مديريت و برخورد با مسائل، از مردان، بلند پروازتر است؟ ملكه سبا مي‏گويد: سليمان نامه بزرگوارانه‏اى به اين مضمون براى من فرستاده است:
    «بِسْمِ اللّه‏ِ الرَّحْمنِ الرَّحيمْ أَن لا تَعْلوا عليّ و اتونى مسلمين قالت يا أيها الملأ افتونى فى امرى ما كنت قاطعة امرا حتى تشهدون» (نمل/ 32)
    «به نام خداوند بخشنده مهربان، بر من بزرگى مكنيد و مرا از در اطاعت درآييد. [ملكه سبا[ گفت: اى سران [كشور] در كارم به من نظر دهيد كه بي‏حضور شما [تا كنون] كاري را انجام نداده‏ام».
    چنانكه مي‏بينيم اين زن، فرمانرواست، اما هرگز استبداد رأى ندارد. هنگامى كه نامه سليمان رسيد، بزرگان مملكت خود را گِرد آورد و نامه را كه تهديدى براى آنان شمرده مي‏شد، براى همه خواند. و به آنها گفت: پيشنهادات خود را ابراز كنيد، من مستبد نيستم، و نمي‏خواهم ايده خود را به شما بقبولانم، هر چند من فرمانرواى شما هستم، اما در چنين مواردى كه سرنوشت مردم را رقم مي‏زند، بايد با انديشمندان مشورت شود تا رأيى مناسب ابراز گردد.
    مردان در پاسخ او چه گفتند؟
    «قالُوا نَحْنُ اُولوا قوة وَ اُولوا باس شديد و الْاَمْر اِلَيْكِ فَانْظُرى ماذا تَأمُرينَ» (نمل/ 33)
    «گفتند: ما سخت نيرومند و دلاوريم، و[لى [اختيار كار با توست، بنگر چه دستور مي‏دهي؟»
    آنان نيروى بدنى خود را به او عرضه كردند، اما او نيازمند قدرت بدنى آنها نبود، بلكه در پى بهره‏مندى از نيروى فكر و انديشه آنان بود.
    با اين وجود، هنگامى كه سران قوم او را تنها گذاردند و او در اضطراب و پريشانى نظر دادن فرو رفت، غرق در انديشه شد و پس از مدتى گفت:
    «اِنَّ الْمُلُوكَ إِذا دَخَلُوا قَرْيَةً اَفْسَدُوها وَ جَعَلُوا أعِزَّةَ اَهْلِها اَذِلَّةً وَ كَذلِكَ يَفْعَلوُن. وَ اِنّى مُرْسِلَةٌ اِلَيْهِمْ بِهَديَّةٍ فَناظِرَةُ بِمَ يَرْجِعُ الْمُرْسَلُونَ». (نمل/ 34 و 35)
    «پادشاهان چون به شهرى درآيند، آن را تباه و عزيزانش را خوار مي‏گردانند، و اين‏گونه مي‏كنند. و [اينك] من ارمغانى به سويشان مي‏فرستم و مي‏نگرم كه فرستادگان [من] با چه چيز بازمي‏گردند.»
    چنان كه مي‏بينيم، ملكه سبا به خوبى با شرايط آشناست. او اينك در پى آن است كه دريابد آيا سليمان(ع) پيامبر است و يا يكى از پادشاهان مي‏باشد؟
    با توجه به شرايط موجود و دگرگونى زمان، مسأله رهبرى زن، شكل جديدى به خود گرفته است اگر پادشاه باشد، شيوه برخورد مناسب با خود را مي‏طلبد و اگر پيامبر باشد، بايد از زاويه ديگرى به شرايط نگريست. ملكه سبا با چنين بينشى براى حضرت سليمان(ع) هديه فرستاد. سليمان نيز در پى فرجام اين ماجرا بود. هنگامى كه هديه به سليمان(ع) رسيد و پس از مدتى ملكه سبا به ويژگيهاى سليمان پى برد و در فضاى حكومت سليمان مدتي ماند، بي‏آنكه چون زنى متعصب كه با چنگ و دندان از ميراث پادشاهى خود دفاع مي‏كند، به جنگ با سليمان برخيزد، حقيقت را دريافت و با تمام وجود گفت:
    «... اسلمت مع سليمان للّه‏ رب العالمين» (نمل/ 44)
    «... و [اينك] با سليمان در برابر خدا ـ پروردگار جهانيان ـ تسليم شدم.»
    مقصود قرآن از ترسيم چنين تصويرى چيست؟
    اين داستان، حكايت از حكم شرعى ندارد، اما در دل خود، مفهومى پسنديده را مي‏پرورد. و آن اينكه زن نيز مي‏تواند به موازات مرد، پيش رود و به‏گونه‏اى طبيعى رهبري امّتى را به دست گيرد.
    اگر به راستى اسلام نقش زن را محدود مي‏كند و او را براى رهبرى مناسب نمي‏داند، پس چگونه است كه خداوند در قرآن، به معرفى زنى مي‏پردازد كه فرمانروايى سرزمينى را به عهده دارد و طاير انديشه‏اش در مديريت و برخورد با مسائل، از مردان، بلند پروازتر است؟
    منبع اهل البيت))))


    در اسلام زن از نظر انسانی و رسیدن به مقام معنوی و عرفانی برابر با مردان است و هویت مستقل سیاسی و اقتصادی واجتماعی دارد :

    يا ايهَا الناس اِنّا خَلقناكُم مِن ذكرٍ و اُنثي و جَعَلناكُم شُعوباً وَ قَبائلَلِتعارَفُوا انّ اكرمَكُم عِندَ اللَّهِ اَتقاكُم اِنَّ اللَّهَ عليمٌ خَبيرٌ »
    « اي مردم ، ما شما را از مرد و زني آفريديم، و شما را ملت ملت و قبيله قبيله گردانيديم تا با يكديگر شناسايي متقابل حاصل كنيد، در حقيقت ارجمندترين شما نزد خداوند، پرهيزگارترين شماست، بي‏ترديد خداوند داناي آگاه است » " احزاب 35
    يوم تری المومنين و المومنات يسعی نورهم بين ايديهم و بايمانهم بشريكم اليوم جنات تجری من تحتها الانهار خالدين فيها ذلك هو الفوز العظيم - حديد آيه 12
    ان المصدقين و المصدقات و اقرضوا الله قرضا حسنا يضاعف لهم و لهم اجر كريم - حديد 18
    « اِنَّ المُسلمين وَ المُسلِماتِ وَ المُؤمِنينَ وَ المُؤمِناتِ وَالقانِتينَوَالقانِتاتِ وَالصادِقينَ وَالصادِقاتِ وَالصابِرينَ وَالصابِراتِ وَالخاشِعينَوَالخاشِعاتِ وَالمُتَصَدِقينَ وَالمُتَصَدِقاتِ وَالصائِمينَ وَالصائِماتِوَالحافِظينَ فُروجَهُم وَالحافِظاتِ وَالذاكِرينَ اللَّهَ كَثيراً وَالذاكِراتِاعَدَّ اللَّهُ لَهُم مَغْفِرةً وَ اَجْراً عَظيماً »
    « مردان و زنان مسلمان، ومردان و زنان باايمان، و مردان و زنان عبادت پيشه، و مردان و زنان راستگو، و مردانو زنان شكيبا، و مردان و زنان فروتن، و مردان و زنان صدقه دهنده، و مردان و زنانروزه دار، و مردان و زنان پاك دامن، و مردان و زناني كه خدا را فراوان ياد مي‏كنند،خدا براي آنها آمرزش و پاداشي بزرگ فراهم ساخته است.» احزاب 35
    همینطور که ايات 12 و 18 سوره حديد و ایه 35 سوره احزاب تصریخ میکند هيچگونه فرقي از نظر جنبه‏هاي انساني و مقامات معنوي ميان زن و مرد در برنامه‏هاياسلام وجود ندارد.
    آيات مذكور دليل روشني بر اين واقعيت است، زيرا به هنگام بيانويژگي‏هاي مؤمنان و اساسي‏ترين مسائل اعتقادي و اخلاقي و عملي، زن و مرد را در كناريكديگر همچون دو كفه يك ترازو قرار مي‏دهد، و براي هر دو پاداشي يكسان بدون كمترينتفاوت قائل مي‏شود.
    و قرآن کریم در آیات دیگر می فرماید : « بَعْضُكُم مِنْ بَعْضٍ » همه از جنس و نوع هم هستيد.
    و یا میفرماید : «هُنَّ لِبَاسٌ لَّکُمْ وَأَنْتُمْ لِبَاسٌ لَهُنَّ» زنان زینت و پوشش شما هستند و شما پوشش و زینت انها. بقره 187

    تساوي در انتخاب جناح حق و باطل، كفر و ايمان (توبه/67 و 68، نور/26،آل عمران/43 و...)
    استقلال اجتماعي، سياسي و اعتقادي و فعاليت‌هاي مربوطه ومشاركت سياسي ـ اجتماعي آنان (ممتحنه 10 تا 12 و ال عمران 195.. )
    در اینجا بررسی چند ایه و اشاره به نکاتی ضروری بنظر میرسد :
    الف – بیعت با زنان :
    در مسائل مهم و بنيادين، چون بیعت گرفتن ، قرآن براى زن نيز مسؤوليتى چون مردان قائل است و براى او اين حق را قائل شده كه در مسائل اصلى، تصميم گرفته، و بر مبناى شناخت و اعتقاد خود در مورد روش سياسى و حكومتى تصميم بگيرد . در اين رابطه در قرآن كريم آيه‏ 12 سوره ممتحنه درباره بيعت زنان با پیامبر ذكر شده است كه به امر خداوند بيعت و پيمان زنان با پيامبر ص مورد پذيرش قرار گرفت . ناطفته نمانى كه در قرآن مجيد بيعت‏به صورت يك قرارداد لازم‏الاجرا ميان بيعت‏كنندگان و شخص حاكم به رسميت‏شناخته شده و آثارى بر آن مترتب گرديده است .
    شايان ذكر است كه در عصرى كه در سرزمين حجاز، دختران را زنده به گور مى‏كردند، و هيچگونه حقى حتى براى زنده ماندنشان قائل نبودند، براساس آيه مذكور با طرح بيعت زنان با پيامبر، هويت مستقل سياسى، اجتماعى و حقوقى زنان مورد تاييد قرآن قرار مى‏گيرد.

    ب – هجرت و جهاد زنان :
    قرأن مى‏فرمايد: فاستجاب لهم ربهم انى لا اضيع عمل عامل منكم من ذكر او انثى بعضكم من بعض فالذين هاجروا و اخرجوا من ديارهم و اوذوا فى سبيلى و قاتلوا و قتلوا لاكفرن عنهم سى‏ءاتهم و لادخلنهم جنات تجرى من تحتها الانهار ثوابا من عند الله و الله عنده حسن الثواب; "خداوند در خواست آنها را پذيرفت و فرمود: من عمل هيچ عمل‏كننده‏اى از شما را خواه زن باشد يا مرد ضايع نخواهم كرد، شما همگى همنوع و از جنس يكديگريد . آنها كه در راه خدا هجرت كردند، از خانه‏هاى خود بيرون رانده شدند، در راه من آزار ديدند، جنگ كردند و كشته شدند، سوگند ياد مى‏كنم، كه گناهان آنها را مى‏بخشم . آنها را در بهشتهايى كه از زير درختان آن نهرها جارى است، وارد مى‏كنم; اين پاداشى از طرف خداوند است و بهترين پاداشها نزد پروردگار است ." ال عمران 195
    در آيه فوق زن ومرد را در پيشگاه خدا و در وصول به مقامات معنوى در شرايط مشابه يكسان مى‏شمارد و هرگز اختلاف جنس و تفاوت ساختمان جسمانى و به‏دنبال آن برخى تفاوتها را در مسؤوليتهاى اجتماعى، دليل بر تفاوت اين دو از نظر بدست آوردن تكامل انسانى نمى‏شمارد، بلكه هر دو را از اين نظر كاملا در يك سطح قرار مى‏دهد.
    علاوه بر اين امر، زنان نيز همچون مردان بر اساس ضرورت و احساس مسؤوليت‏حق دارند هجرت و جهاد كنند و نسبت‏به رياست‏حاكم بر جامعه بى‏تفاوت نباشند . ذكر اين نكته ضرورى است كه مراد از جهاد در اين آيه به قرينه "هاجروا و اخرجوا من ديارهم و اوذوا فى سبيلى‏" جهاد با كفارى است كه مسلمانان را از خانه و زندگى خود رانده و آنها را به جلاى وطن مجبور ساخته‏اند .
    همچنين در آيه 10 سوره ممتحنه مى‏فرمايد: يا ايها الذين آمنوا اذا جائكم المومنات مهاجرات فامتحنوهن الله اعلم بايمانهن فان علمتموهن مؤمنات فلا ترجعوهن الى الكفار لاهن حل لهم و لا هم يحلون لهن . . . ; "اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد زنانى را كه به نام اسلام و ايمان هجرت كرده و به سوى شما مى‏آيند، خدا به صدق و كذب ايمانشان داناتر است . شما از آنها تحقيق كرده و امتحانشان كنيد . اگر با ايمانشان شناختيد، آنها را بپذيريد و ديگر به شوهران كافرشان بر مگردانيد كه هرگز اين زنان مومن بر آن كفار و آن شوهران كافر بر اين زنان حلال نيستند.
    در اينجا به نقش مستقل زنان در تصميم‏گيرى عليه شرايطى كه به لحاظ باور دينى مباين شرايط الهى است، اشاره شده، كه نوعى استقلال مذهبى و سياسى زنان را مد نظر دارد . تا آنجا كه مى‏توانند در اعتراض به حاكميت كفر، دست‏به هجرت بزنند .

    ـ استقلال اقتصادي زنانو مردان (نساء / 32 و 33 ) اسلام تنها دینی است که حق مالکیت زن را به رسمیت میشناسد و اولین مکتبی است که این حق را به زن داده است چنانکه در اروپا تا اوایل قرن بیستم زنان حق مالکیت نداشتند و نمیتوانستند صاحب چیزی باشند.


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    1,032
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    برای پرهیز از طولانی شدن مطلب از تکرار موارد و توضیحاتی که جناب mmj فرمودند خودداری میکنم و در تکمیل فرمایشات ایشان مواردی را متذکر می شوم :

    (1) مردان برتر از زنان خوانده شده اند ؟


    قوام بودن به معنی برتری مطلق نیست و به معنای سرپرستی در امور خانوادگی و معیشتی است

    (2) یک دلیل برتری مردان به زنان برتری ذاتی آنها است که خداوند به آنها داده است ؟
    ابدا در هیچ جا در قران کریم شما حتی یک مورد هم نمی یابید که نشان برتری ذاتی مرد بر زن یا زن بر مرد باشد بلکه همانگونه که بار ها گفته شده است ، ملاک برتری از دیدگاه قران کریم تقواست ، همه جا در قران به جهت خلقت ، عمل به فرامین الهی و نیز میزان جزا و پاداش همسانی بین زن و مرد اعلام شده است . در خصوص این آیه شریفه که مورد بحث ماست هم مساله قوام بودن و سرپرستی خانواده یک تکلیف حقوقی است که ملاک برتری نیست .
    (3) دلیل دیگر این برتری آن است که مردان به زنان نفقه (پول) میدهند ؟
    در شماره قبل عرض شد که این یک حکم فقهی است و در حقیقت مدیریتی است و برتری نمی آورد .
    (4) رابطه زن و مرد رابطه ای نابرابر است که به رابطه بین فرمانده و فرمانبردار تشبیه شده است و زنان مجبورند از مردان فرمانبرداری کنند ؟

    متاسفانه شما روابط خانوادگی و مساله مدیریت خانه و خانواده و اعمال مدیریتها را با لشکر و فرمانده و ... اشتباه گرفته اید در زمینه های دیگری نیز زنان مدیریت دارند و مردان ملزم به انجام تعهداتشان هستند .
    (
    5) مردان درصورتی که "بیم" نافرمانی (و نه حتی در حالتی که این نافرمانی واقعاً رخ دهد) باید زنان را با سه روشی که آمده است تنبیه کنند، یکی از این تنبیهات این است که باید آنها را کتک بزنند.؟


    خیر ، شاید ارائه مثالی مطلب را برای شما قابل فهم تر کند ، ببینید مثلا همسر شما برای مدتی کم اشتها یا کم غذا می شود یا کاملا بی اشتها شده و غذا نمی خورد در ابتدا شما چندان اهمیت نمی دهید اما این روند کم کم شما را نگران میکند ( یعنی به خوف می افتید و نگرانی بر شما مستولی می شود ) آنوقت در صدد درمان و راه چاره بر می آیید در این آیه هم می فرماید که ( اگر نشوز زن موجبات نگرانی همسر را فراهم کند ...)
    پس ابتدائا برداشت شما از تخافون نشوزهن اشتباه است مورد دیگری را که مطرح کردید این بود که گفتید اگر چنین شد در انصورت باید زنان را با سه روشی که آمده تنبیه کنند ، یکی از تنبیهات این است که باید آنها را کتک بزنند .
    خیر اولا این سه روش را نباید به یکباره به کار بگیرند بلکه مرحله بندی شده است و هیچ مردی تا مرحله قبلی را انجام ندهد شرعا اجازه ورود به مرحله بعد را ندارد . و ثانیا ضربی که در آیه آمده نیز حد و حدود دارد که با توجه به روایات تفسیری در این مورد به ضربی محدود می شود که نباید اثری باقی بگذارد .
    (6) بعد از آن نباید به آنها ظلم کنند، یعنی در صورتی که بیم نافرمانی دارند، مردها باید به آنها ظلم کنند.


    خیر باز هم برداشت شما دلبخواه است . آیه می فرماید اگر زنان از نشوز دست برداشتند ( حالا در هر مرحله ای ) نباید در حق آنان اجحافی رواداشته شود و شاید به این معنا که به بهانه عدم تمکین به آنان ستمی روا دارید آیا معنای این جمله آن است که اکنون دیگر ستم نکنید ولی قبلش خواستید ستم کنید ؟ واقعا اگر انسان بخواهد از هر حرف و سخنی مفهومی وارونه برداشت کند که دیگر به سخنان چنین فردی نباید اطمینان کرد
    .
    کتک زدن زنان مجازاتی ظالمانه است و در تضاد با اصل 5 ام اعلامیه جهانشمول حقوق بشر سازمان ملل متحد است. همچنین ماده 11 ام اعلامیه جهانشمول حقوق بشر سازمان ملل متحد اعلام میدارد که هیچکس را نمیتوان بدون حضور در دادگاه دارای صلاحیت محکوم و مجازات کرد، لذا تصمیم گیری خودسرانه در مورد زن و تنبیه فیزیکی او از طرف مرد کاملا محکوم است.؟
    سازمان ملل ، حقوق بشر ، اعلامیه های جهانشمول نیز فرصتی مناسب برای بحث و بررسی می طلبند .
    گویا شما هنوز در جریان اصل ماجرای آیه واقع نشده اید ، موضوعات و مسائل خانوادگی بویژه از نوع مسائل خصوصی میان زن و شوهرها ، از مسائلی است که همه تا حد امکان آن را از نزدیک ترین و صمیمی ترین افراد نیز پوشیده میدارند و این حکم قران ، راهکاری برای حل این مشکل در محیط خانوادگی و حریم شخصی زن و مرد است و نیازی به بوق و کرنا و دادگاه نیست مگر برای کسی که از حدود ذکر شده در آیه تعدی کند که آن را هم قبل از سازمان ملل و اعلامیه هایش ، قران کریم فرموده بود .
    ویرایش توسط fatememeshkat : ۱۳۸۷/۰۵/۲۷ در ساعت ۱۹:۲۹


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    2,875
    تشکر:
    1
    حضور
    16 روز 14 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    34
    آپلود
    4
    گالری
    118



    تو رو خدا وقتی یه مطلب طولانی می نویسید یه کمی توش تنوع ایجاد کنید که یکنواخت نشه و خواننده رغبت داشته باشه تا آخرش را بخونه.

    " خدا را در لحظه لحظه ی زندگی خود یاد کنید. "

    هر وقت نا امید از همه جا شدی بدون که کارت درست میشه.

    حدیث داریم به عزت و جلال خودم قسم که قطع میکنم امید بنده ای که به غیر من امید داره. امیدمون اگه گوشه دلمون به کسی باشه که کارمون را اون درست کنه خدا حاجت ما رو نمیده.

    ( برگرفته از سخنان حاج آقا مجتهدی )





  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    1,002
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    11 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    1
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط فاطمه ایمانی نمایش پست
    تو رو خدا وقتی یه مطلب طولانی می نویسید یه کمی توش تنوع ایجاد کنید که یکنواخت نشه و خواننده رغبت داشته باشه تا آخرش را بخونه.
    اینم بخونید که نسبت به همه چیز به رغبت بشین

    http://www.askquran.ir/showthread.ph...84%D8%A7%D9%85


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    2,875
    تشکر:
    1
    حضور
    16 روز 14 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    34
    آپلود
    4
    گالری
    118



    منظور از زدن در این آیه زدنی همچوی زدن با چوب مسواک است به گونه ای که جایش نماند. به نظر شما این عطوفت دین اسلام را نمی رساند که زدن را در مرحله ی آخر توصیه کرده آن هم زدنی که آنقدر آرام باشد که جایش بر بدن باقی نماند؟ اصلا می شود اسم اینرا گذاشت کتک زدن؟! آن کتک زدنی که شما می گویی خیلی با این زدن فرق می کند.
    این آیه نشانگر این است که اسلام دین بخشش و گذشت است.

    " خدا را در لحظه لحظه ی زندگی خود یاد کنید. "

    هر وقت نا امید از همه جا شدی بدون که کارت درست میشه.

    حدیث داریم به عزت و جلال خودم قسم که قطع میکنم امید بنده ای که به غیر من امید داره. امیدمون اگه گوشه دلمون به کسی باشه که کارمون را اون درست کنه خدا حاجت ما رو نمیده.

    ( برگرفته از سخنان حاج آقا مجتهدی )





  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    2,875
    تشکر:
    1
    حضور
    16 روز 14 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    34
    آپلود
    4
    گالری
    118



    نقل قول نوشته اصلی توسط mmj نمایش پست
    اینم بخونید که نسبت به همه چیز به رغبت بشین

    http://www.askquran.ir/showthread.ph...84%D8%A7%D9%85

    جوابتون به beginner واقعا طولانی بود و چون همه را با یک فونت نوشته بودید آدم اصلاحوصله نمی کرد تا آخرش را بخونه. اما از اونجایی که مشتاق بودم بدونم نظراتی که در این باره اومده چیه تا آخرش را در آف لاین خوندم.
    خیلی عالی جواب دادید. دستتون درد نکنه.
    حالا اگه همین جوابیه طولانی را بدید دست من ویرایش کنم یک چیزی در میارم که هیچ کسی نخونده از این پست طولانی نگذره. البته منظورم اندازه سایز و تنوع رنگ فونت ها و پر رنگ کردن مهمترهاشه ها! وگرنه محتواش که حرف نداره.:smile:

    " خدا را در لحظه لحظه ی زندگی خود یاد کنید. "

    هر وقت نا امید از همه جا شدی بدون که کارت درست میشه.

    حدیث داریم به عزت و جلال خودم قسم که قطع میکنم امید بنده ای که به غیر من امید داره. امیدمون اگه گوشه دلمون به کسی باشه که کارمون را اون درست کنه خدا حاجت ما رو نمیده.

    ( برگرفته از سخنان حاج آقا مجتهدی )





  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    142
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    من میخواستم مطلبی رو بگم که کمی فرق دارد.
    ببینید اگر کمی در قران دقت کنیم متوجه میشویم که در قران به مونث بسیار توجه شده مثلا شما نگاه کنید به کلماتی که مونثند.
    1) نفس واحده که در قران فرموده ما شما را از ان افریدیم و همین طور هم برانگیخته میشوید.یعنی کلا نفسها با ضمایر مونث همراهند.(یا ایتها النفس المطمئنه....)
    2)لیله القدر که بسیار بسیار مهم است با ضمیر مونث به کار برده شده نه لیل و مذکر.
    3)اینکه وقتی پیامبر ما صاحب فرزند شدند و ان هم دختر سوره ای برای این تولد و به خاطر مونث بودن ان نازل شد و این یعنی این که داشتن دختر چقدر ارزشمند است.
    امیدوارم که اینها هم به شما کمکی بکند از بابت ارزشمند بودن مونث در قران.البته نه هر مونثی

    الهی ما را ان ده که ان به.
    عشق پایان بازیست.


    حضرت علي(ع):

    بين حق و باطل فقط چهار انگشت فاصله است ،فاصله ميان گوش و چشم،حق آن است كه بگوئي ديدم و باطل آن كه بگوئي شنيدم.



    سبز و پايدار باشيد


  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    1,002
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    11 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    1
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط mahshid نمایش پست
    من میخواستم مطلبی رو بگم که کمی فرق دارد.
    ببینید اگر کمی در قران دقت کنیم متوجه میشویم که در قران به مونث بسیار توجه شده مثلا شما نگاه کنید به کلماتی که مونثند.
    1) نفس واحده که در قران فرموده ما شما را از ان افریدیم و همین طور هم برانگیخته میشوید.یعنی کلا نفسها با ضمایر مونث همراهند.(یا ایتها النفس المطمئنه....)
    2)لیله القدر که بسیار بسیار مهم است با ضمیر مونث به کار برده شده نه لیل و مذکر.
    3)اینکه وقتی پیامبر ما صاحب فرزند شدند و ان هم دختر سوره ای برای این تولد و به خاطر مونث بودن ان نازل شد و این یعنی این که داشتن دختر چقدر ارزشمند است.
    امیدوارم که اینها هم به شما کمکی بکند از بابت ارزشمند بودن مونث در قران.البته نه هر مونثی

    الهی ما را ان ده که ان به.
    به این پست نیز رجوع کنید
    ادبیات محاوره
    http://www.askquran.ir/showthread.php?p=39884#post39884
    ویرایش توسط mmj : ۱۳۸۷/۰۷/۱۵ در ساعت ۲۲:۱۲


  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    3,123
    مورد تشکر
    119 پست
    حضور
    37 روز 5 دقیقه
    دریافت
    127
    آپلود
    0
    گالری
    13

    جمع بندي بحث1




    مردان از بعضی لحاظ فطرتا برتری هایی نسبت به زنان دارند مثل قوای جسمانی چنانکه زنان نیز هم!

    بايى توجه داشت که منظور از سر پرستی عام مردان بر زنان نیست بلکه فقط سرپرستی در نظام خانوادگی است انهم بدان دلیل که خداوند بنا به برتریهای فطریی که به مردان داده در نظام خانوادگی مسولیت بیشتری برای ان قایل شده است .

    منظور از زنان نافرمان فقط زنان ناشزه استکه در امور جنسی نافرمان باشد و تنبیه هم مخصوص چنین زنانی است و تنبیه هم طبق فقه اسلامی نباید شدید باشد که اثری باقی گذارد

    معناي‌قيم‌ بودن‌ شوهر نسبت‌ به‌ زن، يك‌ امر حقوقي‌ تخلف‌ناپذير نيست‌ زيرا درصورتي‌ كه‌ زن، استقلال‌ اقتصادي‌ داشته‌ و صلاحيت‌ اداره‌ و تدبير معيشت‌خويش‌ را واجد باشد، مي‌توان‌ در متن‌ عقد نكاح‌ مثلاً‌ محدودة‌ آن‌قيوميت‌ را با توافق‌ طرفين‌ تعيين‌ نمود البته‌ تمكين‌ جنسي‌ و رعايت‌حقوق‌ جنسي‌ شوهر، غير از قيوميت‌ است. همچنين‌ لازم‌ است‌ توجه‌ شود كه‌عنوان‌ «سالار» به‌ معناي‌ فرمانروا و حكمران‌ يا فوق‌ قانون‌ و غير مسئول،براي‌ هيچ‌ كسي‌ نسبت‌ به‌ ديگري‌ روا نيست، خواه‌ در حريم‌ خانه‌ به‌عنوان‌ مرد سالاري‌ و خواه‌ در متن‌ جامعه‌ بعنوان‌ رئيس‌ سالاري‌ ياعناوين‌ ديگر، زيرا مهمترين‌ شرط‌ سرپرست‌ خانواده‌ يا جامعه‌ همانا دوعنصر محوري‌ «علم» و «عدل» است. مدير يك‌ نهاد اجتماعي‌ بايد در جريان‌تشخيص‌ اصول‌ مديريت، آگاه‌ و مطلع‌ و در اجراي‌ اصول‌ و مواد‌ مديريت،عادل‌ و معتدل‌ باشد.
    وقتي‌ زن‌ در مقابل‌ مرد و مرد در مقابل‌ زن‌ بعنوان‌ دو صنف‌ مطرح‌ باشندهرگز مرد، قَو‌ام‌ و قيم‌ زن‌ نيست‌ و زن‌ تحت‌ قيوميت‌ مرد نيست. «قيوميت» بمفهوم‌ نوعي‌ مسئوليت‌ اجتماعي‌ مربوط‌ به‌ زن‌ در مقابل‌ شوهر و شوهر درمقابل‌ زن‌ باشد. قو‌ام‌ بودن‌ به‌ معني‌ تصد‌ي‌ و مسئوليت‌ است‌ و خودبخود، نشانة‌ كمال‌ و تقرب‌ الي‌ا... هم‌ نيست‌ بلكه‌ صرفاً‌ يك‌ مسئوليت‌اجرايي‌ با همة‌ بار حقوقي‌ آن‌ است. «قو‌ام‌ بودن» مربوط‌ به‌ مديريت‌اجرايي‌ است‌ و «قيم‌ بودن» در محور خانواده‌ است. در امور مالي‌ زن، قيم‌مرد است‌ و در امور ديگري‌ مرد، قيم‌ زن. در اصول‌ خانوادگي‌ بسياري‌ ازمسئوليتها طرفيني‌ است.

    در قران مصادیق وجود دارند که در معانی عام و کلی زنان سرپرست مردان هستندمثلفرمانروایی ملکه سبا
    در اسلام زن از نظر انسانی و رسیدن به مقام معنوی و عرفانی برابر با مردان است و هویت مستقل سیاسی و اقتصادی واجتماعی دارد: يا ايهَا الناس اِنّا خَلقناكُم مِن ذكرٍ و اُنثي و جَعَلناكُم شُعوباً وَ قَبائلَ لِتعارَفُوا انّ اكرمَكُم عِندَ اللَّهِ اَتقاكُم اِنَّ اللَّهَ عليمٌ خَبيرٌ»
    يوم تری المومنين و المومنات يسعی نورهم بين ايديهم و بايمانهم بشريكم اليوم جنات تجری من تحتها الانهار خالدين فيها ذلك هو الفوز العظيم

    ان المصدقين و المصدقات و اقرضوا الله قرضا حسنا يضاعف لهم و لهم اجر كريم - حديد 18
    «
    اِنَّ المُسلمين وَ المُسلِماتِ وَ المُؤمِنينَ وَ المُؤمِناتِ وَالقانِتينَ وَالقانِتاتِ وَالصادِقينَ وَالصادِقاتِ وَالصابِرينَ وَالصابِراتِ وَالخاشِعينَ وَالخاشِعاتِ وَالمُتَصَدِقينَ وَالمُتَصَدِقاتِ وَالصائِمينَ وَالصائِماتِ وَالحافِظينَ فُروجَهُم وَالحافِظاتِ وَالذاكِرينَ اللَّهَ كَثيراً وَالذاكِراتِ اعَدَّ اللَّهُ لَهُم مَغْفِرةً وَ اَجْراً عَظيماً

    لذا هيچگونه فرقي از نظر جنبه‏هاي انساني و مقامات معنوي ميان زن و مرد در برنامه‏ هاي اسلام وجود ندارد.

    آيات مذكور دليل روشني بر اين واقعيت است، زيرا به هنگام بيان ويژگي‏هاي مؤمنان و اساسي‏ترين مسائل اعتقادي و اخلاقي و عملي، زن و مرد را در كناريكديگر همچون دو كفه يك ترازو قرار مي‏دهد، و براي هر دو پاداشي يكسان بدون كمترين تفاوت قائل مي‏شود.
    و قرآن کریم در آیات دیگر می فرماید : « بَعْضُكُم مِنْ بَعْضٍ » همه از جنس و نوع هم هستيد.
    و یا میفرماید : «هُنَّ لِبَاسٌ لَّکُمْ وَأَنْتُمْ لِبَاسٌ لَهُنَّ» زنان زینت و پوشش شما هستند و شما پوشش و زینت انها. بقره 187

    تساوي در انتخاب جناح حق و باطل، كفر و ايمان (توبه/67 و 68، نور/26،آل عمران/43 و...)
    استقلال اجتماعي، سياسي و اعتقادي و فعاليت‌هاي مربوطه ومشاركت سياسي ـ اجتماعي آنان (ممتحنه 10 تا 12 و ال عمران 195.. )

    ویرایش توسط هدی : ۱۳۸۹/۰۹/۰۱ در ساعت ۲۰:۳۸
    اليس الله بكاف عبده

    الهی ای فلک هرگز نگردی اگر دور سرحیدر نگردی
    الهی ای نفس بی مهر زهرا درون سینه رفتی برنگردی

    ****
    بشكند دستي كه هتك حرمت اين خانه كرد
    شيعه را سوزاند و خون در قلب صاحبخانه كرد

    حضرت زهرا (س) :
    كسی كه عبادت های خالصانه خود را به سوی خدا فرستد، پروردگار بزرگ برترین مصلحت را به سویش فرو خواهد فرستاد


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود