جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: سنت های الهی در قرآن

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    1,512
    مورد تشکر
    114 پست
    حضور
    111 روز 6 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    159
    آپلود
    0
    گالری
    1

    سنت های الهی در قرآن





    پرسش:
    مراد از سنت های قرآن چيست؟

    پاسخ:
    برخی آیات مرتبط:
    * «سُنَّةَ مَنْ قَدْ أَرْسَلْنا قَبْلَكَ مِنْ رُسُلِنا وَ لا تَجِدُ لِسُنَّتِنا تَحْويلاً»؛ اين سنت (ما در مورد) پيامبرانى است كه پيش از تو فرستاديم و هرگز براى سنت ما تغيير و دگرگونى نخواهى يافت.(1)
    * «سُنَّةَ اللَّهِ فِي الَّذينَ خَلَوْا مِنْ قَبْلُ وَ كانَ أَمْرُ اللَّهِ قَدَراً مَقْدُوراً»؛ سنّت الهى در مورد كسانى كه پيش از اين بوده‏ اند نيز جارى بوده و فرمان خدا روى حساب و برنامه دقيقى است‏.(2)
    * «سُنَّةَ اللَّهِ فِي الَّذينَ خَلَوْا مِنْ قَبْلُ وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَبْديلاً»؛ اين سنّت خداوند در اقوام پيشين است، و براى سنّت الهى هيچ گونه تغيير نخواهى يافت.(3)
    * «سُنَّةَ اللَّهِ الَّتي‏ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلُ وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَبْديلاً»؛ اين سنّت الهى است كه در گذشته نيز بوده است و هرگز براى سنّت الهى تغيير و تبديلى نخواهى يافت.(4)
    * «فَهَلْ يَنْظُرُونَ إِلاَّ سُنَّتَ الْأَوَّلينَ فَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَبْديلاً وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَحْويلاً»؛ آيا آن ها چيزى جز سنّت پيشينيان و (عذاب هاى دردناك آنان) را انتظار دارند؟! هرگز براى سنّت خدا تبديل نخواهى يافت، و هرگز براى سنّت الهى تغييرى نمى‏ يابى‏.(5)
    * «سُنَّتَ اللَّهِ الَّتي‏ قَدْ خَلَتْ في‏ عِبادِهِ وَ خَسِرَ هُنالِكَ الْكافِرُونَ»؛ اين سنّت خداوند است كه همواره در ميان بندگانش اجرا شده، و آن جا كافران زيانكار شدند.(6)

    در ابتدا لازم به ذکر است خداوند متعال، در نهاد همه انسان ها و در فطرت و سرشت آن ها، زمینه‌ ها و امكانات هدایت را قرار داده است؛ یعنی همه انسان ها هم می‌ توانند در مسیر هدایت قرار بگیرند، و هم این كه خود را در مسیر گمراهی و انحراف بیندازند.
    هر كس دچار انحراف و خطا شود، و سپس توبه و بازگشت به خدا داشته باشد و آن را جبران نماید، او به هدایت باز می‌ گردد، و رحمت الهی و غفران ربوبی شامل حال او می‌ شود: «قُلْ يا عِبادِيَ الَّذينَ أَسْرَفُوا عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَميعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحيمُ»(7)
    اما اگر كسی، خطا و انحرافاتش زیاد شد، و درصدد جبران آن ها هم برنیامد و توبه و بازگشتی هم ننمود، اگر از یک حدی گذشت، او دیگر قابلیت هدایت شدن را ندارد. لذا در مسیر گمراهی خواهد ماند، و قانون سخت الهی او را در بر می‌ گیرد؛ و آن این كه سینه‌ اش تنگ می‌ گردد و دیگر روزنه هدایت به روی آن بسته می‌ شود: «أَ تُريدُونَ أَنْ تَهْدُوا مَنْ أَضَلَّ اللَّهُ وَ مَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَلَنْ تَجِدَ لَهُ سَبيلاً»(8)
    پس خداوند یک سنت و قانونی دارد و آن این كه هر كس به انحراف و خطا قدم برداشت و از حدی كه نباید فراتر رفت، از حق تجاوز نمود و بر آن پای فشرد و از آن حد گذراند، سنت الهی در مورد او به اجرا در می‌ آید و این كه او دیگر به هدایت باز نمی‌ گردد: «وَ مَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَما لَهُ مِنْ هادٍ»(9)
    البته این سنت الهی با توجه به علم خداوندی است؛ یعنی‌ خداوند می‌ داند اگر كسی از این حد عبور كند، همه روزنه‌ های هدایت را به روی خود بسته است، و دیگر قابلیت هدایت را ندارد؛ یعنی اگر هزار سال هم عمر به او داده شود، باز هم او بر خطاهای خود می‌ افزاید و از هدایت دورتر می‌ شود. یعنی این در را خدا نمی بندد، بلكه خود او بسته است: «أُولئِكَ الَّذينَ أُبْسِلُوا بِما كَسَبُوا»(10)
    مطلب دیگر؛ از مجموع آیات در این زمینه، به خوبى استفاده مى شود كه منظور از "سنت" در این گونه موارد قوانین ثابت و اساسى "تكوینى" یا "تشریعى" الهى است كه هرگز دگرگونى در آن روى نمى دهد، و به تعبیر دیگر خداوند در عالم تكوین و تشریع، اصول و قوانینى دارد كه همانند قوانین اساسى مرسوم در میان مردم جهان دستخوش دگرگونى و تغییر نمى شود. این قوانین هم بر اقوام گذشته حاكم بوده است، و هم بر اقوام امروز و آینده حكومت خواهد كرد.
    یارى پیامبران، شكست كفار، لزوم عمل به فرمانهاى الهى هر چند ناخوشایند محیط باشد، عدم فایده توبه به هنگام نزول عذاب الهى، و مانند اینها جزء این سنت هاى جاودانى مى باشد.
    این تعبیرات از یک سو به همه رهروان راه حق دلگرمى و آرامش مى بخشد و از سوى دیگر انسجام و وحدت دعوت انبیاء و یكپارچگى قوانین حاكم بر نظام آفرینش و نظام زندگى انسان ها را روشن مى سازد، و در حقیقت شاخه اى است از شاخه هاى توحید.

    ـ نمونه هایی از سنت الهی
    1. سنت استیصال: «أَ فَلَمْ يَهْدِ لَهُمْ كَمْ أَهْلَكْنا قَبْلَهُمْ مِنَ الْقُرُونِ يَمْشُونَ في‏ مَساكِنِهِمْ إِنَّ في‏ ذلِكَ لَآياتٍ لِأُولِي النُّهى»‏؛ آيا براى هدايت آنان كافى نيست كه بسيارى از نسل هاى پيشين را (كه طغيان و فساد كردند) هلاك نموديم، و اين ها در مسكن هاى (ويران شده) آنان راه مى‏ روند! مسلّماً در اين امر، نشانه ‏هاى روشنى براى خردمندان است.(11)
    2. سنت انتقام از مجرمین: «إِنَّا مِنَ الْمُجْرِمينَ مُنْتَقِمُونَ»؛ مسلّماً ما از مجرمان انتقام خواهيم گرفت‏.(12)
    3. یاری و نصرت مؤمنین: «وَ كانَ حَقًّا عَلَيْنا نَصْرُ الْمُؤْمِنين‏»؛ و يارى مؤمنان، همواره حقّى است بر عهده ما.(13)
    4. اجل مسمی، سنتی قطعی
    «وَ لكِنْ يُؤَخِّرُهُمْ إِلى‏ أَجَلٍ مُسَمًّى فَإِذا جاءَ أَجَلُهُمْ لا يَسْتَأْخِرُونَ ساعَةً وَ لا يَسْتَقْدِمُونَ»؛ ولی آنها را تا زمان معيّنى به تأخير مى‏ اندازد. و هنگامى كه اجلشان فرا رسد، نه ساعتى تأخير مى‏ كنند، و نه ساعتى پيشى مى‏ گيرند. (14)
    5. مرگ، سنتی قطعی: «كُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ ثُمَّ إِلَيْنا تُرْجَعُونَ»؛ هر انسانى مرگ را مى‏ چشد، سپس شما را بسوى ما بازمى‏ گردانند.(15)
    6. سنت الهی در هدایت نیکوکاران تلاشگر: «وَ الَّذِینَ جَهَدُوا فِینَا لَنهْدِیَنهُمْ سبُلَنَا وَ إِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِین»؛ و آن ها که در راه ما (با خلوص نیّت) جهاد کنند، قطعاً به راه‏ هاى خود، هدایتشان خواهیم کرد؛ و خداوند با نیکوکاران است.(16)
    7. سنت در تنگنا قرار دادن مجرمین، به امید بازگشت: «ظهَرَ الْفَسادُ فى الْبرِّ وَ الْبَحْرِ بِمَا کَسبَت أَیْدِى النَّاسِ لِیُذِیقَهُم بَعْض الَّذِى عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ»؛ فساد، در خشکى و دریا بخاطر کارهایى که مردم انجام داده‏ اند آشکار شده است؛ خدا مى‏ خواهد نتیجه بعضى از اعمالشان را به آنان بچشاند، شاید (بسوى حق)بازگردند!(17)
    8. سنت اضلال، مختص اهل باطل(مشروط): «أَ وَ لَمْ یَسِیرُوا فى الأَرْضِ فَیَنظرُوا کَیْف کانَ عَقِبَةُ الَّذِینَ مِن قَبْلِهِمْ کانُوا أَشدَّ مِنهُمْ قُوَّةً وَ أَثَارُوا الأَرْض وَ عَمَرُوهَا أَکثرَ مِمَّا عَمَرُوهَا وَ جَاءَتْهُمْ رُسلُهُم بِالْبَیِّنَتِ فَمَا کانَ اللَّهُ لِیَظلِمَهُمْ وَ لَکِن کانُوا أَنفُسهُمْ یَظلِمُونَ»؛ آیا در زمین گردش نکردند تا ببینند عاقبت کسانى که قبل از آنان بودند چگونه بود؟! آن ها نیرومندتر از اینان بودند، و زمین را (براى زراعت و آبادى)بیش از اینان دگرگون ساختند و آباد کردند، و پیامبرانشان با دلایل روشن به سراغشان آمدند (امّا آنها انکار کردند و کیفر خود را دیدند)؛ خداوند هرگز به آنان ستم نکرد، آن ها به خودشان ستم مى ‏کردند!(18)
    9. سنت تدافع حق و باطل: «وَ يَمْحُ اللَّهُ الْباطِلَ وَ يُحِقُّ الْحَقَّ بِكَلِماتِهِ»؛ و خداوند، باطل را محو مى‏ كند و حقّ را بفرمانش پابرجا مى‏ سازد.(19)
    10. سنت آزمایش و ابتلا: «وَ لَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْ‏ءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الْأَمْوالِ وَ الْأَنْفُسِ وَ الثَّمَراتِ»؛ قطعاً همه شما را با چيزى از ترس، گرسنگى، و كاهش در مال ها و جان ها و ميوه ‏ها، آزمايش مى‏ كنيم و بشارت ده به استقامت‏ كنندگان!(20)
    11. سنت‏ ترف و مترفین: «وَ إِذا أَرَدْنا أَنْ نُهْلِكَ قَرْيَةً أَمَرْنا مُتْرَفيها فَفَسَقُوا فيها فَحَقَّ عَلَيْهَا الْقَوْلُ فَدَمَّرْناها تَدْميراً»؛ و هنگامى كه بخواهيم شهر و ديارى را هلاك كنيم، نخست اوامر خود را براى «مترفين» (و ثروتمندان مست شهوت) آن جا، بيان مى‏ داريم، سپس هنگامى كه به مخالفت برخاستند و استحقاق مجازات يافتند، آن ها را به شدّت درهم مى‏ كوبيم.(21)
    12. سنت استدراج: «وَ الَّذينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَيْثُ لا يَعْلَمُونَ»؛ و آن ها كه آيات ما را تكذيب كردند، به تدريج از جايى كه نمى‏ دانند، گرفتار مجازاتشان خواهيم كرد.(22)
    13. .....

    ـ ویژگی‏ های سنت الهی
    1. فراگیر بودن سنت‏ های الهی
    «يُريدُ اللَّهُ لِيُبَيِّنَ لَكُمْ وَ يَهْدِيَكُمْ سُنَنَ الَّذينَ مِنْ قَبْلِكُمْ وَ يَتُوبَ عَلَيْكُمْ وَ اللَّهُ عَليمٌ حَكيمٌ»؛ خداوند مى‏ خواهد (با اين دستورها، راه ‏هاى خوشبختى و سعادت را) براى شما آشكار سازد، و به سنت هاى (صحيح) پيشينيان رهبرى كند. و خداوند دانا و حكيم است.(23)
    «قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِكُمْ سُنَنٌ فَسيرُوا فِي الْأَرْضِ فَانْظُروا كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الْمُكَذِّبينَ»؛ پيش از شما، سنّت‏ هايى وجود داشت (و هر قوم، طبق اعمال و صفات خود، سرنوشت هايى داشتند كه شما نيز، همانند آن را داريد.) پس در روى زمين، گردش كنيد و ببينيد سرانجام تكذيب‏ كنندگان (آيات خدا) چگونه بود؟!(24)
    2. قیاس‏ ناپذیری سنت الهی
    حضرت علی(علیه السلام) می‏ فرمایند: «هُوَ الَّذِي اشْتَدَّتْ نِقْمَتُهُ عَلَى أَعْدَائِهِ فِي سَعَةِ رَحْمَتِهِ وَ اتَّسَعَتْ رَحْمَتُهُ لِأَوْلِيَائِهِ فِي شِدَّةِ نِقْمَتِهِ قَاهِرُ مَنْ عَازَّهُ وَ مُدَمِّرُ مَنْ شَاقَّهُ وَ مُذِلُّ مَنْ نَاوَاهُ وَ غَالِبُ مَنْ عَادَاهُ مَنْ تَوَكَّلَ عَلَيْهِ كَفَاهُ وَ مَنْ سَأَلَهُ أَعْطَاهُ وَ مَنْ أَقْرَضَهُ قَضَاهُ وَ مَنْ شَكَرَهُ جَزَاهُ»
    اوست خدایی که با همه ‏ی وسعت رحمتش، کیفرش بر دشمنان‏ سخت است و با سختگیری که دارد، رحمتش همه‏ دوستان‏ را فرا گرفته است. هرکس با او به مبارزه برخیزد،(خداوند) بر او غلبه می‏ کند و هر کس دشمنی ورزد، هلاکش می ‏سازد. هر کس با او کینه و دشمنی ورزد تیره ‏روزش کند، و بر دشمنان‏ پیروز است. هر کس به او توکل نماید، او را کفایت کند و هر کس از او بخواهد می‏ پردازد و هر کس برای خدا به محتاجان‏ قرض دهد، وامش را بپردازد و هر که او را سپاس گوید، پاداش‏ نیکو دهد.(25)
    3. تحول‏ ناپذیری سنن الهی
    «فَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَبْديلاً وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَحْويلاً»؛ هرگز براى سنّت خدا تبديل نخواهى يافت، و هرگز براى سنّت الهى تغييرى نمى ‏يابى!(26)
    "تبديل سنت خدا" به اين است كه عذاب خدا را بردارند و به جايش عافيت و نعمت بگذارند.
    "تحويل سنت" عبارت از اين است كه عذاب فلان قوم را كه مستحق آن مى‏ باشند، به سوى قومى ديگر برگردانند، و سنت خدا نه تبديل مى‏ پذيرد و نه تحويل.(27)

    جهت مطالعه:
    "سنت های الهی"، تألیف عبدالكریم زیدان، ترجمه مصطفی ذوالفقار طلب، تهران: نشر نویسنده.
    "قرآن و اسرار آفرینش"، تألیف استاد جعفر سبحانی، قم: بوستان كتاب.
    "سنت های تاریخ در قرآن"، تألیف شهید آیة الله سید محمد باقر صدر، ترجمه سیدجمال الدین موسوی اصفهانی، تهران: تفاهم.

    _________
    (1) اسراء/ 77.
    (2) احزاب/ 38.
    (3) احزاب/ 62.
    (4) فتح/ 23.
    (5) غافر/ 43.
    (6) غافر/ 85.
    (7) زمر/ 53.
    (8) نساء/ 88.
    (9) رعد/ 33.
    (10) انعام/ 70.
    (11) طه/ 128.
    (12) سجده/ 22.
    (13) روم/ 47.
    (14) نحل/ 61.
    (15) عنکبوت/ 57.
    (16) ابراهیم/ 69.
    (17) روم/ 41.
    (18) روم/ 9.
    (19) شوری/ 24.
    (20) بقره/ 155.
    (21) اسراء/ 16.
    (22) اعراف/ 182.
    (23) نساء/ 26.
    (24) آل عمران/ 137.
    (25) نهج البلاغه، خطبه 90.
    (26) فاطر/ 43.
    (27) ترجمه الميزان، ج ‏17، ص 83.







    لینک اصلی


    ویرایش توسط مدیر تدوین : ۱۳۹۴/۱۰/۲۴ در ساعت ۱۹:۱۸

  2.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود