صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: موسيقي از منظر قرآن و فقه

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    773
    صلوات
    1214
    تعداد دلنوشته
    4
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 روز 7 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    13

    موسيقي از منظر قرآن و فقه




    وسيقي از منظر قرآن و فقه
    نويسنده: منيره حکمت‌پناه
    نشريه: فصلنامه علامه
    شماره: 9
    چکيده
    موسيقي يکي از مظاهر زيبايي در طبيعت است و گرايش به آن يک ميل فطري و سير نشدني است؛ زيرا که در مغز انسان، مرکزي براي دريافت موسيقي وجود دارد که در پشت پيشاني قرار دارد و از قضا اين همان نقطه‌اي است که وظيفه يادگيري و ابراز احساسات انسان را نيز بر عهده دارد. پس عکس العمل نشان‌دادن در مقابل آهنگ‌هاي موسيقي هر چند جزئي يک امر طبيعي و انکارناپذير است؛ زيرا آن در اعماق وجود انسان و در دل زندگي مستتر و نهفته است و طلسم نغمه‌هاي موسيقي آن چنان است که، حتي انسان‌هاي دور از احساس را نيز به طور سحرآميز تحت تأثير خود قرار مي‌دهد.
    پس با توجه به تأثير معجزه‌آساي موسيقي بر عالم و آدم، فقه اسلامي هميشه در صدد آن بوده است که اين گرايش فطري را در جهت مشروع و معقول کنترل کند و آن را در محدوده شرع مقدس قرار دهد و بيان نمايد. آنچه از ديدگاه شرع مقدس اسلام در اين باب حرام شده، موسيقي مبتذل و بيماريست که داراي جنبه روحاني و علمي ثبت نباشد (آهنگ‌هاي کوچه و بازاري) و انسان و جامعه را به ابتذال، آلودگي، انحراف، اضلال و افساد بکشاند و آدمي را از طي مسير سعادت و کمال و راه و ياد الهي باز دارد که در قرآن کريم نيز از آن با عنوان «لهو الحديث» ياد شده است. و اگر هم غنا از ديدگاه اکثر منابع روايي و فقهي حرام شمرده شده است، بدين جهت است که در آن زمان‌ها (دوران بني اميه و بني‌عباس) از موسيقي فقط به صورت لهو و باطل همراه با مقارنات حرام (مجالس مختلط، شرابخواري و ...) استفاده مي‌شد بنابراين در اين مقاله به حول الله تعالي، حليت و حرمت موسيقي را از منظر قرآن و فقه مورد بحث و بررسي قرار مي‌دهيم.
    واژگان کليدي: طلسم نغمات، صوت حسن، لهو الحديث، طرب، معيار ارزش
    مقدمه
    موسيقي يکي از موضوعات فقهي است که ديدگاه‌هاي متعددي را به خود گرفته است و از جمله موضوعاتي است که تحت تأثير شرايط زماني، محيطي، فرهنگي، اجتماعي و سياسي بوده و در هر دوره‌اي از زمان‌ها به شکل خاصي از آن استفاده شده و مي‌شود؛ زيرا که از مسايل متشابه است و در رديف عناوين ثانويه قرار گرفته است. پس مي‌تواند هم جنبه مجاز داشته باشد و هم غير مجاز. پس بايد به خاطر سپرد که هميشه موسيقي داراي دو بعد مثبت و منفي بوده و خواهد بود.
    اهميت فوق العاده موضوع موسيقي بدين علت است که يک قطعه آهنگ بالاخص آهنگ با کلام قادر است به جاي ده‌ها يا صدها کتاب، پيام خود را سريعاً به مستمع برساند؛ چنان که مي‌بينيم رسانه‌هاي گروهي براي تأثيرگذاري سريع برخي برنامه‌ها بر روحيه و افکار مردم، از ريتم‌هاي خاص موسيقي استفاده مي‌کنند. يعني ارسال و ابلاغ پيام‌هاي معنوي از طريق موسيقي سريع‌ترين راه است تا با مراسم سخنراني و کتب اسلامي و عرفاني و ...
    حربه موسيقي يکي از قدرتمندترين و سريع‌ترين راه‌هايي است که مي‌توان با آن افکار و انديشه اسلامي را تحت تأثير قرار داد و يا تغيير داد. اما دور از انصاف است که اين موضوع به هر موسيقي متعالي و روحاني سرايت داده شود، بلکه منظور از اين حربه خطرناک، موسيقي شيطاني يا مبتذل است که ارمغانش جز خشونت و تجاوز، بي‌بند و باري و بي‌عفتي و ده‌ها پيامدهاي زيانبار براي حيات بشري چيز ديگري نيست.
    اما بايد دانست هر نوعي از موسيقي، هدف خاصي را دنبال مي‌کند که شايد در اکثر مواقع با هم نيز متضاد و متغاير باشند مثلاً هدف از موسيقي «راک» ايجاد تحرکات منفي و از خود بيگانگي است. اما هدف از موسيقي هندي ايجاد احساس و عاطفه در شنونده است. شايد هر کس برداشت خاصي از موسيقي کند و آن را برتر بداند؛ مثلاً، يکي تحرک را بر آرامش و ديگري آرامش را بر تحرک ترجيح دهد. اما ببينيم دنيا تشنه‌ي چه چيزي است؟ آيا ميل به آرامش دارد يا تلاطم؟ آيا هدفش عقل‌مندي است يا ديوانگي؟


       

    "دست پر مهر پـــــــــدر "
    تنها دستیه که اگه کوتاه از دنیا هم باشه... از تمام دستها بلند تره...


  2. تشکر


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    773
    صلوات
    1214
    تعداد دلنوشته
    4
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 روز 7 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    13



    هر آهنگ و قطعه‌اي از موسيقي، فرهنگ خاص ملت خود را مي‌طلبد؛ زيرا که در غير اين صورت ناهنجاري‌ها پا به ميدان مي‌گذارند. مثلاً موسيقي غربي براي مردمي همچون ايران زمين ساخته نشده است. بلکه آن موسيقي براساس آيين مسيحيت استوار است، در حالي که موسيقي ما مسلمانان بر اساس عرفان و تعالي بنا شده است.
    اما کساني هستند که اين نوع موسيقي را پذيرا هستند و مي‌گويند که ديگر، اين نوع آهنگ‌ها کهنه و تکراري شده و مردم بالاخص نوجوانان و جوانان نياز به جنب و جوش و تحرک جسماني دارند.
    در جواب بايد گفته شود که آيا واقعاً مردم به تحرک نياز دارند يا به از خود بيگانگي و ديوانگي؟
    مگر قرار است هر چيز کهنه و تکراري را کنار گذاشت. پدر و مادر نيز بعد از مدتي کهنه مي‌شوند، پس العياذ بالله بايد کنار گذاشته شوند، يا خورشيد ميلياردها سال است که از مشرق طلوع مي‌کند، ديگر بايد از مغرب طلوع کند و خيلي از موارد مهم حياتي ديگر، که مطابق نظريه اين گونه افراد بايد کنار گذاشته شوند.
    شايان ذکر است که تمام مسايل حياتي و معنوي هر چند ساليان سال هم از روي آنها بگذرد باز تازه و روحبخش هستند، مانند اذان، مناجات، آواي دلنشين قرآن کريم، محبت‌کردن به ديگران، خدمت به والدين، دستگيري از محرومين، کسب فضايل اخلاقي، راستگويي و ... آنهايي که براي اين چنين مواردي به ديده کهنه و تکراري مي‌نگرند، همان صاحبان افکار لوس‌آنجلسي هستند که قصد دارند بسياري از ارزش‌ها را عوض کنند. اما اين گونه افراد تازه‌کار بايد بدانند و اين را لمس کنند که اجراي تز آنان در هر چيزي امکان‌پذير نيست.
    موسيقي از ديدگاه قرآن کريم
    مشهورترين آيه‌ي قرآن کريم درباره حرمت موسيقي لهوي عبارت است از:
    1- {وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْتَرِي لَهْوَ الْحَدِيثِ لِيُضِلَّ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَ يَتَّخِذَها هُزُواً أُولئِک لَهُمْ عَذابٌ مُهِينٌ} (1)
    برخي از مردم، خريدار سخن بيهوده‌اند تا بدون علم مردم را از راه خدا گمراه کنند و راه خدا را به مسخره گيرند آنان را عذابي خفت‌آور در انتظار است


       

    "دست پر مهر پـــــــــدر "
    تنها دستیه که اگه کوتاه از دنیا هم باشه... از تمام دستها بلند تره...


  5. تشکر


  6. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    773
    صلوات
    1214
    تعداد دلنوشته
    4
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 روز 7 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    13



    شأن نزول:
    مرحوم علامه طباطبايي درباره شأن نزول آيه‌ي شريفه فرموده است که کلمه‌ي لهو به معناي هر چيزي است که آدمي را از مهمش باز دارد، و لهو الحديث آن سخني است که آدمي را از حق منصرف نمايد و به خود مشغول سازد. مانند: حکايات خرافي و داستان‌هايي که آدمي را به فسق و فجور مي‌کشاند، از قبيل سرگرمي با شعر و موسيقي و مزمار و ساير آلات لهو، که همه اينها مصاديق لهو الحديثند ... لهو داستان‌هاي حق و صحيح است و در درجه دوم بنيان ساير معارف حقه را در انظار مردم سست مي‌کند و سپس منهدم مي‌سازد. مراد از سبيل الله قرآن است، بدان جهت که مشتمل بر قصص و معارف است و گويا مراد کسي که خريدار لهو الحديث است اين است که مردم را از قرآن منصرف و گمراه نمايد و در نتيجه مردم، قرآن را هم به سخريه بگيرند و به مردم بگويد که اين نيز حديث است، مانند آن احاديث و اساطير. (2)
    پيام آيه‌ي شريفه به کساني است که تمام دار و ندار مادي و معنوي خود را براي گمراه‌کردن خود و ديگران صرف مي‌کنند تا بتوانند برخي از مردم بالاخص نوجوانان و جوانان خام و ناپخته را در تله‌ي شيطاني خود گرفتار سازند. دام‌هاي اين شيادان عبارت است از: تکثير فيلم‌ها و سي‌دي‌هاي مبتذل، ترتيب‌دادن مجالس پارتي (مختلط) همراه با تعارف انواع و اقسام مواد تخديرکننده، بالاخص قرص‌هاي مرگ.
    آور اکس، داستان‌هاي عاشقانه‌ي بي‌محتوا، ايجاد سايت‌هاي مبتذل در شبکه‌هاي اينترنتي، ترويج آهنگ‌هاي مبتذل شرقي و غربي، ساختن طنزهاي مسخره‌آميز در پشت سر شخصيت‌هاي برجسته و فاضل، علمي نشان‌دادن طالع‌بيني و فال‌بيني و ترويج خرافات در ميان مردم و منحرف‌ساختن افکارشان و ... و متأسفانه برخي نيز پول‌هاي کلاني براي رسيدن به اين موارد فوق خرج مي‌کنند که همه‌ي اين‌ها در عصر حاضر جزء مصاديق لهو الحديثند.


    ادامه دارد...


       

    "دست پر مهر پـــــــــدر "
    تنها دستیه که اگه کوتاه از دنیا هم باشه... از تمام دستها بلند تره...


  7. تشکر


  8. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    773
    صلوات
    1214
    تعداد دلنوشته
    4
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 روز 7 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    13



    جاي هزاران تأسف است که چرا برخي، از عقل سليمشان براي تشخيص راه و چاه استفاده نمي‌کنند و نه تنها از اين سخنان منحرف و اعمال پوچ و فاسد پيروي مي‌کنند، بلکه سرمايه‌ي گرانبهاي عمرشان را نيز صرف چنين کارهايي مي‌کنند. مگر خداي باريتعالي در قرآن کريم دستور نفرموده است که «از ميان سخناني که مي‌شنويد بهترينشان را تبعيت کنيد؟» (3) يا اي کاش توفيقي حاصل مي‌شد که به فرمايش گهر‌بار مولاي متقيان حضرت علي (ع) عمل مي‌کرديم که فرمود: «اصل السلامة من الزلل، الفکر قبل الفعل؛ يعني پايه‌ي سالم‌ماندن از لغزش‌ها، انديشيدن قبل از انجام کارهاست.» (4)
    اما نگارنده نظر بر اين دارد که اکثر افراد گمراه و گمراه‌کننده علاوه بر نداشتن عقل سليم، دچار جهل خطرناکي هستند که چشم و گوش بسته، خود و ديگران را نابود مي‌کنند؛ زيرا اگر حقيقتاً درک مي‌کردند که در منجلاب تباهي دست و پا مي‌زنند، بالاخره راه نجاتي براي خود باز مي‌کردند؛ زيرا مشاهده مي‌کنيم که قرآن کريم در اين باره کلمه‌ي «بغير علم» به کار برده است.
    مطابق فرمايش قرآن کريم اين چنين اشخاصي تنها به گمراه‌کردن ديگران اکتفا نمي‌کنند بلکه آيات الهي را نيز به باد استهزاء مي‌گيرند که خداوند متعال از عبارت «يتخذها هزوا» استفاده فرموده است. مثلاً، افرادي هستند که خود اهل عبادت و احسان و انفاق نيستند، اما اهل اين چنين اعمالي را مورد اهانت و استهزاء قرار نمي‌دهند، اما متأسفانه افراد لئيم و از خدا بي‌خبري وجود دارند که خود نه تنها اهل اين کارها نيستند، بلکه عاملان امور معنوي را نيز مورد استهزاء قرار مي‌دهند و به همين جهت خداوند متعال براي اين‌گونه افراد عذاب خوارکننده‌اي در نظر گرفته است؛ زيرا اينها دو جرم سنگين را مرتکب شده‌اند: گمراه‌کردن ديگران و توهين به آيات الهي. {أُولئِک لَهُمْ عَذابٌ مُهِينٌ}
    قابل ذکر است که گفته شود حتي اگر کسي اولياء الله يا پيروان راستين دين را مورد اهانت و استهزاء قرار دهد در واقع مثل اينکه آيات الهي را مورد استهزاء قرار داده است؛ زيرا که اين افراد از نشانه‌هاي الهي‌اند و براي آنان نيز عذاب خوارکننده‌اي است


    در اين آيه‌ي شريفه ويژگي‌هاي موسيقي لهوي به وضوح بيان شده است و الا در آيات ديگري مشاهده خواهيم کرد که صوت زيبا و نيکو، حسن شمرده است:

       

    "دست پر مهر پـــــــــدر "
    تنها دستیه که اگه کوتاه از دنیا هم باشه... از تمام دستها بلند تره...


  9. تشکر


  10. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    773
    صلوات
    1214
    تعداد دلنوشته
    4
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 روز 7 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    13



    داود (ع) و صداي خوش او
    آهنگ زيباي حضرت داود (ع)، موهبت خاص الهي بود که از آن براي تسبيح خداي باريتعالي استفاده مي‌کرد؛ چنان‌که در اين باره خداوند متعال فرموده است: {وَ لَقَدْ آتَيْنا داوُدَ مِنَّا فَضْلاً يا جِبالُ أَوِّبِي مَعَهُ وَ الطَّيْرَ...} (5)
    يعني به عزّتم سوگند که بي‌گمان داود را از جانب خويش فزوني داديم و گفتيم اي کوه‌ها به همراه پرندگان با او هم‌صدا و هم‌آواز شويد.
    اوبي در اصل از تأويب به معني ترجيع و چهچهه‌ي صوت و گرداندن صدا در گلوست. در اين باره امام صادق (ع) مي‌فرمايند: «انه خرج يقرأ الزبور و کان اذا قرأ الزبور لايبقي جبل و لاحجر و لاطائر الا اجابة.»
    يعني هنگامي که او به طرف کوه و بيابان خارج مي‌شد و زبور را تلاوت مي‌کرد هيچ کوه و سنگ و پرنده‌اي نبود که با او هم‌صدا نشود. (6)
    اگر در مورد نغمه‌ي دلنشين حضرت داود (ع) دقت بيشتري به خرج دهيم مي‌بينيم که چقدر صداي زيباي اين پيامبر خدا، حالت تعالي و عرفاني داشته که براي هدايت و تربيت معنوي مردم به کار مي‌رفت و در واقع پيام الهي را از اين طريق به گوش انسان‌ها مي‌رساند که حتي پرندگان نيز براي تسبيح خداي باريتعالي با او همراه مي‌شدند.
    گفتني است که تمام انبياي عظام صوت زيبا و دلکشي داشته‌اند، فقط حضرت داود (ع) ميان همه آنان مشهور بود. به قول غزالي «جهير الصوت و احسن الناس نغمه» (7) بود.
    نکته: قابل ذکر است که هرگونه آواز خوش نيز حلال نيست، بلکه اگر آواز خوش حتي با محتواي غير حرام، توأم با مجالس هرزه و فاسق، يا همراه با ابزار و آلات لهو باشد، مطلقاً حرام خواهد بود


       

    "دست پر مهر پـــــــــدر "
    تنها دستیه که اگه کوتاه از دنیا هم باشه... از تمام دستها بلند تره...


  11. تشکر


  12. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    773
    صلوات
    1214
    تعداد دلنوشته
    4
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 روز 7 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    13



    صوت زيبا از ديدگاه روايات
    تمام اقسام موسيقي شامل آواز و نغمات متناسب و موزون و زيبايي هستند که بهترين آنها موسيقي طبيعت است. مانند صداي آبشار، چهچهه‌ي بلبلان، وزش باد و ...
    اگر قرار باشد که صوت زيبا حرام باشد، پس کلاً بايد خود نغمات طبيعت را العياذبالله برخلاف حکمت الهي بدانيم؛ در حالي که چنين نيست. خود صوت موزون و متناسب از ديدگاه شارع مقدس حرام نيست؛ به عنوان مثال، در مورد قرائت موزون و جذاب قرآن کريم، اذان، مناجات، مراثي و مداحي اهل بيت (ع) سفارشات متعددي شده است. (8) يا سرودهاي ويژه‌اي که در اعياد اسلامي همچون عيد فطر و قربان اجرا مي‌شود صورت متکاملي از آهنگ خوش و موسيقي در اسلام است.
    علي بن جعفر از امام و برادرش موسي بن جعفر (ع) پرسيد: «آيا آواز خواندن در اعياد قربان و فطر و ايام جشن و شادي ديگر جايز است؟» امام فرمود: «لابأس به ما لم يزمربه» (9) يا در بعضي از نسخه‌ها آمده است که امام فرمود: «ما لم يعص به؛ يعني اگر در آن نوازندگي يا معصيت نباشد، اشکالي ندارد.»
    از امام صادق (ع) روايات شده است که هيچ پيغمبري مبعوث نگرديده، مگر اينکه داراي صوت زيبا بوده است. (10)
    پيامبر اکرم (ص) در اين باره نيز فرموده‌اند:
    «لم يعط امتي من ثلاث، الجمال و الصوت الحسن و الحفظ.» (11)
    يعني به امت من کمتر از سه چيز عطا نشده است: زيبايي، صوت زيبا و حافظه.
    و باز از آن حضرت نقل شده است که از زيباترين زيبايي‌ها، نغمه و آواز خوش است. (12)
    امام سجاد (ع) خوش‌آوازترين مردم در قرائت قرآن کريم بود، به طوري که سقاها هنگام عبور از کنار خانه مي‌ايستادند و قرآن‌خواندن ايشان را گوش مي‌دادند و امام باقر (ع) نيز خوش‌آوازترين مردم بود. (13)


       

    "دست پر مهر پـــــــــدر "
    تنها دستیه که اگه کوتاه از دنیا هم باشه... از تمام دستها بلند تره...


  13. تشکر


  14. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    773
    صلوات
    1214
    تعداد دلنوشته
    4
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 روز 7 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    13



    امام کاظم (ع) مي‌فرمودند:
    «حضرت علي بن الحسين (ع) قرآن مي‌خواندند و چه بسا افرادي که بر او مي‌گذشتند و از آواز او مدهوش مي‌شدند و اگر امام چيزي از آواز خوشش را آشکار کند مردم طاقت استماع آن را ندارند. رسول خدا (ص) به اندازه‌ي تحمل و طاقت آنانکه پشت سرش بودند آوازش را بلند مي‌فرمود.» (14)
    غنا از ديدگاه فقهاي عظام زياد از هم متمايز نيست؛ تقريباً همه‌ي آنها به يک نتيجه‌ي يکسان رسيده‌اند؛ زيرا که تمام آنان با احکام شرعي سر و کار دارند که برخي از اين احکام، توسط شارع مقدس وضع شده و ثابتند مانند: وجوب نماز و حج و اجراي عدالت و ... که تا قيامت قابل تغيير و تبديل نيستند و تحت تأثير مقتضيات زماني و مکاني نيز قرار نمي‌گيرند.
    اما دسته‌اي ديگر از احکام شرعي نيز وجود دارند که موضوعات آنها، تحت تأثير مقتضيات زماني قرار گرفته و با توجه به عرف، تبيين و تفسير مي‌شوند؛ مانند موسيقي.
    متخصصان فقهي و ديني، در مورد موسيقي يک نظر مشترک ارائه داده‌اند و آن اينکه موسيقي مطرب حرام است. حتي اگر زن و شوهر هم براي يکديگر به طرز مطربانه خوانندگي و نوازندگي کنند، حرام است.
    حال به ديدگاه برخي فقهاي عظام در اين مورد اشاره مي‌گردد:
    شيخ انصاري در مورد غناي حرام اين چنين مي‌گويد: «صوت بايد لهوي و از الحان مختص اهل فسوق باشد. پس در غير اين صورت از غناي حرام محسوب نخواهد شد و تشخيص اين معيار هم به دست مردم و عرف است؛ يعني اگر عامه‌ي مردم، صوتي را لهوي و مناسب با مجالس گناه و فسق تشخيص دادند، غناست اما اگر صوتي را لهوي تشخيص ندادند، پس غنا نيست و حرام هم نخواهد بود.» (15)
    مرحوم فيض کاشاني نيز غنا را ذاتاً حرام نمي‌داند، بلکه نظر بر اين دارد که، اگر همراه با آلات لهو باشد حرام خواهد بود. ايشان در اين باره مي‌گويند:
    «والذي يظهر من مجموع الاخبار الوارده فيه اختصاص حرمه الغنا ... بما کان علي النحو المعهود المتعارف في زمن بني اميه و بني‌العباس من دخول الرجال عليهن و تکلمهن بالاباطيل و لعبهن بالملاهي من العيدان و القصب و غيرها.» (16)


       

    "دست پر مهر پـــــــــدر "
    تنها دستیه که اگه کوتاه از دنیا هم باشه... از تمام دستها بلند تره...


  15. تشکر


  16. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    773
    صلوات
    1214
    تعداد دلنوشته
    4
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 روز 7 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    13



    يعني از مجموع اخبار وارد شده چنين حاصل مي‌شود که غنا در صورتي حرام است که به نحو متعارف زمان بني‌اميه و بني‌عباس اجرا شود؛ يعني مجالس مختلط باشد، محتوا باطل و با اسباب و آلات لهو مانند تار و ني و ... همراه باشد.
    اعتقاد سيدمحمدابراهيم بحراني، مشهور به ماجد بر اين است که بايد تفصيلاً ميان غناي لهوي و غير لهوي فرق گذاشت و اين نظريه را به ديگر علما نسبت مي‌دهد.
    او مي‌گويد: «ما و تمام علمايي که نظر به تفصيل داريم درباره‌ي موضوع غنا مي‌گوييم: آهنگ‌هاي لهوي و غنايي ممنوع‌شده عبارتند از کنيزکاني که در دور بني‌اميه و بني‌عباس صداي خوش از خود در مي‌آوردند و مردان فاسق آنها را با دايره و دف و ... همراهي مي‌کردند ...» (17)
    امام خميني (ره) يک تعريف کلي براي غنا ارائه داده‌اند و آن اينکه: «فالاولي تعريف الغنا بانه صوت الانسان الذي له رقه و حسن ذاتي و لو في الجمله و له شأنيه ايجاد الطرب متناسبه لمتعارف الناس.» (18)
    يعني براي تعريف غنا اولي اين است که گفته شود، شامل صداي نازک انساني است که ذاتاً زيباست و لو در يک جمله باشد و شأنش ايجاد طرب براي مردم معمولي است.
    معناي لغوي و اصلاحي طرب
    در اين قسمت طرب را از ديدگاه اهل لغت بررسي مي‌کنيم:
    ابن اثير مي‌گويد:
    «يقال: طربت عن الطريق، اي عدلت عنه.» (19)
    يعني از راه راست منحرف شدم و از طريق اصلي برگشتم.
    شرتوني در باب تعريف طرب چنين مي‌نويسد:
    «فرح و قيل الطرب خفه تلحقک تسرک و قيل تحزنک و تخصيصه بالفرح و هم.» (20)
    طرب يعني فرح و شادي يعني يک حالتي که در اثر آن به انسان سرور و فرح دست مي‌دهد و فرد را دستخوش احساسات مي‌نمايد. پس طرب يک نوع سبکي عقلي و شخصيتي است که در اثر استماع غناي لهوي به انسان عارض مي‌شود و تنها به فرح و شادي اختصاص ندارد بلکه شامل حالت اندوه و حزن نيز مي‌شود


       

    "دست پر مهر پـــــــــدر "
    تنها دستیه که اگه کوتاه از دنیا هم باشه... از تمام دستها بلند تره...


  17. تشکر


  18. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    773
    صلوات
    1214
    تعداد دلنوشته
    4
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 روز 7 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    13



    پس با توجه به مطلب بالا طرب هم شامل فرح و هم شامل حزن مي‌شود که در هر دو حالت عنان اختيار را از دست مستمع مي‌ربايد و او را تحت تأثير قرار مي‌دهد، به طوري که در حالت شادي، شخص به رقص و پايکوبي و حرکات سبک دست مي‌زند و در حالت غم نيز به اضطراب و دل‌مشغولي مبتلا مي‌شود ک در هر دو صورت غناست.
    نگارنده نظر بر اين دارد که نوع شعر موسيقي يا شکل ظاهري خواننده يا محيطي که در آن آهنگ پخش مي‌گردد (از لحاظر سالم‌بودن يا آلودگي)، در ايجاد زمان‌هاي بني‌اميه و بني‌عباس غنا را به طور کلي ممنوع فرموده‌اند، به علت آلوده‌بودن محيط فرهنگي آن زمان بوده است.
    در اين مورد به يک داستان تاريخي اشاره مي‌گردد:
    ابوالفرج اصفهاني نقل مي‌کند که جواني خواستگار دختر عموي خود بود. روزي با وي وعده‌ي ديدار کرد. آن جوان پيش فليح بن العوراء (يکي از آوازخوانان و آهنگ‌سازان عصر هارون الرشيد) رفت خواهش کرد که به منزل او برود و براي ميهمانش آوازي بخواند، تا بدين وسيله از محبوب خود پذيرائي کرده باشد! فليح که مردي عالم و جا افتاده بود، تصميم گرفت شعر و آهنگي متناسب آنها برگزيند تا آن دو را سر عقل بياورد در نتيجه آنان کار عاشقانه را عاقلانه و از راه درست به انجام رسانند. آن‌گاه اين شعر را خواند:
    «آن دختران با شرم و حيا موجب ننگ و عار برادران و پدران خود نشدند.»
    «و قلبم از وصال محبوب ارزان قيمت بيزار است و در پي کسي مي‌گردد که وقار و شخصيت داشته باشد و بهايي گران تقديم کند تا بدگماني را از خود دور کنم.»
    دختر به محض اينکه آواز فليح را شنيد به فکر فرو رفت و از جا برخاست.
    چادر خود را برداشت و بر سر کرد و از خانه بيرون رفت. آن جوان فليح را مذمت کرد که چرا اين اشعار و اين آهنگ را اجرا کردي؟! چيزي نگذشت که فرستاده‌ي دختر آمد و گفت: دختر عمويت اين هزار دينار را فرستاده و مي‌گويد اين مهريه‌ي من است. بي‌آنکه کسي بداند براي پدرم بفرست و مرا از او خواستگاري کن و او چنين نمود و با دختر عمويش ازدواج کرد. (21)


       

    "دست پر مهر پـــــــــدر "
    تنها دستیه که اگه کوتاه از دنیا هم باشه... از تمام دستها بلند تره...


  19. تشکر


  20. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    773
    صلوات
    1214
    تعداد دلنوشته
    4
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 روز 7 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    13



    غناي عروسي از ديدگاه فقها
    آيا در غناي عروسي فقط استفاده از خود غنا مجاز است يا استفاده از آلات موسيقي و رقص و پايکوبي و دست‌زدن نيز جايز است يا خير، در اين مورد به ديدگاه برخي فقها اشاره مي‌کنيم:
    علامه حلي در باب شهادات مي‌نويسد: «دف‌زدن در عروسي و ختان اشکالي ندارد.» (22)
    شهيد اول در الدروس الشرعيه از علامه پيروي کرده است. (23)
    در کلام برخي فقهاي ديگر نيز جواز موسيقي را مشاهده مي‌کنيم؛ مثلاً شهيد ثاني مي‌گويد: «خوانندگي زن در عروسي با استفاده از دايره بدون حلقه جايز است.» (24)
    مرحوم شهيد ثاني مي‌فرمايد: «عده‌اي از علما از جمله شهيد اول در (دروس) خوانندگي زن را در عروسي مجاز شمرده، به شرط اينکه به باطل سخن نگويد و از آلات ضرب و لهو استفاده نکند.» (25)
    مرحوم ابن برّاج نيز مي‌فرمايد: «اجر المغتيات في‌العرائس اذا لم يغنين بالاباطيل و الضرب.» (26)
    يعني مزد زنان خواننده در عروسي‌ها اشکالي ندارد، به شرط اينکه به باطل سخن نگويد و همراه با نوازندگي نباشد.
    تذکر: هر چند غناي شب عروسي مستثنا شده است، اما اگر اين نوع غنا نيز همراه با لهو و فسق و فجور و ابتذال و رفتارهاي ضد ديني و ضد ارزشي و داراي محتواي باطل باشد در همه حال حرام خواهد بود، چه شب عروسي و چه غير آن.
    فقط تک‌خواني زنان در مجالس عروسي با شرايط خاص شمرده شده است، يعني مجلس فقط مختص زنان باشد و خوانندگي متناسب با مجالس فاسقان و گناهکاران نباشد.
    صاحب جواهر نيز مي‌فرمايند: «عده‌اي نيز به صراحت گفته‌اند که استفاده از دايره بدون حلقه و زنگوله در عروسي جايز است.» (27)
    صاحب رياض نيز جواز دف‌زني در عروسي و ختان را ترجيح داده و نوشته است: «چون قايل‌شدن به جواز، از نظر فتوي و عمل مشهور است.» (28)
    شيخ طوسي در اين باره مي‌فرمايد:
    «فالوجه في هذه الاخبار الرخصه فيمن لاتتکلم بالاباطيل و لاتلعب بالملاهي من العيدان و اشباهها و لابالقصب و غيره ...» (29)
    اين اخبار و روايات بدين شرط غناي شب عروسي را مجاز شمرده‌اند که به باطل سخن گفته نشود و با آلات لهو و نوازندگي مانند: تار و ني و شبيه آن همراه نباشد.
    مرحوم شيخ طوسي در باب شهادات مي‌نويسد: «دايره‌زدن در مراسم عروسي و ختنه مکروه است.» (30)


       

    "دست پر مهر پـــــــــدر "
    تنها دستیه که اگه کوتاه از دنیا هم باشه... از تمام دستها بلند تره...


  21. تشکر


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود