جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: اخلاق در قران کریم (ایت الله مکارم شیرازی )

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    773
    صلوات
    1214
    تعداد دلنوشته
    4
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 روز 7 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    13

    اخلاق در قران کریم (ایت الله مکارم شیرازی )




    پيشگفتار
    بسم الله الرحمن الرحيم
    مسائل اخلاقي در هر زمان از اهميّت فوق العاده‌اي برخوردار بوده، ولي در عصر و زمان ما اهميّت ويژه‌اي دارد، زيرا:
    1- از يک سو عوامل و انگيزه‌هاي فساد و انحراف در عصر ما از هر زماني بيشتر است و اگر در گذشته براي تهيّه مقدّمات بسياري از مفاسد اخلاقي هزينه‌ها و زحمت‌ها لازم بود در زمان ما به برکت پيشرفت صنايع بشري همه چيز در همه جا و در دسترس همه کس قرار گرفته است!
    2- از سوي ديگر، با توجّه به اينکه عصر ما، عصر بزرگ شدن مقياس‌هاست و آنچه در گذشته به طور محدود انجام مي‌گرفت در عصر ما به صورت نامحدود انجام مي‌گيرد، قتل و کشتار انسان‌ها به برکت وسائل کشتار جمعي، و مفاسد اخلاقي ديگر به کمک فيلم‌هاي مبتذلي که از ماهواره‌ها در سراسر دنيا منتشر مي‌شود و اخيراً که به برکت اينترنت هر گونه اطلاعات مضر در اختيار تمام مردم دنيا قرار مي‌گيرد، مفاسد اخلاقي بسيار گسترش پيدا کرده و مرزها را درهم شکسته و تا اقصا نقاط جهان پيش مي‌رود تا آن جا که صداي بنيان‌گذاران مفاسد اخلاقي نيز درآمده است. اگر در گذشته توليد مواد مخدر در يک نقطه، يک روستا و حداکثر شهرهاي مجاور را آلوده مي‌کرد امروز به کمک سوداگران مرگ به سراسر دنيا کشيده مي‌شود.
    3- از سوي سوّم، همان گونه که علوم و دانش‌هاي مفيد و سازنده در زمينه‌هاي مختلف پزشکي و صنايع و شؤون ديگر حيات بشري گسترش فوق العاده‌اي پيدا کرده، علوم شيطاني و راه‌کارهاي وصول به مسائل غيرانساني و غيراخلاقي نيز به مراتب گسترده‌تر از سابق شده است به گونه‌اي که به دارندگان فساد اخلاق اجازه مي‌دهد از طرق مرموزتر و پيچيده‌تر و گاه ساده‌تر و آسان‌تر به مقصود خود برسند. در چنين شرايطي توجّه به مسائل اخلاقي و علم اخلاق از هر زماني ضروري‌تر به نظر مي‌رسد و هرگاه نسبت به آن کوتاهي شود فاجعه يا فاجعه‌هايي در انتظار است.
    انديشمندان دلسوز و عالمان آگاه بايد همگي دست به دست هم دهند و براي گسترش اخلاق در دنياي امروز که اخلاق به خطر افتاده تا آن حد که بعضي آن را به کلّي انکار کرده يا غير‌ضروري دانسته‌اند و بعضي ديگر هر کار و خصلتي که انسان را به خواسته‌ي سياسي‌اش برساند اخلاق شمرده‌اند، تمام تلاش و کوشش خود را به کار گيرند. خوشبختانه ما مسلمانان منبع عظيمي مثل قرآن مجيد در دست داريم که مملوء است از بحث‌هاي عميق اخلاقي که در هيچ منبع ديني ديگري در جهان يافت نمي‌شود. گرچه مباحث اخلاقي قرآن از سوي مفسّران بزرگ و عالمان اسلامي به طور پراکنده مورد تفسير قرار گرفته ولي تا آن جا که ما مي‌دانيم کتابي به عنوان اخلاق در قرآن به سبک تفسير موضوعي که اين مسائل را به صورت جمعي و با استفاده از روش تفسير موضوعي مورد توجّه قرار دهد، تأليف نيافته با آنکه جاي آن کاملاً خالي است.
    لذا بر اين شديم که بعد از پايان دوره‌ي اول پيام قرآن که پيرامون معارف و عقايد اسلامي به سبک تفسير موضوعي بحث مي‌کرد، به سراغ بحث اخلاق اسلامي در قرآن مجيد به عنوان دوره‌ي دوم پيام قرآن برويم. بحمدالله اين کار انجام شد و مجموعه‌ي اين مباحث در دو مجلد تهيه شد که مجلد اول در کليّات مسائل اخلاقي بحث مي‌کند و اکنون در دسترس شما است ولي مي‌توان از آن به عنوان يک متن جامع درسي نيز استفاده کرد، و جلد دوم پيرامون جزئيات مباحث اخلاقي و مصاديق آن به طور گسترده بحث مي‌کند که بحمدالله قسمت عمده‌ي آن آماده براي چاپ است. اميدواريم اين گام ديگر در طريق استفاده از قرآن مجيد در حل مشکلات زندگي انسان‌ها، مورد قبول خداوند متعال و ذخيره يوم المعاد قرار گيرد و اگر کاستي‌هايي در آن است با تذکر صاحب‌نظران تکميل گردد.
    و الحمدلله رب العالمين
    ربيع الاول 1419 - تيرماه 1377


    اخلاق در قران کریم (ایت الله مکارم شیرازی )


       

    "دست پر مهر پـــــــــدر "
    تنها دستیه که اگه کوتاه از دنیا هم باشه... از تمام دستها بلند تره...



  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    نوشته
    754
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    39 روز 23 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    معرفت در قرآن


    ابزارهاي مختلف معرفت و مراحل متفاوت آن، هر يك براي خود شرايط و موانعي خاص دارند.
    شرايط رؤيت، سلامت چشم و حفظ فاصله مناسب و صافي هوا و روشنايي فضا و مانند آن است و موانع آن اموري از قبيل بيماري چشم، گرد و غبار، حجاب، تيرگي، تاريكي است، با بودن شرايط لازم و نبود موانع است كه چشم كار خود را انجام مي‌دهد و چيز ديدني را مي‌بيند.
    قوه‌ عاقله نيز براي تعقل، نيازمند به فضاي صاف و پاك از دام‌هاي و همي و خيالي است و پس از ايجاد شرايط و رفع موانع نياز به آن است كه سمت نظر و آنچه كه مطلوب است مشخص شده و حد وسط مناسب با آن پيدا شود. با پيدا كردن مقدمات لازم و پرهيز از استقراي ظني و تمثيل تخميني و... شرايط دروني عاقله براي تعقل فراهم مي‌گردد.
    قلب نيز موانع و شرايطي خاص دارد. كار قلب مشاهده حقايق كلي سعي به صورت اشخاص خارجي است اين مشاهده از طريق صيقل دادن قلب و صاف كردن آن حاصل مي‌گردد، قلب علاوه بر صيقل و پاكي از غبار و زنگ‌هايي كه مناسب به آن است همانند آينه نياز دارد تا سمت و جهت خود را نيز تصحيح كند.

    قرآن كريم در آيات فراواني به شرايط و موانع معرفت اشاره كرده است:

    الف) تقواي الهي
    تقوا، عمده‌ترين شرط معرفت حقايق در قرآن شمرده شده است: «إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ يَجْعَلْ لَكُمْ فُرْقاناً»
    [1]، يعني اگر تقواي الهي پيشه كنيد خداوند براي شما فرقان (قوه تمييز حق از باطل) قرار مي‌دهد.
    اين آيه شريفه با اطلاقي كه دارد تنها به بيان شرط شهود عرفاني اختصاص نداشته و شرط معرفت برهاني را نيز شامل مي‌شود، به اين معنا كه تقوا هم در فهم عقل و هم در شهود قلب مؤثر است، به طوري كه ادراك صحيح مفاهيم ذهني و ديدن حقايق عيني در پرتو تقوا تأمين مي‌گردد.
    مفاد آيه فوق را اصل كلي مستفاد از آيه سوره‌ي «طلاق» نيز تأييد مي‌كند: «وَ مَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً»
    [2]. زيرا معناي آيه آن است كه تقوا در هر كاري روزي انسان را در همان كار افزايش مي‌دهد يعني اگر آدمي در معامله كالاي مادي تقوا به خرج دهد و تطفيف نكرده و كم نفروشد و غش در معامله نكند، خداوند بر بهره اقتصادي او مي‌افزايد و اگر در تأملات نظري تقواي علمي را ملاحظه كند، يعني
    اولاً: مطالب علمي مبتكران را به خود نسبت ندهد و
    ثانياً: در نقل آراي صاحب نظران امين باشد و
    ثالثاً: تا چيزي براي او حل نشده است به تصديق يا تكذيب آن مبادرت نكند و
    رابعاً: قبل از هضم مطلب آن را براي ديگران بيان نكند و
    خامساً: در مناظره اگر چيزي براي او حل شد آن را بپذيرد و به صحت آن اعتراف كند و در قبال رقيب جدل نكند و از هر گونه مغالطه بپرهيزد، در اين صورت در مسائل علمي نيز هرگز گرفتار مشكل نمي‌گردد.
    شمول اين آيه نسبت به بخش دانش شهودي نيز كاملا مشهود است، گرچه برخي خواسته‌اند اين آيه را تنها بر بخش شهود قلبي حمل كنند ولي اطلاق آن، هم حصول مفهومي را فرا مي‌گيرد و هم حضور عيني را; يعني هم معيار برهان را شامل مي‌شود و هم ميزان عرفان را.

    ب) بزرگترين مانع معرفت


    همان گونه كه تقواي الهي عمده‌ترين شرط معرفت است، محبت دنيا نيز سخت‌ترين مانع آن محسوب مي‌شود، به همين دليل در روايات آمده است: «حبُّ الدنيا رأس كل خطيئةٍ»
    [3]. يا به تعبير ديگر: «رأس كل خطيئة حب الدنيا»[4]. در هر صورت، معناي روايت اين است كه اساس تمامي خطاها محبت دنيا است.
    محبت دنيا چيزي نيست كه تنها مانع تهذيب علمي انسان باشد بلكه مانع تصويب علمي انسان شده و دانش او را نيز تباه و فاسد مي‌كند.
    زنگار دل و عوامل آن
    آيات قرآن كريم در موارد بسياري به موانع معرفت انسان اشاره كرده است. نظير اين آيه: «كَلاَّ بَلْ رانَ عَلى قُلُوبِهِمْ ما كانُوا يَكْسِبُونَ»
    [5]يعني سر اين كه آنان حقايق دين را نمي‌بينند اين است كه جان آنان را پرده گناه كه همان زنگ دل است فرا گرفته، آنچه كسب كرده‌اند غبار و چركي است كه صفحه شفاف دل آنها را پوشانده است.
    برخي از آيات، بعضي چيزهايي را كه موجب زنگار بر دل انسان مي‌شود ذكر مي‌كند، مانند: «أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ يُجادِلُونَ فِي آياتِ اللَّهِ أَنَّى يُصْرَفُونَ»
    [6] يعني آيا آنان را كه در آيات خداوند مجادله مي‌كنند نمي‌نگري كه به كجا باز گردانيده مي‌شوند؟

    منظور آن است كه اينها گروهي هستند كه تنها به قصد جدال به حضور پيامبر گرامي مي‌آمدند، مشرف مي‌شدند تا تنها حرف خود را بزنند نه آن كه سخني از رسول اكرم ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ بشنوند.
    يا مي‌فرمايد: «إِنَّ الَّذِينَ يُجادِلُونَ فِي آياتِ اللَّهِ بِغَيْرِ سُلْطانٍ أَتاهُمْ إِنْ فِي صُدُورِهِمْ إِلاَّ كِبْرٌ ما هُمْ بِبالِغِيهِ»
    [7] آنان كه بدون برهان به مجادله در آيات خداوند مي‌پردازند در سينه هايشان جز كبر چيز ديگري نيست، آنها هرگز با اين بزرگ بيني به جايي نمي‌رسند.
    جدل، ناشي از كبر است و كبر چركي است كه صفحه شفاف دل را تيره و تار مي‌كند. آيينه اگر غبار آلود شد هرگز چيزي در آن نمي‌تابد و چيزي را نشان نمي‌دهد. حتي اگر آينه توان مشاهده خود را داشته باشد پس از غبار آلود شدن، قدرت ديدن خويش را هم ندارد.

    زدودن زنگار و تطهير دل

    همان گونه كه زنگار دل مانع شناخت مفاهيم برهاني و حقايق عرفاني است تطهير آن از شرايط لازم براي شناخت‌هاي ياد شده محسوب مي‌شود:
    يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلاةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَ أَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرافِقِ وَ امْسَحُوا بِرُؤُسِكُمْ وَ أَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَيْنِ وَ إِنْ كُنْتُمْ جُنُباً فَاطَّهَّرُوا وَ إِنْ كُنْتُمْ مَرْضى أَوْ عَلى سَفَرٍ أَوْ جاءَ أَحَدٌ مِنْكُمْ مِنَ الْغائِطِ أَوْ لامَسْتُمُ النِّساءَ فَلَمْ تَجِدُوا ماءً فَتَيَمَّمُوا صَعِيداً طَيِّباً فَامْسَحُوا بِوُجُوهِكُمْ وَ أَيْدِيكُمْ مِنْهُ ما يُرِيدُ اللَّهُ لِيَجْعَلَ عَلَيْكُمْ مِنْ حَرَجٍ وَ لكِنْ يُرِيدُ لِيُطَهِّرَكُمْ وَ لِيُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ.
    [8]
    اي ايمان آورندگان! چون خواستيد به نماز برخيزيد صورت‌ها و نيز دست‌ها را تا مرفق بشوييد و سر و پاها را تا برآمدگي مسح كنيد و اگر جنب باشيد غسل نموده و پاكيزه شويد، و اگر بيمار بوده و يا مسافر هستيد و يا يكي از شما از محل دفع پليدي آمده است و يا با همسران خود مباشرت كرده و آب نيافتيد در اين هنگام بر روي زمين پاك، مانند خاك تيمم كنيد و با آن خاك صورت و دست‌هاي خود را مسح نماييد. خداوند در دين براي شما سختي قرار نداده، ليكن مي‌خواهد تا شما را طاهر گرداند و نعمت را بر شما تمام كند، باشد كه شكر او را به جاي آوريد.
    در اين آيه پس از بيان حكم وضو، غسل و تيمم، مي‌فرمايد: اين فرمان خداوند براي طهارت شماست.
    كلام پاياني آيه يا بيان حكمت تمام احكام آيه است و يا تنها به قسمت اخير آيه باز مي‌گردد، در هر دو صورت تيمم را كه آخرين حكم از احكام مذكور در آيه است، دربر مي‌گيرد. بنابراين معناي آيه اين است كه خداود تيمم و خاك مال نمودن دست و صورت را جهت طهارت و پاكي شما وضع كرده است.
    اين بيان به خوبي نشان مي‌دهد كه ظاهراً منظور از طهارت در اين قسمت از آيه پاكيزگي و تطهير بهداشتي و طبي نيست; زيرا تطهير، پاكيزگي طبي و بهداشتي گرچه شستشوي با آب را شامل مي‌شود، اما خاك مال كردن دست و صورت را هرگز در بر نمي‌گيرد.
    به همين دليل سجده را بهترين حالت نماز شمرده اند، و برترين اذكار را نيز مختص به آن دانسته اند; زيرا سجده حالتي است كه انسان به خاك مي‌افتد، آدمي هر چه پايين تر رود عظمت خداوند را بهتر ادراك مي‌كند، انسان در حالت ركوع به همان اندازه كه خود را مي‌شكند خداوند را ادراك مي‌نمايد، و ذكر مناسب با اين حالت همان تسبيح و ستايش خداوند به بزرگي و عظمت است كه عبارت از ذكر شريف «سبحان ربي العظيم و بحمده» است.

    اما در سجود كه نهايت افتادگي و فروتني انسان است خداوند را در نهايت بزرگي و عظمت مي‌بيند، از اين رو ذكر مناسب با سجده كه ذكر شريف «سبحان ربي الأعلي و بحمده» است، برتر از ذكر ركوع است; زيرا در اين ذكر انسان خداوند را به «اعظم و اعلي» بودن مي‌ستايد، تفاوت دو ذكر «اعلي و عظيم» بدان معنا نيست كه خداوند لحظه‌اي قبل بزرگ بود و اينك برتر و بزرگتر شده است، بلكه به همان معناست كه انسان هر چه پايين تر رود و فروتن شود خدا را بهتر به بزرگي و عظمت ادراك كرده و مي‌شناسد.
    تجافي از دار غرور و صعود به سوي نور
    با رفع موانع و زدودن حجابها انسان قدرت قيام و صعود بسوي خداوند را پيدا مي‌كند.
    اولين شرط در حكمت به سوي خداوند، آمادگي براي پرش و خيز برداشتن است كه از آن به تجافي ياد مي‌كند; زيرا تجافي، آن حالت نشستن است كه در حين برخاستن به وقوع مي‌پيوندد. اين كه گفته مي‌شود مأموم براي رسيدن به امام سابق، در حال تشهد تجافي كند به اين معناست كه نيم خيز بنشيند.
    امام سيد الساجدين، زين العابدين علي بن حسين ـ عليهما أفضل صلوات المصلين ـ در دعاي شب بيست و هفتم ماه مبارك رمضان كه تا صبح به خواندن آن ادامه مي‌داد از خداوند تقاضا مي‌كرد كه: «اللهم ارزقني التجافي عن دار الغرور»
    [9].

    [1]. سوره انفال، آيه 29.
    [2]. سوره طلاق، آيه 2.
    [3]. كافي، ج 2، ص 130.
    [4]. همان، ص 315.
    [5]. سوره مطففين، آيه 14.
    [6]. سوره غافر، آيه 69.
    [7]. سوره غافر، آيه 56.
    [8] . سوره مائده، آيه 6.
    [9]. بحار الانوار، ج 95، ص 63، ح2؛ ، مفاتيح الجنان، اعمال شب بيست و هفتم ماه مبارك رمضان.



اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود