صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آداب دعا در نیایش های انبیاء

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    773
    صلوات
    1214
    تعداد دلنوشته
    4
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 روز 7 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    13

    آداب دعا در نیایش های انبیاء




    آداب دعا در نيايش‌هاي انبياء
    نويسنده: عاطفه زرسازان (دکتراي علوم قرآن و حديث)
    نشريه: بيّنات
    شماره: 55 سال چهاردهم

    چکيده
    دعا يگانه راه ارتباط بندگان با مبدأ بوده و تنها وسيله‌اي است که خداي متعال براي ارتباط با خود مقرر فرموده است، اگر اين ارتباط و توجه به مبدأ نباشد، خداي منان عنايت خاصه‌ي خود را قطع خواهد فرمود. در اين صورت، بندگان استعداد پذيرش اين عنايت را از دست داده و مقتضاي رحمت الهي را از کف مي‌دهند. قرآن کريم اين حالت را نوعي استکبار مي‌داند آن هم از موجودي که هيچ حيثيتي جز حيثيت بندگي ندارد. و از آنجا که هر يک از عبادت‌ها، آداب و اسرار و احکامي دارند، دعا نيز به منزله برجسته‌ترين عبادت، آداب واحکام و اسراري دارد. امام صادق (ع) فرموده‌اند: «احفظ آداب الدعاء و انظر من تدعو و کيف تدعو» بر آداب دعا محافظت کن و ببين چه کسي را مي‌خواني و چگونه مي‌خواني؟(1) قرآن کريم از خلال نيايش‌هاي انبيا، آداب دعا و احکام آن را مطرح کرده است و ما در اين پژوهش ضمن آوردن نيايش‌هاي انبيا با آداب و احکام دعا آشنا مي‌شويم.
    کليد واژه‌ها: نيايش، انبياء، تفاسير، اوصاف دعا


       

    "دست پر مهر پـــــــــدر "
    تنها دستیه که اگه کوتاه از دنیا هم باشه... از تمام دستها بلند تره...


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    773
    صلوات
    1214
    تعداد دلنوشته
    4
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 روز 7 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    13



    دعا و نيايش
    «دعا آن است که کسي را با صدا و کلام خود متوجه خود کني.»(2) و در «لسان‌العرب» آمده است: «دعا الرجل ناداه» او را صدا زد.(3)
    علامه طباطبايي «دعا» را آن مي‌داند که از قلب برخيزد و زبان فطرت آن را طلب کند، نه اينکه زبان هرطور خواست حرکت کند. بدان معنا که انسان چنين حقيقتي را در باطن جان خود مي‌شناسد و به طور روشن آن را مي‌فهمد.(4) ويژگي مهم اين تعريف آن است که شامل دعاي تکويني نيز مي‌شود. از اين رو علامه طباطبايي در ذيل همان عبارت، با کمي فاصله مي‌نويسند:
    لذا مي‌بينيد که خداي متعال حتي آنچه را که زبان در آن دخالت ندارد سؤال شمرده و در قرآن کريم فرموده: آنچه را سؤال کرده‌ايد به شما عطا شده است. و اجمال مطلب آنکه نعم الهي قابل ذکر و سؤال و احصاء نيست و هرگز با زبان آن را نخواسته‌اند.(5)
    شايد بتوان از مجموع آنچه گفته شد: چنين استفاده کرد که بهترين و جامع‌ترين تعريف براي دعا، همان «طلب به معني عام» است که شامل تمامي اقسام دعا، حتي - دعاي تکويني - نيز مي‌شود.
    عنايت انبيا به دعا و اصرار بر آن درهمه حال، نمونه‌اي از ادب انبيا در برابر خالق است. انبيا در هنگام دعا هرگز خود را نمي‌بينند و عزم تماشاي معشوق را دارند که خويش را در نهان و عيان بر دل و ديده‌ي انسان نمايانده است. چنين است که دعا بيش از هر عامل و سبب ديگر در نيل به فلاح مؤثر مي‌باشد و در واقع راهي کوتاه و مستقيم به سوي خداوند تلقي مي‌شود و دعا به منزله‌ي برجسته‌ترين عبادت، آداب و احکام و اسراري دارد.


       

    "دست پر مهر پـــــــــدر "
    تنها دستیه که اگه کوتاه از دنیا هم باشه... از تمام دستها بلند تره...


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    773
    صلوات
    1214
    تعداد دلنوشته
    4
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 روز 7 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    13



    به عنوان نمونه يکي از «آداب دعا» که خداوند پيامبرش را تعليم مي‌دهد، اين است که دعا را آهسته و با تضرع و ناله مطرح کنيم. و در دل خويش، پروردگارت را بامدادان و شامگاهان با تضرع و ترس، با صداي بلند، ياد کن و از غافلان مباش.(6)
    در تفسير گرانقدر الميزان، «تضرّع» از «ضراعت» به معناي تملّق توأم با نوعي خشوع و خضوع آمده و «خيفة» را نوع مخصوصي از ترسيدن گرفته و مراد از آن را نوعي که با ساحت مقدس خداوند مناسب است، مي‌داند؛ و چنين نتيجه مي‌گيرد که در معناي «تضرع» ميل و رغبت به نزديک شدن به شخص متضرع‌اليه نهفته، و در معناي خيفة، پرهيز و ترس و ميل به دور شدن از آن شخص وجود دارد. سپس ادامه مي‌دهد يعني آدمي در ذکر گفتنش، حالت آن شخص را داشته که چيزي را هم دوست دارد و به اين خاطر نزديکش مي‌رود و هم از آن مي‌ترسد و از ترس آن به عقب برگشته و دور مي‌شود، در اينجا ذکر و ياد پروردگار را دو قسم کرده: يکي در دل و ديگري به زبان و آهسته، آنگاه هر دو قسم را مورد امر قرار داده، و ذکر به صداي بلند را چون با ادب عبوديّت منافات دارد، مورد امر قرار نداده است.(7)
    «احکام دعا» يعني انسان چه چيزي از خدا بخواهد و چه چيز نخواهد. قرآن کريم از خلال بيان نيايش‌هاي انبيا آداب دعا و احکام آن را مطرح کرده است. از مضامين دعاي انبيا مي‌توان به آداب زير دست يافت:
    1. ربوبيّت الهي در دعاي پيامبران
    انبيا قبل از هر چيز، در دعا از اسم شريف «ربّ، ربّنا، ربّي» استفاده مي‌کردند، چون ربوبيّت، واسطه ارتباط بنده با خدا، مي‌باشد و فتح باب هر دعايي است. به عبارتي ديگر، چون به هنگام دعا، مقام بنده، مقام اظهار نياز و درخواست و طلب حاجت است، بايد از اسمي بهره گرفت که مناسب مقام باشد. از اين رو، «ربّ» که به معناي مالک و تربيت کننده است. براي دعا مناسب‌تر است و انسان با ذکر اين نام خود را غرق در الطاف الهي و وابسته دائمي به عنايات او مي‌بيند. آيات زير مصاديق گويايي از اين مطلب مي‌باشد.
    چنانکه در دعاي حضرت آدم وحوا آمده است: {رَبَّنا ظَلَمْنا أَنْفُسَنا} (اعراف، 7 / 23) پروردگارا، ما بر خويشتن ستم کرديم. اين نيايش، راز و نيازي است که آن دو بزرگوار بعد از خوردن از درختي که خداوند از نزديکي به آن نهيشان کرده بود با خداي خود کردند و به صفت ربوبيّتي متوسل شدند که دافع هر شر و جاذب هر خيري است.
    يکي از دعاهاي حضرت ابراهيم (ع) زماني است که، هاجر و اسماعيل (ع) را در مکه - آن بيابان لم يزرع - به امر خداوند گذاشت و چنين دعا کرد: و (ياد کن) هنگامي را که ابراهيم گفت: پروردگارا اين شهر را ايمن گردان... پروردگارا، آنها بسياري از مردم را گمراه کردند... پروردگارا، بي گمان تو آنچه را که پنهان ميداريم، و آنچه را که آشکار مي‌سازيم مي‌داني... پروردگارا، مرا برپادارنده نماز قرار ده، و از فرزندان من نيز (چنين فرما)، پروردگارا، دعاي مرا بپذير. پروردگارا، روزي که حساب برپا مي‌شود، بر من و پدر و مادرم و بر مؤمنان ببخشاي.(8)
    علامه طباطبايي در ذيل اين آيات آورده‌اند:


       

    "دست پر مهر پـــــــــدر "
    تنها دستیه که اگه کوتاه از دنیا هم باشه... از تمام دستها بلند تره...


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    773
    صلوات
    1214
    تعداد دلنوشته
    4
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 روز 7 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    13



    از جمله لطائفي که در دعاي آن حضرت به چشم مي‌خورد، اختلاف تعبير در نداء است، در يک جا «ربّ» آمده و در جاي ديگر «ربّنا»، در اولي پروردگار را به خود نسبت داد، به خاطر آن موهبت‌هايي که خداوند مخصوص او ارزاني داشته است، از قبيل سبقت در اسلام و امامت، و در دومي پروردگار را به خودش و ديگران نسبت داده، به خاطر آن نعمت‌هايي که خداوند هم به او و هم به غير او ارزاني داشته است.(9) اين ندا اعتراف داعي را به ربوبيّت خدا در هر چيز و به عبوديّت خود نسبت به پروردگار عالم مي‌رساند.(10)
    حضرت عيسي (ع) که خود يکي از مظاهر کامل بندگي و ادب و خضوع و خشوع است، اين چنين دعا مي‌کند:
    عيسي پسر مريم گفت: بارالها، پروردگارا، از آسمان، خواني بر ما فرو فرست تا عيدي براي اوّل و آخر ما باشد و نشانه‌اي از جانب تو. و ما را روزي ده که تو بهترين روزي دهندگاني.(11)
    «الله» نامي است که در بيان نام‌هاي خداوند جلوه خاصي دارد. در روايتي از امام حسن عسگري (ع) نقل شده است که فرمودند: «الله» همان است که هر آفريده‌اي به هنگام قطع اميد و در نيازمندي و گرفتاري‌ها از همه روي مي‌گرداند و دل از اسباب مي‌برد و دل به او مي‌بندد.(12)
    نکته جالب اين است که دعا به نداي {اللَّهُمَّ رَبَّنا} آغاز مي‌شود و حال آنکه سايرانبيا دعاي خود را تنها با کلمه‌ي «ربّ» يا «ربّنا» افتتاح مي‌کردند. مفسّران اين زيادتي ندا در دعاي مسيح را، براي رعايت ادب نسبت به موقف دشوار خود مي‌دانند. شايد به اين علت که چون حواريون معجزات باهر و روشن عيسي (ع) را ديده بودند. در چنين شرايط، درخواست معجزه مناسب با مقام ايمان و اخلاص نبوده و ممکن است پيامدهاي ناگوار داشته باشد. از اين رو عيسي (ع) با احتياط کامل و با آوردن کلماتي که بيشتر رحمت حق را جلب مي‌کند، درخواست خود را مطرح مي‌کند.(13)


       

    "دست پر مهر پـــــــــدر "
    تنها دستیه که اگه کوتاه از دنیا هم باشه... از تمام دستها بلند تره...


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    773
    صلوات
    1214
    تعداد دلنوشته
    4
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 روز 7 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    13



    ما اين گونه ادب را در نيايش‌هاي پيامبر (ص) شاهديم، چنانکه خداوند به او دستور مي‌دهد:
    و بگو: پروردگارا، مرا (در هر کاري) به طرز درست داخل کن و به طرز درست خارج ساز. و از جانب خود براي من تسلطي ياري بخش قرار ده.(14)
    2. اوصاف الهي در آغاز دعا
    ادب ديگر اينکه انبيا، بعد از ذکر نام ربّ، شروع به، ثنايي جميل از پروردگار مي‌کنند. کما اينکه ادب عبوديّت هم اين گونه اقتضا مي‌کند. انسان براي تقرّب به خدا آفريده شده است و بايد از تمام امکانات زندگي براي رسيدن به اين مقصود بهره گيرد، و حقيقت دعا هم، توجه به بارگاه معبود و حرکت در مسير هدف خلقت و قرب الهي است که براي مؤمنان معراجي روحي و معنوي است. حقيقت و روح دعا توجه قلبي انسان به خدا است و ميزان توجه انسان به خداوند به ميزان معرفت و محبت انسان به ذات ربوبي‌اش بستگي دارد. از اين رو توجه به صفات و اسماء و حمد و ثناي الهي قبل از دعا و به هنگام دعا سفارش شده است. محمد بن مسلم از امام صادق (ع) نقل کرده است که فرمودند: در کتاب اميرالمؤمنين (ع) آمده است که ستايش، قبل از سؤال و تقاضا است.(15)
    از جمله ادعيه پيامبران، دعايي است که قرآن کريم از حضرت يونس (ع)، در ايّامي که در شکم ماهي به سر مي‌برد، حکايت مي‌کند:... تا در (دل) تاريکي‌ها ندا در داد که: معبودي جز تو نيست، منزّهي تو، راستي که من از ستمکاران بودم.(16)
    حضرت يونس (ع)، در بين انبيا، تنها کسي است که در آغاز دعا کلمه «ربّ» را به کار نبرده است. در اين جمله حضرت (ع)، از آنچه که عملش نشان مي‌داد، بيزاري مي‌جويد، چون عمل او ولو اينکه او چنين قصدي نداشت اين معنا را مي‌رساند که، غير از خدا مرجع ديگري است، که بتوان به او پناه برد. لذا وي از اين معنا، بيزاري جسته و عرض داشت: {لا إِلهَ إِلاَّ أَنْتَ} وجه ديگر اينکه قبل از دعا، پاک شمردن و تنزيه خدا از هر عيب و نقص و ظلم و ستم، و هر گونه گمان سوء درباره‌ي ذات پاک او را برخود لازم مي‌داند. چون رفتار يونس (ع) اين معنا را مي‌رساند که، ممکن است که کسي به کارهاي خدا اعتراض نموده، و بر او خشم بگيرد، يا اينکه ممکن است کسي از تحت قدرت او بيرون شود، لذا براي عذر خواهي از آن گفت: «سبحانک».(17)
    به پيامبر (ص) نيز خداوند، چنين دستور مي‌دهد: بگو: بارخدايا، تويي که فرمان‌فرمايي؛ هر آنکس را که خواهي، فرمان‌روايي بخشي؛ و از هر که خواهي، فرمان‌روايي باز ستاني؛ و هر که را خواهي، عزت بخشي؛ و هر که را خواهي، خوار گرداني؛ همه‌ي خوبي‌ها بدست توست، و تو بر هر چيز توانايي.(18)
    حقيقت و روح دعا توجه قلبي انسان به خداوند است و ميزان توجه انسان به خداوند به ميزان معرفت و محبت انسان به ذات ربوبي‌اش بستگي دارد. از اين رو توجه به صفات و اسماء و حمد و ثناي الهي قبل از دعا و به هنگام دعا سفارش شده است. بر اين اساس در اين آيه مي‌بينيم که در ابتدا خداوند لفظ «اللهم» را آورده است که در واقع همان «يا الله» مي‌باشد که حرف ندا حذف شده و به جاي آن «م» مشدد در انتها اضافه گشته است. و بعد از «اللهم» به پيامبر تعليم مي‌دهد که خداي خود را ثناي جميل بکند. در آيه اشاره مي‌کند که تو خدايي هستي که تمامي خيرها به طور مطلق به دست تو است و قدرت مطلقه خاص تو است.


       

    "دست پر مهر پـــــــــدر "
    تنها دستیه که اگه کوتاه از دنیا هم باشه... از تمام دستها بلند تره...


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    773
    صلوات
    1214
    تعداد دلنوشته
    4
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 روز 7 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    13



    3. اقرار به گناه
    ديگر از آداب دعاي انبيا بعد از ستايش جميل، اقرار به بدي‌ها و گناهان مي‌باشد، اقرار به بدي‌ها روح انسان را براي اتصال به رحمت فضل خداوند آماده مي‌کند، اقرار به گناه موجب چشيدن روحانيّت و معنويّت دعا مي‌شود و زمينه و توفيق توبه را فراهم مي‌کند.
    نوح (ع)؛ پيامبري که نه قرن‌ونيم، ستم بدترين و سرکش‌ترين قوم و طاغي‌ترين امّت را تحمّل کرده و صبورانه به هدايت آنها انديشيده است، اکنون خود را در محضر الهي بدهکار مي‌داند و از خداي سبحان طلب مغفرت مي‌کند و اين گونه در اواخر زندگي خويش، ادب دعا را به ما مي‌آموزد: پروردگارا، بر من و پدر و مادرم و هر مؤمني که در سرايم درآيد، و بر مردان و زنان با ايمان ببخشاي، و جز بر هلاکت ستمکاران ميافزاي.(19)
    سيد قطب آورده است:
    اين نشان دهنده‌ي ادب عبد در برابر ربّ مي‌باشد، عبدي که فراموش نکرده که بشر است و خطا و قصور دارد، هر چند که اطاعت و عبادت کند و داخل بهشت نمي‌شود، جز اينکه خدا با فضلش با او معامله کند.(20)
    موسي (ع) نيز، زماني که از کوه طور باز مي‌گردد، چنين مي‌گويد: پروردگارا، من و برادرم را بيامرز و ما را در (پناه) رحمت خود درآور، و تو مهربان‌ترين مهرباناني.(21) اين تقاضاي بخشش براي خود و هارون (ع)، نه به خاطر آنست که گناهي از آنان سرزده، بلکه يک نوع خضوع به درگاه پروردگار و بازگشت به سوي او و ابراز تنفر از اعمال زشت بت‌پرستان همچنين سرمشقي است براي همگان تا فکر کنند جايي که موسي وهارون که انحرافي پيدا نکرده بودند چنين تقاضايي از پيشگاه خدا کنند، ديگرا ن بايد حساب کار خود را برسند و سرمشق بگيرند و رو به درگاه پروردگار آورده، از گناهان خود تقاضاي عفو و بخشش کنند، البته بعضي معتقدند شايد اين آمرزش موسي (ع) براي خود، به خاطر پرخاش به هارون و يا به خاطر انداختن الواح تورات باشد.(22)


       

    "دست پر مهر پـــــــــدر "
    تنها دستیه که اگه کوتاه از دنیا هم باشه... از تمام دستها بلند تره...


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    773
    صلوات
    1214
    تعداد دلنوشته
    4
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 روز 7 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    13



    خداوند پيامبرش را نيز تعليم مي‌دهد که نيايش مغفرت‌طلبانه داشته باشد، و بگو: پروردگارا، ببخشاي و رحمت کن (که) تو بهترين بخشايندگاني.(23)
    پيداست که آمرزش‌خواهي چه اهميت و جايگاه رفيعي نزد خداوند دارد. خداوند بدين وسيله، بندگان محبوب خود را آماده بهره‌وري از خوان نعم و الطاف پيدا و پنهانش مي‌سازد. اين گونه دعا و تعليم، مجال هر گونه ناداني و غفلت و سيه‌دلي را از ميان مي‌برد و زمينه‌ساز تطهير جان و ذهن آدمي مي‌شود. از نيايش بخشش‌خواهانه انبيا مي‌آموزيم، که در سلوک توحيدي نيز، بيم غرور و خودفريبي مي‌رود و سالک حق‌جو بايد هوشيارانه در جست‌وجوي آسيب‌شناسانه‌ي رفتارهاي خود برآيد.
    4. ياد کردن نعمت‌ها
    يوسف (ع)، وقتي والدين و برادرانش، بعد از ديدن عظمت او به خاک افتادند، پس از يادآوري خاطرات گذشته به طور مجمل اين گونه دعا کرد: پروردگارا، تو به من دولت دادي و از تعبير خواب‌ها به من آموختي. اي پديدآورنده آسمان‌ها و زمين. تنها تو در دنيا و آخرت مولاي مني؛ مرا مسلمان بميران و مرا به شايستگان ملحق فرما.(24)
    در نيايش يوسف پيامبر، ادب بندگي و سپاسگزاري به طرز چشم‌گيري انسان را به تأمل وا مي‌دارد. آن حضرت پيش از آنکه خواسته‌هاي خود را بيان دارد، از آنچه پروردگارش به او ارزاني داشته است، سخن مي‌راند. اين نوع بندگي و نيايش‌گري سبب خواهد شد تا شخص همواره از خدا راضي و شاکر نعمت‌هايش باشد و نيز آرامش خويشتن را که تضمين کننده‌ي سلامت و امنيت و پيشرفت در زندگي و جامعه است، حفظ نمايد. وي بعد از آنکه خداي را ثنا گفت و احسان‌هاي او را در نجاتش از بلاها و نوائب برشمرد، خواست تا نعمت‌هايي را هم که خداوند، مخصوص او ارزاني داشته برشمرد، حضرت يوسف (ع) همه اين کارها را از خداوند سبحان مي‌داند و نمي‌گويد من خود رنج کشيدم و به اين مرحله رسيدم. مفسّر بزرگ علامه طباطبايي آورده است:
    آن جناب آنچنان محبت الهي در دلش هيجان يافته که به کلي توجهش از غير خدا قطع شده، در نتيجه يک باره از خطاب و گفتگو با پدر صرفنظر کرده و متوجه پروردگار خود شده است وخداوند را مخاطب قرار داده و مي‌گويد: «پروردگارا اين تو بودي که از سلطنت سهمي به سزا ارزانيم داشتي، و از تأويل احاديث تعليمم دادي».(25)


       

    "دست پر مهر پـــــــــدر "
    تنها دستیه که اگه کوتاه از دنیا هم باشه... از تمام دستها بلند تره...


  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    773
    صلوات
    1214
    تعداد دلنوشته
    4
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 روز 7 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    13



    از آن جمله مناجاتي است که قرآن از حضرت ذکريا (ع)، براي درخواست فرزند، نقل کرده است: (اين) يادي از رحمت پروردگار تو (درباره) بنده‌اش ذکرياست. آنگاه که (ذکريا) پروردگارش را آهسته ندا کرد. گفت: پروردگارا، من استخوانم سست گرديده و (موي) سرم از پيري سپيد گشته، و - اي پروردگار من - هرگز در دعاي تو نااميد نبوده‌ام. و من پس از خويشتن از بستگانم بيمناکم و زنم نازاست، پس از جانب خود وليِّ (و جانشيني) به من ببخش. که از من ارث برد و از خاندان يعقوب (نيز) ارث برد، و او را - اي پروردگار من - پسنديده گردان.(26)
    سيد قطب آورده است:
    زکريا (ع) در اين موقف در نهايت قرب و اتصال، پروردگارش را مي‌خواند، چنانکه شاهديم، «ربّ» را بدون حرف ندا بکار برده است.(27) او در اينجا با ذکر {وَ لَمْ أَکنْ بِدُعائِک رَبِّ شَقِيًّا} چنين بيان مي‌کند که از دوران جواني تا امروز که استخوان‌هايش سست و موي سرش سفيد شده، همچنان، معتکف و گداي اين درگاه بودم و هيچ وقت نااميد و تهي دست برنگشته‌ام. اين نحو تضرع، خود باعث شده که خدا اين دعايش را نيز شنيده و او را وارثي پسنديده ارزاني دارد.(28)
    فراموش کردن امکانات و الطاف الهي - در گذشته و حال - که اغلب بر اثر فراواني و تکرار آن دست مي‌دهد، موجب مي‌شود که بعضي از مؤمنان، اندک اندک از توجه به آفريدگار و مناجات با وي غافل شوند. و بدين گونه انبيا که خود الگوي انسان کامل، امام، شاقول و ترازو براي ديگر انسان‌ها هستند، به ما مي‌آموزند که همواره يادآور اين نعم و الطاف الهي باشيم.


       

    "دست پر مهر پـــــــــدر "
    تنها دستیه که اگه کوتاه از دنیا هم باشه... از تمام دستها بلند تره...


  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    773
    صلوات
    1214
    تعداد دلنوشته
    4
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 روز 7 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    13



    5. ياد کردن خواست‌ها
    بعد از ذکر نعم الهي، نوبت به ذکر حوائج مي‌رسد. يکي ديگر از آداب دعاي انبيا اين است که، حوائج معنوي را، به طور صريح ذکر مي‌کردند، امّا حوائج مادي را به طور غير مستقيم بيان مي‌نمودند.
    دعاي حضرت ابراهيم (ع)، زماني که هاجر و اسماعيل (ع) را در مکه (بيابان لم يزرع) به امر خداوند گذاشت، چنين است: و (ياد کن) هنگامي را که ابراهيم گفت: «پروردگارا، اين شهر را ايمن گردان، و مرا و فرزندانم را از پرستيدن بتان دور بدار. پروردگارا، آنها بسياري از مردم را گمراه کردند. پس هر که از من پيروي کند، بي گمان او از من است، و هر که مرا نافرماني کند، به يقين، تو آمرزنده و مهرباني، پروردگارا، من (يکي از) فرزندانم را در درّه‌اي بي کشت، نزد خانه محترم تو، سکونت دادم. پروردگارا، تا نماز را به پا دارند. پس دل‌هاي برخي از مردم را به سوي آنان گرايش ده و آنان را از محصولات (مورد نيازشان) روزي ده باشد که سپاسگزاري کنند.(29)
    ادبي که ابراهيم (ع) در اين دعا بکار برد، اين است که هر حاجتي از حوائج را که ذکر کرده، چون ممکن بود به غرض مشروع درخواست شود و هم به غرض نامشروع، آن جناب غرض مشروع و صحيح خود را در کلام خود ذکر کرده و بياني آن را ادا نموده که هر کس مي‌تواند از آن پي ببرد که وي تا چه اندازه اميد به رحمت پروردگار در دلش فوران داشته، مثلاً بعد از اين که عرض کرد: «مرا و فرزندانم را از اينکه پرستش بت‌ها کنند دور بدار» غرض خود را اين طور بيان نمود: «پروردگارا به درستي که آنها گمراه کردند بسياري از مردم را - و اگر مجدداً نداي «ربّ» را تکرار کرده، به منظور تحريک رحمت الهي مي‌باشد. همچنين بعد از اينکه عرض کرد: «پروردگارا اينک که من ذريه خود را در بيابان لم‌يزرع در کنار خانه تو سکونت دادم» غرض خود را از اين گفتار اين طور بيان نمود: «پروردگارا براي اينکه نماز به پا دارند. و نيز بعد از آنکه درخواست کرد: «دل‌هايي از مردم را به سوي آنان معطوف بدار و از ميوه‌ها روزيشان فرما» دنبالش عرض خود را چنين شرح داد: «باشد که آنان تو را شکر گذارند.»(30)
    اين دعا نمونه کامل براي انسان ذاکر شاکر مي‌باشد و در سياق آن، ذلّت و بيچارگي موج مي‌زند.


       

    "دست پر مهر پـــــــــدر "
    تنها دستیه که اگه کوتاه از دنیا هم باشه... از تمام دستها بلند تره...


  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    773
    صلوات
    1214
    تعداد دلنوشته
    4
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 روز 7 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    13



    حضرت موسي (ع)، نيز بعد از قتل قبطي، چنين دعا مي‌کند: گفت: پروردگارا، من بر خويشتن ستم کردم، مرا ببخش. پس خدا از او درگذشت که وي آمرزنده مهربان است.(31) اين دعا، چون مربوط به امور مادي و دنيوي نبود، بلکه صرفاً توسل به مغفرت خدا بود، موسي (ع) به حاجت خود تصريح مي‌کند، اما بعد از فرار از مصر، چنين مناجات مي‌کند: پروردگارا، من به هر خيري که سويم بفرستي سخت نيازمندم.(32)
    حضرت موسي (ع)، در اين رسالتش گذشته از التجا و تمسّک به ربوبيّت که خود ادب جداگانه‌اي است، ادب ديگري بکار برده و آن اينکه: درخواست نان از جانب حضرت موسي‌بن‌عمران در حالي صورت مي‌پذيرد که او به رغم احتياج شديد خويش از اظهار آشکار و مستقيم آن خودداري مي‌ورزد. او تنها از وضع خود پس از قتل و فرار و تعقيب سخن مي‌گويد و خير را که در آن شرايط به جز نان نيست، مي‌طلبد يعني تنها احتياج و نياز خود را بازگو مي‌کند و بقيه را به لطف پروردگار وا مي‌گذارد. اين نوع ادب ورزيدن در حيات انبيا و اوليا شواهد بسيار دارد.(33)
    حضرت ايّوب (ع)، سرگذشتي غم‌انگيز و در عين حال پرشکوه و با ابهت دارد. صبر و شکيبايي او مخصوصاً در برابر حوادث ناگوار عجيب بود. به گونه‌اي که «صبر ايّوب» يک ضرب‌المثل قديمي است، زماني که ايّوب، گرفتار مشکلات مي‌شود، چنين دست به دعا برمي‌دارد: و ايوب را (ياد کن) هنگامي که پروردگارش را ندا مي‌داد که: به من آسيب رسيده است و تويي مهربان‌ترين مهربانان.(34)


       

    "دست پر مهر پـــــــــدر "
    تنها دستیه که اگه کوتاه از دنیا هم باشه... از تمام دستها بلند تره...


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود