جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: لبخند و خنده حلال :)

  1. #6941

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    30,047
    مورد تشکر
    41,316 پست
    حضور
    125 روز 10 ساعت 6 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    1



    آخ سوختم


    در ميدان مين مشغول پاكسازي بوديم، عراقيها متوجه شدند و منطقه را به خمپاره بستند‌، حالا نزن كي بزن،‌ همه پراكنده شدند. يكي از بچه ها ظاهراً از ناحيه پا زخمي شده بود،‌ شروع كرد به آه و ناله كردن: آخ سوختم، به دادم برسيد، مردم،‌ يكي بيايد مرا بردارد. بی فایده بود هیچ کس نزدیک نرفت، پیش قاضی معلق بازی! هر کس از همان فاصله می توانست با دیدن حالات و حرکات او حدس بزند که دارد فیلم می آید و اصلا مجروح نشده یا اگر شده زخمش سطحی است. او وقتی باورش شد که فریادرسی وجود ندارد بلند شد و پا به فرار گذاشت. آمد به سراغ رفقا، آنها را می زد و با هر ضربه می گفت: آخ، بیچاره شدم، نامردا، بی معرفتها پایم قطع شد!

    لبخند و خنده حلال :)

  2. تشکرها 2


  3. #6942

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    30,047
    مورد تشکر
    41,316 پست
    حضور
    125 روز 10 ساعت 6 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    1



    بوش آمد


    اوضاع سياسي دنيا را نقد و بررسي مي كرديم. نوبت به آمريكا رسيد و رياست جمهوري وقت آن. بعضي دفاع مي كردند كه الحق و الانصاف خوب توانسته اند حرف خودشان را به كرسي بنشانند، با اين همه مفسده كه در عالم ايجاد مي كنند همچنان قبله آمال ملحدين هستند! دوستي مي گفت: من موافق نيستم. اين حرفها هم نيست. ريگان را ببينيد. در دوره رياست جمهوري اش گندزد. آنقدر خرابكاري كرد تا بالاخره (بويش)‌ آمد. حالا شما فكر مي كنيد مردم بوش (بوش) را چقدر تحمل مي كنند؟ قطعاً اگر شامه شان معيوب نباشد چهار سال!

    از کتاب فرهنگ جبهه جلد سوم (شوخ طبعی ها) نوشته سید مهدی فهیمی

    لبخند و خنده حلال :)

  4. تشکرها 2


  5. #6943

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    30,047
    مورد تشکر
    41,316 پست
    حضور
    125 روز 10 ساعت 6 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    1



    ابوجاسم مرخصی است


    در نقطه ای به عراقیها فوق العاده نزدیک بودیم. مثل همسایه دیوار به دیوار! واقعاً از حال و احوال یکدیگر خبر داشتیم به نحوی که با چشم غیر مسلح می توانستیم تمام حرکات هم را زیر نظر بگیریم. البته بنا به دلایلی اجازه شلیک و برخورد به ما نداده بودند. همچنین به آنها. وقتی سر و صدایی نبود و آتشی مبادله نمی شد، بچه می گفتند: احتمالاً مرتضی با ابوجاسم مرخصی رفته اند! خبری از آنها نیست. حسابی دلمان تنگ شده، طاقت دوری شان را نداریم.

    از کتاب فرهنگ جبهه جلد سوم (شوخ طبعی ها) نوشته سید مهدی فهیمی

    لبخند و خنده حلال :)

  6. تشکرها 2


  7. #6944

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    30,047
    مورد تشکر
    41,316 پست
    حضور
    125 روز 10 ساعت 6 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    1



    آب آلوده


    ماسک و سایر وسایل آموزش را آماده کردند. بحث بمبهای شیمیایی بود. کنایه سرعت منطقه را آلوده می کند و باعث کشتار جمعی می شود. مربی توضیح می داد که روی بلندی بروید، پارچه خیس جلو بینی بگیرید. آتش روشن کنید و از این قبیل تذکرات. بعد اضافه کرد: به هیچ وجه از آبهای آشامیدنی آلوده و سمی استفاده نکنید. حرف که به اینجا رسید یکی از برادران سیگاری دسته گفت: اگر آب رابجوشانیم و با آن چای درست کنیم چطور؟ عیبی ندارد؟ همه خندیدند و او جواب داد: برای چایی عیب ندارد، حتی می توانید نجوشانید!

    از کتاب فرهنگ جبهه جلد سوم (شوخ طبعی ها) نوشته سید مهدی فهیمی

    لبخند و خنده حلال :)

  8. تشکرها 2


  9. #6945

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    30,047
    مورد تشکر
    41,316 پست
    حضور
    125 روز 10 ساعت 6 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    1



    بخوریدو بیاشامیدولی... اگر دیدید


    در منطقه ماووت بودیم ،سال 66 ماشین غذا را عراق زده بود.داغ شكم جداً سخت است. خدا برای هیچ كس نیاورد. وقت غذا بود، مثل بچه های مادر از دست داده،هر كس گوشه ای زانوی غم بغل گرفته بود.

    شعار ان روز ما این بود : بخورید،بیاشامید البته اگر دیدید و دستتان به آن رسید!

    لبخند و خنده حلال :)

  10. تشکرها 2


  11. #6946

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    30,047
    مورد تشکر
    41,316 پست
    حضور
    125 روز 10 ساعت 6 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    1



    اگر سبزی دارید یک خرده بدهید


    یک روز در مقر داخل چادر مشغول ناهار خوردن بودیم. از چادر بغلی یکی از برادران که حدود سی سال داشت آمد با حالت بچه گانه ای رو به ما کرد و گفت: بابا گفتم اگر سبزی دارین یک خرده بدین! رفقا که سرشان درد می کرد برای این طور حرفها یکی گفت: بارک الله پسر خوب که به حرف بابا گوش می کنی. خوب عمو جان کلاس چندمی، چند سالته؟ او که سعی می کرد نقشش را خوب بازی کند، سرش را انداخت پایین و با حجب و حیا شکسته بسته جواد داد، کلاس مدرسه می روم. سی سالمه! آفرین بیا این سبزیها را بگیر و به بابا بگو : مگر دستم بهت نرسد. بلایی به روزگارت بیاورم که آن سرش ناپیدا باشد.
    از کتاب فرهنگ جبهه جلد سوم (شوخ طبعی ها) نوشته سید مهدی فهیمی

    لبخند و خنده حلال :)


  12. #6947

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۸
    نوشته
    1
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    15 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    یک باب خانه در نیاوران به مساحت ۴۵۰ مترمفید، سونا استخر جکوزی و پکیج، با نمای فیروزه ای و دید بسیار عالی… به خدا خوشبختی نمیاره، برو سر خونه زندگی

  13. #6948

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۳
    نوشته
    1,505
    مورد تشکر
    8,135 پست
    حضور
    44 روز 7 ساعت 55 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    امروز میخواستم ناهار بخورم مأمور اومد گیر داد اینجا نباید ناهار بخورید گفتم بابا ماه رمضون که تموم شد

    .

    .

    گفت تموم شد که تموم شد،دلیل نمیشه بیای وسط کلانتری سفره پهن کنی
    یا غِيَاثَ الْمُسْتَغِيثِينَ‏
    أَنَا عَبْدُكَ الضَّعِيفُ الذَّلِيلُ الْحَقِيرُ الْمِسْكِينُ الْمُسْتَكِينُ‏
    الهی العفو، الهی العفو،الهی العفو، الهی العفو،الهی العفو، الهی العفو،الهی العفو، الهی العفو،الهی العفو، الهی العفو،الهی العفو، الهی العفو
    به فاطِمَةَ وَ اَبیهَا وَ بَعلِهَا وَ بَنیهَا

  14. #6949

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۳
    نوشته
    1,505
    مورد تشکر
    8,135 پست
    حضور
    44 روز 7 ساعت 55 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    یه دکتر تو شهرمون هست میری پیشش میگه

    فعلا این داروها رو برات می نویسم

    .

    .

    ولی بعدا حتما یه دکتر درست و حسابی برو!


    یعنی تا این حد به خودشناسی رسیده‌ها
    یا غِيَاثَ الْمُسْتَغِيثِينَ‏
    أَنَا عَبْدُكَ الضَّعِيفُ الذَّلِيلُ الْحَقِيرُ الْمِسْكِينُ الْمُسْتَكِينُ‏
    الهی العفو، الهی العفو،الهی العفو، الهی العفو،الهی العفو، الهی العفو،الهی العفو، الهی العفو،الهی العفو، الهی العفو،الهی العفو، الهی العفو
    به فاطِمَةَ وَ اَبیهَا وَ بَعلِهَا وَ بَنیهَا

  15. #6950

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۳
    نوشته
    1,505
    مورد تشکر
    8,135 پست
    حضور
    44 روز 7 ساعت 55 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بَ رَ بَ بَ

    چیست؟؟

    به معنای برو باباست که ایرانیها در پاره ای مواقع با دهن کجی،برای تضعیف

    روحیه طرف مقابل بکار میبرند!!

    الان دارید امتحان میکنید؟؟

    تبریک میگم شما یک ایرانیه اصیل هستید.
    یا غِيَاثَ الْمُسْتَغِيثِينَ‏
    أَنَا عَبْدُكَ الضَّعِيفُ الذَّلِيلُ الْحَقِيرُ الْمِسْكِينُ الْمُسْتَكِينُ‏
    الهی العفو، الهی العفو،الهی العفو، الهی العفو،الهی العفو، الهی العفو،الهی العفو، الهی العفو،الهی العفو، الهی العفو،الهی العفو، الهی العفو
    به فاطِمَةَ وَ اَبیهَا وَ بَعلِهَا وَ بَنیهَا

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود