جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: خلافت امامان در کتب اهل سنت

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    1,512
    مورد تشکر
    114 پست
    حضور
    111 روز 6 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    159
    آپلود
    0
    گالری
    1

    خلافت امامان در کتب اهل سنت





    پرسش:
    آیا درباره امامت و خلافت امامان دوازده گانه شیعه، در کتب اهل سنت چیزی آمده است؟

    پاسخ:
    در كتب روائی و سنن اهل سنت نيز به امامت دوازده گانه بعد از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) تصريح شده است. برای روشن شدن مسئله به بعضی از رواياتی كه در كتب عامّه در مورد ائمه اثنی عشر آمده است اشاره می كنم.
    بخارى و مسلم و تمام محدثین اهل سنت روایت خلفای دوازده گانه را آورده اند.
    حدیث امامان اثنی عشر از گروهی از صحابه پیامبر (صلی الله علیه و آله) نقل شده است كه بیشترین اسناد آن به «جابر بن سمره» می‏ رسد، و سپس به «عبداللّه بن مسعود» و «عبداللّه بن عمر» و «عبداللّه بن عمر و بن عاص» و «عبدالملك بن عمیر» و «ابی‏ الجلد» و «ابی جحیفه» (و حداقل هفت نفرند)؛ ولی حفّاظ و ناقلان حدیث كه آن را در كتاب های خود نقل كرده‌‏اند بالغ بر ده ها كتاب می‏ شود. اكنون به قسمتی از آن که در منابع معتبر اهل سنّت آمده است توجه فرمائید:
    1 ـ در صحیح مسلم از جابر بن سمره نقل شده كه می‏ گوید «سَمِعْتُ رَسُولَ اللّهِ (صلی الله علیه و آله) یَقُولُ لایَزالُ الاِسلامُ عَزیزاً اِلی اِثْنی عَشَرَ خَلیفَهً – ثُمَّ قالَ كَلِمَهً لَمْ اَفْهَمْها! فَقُلْتُ لاَبی ما قالَ؟ فَقالَ كُلُهُمْ مِنْ قُریْشٍ!»؛ اسلام پیوسته عزیز خواهد بود تا دوازده خلیفه بر مسلمانان حكومت كنند، سپس سخنی فرمود كه من نفهمیدم، پس به پدرم (كه در آن جا حاضر و از من به پیامبر (صلی الله علیه و آله) نزدیک تر بود گفتم پیامبر چه فرمود؟ گفت، فرمود (تمام آن ها از قریشند).(1)
    در همین كتاب با سند دیگری از «جابر» تعبیر دیگری نقل می ‏كند و به جای «لایَزالُ هذا الدّینِ عَزیزاً»، «لایَزالُ هذا الاَمْرُ» آمده است.
    و در تعبیر سومی با سند دیگری «لایَزالُ هذَا الدّینُ عَزیزاً مَنیعاً» آمده است.
    و در تعبیر چهارمی از عامر بن سعد بن ابی ‏وقاص نقل می‏ كند كه به جابر بن سمره نامه ‏ای نوشتم كه بعضی از اخباری را كه خودت از پیامبر (صلی الله علیه و‌ آله) شنیده‌ ‏ای برای من بنویس، او چنین نوشت كه من از پیامبر شنیدم می ‏فرمود «لایَزالُ الدّینُ قائِماً حَتی تَقُومُ السّاعَهُ ، اَوْ یَكُونُ عَلَیْكُمْ اِثْنی عَشَرَ خَلیفَهً كُلُّهُمْ مِنْ قُرَیْشٍ»؛ دین اسلام بر پا است تا قیام قیامت، یا اینكه بر شما دوازده خلیفه حكومت می‏كنند كه همه از قریشند.
    و در طریق دیگری در همان صحیح مسلم از «جابر» آمده است «لایَزال هذَا الدّینُ عَزیزاً مَنیعاً اِلی اِثْنی عَشَرَ خَلَیفَهً»؛ این دین قدرتمند و شكست ناپذیر خواهد بود تا دوازده خلیفه بر آن حكومت كنند.
    و در آخر این حدیث نیز همان جمله «كُلُّهُمْ مِنْ قُریْشٍ» دیده می‏ شود.(2)
    2 ـ همین حدیث در صحیح بخاری با عبارت مشابهی آمده است، جابر می‏ گوید از پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) شنیدم می‏ فرمود: «یَكُونُ اِثْنی عَشَرَ اَمیراً فَقالَ كَلِمَهً لَمْ اَسْمَعْها ، فَقالَ اَبی اِنَّهُ قالَ كُلُّهُم مِنْ قُرَیْشٍ»؛ بعد از من دوازده امیر خواهد بود، سپس سخنی فرمود كه آن را نشنیدم ، پدرم گفت فرمود همه آن ها از قریشند.(3)
    3 ـ همین معنی در صحیح ترمذی نیز با تفاوت جزئی ذكر شده و ترمذی بعد از نقل آن می‏ گوید «هذا حَدیثَ حَسَنٌ صَحیحٌ»؛ این حدیث نیكوی، صحیح است.(4)
    4 ـ در صحیح ابی‏ داود نیز همین معنی با تفاوت مختصری آمده است، و لحن حدیث نشان می ‏دهد كه پیامبر (صلی الله علیه و‌ آله) آن را در حضور جمعیت فرموده، زیرا در آن وارد شده است وقتی پیامبر فرمود «همواره این دین نیرومند و عزیز است تا دوازده خلیفه» مردم با صدای بلند تكبیر گفتند.(5)
    5 ـ در مسند احمد حنبل نیز در چندین مورد این حدیث ذكر شده است كه بعضی از محققان شماره طرق آن را در این كتاب به جابر، سی و چهار طریق ذكر كرده‌‏اند!.(6)
    در یک مورد می ‏خوانیم كه مسروق می‏ گوید ما نزد عبداللّه بن مسعود نشسته بودیم، و او برای ما قرآن می‏ خواند، كسی از او سؤال كرد آیا از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) هرگز سؤال كردید كه چند خلیفه بر این امت حكومت می‏ كنند‏؟ عبداللّه بن مسعود گفت از زمانی كه به عراق آمده‌‏ ام، قبل از تو كسی این سؤال را از من نكرده است! سپس افزود آری ما از رسول خدا سؤال كردیم فرمود «اِثْنی عَشَرَ كَعِدَّهً نُقْباءِ بَنی اِسْرائیلَ»؛ دوازده نفر به تعداد نقبا و رؤسای بنی اسرائیل.(7)

    ـ اسامی ائمه اثنی عشر شیعه در کتب اهل سنت
    تا به اين جا مشخص شده است كه روايات ائمه اثنی عشر، در منابع متعدد اهل سنت آمده است، و از جمله موضوعاتی است كه روايات آن در منابع فریقين آمده است.
    رواياتی كه تا كنون از منابع اهل سنت بيان شد، فقط به دوازده خليفه بعد از پيامبر (صلی الله علیه و آله) دلالت داشتند، لذا مناسب است اكنون به رواياتی از منابع اهل سنت اشاره كنم كه نام اين دوازده نفر را هم ذكر كرده اند و اين در حالی است كه دودمان بنی اميه و بنی عباس، نهايت تلاششان را كردند تا آثار و فضائل اهل بيت (عليهم السلام) را از بين ببرند و كتاب‌ هايی كه می نويسند، نامی از اهل بيت (عليهم السلام) نباشد، اما باز هم می بينيم به مراتب، بالاتر از آن چه كه نياز است ـ وقتی يک انسان جستجوگر، دنبال حقيقت می گردد ـ در منابع اهل سنت، مطالب كافی و وافی براي روشن شدن و اتمام حجت وجود دارد:
    1. جناب حموينی(8) و قندوزی حنفی(9) نقل می كنند:
    روزي شخصي يهودی نزد نبی مكرم (صلي الله عليه و آله) كه در مسجد بودند آمد و عرضه داشت:
    أخبرنی عن وصيّك مَن هُوَ؟ فما مِن نبیّ إلا و له وصیّ، و إنّ نبيّنا موسی بن عمران أوصی الي يوشع بن نون فقال رسول الله: إن وصيی علی بن أبي طالب، و بعده سبطای الحسن و الحسين، تتلوه تسعة أئمة من صلب الحسين. قال: يا محمد فسمهم لي؟ قال: إذا مضى الحسين فابنه علی، فإذا مضى علی فابنه محمد، فإذا مضى محمد فابنه جعفر، فإذا مضى جعفر فابنه موسى، فإذا مضى موسى فابنه علی، فإذا مضى علی فابنه محمد، فإذا مضى محمد فابنه علی، فإذا مضى علی فابنه الحسن، فإذا مضى الحسن فابنه الحجة محمد المهدی، فهؤلاء إثنا عشر.
    اي پيغمبر بگو: وصی تو كيست؟ چرا كه هيچ پيغمبری نبوده مگر آن كه جانشينی هم داشته است. موسی پيغمبر ما بعد از آن كه هارون از دنيا رفت يوشع بن نون را وصی خود قرار داد. رسول خدا فرمود: وصی من علی بن ابی طالب است و بعد از او ... تا آخر روايت.
    عن كتاب مودة القربى عن عبد الملك بن عمير عن جابر بن سمرة قال: كنت مع أبى عند النبی (صلى الله عليه وآله) فسمعته يقول: «بعدی اثنی عشر خليفة» ثم أخفى صوته فقلت لأبی ما الذی أخفى صوته؟ قال: قال: «كلهم من بنی هاشم».(10)
    و قد جاء فی ينابيع المودة للقندوزی الحنفی الباب (94) عن المناقب بسنده عن جابر بن عبد الله الأنصاري قال: قال رسول الله (صلى الله عليه وآله و سلم): يا جابر إن أوصيائی و أئمة المسلمين من بعدی أولهم علی ثم الحسن ثم الحسين ثم علی بن الحسين ثم محمد بن علی المعروف بالباقر، ستدركه يا جابر فإذا لقيته فأقرئه منی السلام، ثم جعفر بن محمد ثم موسى بن جعفر ثم علی بن موسى ثم محمد بن علی ثم علی بن محمد ثم الحسن بن علی ثم القائم، اسمه اسمی و كنيته كنيتی، محمد بن الحسن بن علی "المهدی"، ذلك الذي يفتح الله تبارك و تعالى على يديه مشارق الأرض و مغارب ها.
    2. جناب خوارزمی ــ كه اهل سنت از او تعبير به أخطب خواطب می كنند ــ از نبی مكرم اسلام نقل می كند: وقتی من به معراج رفتم به يمين عرش نگاه كردم، فإذاً علی و فاطمة و الحسن و الحسين و علی بن الحسين و محمد بن علی و جعفر بن محمد و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمد بن علی و علی بن محمد و الحسن بن علی و محمد المهدی، كأنّه كوكب درّيّ بينهم ...؛ ... ديدم مهدی مانند يک ستاره‌ ای در ميان آن ها می درخشد، پس از سوی خداوند خطاب آمد: اي پيغمبر اين ها حجت‌ های من و اوصياء تو هستند، و مهدی هم از اين هاست؛ و قسم به عزت و جلالم كه اين مهدی از دشمنان من انتقام می گيرد و نسبت به اولياء من كمک و ياور است.(11)
    3. از جمله بيانيه‌ ای كه چند سال قبل از علماء و مفتيان بزرگ وهابيت در عربستان صادر شد و همه آن ها آن را امضاء هم كردند كه امام مهدی امام دوازدهم است.(دکتر عصام العماد)
    4. امام رضا (علیه السلام)؛ ايشان بر اساس روايت پيغمبر اسلام در صحيح بخاری هشتمين مايه حفظ و بقای دين مقدس اسلام است.(دکتر عصام العماد)
    5. حدیث جابر بن عبدالله انصاری از وائله بن اسقع ابن قرخاب از جابر بن عبد الله انصاری از رسول الله (صلی الله علیه و آله) در مورد خلفا و امامان بعد از خود فرمودند: اولهم سید الاوصیاء ابوالائمه علی، ثم ابناه الحسن و الحسین، اذا انقضت مدة الحسین فالامام ابنه علی یلقب بزین العابدین، فبعده ابنه محمد یلقب بالباقر، فبعده ابنه جعفر یدعی بالصادق، فبعده ابنه موسی یدعی بالکاظم، فبعده ابنه علی یدعی بالرضا، فبعده ابنه محمد یدعی بالتقی والزکی، فبعده ابنه علی یدعی بالنقی و الهادی، فبعده ابنه الحسن یدعی بالعسکری، فبعده ابنه محمد یدعی بالمهدی و القائم و الحجه فیغیب ثم یخرج فاذا خرج یملاء الارض قسطا وعدلا کما ملئت جورا و ظلما.(12)

    ــــــــــــــــــــــــ
    (1) صحیح مسلم 3/1453.
    (2) صحیح مسلم 3/1453.
    (3) صحیح بخاری، ج 3، جزء نهم، ص 101.
    (4) صحیح ترمذی 4/501.
    (5) صحیح ابی‏ داود/4.
    (6) منتخب الاثر، ص 12؛ احقاق الحق، ج 13.
    (7) مسند احمد، ج 1، ص 398.
    (8) كتاب فرائد السمطين، ج 2، ص 132.
    (9) كتاب ينابيع المودة، ج 3، ص 282.
    (10) کتاب ينابيع المودة، ص 445، طبعة اسلامبول.
    (11) كتاب مقتل الحسين (عليه السلام)، ص 95، ح 203.
    (12) کتاب ینابیع، باب 76 از مناقب خوارزمی.





    لینک اصلی

    ویرایش توسط مدیر تدوین : ۱۳۹۴/۱۰/۲۶ در ساعت ۱۹:۵۱

  2. تشکر


  3.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود