جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ملاقات با آقا، از خیال تا واقعیت‏

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    3,425
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    ملاقات با آقا، از خیال تا واقعیت‏




    ملاقات با آقا، از خیال تا واقعیت‏مردم به شدت به حضرت علاقه‏مند و ارادتمندند و اگر كسی ادعای ملاقات بكند و ظاهرالصلاح هم باشد، ممكن است مقبول قرار بگیرد و این مشكلات فراوانی دارد. در جریان رؤیت حضرت، باید این نكته‌ها روشن شود ... كه خیلی از موارد است كه انسان یك بیماری دارد و شفا پیدا می‏كند .یا گم‏شده‏ای دارد و پیدا می‏كند؛ هیچ دلیلی نداریم كه مثلاً آن كسی كه شخص گم‏شده را پیدا كرده و یا مشكل دیگری را حل كرده، شخص حضرت باشد. اولیای فراوانی در خدمت حضرت و در تحت تدبیر حضرتند و ممكن است به یكی از اینها دستور داده باشد تا آن مشكل را حل كند.
    در بعضی از موارد ملاقات واقعیت است؛ یعنی در حقیقت انسان كسی را می‏بیند كه مشكل او را حل می‏كند یا مریض او را شفا می‏دهد و یا گم‏شده‏ای را به مقصد می‏رساند؛ اما این هیچ دلیلی ندارد كه حضرت باشد. شاید شاگردی از شاگردان حضرت بوده است. حضرت شاگردان فراوانی هم دارد كه سیصد و سیزده نفر هستند و الان ممكن است افراد فراوانی باشند كه تحت تدبیر آن حضرت مأموریت‏هایی را انجام دهند. آنها هم اطاعت می‏كنند و به اذن خدا قدرت هم دارند؛ پس اگر یك حادثه‏ای پیش آمد و انسان بزرگواری را دید كه مشكلش را حل كرد، هیچ برهانی ندارد كه حضرت است.
    مطلب بعدی آن است كه نظیر مرحوم بحرالعلوم خدمت خود حضرت می‏رسد و این هیچ بعید نیست؛ بلكه امكان هم دارد؛ اما در این بخش، دو مسئله است.
    1. او حق ندارد بگوید من خدمت حضرت رسیده‏ام.
    2. ما حق نداریم قبول كنیم.
    به ما گفته‏اند كه شما تكذیب كنید؛ تكذیب به معنای این كه شما دروغ می‏گویید، نیست و نیز به این معنا نیست كه حضرت قابل دیدن نیست؛ بلكه تكذیب به این معناست كه من موظفم اثر عملی بار نكنم و گرنه هر كس می‏تواند ادعا كند كه من خدمت حضرت رسیده‏ام و حضرت فرمودند: «فلان چیز حلال است یا فلان چیز حرام است»، سنگ روی سنگ بند نمی‏شود. روایتی كه می‏گوید تكذیب كنید، نه یعنی تو دروغ می‏گویی؛ یعنی من موظفم اثر عملی بار نكنم.
    چند وقت قبل چند نفری از تهران آمده بودند. اینها به قدری ساده بودند كه خیال می‏كردند خدمت حضرت رسیدن، مثل خدمت یك مرجع رسیدن است. نامه‏ای آوردند كه دوشنبه كه شما خدمت حضرت می‏رسی، این نامه را خدمت حضرت بده. این نوع نگاه یك آفتی است.
    امام، مثل خورشید آسمان است؛ همان طور كه شما با دستتان نمی‏توانید به آفتاب برسید. در این فضا و بازار آشفته، فرقه‏ها پیدا می‏شود. ملل (مذاهب) را انبیا علیهم‏السلام و نِحَل (ادیان ساختگی) را همین‏ها آوردند.
    حالا اگر شیادی اینها را ببیند، چه بازی در می‏آورد. یكی دو بار اینها باورشان می‏شود و بعد وقتی كشف خلاف شد، از اصل دین بر می‏گردند.
    سوء استفاده از ضعف فهم مردم، خطر فراوانی به دنبال دارد؛ چون در این صحنه آن كس كه بازیگر تر است، پیروز است. در سال‏های دفاع مقدس در وجب به وجب صحنه جنگ بسیجی‏ها می‏گفتند: یا اباصالح المهدی و كشور را حفظ كردند كه این بركت است؛ نه مثل این عوام كه می‏گویند: روز دوشنبه كه خدمت حضرت می‏رسی، نامه را به ایشان بده.
    درباره غیبت حضرت مهدی این ماییم كه غایبیم. نابینا از بینا غایب است؛ نه بینا از نابینا.
    اگر یك نابینایی دوست خودش را نمی‏بیند، آن دوست غایب نیست؛ این نابینا غایب است. این چنین نیست كه حضرت غایب باشد؛ چه این كه ظهور هم در حقیقت مال حضرت و این نور است.(1)


    پی‏نوشت‏
    1. بخشی از سخنان آیةالله جوادی آملی در نشست مقدماتی ششمین گفتمان مهدویت، مهر 1383


  2.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود