صفحه 1 از 5 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: نقد صوفی گری

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    3,425
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    نقد صوفی گری




    منشأ آداب و رسوم تصوف چیست؟

    نقد صوفی گریتصوف در حقیقت، مخلوطی از تفکّرات فرقه ها و ادیان مختلف اعمّ از « بودایی » ، « میترایی » ، « زردشتی » ، « مانوی » ، « تائو » ، مسیحی » ، « برهمایی » یهود و اسلام است.
    مسائلی همچون : فقر ، خرقه پوشی و ریاضت های طولانی ،از آداب هندو هاست.(ماللهند/ج1/ص25)
    « تشرّف » را از آئین میترا گرفتند. ( آئین میترا همان مهر پرستی ایران باستان است.میترا یعنی خورشید) (آئین میترا/ص27)
    « غسل اسلام » گنابادی ها ، از غسل تعمید مسیحی ها اخذ شده است)
    « پَرسه و گدایی صوفی مبتدی » از آئین برهمایی گرفته شده است.(ماللهند/ج2/ص453)
    عین قول عقیده صوفی ها در مورد ذکر ، در آئین زردشت آمده که باید پیکر پیر را بدل گیرند و چنان داند که حاضر و ناظر است و از فکر پیر غایب نگردد.
    (ریاض السیاحه/ص181)
    چنانکه ملّا علی گنابادی، فرزند ملا سلطان مشهور به نور علیشاه ثانی می گوید : مقلّد ناچار است که در وقت عبادت ، مرشد را در نظر آورد.
    (صالحیه/ص334)
    صاحب استوار نامه می گوید : صحّت اعمال و عبادات و معارف موقوف است به اجازه « قطب » والّا باطل است و قبول خدا نیست ، هرجند با خلوص نیت باشد؛ زیرا معنای خالص بودن نیّت « خلوص للقطب » است و کسی راه خلوص لله ندارد مگر از راه قطب. ولایت ، یعنی بیعت با ولی امر که به واسطه آن ، صورت قطب وارد قلب شود.(استوارنامه/ص123)
    « عُشریه » نیز که در فرقه نعمت اللهی گنابادی جریان دارد و جانشین خمس و زکات است، از آئین مسیحیت و یهود اخذ شده است.(انجیل متی/باب23/ش23)



  2. تشکر


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    3,425
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نظرات امام خمینی (ره) در مورد حلاّج
    صوفیان و عده ای از مخالفین تصوف سعی نموده اند بیتی که در آن حضرت امام می فرمایند: « همچو منصور خریدار سر دار شدم » را به عنوان دفاع ایشان از تصوف و حلاّج کنند؛ امّا آیا واقعا اینگونه است؟
    در پاسخ باید گفت که در ادبیات فارسی منصور نماد مقاومت، هر چند در راه باطل شده که در راه عقیده خود بر سر دار رفت. از این رو در اشعار این گونه استفاده می شود و می توان نظر امام خمینی (ره) را این چنین تعبیر کرد، مانند تشبیه اهل بخشش به حاتم طائی که به کرم مشهور شده است.
    مخالفت های ایشان با حلاّج و شطحیات در سایر آثار واشعار ایشان ، نشانه این موضوع است.
    حضرت امام خمینی (ره) پس از نقل داستانی از بیابان گردی حلاّج و ابراهیم الخواص ، می فرمایند : این دو مرد جاهل به مقام توحید و توکل بودند؛ زیرا صحرا گردی و قلندری را با مقام توکّل اشتباه کردند، و ترک سعی و از کارانداختن قوایی را که حق تعالی عنایت فرموده به خرج توحید و توکّل گذاشتند. (شرح حدیث جنود عقل و جهل/ص214)
    ایشان در شعری خطاب به حلاج می فرمایند:

    گرتو آدم زاده هستی علّم الاسماء چه شد
    قاب قوسینت کجا رفته است أو أدنی چه شد؟
    بر فراز دار، فریاد انا الحق می زنی
    مدعی حق طلب انیت و انا چه شد؟
    مرشد از دعوت به سوی خویشتن بر دار دست
    لا الهت را شنیدستم ولی الاّ چه شد؟
    (دیوان امام خمینی(ره)/ص94)

    ایشان در جای دیگر می فرمایند :
    از صوفی ها صفا ندیدم هرگز
    زین طایفه من وفا ندیدم هرگز
    زین مدعیان که فاش انا الحق گویند
    با خودبینی فنا ندیدم هرگز

    (دیوان امام خمینی(ره)/ص217)
    تا کوس انا الحق بزنی خودخواهی
    در سرّ هویّتش تو نا آگاهی
    بردار حجاب خویشتن از سر راه
    با بودن آن هنوز اندر راهی

    (دیوان امام خمینی(ره)/ص248)
    گر نیست شوی کوس انا الحق نزنی
    با دعوی پوچ خود معلق نزنی
    تا خودبینی تو، مشرکی بیش نیی
    بی خود بشوی که لاف مطلق نزنی
    (دیوان امام خمینی(ره)/ص246)
    و در بتی دیگر سروده :
    فریاد انا الحق ره منصور بود یارب مددی که فکر راهی بکنم
    (دیوان امام خمینی(ره)/ص226)

    اما از علمای شیعه ، کسانی که به مخالفت منصور حلاّج برخاسته اند عبارتند از :
    1) شیخ ابوالقاسم حسین بن روح، سومین وکیل خاص امام زمان (عج) است.
    2) شیخ مفید(413-336ق) که به حق هر چه برای شیعه مانده از زحمات اوست.حتی مخالفان نیز او را مجدد شیعه در رأس سده چهارم دانسته اند.
    3) شیخ محمد بن ابی یعقوب معروف به ابن ندیم بغدادی(متوفی بعد از 377ق)
    4) شیخ علی بن حسین بن موسی بن بن بابویه قمی، پدر مرحوم صدوق که امام زمان (عج) برای او در توقیعی دعا نموده و او را ستایش کرده است.
    5) شیخ الطائفه محمد بن حسن طوسی (460-385ق) که حلقه اتصال متقدمین و متأخّرین به شمار می آید و غالب علوم از ناحیه او به دست ما رسیده است.
    6) ابوسهل اسماعیل بن علی نوبختی (متوفی402ق) صاحب کتاب فرق الشیعه.
    وبسیاری دیگر از علمای شیعه همچون مقدس اردبیلی، شیخ حر عاملی و .... .

  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    3,425
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    فرمایشات آیت الله مرعشی نجفی

    نقد صوفی گری مرحوم آیت الله مرعشی نجفی رضوان الله علیه در تعلیقشان بر کتاب « إحقاق الحق » فرموده اند :
    به نظر اینجانب، میصبت صوفیه بر اسلام از بزرگترین مصائبی است که ارکان اسلام را ویران کرده و به بنیان آن خلل وارد نموده است و آن را درهم شکسته است.
    بعد از فحص زیاد و جستجو در لابلای سخنان صوفیه و ملاقات با رؤسای فرقه های مختلف آن، برایم روشن شد که این درد از راهبان مسیحی و دیرنشینان به دین اسلام سرایت کرده است. گروهی از اهل سنّت مانند حسن بصری، شبلی، معروف، طاووس، زهری، جنید و ... آن را آموختند، سپس از آنا به شیع هسرایت نمود تا اینکه امرشان بالا گرفت و پرچمهایشان برافراشته شد، به گونه ای که از اساس دین سنگی را بر سنگی باقی نگذاشتند، نصوص قرآن سنّت را بر خلاف ظاهر آیات تأویل نمودند و با احکام فطری و عقلی اسلام مخالفت کردند و به وحدت وجود بلکه موجود معتقد شدند و به عبادات صوفیانه و مداومت بر أوراد و أذکاری که سراسر از کفریات و أباطیل پر بود و ساخته رؤسای صوفیه بودف پرداختند و ملتزم به نوعی از ذکر که آن را ذکر خفیّ قلبی نامند، شدند که از طرف راست قلب شروع شده و به طرف چپ قلب ختم می شد.

    گاهی از آن به السفر من الحق إلی الخلق تعبیر می کنند و گاهی آنرا فرود از قوس صعودی به نزولی نامند.
    و عکس این سیر را السفر من الخلق إلی الحق نامند که از آن گاهی تعبیر به عروج از قوس نزولی به صعودی می شود.
    چه عجیب است این أوراد و أذکار و اعتقادات بی اصل و اساس و گزاف.

    (نشریه مذهبی نور سلوک1به نقل از تنزیه المعبود فی الرد علی وحده الوجود ص463 و464)

  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    3,425
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    تصوف یعنی دکان بدل فروشی عرفان!

    نقد صوفی گریدر این دنیای وارونه امروزی بسیاری از کلمات هستند که بنابر طبیعتشان می شود ازآنها معانی گوناگونی دریافت کرد و این واژگان برای بسیاری از افراد سود جو و پیروهوا و هوس کلمات مفیدی واقع می شوند تا اینگونه کلمات را به عنوان دامی بر سر راهجوانان و مومنینی که در جستجوی معانی واقعی هستند قرار دهند و....
    آری واژگانیمظلوم همانند : آزادی ، حقوق بشر ، دمکراسی وعرفان.
    شاید یکی از غریب ترین اینکلمات \"عرفان\" باشد . آری کلمه ای حق که برخی از آن برای اهداف باطل استفاده میکنند .
    همانگونه که می دانیم دستورات انسان ساز دین مبین اسلام در کلام وحی یعنیقرآن عزیز آورده شده است ، و تفسیر و توضیح این کلام الهی بر عهده پیامبر گرامیاسلام و امامان معصوم است .
    با نگاهی به سخنان ائمه معصومین (ع) در می یابیم کهعرفان واقعی درکلام ایشان به صورت تمام و کمال آورده شده است تا آنجایی که امامالعارفین حضرت علی بن ابیطالب (علیه السلام) در یکی از خطبه های نهج البلاغه(همام) به شرح سیمای متقین می پردازند و بیش از ۱۰۰ صفت از این انسانهای وارسته را ذکر میفرمایند .
    بنابراین هیچ سخن ناگفته ای که برای عرفان و رسیدن به خدا لازم باشدنداریم . اما صد افسوس که دغل بازان روباه صفتی بر سر راه حقیقت نشسته اند و بازارمکاره بدل فروشی به نامهای گوناگون بنا کرده اند که یکی از ناپاکترین آنها دکانیاست به نام تصوف.
    ای عزیز در اسلام چیزی به نام تصوف نداریم . به عبارت دیگر اینشیوه از قرن دوم به بعد رایج شد و درباره تاریخچه صوفیگری سخنان زیادی گفته شده اماآنچه مسلم است این است که تصوف یکی از افزوینی هایی است که بصورت غلط به عرفاناسلام نسبت داده شده ولی در عمل میان ماه من تا ماه گردون تفاوت از زمین تا آسماناست .
    زیرا به قول یکی از دوستان : مشايخ صوفيه شما را با مهارتي خاص شستشوي مغزيميدهند و بدون اينكه خودتان بفهميد به يك خواب غفلت فرو ميرويد. امراض روحي وباورهاي غلط كه از خانقاه به شما می دهند:
    1. نسبت به شريعت بي اعتنا شدن.
    2.بهاشعار افراد غير معصوم ارزش بيش از حد دادن.(در حد ايات قران)
    3.حرف علما ديگر بهمزاقشان خوش نمي ايد.(هرچي پيرشون بگه وحي منزله)
    4.يك نوع حسه خود بيني عميق(فكرميكنند چون در راه تصوف هستند اينها از همه صاحب كمال تر هستند)
    5.حقير شمردنمومنين(هر شخص با تقوايي را كه عقايد صوفي نداشته باشد را قشري و نا دان ميپندارند.
    6 - مسجد و حسينيه ديگر به دلهاي پر كدورتشان نمينشيند(ترجيح ميدهند به خانقاه بروندو در انجا به شعر خواني و كارهاي از اين قبيل بپردازند)حتی یک از افراد می گفت کهیکی از این گردانندگان خانقاه در جایی خطاب به مریدانش با نیشخند گفته \"من اگرنظرم را از شما بردارم ، شماها می روید و در حسینیه سینه میزنید!
    7.پايين اوردنمقام معصومين(اينها باور دارند كه ميتوانند به مقام امامان معصوم برسند و معمولاپير و مرشد خود رابيشتر از امامان تبعيت ميكنند) وبعد از رفت و آمد افراد در خانقاهدر آخر کار هم اگر کار به جاهی باریک نکشد از انسانی که مظهر خلیفه الله است فردیساخته می شود که جز خموشی و خماری و خلسه چیزی بر نمی آید .
    اما عرفان اسلامی طریقیاست که روندگان این راه انسانهایی هستند که نشانه اولیه آنها تواضع است و عارفانواقعی آنهایی هستند که عرفان را با ولایت گره می زنند و مانند ابا الفضل العباسثابت کردند که انسان اگر عرفان هم می خواهد باید محورش ولی باشد تا به جایی برسد وگرنه در غیر اینصورت جز به بیراهه نمی رود .

  7. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    3,425
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    اگر در کار شما مرضی نیست
    اگر در کار شما مرضی نیست چرا خانقاه در برابر مسجد؟
    بی شک یکی از بزرگترین مشکلات همه فرقه های صوفیه علم کردن مکانی مجهوال الهویه به نام خانقاه در مقابل مساجد می باشد و خانقاهیان همیشه این سوال را مانند بسیاری دیگر از سوالات بی پاسخ گذاشته اند که :
    اگر در کار شما مرضی نیست چرا خانقاه را در مقابل مساجد به وجود آورده اید؟احادیث مساجد را بیوت الله ( خانه های خدا) نامیده اند و شیطان را در مساجد غل و زنجیر کرده دانسته اند و از همه مهمتر اینکه بالاترین انسان خلق شده یعنی حضرت محمد رسول الله ( صل الله علیه و آله و سلم ) که به معراج یعنی انتها و اوج نقطه عرفان رفته اند حرکتشان را از مسجد الحرام بسوی مسجد القصی شروع کرده اند و به مسجد القصی و سپس مسجد النبی خاتمه داده اند یعنی به تعبیری اول و آخر عرفان مسجد است .... حالا این حدیث و این هم مدعیان طالب عرفان اگر در خانه کس است یک حرف بس است ... * اما نام کدام مکان بجز مسجد جهت عبادت در قرآن کریم برده شده است ؟ * آیا کسی می تواند ادعا کند که ما می خواهیم از جهت عرفان از پیامبر هم جلو تر برویم !!!!!! زیرا پیامبر غیر مسجد هیچ مکان مشخص و با نامی غیر از مسجد نداشته اند و اگر ادامه راه پیامبر را می رویم پس خانقاه برای چه ؟ * صوفیه حتماْ اقاطب کریه المنظر خود را از امامان دین بالاتر شمرده اند زیرا کدام امام روزی بجز مسجد عبادت را در مکانی خاص تجویز می کرده اند؟ * آیا صوفیه حضرت امام خمینی (ره)‌‌‌ - میرزا جواد آقا ملکی تبریزی - آیت الله سید علی قاضی - علامه طباطبایی - آقای رجبعلی خیاط ( نکوگویان ) - علامه شهید مرتضی مطهری و هزاران عالم فرهیخته و وارسته دیگر را عارف نمی دانند که اگر اینگونه است معلوم می شود خانقاهیان دنبال هوس بازی هستند نه عرفان و اگر هم آنها را قبول دارند آخر کدامیک از این بزرگواران روزی به خانقاه رفته اند؟ فضیلت مساجد بر هیچکس پوشیده نیست اما کسی را که خواب است می توان بیدار نمود اما کسی که خود را به خواب زده هرگز ......


  8. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    3,425
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    داروهای تقلبی خانقاه!

    نقد صوفی گریدر قرآن کریم در چند جا جمله \"یسالونک عن ...\" به معنی اینکه (ای رسول ما از تو می پرسند درباره ...) آمده است که در آیات بعد از آن راجع به امر سوال شده توضیحاتی داده می شود . یکی از این عبارات \"یسالونک عن الروح، قل الروح من امر ربی \" بهمعنی ( ای رسول از تو راجع به روح سوال می کنند ، بگو روح از امور مربوط به خداست ) می باشد. و این نشان از اهمیت موضوعات مربوط به روح دارد. همه می دانیم که انساندارای دو بعد جسم و روح است . و همانگونه که جسم انسان برای ادامه حیات و نیروگرفتن نیاز به غذا دارد و در صورت عدم دسترسی به غذا از بین خواهد رفت ، قطعاْ روحانسان هم برای ادامه حیات نیاز به تغذیه دارد. اگر جسم بشر دچار بیماری شد باید بهطبیب مراجعه نمود و از داروهای تجویز شده توسط پزشک استفاده کرد تا امراض برطرف شود . اما نکته مهم اینجاست که آیا کسی حاضر است در صورت بیماری و یا حتی برای تقویتجسمش به پزشکی مراجعه کند که فقط ، ( توجه فرمایید ) فقط ۱۰٪ احتمال بدهد که ممکناست داروهای تجویز شده او فاسد باشد ؟ آیا هیچکس حاضر می شود جهت تهیه دارو بهداروخانه ای مراجعه نماید که در بین مردم مشهور به فروش داروهای تقلبی و فاسد است ؟الحق و الانصاف اگر کسی این اعمال را انجام بدهد آیا می شود او را عاقل نامید؟ وحال این حکایت همان تصوف و مدعیان عرفانهای فانتزی است که به دروغ خود را طبیب روحمی نامند و از خود ذکر و اورادی می سازند و در داروخانه ای بد نام به نام خانقاهعرضه می کنند و چه بسیار کسانی که به جهت استفاده از دستورهای خودسرانه گردانندگانخانقاه کارشان به ناکجا آباد رسیده است. از اینرو حضرت مهدی (عج) فرمودند: ( کسبمعارف دینی از غیر طریق ما اهل بیت مساوی است با انکار ما). اری ای کسانی که دنبالذکر و عرفان هستید آیا این همه نقد راجع به تصوف برای شما شک برانگیز نیست ،کهلااقل به حکم دفع ضرر محتمل نباید سراغ اینگونه امور رفت و اگر خود را پیرو پیامبرمی دانید که باید گفت اشرف مخلوقات عالم جهت اعتکاف فقط یکجا را انتخاب فرمودند : فقط مسجد. خوشبینانه ترین نظر راجع به افرادی که به خانقاه رفت و آمد دارند این استکه آنها اهمیتی برای سلامت روح خود قائل نیستند!

  9. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    222
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    16 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام و ارادت.مطالب شما در بخش های مختلف مطالعه شد و بسیار هم خوشحال شدم.عجالتا در خصوص این بخش مطلبی عرض شود و در سایر موارد ان شاءالله با حوصله بیشتر و مستندات مطالبی عرض خواهد شد و از بیانات شما بهره خواهیم برد.
    در خصوص تصوف و نگرش به آن بعنوان یک مقوله جدا از عرفان عرض شود تصوف صورت عملی عرفان است.بقولی همان عرفان عملی.استاد مطهری آنرا جنبه اجتماعی عرفان میداند.
    تصوف در اسلام به این نام خوانده شده و گرنه زهدگرایی و امتناع از دنیا پیشینه ای به تاریخ انسانی دارد.بی شک افراطی گری هایی هم شده که در جای خودش قابل بحث و تامل دارد اما حقیقت تصوف در تضاد با اسلام نیست چنانکه برگزیدگان این روش که مدعی اخلاق گرایی هستند از جمله انسانهای بیمار و بدبین و در تضاد با دین نبوده اند.
    اما نباید از نظر دور داشت هر جا کالایی هست دلالی هم هست و تصوف هم خالی از دلالان و مدعیان نبوده و نیست.
    موفق و منصور باشید.تا فرصتی دیگر

  10. تشکر


  11. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    1
    مورد تشکر
    1 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام خدمت شما نویسند مطلب بالا شما مگر غیر ازعرفان تصوف چیزی دیگر در اسلام داری که بتونی ثابت کنی اسلام چیه اسلام داشته شما و شیعه گشتن شما از تصوف هست همین نزدیک بخوان دور تر نرو خواهشن از زمان صفویه به بعد شما شیعه شدی قبلش دینت چه بود که حلا اومدی اداعای اسلاممیکنی و گرنه نه اسلام نیاز به دفاع امثال شما داره و نه داشته
    نگرش عوض کن نه صورت را نتیجه کار تصوف اسلامی در روند شناخت اسلام به جهان بیشتر بوده یا متشرعیان بی عمل از قرنها قبل اگر خدمتی شده به اسلام از طرف عمل خالصانه تصوف اسلامی شده که هنوز اسم انها و اشعار انها تازه مانده و تا ابد خواهد بود مگر مولوی و سعدی و حافظ و عراقی و فیض کاشانی و................... هزاران صوفی دیگر نبودند کدامشان بجز از اسلامو و حقیقت فرمودهاند و راه خداشناسی فرموده اند و در دانشگاهای سراسر دنیا توسط دانشمندان و بزرگان علم و ادب کتابهای انها در حال تدریس است

  12. تشکر


  13. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    43
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    هو المحبوب

    نوشته های مروارید نور و مرید عشق ظاهرا در تایید تصوف می باشد. چند سوال از این نوشته ها به نظر می رسد:

    1: (اما حقیقت تصوف در تضاد با اسلام نیست ) مروارید نور این ادعا است دلیل بر این مطلب چیست؟

    2کدامشان بجز از اسلامو و حقیقت فرمودهاند ) مرید عشق به غیر از خدمت به ادبیات منظورتون کدوم خدمته؟

    بعدا سوالات دیگر مطرح می کنم.

  14. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    20
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    38 دقیقه
    دریافت
    33
    آپلود
    15
    گالری
    0



    با سلام و درود
    بدیهی استکه هر انسان متدین به ادیان ابراهیمی که در جستجوی حقیقت و رستگاری است سه اصل شریعت و طریقت و حقیقت را فراموش نکرده و این سه را متصل و به هم وابسته میداند . سعی در شریعت (صورت دین) به طریقت می انجامد و سعی در طریقت به حقیقت و رستگاری منتهی میگردد. اما دوستانی که به طریقت صوفیان منتقدند گمانم بر این است که آنان از افراط و تفریط در روش صوفیان و بدعتگذاری در سلوک آنان انتقاد می نمایند که البته مورد تایید است و اگرنه شریعت بدون طریقت سکون مطلق است "الا ما رحم ربی"و البته مطرود صاحبان خرد.
    به نظر این حقیر هیچ حیوان ناطقی بدون طریقت انسان نشود و هیچ حیوان ناطقی لایق حضور در مسجد نیست!!(البته حضور در مسجد به روحیات شخصی نیز مربوط میشود) و فراموش نکنیم که جناب خاتم پیامبران(ص) از خلوتگاه "غار حرا" به مقام انسان کامل نائل گشته و نه مسجدی پر از حیوانات ناطق!!!
    ویرایش توسط سالک نور : ۱۳۸۷/۰۸/۲۷ در ساعت ۱۶:۳۱

  15. تشکرها 2


صفحه 1 از 5 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود