جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آیا مردم واقعا گرگن ؟؟؟ ( تبدیل شدن انواع گناه به فرهنگ جامعه! )

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۹
    نوشته
    4,144
    صلوات
    71
    تعداد دلنوشته
    17
    مورد تشکر
    30 پست
    حضور
    89 روز 17 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    18
    آپلود
    0
    گالری
    1001

    پرسش آیا مردم واقعا گرگن ؟؟؟ ( تبدیل شدن انواع گناه به فرهنگ جامعه! )




    سلام

    موضوعی هست که چند وقتیه ذهنم رو مشغول کرده . گاهی پیش میاد به فردی میگیم بزرگوار این کاری که کردید کلاه برداریه ! و در جواب میشنویم .... زمانه عوض شده اگه کلاه نذاری ، سرت کلاه میزارن !

    این جمله تنوع محصولی بالایی هم داره و در همه ی زمینه ها هست ... !!!!
    البته با پیشوند : مردم این زمانه گرگن .....
    اگه دروغ نگی بهت دروغ میگن !
    اگه غیبت بکنی و نکنی غیبتت رو میکنن !
    اگه گرون نفروشی بهت گرون میفروشن !
    اگه در محل کار دو رو نباشی باهات دورویی میکنن !

    البته بعضی موارد واقعا درست در میاد مثلا همین مورد محل کار ، اگه کسی صادقانه کار کنه در بعضی محلهای کار همه از اون فرد سوء استفاده میکنن و کارهای خودشون رو به او محول میکنن . یا مثلا میگن چون کسی با ما صادق نیست و اکثر افراد به نوعی دروغ در روابط اجتماعیشون جا گرفته ما هم صداقت رو بزاریم کنار و ... مثالش هم زیاده .. گاهی برای گرفتن یه شغل به دروغ متوسل میشیم چرا که اگه دروغ نگیم فرد دیگه ای با همین وسیله صاحب شغل میشه یا وام خودرو میگیریم و باهاش لوازم خونه میخریم یا ....

    میخواستم بپرسم برای مبارزه با چنین فکری چه پیشنهادی دارید؟ شما هم درگیر چنین مسائلی هستید ؟ چرا (حداقل در اطراف من{نگاه خوش بینانه} ) این مسئله تبدیل به ضد فرهنگ شده؟ چه باید کرد؟ به نظرتون این اخلاق بد ربطی به چشم و هم چشمی داره ؟ به هم رنگ جماعت شدن چطور ؟

    منتظر نظرات اساتید و کانونی های بزرگوار هستم .

    التماس دعا

    »»» لطفا برای برآورده شدن حاجت همه ی حاجتمندان دعا کنید «««

    دانلود کنید تا زندگیتون
    (بــنــدگــیــتــون) عوض بشه
    »»» مشاهده پست حاوی لینک دانلود + توضیحات «««
    جلد 1
    جلد 2

    جلد 3

    ۞۞ کلاس مجازی حفظ قرآن کریم ۞۞
    »»» جوانها کلیک کنند ««


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    3,622
    صلوات
    1
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    797 پست
    حضور
    118 روز 11 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    2
    گالری
    8



    با نام و یاد دوست



    آیا مردم واقعا گرگن ؟؟؟ ( تبدیل شدن انواع گناه به فرهنگ جامعه! )






    کارشناس بحث: استاد سمیع

    ویرایش توسط معین : ۱۳۹۳/۰۶/۰۵ در ساعت ۲۳:۳۲


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط ║✿║خادم زهرا║✿║ نمایش پست
    سلام

    موضوعی هست که چند وقتیه ذهنم رو مشغول کرده . گاهی پیش میاد به فردی میگیم بزرگوار این کاری که کردید کلاه برداریه ! و در جواب میشنویم .... زمانه عوض شده اگه کلاه نذاری ، سرت کلاه میزارن !

    این جمله تنوع محصولی بالایی هم داره و در همه ی زمینه ها هست ... !!!!
    البته با پیشوند : مردم این زمانه گرگن .....
    اگه دروغ نگی بهت دروغ میگن !
    اگه غیبت بکنی و نکنی غیبتت رو میکنن !
    اگه گرون نفروشی بهت گرون میفروشن !
    اگه در محل کار دو رو نباشی باهات دورویی میکنن !

    البته بعضی موارد واقعا درست در میاد مثلا همین مورد محل کار ، اگه کسی صادقانه کار کنه در بعضی محلهای کار همه از اون فرد سوء استفاده میکنن و کارهای خودشون رو به او محول میکنن . یا مثلا میگن چون کسی با ما صادق نیست و اکثر افراد به نوعی دروغ در روابط اجتماعیشون جا گرفته ما هم صداقت رو بزاریم کنار و ... مثالش هم زیاده .. گاهی برای گرفتن یه شغل به دروغ متوسل میشیم چرا که اگه دروغ نگیم فرد دیگه ای با همین وسیله صاحب شغل میشه یا وام خودرو میگیریم و باهاش لوازم خونه میخریم یا ....

    میخواستم بپرسم برای مبارزه با چنین فکری چه پیشنهادی دارید؟ شما هم درگیر چنین مسائلی هستید ؟ چرا (حداقل در اطراف من{نگاه خوش بینانه} ) این مسئله تبدیل به ضد فرهنگ شده؟ چه باید کرد؟ به نظرتون این اخلاق بد ربطی به چشم و هم چشمی داره ؟ به هم رنگ جماعت شدن چطور ؟

    منتظر نظرات اساتید و کانونی های بزرگوار هستم .

    التماس دعا
    باسمه تعالی
    بله متاسفانه در گوشه و کنار چنین حرفهایی شنیده می شود.

    در واقع یکی از ترفندهایی که شیطان برای گمراه کردن انسان به کار می برد مساله «توجیه گناه» است

    زینت دادن ذنوب و توجیه کردن گناهان، یکی از تکنیک‏های مؤثر شیطان است که صورت واقعی گناهان را عوض کرده و به شیوه های مختلف آنها را تزئین می‏کند.خداوند در قرآن می فرماید:

    «وَإِذْ زَيَّنَ لَهُمُ ٱلشَّيْطَانُ أَعْمَالَهُمْ وَقَالَ لاَ غَالِبَ لَكُمُ ٱلْيَوْمَ مِنَ ٱلنَّاسِ وَإِنِّي جَارٌ لَّكُمْ فَلَمَّا تَرَآءَتِ ٱلْفِئَتَانِ نَكَصَ عَلَىٰ عَقِبَيْهِ وَقَالَ إِنِّي بَرِيۤءٌ مِّنْكُمْ إِنَّيۤ أَرَىٰ مَا لاَ تَرَوْنَ إِنَّيۤ أَخَافُ ٱللَّهَ وَٱللَّهُ شَدِيدُ ٱلْعِقَاب».

    یعنی: «[ياد كن] هنگامى را كه شيطان اعمال آنان را برايشان تزئین کرد و گفت امروز هيچ كس از مردم بر شما پيروز نخواهد شد و من پناه شما هستم. پس هنگامى كه دو گروه يكديگر را ديدند [در قیامت، شیطان و گناهکاران یکدیگر را دیدند] شيطان به عقب برگشت و گفت: من از شما [گناهکاران] بيزارم من چيزى را مى‏بينم كه شما نمى‏بينيد من از خدا بيمناكم و خدا سخت‏ كيفر می دهد». (سوره مبارکه الانفال ـ آیه 48)


    باید بدانیم که توجیه گناه(اعم از توجیهات سیاسی، اقتصادی، روانی، فرهنگی ) از خود گناه بدتر است، چون برای خود گناه می‌گوییم: خدایا بد كردم ولی با توجیه گناه می‌گوییم: خدایا بد نكردم، وحق را به خود می دهیم و لذا در صدد اصلاح بر نمی آییم

    توجیه کردن گناه، گناه را عادی می کند و جامعه را به انجام گناه تشویق می کند و زشت را زیبا جلوه می دهد. قابل توجه است که توجیه کنندۀ گناه بر گناه خود سرپوش می گذارد بنابراین نه تنها که در راه توبه نیست بلکه او را در انجام گناه راسخ تر و جدّی تر می کند. توجیه گناه یک بلا و بیماری بوده و به صورت های مختلفی بروز می کند

    هر قدر گناه سنگین باشد، به سنگینى توجیه گناه نیست; چرا که گنهکار معترف به گناه، غالباً به سراغ توبه مى رود، اما مصیبت، زمانى شروع مى شود که پاى توجیه گرى‌ها در میان آید، که نه تنها راه توبه را به روى انسان مى بندد، بلکه، او را در گناه راسخ تر و جرى تر مى سازد.

    «این توجیه گرى، گاه براى حفظ آبرو و جلوگیرى از رسوائى در برابر مردم است، اما از آن بدتر، زمانى است که براى فریب وجدان صورت گیرد.

    این توجیه گرى، مطلب تازه اى نیست، و نمونه‌هاى مختلف آن را در تمام طول تاریخ بشر، مى توان یافت، که چگونه جنایتکاران بزرگ تاریخ، براى فریب خود یا دیگران، دست به توجیهات مضحکى مى زدند که هر انسانى را غرق تعجب مى کند.

    قرآن مجید که درس بزرگ تربیت و انسان سازى است، در این باره بحث‌هاى فراوانى دارد که در ذیل به نمونه‌هایى از آن اشاره مى کنیم:

    1 ـ مشرکان عرب براى توجیه شرک خود، گاه متوسل به رسم نیاکان مى شدند و مى گفتند: إِنّا وَجَدْنا آباءَنا عَلى أُمَّة وَ إِنّا عَلى آثارِهِمْ مُقْتَدُونَ: «ما پدران خود را بر آئینى یافتیم و به آثار آنان اقتدا مى کنیم»!.(1)

    و گاه به نوعى جبر متوسل شده مى گفتند: لَوْ شاءَ اللّهُ ما أَشْرَکْنا وَ لا آباؤُنا: «اگر خدا مى خواست، نه ما مشرک مى شدیم و نه پدران ما»!.(2)

    2 ـ گاه مؤمنان ضعیف الایمان براى فرار از جنگ، خدمت پیامبر(صلى الله علیه وآله)مى آمدند، و به این عنوان که خانه‌هاى ما در و دیوار درستى ندارد و آسیب پذیر است، صحنه را خالى مى کردند: وَ یَسْتَأْذِنُ فَرِیقٌ مِنْهُمُ النَّبِیَّ یَقُولُونَ إِنَّ بُیُوتَنا عَوْرَةٌ وَ ما هِیَ بِعَوْرَة إِنْ یُرِیدُونَ إِلاّ فِراراً: «و گروهى از آنان از پیامبر اجازه مى خواستند و مى گفتند: خانه‌هاى ما بى حفاظ است!، در حالى که بى حفاظ نبود; آنها فقط مى خواستند (از جنگ) فرار کنند».(3)

    3 ـ گاه به این بهانه، که اگر ما به جنگ رومیان برویم، ممکن است زیبارویان رومى، دل ما را بربایند، و به حرام بیفتیم! اجازه عدم شرکت در جنگ را از پیامبر(صلى الله علیه وآله)مى خواستند: وَ مِنْهُمْ مَنْ یَقُولُ ائْذَنْ لِی وَ لا تَفْتِنِّی: «بعضى از آنها مى گویند: به ما اجازه ده (تا در جنگ شرکت نکنیم) و ما را به گناه نیفکن»!.(4)

    4 ـ و گاه به این عنوان که اموال و زن و فرزند، ما را گرفتار و به خود مشغول ساخته، گناه بزرگ فرار از اطاعت فرمان پیامبر(صلى الله علیه وآله) را توجیه مى کردند.

    5 ـ شیطان نیز با یک مقایسه غلط، نافرمانى صریح خود را در برابر خداوند توجیه کرد گفت: «من از او بهترم; مرا از آتش آفریده اى و آدم را از گل»! چگونه ممکن است موجودى شریف تر براى موجودى پست تر سجده کند!: أَنَا خَیْرٌ مِنْهُ خَلَقْتَنِی مِنْ نار وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِین.(5)

    6 ـ در عصر جاهلیت نیز، براى توجیه جنایت بزرگ «فرزند کُشى» مى گفتند: از این مى ترسیم که در جنگ‌ها دختران ما به دست دشمنان بیفتند، غیرت ناموسى ما ایجاب مى کند که نوزادان دختر را زیر خاک پنهان کنیم!، و گاه مى گفتند: اگر فرزندانمان زنده بمانند، قادر بر تأمین زندگى آنها نیستیم!.(6)

    حتى از بعضى از آیات قرآن بر مى آید که، گناهکاران براى توجیه گناهان خود، در قیامت نیز به امورى متشبث مى شوند، از جمله این که: «پروردگارا! ما از سران و بزرگان خود اطاعت کردیم و ما را گمراه ساختند، و به جاى ما تصمیم گرفتند»!: رَبَّنا إِنّا أَطَعْنا سادَتَنا وَ کُبَراءَنا فَأَضَلُّونَا السَّبِیلاَ.(7)

    خلاصه این که بلاى «توجیه گرى»، بلائى است فراگیر که گروه عظیمى از مردم، اعم از عوام و خواص را در برگرفته، و خطر بزرگ آن این است که راه‌هاى اصلاح را به روى گنهکاران مى بندد، و گاه واقعیت‌ها را حتى در نظر خود انسان دگرگون جلوه مى دهد.

    بسیارند کسانى که «ترس و جبن» خود را به عنوان «احتیاط»، «حرص» را به «تأمین آینده»، «تهور» را به «قاطعیت»، «ضعف نفس» را به «حیا»، «بى عرضگى» را به «زهد»، «ارتکاب حرام» را به «کلاه شرعى»، «فرار از زیر بار مسئولیت» را به «ثابت نبودن موضوع» و «ضعف‌ها و کوتاهى‌ها» ى خود را به «قضا و قدر» توجیه مى کنند، و چه دردناک است که انسان با دست خود، راه نجات را به روى خود ببندد؟!

    گرچه این مفاهیم هر کدام در جاى خود معنى صحیحى دارد، ولى اشکال در این است که آن را تحریف کرده، و نتیجه وارونه مى گیرند، و چه زیان‌هاى عظیمى که از این رهگذر، به جوامع بشرى و خانواده‌ها و افراد رسیده است؟»!(8)

    و باید بدانیم که گناه، گناه است و این توجیهات نمی تواند تغییر ی در ماهیت گناه ایجاد کند

    مساله رزق و روزی در دست خداست. گاهی اوقات ممکن است با توجیهات اقتصادی گناهی را انجام دهیم و مالی را به دست آوریم ولی مطمئن باشیم،چون این اموال روزی ما نبود در یک حادثه ای آن را زا دست خواهیم داد.

    پی‌نوشت:

    1 ـ زخرف، آیه 23.

    2 ـ انعام، آیه 148.

    3 ـ احزاب، آیه 13.

    4 ـ توبه، آیه 49.

    5 ـ اعراف، آیه 12.

    6 ـ اسراء، آیه 31.

    7 ـ احزاب، آیه 67.

    8- تفسیر نمونه، جلد 22، صفحه 63.



  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۹
    نوشته
    4,144
    صلوات
    71
    تعداد دلنوشته
    17
    مورد تشکر
    30 پست
    حضور
    89 روز 17 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    18
    آپلود
    0
    گالری
    1001



    سلام استاد عیدتون مبارک باشه

    خیلی از مطالبتون ممنونم ، واقعا استفاده کردم .. و البته وحشتم از این شرایط بیشتر از قبل شد به خاطر این جمله ...
    نقل قول نوشته اصلی توسط سمیع نمایش پست
    هر قدر گناه سنگین باشد، به سنگینى توجیه گناه نیست; چرا که گنهکار معترف به گناه، غالباً به سراغ توبه مى رود، اما مصیبت، زمانى شروع مى شود که پاى توجیه گرى‌ها در میان آید، که نه تنها راه توبه را به روى انسان مى بندد، بلکه، او را در گناه راسخ تر و جرى تر مى سازد.
    یاد این آیه ی سوره حشر افتادم ....
    وَلَا تَكُونُوا كَالَّذِينَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنسَاهُمْ أَنفُسَهُمْ أُوْلَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ ...


    نقل قول نوشته اصلی توسط سمیع نمایش پست
    و باید بدانیم که گناه، گناه است و این توجیهات نمی تواند تغییر ی در ماهیت گناه ایجاد کند
    من با این مسائل خیلی درگیر شدم ... مثلا در مورد عروسی ها که میگن یه شب شادیه !!!! کلافه میشم وقتی همه عاشق امام زمان هستن و عاشق امام حسین .. و مراسم روضه و عزاداری از خونشون نمیره ولی موقع عروسیهاشون از این جمله استفاده میکنن و با شیوه ی غلط شادی میکنن...

    بعضی وقتا وقتی میبینم اینقدر درگیر این مسائل شدیم .. میترسم عذابهایی که خدا برای منافقان وعده داده دامن گیرمون بشه .. چون میدونیم حق چیه و به باطل عمل میکنیم ...

    از استاد عزیزی سوال کردم آیا این عذابی که به منافقان وعده داده شده برای ما که اینکارها رو انجام میدیم هم هست ؟ یه جمله گفتن ولی تمام وجودم آتیش گرفت .. گفتن درجه بندی داره !!!! یعنی باید ببینم چند درجه منافقم ... خیلی وحشتناکه ...

    راهکاری برای جلوگیری از این تفکرات دارید ؟ چطور شروع کنیم که جواب بگیریم و لقب خشک مقدس رو بهمون ندن ؟

    التماس دعا برای استادم ...

    »»» لطفا برای برآورده شدن حاجت همه ی حاجتمندان دعا کنید «««

    دانلود کنید تا زندگیتون
    (بــنــدگــیــتــون) عوض بشه
    »»» مشاهده پست حاوی لینک دانلود + توضیحات «««
    جلد 1
    جلد 2

    جلد 3

    ۞۞ کلاس مجازی حفظ قرآن کریم ۞۞
    »»» جوانها کلیک کنند ««


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۰
    نوشته
    124
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    41 روز 9 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    4



    نقل قول نوشته اصلی توسط سمیع نمایش پست

    باسمه تعالی
    بله متاسفانه در گوشه و کنار چنین حرفهایی شنیده می شود.

    در واقع یکی از ترفندهایی که شیطان برای گمراه کردن انسان به کار می برد مساله «توجیه گناه» است

    زینت دادن ذنوب و توجیه کردن گناهان، یکی از تکنیک‏های مؤثر شیطان است که صورت واقعی گناهان را عوض کرده و به شیوه های مختلف آنها را تزئین می‏کند.خداوند در قرآن می فرماید:

    «وَإِذْ زَيَّنَ لَهُمُ ٱلشَّيْطَانُ أَعْمَالَهُمْ وَقَالَ لاَ غَالِبَ لَكُمُ ٱلْيَوْمَ مِنَ ٱلنَّاسِ وَإِنِّي جَارٌ لَّكُمْ فَلَمَّا تَرَآءَتِ ٱلْفِئَتَانِ نَكَصَ عَلَىٰ عَقِبَيْهِ وَقَالَ إِنِّي بَرِيۤءٌ مِّنْكُمْ إِنَّيۤ أَرَىٰ مَا لاَ تَرَوْنَ إِنَّيۤ أَخَافُ ٱللَّهَ وَٱللَّهُ شَدِيدُ ٱلْعِقَاب».

    یعنی: «[ياد كن] هنگامى را كه شيطان اعمال آنان را برايشان تزئین کرد و گفت امروز هيچ كس از مردم بر شما پيروز نخواهد شد و من پناه شما هستم. پس هنگامى كه دو گروه يكديگر را ديدند [در قیامت، شیطان و گناهکاران یکدیگر را دیدند] شيطان به عقب برگشت و گفت: من از شما [گناهکاران] بيزارم من چيزى را مى‏بينم كه شما نمى‏بينيد من از خدا بيمناكم و خدا سخت‏ كيفر می دهد». (سوره مبارکه الانفال ـ آیه 48)


    باید بدانیم که توجیه گناه(اعم از توجیهات سیاسی، اقتصادی، روانی، فرهنگی ) از خود گناه بدتر است، چون برای خود گناه می‌گوییم: خدایا بد كردم ولی با توجیه گناه می‌گوییم: خدایا بد نكردم، وحق را به خود می دهیم و لذا در صدد اصلاح بر نمی آییم

    توجیه کردن گناه، گناه را عادی می کند و جامعه را به انجام گناه تشویق می کند و زشت را زیبا جلوه می دهد. قابل توجه است که توجیه کنندۀ گناه بر گناه خود سرپوش می گذارد بنابراین نه تنها که در راه توبه نیست بلکه او را در انجام گناه راسخ تر و جدّی تر می کند. توجیه گناه یک بلا و بیماری بوده و به صورت های مختلفی بروز می کند

    هر قدر گناه سنگین باشد، به سنگینى توجیه گناه نیست; چرا که گنهکار معترف به گناه، غالباً به سراغ توبه مى رود، اما مصیبت، زمانى شروع مى شود که پاى توجیه گرى‌ها در میان آید، که نه تنها راه توبه را به روى انسان مى بندد، بلکه، او را در گناه راسخ تر و جرى تر مى سازد.

    «این توجیه گرى، گاه براى حفظ آبرو و جلوگیرى از رسوائى در برابر مردم است، اما از آن بدتر، زمانى است که براى فریب وجدان صورت گیرد.

    این توجیه گرى، مطلب تازه اى نیست، و نمونه‌هاى مختلف آن را در تمام طول تاریخ بشر، مى توان یافت، که چگونه جنایتکاران بزرگ تاریخ، براى فریب خود یا دیگران، دست به توجیهات مضحکى مى زدند که هر انسانى را غرق تعجب مى کند.

    قرآن مجید که درس بزرگ تربیت و انسان سازى است، در این باره بحث‌هاى فراوانى دارد که در ذیل به نمونه‌هایى از آن اشاره مى کنیم:

    1 ـ مشرکان عرب براى توجیه شرک خود، گاه متوسل به رسم نیاکان مى شدند و مى گفتند: إِنّا وَجَدْنا آباءَنا عَلى أُمَّة وَ إِنّا عَلى آثارِهِمْ مُقْتَدُونَ: «ما پدران خود را بر آئینى یافتیم و به آثار آنان اقتدا مى کنیم»!.(1)

    و گاه به نوعى جبر متوسل شده مى گفتند: لَوْ شاءَ اللّهُ ما أَشْرَکْنا وَ لا آباؤُنا: «اگر خدا مى خواست، نه ما مشرک مى شدیم و نه پدران ما»!.(2)

    2 ـ گاه مؤمنان ضعیف الایمان براى فرار از جنگ، خدمت پیامبر(صلى الله علیه وآله)مى آمدند، و به این عنوان که خانه‌هاى ما در و دیوار درستى ندارد و آسیب پذیر است، صحنه را خالى مى کردند: وَ یَسْتَأْذِنُ فَرِیقٌ مِنْهُمُ النَّبِیَّ یَقُولُونَ إِنَّ بُیُوتَنا عَوْرَةٌ وَ ما هِیَ بِعَوْرَة إِنْ یُرِیدُونَ إِلاّ فِراراً: «و گروهى از آنان از پیامبر اجازه مى خواستند و مى گفتند: خانه‌هاى ما بى حفاظ است!، در حالى که بى حفاظ نبود; آنها فقط مى خواستند (از جنگ) فرار کنند».(3)

    3 ـ گاه به این بهانه، که اگر ما به جنگ رومیان برویم، ممکن است زیبارویان رومى، دل ما را بربایند، و به حرام بیفتیم! اجازه عدم شرکت در جنگ را از پیامبر(صلى الله علیه وآله)مى خواستند: وَ مِنْهُمْ مَنْ یَقُولُ ائْذَنْ لِی وَ لا تَفْتِنِّی: «بعضى از آنها مى گویند: به ما اجازه ده (تا در جنگ شرکت نکنیم) و ما را به گناه نیفکن»!.(4)

    4 ـ و گاه به این عنوان که اموال و زن و فرزند، ما را گرفتار و به خود مشغول ساخته، گناه بزرگ فرار از اطاعت فرمان پیامبر(صلى الله علیه وآله) را توجیه مى کردند.

    5 ـ شیطان نیز با یک مقایسه غلط، نافرمانى صریح خود را در برابر خداوند توجیه کرد گفت: «من از او بهترم; مرا از آتش آفریده اى و آدم را از گل»! چگونه ممکن است موجودى شریف تر براى موجودى پست تر سجده کند!: أَنَا خَیْرٌ مِنْهُ خَلَقْتَنِی مِنْ نار وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِین.(5)

    6 ـ در عصر جاهلیت نیز، براى توجیه جنایت بزرگ «فرزند کُشى» مى گفتند: از این مى ترسیم که در جنگ‌ها دختران ما به دست دشمنان بیفتند، غیرت ناموسى ما ایجاب مى کند که نوزادان دختر را زیر خاک پنهان کنیم!، و گاه مى گفتند: اگر فرزندانمان زنده بمانند، قادر بر تأمین زندگى آنها نیستیم!.(6)

    حتى از بعضى از آیات قرآن بر مى آید که، گناهکاران براى توجیه گناهان خود، در قیامت نیز به امورى متشبث مى شوند، از جمله این که: «پروردگارا! ما از سران و بزرگان خود اطاعت کردیم و ما را گمراه ساختند، و به جاى ما تصمیم گرفتند»!: رَبَّنا إِنّا أَطَعْنا سادَتَنا وَ کُبَراءَنا فَأَضَلُّونَا السَّبِیلاَ.(7)

    خلاصه این که بلاى «توجیه گرى»، بلائى است فراگیر که گروه عظیمى از مردم، اعم از عوام و خواص را در برگرفته، و خطر بزرگ آن این است که راه‌هاى اصلاح را به روى گنهکاران مى بندد، و گاه واقعیت‌ها را حتى در نظر خود انسان دگرگون جلوه مى دهد.

    بسیارند کسانى که «ترس و جبن» خود را به عنوان «احتیاط»، «حرص» را به «تأمین آینده»، «تهور» را به «قاطعیت»، «ضعف نفس» را به «حیا»، «بى عرضگى» را به «زهد»، «ارتکاب حرام» را به «کلاه شرعى»، «فرار از زیر بار مسئولیت» را به «ثابت نبودن موضوع» و «ضعف‌ها و کوتاهى‌ها» ى خود را به «قضا و قدر» توجیه مى کنند، و چه دردناک است که انسان با دست خود، راه نجات را به روى خود ببندد؟!

    گرچه این مفاهیم هر کدام در جاى خود معنى صحیحى دارد، ولى اشکال در این است که آن را تحریف کرده، و نتیجه وارونه مى گیرند، و چه زیان‌هاى عظیمى که از این رهگذر، به جوامع بشرى و خانواده‌ها و افراد رسیده است؟»!(8)

    و باید بدانیم که گناه، گناه است و این توجیهات نمی تواند تغییر ی در ماهیت گناه ایجاد کند

    مساله رزق و روزی در دست خداست. گاهی اوقات ممکن است با توجیهات اقتصادی گناهی را انجام دهیم و مالی را به دست آوریم ولی مطمئن باشیم،چون این اموال روزی ما نبود در یک حادثه ای آن را زا دست خواهیم داد.

    پی‌نوشت:

    1 ـ زخرف، آیه 23.

    2 ـ انعام، آیه 148.

    3 ـ احزاب، آیه 13.

    4 ـ توبه، آیه 49.

    5 ـ اعراف، آیه 12.

    6 ـ اسراء، آیه 31.

    7 ـ احزاب، آیه 67.

    8- تفسیر نمونه، جلد 22، صفحه 63.
    سلام..
    .
    حرفهای شما کاملا درست و قابل قبول هست..
    .
    اما این همش نیست..
    .
    من قبول دارم که هیچ توجیهی برای گناه قابل قبول نیست..
    .
    اما عوامل دیگری هم تاثیر گذار هستند..
    .
    مردم می بینند که هرچی می دوند نمی رسند..
    .
    می بینند که بعضی ها ایستاده می رسند..
    .
    من دستم به دهنم میرسه..اما میبینم کسانی رو که زمستون بخاری ندارند و از سوز سگ لرز میزنند..
    .
    فشار روحی روانی زیادی روی مردم هست ، دیگه اعصاب و روان ندارند..
    .
    از بس حق و حقوقشون ضایع شده دیگه نایی واسشون نمونده..
    .
    از مسئولین بی عرضه ای که صرفا جهت بار زدن بیت المال پست میگیرند..
    .
    شما ببینید اگر برادرتون بچه های قد و نیم قدشو بیاره بزاره پیش شما بگه چند روز دارم میرم مسافرت مواظب بچه ها باش . چقدر اضطراب داری؟ چقدر استرس داری؟ همش میگی بچه های مردمن . بلایی سرشون نیاد..چقدر مواظبشونی . چقدر فکرتو مشغول میکنند . بخاطر اینه که احساس مسئولیت میکنی . اما مسئولین ما چی؟ اعتماد به نفسشون خورده به سقف آسمون . دعوا میکنن واسه اینکه پست بگیرند . انگار نه انگار دارن واسه یه ملت تصمیم میگیرند..مردم این چیزا رو می بینند که صبرشون لبریز میشه..
    .
    دایی من جانباز هست و موج انفجار گرفتش و آدم عصبی و پرخاشگر هست ، فوق العاده دلسوز و ساده هم هست..سواد ابتدایی هم داره..
    .
    جز اینکه کیسه سیمان از پشت وانت خالی کنه هیچ کار دیگه ای بلد نیست..
    .
    رفته بنیاد جانبازان کلی رفت و آمد کرده تا واسش یه حقوقی ببرند ، کمیسیون پزشکی تشکیل دادن ، پزشک ها گفتن ما نمی تونیم درصد جانبازیتو بیشتر کنیم..از کجا معلوم که تو جانبازی..
    .
    در حالی که همه مدارکش درست هستند . داییم هم عصبی میشه میزنه سر و صورت دکتر رو بهم میریزه . اونا هم لج میکنن جانبازیشو میکنن 5 درصد..آخه یه جانباز ساده و بی کس . که چهره ی شکستشو ببینی اشکات سرازیر میشه دیگه لج کردن داره؟ چی داره که باهاش لج بازی می کنید؟
    .
    اینها هیچ کدوم توجیه نیست . فقط میخوام بگم اینها هم تاثیر گذار هستند..همین..

    این شفق است یا فلق؟ مغرب و مشرقم بگو ***** من به کجا رسیده‌ام ؟ جان دقایقم بگو
    آینه در جواب من باز سکوت می‌کند ***** باز مرا چه می‌شود؟ ای تو حقایقم بگو
    جان همه شوق گشته‌ام طعنه‌ی ناشنیده ر ا ***** در همه حال خوب من، با تو موافقم، بگو



  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۳
    نوشته
    58
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    4 روز 18 ساعت 58 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط Im_Masoud.Freeman نمایش پست
    اما مسئولین ما چی؟ اعتماد به نفسشون خورده به سقف آسمون . دعوا میکنن واسه اینکه پست بگیرند . انگار نه انگار دارن واسه یه ملت تصمیم میگیرند..مردم این چیزا رو می بینند که صبرشون لبریز میشه..
    سلام بر شما.ببخشید خوب این مسئولین کی ها هستند.از سیاره مریخ نیامده اند که.این مسئولین برادر و خواهر من و شما هستند.مسئولین که یکی و دوتا نیستن.مسئولین از بین من و شما بالا اومدن.متاسفانه یا خودمون مثل مسئولین هستیم یا از مسئولین هم بدتریم.جالب اینکه بسیاری از مسئولین را خود ما انتخاب می کنیم و از آنها حمایت و پشتیبانی می کنیم...

    ما همه اکثرا از بی عدالتی ها و اشتباهات و ظلم های دیگرون شکایت می کنیم.برام جالبه که با این حساب پس اینجا کی هست که داره ظلم می کنه!!همه در حال شکایت اما در عین حال.....
    ویرایش توسط |الهه| : ۱۳۹۳/۰۶/۰۶ در ساعت ۱۵:۰۹
    متولــــــــد شــــــــهریور...


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط ║✿║خادم زهرا║✿║ نمایش پست
    سلام استاد عیدتون مبارک باشه

    خیلی از مطالبتون ممنونم ، واقعا استفاده کردم .. و البته وحشتم از این شرایط بیشتر از قبل شد به خاطر این جمله ...

    یاد این آیه ی سوره حشر افتادم ....
    وَلَا تَكُونُوا كَالَّذِينَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنسَاهُمْ أَنفُسَهُمْ أُوْلَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ ...



    من با این مسائل خیلی درگیر شدم ... مثلا در مورد عروسی ها که میگن یه شب شادیه !!!! کلافه میشم وقتی همه عاشق امام زمان هستن و عاشق امام حسین .. و مراسم روضه و عزاداری از خونشون نمیره ولی موقع عروسیهاشون از این جمله استفاده میکنن و با شیوه ی غلط شادی میکنن...

    بعضی وقتا وقتی میبینم اینقدر درگیر این مسائل شدیم .. میترسم عذابهایی که خدا برای منافقان وعده داده دامن گیرمون بشه .. چون میدونیم حق چیه و به باطل عمل میکنیم ...

    از استاد عزیزی سوال کردم آیا این عذابی که به منافقان وعده داده شده برای ما که اینکارها رو انجام میدیم هم هست ؟ یه جمله گفتن ولی تمام وجودم آتیش گرفت .. گفتن درجه بندی داره !!!! یعنی باید ببینم چند درجه منافقم ... خیلی وحشتناکه ...

    راهکاری برای جلوگیری از این تفکرات دارید ؟ چطور شروع کنیم که جواب بگیریم و لقب خشک مقدس رو بهمون ندن ؟

    التماس دعا برای استادم ...

    باسمه تعالی
    در مورد عروسی که شما فرمودید ، این همان توجیه عقیدتیست که عرض کردم و می گن یه شب که هزار شب نمیشه و یا عروسیه دیگه، مجلس عزا که نیست و ....

    شما هر طوری برخورد کنید نمی تونید رضایت همه مردم رو جلب کنید. اتفاقا انسان اگه طوری رفتار کنه که همه ازش راضی باشن،باید در ایمان و عملکردش شک کنه
    بالاخره دیندار بودن و در این امر ثابت قدم بودن، برای کسانی که دین و اسلام یه امر ظاهری برای اونها هست ناخوشایند خواهد بود

    ملاک کار ما دین و شریعت و رضایت خداوند باید باشد و باید به نحوی زندگی کنیم که رضایت خدا و اهل بیت علیهم السلام در سرلوحه زندگی ما باشد و اگر امر دائر باشد بین رضایت خدا و در مسیر دین قدم برداشتن و لقب خشک مقدسی ، و امثال آن از طرف دیگران، هیچ گاه نباید اولی را فدای دومی کنیم



  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    جمع بندی




    پرسش:
    توجیه گناه را توضیح دهید؟


    پاسخ:
    در واقع یکی از ترفندهایی که شیطان برای گمراه کردن انسان به کار می برد مساله «توجیه گناه» است

    زینت دادن ذنوب و توجیه کردن گناهان، یکی از تکنیک ‏های مؤثر شیطان است که صورت واقعی گناهان را عوض کرده و به شیوه های مختلف آن ها را تزئین می‏ کند.خداوند در قرآن می فرماید: «وَ إِذْ زَيَّنَ لَهُمُ ٱلشَّيْطَانُ أَعْمَالَهُمْ وَ قَالَ لاَ غَالِبَ لَكُمُ ٱلْيَوْمَ مِنَ ٱلنَّاسِ وَ إِنِّي جَارٌ لَّكُمْ فَلَمَّا تَرَآءَتِ ٱلْفِئَتَانِ نَكَصَ عَلَىٰ عَقِبَيْهِ وَ قَالَ إِنِّي بَرِيۤءٌ مِّنْكُمْ إِنَّيۤ أَرَىٰ مَا لاَ تَرَوْنَ إِنَّيۤ أَخَافُ ٱللَّهَ وَٱللَّهُ شَدِيدُ ٱلْعِقَاب»؛ [ياد كن] هنگامى را كه شيطان اعمال آنان را برايشان تزئین کرد و گفت امروز هيچ كس از مردم بر شما پيروز نخواهد شد و من پناه شما هستم. پس هنگامى كه دو گروه يكديگر را ديدند [در قیامت، شیطان و گناهکاران یکدیگر را دیدند] شيطان به عقب برگشت و گفت: من از شما [گناهکاران] بيزارم من چيزى را مى‏ بينم كه شما نمى‏ بينيد من از خدا بيمناكم و خدا سخت‏ كيفر می دهد».(1)

    باید بدانیم که توجیه گناه (اعم از توجیهات سیاسی، اقتصادی، روانی، فرهنگی ) از خود گناه بدتر است، چون برای خود گناه می‌گوییم: خدایا بد كردم ولی با توجیه گناه می‌گوییم: خدایا بد نكردم، و حق را به خود می دهیم و لذا در صدد اصلاح بر نمی آییم.

    توجیه کردن گناه، گناه را عادی می کند و جامعه را به انجام گناه تشویق می کند و زشت را زیبا جلوه می دهد. قابل توجه است که توجیه کنندۀ گناه بر گناه خود سر پوش می گذارد بنا بر این نه تنها که در راه توبه نیست بلکه او را در انجام گناه راسخ تر و جدّی تر می کند. توجیه گناه یک بلا و بیماری بوده و به صورت های مختلفی بروز می کند
    هر قدر گناه سنگین باشد، به سنگینى توجیه گناه نیست؛ چرا که گنهکار معترف به گناه، غالباً به سراغ توبه مى رود، اما مصیبت، زمانى شروع مى شود که پاى توجیه گرى‌ها در میان آید، که نه تنها راه توبه را به روى انسان مى بندد، بلکه، او را در گناه راسخ تر و جرى تر مى سازد.

    «این توجیه گرى، گاه براى حفظ آبرو و جلوگیرى از رسوائى در برابر مردم است، اما از آن بدتر، زمانى است که براى فریب وجدان صورت گیرد.
    این توجیه گرى، مطلب تازه اى نیست، و نمونه‌هاى مختلف آن را در تمام طول تاریخ بشر، مى توان یافت، که چگونه جنایت کاران بزرگ تاریخ، براى فریب خود یا دیگران، دست به توجیهات مضحکى مى زدند که هر انسانى را غرق تعجب مى کند.

    قرآن مجید که درس بزرگ تربیت و انسان سازى است، در این باره بحث‌هاى فراوانى دارد که در ذیل به نمونه‌هایى از آن اشاره مى کنیم:

    1 ـ مشرکان عرب براى توجیه شرک خود، گاه متوسل به رسم نیاکان مى شدند و مى گفتند: «إِنّا وَجَدْنا آباءَنا عَلى أُمَّة وَ إِنّا عَلى آثارِهِمْ مُقْتَدُونَ»؛ ما پدران خود را بر آئینى یافتیم و به آثار آنان اقتدا مى کنیم!.(2)

    و گاه به نوعى جبر متوسل شده مى گفتند: «لَوْ شاءَ اللّهُ ما أَشْرَکْنا وَ لا آباؤُنا»؛ اگر خدا مى خواست، نه ما مشرک مى شدیم و نه پدران ما!.(3)

    2 ـ گاه مؤمنان ضعیف الایمان براى فرار از جنگ، خدمت پیامبر (صلى الله علیه وآله) مى آمدند، و به این عنوان که خانه‌هاى ما در و دیوار درستى ندارد و آسیب پذیر است، صحنه را خالى مى کردند: «وَ یَسْتَأْذِنُ فَرِیقٌ مِنْهُمُ النَّبِیَّ یَقُولُونَ إِنَّ بُیُوتَنا عَوْرَةٌ وَ ما هِیَ بِعَوْرَة إِنْ یُرِیدُونَ إِلاّ فِراراً»؛ و گروهى از آنان از پیامبر اجازه مى خواستند و مى گفتند: خانه‌هاى ما بى حفاظ است!، در حالى که بى حفاظ نبود؛ آنها فقط مى خواستند (از جنگ) فرار کنند.(4)

    3 ـ گاه به این بهانه، که اگر ما به جنگ رومیان برویم، ممکن است زیبا رویان رومى، دل ما را بربایند، و به حرام بیفتیم! اجازه عدم شرکت در جنگ را از پیامبر (صلى الله علیه وآله) مى خواستند: «وَ مِنْهُمْ مَنْ یَقُولُ ائْذَنْ لِی وَ لا تَفْتِنِّی»؛ بعضى از آن ها مى گویند: به ما اجازه ده (تا در جنگ شرکت نکنیم) و ما را به گناه نیفکن!.(5)

    4 ـ و گاه به این عنوان که اموال و زن و فرزند، ما را گرفتار و به خود مشغول ساخته، گناه بزرگ فرار از اطاعت فرمان پیامبر (صلى الله علیه وآله) را توجیه مى کردند.

    5 ـ شیطان نیز با یک مقایسه غلط، نافرمانى صریح خود را در برابر خداوند توجیه کرد گفت: «من از او بهترم؛ مرا از آتش آفریده اى و آدم را از گل»! چگونه ممکن است موجودى شریف تر براى موجودى پست تر سجده کند!: «أَنَا خَیْرٌ مِنْهُ خَلَقْتَنِی مِنْ نار وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِین.»(6)

    6 ـ در عصر جاهلیت نیز، براى توجیه جنایت بزرگ «فرزند کُشى» مى گفتند: از این مى ترسیم که در جنگ‌ها دختران ما به دست دشمنان بیفتند، غیرت ناموسى ما ایجاب مى کند که نوزادان دختر را زیر خاک پنهان کنیم!، و گاه مى گفتند: اگر فرزندانمان زنده بمانند، قادر بر تأمین زندگى آن ها نیستیم!.(7)
    حتى از بعضى از آیات قرآن بر مى آید که، گناهکاران براى توجیه گناهان خود، در قیامت نیز به امورى متشبث مى شوند، از جمله این که: «پروردگارا! ما از سران و بزرگان خود اطاعت کردیم و ما را گمراه ساختند، و به جاى ما تصمیم گرفتند»!: «رَبَّنا إِنّا أَطَعْنا سادَتَنا وَ کُبَراءَنا فَأَضَلُّونَا السَّبِیلاَ.»(8)

    خلاصه این که بلاى «توجیه گرى»، بلائى است فراگیر که گروه عظیمى از مردم، اعم از عوام و خواص را در برگرفته، و خطر بزرگ آن این است که راه‌هاى اصلاح را به روى گنهکاران مى بندد، و گاه واقعیت‌ها را حتى در نظر خود انسان دگرگون جلوه مى دهد.

    بسیارند کسانى که «ترس و جبن» خود را به عنوان «احتیاط»، «حرص» را به «تأمین آینده»، «تهور» را به «قاطعیت»، «ضعف نفس» را به «حیا»، «بى عرضگى» را به «زهد»، «ارتکاب حرام» را به «کلاه شرعى»، «فرار از زیر بار مسئولیت» را به «ثابت نبودن موضوع» و «ضعف‌ها و کوتاهى‌ها» ى خود را به «قضا و قدر» توجیه مى کنند، و چه دردناک است که انسان با دست خود، راه نجات را به روى خود ببندد.!

    گر چه این مفاهیم هر کدام در جاى خود معنى صحیحى دارد، ولى اشکال در این است که آن را تحریف کرده، و نتیجه وارونه مى گیرند، و چه زیان‌هاى عظیمى که از این رهگذر، به جوامع بشرى و خانواده‌ها و افراد رسیده است.!(9)
    و باید بدانیم که گناه، گناه است و این توجیهات نمی تواند تغییری در ماهیت گناه ایجاد کند.

    مساله رزق و روزی در دست خداست. گاهی اوقات ممکن است با توجیهات اقتصادی گناهی را انجام دهیم و مالی را به دست آوریم ولی مطمئن باشیم، چون این اموال روزی ما نبود در یک حادثه ای آن را از دست خواهیم داد.

    ________
    (1) الانفال/ 48.
    (2) زخرف/ 23.
    (3) انعام/ 148.
    (4)احزاب/ 13.
    (5) توبه/ 49.
    (6) اعراف/ 12.
    (7) اسراء/ 31.
    (8) احزاب/ 67.
    (9) تفسیر نمونه، جلد 22، صفحه 63.

    ویرایش توسط عظيم : ۱۳۹۵/۰۳/۱۵ در ساعت ۱۹:۴۲ دلیل: همکار ویراستار تدوین

  10. تشکرها 2


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. جمع بندی ظلم به زنان از ابتدا تا كنون .چرا؟؟؟ ريشه يابي و درمان
    توسط اشک خدا در انجمن حقوق و جایگاه زن در قرآن
    پاسخ: 101
    آخرين نوشته: ۱۳۹۳/۰۴/۱۸, ۰۰:۵۵
  2. پاسخ: 6
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۳/۰۱, ۱۲:۳۱
  3. تسریح به احسان یعنی چه؟؟؟
    توسط ذاکره2 در انجمن حقوق و جایگاه زن در قرآن
    پاسخ: 5
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۰۱/۲۰, ۱۸:۰۱
  4. چرا باید ازدواج کرد؟؟؟
    توسط پاک.مقدس در انجمن سایر موارد
    پاسخ: 13
    آخرين نوشته: ۱۳۸۹/۰۲/۱۲, ۱۰:۲۲
  5. ؟؟؟ تفاوت http با https در آدرس مرورگر چيست ؟؟؟
    توسط goleleila در انجمن آموزش نرم افزاری
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۸۸/۱۱/۱۸, ۱۰:۱۳

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود