صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ویژگی های یهود در قرآن

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    1,799
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    18

    راهنما ویژگی های یهود در قرآن




    بنام خدا
    صفات و ویژگی های امت های پیشین، زندگی و فرجام آنان ، عوامل پیشرفت و موفقیت و نیز زمینه های انحطاط و سقوط ملت ها و جوامع با اهمیت زیادی در قرآن کریم بیان شده است؛ ویژگی ها و عملکرد یهود به عنوان قومی منحصر به فرد، به صورت خاص و برجسته مورد توجه قرآن قرار گرفته است. نظر به این که قرآن، یهود را سرسخت ترین دشمن مسلمانان معرفی می کند، شناخت اندیشه ها و ویژگی های این قوم اهمیت فراوانی دارد.


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    1,799
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    18

    راهنما گوساله پرستی




    نقل قول نوشته اصلی توسط meshkaat نمایش پست
    بنام خدا
    نقل قول نوشته اصلی توسط meshkaat نمایش پست
    صفات و ویژگی های امت های پیشین، زندگی و فرجام آنان ، عوامل پیشرفت و موفقیت و نیز زمینه های انحطاط و سقوط ملت ها و جوامع با اهمیت زیادی در قرآن کریم بیان شده است؛ ویژگی ها و عملکرد یهود به عنوان قومی منحصر به فرد، به صورت خاص و برجسته مورد توجه قرآن قرار گرفته است. نظر به این که قرآن، یهود را سرسخت ترین دشمن مسلمانان معرفی می کند، شناخت اندیشه ها و ویژگی های این قوم اهمیت فراوانی دارد.


    بنام خدا
    داستان گوساله پرستي يهود در قرآن با اهميت قابل توجهي مورد بحث واقع شده است و اين ماجرا در چهار سوره از قرآن[1] تبیین شده است. مطابق آيات قرآن، حضرت موسي براي مناجات و دريافت تورات به كوه طور رفت و قرار بود اين مأموريت 30 روز به طول انجامد. در طول اين مدت حضرت موسي برادرش هارون را به عنوان جانشين خود برگزيد. اما اين مأموريت از جانب خداوند تمديد شد و10 روز ديگر نيز به آن افزوده شد، پس از اتمام مأموريت، زماني كه حضرت موسي مي خواست به ميان قوم خود برگردد از طريق خداوند متعال باخبر شد كه فردي به نام «سامري» آنها را گمراه ساخته است.
    قرآن صحنة بازگشت و برخورد موسي با بني اسرائيل را اين گونه گزارش مي دهد: « وَلَمَّا رَجَعَ مُوسَى إِلَى قَوْمِهِ غَضْبَانَ أَسِفًا قَالَ بِئْسَمَا خَلَفْتُمُونِي مِنْ بَعْدِي أَعَجِلْتُمْ أَمْرَ رَبِّكُمْ وَأَلْقَى الألْوَاحَ وَأَخَذَ بِرَأْسِ أَخِيهِ يَجُرُّهُ إِلَيْهِ قَالَ ابْنَ أُمَّ إِنَّ الْقَوْمَ اسْتَضْعَفُونِي وَكَادُوا يَقْتُلُونَنِي فَلا تُشْمِتْ بِيَ الأعْدَاءَ وَلا تَجْعَلْنِي مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ[2]، و چون موسي خشمگين و اندوهناك به سوي قوم خود بازگشت به آنان گفت: پس از رفتن من، بد جانشيني برايم بوديد. آيا مي خواستيد كار پروردگارتان (فرو فرستادن تورات) پيش از زمانش تحقق يابد؟ آنگاه صحيفه هاي تورات را افكند و سر برادرش هارون را با چنگ زدن به موهايش گرفت و او را به سوي خود مي كشيد. هارون گفت: اي پسر مادرم، اين قوم مرا به ناتواني كشاندند و نزديك بود مرا به خاطر مخالفت با گوساله پرستي بكشند. پس دشمنان را با نكوهش من شادمان مساز، و مرا در مخالفت با خود همراه اين ستمكاران مشمار.»
    اين حادثه كه سطحي بودن ايمان بني اسرائيل را به خوبي نشان مي دهد معلولِ عوامل مختلفي است؛ زيرا از يك سو بني اسرائيل ساليان دراز در مصر شاهد گاوپرستي يا گوساله پرستي مصريان بودند و از سوي ديگر هنگامي كه از رود نيل عبور كردند، صحنة بت پرستي (گاوپرستي) قومي كه در آن سوي نيل زندگي مي كردند، توجه آنها را به خود جلب كرد و از موسي(ع) تقاضاي بتي همانند بت آنها كردند، كه موسي آنان را به شدت ملامت و سرزنش كرد، علاوه بر آن، تمديد ميقات موسي(ع) از سي شب به چهل شب، نيز موجب شد شايعه مرگ موسي(ع) توسط برخي از منافقان در ميان بني اسرائيل منتشر شود. جهل و ناداني بسياري از اين قوم و نيز مهارت و زبردستي سامري در اجراي نقشة خود نيز از ديگر عوامل مؤثر در اين ماجرا بود كه مجموعاً سبب شد در مدت كوتاهي، اكثريت بني اسرائيل به بت پرستي روي آورند و گوساله پرست شوند.[3]
    گوساله پرستي يهود با مقداري تفاوت نسبت به قرآن در کتاب مقدس منعكس شده است و در باب 32 از سفر خروج آمده است.
    *****************
    [1]. بقره آيات51،54، 92، 93، نساء آيه 153، اعراف آيات148تا 154 و سوره طه آيات85 تا 97.
    [2]. اعراف/150.
    [3]. تفسير نمونه، 1361، ج6،ص370.


  4. تشکر


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۷
    نوشته
    205
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    خصوصيات يهود در قرآن :
    در قرآن خداوند اين قوم را بني اسرائيل و قوم يهود مورد خطاب قرار مي دهد. و داراي دو نوع برخورد است . خصوصيات اين قوم که عام است و شامل توده بني اسرائيل و يهود مي شود که شامل اين موارد است :
    1- کشتن انبياء و اهانت به پيامبران 61 بقره- 87 و 88 بقره – 67 سوره بقره
    2- رباخواري و رشوه دادن.
    3- قساوت قلب (74 بقره )
    ...
    4- نفاق و مکر (72 آل عمران ، 54 آل عمران )
    5- بي بند و باري(59 بقره ، 99 آل عمران )
    6- قومي تحريف گر که در کلام هرمنوتيک ايجاد مي کنند و اختلاف و شبهه در کلام خدا بوجود مي آورند و حق را به باطل مشتبه مي سازند.
    7- عهد شکني و بهانه جویی ( 54 ، 55، 61، 41، 42، 64، 67، 69، 85، 146 )
    و در عين اين بيان ؛ خداوند عده اي از يهوديان را مومن خطاب مي کند ( 113 آل عمران )
    آنها را از توده قوم يهود جدا نموده و استثناء فرض مي کند ولي آنچه به کرات در قرآن ذکر مي شود آن است که اين قوم را مؤمن نمي يابي « الّا قليلا» و عده بسيار کمي از يهوديان بودند که ايمان آوردند و در راه دين خود قدم برداشتند از جمله مخريق از دانشمندان يهود بود و در جنگ احد خطاب به قوم خود گفت : شما که مي دانيد اين پيامبر حق است چرا او را ياري نمي کنيد ؟ گفتند : امروز شنبه است و ما وارد جنگ نخواهيم شد وي اموال خويش را به اسلام بخشيد و به جنگ با کفار رفت در جنگ احد کشته شد حضرت رسول فرمودند که : وي شهيد شده است .
    اکنون به مستنداتي که در مورد خصوصيات قوم يهود وجود دارد اشاره مي کنيم :
    کشتن انبياء و اهانت به پيامبران
    در قرآن به طور مکرر بر اين موضوع تاکيد مي شود که يهوديان عده کثيري از انبياء الهي را به ناحق کشتند و عده اي ديگر را تکذيب کردند.
    در آيه(87 و 88 )سوره بقره خداوند اينچنين ميفرمايد : آيا هر پيامبري که از جانب خدا اوامري را بر خلاف هواي نفس شما آورد از حکمش سر پيچيده و از راه حسد گروهي را تکذيب مي کنيد و جمعي را به قتل مي رسانيد . آن گروه گمراه به تمسخر به پيامبران گفتند : دلهاي ما در حجاب غفلت است . چيزي از سخنان شما نمي فهمد. چنين نيست . بلکه خدا بر آنها لعن و غضب فرمود زيرا کافر شدند و در ميان آنان اهل ايمان بسيار اندک بود. و در تورات خود يهود صفات ناروا و اعمال زشت را به پيامبران نسبت مي دهند كه نص تحريف شده تورات است و به عنوان سندي قابل استناد !

    ربا خواري و رشوه دادن
    ربا خواري عملي است كه اختصاصاً به يهوديان منتسب است كه خود آنها معرف اين امر هستند ربا نسبت به غير يهودي را عمل حرامي نمي دانند . و ده فرمان حضرت موسي ( عليه السلام ) را تنها مختص يهوديان دانسته و ساير اقوام و ملل را از آن جدا مي نمايند ( نظام بانكداري كنوني ريشه در تفكرات يهودي مباني اقتصادي يهودي دارد كه ربا نيز در آن وارد شده است . ) و مي گويند هر عمل زشتي نسبت به هم کيش خود نادرست است و در مورد سايرين رواست . با توجه به اينكه در اسلام و مسيحيت كاتوليك اين امر ؛ امر قبيحي بود . با ظهور پروتستانيزم در قرن 16 كه دين را رابطه اي شخصي تعريف مي كند و نادرستي عمل ربا و بسياري از قواعد الهي را رد مي کند.يهوديان بسياري به اين امر مسلك وارد شدند و از آن استقبال كردند .
    ماكس وِبِر در كتاب پروتستانيزم و مناسبت هاي اقتصادي به نقش پروتستان در اقتصاد مي پردازد حال آنكه ورنر سُمبارت نويسنده يهودي آلماني در سال 1911 در جواب ماكس وبر در كتاب يهوديان و حيات اقتصادي مدرن؛ در مورد اقتصاد يهوديان و ربا خواري بسيار فني بحث مي كند و توضيح مي دهد كه ربا خواري 2 تا 3 هزار سال از تخصص يهوديان بوده است و عنوان مي كند كه پروتستاني كه ماكس وبر آن را بيان مي كند در حقيقت ريشه در يهود و تفكر يهودي دارد و مي گويد ربا خواري يك تفكر و انديشه كاملاً يهودي است ( كه حميد عنايت در كتاب سوسياليزم و انقلاب مصر به ورنر سُمبارت اشاره مي كند و دكتر عبدالله شهبازي نيز در مجموعه 5 جلدي زرسالاران يهودي و پارسي يك كتاب را كامل به بحث در مورد اقتصاد يهوديان و جايگاه ربا در آن مي پردازد . )
    در سند ديگري در كتاب تاريخ يهود در ايران نوشته حبيب لوي ( صهيونيست يهودي الاصل ايراني ) رشوه دادن يهوديان را بيان مي كند كه يهوديان براي رسيدن به اهداف خود در ايران از اين ضابطه و قاعده استفاده مي كردند و ابايي از بيان اين موضوع ندارد و همچنين در كتاب « تاريخ قوم من» تاليف «آبا اِبان» مسئله رشوه دادن را در چند جام طرح مي كند كه اين كتاب نيز متعلق به خود يهوديان است .
    قساوت قلب
    قساوت قلب ريشه در نژاد پرستي و تكبر اين قوم دارد . يهوديان عميقاً معتقد هستند كه قوم برگزيده خدا هستند و ساير اقوام و ملتها را حيوان و بربر و در درجاتي پايين تر نسبت به خود مي دانند . اسرائيل شاهاك استاد دانشگاه شيمي در اورشليم و رئيس دفتر حقوق بشر در اسرائيل در كتابي تحت عنوان : مذهب من تاريخ دو هزار ساله كه براساس آموزه هاي تلمود و تورات است به صراحت بيان مي كند كه قوم يهود قوم برتر و ساير اقوام حيوان هستند وي در اين كتاب با اشاره به يك سرباز اسرائيلي كه 3 فلسطيني را به رگبار بسته و شهيد كرده بود مي نويسد از وي مي پرسند دليل كشتن اين سه نفر چه بود . وي بيان مي دارد كه مي خواسته اسلحه خود را امتحان كند ! و در تحليل اين مطلب مي نويسد كه ما ( قوم يهود ) قوم برتر بوده و ساير اقوام در خدمت ما گمارده شده اند .
    و در واقعه ديگر كه در كنار حرم ابراهيمي رخ داد يك يهودي صهيونيست امريكايي – گلد اشتاين – 30 نفر نمازگزار را كشت و عده كثيري را مجروح و زخمي كرد وي در دادگاهي تبرئه شد و قبرش اكنون زيارتگاه يهوديان است كه در آن مكان دعا مي خوانند و به قبرش دخيل مي بندند ! نژاد پرستي به اين معني يك انديشه يهودي است كه ترويج داده مي شود و يهوديان اين تفكر و نگاه را پاس داشته و در ميان خود گسترش و رواج مي دهند كه پيامد اين نوع نگرش سختي قلب و قساوت است كه خداوند در قرآن كريم مي فرمايد: فقلوبهم فهي كالحجاره او اشد قسوه !
    حتي در تورات بيان شده است : آن هنگام كه اسباط ( نوادگان حضرت يعقوب ) به نيل مي رسند و حضرت موسي راهي را براي آنان مي گشايند گفتند ما از يك راه نمي رويم ! 12 راه براي ما بگشا . حضرت موسي 12 راه گشود و آنها عبور كردند ! و در جايي ديگر با اهانت به حضرت سليمان پيامبر خود را كه بزرگترين حکومت ديني را در طول تاريخ ايجاد كرده بود محكوم مي كنند كه چرا با ملكه صبا كه يهودي نبود ازدواج كرده است !
    يهوديان ده فرمان حضرت موسي را تنها در مورد خود رعايت كرده و آن را ابزاري در جهت تضعيف سايرين مورد استفاده قرار مي دهند .

  6. تشکرها 2


  7. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    1,799
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    18

    عشق يهود به گوساله پرستي




    بنام خدا
    از نگاه قرآن گرايش بني اسرائيل به گوساله پرستي ريشه‌دار بوده و سابقه ديرينه داشته است و دلهاي آنها آكنده از عشق به گوساله پرستي بوده به گونه‌اي كه در اثر علاقه مندي به گوساله پرستي از فرمانهاي تورات و دستورات موسي(ع) سرپيچي مي كردند: «وَإِذْ أَخَذْنَا مِيثَاقَكُمْ وَرَفَعْنَا فَوْقَكُمُ الطُّورَ خُذُوا مَا آتَيْنَاكُمْ بِقُوَّةٍ وَاسْمَعُوا قَالُوا سَمِعْنَا وَعَصَيْنَا وَأُشْرِبُوا فِي قُلُوبِهِمُ الْعِجْلَ بِكُفْرِهِمْ قُلْ بِئْسَمَا يَأْمُرُكُمْ بِهِ إِيمَانُكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ ››(1)؛ و هنگامي كه از شما پيمان گرفتيم و براي نشان دادن قدرت خود به شما آن كوه را بر فرازتان افراشتيم و گفتيم: كتابي را كه به شما داده ايم به جد و جهد بگيريد و به آنچه در آن است گوش بسپاريد. گفتند: شنيديم و نافرماني كرديم. و به سبب كفرشان محبت آن گوساله در دلهايشان نفوذ داده شد. اي پيامبر، به آنان بگو: بد است آنچه ايمانتان شما را به آن فرمان مي دهد اگر ايمان داريد.»
    واژه «اُشربوا» در آيه شريفه از ماده اشراب به معناي نوشاندن و سيراب كردن است. در اين صورت معناي جمله «واشربوا في قلوبهم العجل» اين است: بني اسرائيل قلبهاي خود را با محبت گوساله سامري سيراب كردند و مقصود از عجل، محبت عجل است و خود عجل جاي محبت نشسته تا مبالغه را برساند و بفهماند كه گويا يهوديان از شدّت محبتي كه به گوساله داشتند خود گوساله را در دل جاي دادند.(2)

    ***********
    1:بقره/93
    2:الميزان في تفسيرالقرآن، ج1، ص222و223



  8. تشکر


  9. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۶
    نوشته
    71
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط meshkaat نمایش پست
    بنام خدا

    از نگاه قرآن گرايش بني اسرائيل به گوساله پرستي ريشه‌دار بوده و سابقه ديرينه داشته است و دلهاي آنها آكنده از عشق به گوساله پرستي بوده به گونه‌اي كه در اثر علاقه مندي به گوساله پرستي از فرمانهاي تورات و دستورات موسي(ع) سرپيچي مي كردند: «وَإِذْ أَخَذْنَا مِيثَاقَكُمْ وَرَفَعْنَا فَوْقَكُمُ الطُّورَ خُذُوا مَا آتَيْنَاكُمْ بِقُوَّةٍ وَاسْمَعُوا قَالُوا سَمِعْنَا وَعَصَيْنَا وَأُشْرِبُوا فِي قُلُوبِهِمُ الْعِجْلَ بِكُفْرِهِمْ قُلْ بِئْسَمَا يَأْمُرُكُمْ بِهِ إِيمَانُكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ ››(1)؛ و هنگامي كه از شما پيمان گرفتيم و براي نشان دادن قدرت خود به شما آن كوه را بر فرازتان افراشتيم و گفتيم: كتابي را كه به شما داده ايم به جد و جهد بگيريد و به آنچه در آن است گوش بسپاريد. گفتند: شنيديم و نافرماني كرديم. و به سبب كفرشان محبت آن گوساله در دلهايشان نفوذ داده شد. اي پيامبر، به آنان بگو: بد است آنچه ايمانتان شما را به آن فرمان مي دهد اگر ايمان داريد.»
    واژه «اُشربوا» در آيه شريفه از ماده اشراب به معناي نوشاندن و سيراب كردن است. در اين صورت معناي جمله «واشربوا في قلوبهم العجل» اين است: بني اسرائيل قلبهاي خود را با محبت گوساله سامري سيراب كردند و مقصود از عجل، محبت عجل است و خود عجل جاي محبت نشسته تا مبالغه را برساند و بفهماند كه گويا يهوديان از شدّت محبتي كه به گوساله داشتند خود گوساله را در دل جاي دادند.(2)
    ***********
    1:بقره/93
    2:الميزان في تفسيرالقرآن، ج1، ص222و223

    سلام
    اين يهودي ها هم عجب موجوداتي هستند ....
    بيخود نبود كه پيامبر مي فرمود: بدترين قوم ، قوم يهود هستند.
    هر چه مي كشيم از دست يهود است.....

  10. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۷
    نوشته
    168
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    يا الله

    همانطور كه الله تعالي صفات و ويژگيهاي يهوديان را نام برده ؛ اما بني اسرائيل را مرتبا به حكم كردن به تورات و يا ايمان آوردن به دين اسلام فراخوانده است .

  11. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    1,799
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    18

    پيامبر پرستي




    بنام خدا
    قرآن كريم در آيه 30سوره توبه، انديشه شرك آلود يهود و نصارا را مورد توجه قرارداده و مي فرمايد: «وَقَالَتِ الْيَهُودُ عُزَيْرٌ ابْنُ اللَّهِ وَقَالَتِ النَّصَارَى الْمَسِيحُ ابْنُ اللَّهِ š؛ يهود گفتند: عزير پسر خداست و نصاري گفتند: مسيح پسر خداست.»
    «عزير» نام همان شخصي است كه يهود او را به زبان عبري «عِزرا[1]» مي خوانند و در نقل از زبان عبري به عربي اين تغيير صورت گرفته است.
    پس از آنكه «بُخْتُ نُصَّر[2]» پادشاه بابِل كشور يهود را تصرف كرد، معبد را ويران نمود و كتابهاي يهود را سوزاند و بسياري را كشت و عده زيادي را به بابل برد. يهوديان نزديك به يك قرن در بابل در تبعيد بودند تا آن كه بابِل به دست كوروش كبير پادشاه ايران فتح شد و «عِزرا» نزد وي رفته و براي يهوديان شفاعت كرد، كوروش كه براي عزرا احترام قائل بود شفاعت او را پذيرفت و اجازه داد يهود به كشور خود بازگردند و تورات را كه نسخه هاي آن بكلي از بين رفته بود دوباره بنويسند.
    عزرا در حدود سال 457 قبل از ميلاد مسيح مجموعه اي را به رشته تحرير درآورد و به نام تورات در ميان يهود منتشر ساخت اگر چه همين مجموعه نيز در زمان «انتيوكوس» پادشاه سوريه و فاتح بلاد يهود، در حدود سال 161 قبل از ميلاد مجدّداً بكلي از بين رفت. به هر حال يهوديان بخاطر آن كه «عزرا» دين يهود را تجديد نمود و زمينه بازگشت يهوديان به سرزمينشان را فراهم ساخت و تورات را بازنويسي كرد، تعظيم و احترام مي نمايند و او را پسر خدا ناميدند.[3]
    اين موضوع سبب شد گروهي از يهود لقب «ابن الله» را براي عزير انتخاب كنند، هرچند از بعضي از روايات[4] استفاده مي شود كه آنها اين لقب را به عنوان احترام به «عزير» اطلاق مي كردند، ولي در همان روايت مي خوانيم: هنگامي كه پيامبر از آنها پرسيد: شما اگر «عزير» را به خاطر خدمات بزرگش احترام مي كنيد و به اين لقب مي خوانيد پس چرا اين لقب را بر موسي(ع) كه بسيار بيشتر از «عزير» به شما خدمت كرده است، نمي گذاريد؟ آنها از پاسخ فرو ماندند و جوابي براي اين سؤال نداشتند.[5]
    ******
    [1]. Ezra.
    [2]. اين نام در اصل بابلي، با تلفظ «نبو كودوري اوصَّر Nabu-kudurri-ussur متشكل از سه بخش «نبو: الهه حكمت بابلي»، «كودورو: جانشين يامرز» و «اوصّر: حمايت كن» است. (دائره المعارف قرآن كريم، ج5، ص345). مطالب مربوط به حمله بخت نُصَّر به بلاد يهودي، در عهد عتيق، كتابهاي دوم پادشاهان، تواريخ ايام، عزرا، نَحَميا و اِستر آمده است.(قاموس كتاب مقدس، ص871) در كتاب مقدس از بخت نُصَّر با عنوان «نبوكد نصّر» ياد شده است.
    [3]. الميزان في تفسير القرآن، ج9، ص243.
    [4]. تفسير نورالثقلين، ج2، ص205.
    [5]. تفسير نمونه، ج7، ص362.
    ویرایش توسط meshkaat : ۱۳۸۷/۱۱/۳۰ در ساعت ۱۳:۴۴

  12. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    1,799
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    18

    ادامه




    بنام خدا
    قرآن مي فرمايد: وَقَالَتِ الْيَهُودُ عُزَيْرٌ ابْنُ اللَّهِ وَقَالَتِ النَّصَارَى الْمَسِيحُ ابْنُ اللَّهِ ذَلِكَ قَوْلُهُمْ بِأَفْوَاهِهِمْ يُضَاهِئُونَ قَوْلَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ قَبْلُ قَاتَلَهُمُ اللَّهُ أَنَّى يُؤْفَكُونَ[1]؛ يهوديان گفتند: عزير پسر خداست و نصارا گفتند: مسيح پسر خداست. اين سخن آنان است كه بر زبان مي آورند؛ سخني است بي پايه و عاري از حقيقت كه به سخن كافران بت پرستي مي ماند كه پيش از ايشان بودند. خدا آنان را بكشد! تا كي از حق بازداشته و به سوي باطل كشانده مي شوند.»
    بخاري در تاريخ خود از ابوسعيد خدري روايت كرده كه در جنگ احد، رسول خدا(ص) پيشانيش مجروح شد و دندانهاي رباعي حضرت شكست، برخاست و دستهايش را به سوي آسمان بلند كرد و فرمود: غضب خدا وقتي بر يهود شدت گرفت كه گفتند: عزير پسر خداست، و وقتي بر نصارا شديد شد كه گفتند: مسيح پسر خداست، و در اين امت بر افرادي شدّت مي گيرد كه خون مرا بريزند و مرا با رفتارشان در مورد عترتم آزرده سازند.[2]
    ****
    [1].توبه/ 30.
    [2].جلال الدين سيوطي، الدر المنثور في تفسير المأثور، 1404ق، ج3، ص230.
    ویرایش توسط meshkaat : ۱۳۸۷/۱۱/۳۰ در ساعت ۱۳:۴۵

  13. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    1,799
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    18



    بنام خدا
    در آيه 31 سوره توبه به شرك عملي يهود و نصارا يا به تعبير ديگر شرك در عبادت اشاره شده است: «اتَّخَذُوا أَحْبَارَهُمْ وَرُهْبَانَهُمْ أَرْبَابًا مِنْ دُونِ اللَّهِ وَالْمَسِيحَ ابْنَ مَرْيَمَ وَمَا أُمِرُوا إِلا لِيَعْبُدُوا إِلَهًا وَاحِدًا لا إِلَهَ إِلا هُوَ سُبْحَانَهُ عَمَّا يُشْرِكُونَ[1]؛ يهوديان و مسيحيان از آن روي كه بي هيچ قيد و شرطي از عالمان و راهبان خود اطاعت كردند، آنها را به منزلة پروردگار معبود خويش شمردند و براي غیر خدا ربوبيت قائل شدند. علاوه بر اين نصارا، مسيح، پسرِ مريم را نيز پروردگار خود گرفتند در حالي كه آنان مأمور نبودند مگر اين كه يك خدا را كه جز او معبودي در خور پرستش نيست عبادت كنند. او منزّه است از اين كه به او شرك ورزيده شود.»
    شكي نيست كه يهود و نصارا در برابر عالمان و راهبان خود سجده نمي كردند و براي آنها نماز و روزه يا ساير عبادتها را انجام نمي دادند، ولي از آنجا كه خود را بدون قيد و شرط در اطاعت آنان قرار داده بودند و حتي احكامي را كه برخلاف حكم خدا مي گفتند واجب الاجرا مي شمردند، قرآن از اين پيروي كوركورانه و غيرمنطقي تعبير به «عبادت» كرده است.[2]
    اين موضوع در روايتي كه از امام باقر و امام صادق - عليهما السلام- نقل شده آمده است: « اما والله ماصاموا و لاصلّوا لكنهم احلّوا لهم حراماً و حرموا عليهم حلالاً فاتبعوهم و عبدوهم من حيث لايشعرون[3]؛ به خدا سوگند آنها (يهود و نصارا) براي پيشوايان خود روزه نگرفتند و نماز نخواندند ولي پيشوايان آنها حرامي را براي آنان حلال و حلالي را حرام كردند آنها پذيرفتند و پيروي كردند و بدون توجه آنان را پرستش كردند.»
    علت شرك بودن اطاعت بي قيد و شرط از رهبران ديني كه حلال خدا را حرام و حرام خدا را حرام مي كنند، اين است كه قانون گزاري مخصوص خداست و هيچ كس جز او حق ندارد چيزي را براي مردم حلال يا حرام كند و تنها انسانها مي توانند قانونهاي پروردگار را كشف و بر مصاديق مورد نياز تطبيق نمايند. بنابراين اگر كسي اقدام به قانون گزاري بر ضد قوانين الهي كند، و كسي آن را به رسميت بشناسد و بدون چون و چرا بپذيرد، مقام خدا را براي غير خدا قائل شده است، و اين يك نوع شرك عملي و بت پرستي و به تعبير ديگر پرستش غير خداست.
    از قرائن چنين استفاده مي شود كه يهود و نصارا براي پيشوايان خود چنين اختياري قائل بودند كه گاهي قوانين الهي را به صلاحديد خود تغيير دهند.[4]
    [1]. توبه/ 31.
    [2]. تفسير نمونه، ج7، ص365.
    [3]. ابوعلي فضل بن حسن طبرسي، مجمع البيان في تفسير القرآن، ج5-6، ص37.
    [4]. تفسير نمونه، ج7، ص366.
    ویرایش توسط meshkaat : ۱۳۸۷/۱۲/۰۱ در ساعت ۰۶:۱۲

  14. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    1,799
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    18



    بنام خدا
    استكبار از ريشة «ك- ب- ر» و به معناي برتري خواهي[1]، امتناع از پذيرش حق از روي عناد و تكبر[2] و خود بزرگ‌بيني دروغين[3] است.ماجراي نافرماني و سرپيچي يهوديان از دستورات الهي، در بخش هاي گوناگون كتاب مقدس بيان شده است به گونه اي كه بخش قابل توجهي از عهد عتيق به اين موضوع اختصاص يافته است. از جمله در سفر تثنيه حضرت موسي در مورد بني اسرائيل مي گويد: «اگر امروز كه در ميان ايشان هستم نسبت به خداوند اين چنين ياغي شده اند، پس بعد از مرگ من چه خواهند كرد.» آنگاه خطاب به آنان مي گويد: «مي دانم كه پس از مرگ من، خود را بكلي آلوده كرده، از دستوراتي كه به شما داده ام سرپيچي خواهيد كرد.[4]»
    استكبار و سرپيچي يهود از دستورات الهي در آيات متعددي از قرآن كريم يادآوري شده است. در آيه 87 سوره بقره ضمن توجه دادن به هواپرستي يهود، به استكبار آنان در برابر پيامبران الهي اشاره نموده و مي فرمايد: «... أَفَكُلَّمَا جَاءَكُمْ رَسُولٌ بِمَا لا تَهْوَى أَنْفُسُكُمُ اسْتَكْبَرْتُمْ فَفَرِيقًا كَذَّبْتُمْ وَفَرِيقًا تَقْتُلُونَ[5]؛ پس چرا هرگاه پيامبراني براي شما قوانيني آوردند كه دلخواه شما نبود گردنكشي كرديد و گروهي از آنان را دروغگو شمرديد و گروهي را كشتيد؟»
    از آيه شريفه به خوبي استفاده مي شود كه هرگاه قوانين الهي و پيام هاي رسولان او با خواهش هاي نفساني يهود مطابقت نداشته از پذيرش آن سرباز زده و سركشي نموده اند و سركشي و استكبار آنان موجب شده برخي از پيامبران الهي را تكذيب نموده و برخي ديگر را به قتل برسانند.
    آيه شريفه 83 از سوره بقره نيز به دستورات الهي و پيمان هاي خدا با بني اسرائيل اشاره نموده و آن ها را اين گونه برشمرده است: پرستش خداي يگانه، احسان به پدر و مادر، خويشاوندان، يتيمان و درماندگان و معاشرت نيكو با همگان، اقامة نماز و پرداخت زكات.
    آن گاه در فراز پاياني آيه مي فرمايد: «... ثُمَّ تَوَلَّيْتُمْ إِلا قَلِيلا مِنْكُمْ وَأَنْتُمْ مُعْرِضُونَ[6]؛ ولي جز اندكي از شما، همه پشت كرديد و روي برتافتيد.»
    روحيه استكباري بني اسرائيل بويژه بزرگان و اشراف آنان موجب شد همواره از دستورات انسان ساز الهي سرپيچي نمايند و در برابر پيامبران خدا ايستادگي كنند قرآن كريم در اين زمينه مي فرمايد:
    « وَقَالَ لَهُمْ نَبِيُّهُمْ إِنَّ اللَّهَ قَدْ بَعَثَ لَكُمْ طَالُوتَ مَلِكًا قَالُوا أَنَّى يَكُونُ لَهُ الْمُلْكُ عَلَيْنَا وَنَحْنُ أَحَقُّ بِالْمُلْكِ مِنْهُ وَلَمْ يُؤْتَ سَعَةً مِنَ الْمَال؛ِو پيامبرشان به آنان گفت: خداوند طالوت را براي شما به فرمانروايي برانگيخته است.گفتند: چگونه او را بر ما فرمانروايي باشد؟ در حالي كه ما به فرمانروايي از او سزاوارتريم. زيرا حكومت بر بني اسرائيل در اختيار نياكان ما بوده است. علاوه بر اين او از گشايش مالي برخوردار نيست.»
    مطابق آيه 246 سوره مباركه بقره بزرگان بني اسرائيل از پيامبر خود درخواست مي نمايند تا براي آنان فرماندهي به منظور جنگ با دشمنان تعيين نمايد پيامبر آنان (اشموئيل) طالوت را به فرماندهي برگزيد ولي علي رغم درخواست خودشان براي جنگ، جز اندكي از آنان در جنگ با دشمن شركت نكردند: «...فَلَمَّا كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقِتَالُ تَوَلَّوْا إِلا قَلِيلا مِنْهُمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ بِالظَّالِمِينَ[7]؛ ولي هنگامي كه جنگ در راه خدا بر آنان نوشته شد، جز اندكي از آنان، همه روي برتافتند و ستمكار شدند و خدا به ستمكاران داناست.»
    يكي از احكام شريعت يهود اين است كه در روز شنبه دست از كار بكشند و به عبادت و استراحت بپردازند اين حكم كه مورد تأكيد تورات است همواره از سوي نسل هاي مختلف يهود نقض شده است. لفظ «سبت» به معناي استراحت، معرب است و از عبراني گرفته شده است. سبت نام روزي است كه قوم يهود در آن از تمامي اعمال خود دست كشيده استراحت مي كردند. در گذشته مراعات نكردن و نگاه نداشتن اين حكم را گناهي عظيم مي شمردند بلكه هيچ گناهي را بجز بت پرستي با آن برابر نمي دانستند.[8]
    اما آن گونه كه كتاب مقدس گزارش مي دهد اين عهد الهي توسط يهود مكرّر نقض شده و كار و فعاليت و خريد و فروش در روز شنبه صورت گرفته است. كتاب مقدس به نقل نحميا يكي از پيامبران بني اسرائيل مي گويد: «سران يهودا[9] را توبيخ كرده، گفتم: اين چه كار زشتي است كه انجام مي دهيد؟ چرا روز سبت را بي حرمت مي كنيد؟ آيا براي همين كار نبود كه خدا اجدادتان را تنبيه كرد و اين شهر را ويران نمود؟ و حال خود شما هم سبت را بي حرمت مي كنيد و باعث مي شويد غضب خدا بر اسرائيل شعله ورتر شود.[10]»
    قرآن كريم در آيات 163و 166 سوره مباركه اعراف و نيز آيات 65و 66 سوره مباركه بقره ماجراي مسخ جمعي از بني اسرائيل را به دليل سرپيچي از فرامين الهي بيان نموده است. يهوديان منطقة ايله در روز شنبه نسبت به ماهي گيري منع شده بودند اما آنان با ناديده گرفتن اين دستور الهي در روز شنبه با صيد ماهي قانون شكني كرده و به بوزينه مبدّل شدند: «فَلَمَّا عَتَوْا عَنْ مَا نُهُوا عَنْهُ قُلْنَا لَهُمْ كُونُوا قِرَدَةً خَاسِئِينَ[11]؛ هنگامي كه با شكستن مقررات روز شنبه از ترك آنچه از آن بازداشته مي شدند سرپيچي كردند، به آنان گفتيم: بوزينگاني مطرود و رانده شده باشيد.»
    نافرماني اين گروه از بني اسرائيل و بي توجهي به نواهي الهي و نيز جرأت آنان بر معصيت و عدم بازگشت از گناهان موجب شد خداوند آنان را به بوزينه تبديل كند، آنان پس از مسخ شدن تنها سه روز زنده ماندند.[12]
    ************
    [1]. التحقيق، ج10، ص18.

    [2]. لسان العرب، ج12، ص13.

    [3]. مجمع البحرين، ج4، ص9.

    [4]. كتاب مقدس، سفر تثنيه، باب 31.

    [5]. سوره بقره/ آيه 87.

    [6]. سوره بقره/ آيه 83.

    [7]. بقره/ 246.

    [8]. قاموس كتاب مقدس، ص465.

    [9]. قبايلي كه در شمال سرزمین مقدس سكونت داشتند اسرائيلي و قبايلي كه در جنوب سكونت داشتند يهودا ناميده مي شدند.

    [10]. کتاب مقدس سفر نحميا، باب13.

    [11]. اعراف/ 166.

    [12]. مجمع البيان، ج3-4، ص758.




صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود