جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: مشروطه و ستارخان و باقرخان

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    1,512
    مورد تشکر
    114 پست
    حضور
    111 روز 2 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    159
    آپلود
    0
    گالری
    1

    مشروطه و ستارخان و باقرخان





    پرسش:
    نقش ستارخان و باقر خان در نهضت مشروطه را بيان كنيد؟

    پاسخ:
    ستارخان و باقرخان دو چهره مردمی و آزادی خواه در تبريز بودند، اينان با ايستادگی و مقاومت در برابر نيروهای دولتی و ايجاد ارتباط با آزادی خواهان در شهرهای ديگر ايران و سرانجام با حمله به تهران و سقوط محمدعلی شاه، نهضت مشروطيت را احياء كردند. به قول مرحوم علامه قزوينی «اگر روز 17 جمادي الاخری ستارخان بيرق های سفيد را پايين نمی آورد مشروطه تا مدت نامعلوم رخت از ايران بيرون می برد زيرا آن روز در تمام نقاط ايران به جز تبريز استبداد حكم روا بود.»(1)
    ستارخان و باقرخان دو مجاهد تربيت شده انجمن تبريز بودند كه «ابتدا به عضويت در انجمن حقيقت كه يكی از مراكز مشروطه‌ خواهان تبريز بودند در آمدند،‌ سپس به انجمن ايالتی تبريز رفته‌ اند و آمادگی خود را براي خدمت به مشروطه اعلام داشتند.»(2) رحيم خان كه يكی از خان های منطقه و از هواداران محمدعلی شاه بود با ستارخان درگير شد و وی، رحيم خان را شكست داد. پس از آن محمدعلی شاه، شجاع الدوله (صمدخان) را مأمور جنگ با مليون تبريز نمود و وی با سپاه و تجهيزات به طرف تبريز حركت كرد «برخی از اعضای آن (انجمن) از ترس جان و دارايی خود، به كنسول‌گری های فرانسه و روسيه پناهنده شدند، اما ستارخان مانند كوه در برابر نيروهای دولتی مقاومت كرد.»(3)
    ستارخان با شجاعت همه بيرق هاي سفيد كه در برخي از محلات تبريز زده شده بودكه اين علامت در امان بودن مال و جان به شمار می رفت ـ را سرنگون كرد و اين حركت هيجان و شور را در مردم ايجاد نمود پس دست به مقاومت زدند و سرانجام نيروهای دولتی را طي جنگ‌ هايی بيرون كردند، از جمله جنگ ها؛ جنگ قرامک، جنگ الوار، جنگ خطيب و خيابان و جنگ حكم آباد بود. كه در طی آن سلماس، مرند، خوي به تصرفات نيروهای مجاهدين درآمد.(4)
    انجمن تبريز با مليون و آزادی خواهان ساير شهرستان ها ارتباط برقرار می كرد و از آنان خواستار شورش و مبارزه می شد كه طی آن در شهرهای رشت، اصفهان، خراسان، شيراز و استرآباد قيام و شورش برپا شد و اصفهان به تصرفات نيروهای مجاهدين درآمد. از مهم ترين اين قيام ها كه سرنوشت ساز بود؛ قيام كميته ستار در رشت بود كه شهر را متصرف شدند. براي تصرف قزوين حمله كردند و موفق هم شدند. با فتح قزوين كه از هر حيث داراي اهميت بود، نفس محمدعلی شاه عملاً‌ قطع شد. «در تاريخ 16 يا 17 ربيع الثاني و دست خط تلگرافی از طرف محمدعلی شاه مبنی بر اعطای مشروطيت و اعلان انتخابات و افتتاح مجلس شورای ملی بر كليه ايالات و ولايات ايران صدور يافت.»(5)
    «ستارخان نيز تلگرافی به شاه مبنی بر تشكر از موافقت با مقاصد ملی و اعطای مشروطيت مخابره كرد و متذكر شد كه مجاهدت فقط راجع به آزادی ملت بود، اكنون كه اعلیحضرت همايونی انجام مقاصد مليّه را مورد توجه شاهانه قرار داده‌ اند جان نثارت دست از هر گونه مجاهدت برداشته از پی كار خود خواهم رفت.»(6)
    البته اين نكته را هم در نظر بايد گرفت كه در اين جريانات دول روس و انگليس و عثمانی نيز كش و قوس های داشتند.
    چه در كمک به شاه مانند روس ها و چه در كمک به مجاهدين مانند: «خبر پيروزی های جوانان ترک در عثمانی، اثر نيكويی در اهالی تبريز بخشيده داشت.»
    (7)
    از آن چه كه گفته شد می توان به طور خلاصه اين گونه اظهار داشت: ستارخان و باقرخان هر دو قهرمان مبارزه از مجاهدين بودند كه ابتدا در محل اقامت شروع به رشد و نمو و بالندگی كردند، يعنی خودی نشان داده و مشهور شدند سپس با دفع نيروهای دولتی و تصرف شهرهای همجوار و ارتباط با مجاهدين ديگر شهرها، راه را برای رسيدن به مقصد هموار كردند. با تصرف رشت و حمله نيروهای مجاهدين به قزوين و تصرف آن جا، اميد شاه قطع گرديد و مشروطيت را قبول كرد.
    براي مطالعه بيشتر به اين منابع رجوع كنيد:
    1. پناهي ماكوئی، عباس، حماسه ستارخان، كيخسرو كشاورزی، چ اول، 59، سپهر، تهران، انتشارات اميركبير، تهران، 59.
    2. پناهی سمنانی، محمد ـ احمد، ستارخان سردار ملی نهضت مشروطه، چ اول، بهار 76، سلمان فارسی،‌ انتشارات كتاب نمونه، تهران.
    3. رحيم رئيس‌نيا ـ عبدالحسين ناهيد، دو مبارز جنبش مشروطه، چ فاروس ايران، دوم، بهار، 2535، انتشارات آگاه، تهران، 2535.


    ـــــــــــــــــــــــــ
    (1) امير خيزی، اسماعيل، قيام آذربايجان و ستارخان، چ اول، 79، ديدآور، مؤسسه انتشارات نگاه، تهران، 79، ص 122.
    (2) صفايی، ابراهيم، رهبران مشروطه، چ محمد حسن علمی، دوم، 62، انتشارات جاويدان، ص 391.
    (3) شميم، علي اصغر، ايران در دوره سلطنت قاجار، چ مهارت، دوم، 80، انتشارات زرياب، تهران 79، ص 541، (با اندكی تلخيص).
    (4) امير خيزی، اسماعيل،‌ پيشين، ص 234.
    (5) همان، ص 331.
    (6) همان، ص 332.
    (7) م. س. ايوانف، انقلاب مشروطيت در ايران، كاظم انصاری. تهران،2537، چ سوم، سپهر، انتشارات اميركبير، تهران.






    لینک اصلی


    ویرایش توسط مدیر تدوین : ۱۳۹۴/۱۰/۲۶ در ساعت ۲۰:۲۶

  2. تشکر


  3.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود