صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: مهدويّت و سنّت‌هاي الهي در قرآن

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    773
    صلوات
    1214
    تعداد دلنوشته
    4
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 روز 7 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    13

    مهدويّت و سنّت‌هاي الهي در قرآن




    مهدويّت و سنّت‌هاي الهي در قرآن
    نويسنده: مهناز فرهمند
    نشريه: سفينه
    شماره: 10

    چکيده: نگارنده در اين گفتار، سنّت‌هاي الهي استخلاف، امتحان و تمحيص، استدراج و املاء را بر اساس قرآن و حديث و بيانات مفسّران، مطرح کرده و پيوند آنها را با اصل مهدويّت، غيبت و ظهور و انتظار امام مهدي (ع)
    نشان داده است.

    کليد واژه‌ها: امام مهدي (ع)، آيات مهدويت / مهدويت، اصالت قرآني / قرآن، سنّت‌هاي الهي / سنّت استخلاف / سنّت
    امتحان و تمحيص / سنّت استدراج و املا.

    مقدّمه
    يکي از مسايل و اموري که همه‌ي مسلمانان به پيروي از کلام خدا و حديث پيامبر (ص) برآن اتّفاق دارند، اين است
    که «پيش از برپايي قيامت، يکي از فرزندان رسول خاتم (ص) قيام مي‌کند و برتمام زمين فرمانروا مي‌گردد. او زمين را که از ظلم و جور پرگشته، آکنده از عدل و داد خواهد کرد.»
    از اعتقاد به اين موعود آينده‌ساز، در فرهنگ اسلامي با نام «مهدويت» ياد مي‌شود.
    انتظار ظهور مهدي موعود، از حساس‌ترين فرازهاي عقيدتي اسلام و از ضروريات دين به شمار آمده و ائمّه (ع) همواره مردم را به اين "چشم‌به‌راهي" مي‌خواندند. در روايات، از انتظار فرج به عنوان برترين عبادت ياد شده است.


       

    "دست پر مهر پـــــــــدر "
    تنها دستیه که اگه کوتاه از دنیا هم باشه... از تمام دستها بلند تره...


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    773
    صلوات
    1214
    تعداد دلنوشته
    4
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 روز 7 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    13



    رسول خدا (ص) فرموده‌اند:
    «افضل العبادة انتظار الفرج.» (1)
    برترين عبادت، انتظار فرج است.
    تنها کساني از اين نعمت بزرگ برخوردار مي‌گردند که فهم کامل و معرفت عميقي نسبت به امام (ع) و غيبت ايشان داشته باشند و مانند ديگران، ظاهر‌بين و سطحي‌نگر نباشند، که در اين صورت بهتر از اهل هر زماني خواهند بود؛ چنان که امام زين العابدين (ع) مي‌فرمايند:
    «يا أبا خالد، إنّ اهل زمان غيبة القائلين بإمامته و المنتظرين لظهوره أفضل من أهل کلّ زمان» (2)
    «اي اباخالد: مردم زمان غيبت آن امام - حضرت مهدي عجل الله فرجه - که معتقد به امامت و منتظر ظهور او هستند، از مردم هر زماني برترند».
    در احاديث متعددي از معصومين (ع) انتظار ظهور، واجب به شمار آمده است. به عنوان نمونه از حضرت جوادالأئمه (ع) نقل شده است که فرمودند:
    «إنَّ القائم منّا هو المهدي الَّذي يجب ان ينتظر في غيبته.» (3)
    همانا قيام کننده از ما - اهل البيت (ع) مهدي (ع) است که انتظار او در زمان غيبتش واجب است.
    تعبير وجوب، در فرمايش حضرت جواد (ع) نشان دهنده‌ي ضرورت حال انتظار در زمان غيبت امام (ع) مي باشد و هم چنين تکليف و وظيفه‌اي را مي‌نماياند که براي تربيت افراد با اخلاص و آزمايش‌شده‌ي دوران فتنه و انحراف ضرورت دارد. در سايه‌ي همين اعتقاد است که انسان مي‌تواند در مقابل ناملايمات و آشفتگي‌ها و هرج و مرج آن روزگار، پايداري و صبر پيشه کند، از مسير حق و حقيقت منحرف نشود، از اين امتحان سخت الهي موفّق بيرون آيد و شايستگي و آمادگي پذيرش رهبري جهان در آن روز موعود را بيابد.
    بايد دانست که برپايي ظهور و تقدير زمان قيام مهدي (ع)، وابسته به اراده‌ي خداوند متعال است؛ چنان که حضرت مهدي (ع) خود فرموده‌اند:
    «فَلا ظهور إلّا بإذن الله» (4)
    ظهور فقط به اجازه‌ي پروردگار مي‌باشد.


       

    "دست پر مهر پـــــــــدر "
    تنها دستیه که اگه کوتاه از دنیا هم باشه... از تمام دستها بلند تره...


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    773
    صلوات
    1214
    تعداد دلنوشته
    4
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 روز 7 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    13



    امّا زمينه‌ساز ظهور، آمادگي و خواست مردم مي‌باشد، که هدف آزمايش‌هاي دقيق الهي هم دست‌يابي به همين آمادگي است.
    لذا شيعه در عصر غيبت، بايد با قرار دادن خود در مسير اهل بيت و کسب معرفت لازم در ايجاد اين آمادگي، نهايت تلاش خود را نشان دهد. ظهور امام عصر (ع)، سنّت الهي است که اصالت آن ريشه در قرآن دارد.
    براي بررسي اين سنّت، به چند نکته‌ي قرآني با تبيين معصومان (ع) و توضيح مفسّران، توجّه مي‌کنيم.
    1- استخلاف در نگاه قرآن
    خداوند در قرآن مجيد در آيات کريمه‌ي متعددي، اشاره به غلبه‌ي نهايي حق بر باطل در پهنه‌ي زمين دارد. در اين آيات به اين مضامين اشاره شده که:
    «در نهايت، خداوند متعال، زمين را - که در اصل، از آن او و براي دوستان اوست - به دست مؤمنان و بندگان صالحش خواهد سپرد و بهترين‌ها را که در روزگاران گذشته، در اثر ظلم ظالمان، ضعيف شده بودند، وارث زمين گردانيده، به حکومت و پيشوايي مي‌رساند.»
    اينک به آياتي اشاره مي‌شود که حاوي همين مطالب است.
    1-1. آيه‌ي اوّل
    خداي متعال در سوره‌ي مبارکه‌ي انبياء آيه‌ي 105 مي‌فرمايد:
    {وَ لَقَدْ کتَبْنا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُها عِبادِيَ الصَّالِحُونَ}
    {و به تحقيق در زبور، پس از ذکر - تورات - نوشتيم که زمين را بندگان صالح من به ارث خواهند برد.}
    موضوع حکومت افراد نيکوکار در روي زمين، تحقّق‌بخش وعده‌اي است که خداوند متعال در کتب آسماني به صالحان و متّقيان داده است. اين معني نشان مي‌دهد که حکم مزبور يک حکم هميشگي و لازمه‌ي سازمان اجتماع بشري است و بدون تحقّق آن جامعه‌ي انساني داراي کمال نخواهد بود.


       

    "دست پر مهر پـــــــــدر "
    تنها دستیه که اگه کوتاه از دنیا هم باشه... از تمام دستها بلند تره...


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    773
    صلوات
    1214
    تعداد دلنوشته
    4
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 روز 7 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    13



    روايات و احاديث عامّه و خاصّه نيز اين موضوع را کاملاً تأييد مي‌کند و عصر تکامل همه‌جانبه و دوران طلايي و درخشان موعود را عصر ظهور و حکومت مقتدر و دادگستر حضرت ولي عصر عجل الله فرجه مي‌داند، وارثان نهايي زمين را ياران و پيروان آن حضرت معرّفي مي‌کند. در بعضي روايات، صريحاً اين آيه به قيام حضرت مهدي (ع) و ياران او تفسير شده است. امام باقر (ع) در تفسير آيه‌ي مزبور فرموده‌اند:
    «هُم أصحاب المهدي مِن آخرالزّمان» (5)
    اينان - بندگان صالح - اصحاب مهدي (ع) در آخرالزّمان مي‌باشند.
    قريب به همين مضمون در کتب حديث عامّه از امام باقر و امام صادق (ع) نقل شده است که فرموده‌اند: «هُم القائم و أصحابُهُ.» (6)
    مؤيّد ديگر، حديث مشهوري است که شيعه و سنّي از پيامبر اکرم (ص) روايت کرده‌اند:
    «لَو لَم يَبق الدُّنيا إلّا يَوم لطّول الله ذلِکَ اليوم حتّي يأتي رجل مِن عترتي اسمهُ اسمي يَملاءُ الأرض قِسطاٌ وَ عَدلاً کَما مُلِئَت ظلماً وَ جَوراً» (7)
    اگر از عمر دنيا يک روز بيشتر نمانده باشد، خداي بزرگ آن را چنان طولاني کند تا مردي از دودمان مرا که همنام من است برانگيزاند و زمين را از عدل و داد پر سازد، همان‌گونه که از ستم و بيداد آکنده باشد.
    در واقع چنين اعتقادي نظر اسلام به آينده‌ي بشر را نشان مي‌دهد. انسان همواره، نسبت به آينده‌ي خويش نگران بوده و از اينکه به سرنوشت تلخ و ناگواري دچار گردد، انديشناک زيسته است. مکاتب مختلف، به ناچار در اين زمينه به پاسخ‌گويي پرداخته‌اند. دسته‌اي فرجام کار انسان را تاريک و مرگبار ديده و با بدبيني و نوميدي از آن ياد کرده‌اند؛ گروهي ديگر با خوش‌بيني به آينده‌ي بشر نگريسته، نويد پيروزي و نيک‌بختي داده‌اند، که اسلام از اين دسته است.
    در حديث ديگر فرموده‌اند:
    «هذِهِ الأُمَّة مرحومة فمنها نبيّها و منها مهديّها، بنا فتح هذا الأمر و بنا يختم و لنا ملک مؤجل و ليس بعد ملک لا منا اهل العاقبة للمتّقين.» (8)
    اين امّت، امّت مرحومه است که پيامبرش از خود او، و مهديش نيز از خود اوست، اين امر به وسيله‌ي ما آغاز شده و به وسيله‌ي ما پايان مي‌پذيرد. براي ما دولتي هست که در آينده‌ي مقدّر است و پس از دولت ما، ديگر دولتي نخواهد بود؛ زيرا ما اهل عاقبت هستيم و عاقبت از آن پرهيزکاران خواهد بود.


       

    "دست پر مهر پـــــــــدر "
    تنها دستیه که اگه کوتاه از دنیا هم باشه... از تمام دستها بلند تره...


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    773
    صلوات
    1214
    تعداد دلنوشته
    4
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 روز 7 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    13



    1- 2. آيه‌ي دوم:
    پروردگار عزّوجلّ در سوره‌ي اعراف آيه‌ي 128 مي‌فرمايد:
    {إِنَّ الْأَرْضَ لِلَّهِ يُورِثُها مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ}
    {همانا زمين از آن خداست و آن را به هر کس از بندگانش که بخواهد ارث مي‌دهد و سرانجام از آن پرهيزکاران خواهد بود.}
    امام باقر (ع) ذيل آيه مي‌فرمايد:
    «أنا و أهل بيتي الَّذينَ أورثنا الله الارض وَ نحن المتّقون، وَ الارض کلّها لنا... حتّي يظهر القائم من أهل بيتي بالسٌيف، فيحوزها... .» (9)
    من و خاندانم کساني هستيم که خدا زمين را به ما واگذار کرده و ما پرهيزگاران هستيم، و همه‌ي زمين از آن ماست... تا زماني که قائم از خاندان ما با شمشير قيام کند، و زمين را تصرّف کند.
    1-3. آيه‌ي سوم
    سوره‌ي مبارکه قصص آيه 5، دلالت دارد بر اينکه اراده‌ي الهي به اين تعلّق گرفته که مستضعفان، پيشوايان و وارثان زمين شوند:
    {وَ نُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَي الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِينَ}
    {و اراده‌ي ما چنين است که بر آنان که در زمين به استضعاف کشيده شدند، منّت گذاريم و ايشان را امامان و وارثان زمين گردانيم.}
    اين آيه در قرآن ضمن داستان بني اسرائيل آمده است، ولي چنان‌چه حضرت اميرالمؤمنين (ع) در تفسير آيه‌ي شريفه فرموده‌اند، اشاره به اهل بيت (ع) و پيروان ايشان دارد:
    «هم آل محمَد (ص) يبعث الله مهديّهم بعد جهدهم فيعزّهم و يذلِّ عدوّهم.» (10)
    مستضعفين در آيه، آل محمّد (ع) هستند که خداوند مهدي ايشان را پس از - گذشت دوران - سختي و مشقّت آنها مبعوث مي‌فرمايد، سپس او آنها را عزّت داده و دشمن آنها را ذليل و خوار مي‌شمارد.
    در کتب عامّه نيز از حضرت علي (ع) نقل شده که فرمودند: «اين آيه درباره‌ي ما نازل شده.» (11)
    1-4. آيه‌ي چهارم
    خداوند کريم در سوره‌ي مبارکه‌ي نور آيه‌ي 55 تصريح مي‌فرمايد که استخلاف مؤمنان نيکوکردار در امّت اسلام نيز به طور حتم صورت مي‌پذيرد:
    {وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْکمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ کمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَيُمَکنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضي لَهُمْ وَ لَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً يَعْبُدُونَنِي لا يُشْرِکونَ بِي شَيْئاً}
    {خداوند وعده فرموده به آن دسته از شما، که ايمان آوردند و کارهاي نيکو کردند، که قطعاً ايشان را در زمين خلافت خواهد بخشيد، همان‌طور که در مورد گذشتگان چنين کرد. و عمل به آييني را که براي ايشان برگزيده است، برآنها بسيار آسان و ممکن خواهد کرد. و به جهت آنها ناامني را به آرامش و امنيت مبدّل خواهد ساخت، تا مرا بپرستند و براي من شريکي قرار ندهند.}
    خلافت به معناي نيابت و جانشيني به جاي ديگري است، به چند دليل: يا در غياب و نبودن کسي است، يا به خاطر مرگ کسي است که ديگري جانشين او مي‌شود، يا به علّت ناتواني کسي است و يا به خاطر بزرگي و شرافت است که ديگري جانشين او مي‌شود. در معني اخير، خداوند به اولياء خود در زمين، خلافت و نمايندگي مي‌دهد. چنان که خداي متعال در سوره‌ي ص آيه‌ي 26 مي‌فرمايد:
    {يا داوُدُ إِنَّا جَعَلْناک خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ} (12)
    خداوند عزّوجلّ پيش از خلقت و آفرينش، سخن از خليفه مي‌گويد، آن‌جا که به ملائکه مي‌فرمايد:
    {وَ إِذْ قالَ رَبُّک لِلْمَلائِکةِ إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً} (13)
    {و هنگامي که پروردگارت به ملائکه فرمود که من در زمين قرار دهنده‌ي خليفه هستم.}
    اين نکته دلالت دارد که حکمت در خليفه، بر حکمت در آفرينش مقدّم است و اگر خداوند خلقي را بيافريند در حالي که خليفه‌اي در زمين نباشد، ايشان را در معرض تباهي قرار داده است و اين با حکمت الهي منافات دارد. حال آنکه خداي بزرگ حکيم است و هرگز کار عبث و بيهوده انجام نمي‌دهد.


       

    "دست پر مهر پـــــــــدر "
    تنها دستیه که اگه کوتاه از دنیا هم باشه... از تمام دستها بلند تره...


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    773
    صلوات
    1214
    تعداد دلنوشته
    4
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 روز 7 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    13



    بنابراين جهان لحظه‌اي بدون خليفه نخواهد بود و خلافت تا روز قيامت استمرار دارد. در کتب حديثي به مضامين متعدد، از ائمّه‌ي معصومين (ع) وارد شده:
    «و إنَّ الأرض لاتخلفوا من حجّة الله تعالي علي خلقه في کلّ عصر و أوان.» (14)
    زمين در هيچ زماني، از حجّت خداوند بر خلق او در هر عصر و زماني خالي نمي‌ماند.
    امام سجّاد (ع) در تفسير اين آيه‌ي شريفه فرمودند:
    «هُم وَاللهُ شيعَتُنا أهل البيت، يفعَلُ اللهُ ذلِکَ بِهِم عَلَي يدي رجل منّا و هُوَ مهديّ هذِهِ الأُمَّة...» (15)
    آنها به خدا سوگند، شيعيان ما اهل بيت هستند. خداوند اين کار را به دست مردي از ما انجام خواهد داد، و اوست مهدي اين امّت... .
    ابا بصير از امام صادق در مورد معني آيه پرسيد، امام (ع) پاسخ داد:
    «نَزلت فِي القائِم وَ أصحابه» (16)
    امام صادق (ع) حضرت مهدي عجّل الله فرجه و يارانش را در اين آيه همان کساني معّرفي مي‌کند که به استخلاف آنان وعده داده شده است.
    از آيه چنين برمي‌آيد که خداوند برگروهي از مسلمانان که داراي صفت ايمان و عمل صالح هستند، سه نويد داده است:
    1- استخلاف و حکومت روي زمين؛
    2- نشر آيين حق به طور اساسي و ريشه‌دار در همه‌جا؛
    3- از ميان رفتن تمام اسباب خوف و ناامني. (17)
    امّا در اينکه اين گروه از نظر مصداقي چه اشخاصي هستند، در ميان مفسّران بحث و گفت‌وگو است: بعضي آن را مخصوص صحابه‌ي پيامبر (ص) دانسته‌اند که با پيروزي اسلام در عصر پيامبر (ص) صاحب حکومت در زمين شدند.
    بعضي از مفسّرين عامّه آن را اشاره به خلفاي چهارگانه بعد از رسول خدا (ص) مي‌دانند. بعضي اين وعده را شامل تمام مسلماناني که داراي اين صفت هستند مي‌دانند. و گروهي آن را اشاره به حکومت مهدي عجّل الله فرجه مي‌دانند، که اخبار متواتر از ظهورش خبر داده است و اينکه زمين را پر از عدل و داد مي‌کند، بعد از آنکه ظلم و جور همه جا را گرفته باشد.
    از سياق آيه‌ي شريفه به دست مي‌آيد که بدون شک آيه درباره‌ي بعضي از افراد امّت است (به دليل کلمه مِن) در جمله {وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْکمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ} که «مِن» تبعيضي است نه بياني، يعني وعده‌اي که در آيه آمده مخصوص کساني است که هم ايمان داشته باشند و هم اعمالشان صالح باشد. و هيچ دليلي نيست، نه در الفاظ آيه و نه از نظر عقلي که بگوييم مقصود از آنان تنها صحابه يا خلفا يا عموم امّت باشد. هم‌چنين بحث تمکين دين در آيه‌ي: {وَ لَيُمَکنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضي لَهُمْ} عبارت است از اين که آن را در جامعه مورد عمل قرار دهد و هيچ مانعي جلوي تأثير آن را نگيرد، يعني هيچ کفري جلوگيرش نشود، اصول معارفش مورد اعتقاد همه باشد، درباره‌ي آن اختلاف و تخاصمي نباشد و از لکّه‌ي ننگ کفر و نفاق و فسق پاک باشد، ايمن زندگي کنند و ترسي از دشمن نداشته باشند و در واقع يک جامعه به تمام معني صالح برپا گردد. چنين جامعه‌اي با اين صفات، از روزي که پيامبر (ص) مبعوث به رسالت گشته تاکنون در دنيا منعقد نشده است. افزون بر آن، هنوز مسلمانان و مؤمنين در روي زمين قدرت کامل پيدا نکرده‌اند. بنابراين بايد در انتظار روزي بود که خداوند به اين وعده‌ي خود جامه‌ي عمل بپوشاند؛ زيرا خداوند خلف وعده نمي‌کند. (18)


       

    "دست پر مهر پـــــــــدر "
    تنها دستیه که اگه کوتاه از دنیا هم باشه... از تمام دستها بلند تره...


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    773
    صلوات
    1214
    تعداد دلنوشته
    4
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 روز 7 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    13



    با تدبّر در اين‌گونه آيات و با مراجعه به اخبار و احاديث اسلامي که نمونه‌هايي از آن ذکر شد، درمي‌يابيم که تحقّق اين وعده‌هاي دل‌انگيز، در حکومت جهان‌گير مهدوي و دوران شکوهمند پس از آن صورت مي‌پذيرد.
    چيره ساختن نهايي مؤمنان صالح بر ظالمان، سنّت پايدار خداوند در تمام امّت‌ها است.
    از آن‌جا که استخلاف دوستان خداوند در زمين، فقط مربوط به آينده نيست و در گذشته هم نمونه‌هايي وجود داشته، خداوند اصول کلّي مربوط به استخلاف را در ضمن داستان‌هاي مربوط به اقوام گذشته آورده است. به عنوان مثال، در روزگار حضرت نوح (ع) چنين شد، دشمنان ايشان نابود شدند و خود آن حضرت و شيعيانشان زمين خدا را به ارث بردند. آنها زماني طولاني در زمين زندگي کردند و در آن، شهرها و حکومت‌ها بنا نهادند.
    {لَقَدْ أَرْسَلْنا نُوحاً إِلي قَوْمِهِ... فَکذَّبُوهُ فَأَنْجَيْناهُ وَ الَّذِينَ مَعَهُ فِي الْفُلْک وَ أَغْرَقْنَا الَّذِينَ کذَّبُوا بِآياتِنا إِنَّهُمْ کانُوا قَوْماً عَمِينَ} (19)
    {ما نوح را بسوي قومش فرستاديم... امّا سرانجام او را تکذيب کردند. ما او و کساني را که با وي در کشتي بودند، رهايي بخشيديم و آنها که آيات ما را دروغ پنداشتند، غرق کرديم، زيرا آنها مردمي بودند کوردل و کورباطن.}
    سرگذشت حضرت نوح (ع) در سوره‌هاي مختلفي از قرآن مانند سوره‌ي هود، انبيا، مؤمنون و شعرا آمده است.
    در دوران حضرت موسي (ع) نيز اين اراده‌ي خداوند تحقّق يافت. فرعون و هامان و لشکريان آن دو پس از سال‌ها سرکشي، به ذلّت و خواري افتادند و امّت حضرت موسي (ع) وارث تخت ايشان گشتند.
    {نَتْلُوا عَلَيْک مِنْ نَبَإِ مُوسي وَ فِرْعَوْنَ... وَ نُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَي الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِينَ} (20)
    {ما از داستان موسي و فرعون، به حق بر تو مي‌خوانيم... اراده و مشيت ما بر اين‌قرار گرفته است که بر مستضعفان در زمين منت گذاريم، و آنها را پيشوايان و وارثان روي زمين قرار دهيم.}


       

    "دست پر مهر پـــــــــدر "
    تنها دستیه که اگه کوتاه از دنیا هم باشه... از تمام دستها بلند تره...


  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    773
    صلوات
    1214
    تعداد دلنوشته
    4
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 روز 7 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    13



    سرگذشت عبرت‌انگيز ديگر پيامبران الهي و قوم آنها مانند ثمود، هود، صالح و عاد، در آياتي از قرآن بيان شده است، از جمله در: سوره‌ي يونس آيات 71 تا 75، هود آيات 25 تا 96، شعرا آيات 65 تا 190، انبياء آيات 69 تا 90، قمر آيات 8 تا 46.
    آري؛ اين اراده‌ي حتمي خداوند، همان‌طور که در مورد امّت‌هاي گذشته تحقّق يافت، در اين امّت نيز به واقعيّت خواهد پيوست؛ چنان که پيامبر بزرگ اسلام (ص) فرموده‌اند:
    «لترکبنّ سنن من کان قبلکم شبراً بشير و ذراعاً بذراع» (21)
    آن‌چه در ميان اقوام گذشته واقع شده، طابق النعل بالنعل اجرا خواهد شد، از هر راهي که آنها رفته‌اند شما نيز قدم به قدم از آن راه خواهيد رفت.
    امّا اينکه چه وقت اين زمينه مهيّا خواهد شد، به مشيّت خدا بستگي دارد که جز خدا کسي از آن آگاه نيست.
    توجّه به اين نکته لازم است که يکي از شيوه‌هاي قرآن، بيان قواعد کلّي و اجمالي به جاي مصاديق جزئي تفصيلي است و توضيح و تبيين آن حقايق و مصاديق کلّي را به پيامبر (ص) و اهل بيت گرامي او وامي‌گذارد. موارد بسياري را در قرآن مي‌توان ذکر کرد که به جاي توضيح مفصّل يک اصل، به اجمال به آن پرداخته شده است. به عنوان نمونه آيه‌ي {أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْکمْ}. قرآن در اين آيه، همين شيوه را در بيان اصل اطاعت از ائمّه به کار برده است. اصل اطاعت از ولي به صراحت در قرآن آمده است؛ امّا بيان اينکه مصاديق ولي چيست به پيامبر ارجاع داده مي‌شود. (22)
    خداوند در قرآن همين شيوه را براي بيان «حکومت صالحان» به کار برده است. در اصطلاح قرآن، هلاکت کافران سرکش و جايگزين گشتن و به قدرت رسيدن مؤمنان صالح، «استخلاف» ناميده مي‌شود. ولي مصاديق آن را پيامبر (ص) و اهل بيت او (ع) مشخّص کرده‌اند.
    چنان که گذشت، استخلاف در امم قبل اتّفاق افتاده، ولي غلبه‌ي صالحان تا دامنه‌ي قيامت ادامه پيدا نکرد؛ امّا در امّت پيامبر اسلام با ظهور حضرت مهدي عجّل الله فرجه اين امر واقع خواهد شد و پس از ايشان در دوره‌ي رجعت نيز ادامه خواهد داشت. پس از آن حکومت صالحان به قيامت متّصل خواهد شد و افراد فاسق و فاسد ديگر غلبه پيدا نخواهند کرد.


       

    "دست پر مهر پـــــــــدر "
    تنها دستیه که اگه کوتاه از دنیا هم باشه... از تمام دستها بلند تره...


  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    773
    صلوات
    1214
    تعداد دلنوشته
    4
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 روز 7 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    13



    1- 5. نگاهي کلّي به آيات:
    1- آيات ذکر شده هرگز سخن از يک برنامه‌ي موضعي و خصوصي مربوط به يک قوم را بيان نمي‌کند، بلکه بيانگر يک قانون کلي است براي همه‌ي اعصار و قرون و همه‌ي اقوام؛ زيرا «وعد الله» بيان حتمي و قطعي بودن است.
    2- حکومت بني اسرائيل و زوال حکومت فرعونيان، نمونه‌اي از تحقّق مشيت الاهي است. حکومت پيامبر اسلام (ص) و يارانش بعد از ظهور اسلام و قيام شکوهمند فرزندش مهدي (عج) نمونه کامل‌تر آن است.
    3- عبارت {الَّذِينَ آمَنُوا مِنْکمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ} تأکيد بر اين است که ايمان و عمل صالح براي برخورداري از وعده‌هاي خداوند ضرورت دارد، چنان که در عبارات «العاقبة للمتّقين» و «عبادي الصّالحون» نيز اين مسأله مشهود است.
    4- واژه‌ي «منکم» در {وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْکمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ} و عبارت {مِنْ قَبْلِهِمْ} در {کمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ} تأکيد براين است که استخلافي که در امّت‌هاي گذشته روي داده، قطعاً در اين امّت هم تکرار مي‌شود.
    5- حکومت شکوهمند مهدي عجّل الله فرجه، سرآغاز حکومت جهاني بندگان صالح خداوند در زمين، و پايان دادن به همه‌ي نابرابري‌ها و نابساماني‌ها خواهد بود.
    2- امتحان و تمحيص در نگاه قرآن:
    آزمايش و امتحان يکي از سنن ثابت و تغييرناپذير الهي است. نظام حيات در جهان هستي، نظام تکامل و پرورش است و تمامي موجودات زنده مسير تکامل را مي‌پيمايند. از اين رو، همه‌ي مردم از انبيا گرفته تا ديگران، طبق اين قانون عمومي مي‌بايست آزموده شوند تا استعدادها و نهفته هاي دروني آنها آشکار شود. به تعبير قرآن کريم:
    {أَحَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَکوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا يُفْتَنُونَ} (23)
    {آيا مردم پنداشتند که با گفتن «ايمان آورديم» رها مي‌شوند و ديگر آزموده نخواهند شد؟}
    از آيات قرآن بدست مي‌آيد که تکاليف الهي و پيشامدهاي روزگار، همه امتحان خداوند است براي تمحيص مردم، تا انسان‌هاي خوب و بد از هم جدا شده، خوبان، راه کمال و بدان، راه شقاوت را پيش گيرند.
    براي اينکه معلوم شود اين سنّت و برنامه‌ي الهي، حتّي در امّت‌هاي قبل هم جاري بوده است، در آيه‌ي بعدي مي‌فرمايد:
    {وَ لَقَدْ فَتَنَّا الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ}
    {و به راستي آنهايي را که پيش از اينان بوده‌اند، آزموديم.}
    گستره‌ي اين آزمايش، قلمرو نيّات و نفسانيّات را نيز در بر مي‌گيرد.
    {وَ لِيَبْتَلِيَ اللَّهُ ما فِي صُدُورِکمْ وَ لِيُمَحِّصَ ما فِي قُلُوبِکمْ} (24)
    {تا اينکه خدا، آن‌چه در سينه‌هاي شماست بيازمايد و آن‌چه در قلب‌هاي شماست خالص گرداند.}
    تمحيص در لغت به معني خالص کردن شيء از هر عيب است. و در اين آيه به معني تزکيه و پاک‌سازي است. (25) حتّي وسايل زندگي نيز محّل آزمايش است؛ چنانکه خداوند مي‌فرمايد:
    {إِنَّا جَعَلْنا ما عَلَي الْأَرْضِ زِينَةً لَها لِنَبْلُوَهُمْ أَيُّهُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً} (26)
    {ما آن‌چه را در روي زمين است زينت آن قرار داديم، تا آنها را بيازماييم که کدام يک بهتر عمل مي‌کنند.}
    اين نکته دانستني است که مفهوم آزمايش در قرآن با واژه‌هاي «فتنه»، «ابتلاء»، «تمحيص» و «امتحان» آمده است که در زبان عربي به دو معناي «سنجيدن و آزمودن» و «پاک شدن و صفا يافتن» به کار رفته‌اند.
    البتّه مفهوم آزمايش و امتحان در مورد خداوند، يا آزمايش الهي در واقع همان پرورش و تربيت است. آزمون‌هاي خداوند در چهره‌هاي گوناگوني به سراغ انسان مي‌آيد. در قرآن متجاوز از بيست مورد امتحان به خدا نسبت داده شده است. هر گروه و جمعيتي به نوعي در اين سنّت الهي شريک و سهيم است. گروهي در محيط‌هايي قرار مي‌گيرند که از هر نظر آلوده است، وسوسه‌هاي فساد از هر طرف آن‌ها را احاطه مي‌کند، امتحان بزرگ آنها اين است که در چنان فضايي هم‌رنگ محيط نشوند و اصالت و پاکي خود را حفظ کنند.
    گروهي در فشار محروميت‌ها قرار مي‌گيرند. در اين موقعيت دشوار، وظيفه‌ي آنها حفظ ايمان، حرکت بر طبق آيين الهي و اميد به رحمت خداوند است و همين آزمون آنهاست. گروهي ديگر برعکس، غرق در نعمت مي‌شوند و نعمت‌هاي الهي اعم از مادي و معنوي، در اختيارشان قرار مي‌گيرد، تا دانسته شود آيا در چنين حالتي، شکر نعمت مي‌کنند يا غرق در غفلت، غرور، خودخواهي، خودبيني، لذّات، شهوات، بيگانگي از جامعه و از خويشتن مي‌شوند. در سوره‌ي جن مي‌خوانيم:
    {وَ أَنْ لَوِ اسْتَقامُوا عَلَي الطَّرِيقَةِ لَأَسْقَيْناهُمْ ماءً غَدَقاً لِنَفْتِنَهُمْ فِيهِ وَ مَنْ يُعْرِضْ عَنْ ذِکرِ رَبِّهِ يَسْلُکهُ عَذاباً صَعَداً} (27)
    {و اگر آنها بر طريق - ايمان - استقامت ورزند، ما آنها را با آب فراوان سيراب مي‌کنيم - رزق بسياري روزي‌شان مي‌کنيم - و هدف اين است که ما آنها را با اين نعمت فراوان بيازماييم. هر کس از ذکر پروردگارش روي‌گردان شود، او را به عذاب شديد و روزافزوني گرفتار مي‌سازد.}
    از اين آيه روشن مي‌شود که يکي از اسباب مهم امتحان الهي، وفور نعمت است، آن هم بعد از اينکه ايمان و تقواي الهي پيشه کردند. (28) در بحث استدراج توضيح بيشتري درباره‌ي اين موضوع بيان خواهد شد.
    خلاصه بايد گفت خداوند در هر نعمت و نقمت، سختي و راحتي، سلامتي و بيماري و بالاخره در هر خير و شرّي امتحان به عمل مي‌آورد تا هدف نهايي ايجاد بشريت و آفرينش - يعني رسيدن به قلّه‌ي رفيع کمال، پيدايش انسان کامل و دادگر، و ايجاد حکومت عادلانه‌اي که بر تمام جوامع به راستي و عدالت حکومت کند - عملي گردد.
    به طور قطع و يقين در مي‌يابيم که ايجاد چنين حکومتي، در طول تاريخ انسان، از آغاز آفرينش تا کنون جامه‌ي عمل به خود نپوشيده و تحقّق نيافته است. چون اراده‌ي خدا در رسيدن به اين هدف تعلّق گرفته است، بنابراين يقيناً در آينده‌ي بشر، به خواست خالق بزرگ، آن مقصود خدايي تحقّق خواهد يافت.
    البتّه اين تحقّق در زماني است که انسان‌ها از بالاي مشکلات و سختي‌ها بگذرند و با امتحانات الهي دست و پنجه نرم کنند تا آمادگي لازم و توانايي برپايي عدل و داد و اجراي مطلق آن را داشته باشند. چنان که معلوم شد، آزمايش و امتحان الهي، همگاني و عمومي است. در داستان‌هاي قرآني، تصاوير زنده و گويايي از اين آزمايش‌هاي الهي به چشم مي‌خورد که حتّي پيامبران بزرگ هم در معرض اين امتحانات بوده‌اند.
    به حضرت ابراهيم (ع) دستور داده مي‌شود فرزندش را در راه خدا قرباني کند و ذريّه‌اش را در سرزمين خشک و تفتيده مکه اسکان دهد، که به مفاد آيه‌ي 124 بقره، در همه‌ي‌امتحانات سرفراز شد و به مقام امامت رسيد.
    حضرت نوح (ع) نهصد و پنجاه سال قوم خود را تبليغ کرد، ولي تعداد اندکي به او گرويدند، امّا وي به کار خود ادامه داد، تا اينکه خداوند مژده‌ي فرج و نجات به او و شيعيانش داد.
    امّت‌هاي الهي نيز دچار فتنه و آزمايش خدا بوده و هستند که گاه در آنها پيروز شده و گاه مردود گشته‌اند. امّت اسلام نيز از اين سنّت الهي مستثنا نمي‌باشد و شديدترين امتحانات را داشته است که دو مورد آن را يادآور مي‌شويم.
    1- 2. امتحان ولايت
    خداوند، نعمت‌هاي فراواني به بشر ارزاني داشته است که قابل شمارش نيست.
    {وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَتَ اللَّهِ لا تُحْصُوها} (29)
    {اگر نعمت‌هاي خداوند را بشماريد، توان شمارش آنها را نداريد.}
    از ميان اين نعمت‌هاي بي‌شمار، برخي نعمت‌هاي مادي و دنيوي است که خداوند به اقتضاي رحمانيّت خويش به مؤمن و کافر عطا فرموده، و برخي ديگر نعمت‌هاي معنوي و اخروي هستند که راهنماي انسان به سوي سعادت ابدي مي‌باشند. از برترين نعمت‌هاي معنوي، نعمت ولايت و اطاعت و محبّت اهل بيت (ع) است.
    در قرآن مي‌فرمايد:
    {فَاذْکرُوا آلاءَ اللَّهِ لَعَلَّکمْ تُفْلِحُونَ} (30)
    {نعمت‌هاي خدا را ياد کنيد، باشد که رستگار گرديد.}
    امام صادق (ع) ذيل اين آيه‌ي شريفه فرمودند:
    «هي أعظم نعم الله علي خلقه و هو ولايتنا.» (31)
    منظور از «آلاء خدا» برترين نعمت‌هاي خداوند برآفريدگان مي‌باشد که همان ولايت ماست.
    اين همان نعمتي است که روز قيامت مورد پرسش قرار خواهد گرفت.
    {ثُمَّ لَتُسْئَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ} (32)
    {قطعاً در آن روز - قيامت - از نعمت مورد سؤال قرار مي‌گيريد.}
    اميرالمؤمنين (ع) در بيان اين نعمت فرموده‌اند:
    «نحن النّعيم» (33)


       

    "دست پر مهر پـــــــــدر "
    تنها دستیه که اگه کوتاه از دنیا هم باشه... از تمام دستها بلند تره...


  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    773
    صلوات
    1214
    تعداد دلنوشته
    4
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 روز 7 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    13



    ماييم نعمت.
    شکر نعمت‌هاي الهي به حکم عقل و تأييد نقل، واجب است. هر انسان عاقلي خود را موظّف به اداي شکر در مقابل وليّ نعمت خويش يعني خداي متعال مي‌داند. برطبق بيان قرآن هم، لازمه‌ي بندگي کردن خدا، شکرگزاري از نعمت‌هاي او مي‌باشد.
    {وَ اشْکرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ إِنْ کنْتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ} (34)
    {شکرگزار نعمت خدا باشيد، اگر فقط او را عبادت مي‌کنيد.}
    خداوند متعال وعده‌هايي بر انجام اين وظيفه قرار داده و در مورد سرپيچي از آن نيز تهديد به کيفر نموده است.
    {لَئِنْ شَکرْتُمْ لَأَزِيدَنَّکمْ وَ لَئِنْ کفَرْتُمْ إِنَّ عَذابِي لَشَدِيدٌ} (35)
    در اين آيه شريفه، خداوند مي‌فرمايد: اگر شکر نعمتي را که به شما عطا کرده‌ام به جا آوريد، اين نعمت را براي شما افزون مي‌سازم و اگر کفران نعمت کنيد، گرفتار عذاب شديد الهي مي‌گرديد.
    بنابراين صرفنظر از وظيفه‌اي که هر کس در مقابل وليّ نعمت خويش دارد، اگر بخواهد بهره‌ي بيشتري از نعمت‌هاي الهي ببرد، بايد شکرگزار او باشد. در غير اين صورت، استحقاق سلب نعمت و عذاب سخت خداوند را پيدا مي‌کند. و اين سنّت الهي است که تا وقتي افراد، کفران نعمت نکنند، مبتلا به سلب آن نعمت نمي‌شوند.
    يکي از نعمت‌هاي بزرگ خداوند که بعد از رحلت پيامبر (ص) مورد کفران واقع شد، نعمت ولايت ائمّه (ع) بود.
    امامت يکي از ارکان دين و اعتقاد به آن نيز هم‌سنگ اعتقاد به توحيد، نبوّت و معاد است. امامت، امتداد رسالت پيامبر اکرم (ص) محسوب مي‌شود و امام معصوم همه‌ي وظايف و شئون پيامبر - جز نبوّت - را بر عهده دارد و به انجام آنها قيام و اقدام مي‌کند.
    از دلايل عقلي و نقلي فراواني استفاده مي‌شود که بايد همه‌ي مسلمان‌ها در همه‌ي مکان‌ها و زمان‌ها، امام زمان خود را بشناسند و ولايت او را بپذيرند، وگرنه رشته‌ي اتّصال آنان از آيين مقدّس اسلام گسسته مي‌شود و به عهد جاهليت خواهند پيوست.
    «من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهليّة» (36)
    هر کس بميرد و امام زمانش را نشناسد، به مرگ جاهليت مرده است.
    قبول ولايت اهل بيت (ع) يک سنّت قطعي الهي است که در کل خلقت جريان داشته و دارد و بر همه‌ي اهل آسمان‌ها و زمين عرضه شده است، حتّي انبيا با آزمون ولايت برگزيده شده‌اند. گزينش انبياي اولوالعزم، از ميان گروه کثير انبيا و رسل نيز به آزمون ولايت و معرفت اهل بيت (ع) و پذيرش غيبت و ظهور حضرت مهدي (ع) بود. در يکي از احاديث معراجيه، پيامبر بزرگ اسلام (ص) چنين فرموده‌اند:
    «شبي که من به سوي پروردگار جليل سير داده شدم (شب معراج)، به من چنين وحي فرمود: ... اي محمّد! من تو و علي و فاطمه و حسن و حسين و امامان از فرزندان او را از اصل نور خود آفريدم و ولايت شما را بر اهل آسمان‌ها و اهل زمين‌ها عرضه داشتم. هرکس آن را پذيرفت، نزد من از مؤمنان گرديد و هر که آن را انکار کرد، از نظر من جزء کافران شد.
    اي محمّد! اگر يکي از بندگان من آن‌قدر مرا عبادت کند تا آنکه قطعه قطعه شود و هم‌چون مشک پوسيده گردد، سپس با انکار ولايت شما نزد من آيد، من از او نمي‌گذرم تا آنکه به ولايت شما اقرار و اعتراف نمايد.» (37)
    بنابراين ملاک ايمان و کفر، قبول ولايت اهل بيت است. همان‌گونه که پس از رحلت پيامبر اکرم (ص) مسلمانان در اين موضوع آزموده شدند و بدين جهت، رسول خدا (ص) در همان آغاز نبوّتشان (انذار عشيره) و سپس در مقاطع مختلف، در «غدير خم»، با ذکر «حديث ثقلين» و يا هنگام وفات بر ولايت و وصايت مولاي متّقيان تأکيد فراوان کردند و منکران ولايتش را گمراه خواندند.
    امّا توطئه‌ها و دسيسه‌هاي شيطاني، کار را بدان‌جا کشانيد که جز گروهي انگشت شمار، هم‌چون سلمان، عمّار، ابوذر و مقداد، باقي مردم از سفارش پيامبر (ص) سرپيچيدند و پسرعمّ آن حضرت را از حق الهي خويش کنار زدند. (38)
    بدين ترتيب امامت و ولايت اميرالمؤمنين و فرزندان معصومش (ع) را از ياد بردند. و اين حادثه در آغاز خط امامت و ولايت شکل گرفت.
    براي پايان اين خط يعني دوران امامت و ولايت امام عصر (ع) نيز اين صحنه‌ي امتحان، داير و بر پهنه‌ي زندگي تمامي معاصران ايّام آن حضرت سايه افکنده است. آن حضرت خود در مکتوبي گهربار خطاب به دومين نائب خويش، محمّدبن عثمان يادآور مي‌شوند که:
    «من از تاريکيِ پس از روشنايي و از گمراهي پس از هدايت و از زشتي‌هاي عملي و فتنه‌هاي ترديد برانگيز، به خداي بزرگ پناه مي‌برم، همان خداي بزرگ مرتبه‌اي که مي‌فرمايد: (آيا مردم گمان برده‌اند که با اظهار ايمان زباني، رها شده و به امتحان فرا خوانده نمي‌شوند؟) (39)
    اينان چگونه در دامان فتنه غوطه‌ور شده و در غرقاب حيرت دست و پا مي‌زنند و راه چپ و راست را پيشه کرده‌اند؟ آيا راه جدايي از دين خود را پيش گرفته‌اند يا دچار ترديد و دودلي شده‌اند يا در کار نزاع با حق افتاده‌اند، يا اينکه دستاورد روايات و اخبار درست را پايمال کرده‌اند، يا اينکه همه‌ي اينها را مي‌دانسته‌اند و اينک به دست فراموشي سپرده‌اند؟» (40)
    اکنون ما در اين صحنه‌ي امتحان حاضريم. سزاست که چه رفتاري پيشه کنيم؟ آيا همانند آن قوم که به داستانشان اشاره رفت، علي‌رغم تمامي روشنايي‌ها و راه‌گشايي‌ها بلغزيم و ساقط شويم؟ يا اينکه بر سر اين عقيده به راستي بايستيم و پاي بفشاريم و هرگز دست از دامان آن عزيز غايب از نظر برنداريم و بر مهر و محبّتش استوار بمانيم؟ اميد که از اين آزمون سخت، سربلند گذر نماييم.
    2-2. امتحان غيبت
    دشوارترين امتحان الهي براي امّت پيامبر (ص) غيبت حضرت مهدي عجل الله فرجه است که از جهات مختلف امتحان‌ها و آزمايش‌هايي در بردارد و هر کس به فراخور استعداد و ظرفيت خويش مورد ابتلا و آزمايش قرار مي‌گيرد.
    در متون حديث شيعه، غيبت صاحب الأمر عجل الله فرجه «آزمايش مردم» خوانده شده است. امام موسي کاظم (ع) مي‌فرمايند:
    «انّه لابدّ لصاحب هذا الأمر من غيبة حتّي يرجع عن هذا الأمر من کان يقول به. انّما هي محنة من الله عزّوجلّ امتحن الله بها خلقه» (41)
    صاحب اين امر - ولايت و امامت - غيبتي دارد که در آن، معتقدان به امامت، از اعتقاد خود برمي‌گردند. اين مسأله - غيبت - چيزي نيست جز امتحاني از جانب خدا که خلق خود را به وسيله‌ي آن مي‌آزمايد.
    امتحان غيبت، امتحاني است که بسياري از امّت اسلام، موفّقيتي در آن پيدا نمي‌کنند، حتّي اهل امامت و ولايت هم در آن، مصون از لغزش نيستند. اساساً اين امتحان مخصوص معتقدين به امامت است، چون ديگران قبل از اين رتبه، در امتحان‌هاي قبل (اصل پذيرفتن جانشيني پيامبر) شکست خورده و از رده خارج شده‌اند. اکنون در زمان غيبت آخرين پيشوا، خداوند مي‌خواهد افراد ثابت قدم را از افراد سست‌ايمان و سطحي‌نگر جدا کند. لذا در روايتي از امام صادق (ع) در مورد زمان ظهور حضرت مهدي (ع) چنين آمده است:
    «و الله لايکون ما تمدّون إليه اعينکم حتّي تغربلوا، لا والله لا يکون ما تمدّون إليه اعينکم حتّي تمحصوا، لا والله لا يکون ما تمدّون إليه حتي تميزوا لا والله لايکون ما تمدون اليه اعينکم إلّا بعد اياس، لا والله لا يکون ما تمدّون إليه اعينکم حتّي يشقي من شقي و يسعد من سعد.» (42)
    نه به خدا سوگند، آن‌چه شما منتظر و چشم به راه آن هستيد - دولت پرشوکت مهدوي - واقع نخواهد شد مگر اينکه غربال شويد. نه به خدا سوگند، آن دولت پايدار نمي‌شود مگر اينکه تصفيه و پاکسازي گرديد. نه به خدا سوگند، پديدار نمي‌شود مگر اينکه نيک و بدتان از يک‌ديگر جدا شويد. نه به خدا سوگند واقع نمي‌شود مگر پس از نوميدي همگاني. نه به خدا سوگند، واقع نمي‌شود مگر اينکه افراد نگون‌بخت راه شقاوت، و افراد نيک‌بخت راه سعادت را پيش گيرند.
    با غربال کردن، دانه‌هاي ريز خارج شده و دانه‌هاي درشت باقي مي‌مانند در زمان غيبت، آنها که دين سست و ضعيف دارند، در امتحانات الهي از غربال مي‌ريزند و کساني که دينداري قوي‌تر و محکم‌تر دارند، باقي مي‌ما‌نند.
    آري؛ آن حضرت پس از آزمايش‌هاي مشکل و دگرگوني‌هايي که در اثر آن، افراد صالح از ناصالح، شناخته مي‌شود ظهور مي‌کند.
    2-3. آزمون، ابزار تربيت
    مي‌دانيم يکي از اهداف همه‌ي پيامبران و اصلي‌ترين برنامه‌ي آنان، ايجاد عدالت و حکومتي مبتني بر توحيد در سر‌تا‌سر جهان بوده است. آيات قرآن مجيد با کمال تأکيد و صراحت، همه‌ي انبيا را به آن مأمور، و متعهّد اجراي آن ساخته است. از جمله خداي متعال مي‌فرمايند:
    {لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَيِّناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْکتابَ وَ الْمِيزانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ} (43)
    {به راستي پيامبران را با نشانه‌هاي آشکار برانگيختيم و با آنان کتاب و ميزان فرستاديم تا مردمان به قسط و دادگري برخيزند.}


       

    "دست پر مهر پـــــــــدر "
    تنها دستیه که اگه کوتاه از دنیا هم باشه... از تمام دستها بلند تره...


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود