جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: یک تفسیر، یک حکایت

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۲
    نوشته
    4,100
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    41 روز 19 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    71
    آپلود
    0
    گالری
    171

    یک تفسیر، یک حکایت




    تفسیر احسن الحدیث


    یک تفسیر، یک حکایت




    تفسیر احسن الحدیث، تفسیری ساده و روان با جهت‌گیری هدایتی و تربیتی است که مخاطب آن توده مردم است. نگارش آن در این سطح بدین جهت بوده که قرآن در سطح عموم مورد فهم قرار گیرد و مردم با آگاهی از تعالیم انسان‌ساز قرآن به سوی عمل گام پیش نهند.

    نویسنده این اثر ارجمند استاد سید علی اکبر قرشی، از نویسندگان متعهد و پرتلاش در زمینه‌های مختلف علوم اسلامی است که در حوزه معارف قرآن پیش از این فرهنگنامه قاموس قرآن را نیز تألیف کرده است.
    وی، که از فضلای معاصر آذربایجان و متولد 1347 است ، تفسیر خود را به زبان فارسی و در 12 جلد نگاشته است.
    روش قرشی در ترتیب مباحث آن است که در آغاز، ایاتی را که مطالب آن با یکدیگر مرتبط است، بر می‌گزیند، سپس ترجمه فارسی آن را ذکر می‌نماید و کلمه‌هایی را که نیاز به شرح و تبیین دارند، بیان می‌کند. پس از این، مطالب لازم تفسیری را تحت عنوان « شرح » می‌آورد.
    این تفسیر همانند بسیاری از تفاسیر، مقدمه‌ای در علوم قرآنی دارد که به مبادی تفسیر و تمهیدات آن اشاره دارد، مانند: توضیح درباره کلمه قرآن، معنای سوره و ایه، مکی و مدنی و تعریف هر یک ... .
    شیوه مفسر در فهم ایات، تفسیر قرآن به قرآن ، تفسیر قرآن با بیان معصومان، لغت ، دلالت عقل و استناد به گفتار مفسران مشهور است.
    از نکات قابل توجه این تفسیر، طرح بحثهای اجتماعی و بهره‌گیری های هدایتی و تربیتی است. در این راستا، مؤلف به تفسیر علمی گرایش نشان می‌دهد و اعجاز علمی قرآن و جاودانگی تعالیم قرآن و زندگی ساز بودن احکام الهی را در جای جای تفسیر همراه با توضیحات مناسب با رعایتِ سطحِ فکری خوانندگان ارائه می‌دهد. این تفسیر در طرح مباحث موضوعی و ارائه بحثهای مستقل معارف اسلامی کوشاست، همچنان‌که در ارائه مسائل مورد نیاز و پاسخ به شبهات و مشکلات انسان معاصر جدی است.
    منابع تفسیری مؤلف از تفاسیر و کتب لغت و روایات همچون: مجمع البیان، کشاف، المیزان، المنار، مفردات راغب، قاموس و مجامع روایی اهل سنت و شیعه است که مفسّر آنها را یاد می‌کند و آدرس آن را برای خواننده نشان می‌دهد.
    این تفسیر در آغاز و به هنگام ارائه جلد نخستین آن با نام تفسیر ممتاز منتشر گردید، سپس تغییر نام یافت و تحت عنوان احسن الحدیث ادامه یافت. 1
    این تفسیر سرشار از حکایات و داستانهای کوتاه و بلند تربیتی است که در زیر به یکی از آنها، که در تفسیر ایه 12 سوره حجرات و در موضوع تجسس و نهی از آن آمده است، اشاره می‌کنیم.
    « یکی از خلفاء شبی در مدینه گشت می‌زد. از خانه‌ای صدای مرد و زنی را شنید، به شک افتاد و از دیوار بالا رفت . دید مرد و زنی است و نزد آنها ظرف شرابی . خلیفه گفت: ای دشمن خدا! فکر می‌کنی که تو در گناه باشی و خدا بر تو بپوشد؟
    آن مرد گفت: ای خلیفه! اگر من یک خطا کرده باشم، تو سه خطا کرده‌ای:
    خدا می‌فرماید: « و لا تجسّسوا » 2، تو تجسّس کردی

    خدا می‌گوید: « وأتوا البیوت من ابوابها » 3 ولی تو از دیوار بالا رفتی

    خدا می‌گوید: « فاذا دخلتم بیوتاً فَسَلِّموا علی انفسکم » 4 امّا تو سلام نکردی.
    خلیفه به او گفت: آیا خیری در تو هست که تو را عفو کنم. مرد گفت: آری، والله دیگر چنین کاری نمی‌کنم. گفت: برو تو را بخشیدم.


  2. تشکر


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    3,308
    مورد تشکر
    747 پست
    حضور
    45 روز 21 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    در کتب روایی اهل سنت نقل شده:
    «قال سمعت عمر بن الخطاب رضي الله عنه يقول سمعت هشام بن حكيم بن حزام يقرأ سورة الفرقان على غير ما أقرؤها وكان رسول الله صلى الله عليه وسلم أقرأنيها وكدت ان أعجل عليه ثم أمهلته حتى انصرف ثم لببته بردائه فجئت به رسول الله صلى الله عليه وسلم فقلت انى سمعت هذا يقرأ على غير ما أقرأتنيها فقال لي أرسله ثم قال له اقرأ فقرأ قال هكذا أنزلت ثم قال لي اقرأ فقرأت فقال هكذا أنزلت ان القرآن انزل على سبعة أحرف فاقرؤا منه ما تيسر؛(1) راوی گوید از عمر شنیدم که می گفت هشام بن حکیم بن حزام سوره فرقان را به نحوی غیر آنچه ما از رسول خدا شنیده بودیم ، قرائت می کرد . او را به نزد رسول خدا بردم و از وی شکایت کردم . رسول الله امر به آزادی او کرد و از وی خواست سوره را بخواند و او خواند و پیامبر تاکید کرد که این چنین بر وی نازل شده است و دوباره از او خواست سوره را بخواند و این بار به قرائت دیگر خواند و حضرت تاکید کرد که این گونه هم بر او نازل شده است و فرمود: قرآن بر هفت حرف بر من نازل شده است و هر چه می توانید از آن بخوانید».
    روایات دیگری هم به این مضمون نقل می کنند که دلالت دارد قرآن بر قرائت های مختلف نازل شده است. (2)
    با توجه به این روایات اهل سنت معتقد به نزول قرآن بر هفت قرائت مشهور می باشند . آیت الله خویی ضمن اشاره به تناقض های موجود در این روایات به دلالت آنها پرداخته و می گوید اختلاف قرائات که در زمان عثمان ظاهر شد ، نقمتی برای امت اسلام بود که عثمان برای حل آن اقدام کرد در حالی که این روایات این اختلاف را به زمان رسول خدا می رساند و مورد تایید ایشان و رحمت و توسعه بر امت می شمارد و ... ؛ بنا بر این به این روایات نمی توان اعتماد کرد. (3)
    قرآن قطعا بر یک قرائت نازل شده و اختلاف قرائت ها عوامل مختلفی دارد از جمله نوشتن کلمات تفسیری پیامبر توسط اصحاب و اجتهاد قاریان و ...
    در روایات شیعه نزول قرآن بر هفت قرائت و حرف ( به معنای قرائت ) به شدت رد شده است. راوی گوید:
    «قلت لأبي عبد الله ( عليه السلام ) : إن الناس يقولون : إن القرآن نزل على سبعة أحرف ، فقال : كذبوا أعداء الله ولكنه نزل على حرف واحد من عند الواحد؛ (4) به امام صادق عرض کردم ک مردم می گویند قرآن بر هفت حرف نازل شده است؟ دشمنان خدا دروغ می گویند ؛ قرآن از جانب خدای یگانه به یک حرف (و قرائت) نازل شده است».
    اما مشابه این عبارت در روایات شیعه هم وارد شده از جمله:
    «أبي عبد الله عليه السلام قال: قال أمير المؤمنين عليه السلام . أنزل القرآن على سبعة أحرف كلها شاف كاف، أمر ، و زجر ، و ترغيب ، و ترهيب ، و جدل ، و قصص ، و مثل؛ (5) امام صادق (ع) فرمود: امام علی فرمودند قرآن بر هفت حرف ( و فن و روش) نازل شده است: امر ، نهی ، ترغیب و تشویق ، تحذیر و ترساندن ، جدل ، قصه و مثل.
    پس اگر این روایت از معصوم رسیده باشد به معنای نزول قرآن بر هفت قرائت نیست بلکه به معنای نزول قران بر هفت روش تربیتی است ( در تربيت اين امور نياز است در برخي موارد بايد امر كرد در برخي موارد بايد نهي نمود گاهي تشويق گاهي تحذير و ...)
    برای اطلاع بیشتر به : خویی ، البیان ، ص 159 - 163 مراجعه کنید.

    پی نوشت ها:
    1. بخاری، صحیح، دار الفکر، 1401 ق، ج 3، ص 90.
    2. ر. ک: خویی، البیان، ص 171.
    3. همان، ص 177- 183.
    4. کلینی، کافی، تهران ، اسلامیه، 1367 ش، ج 2، ص 630.
    5. محدث نوری، مستدرک الوسائل، قم، آل البیت، 1415، ج 1، ص 347.


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود