جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: سوالاتی در مورد آخرت وپاداش ها وعذاب های آن

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۳
    نوشته
    3
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    سوالاتی در مورد آخرت وپاداش ها وعذاب های آن




    سلام دوستان
    برای من یه سری سوال در مورد آخرت پیش اومده
    و منظورم از این سوال ها نیست که آخرت چیز عجیبی هست چون اگر رو این حساب بود ما هم نباید در این دنیا بودیم چون عجیب میشده و یا مثلا برداشت کنید که من می خوام دین رو زیر سوال ببرم...فقط می خوام یه سری ابهام که تومغزم در مورد آخرت پیش اومده رو حل کنم و لطفا اگر میشه به این سوالات با زبان روان و ساده جواب بدین...
    1-میدونین که هر کس جزای اعمالشو تو آخرت میگیره حالا چه خوب و چه بد و سوالی که اینجا پیش میاد اینه هر فردی با توجه به عقل ودرکی که خدا بهش داده اعمالشو انجام میده برای مثال منی که گناه می کنم حتما درک و عقل درستی نسبت به این چیزا ندارم و شمایی که اعمال خوب رو انجام میدین حتما خداوند خردی به شما داده که می تونید راه راست رو از راه کج تشخیص بدید پس در نتیجه این به ما بر نمی گرده و بخاطر کمبود عقلی هست که ما جزای گناهانمون می بینیم...و این عدالت نیست...
    2- خب چرا بعضی از کار ها در این دنیا گناه محسوب میشه اما در اون دنیا نه؟ برای مثال برقراری رابطه جنسی با چند نفر که در این دنیا گناه هست اما در بهشت خدا گفته ما به شما حوریانی رو میدیم و همینطور زنانی خب به نظر شما این همون کار قبلی نیست که فقط در مکانی دیگه انجام میشه؟؟؟
    3-در قرآن اومده که تو بهشت ما به جونترین شکل درمیایم که حالا نمیخوایم وارد بحث این بشیم که هر کس دوست داره چطور باشه جوون یا پیر...!شما فک کنین همیشه در یک سن باشین یا اصلا در یک سن هم نباشین و در حال رشد و در نهایت پیر شدن باشین در اون دنیا شما تا کجا پیر میشین یا بعد اینکه خیلی پیر شدین دوباره به اول کار بر میگرین همونطور باز تکرار میشه؟بنظر شما اینطور کسل کننده نمیشه و آدم زده میشه؟!!!
    3-خب یه چیز دیگه هست من رفتم بهشت و هر چیز که خواستم مهیا شد اینطور زندگی خیلی ساده و بی معنی میشه یکی از لذت هایی که موقع نتیجه دادن یک کار هست اینه که واسه اونکار تلاش کردی و کار بی تلاش لذتی نداره و بهشت هم همین داستان رو داره....یا جهنم من رفتم جهنم همینطور خدا منو عذاب بده مطمنن عذاب هم برای من تکراری میشه من بسوزم بمیرم دوبار زنده بشم دوباره آتش و مرگ...در واقع اینطور که آخرت بیان شده جهانی در حال چرخش هست و معنای خاصی نداره جهنم یا بهشت تا کی ادامه داشته باشن؟؟؟؟
    ممنون میشم اگر به سوالات جواب بدین....

    ویرایش توسط معین : ۱۳۹۳/۰۶/۱۵ در ساعت ۰۸:۰۶ دلیل: غلط املائی


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    3,642
    صلوات
    1
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    829 پست
    حضور
    119 روز 12 ساعت 13 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    2
    گالری
    8



    با نام الله
    سوالاتی  در مورد آخرت وپاداش ها وعذاب های آن



    کارشناس بحث: استاد طاها


    سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی

    عشق محمد بس است و آل محمد



    سوالاتی  در مورد آخرت وپاداش ها وعذاب های آن


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    173
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    4 روز 9 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با عرض سلام به شما دوست گرامی

    در پاسخ به چهار سوالی که مطرح کرده اید به ترتیب چهار نکته بیان میشود که امید است راهگشا باشد:

    1- بدون شک عقل مهمترین معیار برای انسان در تشخیص درست و نادرست است و از اینرو در روایات بر اهمیت جایگاه عقل و تعقل در ثواب و عقاب اخروی تاکید بسیاری شده است. به عنوان مثال در روایتی از پیامبر اسلام آمده است: «إِنَّمَا يَرْتَفِعُ الْعِبَادُ غَداً فِي الدَّرَجَاتِ وَ يَنَالُونَ الزُّلْفَى مِنْ رَبِّهِمْ عَلَى قَدْرِ عُقُولِهِمْ» (مستدرك‏الوسائل/ج : 11 / ص : 209)

    یا در روایتی از امام باقر آمده است:«لَمَّا خَلَقَ اللَّهُ الْعَقْلَ اسْتَنْطَقَهُ ثُمَّ قَالَ لَهُ أَقْبِلْ فَأَقْبَلَ ثُمَّ قَالَ لَهُ أَدْبِرْ فَأَدْبَرَ ثُمَّ قَالَ وَ عِزَّتِي وَ جَلَالِي مَا خَلَقْتُ خَلْقاً هُوَ أَحَبُّ إِلَيَّ مِنْكَ وَ لَا أَكْمَلْتُكَ إِلَّا فِيمَنْ أُحِبُّ أَمَا إِنِّي إِيَّاكَ آمُرُ وَ إِيَّاكَ أَنْهَى وَ إِيَّاكَ أُعَاقِبُ وَ إِيَّاكَ أُثِيبُ» (كافي/ ج : 1/ ص : 10)

    اما سخن اینجاست که عقل انسانهای معمولی (منظور غیر معصومین هستند) از اوان کودکی قادر به درک درست و غلط نیست و از اینروست که خداوند متعال برای انسانها سن تکلیف مشخص کرده و به والدین توصیه نموده در امر تربیت فرزندان خود به مراحل رشد عقلی کودکان خویش توجه داشته باشند. پیامبر فرمود: «الْوَلَدُ سَيِّدٌ سَبْعَ سِنِينَ وَ عَبْدٌ سَبْعَ سِنِينَ وَ وَزِيرٌ سَبْعَ سِنِين‏». (وسائل‏الشيعة / ج : 21 / ص : 476)

    از اینجا روشن میشود که عقل انسان نیازمند رشد است و هم خود شخص و هم اطرافیان او نقش موثری در این رشد عقلانی دارند و تاکیدهای قرآن بر تعقل و تفکر (أَ فَلا تَعْقِلُونَ - لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ - إِنْ كُنْتُمْ تَعْقِلُونَ - أَ فَلَمْ تَكُونُوا تَعْقِلُون - لَعَلَّكُمْ تَتَفَكَّرُون) از همین روست.

    حال اگر کسی درباره رشد عقلی خود کوتاهی نماید طبعا مجازاتی که استحقاقش را دارد ناخوشایند است و این عین عدالت است. اگر کسی هم تلاش خود را کرد اما نتوانست به رشد عقلانی شایسته ای دست یابد نه تنها گناهی بر او نیست بلکه ثمره این تلاش را در آخرت خواهد دید. بنابراین هیچ بی عدالتی ای رخ نمیدهد.

    2- درباره کیفیت نعمتها و عذابهای اخروی میان دانشمندان اسلامی اختلاف نظر وجود دارد: عده ای قایلند آنچه قرآن و روایات درباره حوری و میوه بهشتی و آتش و ... بیان کرده اند اشاره به حقایقی معنوی دارند و خداوند چون فهم انسان توانایی درک آنها را نداشته آن حقایق معنوی را در قالب مثالهای دنیوی بیان کرده است تا قابل فهم برای انسان باشد. در این صورت اصولا بحث حوری و ازدواج و ... همه اشاره های سمبلیک به حقایق معنوی هستند پس حوری و میوه و ... با تصوری که ما از انها داریم در کار نیست و سوالی هم که شما در این باره مطرح کرده اید به کلی برطرف میشود.

    اما دیدگاه گروه دیگر این است که این نعمتها و عقوبتها همه اشاره به همین واقعیتها دارد یعنی انسان در آخرت علاوه بر نعمتهای معنوی دارای نعمتهای جسمانی ای خواهد بود که همین حور و شراب طهور و ... البته متناسب با جهان اخروی هستند. در این صورت به مورد سوال شما نزدیک میشویم. بنابراین عرض میکنیم:

    گناهانی که در شریعت اسلام مشخص شده گاه بخاطر زشتی ذات یک عمل است مثلا مستی و دروغگویی؛ و از اینروست که قرآن وجود امثال این گناهان در بهشت را منتفی میداند (صافات/47 – طور/23). اما گاه خصوصیتی در عمل دنیوی است که اگر آن خصوصیت نباشد وجهی برای گناه بودن آن عمل وجود ندارد یعنی اگر همین عمل در دنیای دیگری انجام شود که خصوصیات جدیدی را برای آن به ارمغان آورد ارتکاب آن عمل دیگر گناه محسوب نمیشود. شاید بتوان ازدواج دائم با بیش از چهار زن در این دنیا را از این قبیل دانست یعنی برخی از خصوصیات اجتماعی و ... که متناسب با این دنیاست باعث میشود به مرد اجازه ازدواج دائم با بیش از چهار زن داده نشود که اگر این خصوصیات محدود کننده برطرف شود اشکالی در این ازدواج وجود نخواهد داشت. یا مثلا خواندن عقد ازدواج آن هم با شرایط ویژه اش که ممکن است از قبیل واجباتی باشد که منحصر به این دنیاست.
    بنابراین موردی که شما مثال زده اید را شاید بتوان از قبیل اموری به شمار آورد که محدودیتهایش فقط منحصر به این دنیاست و چون آخرت جهانی دیگر با خصوصیاتی دیگر است این محدودیتهای دنیوی را ندارد و از اینرو اشکالی هم در تعدد ازدواج وجود نخواهد داشت.

    3- در پاسخ به سوال سومتان عرض میشود:
    پیری و فرسایش از لوازم ماده دنیوی است و اگر در آخرت که از جنسی دیگر و مرتبه ای فراتر از ماده است فرسایش و پیری نباشد این عجیب نیست. خصوصا اینکه بهشت جلوه کمالات و نیکیهاست و طبعا فرسودگی و سستی به عنوان یک کمال محسوب نمیشود و شاید از اینروست که در روایات بر جوان بودن اهل بهشت تاکید شده است:

    پیامبر فرمود: «إِنَّ أَهْلَ الْجَنَّةِ جُرْدٌ مُرْدٌ مُكَحَّلُونَ» مستدرك‏الوسائل ج : 8 ص : 411

    و نیز امام باقر فرمود: «إِنَّ أَهْلَ الْجَنَّةِ جُرْدٌ مُرْدٌ مُكَحَّلِينَ مُكَلَّلِين‏» بحارالأنوار ج : 8 ص : 220

    4- اگر لذت نعمتهای بهشتی یا رنج عذابهای جهنم از سنخ رنج و لذت زودگذر این دنیا و با خصوصیات محدود کننده آن باشد و فرد بهشتی و جهنمی درک و فهمش همین درک و فهم دنیوی و معمول انسانهای دنیا باشد شاید درست بود که آن نعمتها و عقوبتها را برای بهشتیان و دوزخیان خسته کننده و بی معنا می نامیدیم اما فراموش نکنیم که هم درک و فهم افراد بهشتی و دوزخی و هم خود نعمتها و عقوبتها از سنخی دیگر و متناسب با جهان آخرت است و نباید مقیاس این دنیا را درباره آن جهان به کار برد. نعمتهای بهشت جلوه کمالات درونی شخص است همانطور که عقوبتهای دوزخ جلوه خصلتهای زشت فرد است و این جلوه گری دائما در حال نو شدن است. نعمتهای بهشتی همچون فکرهای نابی است که هر لحظه به ذهن یک دانشمند دانش دوست می آید و او را به هیجان می آورد و در انتظار فکر نو دیگری است و دوزخ همچون غاری دهشتناک است که فرد در هر گام با خطری در آن برخورد میکند و انتظار خطرها و مهلکه های دیگر را میکشد. نه برای آن دانشمند و نه برای این گرفتار در غار، هیچ لحظه کسل کننده ای وجود ندارد.
    در پناه حق


  5. تشکرها 3


  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۳
    نوشته
    3
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط :طاها: نمایش پست
    با عرض سلام به شما دوست گرامی

    در پاسخ به چهار سوالی که مطرح کرده اید به ترتیب چهار نکته بیان میشود که امید است راهگشا باشد:

    1- بدون شک عقل مهمترین معیار برای انسان در تشخیص درست و نادرست است و از اینرو در روایات بر اهمیت جایگاه عقل و تعقل در ثواب و عقاب اخروی تاکید بسیاری شده است. به عنوان مثال در روایتی از پیامبر اسلام آمده است: «إِنَّمَا يَرْتَفِعُ الْعِبَادُ غَداً فِي الدَّرَجَاتِ وَ يَنَالُونَ الزُّلْفَى مِنْ رَبِّهِمْ عَلَى قَدْرِ عُقُولِهِمْ» (مستدرك‏الوسائل/ج : 11 / ص : 209)

    یا در روایتی از امام باقر آمده است:«لَمَّا خَلَقَ اللَّهُ الْعَقْلَ اسْتَنْطَقَهُ ثُمَّ قَالَ لَهُ أَقْبِلْ فَأَقْبَلَ ثُمَّ قَالَ لَهُ أَدْبِرْ فَأَدْبَرَ ثُمَّ قَالَ وَ عِزَّتِي وَ جَلَالِي مَا خَلَقْتُ خَلْقاً هُوَ أَحَبُّ إِلَيَّ مِنْكَ وَ لَا أَكْمَلْتُكَ إِلَّا فِيمَنْ أُحِبُّ أَمَا إِنِّي إِيَّاكَ آمُرُ وَ إِيَّاكَ أَنْهَى وَ إِيَّاكَ أُعَاقِبُ وَ إِيَّاكَ أُثِيبُ» (كافي/ ج : 1/ ص : 10)

    اما سخن اینجاست که عقل انسانهای معمولی (منظور غیر معصومین هستند) از اوان کودکی قادر به درک درست و غلط نیست و از اینروست که خداوند متعال برای انسانها سن تکلیف مشخص کرده و به والدین توصیه نموده در امر تربیت فرزندان خود به مراحل رشد عقلی کودکان خویش توجه داشته باشند. پیامبر فرمود: «الْوَلَدُ سَيِّدٌ سَبْعَ سِنِينَ وَ عَبْدٌ سَبْعَ سِنِينَ وَ وَزِيرٌ سَبْعَ سِنِين‏». (وسائل‏الشيعة / ج : 21 / ص : 476)

    از اینجا روشن میشود که عقل انسان نیازمند رشد است و هم خود شخص و هم اطرافیان او نقش موثری در این رشد عقلانی دارند و تاکیدهای قرآن بر تعقل و تفکر (أَ فَلا تَعْقِلُونَ - لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ - إِنْ كُنْتُمْ تَعْقِلُونَ - أَ فَلَمْ تَكُونُوا تَعْقِلُون - لَعَلَّكُمْ تَتَفَكَّرُون) از همین روست.

    حال اگر کسی درباره رشد عقلی خود کوتاهی نماید طبعا مجازاتی که استحقاقش را دارد ناخوشایند است و این عین عدالت است. اگر کسی هم تلاش خود را کرد اما نتوانست به رشد عقلانی شایسته ای دست یابد نه تنها گناهی بر او نیست بلکه ثمره این تلاش را در آخرت خواهد دید. بنابراین هیچ بی عدالتی ای رخ نمیدهد.

    2- درباره کیفیت نعمتها و عذابهای اخروی میان دانشمندان اسلامی اختلاف نظر وجود دارد: عده ای قایلند آنچه قرآن و روایات درباره حوری و میوه بهشتی و آتش و ... بیان کرده اند اشاره به حقایقی معنوی دارند و خداوند چون فهم انسان توانایی درک آنها را نداشته آن حقایق معنوی را در قالب مثالهای دنیوی بیان کرده است تا قابل فهم برای انسان باشد. در این صورت اصولا بحث حوری و ازدواج و ... همه اشاره های سمبلیک به حقایق معنوی هستند پس حوری و میوه و ... با تصوری که ما از انها داریم در کار نیست و سوالی هم که شما در این باره مطرح کرده اید به کلی برطرف میشود.

    اما دیدگاه گروه دیگر این است که این نعمتها و عقوبتها همه اشاره به همین واقعیتها دارد یعنی انسان در آخرت علاوه بر نعمتهای معنوی دارای نعمتهای جسمانی ای خواهد بود که همین حور و شراب طهور و ... البته متناسب با جهان اخروی هستند. در این صورت به مورد سوال شما نزدیک میشویم. بنابراین عرض میکنیم:

    گناهانی که در شریعت اسلام مشخص شده گاه بخاطر زشتی ذات یک عمل است مثلا مستی و دروغگویی؛ و از اینروست که قرآن وجود امثال این گناهان در بهشت را منتفی میداند (صافات/47 – طور/23). اما گاه خصوصیتی در عمل دنیوی است که اگر آن خصوصیت نباشد وجهی برای گناه بودن آن عمل وجود ندارد یعنی اگر همین عمل در دنیای دیگری انجام شود که خصوصیات جدیدی را برای آن به ارمغان آورد ارتکاب آن عمل دیگر گناه محسوب نمیشود. شاید بتوان ازدواج دائم با بیش از چهار زن در این دنیا را از این قبیل دانست یعنی برخی از خصوصیات اجتماعی و ... که متناسب با این دنیاست باعث میشود به مرد اجازه ازدواج دائم با بیش از چهار زن داده نشود که اگر این خصوصیات محدود کننده برطرف شود اشکالی در این ازدواج وجود نخواهد داشت. یا مثلا خواندن عقد ازدواج آن هم با شرایط ویژه اش که ممکن است از قبیل واجباتی باشد که منحصر به این دنیاست.
    بنابراین موردی که شما مثال زده اید را شاید بتوان از قبیل اموری به شمار آورد که محدودیتهایش فقط منحصر به این دنیاست و چون آخرت جهانی دیگر با خصوصیاتی دیگر است این محدودیتهای دنیوی را ندارد و از اینرو اشکالی هم در تعدد ازدواج وجود نخواهد داشت.

    3- در پاسخ به سوال سومتان عرض میشود:
    پیری و فرسایش از لوازم ماده دنیوی است و اگر در آخرت که از جنسی دیگر و مرتبه ای فراتر از ماده است فرسایش و پیری نباشد این عجیب نیست. خصوصا اینکه بهشت جلوه کمالات و نیکیهاست و طبعا فرسودگی و سستی به عنوان یک کمال محسوب نمیشود و شاید از اینروست که در روایات بر جوان بودن اهل بهشت تاکید شده است:

    پیامبر فرمود: «إِنَّ أَهْلَ الْجَنَّةِ جُرْدٌ مُرْدٌ مُكَحَّلُونَ» مستدرك‏الوسائل ج : 8 ص : 411

    و نیز امام باقر فرمود: «إِنَّ أَهْلَ الْجَنَّةِ جُرْدٌ مُرْدٌ مُكَحَّلِينَ مُكَلَّلِين‏» بحارالأنوار ج : 8 ص : 220

    4- اگر لذت نعمتهای بهشتی یا رنج عذابهای جهنم از سنخ رنج و لذت زودگذر این دنیا و با خصوصیات محدود کننده آن باشد و فرد بهشتی و جهنمی درک و فهمش همین درک و فهم دنیوی و معمول انسانهای دنیا باشد شاید درست بود که آن نعمتها و عقوبتها را برای بهشتیان و دوزخیان خسته کننده و بی معنا می نامیدیم اما فراموش نکنیم که هم درک و فهم افراد بهشتی و دوزخی و هم خود نعمتها و عقوبتها از سنخی دیگر و متناسب با جهان آخرت است و نباید مقیاس این دنیا را درباره آن جهان به کار برد. نعمتهای بهشت جلوه کمالات درونی شخص است همانطور که عقوبتهای دوزخ جلوه خصلتهای زشت فرد است و این جلوه گری دائما در حال نو شدن است. نعمتهای بهشتی همچون فکرهای نابی است که هر لحظه به ذهن یک دانشمند دانش دوست می آید و او را به هیجان می آورد و در انتظار فکر نو دیگری است و دوزخ همچون غاری دهشتناک است که فرد در هر گام با خطری در آن برخورد میکند و انتظار خطرها و مهلکه های دیگر را میکشد. نه برای آن دانشمند و نه برای این گرفتار در غار، هیچ لحظه کسل کننده ای وجود ندارد.
    در پناه حق
    گفتید فرسودگی و پیری نیست در اون دنیا خب تو بهشت ما همسر و فرزند داریم....فرزندمون چی اون بزرگ و پیر نمیشه یعنی؟ همیشه که در یک سن نمیشه بمونه و پیر تر از خود ما هم نمی تونه بشه نظرتون در این مورد چیه؟
    و درمورد گناه در این دنیا و اون دنیا!!! خب شما فکر کن بریم اون دنیا بتونیم یک یا چند همسر داشته باشیم و در کنار این ها حوری ها هم باشه بنظر شما این چیزی عجیب برای بهشت پاکان نیست؟!؟!؟
    و منظورم برای کسل کننده این بود زندگی و بقا تا کی ؟ یعنی چیزی بدون پایان!!!

  7. تشکر


  8. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۳
    نوشته
    3
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    up...

  9. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    173
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    4 روز 9 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط NemiDooNam نمایش پست
    گفتید فرسودگی و پیری نیست
    با عرض سلام به شما دوست گرامی و عذرخواهی از وقفه ای که در پاسخگویی پیش آمد

    شما به سه مطلب اشاره کرده اید که ذیلا بررسی میشود:

    مطلب 1:

    گفتید فرسودگی و پیری نیست در اون دنیا خب تو بهشت ما همسر و فرزند داریم....فرزندمون چی اون بزرگ و پیر نمیشه یعنی؟ همیشه که در یک سن نمیشه بمونه و پیر تر از خود ما هم نمی تونه بشه نظرتون در این مورد چیه؟


    اینکه در بهشت ازدواج و تلذذ جنسی وجود دارد در آیات و روایات بیان شده است اما اینکه آیا نوزادی هم از این ازدواج متولد میشود یا خیر مستندی یافت نشد. از اینرو نمیتوان به صورت قاطع گفت در بهشت نوزاد و کودک هم وجود دارد و نمیتوان قوانین حاکم بر این دنیا را نیز بر آن جهان تسری داد و گفت اگر در این دنیا حاصل ازدواج تولید نسل است در آن دنیا هم است.

    همانطور که قبلا هم اشاره شد بسیاری از جزئیات وقایع آن دنیا بر ما پوشیده است و ما تنها با تکیه بر مستنداتمان میتوانیم پرده از برخی اتفاقات آن دنیا برداریم و درباره تولید مثل در آن جهان مستندی یافت نشد.

    به فرض هم که شخصی بهشتی از خدا درخواست کند فرزندی به او در بهشت عنایت شود دلیلی نداریم که حاجت او از راه تولید مثل داده میشود و امکان دارد با تکیه بر روایاتی که اهل بهشت را جوان معرفی میکند خواسته فرد بهشتی با اعطای فرزندی به صورت جوان برآورده شود و اینکه میگویید «نمیشه در یک سن باقی بمونه» صرفا یک استبعاد است زیرا قانون این جهان را بر آن جهان تطبیق کرده اید.

    مطلب 2:

    درمورد گناه در این دنیا و اون دنیا!!! خب شما فکر کن بریم اون دنیا بتونیم یک یا چند همسر داشته باشیم و در کنار این ها حوری ها هم باشه بنظر شما این چیزی عجیب برای بهشت پاکان نیست؟!؟!؟

    همانطور که قبلا عرض شد دارا بودن همسران متعدد و بهره جنسی بردن از آنها اگر با حفظ ارزشهای عقلی و اخلاقی باشد، کار ناپسندی نیست که با شان اهل بهشت ناسازگار باشد. به نظرم تصور شما اینست که مثلا مردی بهشتی در جمع عده ای از زنان قرار میگیرد و در حالی که از شراب بهشتی مینوشد با همه آنها معاشقه میکند و همبستر میشود چیزی که در این دنیا به عنوان یک گناه شرعی و کاری غیراخلاقی معرفی میشود. در حالیکه در هیچ روایت و آیه ای نحوه تلذذ جنسی اهل بهشت از همسرانشان بیان نشده و این تصور صرفا برخاسته از تطبیق ناقص قوانین و امور این دنیایی بر آن جهان است.

    همانطور که در فحوای کلمات شما هم آمده نه بهشت و نه اهل بهشت هیچ سنخیتی با تلذذ منافی با اصول و ارزشهای عقلی و اخلاقی ندارند. این اصلی است که ما را درباره جزئیاتی که از بهشت نمیدانیم راهنمایی میکند یعنی با تکیه بر این اصل قاطعانه میگوییم گرچه ازدواجهای متعدد و تلذذ جنسی در بهشت وجود دارد اما خالی از هر عمل منافی با ارزشهای عقلی و اخلاقی بنیادین است.

    اما نکته ای که در پست پیشین عرض شد این بود که برخی (و باز هم تاکید میکنم: برخی) از احکام شرعی تابع قوانین این دنیاست و مادام که شخصی در این دنیاست نباید از آنها تخطی کند و در صورت تخطی مرتکب گناه شده است. با درنظر گرفتن مجموع آیات و روایاتی که درباره «حرمت ازدواج دائم با بیش از چهار زن» آمده و با در نظر گرفتن آیات و روایات دیگری از قبیل جواز تعدد ازدواج بیشتر برای پیامبر و نیز جواز تعدد ازدواج موقت برای همگان و امثال این موارد، روشن میشود حکم «حرمت ازدواج دائم با بیش از چهار زن» مربوط به این دنیاست بطوری که در جهان دیگر محدودیتهای این حکم قابل مرتفع شدن است و تبعا دلیلی وجود ندارد که تعدد ازدواج در آن جهان گناه باشد. لطفا دقت کنید.

    مطلب 3:

    منظورم برای کسل کننده این بود زندگی و بقا تا کی ؟ یعنی چیزی بدون پایان!!!

    درباره کسل کننده بودن بهشت و نعمتهایش مثالی عرض شد که با دقت در آن تا حدودی میتوان این معنا را دریافت که اصولا بهشت و نعمتهایش هیچ سنخیتی با کسل کنندگی ندارند بلکه همواره نو و جذاب هستند و زندگی با چنین شرایطی هم هیچگاه کسل کننده نخواهد بود. در توضیح بیشتر عرض میکنیم کسل کنندگی و خستگی نوعا بخاطر تکراری شدن است. حال اگر نعمتی به گونه ای باشد که همچون چشمه ای جوشان دائما در حال نو شدن باشد و لذتی نو به همراه آورد آیا خسته کننده و ملال آور خواهد بود؟ به نظر میرسد چنین نیست. با این حال ادعا نمیکنیم این بیان همه آن چیزی است که در جواب شما میتوان گفت زیرا همانطور که بارها عرض کرده ایم بسیاری از جزئیات جهان آخرت بر ما پوشیده است اما قرآن بیانی دارد که به ما اطمینان میدهد نعمتهای بهشتی ملال آور نیست هر چند فهم ما از درک آن عاجز باشد: «خالِدينَ فيها لا يَبْغُونَ عَنْها حِوَلاً؛ آنها جاودانه در آن خواهند ماند و هرگز تقاضاى نقل مكان از آن جا نمى‏كنند.»(کهف/108)

    امثال این اشاره های قرآنی و روایی در کنار برهانهای عقلی بخوبی میتواند درباره جزئیات ناپیدای جهان آخرت گره گشا باشد هرچند عطش دانستن را برطرف نمیکند.

    در پناه حق



  10. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    173
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    4 روز 9 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سوال:

    آیا ثوابهای بهشت و عذابهای جهنم حکیمانه است؟

    پاسخ:
    بخش زیادی از آیات قرآن و روایات اسلامی به توصیف بهشت و ثوابهای آن و دوزخ و عذابهای آن اختصاص یافته اند. در نگاه گذرا به این قبیل آیات و روایات ممکن است سوالاتی پیرامون کمیت و کیفیت ثوابها و عقابها مورد سوال قرار گیرد و حتی رابطه آنها با حکمت الهی به چالش کشیده شود. از جمله تردیدهایی که به رابطه حکمت الهی با ثوابها و عقابهای اخروی توصیف شده در قرآن نظر دارند نمونه های ذیل اند:
    ـ برخی لذتهایی که در این دنیا حرام گردیده همانها جزو نعمتهای بهشت معرفی شده است؛
    ـ زندگی ابدی و نعمتهای تکراری بهشت، کسل کننده است؛
    ـ عذاب تکراری در جهنم به مرور برای فرد جهنمی طبیعی و عادی می شود؛
    ـ اصولا عذاب جهنم بخاطر گناه است و گناه بخاطر نقصان عقل و درک انسان است و این نقصان جز از ناحیه خدا نیست.

    به نظر می رسد روشن شدن پاسخ این قبیل سوالات و تردیدها مبتنی بر توضیح ماهیت ثواب و عقاب اخروی از دیدگاه قرآن و روایات اسلامی است که در قالب چند نکته بیان میشود:

    1. اطلاعات ما درباره کم و کیف رخدادهای آخرت اندک است.
    وقتی به قرآن مراجعه شود مشاهده می کنیم که از طرفی زندگى فعلی که نظام محسوسات است با مشخصاتى معرفی و نام دنیا بر آن گذاشته شده است و از طرف دیگر از نظام دیگری به نام زندگى آخرت، با يك سلسله مشخصات ديگر سخن گفته شده است. این بیان اجمالا نشان‏ می دهد نظام دنیا با نظام آخرت در عين اينكه در جهاتى با هم مشارکت دارند و مثل همديگرند اما در بسيارى موارد نیز با هم تفاوت دارند. به اين تعبير ما می توانيم بگوييم كه نظام حاكم بر اين جهانى كه اسمش دنياست با نظام حاكم بر آن جهانى كه به ما خبر داده‏اند (آخرت) متفاوت است. اين مطلب را با تعبير ديگری هم گفته اند و آن اینکه: دنيا يك نشئه است و آخرت نشئه ديگر. مقصود از كلمه «دو نشئه» اين است كه ما با دو نوع جهان، دو نوع زندگى و دو نوع نظام مواجهیم‏. (1)
    همین دوگانگی باعث می شود که ما از نعمتها و عقوبتهای آن جهان تنها توصیفی شبح گونه در سطح فهم دنیایی محدود خویش داشته باشیم و الفاظی که در این دنیا وضع و اعتبار شده و اختیار ماست و زبان گفتگوی خداوند با انسانها را تشکیل می دهد ناتوان از آن باشد که پرده از واقعیات جهان دیگر بردارد؛ چرا كه آن جهان نسبت به اين عالم همچون اين دنياست نسبت به عالم جنينى ما؛ طبعا همانگونه كه مادری اگر بتواند با جنين داخل شکم خود رابطه‏ اى برقرار كند جز با اشاره نمی تواند زيبائيهاى اين دنيا را براى كودكى كه در شكم دارد بيان نماید، همچنين بازگو كردن نعمتهاى مادى و معنوى قيامت براى ما محاصره شدگان در رحم دنيا آنهم بطور كامل ممكن نيست. (2)
    حقیقت اینست که الفاظ ما كه براى زندگى محدود اين جهان وضع شده هرگز قادر نیست بيانگر مفاهيم عالم بزرگ قيامت باشد، و براى بيان آن نعمتها الفباى ديگر و فرهنگ و قاموس ديگرى لازم است، ولى به هر حال براى اينكه شبحى از آن نعمتهاى بزرگ براى ما زندانيان اين جهان نشان داده شود دین از توانايى ناچيز همين الفاظ در تبيين آن نعمتها بهره برده است. (3)

    2. عقل در پرتو دین قادر به شناخت مسیر درست و غلط و کسب ثواب و عقاب است.
    عقل گرچه به خودی خود قادر به شناخت جزئیات حوادث آخرت نیست اما بدون شک مهمترین معیار برای انسان در تشخیص درست و نادرست و نیز قادر به درک کلیاتی از امور آخرت است. (4) از اینرو در روایات بر اهمیت جایگاه عقل و تعقل در ثواب و عقاب اخروی تاکید بسیاری شده است. به عنوان مثال در روایتی از پیامبر می خوانیم:
    «خداوند فرداى قيامت مقام بندگان را به مقدار عقل و خرد آنها بالا می برد، و بر اين اساس به قرب خداوند نائل می گردند.» (5)
    یا در روایتی از امام باقر آمده است:
    «وقتى كه خداوند متعال عقل را خلق كرد به نطق در آورد، فرمود: بيا جلو، آمد جلو، بعد فرمود: برو عقب، رفت عقب، بعد فرمود: قسم به ذات پاكم چيزى خلق نكردم كه محبوبتر باشد پيش من از تو اى عقل، ... به تو امر می كنم و تو را نهى می كنم و به تو ثواب می دهم و تو را عقاب می كنم.» (6)
    اما سخن اینجاست که عقل انسانهای معمولی (منظور غیر معصومین اند) از اوان کودکی قادر به درک درست و غلط نیست و از اینروست که خداوند متعال برای انسانها سن تکلیف مشخص کرده و به والدین توصیه نموده در امر تربیت فرزندان خود به مراحل رشد عقلی کودکان خویش توجه داشته باشند. پیامبر در این باره فرمود:
    «فرزند هفت سال سروَر، هفت سال فرمانبردار، و هفت سال وزير است.» (7)
    بر این اساس، عقل انسان نیازمند رشد است و هم خود شخص و هم اطرافیان او نقش مهم و مؤثری در این رشد عقلانی دارند و تاکیدهای قرآن بر تعقل و تفکر (أَ فَلا تَعْقِلُونَ - لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ - إِنْ كُنْتُمْ تَعْقِلُونَ - أَ فَلَمْ تَكُونُوا تَعْقِلُون - لَعَلَّكُمْ تَتَفَكَّرُون) از همین روست.
    حال اگر کسی درباره رشد عقلی خود کوتاهی نماید طبعا مجازاتی که استحقاقش را دارد ناخوشایند است و این عین عدالت است. اگر کسی هم تلاش خود را کرد اما نتوانست به رشد عقلانی شایسته ای دست یابد نه تنها گناهی بر او نیست بلکه ثمره این تلاش را در آخرت خواهد دید.

    3. معادی که قرآن از آن می گوید و برهانهای عقلی هم صحه می گذراند هم جسمانی است و هم روحانی.
    قرآن در آیات فراوانی بر این حقیقت پای می فشرد که جهان آخرت و معاد دارای دو جنبه است: هم جنبه روحانى و هم جنبه جسمانى. به اين ترتيب لذات و رنجهای آن جهان نیز بايد در هر دو بخش وجود داشته باشد كه البته بدون شك بخش روحانيش قابل مقايسه با بخش جسمانى نيست. (8)
    از آیاتی که بطور خاص به این حقیقت دلالت دارند که جزای اعمال دنیوی در آخرت دو جنبه ای (جسمانی و روحانی) است می توان به موارد ذیل اشاره نمود:
    «وَعَدَ اللَّهُ الْمُؤْمِنينَ وَ الْمُؤْمِناتِ جَنَّاتٍ تَجْري مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدينَ فيها وَ مَساكِنَ طَيِّبَةً في‏ جَنَّاتِ عَدْنٍ وَ رِضْوانٌ مِنَ اللَّهِ أَكْبَرُ ذلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظيمُ؛ خداوند به مردان و زنان باايمان، باغهايى از بهشت وعده داده كه نهرها از زير درختانش جارى است جاودانه در آن خواهند ماند و مسكن هاى پاكيزه اى در بهشتهاى جاودان نصيب آنها ساخته و خشنودى و رضاى خدا، از همه اينها برتر است و پيروزى بزرگ، همين است.» (9)
    «إِنَّ الَّذينَ يَشْتَرُونَ بِعَهْدِ اللَّهِ وَ أَيْمانِهِمْ ثَمَناً قَليلاً أُولئِكَ لا خَلاقَ لَهُمْ فِي الْآخِرَةِ وَ لا يُكَلِّمُهُمُ اللَّهُ وَ لا يَنْظُرُ إِلَيْهِمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَ لا يُزَكِّيهِمْ وَ لَهُمْ عَذابٌ أَليمٌ؛ كسانى كه پيمان الهى و سوگندهاى خود به نام مقدس او را به بهاى ناچيزى می فروشند، آنها بهره‏اى در آخرت نخواهند داشت و خداوند با آنها سخن نمی گويد و به آنان در قيامت نمی نگرد و آنها را از گناه پاك نمی سازد و عذاب دردناكى براى آنهاست.» (10)

    4. اعمال دنیا، ظاهری دارند و باطنی.
    قرآن درباره زندگى آخرت و رابطه عمل دنیوی انسان با ثواب و عقاب اخروی، از دو جهت سخن می گوید: يك جهت، مسئله «مجازات» انسانهاست که در اين باره آيات بسيارى از قرآن دلالت دارد بر اين كه آنچه بشر در آينده با آن روبرو مي شود، چه بهشت، و چه دوزخ، جزاء اعمالى است كه در دنيا انجام داده است. جهت دیگر، مسئله «تجسم اعمال» است، كه آيات بسيارى دلالت بر آن دارد، يعنى می رساند كه خود اعمال، و يا لوازم و آثار آن سرنوشت سازند، و امورى گوارا يا ناگوار، خير يا شر، براى صاحبش رقم می زنند. (11)
    از تلفیق این دو جهت، بدست می آید که میان اعمال انسان در دنیا و مجازاتهای اخروی او رابطه عینی و حقیقی برقرار است نه رابطه صوری و قراردادی.
    توضیح اینکه، پیرامون رابطه عمل با ثواب و عقاب اخروی، در میان اندیشمندان اسلامی با تقریرها و دیدگاههایی مواجه می شویم که از آن میان می توان به دو دیدگاه متقابل ذیل اشاره نمود:
    1- جزاء اعمال، مانند پاداش و كيفرهاى دنیایی، طبق قرارداد است يعنى چنان كه در اين جهان براى هر كار بدى كيفرى از طرف قانونگذار تعيين شده است، خداوند بزرگ براى هر عملى، كيفر و يا پاداش خاصى در آخرت معين نموده است. اين نظريه همان نظريه اجر و مزد، و كيفرهاى مقرراتى است.
    2- هر كردارى از ما، خواه خوب و خواه بد، يك صورت دنيوى دارد، كه ما آن را مشاهده می نماييم و يك صورت اخروى، كه هم اكنون در دل آن عمل نهفته است و روز رستاخيز پس از تحولاتى كه در آن رخ می دهد، شكل دنيوى خود را از دست داده و با شكل روز رستاخيز جلوه می كند و باعث آرامش و راحتى عمل كننده يا آزار او می گردد. (12)
    از میان این دو نقطه نظر، گزینه دوم که حاکی از مسئله «تجسم اعمال» است با ظواهر بسيارى از آيات قرآن و نیز روایات كاملا تطبيق می كند.
    بر اساس دیدگاه «تجسم اعمال» آنچه در آن جهان است بازتاب وسيع و گسترده و تكامل يافته اى از همین جهان است. اعمال، افكار، روشهاى اجتماعى ما و خوهاى مختلف اخلاقى ما در آن جهان تجسم مى‏يابند، و با ما خواهند بود. (13)
    از آیاتی که بر این حقیقت دلالت دارند میتوان به نمونه های ذیل اشاره نمود (14):
    إِنَّ الَّذينَ يَكْتُمُونَ ما أَنْزَلَ اللَّهُ مِنَ الْكِتابِ وَ يَشْتَرُونَ بِهِ ثَمَناً قَليلاً أُولئِكَ ما يَأْكُلُونَ في‏ بُطُونِهِمْ إِلاَّ النَّارَ. (15)
    يَوْمَ تَجِدُ كُلُّ نَفْسٍ ما عَمِلَتْ مِنْ خَيْرٍ مُحْضَراً وَ ما عَمِلَتْ مِنْ سُوءٍ تَوَدُّ لَوْ أَنَّ بَيْنَها وَ بَيْنَهُ أَمَداً بَعيداً. (16)
    لَقَدْ كُنْتَ فِي غَفْلَةٍ مِنْ هذا فَكَشَفْنا عَنْكَ غِطاءَكَ، فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَدِيد. (17)
    تَرَى الظَّالِمينَ مُشْفِقينَ مِمَّا كَسَبُوا وَ هُوَ واقِعٌ بِهِمْ. (18)
    وَ بَدا لَهُمْ سَيِّئاتُ ما عَمِلُوا وَ حاقَ بِهِمْ ما كانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُنَ. (19)
    يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَكُمْ وَ أَهْليكُمْ ناراً وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَةُ. (20)
    وَ وَجَدُوا ما عَمِلُوا حاضِراً وَ لا يَظْلِمُ رَبُّكَ أَحَداً. (21)
    فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ وَ مَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ. (22)

    روايات بسيارى نيز از پيشوايان بزرگ اسلام بر اين مطلب گواهى می دهند. شیخ بهائی ضمن بیان اینکه مسئله تجسم اعمال در آخرت از مسائلی است که در روایات شیعه و سنی آمده است به عنوان نمونه این روایت را بیان می کند:
    پيامبر اسلام به شخصی با نام قیس بن عاصم كه تقاضاى موعظه كرده بود، فرمود:
    «اى قيس! ناگزير، همنشينى دارى كه پس از مرگ، همراه تو دفن می شود در حالى كه او زنده است، و با او دفن می شوى در حالى كه تو مرده‏ اى، اگر او نيك و گرامى باشد تو را گرامى می دارد و هر گاه او پست باشد تو را تسليم حوادث می كند، سپس او با كسى جز تو محشور نمی شود و تو هم با كسى جز او به صحنه رستاخيز نمی آيى، از تو درباره غير آن سؤالى نمی شود، بنا بر اين، سعى كن آن را به صورت شايسته انجام دهى، زيرا اگر آن شايسته باشد، با او انس می گيرى و گرنه از هيچ كس جز او وحشت ندارى، و آن «عمل» توست.» (23)
    از این قبیل آیات و روایات به خوبی استفاده می شود كه اعمال ما علاوه بر چهره ظاهرى خود، يك چهره واقعى نيز دارد كه در اين جهان از نظر ما پنهان است، اما اين چهره هاى درونى، در جهان ديگر ظاهر مي شوند و مسئله تجسم اعمال را تشكيل مي دهند. باید دانست چهره واقعى عمل، تناسب خاصى با كيفيت ظاهرى اين عمل دارد. (24)

    5. حقیقت انسان معجونی از جسم و روح است و همین حقیقت مرکّب، به آخرت می آید.
    از نگاه قرآن، لذائذ و نعمتهاى دنیا زینتهای دنیایند:
    «إِنَّا جَعَلْنا ما عَلَى الْأَرْضِ زِينَةً لَها لِنَبْلُوَهُمْ أَيُّهُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً؛ ما آنچه را روى زمين است زينت آن قرار داديم، تا آنها را بيازماييم كه كدامينشان بهتر عمل می كنند.» (25)
    نعمتهاى موجود در دنيا و لذائذ مربوط به هر يك صرفا وسيله هايى است براى زندگى محدود دنيا، كه از چند روزه دنيا تجاوز نمی كنند، و اگر مساله زندگى دنیوی مطرح نبود اين نعمت‏ها نه خلق می شدند و نه ارزشى داشتند و آنچه مهم و مقصود اصلی است جهان آخرت است:
    «وَ ما أُوتِيتُمْ مِنْ شَيْ‏ءٍ فَمَتاعُ الْحَياةِ الدُّنْيا، وَ زِينَتُها، وَ ما عِنْدَ اللَّهِ خَيْرٌ وَ أَبْقى‏، أَ فَلا تَعْقِلُونَ؛ آنچه به شما داده شده، متاع زندگى دنيا و زينت آن است و آنچه نزد خداست بهتر و پايدارتر است آيا انديشه نمی كنيد؟» (26)
    ولی اين را هم بايد دانست كه آنچه از هستى انسان در آخرت باقى می ماند همين وجودى است كه چند صباحى در دنيا زندگى كرده، و با دگرگونیها و تحولاتش مسيرى را از نقص به كمال طى نموده؛ روحى كه از بدن منشا گرفته و بر بدن حكم میراند و بدنى كه عبارت است از مجموع اجزايى كه از عناصر روى زمين درست شده است. اين آن چيزى است كه از كلام خداى سبحان ظاهر می شود، كه در بيان حقيقت بنيه و ساختمان انسان می فرمايد:
    «وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ سُلالَةٍ مِنْ طِينٍ ثُمَّ جَعَلْناهُ نُطْفَةً فِي قَرارٍ مَكِينٍ ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً، فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً، فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ، عِظاماً، فَكَسَوْنَا الْعِظامَ لَحْماً، ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ، فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ، ثُمَّ إِنَّكُمْ بَعْدَ ذلِكَ لَمَيِّتُونَ، ثُمَّ إِنَّكُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ تُبْعَثُونَ؛ و ما انسان را از عصاره‏ اى از گِل آفريديم، سپس او را نطفه‏ اى در قرارگاه مطمئن [رحم]‏ قرار داديم، سپس نطفه را بصورت علقه [خون بسته‏]، و علقه را بصورت مضغه [چيزى شبيه گوشت جويده شده‏]، و مضغه را بصورت استخوانهايى درآورديم و بر استخوانها گوشت پوشانديم سپس آن را آفرينش تازه‏اى داديم پس بزرگ است خدايى كه بهترين آفرينندگان است، سپس شما بعد از آن می ميريد، سپس در روز قيامت برانگيخته می شويد.» (27)
    پس قرآن انسان را در حقيقت موجودى می داند مرکب از روح و بدن و همین حقیقت است که پا به سرای آخرت می گذارد. وقتى از دار فانى دنيا به دار بقا منتقل و در آخرت جاودانه شود اين انتقال و خلود، ابطال وجود دنیایی او نیست بلكه اثبات وجود دنيايى اوست، هر چه بود حالا هم همان است، با اين تفاوت كه در دنيا در معرض دگرگونى و زوال بود، ولى در آخرت دگرگونى ندارد، هر چه هست هميشه همان خواهد بود، قهرا يا هميشه به نعمت‏هايى از سنخ نعمت‏هاى دنيا (منهاى زوال و تغيير) متنعم، و يا به نقمت‏ها و مصائبى از سنخ عذابهاى دنيا (ولى منهاى زوال و تغيير) معذب خواهد بود، و چون نعمتهاى دنيا عبارت بود از شهوت جنسى، و لذت طعام، و شراب، و لباس، و مسكن، و همنشين و مسرت و شادى و امثال اينها، در آخرت هم قهرا همينها خواهد بود. بنابراین انسان آخرت هم همان انسان دنياست، ما يحتاج آخرتش هم همان ما يحتاج دنياست، و آنچه در دنيا وسيله استكمالش بوده همان در آخرت هم وسيله استكمال اوست؛ البته بدون هیچیک از نواقص دنیوی آنها. (28)
    همینجا به این نکته مهم اشاره کنیم که لذت و رنج جسمانی در آخرت موقوف به این نیست که بدن با همین حالت مادی و عنصری اش در آخرت باشد؛ به عبارت دیگر لزومى ندارد كه اين جسم با همين شكل و هيأت و ابعاد و ماده وجود داشته باشد تا احساس لذت یا رنج جسمى شود. بهترين و كاملترين نمونه‏اش خواب است. ما در خواب لذت و رنج جسمى را به طور كامل احساس می كنيم. لذت و درد آخرت يعنى بهشت و جهنم هم در عين اينكه براى ما صد در صد جسمى حس می شود، هيچ لزومى ندارد كه با جسم مادی باشد. (29)
    بر این اساس، سعادت انسان در آخرت در همين است كه به آنچه از لذائذی كه در دنيا میخواست برسد، چه خوردنيش، و چه نوشيدنش، و چه لذائذ جنسيش، و چه لذائذى كه در دنيا به تصورش نمی رسيد، و در عقلش نمی گنجيد، و در آخرت عقلش به آن دست می يابد، و رسيدن به اين لذائذ همان بهشت است، و شقاوتش به نرسيدن به آنهاست، كه همان آتش است (30) همانگونه كه خداوند فرمود:
    «لَهُمْ ما يَشاؤُنَ فِيها، وَ لَدَيْنا مَزِيدٌ؛ هر چه بخواهند در آنجا براى آنها هست، و نزد ما نعمتهاى بيشترى است.» (31)

    6. فرق بنیادین میان جزای جسمانی آخرت و نمونه دنیایی آن وجود دارد.
    از مطالب گذشته روشن شد که از نگاه قرآن، جهان آخرت لزوما با لذتها و رنجهای جسمانی توأم است و این لذتها و رنجهای جسمانی، تجسم باطن همین اعمال دنیاست.
    اینجا بر این نکته تاکید می کنیم که میان ثوابها و عقابهای جسمانی اخروی و رنجها و لذتهای دنیوی تفاوت اساسی وجود دارد و از اینرو نقائصی که در لذتها و رنجهای دنیوی است مثل تکراری و ملال آور بودن، درباره ثواب و عقاب اخروی بی معناست. این حقیقت در قرآن مورد تصریح است. قرآن در آیات 14 و 15 سوره آل عمران می فرماید:
    «زُيِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَواتِ مِنَ النِّساءِ وَ الْبَنينَ وَ الْقَناطيرِ الْمُقَنْطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَ الْفِضَّةِ وَ الْخَيْلِ الْمُسَوَّمَةِ وَ الْأَنْعامِ وَ الْحَرْثِ ذلِكَ مَتاعُ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ اللَّهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الْمَآبِ قُلْ أَ أُنَبِّئُكُمْ بِخَيْرٍ مِنْ ذلِكُمْ لِلَّذينَ اتَّقَوْا عِنْدَ رَبِّهِمْ جَنَّاتٌ تَجْري مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدينَ فيها وَ أَزْواجٌ مُطَهَّرَةٌ وَ رِضْوانٌ مِنَ اللَّهِ وَ اللَّهُ بَصيرٌ بِالْعِبادِ؛ محبّت امور مادى، از زنان و فرزندان و اموال هنگفت از طلا و نقره و اسبهاى ممتاز و چهارپايان و زراعت، در نظر مردم جلوه داده شده است. اينها سرمايه زندگى پست مادى است و سرانجام نيك و زندگىِ والا و جاويدان، نزد خداست. بگو: آيا شما را از چيزى آگاه كنم كه از اين سرمايه هاى مادى، بهتر است؟ براى كسانى كه پرهيزگارى پيشه كرده‏ اند، در نزد پروردگارشان در جهان ديگر، باغهايى است كه نهرها از پاىِ درختانش می گذرد. هميشه در آن خواهند بود و همسرانى پاكيزه، و خشنودى خداوند نصيب آنهاست و خدا به امورِ بندگان، بيناست.» (32)

    بر اساس این آیات، خواص آنچه در دنيا هست در آخرت هم هست، با اين تفاوت كه نعمت‏هاى آخرت خالى از قبح و فساد است، و آدمى را از آنچه برايش بهتر و واجبتر است، باز نمی دارد (33) و در یک جمله از هر آنچه به عنوان نقص می توان یاد نمود خالی و متناسب با جهان آخرتند.
    شهید مطهری در این باره به خوبی توضیح می دهد (34): آنچه باعث می شود نعمتهای اخروی در عین جسمانی بودن مثلا مایه دلزدگی نباشند نسبت و رابطه آنها با وجود خداوند است. انسان در عمق فطرت خویش لايتناهى‏ را مى‏خواهد، خدا را می خواهد و به هر چيزى كه انسان در دنیا ابتدا عشق می ورزد خيال می كند معشوق حقيقى خودش را پيدا كرده است ولى مدتى كه با او سرگرم می شود و يك تجربه واقعى روحى روى او انجام می دهد، خود روح به او مى‏گويد: اين او نيست. «اين او نيست» همان است كه ما بيزارى، خستگى، كسالت‏آورى می ناميم. وقتى ما می بينيم چيزى كه اين‏همه آرزويش را داريم به آن مى‏رسيم بعد تدريجاً خستگى و كسالت پيدا می كنيم و سرانجام به تنفر كشيده می شود، اين در اثر تجربه‏اى است كه فطرت ما روى آن شئ انجام می دهد. اما بهشت بگونه ای است که بهشتیان: «لا يَبْغُونَ عَنْها حِوَلًا؛ هرگز تقاضاى نقل مكان از آن جا نمی كنند.» (35) سرّ مطلب اين است كه مهماندارش خداست. محال است انسان از خدا بيزار شود و غير او را بخواهد. از هر چيزى بيزارى پيدا می شود براى اينكه انسان می خواهد به خدا برسد؛ همينقدر كه يك ارتباط و اتصالى به او پيدا كرد، آن وقت ارزش بهشت براى او اين نيست كه آنجا خوردن و پوشيدن و لذت‏جنسى هست؛ ارزشش اين است كه سفره كرامت و پذيرايى اوست؛ حس می كند و تا ابد هم حس می كند كه دارد به دست او پذيرايى می شود. اين ديگر خستگی آور نيست؛ «قَدْ أَحْسَنَ اللَّهُ لَهُ رِزْقاً؛ خداست كه براى او رزق و روزى را نيكو گردانيده است.» (36)
    نکته دیگری نیز در این باره قابل ذکر است و آن اینکه لذتهایی که در شریعت اسلام به عنوان کاری زشت و گناه آلود مشخص شده گاه بخاطر زشتی ذات یک عمل است مثلا مستی و دروغگویی؛ و از اینروست که قرآن وجود امثال این گناهان در بهشت را منتفی می داند. (37) اما گاه خصوصیتی در عمل دنیوی است که اگر آن خصوصیت نباشد وجهی برای گناه بودن آن عمل وجود ندارد یعنی اگر همین عمل در دنیای دیگری انجام شود که خصوصیات جدیدی را برای آن به ارمغان آورد ارتکاب آن عمل دیگر گناه محسوب نمی شود. شاید بتوان ازدواج دائم با بیش از چهار زن در این دنیا را از این قبیل دانست یعنی برخی از خصوصیات اجتماعی و... که متناسب با این دنیاست باعث می شود به مرد اجازه ازدواج بیش از تعداد مجاز داده نشود که اگر این خصوصیات محدود کننده برطرف شود اشکالی در این ازدواج وجود نخواهد داشت. یا مثلا خواندن عقد ازدواج آن هم با شرایط ویژه اش که ممکن است از قبیل واجباتی باشد که منحصر به این دنیاست.

    فهرست منابع:
    1. مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج‏4، ص 803.
    2. مکارم شیرازی، ناصر، تفسير نمونه، ج‏12، ص 424.
    3. همان، ج‏18، ص 269.
    4. طباطبایی، محمدحسین، ترجمه الميزان، ج‏1، ص 277.
    5. نورى، حسين بن محمد تقى‏، مستدرك‏الوسائل، ج11، ص 209.
    6. كلينى، محمد بن يعقوب، ‏الكافی، ج1، ص 10.
    7. حر عاملى، محمد بن حسن‏، وسائل‏الشيعة، ج21، ص 476.
    8. تفسير نمونه، ج‏12، ص: 424.
    9. توبه: 9/72.
    10. آل عمران: 3/77.
    11. ترجمه الميزان، ج‏1، ص 144.
    12. تفسير نمونه، ج‏2، ص 508.
    13. همان، ج‏12، ص 422.
    14. به جهت اختصار از ترجمه و بیان نحوه دلالت این آیات خودداری می کنیم. برای این منظور مراجعه نمایید به: ترجمه الميزان، ج‏1، ص: 645؛ ج‏2، ص: 270؛ ج‏18، ص: 59 و 274 و 311؛ ج‏19، ص: 560؛ تفسير نمونه، ج‏2، ص: 349 و 506؛ ج‏3، ص: 281؛ ج‏9، ص: 256؛ ج‏18، ص: 103.
    15. بقره: 2/174.
    16. آل عمران: 3/30.
    17. ق: 50/22.
    18. شوری: 42/22.
    19. جاثیه: 45/33.
    20. تحریم: 66/6.
    21. کهف: 18/49.
    22. زلزال: 99/7و8.
    23. مجلسی، محمدباقر، بحار الأنوار، ج‏7، ص 228.
    24. تفسير نمونه، ج‏3، ص281.
    25. کهف: 18/7.
    26. قصص: 28/60.
    27. مؤمنون: 23/12-16.
    28. ترجمه الميزان، ج‏3، ص 165-174.
    29. مجموعه آثار شهيد مطهرى، ج‏4، ص 816-819.
    30. ترجمه الميزان، ج‏3، ص 174.
    31. ق: 50/35.
    32. آل عمران: 3/14-15.
    33. ترجمه الميزان، ج‏3، ص 165.
    34. مجموعه‏ آثار شهيد مطهرى، ج‏27، ص 433.
    35. کهف: 18/108.
    36. طلاق: 65/11.
    37. صافات: 37/47 و طور: 52/23.


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود