جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: سخن نگفتن حضرت زهرا(س) با خلیفه دوم

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    1,512
    مورد تشکر
    114 پست
    حضور
    111 روز 4 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    159
    آپلود
    0
    گالری
    1

    سخن نگفتن حضرت زهرا(س) با خلیفه دوم




    پرسش:
    آیا قضیه عدم تکلم حضرت زهرا (سلام الله علیها) با عمر در منابع اهل سنت وجود دارد؟

    پاسخ:
    با مروری در اسناد عامه می بینیم که حضرت زهرا (علیها السلام) نسبت به خلیفه اول غضبناک شدند و تا پایان عمر شریفشان با او صحبت نفرمودند: «فوجدت اى فغضبت فاطمة على ابى بكر فهجرته فلم‏ تكلمه‏ حتى توفيت فلما توفيت دفنها زوجها علىّ ليلا و لم يؤذن بها ابا بكر و صلّى عليها»(1)
    ابوبکر در مصادر عامه به عنوان فردی رقیق القلب معرفی شده است، بر خلاف عمر که خشونت وی زبانزد عام و خاص است. هنگامی که حضرت زهرا (سلام الله علیها) نسبت به ابوبکر این چنین غضبناک می شوند که تا پایان عمر شریفشان با وی تکلم نمی کنند و بعد از هر نمازی نیز وی را نفرین می نمودند: «والله لأدعون عليك فی كل صلاة أصليها»(2)، حال شخصی همچون عمر مشخص خواهد شد.
    و این ناراحتی و خشم نیز در حضرت امیر (علیه السلام) نسبت به دومی بیشتر بود، به گونه ای که حتی بعد از شهادت حضرت زهرا (علیها السلام) و بیعت مصلحتی امام (علیه السلام) با خلیفه اول، حضرت به ابوبکر می فرمایند تو خود تنها بیا و کس دیگری را نیاور؛ که شارحین متوجه امر شده اند و گفته اند این امر به خاطر کراهت امام از ملاقات با عمر بوده است: «فأرسل إلى أبی بكر ان ائتنا و لا يأتنا أحد معك كراهية لمحضر عمر»(3)
    ابن ابی الحدید در رابطه با خشم حضرت زهرا (علیها السلام) نسبت به آن دو می نویسد: «و الصحيح عندی أنها ماتت و هی واجدة على أبى بكر و عمر ، و أنها أوصت ألا يصليا عليها ...»؛ صحیح در نظر من این است که فاطمه (علیها السلام) نسبت به ابو بکر و عمر غضبناک بود و او وصیت نمود که آن دو بر وی نماز نگزارند.(4)
    هم چنین فاطمه (سلام اللّه عليها) در بستر بيمارى خطاب به ابو بكر و عمر فرمودند: «انّى اشهد اللّه و ملائكته انكما اسخطتمانى و ما ارضيتمانى لئن لقيت النبى لاشكونّكما »؛ همانا من خدا و ملائكه را شاهد و گواه مي گيرم كه شما دو نفر (ابى بكر و عمر) مرا به سخط و خشم درآورديد و رضايت مرا فراهم ننموديد اگر پيامبر را ملاقات كنم شكايت شما را خواهم نمود.(5)
    در نقل دیگری آمده است: «لَمَّا مَرِضَتْ فَاطِمَةُ الْمَرْضَةَ الَّتِي تُوُفِّيَتْ فِيهَا دَخَلَتْ عَلَيْهَا نِسَاءُ الْمُهَاجِرِينَ وَ الْأَنْصَارِ يَعُدْنَهَا فَقُلْنَ لَهَا كَيْفَ أَصْبَحْتِ مِنْ عِلَّتِكِ يَا ابْنَةَ رَسُولِ اللَّهِ؟»؛ هنگامی که فاطمه بیمار شد ـ یعنی همان مرضی که به واسطه آن از دنیا رفت ـ زنان (مهاجر و انصار) به عیادت حضرت رفتند و پرسیدند: با این بیماری چگونه اید ای دختر رسول خدا؟ حضرت فرمودند: «قَالَتْ أَصْبَحْتُ وَ اللَّهِ عَائِفَةً لِدُنْيَاكُنَّ قَالِيَةً لِرِجَالِكُن‏» ؛ به خدا سوگند، چنین شده ام که به دنیای شما بی میلم و از مردانتان متنفرم.(6)
    بنابراین عدم تکلم حضرت با عمر امری آشکارتر از داستان ابوبکر است.

    ــــــــــــــــــــــــ
    (1) صحیح البخاری، ج 5، ص 82، دارالفکر، بیروت. «وجد در لغت چنان كه فيروزآبادى در قاموس گويد بمعناى خشم و غضب است يعنى فاطمه (علیها السلام) در حال خشم و غضب ابى بكر را ترك نموده و بر او غضبناك ماند و با او حرف نزد تا وفات نمود آن گاه امير المؤمنين على (عليه السّلام) بر او نماز گزارد و شبانه دفنش نمود و ابى بكر را با خبر ننمود كه بر جنازه حاضر شود و نماز بر جنازه آن حضرت بگزارد».
    (2) الإمامة و السياسة، ج 1، ص 14 [1/ 20]؛ أعلام النساء، ج 3، ص 214 [4/ 123- 124].
    (3) صحیح البخاری، ج 5، ص 83، باب غزوه خیبر، دارالفکر بیروت.
    (4) شرح نهج البلاغة ابن ابی الحدید، ج 6، ص 50.
    (5) أبو عبد الله بن قتيبة الدينوري المتوفى سنة 281 في «الإمامة والسياسة» ج 1، ص 13، ط مصطفى الحلبي بمصر.
    (6) شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج 16، ص 233؛ بلاغات النساء، ابن طیفور، ص 32.








    ویرایش توسط مدیر تدوین : ۱۳۹۴/۱۲/۲۷ در ساعت ۰۱:۴۹

  2. تشکرها 2


  3.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود