جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ابن عربی و عصمت عمر ابن خطاب!

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۲
    نوشته
    495
    صلوات
    15224
    تعداد دلنوشته
    6
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    27 روز 6 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    15
    آپلود
    0
    گالری
    0

    ابن عربی و عصمت عمر ابن خطاب!




    در بین مسلمین تنها کسانی که خود مدعی مقام عصمت شده اند وکسی از آنها خطا و خطیئه ای ندیده است پیامبر و اهل بیت او بوده اند.


    عصمت مقامی است که از ناحیه خداوند اعطا می شود که به سبب آن فرد گناه و سهو و اشتباه نمیکند یعنی چه عمدی و چه سهوی عمل نادرست انجام نمی دهد.که البته لازمه یک نماینده و سفیر الهی است چون اگر او عمدا و سهوا مرتکب عمل نادرست شود نقض غرض از برای حق تعالی محسوب شده و سبب انحراف مردم می شود.مثلا اگر سهوا دستوری را اشتباه بیان کنند مردم به انحراف می افتند و اگر عمدا خلاف دستور عمل کنند اعتماد مردم از او سلب می شود.و ادله قرآنی و حدیثی زیادی داریم که ائمه علیهم السلام معصوم بوده اند که الآن در جهت ارائه آنها نیستیم.

    وباز ادله تاریخی زیادی را اهل سنت و شیعه نقل کرده اند که اعمال نادرستی از خلیفه دوم اهل سنت یعنی عمر بن الخطاب سر زده است که یکی از آنها هجوم به خانه حضرت فاطمه علیها السلام و شهادت طفلی که در شکم داشتند،که آنقدر این مطلب در صفحات تاریخ نوشته شده ومشهور است که حتی بزرگان اهل تسنن نتوانستند آن را رد کنند تا جایی که محمد حسین هیکل نویسنده ی به نام سنی در کتاب الصدیق ابوبکر صفحه 163 می نویسد:

    هجوم به خانه زهرا و آزار و اذیت نمودن او مشهور است و حتی روایاتی را اهل سنت آورده اند که حکایت از سقط محسن علیه السلام هنگام هجوم به خانه فاطمه دارد،از جمله ابن قتیبه دینوری در کتاب مثالب النواصب صفحه 419 و شهرستانی در کتاب الملل والنحل جلد1 صفحه 57 و ذهبی در میزان الاعتدال جلد 1 صفحه 139 و ابن حجر عسقلانی در لسان المیزان جلد 1 صفحه 268 و... این مطلب را تصریح نموده اند و حتی مکرر اهل سنت ذکر کرده اند که ابوبکر،عمر را به سوی منزل فاطمه علیها السلام فرستاد از باب مثال بلاذری که از علمای بزرگ اهل تسنن است در انساب الاشراف جلد 1 صفحه 587 می نویسد:

    ابوبکر،عمر را به سوی علی علیه السلام فرستاد و به وی دستور داد علی را با بدترین صورت نزد من حاضر کن و عجیبتر آنکه ابن ابی الحدید بعد از تایید وقایع هجوم به خانه فاطمه علیها السلام می گوید این اعمال نزد اصحاب ما از گناهان صغیره می باشد{شرح نهج البلاغه}در جواب ابن ابی الحدید می گوییم از کی تاحالا زدن دختر پیغمبر تا حد مرگ و قتل طفل او گناه صغیره می باشد.این تنها یکی از جنایات ابوبکر و عمر است.


    آنوقت جای حیرت دارد با اینهمه جنایتهایی که آنها مرتکب شده اند ابن عربی مظهر عرفان مصطلح اسلامی در کتاب فتوحات مکیه می گوید عمر معصوم بوده است.

    در هیچ جای تاریخ خود عمر چنین ادعایی را نکرده وحتی علمای اهل سنت بر خلاف این تصریح داشته اند.
    زندگی به خون وابسته است
    و پیکر تاریخ بی خون خدا مرده ای بیش نیست
    و سر مبارک امام شهید بر فراز نی رمزی است میان خدا و عشاق ؛
    یعنی که این است بهای دیندار



  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۲
    نوشته
    495
    صلوات
    15224
    تعداد دلنوشته
    6
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    27 روز 6 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    15
    آپلود
    0
    گالری
    0



    [عمر بن الخطاب و ابن حنبل‏]


    و من أقطاب هذا المقام عمر بن الخطاب و أحمد بن حنبل و لهذا قال صلى الله عليه و سلم في عمر بن الخطاب يذكر ما أعطاه الله من القوة يا عمر ما لقيك الشيطان في فج إلا سلك فجا غير فجك! فدل على عصمته بشهادة المعصوم و قد علمنا إن الشيطان ما يسلك قط بنا إلا إلى الباطل و هو غير فج عمر بن الخطاب فما كان عمر يسلك إلا فجاج الحق بالنص فكان ممن لا تأخذه في الله لومة لائم في جميع مسالكه و للحق صولة و لما كان الحق صعب المرام قويا حمله على النفوس لا تحمله و لا تقبله بل تمجه و ترده لهذا قال صلى الله عليه و سلم ما ترك الحق لعمر من صديق‏ و صدق صلى الله عليه و سلم يعني في الظاهر و الباطن أما في الظاهر فلعدم الإنصاف و حب الرئاسة و خروج الإنسان عن عبوديته و اشتغاله بما لا يعنيه و عدم تفرغه لما دعي إليه من شغله بنفسه و عيبه عن عيوب الناس و أما في الباطن فما ترك الحق لعمر في قلبه من صديق فما كان له تعلق إلا بالله‏


    فتوحات مکیه جلد 1 صفحه 200

    یکی از اقطاب رکبان عمر بن الخطاب و دیگری احمد بن حنبل است و بدین جهت پیامبر صلی الله علیه و آله راجع به نیروی خدادادی عمر فرمود:

    ای عمر ملاقات نکرد شیطان تورا در راهی مگر آنکه راه خود را تغییر داده و طریق دیگری را پیش گرفت،سپس میگوید:

    این سخن پیامبر گواه بر عصمت عمر است زیرا پیامبر معصوم شهادت(بر عصمت او)داده و مامی دانیم که شیطان به جز راه باطل پیش نگرفته به تصدیق پیامبر و او(عمر)کسی است که در راه خدا سرزنش ملامتگران جلوگیرش نخواهد بود و سپس می گوید:حق پایدار است.{بازگشت صفحه 158}

    لذا جا دارد شیعه بر این مصیبت عظمی گریه کند که ادعا از شیعیان دنباله رو افکار نادرست کسی هستند که عمر را منزه از هر گناهی کرده بلکه از این بالاتر او را معصوم معرفی می کند و برای مطلب غلط خود استناد به روایتی از پیامبر صلی الله علیه و آله می کند و با فرض صحت چنین حدیثی منظور این نیست که او استفاده می کند بلکه این از فرط گناه عمر است که شیطان از او فراری است.

    آری وضعیت ما باید به جایی کشیده شود که عرفان ائمه علیهم السلا م کنار زده شود یا با عرفان ابن عربی و مقلدین او تفسیر به رای شود.
    زندگی به خون وابسته است
    و پیکر تاریخ بی خون خدا مرده ای بیش نیست
    و سر مبارک امام شهید بر فراز نی رمزی است میان خدا و عشاق ؛
    یعنی که این است بهای دیندار



  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۳
    نوشته
    13
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 روز 2 ساعت 33 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام علیکم


    1-استاد عرفا , سید علی قاضی : « بعد از مقام عصمت و امامت , در میان رعیت , احدی در معارف عرفانی و حقایق نفسانی در حد محی الدین ابن عربی نیست و کسی به او نمی رسد »

    (دریای عرفان , شرح حال سید علی قاضی طباطبایی , ص 32 به نقل از حسن زاده آملی)

    2- مجددا از سید علی قاضی : « محی الدین از کاملین است»

    (روح مجرد , محمد حسین حسینی تهرانی , ص 342)

    3-صاحب تفسیر المیزان , محمد حسین طباطبایی : « در اسلام هیچ کس نتوانسته است یک سطر مانند محی الدین ابن عربی بیاورد»

    (شرح منظومه , مطهری , ص 231)

    4- حسن زاده آملی : «فصوص و فتوحات(دو کتاب ابن عربی) را باید از کراکات خاص او دانست»

    (احیاگر عرفان , محمد بدیعی)

    5- امام خمینی ره : (در پایان نامه به گورباچوف): « دیگر شما را خسته نمی کنم و از کتب عرفا و بخصوص محی الدین بن عربی نام نمی برم , که اگر خواستید از مباحث این بزرگمرد مطلع گردید , تنی چند از خبرگان تیزهوش خود را که در اینگونه مسائل , قویا دست دارند , راهی قم گردانید تا پس از چند سالی , با توکل بخدا از عمق لطیف باریکتر از موی منازل معرفت آگاه گردند , که بدون این سفر آگاهی از آن امکان ندارد.»

    (آوای توحید , جوادی آملی , مقدمه کتاب / نامه امام ره به گورباچوف)

    6- جوادی آملی : «محی الدین ابن عربی , در بین معارف اهل عرفان بی همتا و در عمودین زمان خویش (گذشته تا کنون) بی نظیر می باشد . بسیاری از مبانی حکمت متعالیه وامدار عرفانی است که ابن عربی پایگذار نامدار آن است»

    (آوای توحید , جوادی املی , ص 78)
    لعنة الله علی القوم الظالمین

  5. تشکرها 3


  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۳
    نوشته
    13
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 روز 2 ساعت 33 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ابن عربی , متوکل لعنة الله علیه را ( همراه با ابوبکر و عمر و عثمان و معاویه و ....) صاحب خلافت ظاهری و باطنی از جانب خدا و صاحب ولایت عارفانه(صوفیانه) می داند :

    «فمنهم رضی الله عنهم الاقطاب و هم الجامعون للاحوال و المقامات بالأَصاله او بالنّیابه کما ذکرنا و قد یتوسّعون فی هذا الاطلاق فیُسَمُّونَ قُطباً ، کلّ من دار علیه مقام ما من المقامات و انفرد به فی زمانه علی ابناء جنسه و قد یُسَمّی رَجُلُ البَلَد قطب ذلک البَلَد

    و شیخُ ا لجماعهِ قُطبَ تلک الجماعهِ و لکن الاقطاب المصطلح علی ان یکون لهم هذا الاسم مطلقاً من غیر اضافهٍ لا یکون منهم فی الزّمان الّا واحد و هو الغوث ایضاً و هو من المقرّبین و هو سیّد الجماعه فی زمانه و منهم من یکون ظاهرالحکم و یحوز الخلافهَ الظاهرهَ کما حاز الخلافه الباطنه من جهت المقام کأبی بکر و عمر و عثمان و علی و الحسن و معاویه بن یزید و عمر بن عبدالعزیز و المتوکّلِ و منهم من له الخلافه الباطنه خاصّه و لا حکم له فی الظّاهر کاحمد بن هرون الرّشید السَّبتی و کأبی یزید البسطامی و اکثر الاقطاب لا حکم لهم فی الظّاهر»

    فتوحات ،‌ج ۱۱، ص ۲۷۴ – ۲۷۵ ،‌المکتبه العربیّه تحقیق و تقدیم و عثمان یحیی تصدیر و مراجعه ابراهیم مدکور ۱۴۰۷ ه – ۱۹۸۷ م

    لعنة الله علی القوم الظالمین

  7. تشکرها 3


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود