صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: حقوق شهروندی

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۲
    نوشته
    48
    صلوات
    20
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    8 روز 18 ساعت 44 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    1
    گالری
    0

    مطلب حقوق شهروندی




    با سلام و عرض ادب
    از اینکه توفیق حاصل شد تا در خدمت دوستان اسک قرآن باشیم خدا را شاکرم

    از نام تاپیک مشخص است که چه موضوعاتی قرار است در این تاپیک ایجاد شود، لذا از شما هم تقاضا می شود که در این بحث فعالیت کنید ما هم از نظرات ارزشمند شما بهر مند خواهیم شد
    ابتدا فهرست موضوعات را خدمت دوستان ارائه می کنم تا ان شاءالله موضوعات کم کم ایجاد شود

    مقدمه. 11
    همسايه يا شهروند؟ 13
    همسايه بد. 17
    علاج همسايه بد. 19
    حق همسايه. 24
    اهميت حقوق همسايه. 24
    مصاديق حقوق همسايه. 30
    1) تكريم. 30
    أ) ترك آزار 32
    مصاديق آزار همسايه. 36
    ب) نيكي نمودن. 40
    مصاديق احسان به همسايه. 40
    ج) احترام به اعتماد 44
    وفاي به عهد مهمتر از جهاد 46
    راز داري و امانتداراي. 46
    2) برباري. 48
    گذشت و حسن ظن. 51
    نگاهي ديگر به «تحمل». 53
    تحمل همسايه. 55
    توبيخ. 57
    3) كمك.. 59
    مواسات و ايثار 61
    يك سؤال مهم! 63
    أ) قرض... 65
    ب) عاريه. 66
    4) دفاع غيابي. 68
    5) ساختمان مناسب.. 70
    6) تحفه. 71
    تقاضاي تحفه. 71
    7) عيادت.. 73
    آداب عيادت مريض... 74
    8) تعزيت.. 77
    9) ترك حسادت.. 79
    10) ترك عيبجويي 81
    مشكلات اجتماعي و سوره حجرات.. 82
    11) دعا 87
    خصوصيت دعا برای اطرافيان: 88
    همسايه مسجد. 90
    رساله حقوق امام سجاد (عليه­السلام) 95
    مقدمه. 95
    متن رساله حقوق. 96
    حق خداوند. 98
    حق نفس‏... 98
    حق زبان. 98
    حق گوش.. 99
    حق چشم. 99
    حق پا 99
    حق دست.. 100
    حق شكم. 100
    حق نيروي جنسي. 100
    حق نماز 101
    حق روزه 101
    حق حج. 101
    حق صدقه. 102
    حق قرباني. 102
    حق پيشوا 103
    حق معلم. 103
    حق مولا. 104
    حقوق زيردستان. 104
    حق شاگرد 105
    حق همسر 105
    حق برده 106
    حق مادر 106
    حق پدر 107
    حق فرزند. 107
    حق برادر 107
    حق آزاد كننده برده 108
    حق برده آزاد شده 108
    حق احسان كننده 109
    حق اذان گو 109
    حق امام جماعت.. 110
    حق همنشين. 110
    حق همسايه. 110
    حق دوست.. 111
    حق شريك.. 111
    حق مال. 112
    حق طبكار 112
    حق همكار 113
    حق مدّعِي. 113
    حق مُدّعَي عليه. 113
    حق مشورت كننده
    حق مشورت دهنده
    حق نصيت خواه
    حق نصيحت كننده
    حق كهنسال
    حق خردسال
    حق سؤال كننده مالي.
    حق سؤال شونده مالي
    حق خوشحال كننده
    حق بدي كننده
    حق هم كيش
    حق اهل ذمه

    گاه آنقدر گرفتاریم که فرصت نمیکنیم یادی از خدا کنیم غافل از آنکه چون یاد خدا نمی کنیم گرفتاریم
    وَمَنْ أَعْرَضَ عَن ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنكًا
    و هر کس که از ياد من اعراض کند،زندگيش تنگ شود
    طه آیه:124



  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۲
    نوشته
    48
    صلوات
    20
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    8 روز 18 ساعت 44 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    1
    گالری
    0



    مقدمه

    بسيار شنيده­ايم كه اگر چهل نفر كنار جنازه شخصي شهادت دهند كه از او جز خوبي نديده­اند خداوند، بدي­هايش را بخشيده و او را مورد آمرزش و رحمت ويژه­اش قرار مي­دهد.[1] حال خوب است اين را هم بشنويد اگر شخصي بميرد و تنها سه نفر از همسايگانش از او اعلان رضايت كنند، خداوند او را
    مي­بخشد. [2] مقايسه كنيد: در حديث معروف، تعبير به مؤمن شده اما اينجا تعبير به همسايه شده است. همسايه­اي كه ممكن است مؤمن هم نباشد. در آن حديث، عدد چهل آمده است اما در حديث دوم، سه نفر نيز كافي اعلان شده است. در آن حديث آن چهل مؤمني بايد بگويند ما جز خير و خوبي از او چيزي نديديم ولي در اين حديث گفته شده تنها كافي است همسايگان از او اعلان رضايت كنند.
    آيا همين حديث كفايت نمي­كند تا نگاه ما را به مقوله همسايه تغيير دهد و ما را ترغيب سازد تا درباره حقوق همسايه بيشتر بدانيم و از خداوند بخواهيم ما را در اين مسير موفق بدارند؟!
    در اين نوشتار تلاش مي­كنيم تا اهميت اهتمام به حقوق همسايگان و شهروندان را تبيين نموده و مصاديق اين حقوق را روشن سازيم. براي اين منظور از آيات قرآن و متون حديثي حضرات معصومين (عليهم­السلام)، بيشترين بهره را برد­ه­ايم. اميدواريم خداوند همه ما را عامل به اسلام عزيز قرار دهد تا بتوانيم، در دنيا و آخرت به سعادت برسيم.

    _____________
    [1] إِذَا حَضَرَ الْمَيِّتَ أَرْبَعُونَ رَجُلًا فَقَالُوا اللَّهُمَّ إِنَّا لَا نَعْلَمُ مِنْهُ إِلَّا خَيْراً قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ قَدْ قَبِلْتُ شَهَادَتَكُمْ وَ غَفَرْتُ لَهُ مَا عَلِمْتُ مِمَّا لَا تَعْلَمُونَ. (كافي: 254/3) امام صادق (عليه­السلام): زماني كه چهل نفر كنار جنازه مرد­ه­اي حضور يابند و بگويند: «خدايا ما از او جز خوبي نمي دانيم.» خداوند مي­فرمايد: من شهادت شما را قبول كردم و آنچه را كه من از او مي­دانم و شما نمي­دانيد، آمرزيدم.

    [2] مَنْ مَاتَ وَ لَهُ جِيرَانٌ ثَلَاثَةٌ كُلُّهُمْ رَاضُونَ عَنْهُ غُفِرَ لَهُ. (مستدرك: 422/8 به نقل از كتاب لب الالباب قطب راوندي) پيامبر خدا (صلي­الله­عليه­وآله): هركس بميرد و داراي سه همسايه باشد و همه آنها از او راضي باشند، مورد آمرزش قرار خواهد گرفت.

    گاه آنقدر گرفتاریم که فرصت نمیکنیم یادی از خدا کنیم غافل از آنکه چون یاد خدا نمی کنیم گرفتاریم
    وَمَنْ أَعْرَضَ عَن ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنكًا
    و هر کس که از ياد من اعراض کند،زندگيش تنگ شود
    طه آیه:124



  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۲
    نوشته
    48
    صلوات
    20
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    8 روز 18 ساعت 44 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    1
    گالری
    0



    توضيح واژگان

    حقوق شهروندي از دو كلمه «حقوق» و «شهروند» تشكيل شده است.
    حقوق

    حقوق تكاليفي است كه ديگران بايد درباره فرد يا افرادي انجام دهند. به هر ميزان كه كسي داراي حقي باشد به همان ميزان نيز داراي تكليف است. اگر والدين از بيشترين حق نسبت به فرزندان خود برخوردار هستند يعني فرزندان بيشترين تكليف را درباره والدين خود دارند به همان ميزان نيز پدر و مادر بيشترين مسئوليت را درباره فرزندانشان بر عهده دارند. خداوند كه توصيه به احسان به والدين را بعد از توصيه به توحيد آورده است[1]، از آن طرف هم والدين را مكلف نموده است كه خانواده­یتان را از دوزخ برهانيد.[2] از دوزخ رهانيدن خانواده تكليفي بسيار مهم است. تكليفي كه يقينا اهميتي همسنگ با مسئوليت احسان به والدين دارد.
    حقوق، زمينه را براي انجام درست تكاليف آماده مي­سازد. اگر بين حق و تكليف، تعادل برقرار نباشد، آنوقت تكليف خارج از توان مي­شود و ديگر ضمانت اجرا را از دست مي­دهد. درست مثل وقتي كه اگر كارگري مزد كمي دريافت كند، قهرا نمي­توان انتظار كار كيفي و كمي ارزشمندي را از او داشت.
    هر جا كه حقي كمتر از تكليف باشد، يقينا در مقابل، تكليفي كمتر از حق بوجود مي­آيد. و زماني كه اين اتفاق بيافتد، عده­اي تحقير شده و مورد ستم قرار مي­گيرند و عده­اي ديگر خودكامه گشته و براي خود ارزشي ذاتي قائل مي­شوند.
    به تعبير ديگر براي بهره­مندي كامل از آزادي، بايد آن را با ديگري تقسيم نمود. اگر اين تقسيم عادلانه صورت پذيرد، آنوقت همه از نعمت آزادي بهره­مند مي­شوند و الا عده­اي داراي محدوديت­هاي ستمگرانه­اي خواهند شد و عده­اي ديگر خود را رها احساس نموده و خودكامه و خودسر خواهند گشت.
    در مكتب اسلام معجزه­اي كه اتفاق افتاده است، توازن عجيب بين تكليف و حق در تمام احكام آنست. اصلا نياز انسان به دين بخاطر ناتواني او نسبت به ايجاد همين توازن است. معجزه ديگر اسلام اين بود كه مبلغان اين احكام، آناني گشتند كه اعتدالي كامل در وجودشان حاكم بوده و نفسشان هيچ فرصتي براي برهم زدن اين اعتدال نيافته بود.
    همسايه يا شهروند؟

    مدينه در زمان پيامبر اسلام تنها به مقداري گسترش يافته بود كه اگر يك خانه را در وسط شهر در نظر مي­گرفتي از هر طرف آن تقريبا چهل خانه تا آخر شهر وجود داشت. با اين حساب وقتي پيامبر اسلام مي­فرمايد: «چهل خانه از اطراف، همسايه محسوب مي­شود.[3]» يعني يك شهر همسايه همند؛ يعني حقوق همسايه، همان حقوق شهروندي است.
    قرآن وقتي دستور احسان نمودن به همسايه را مي­دهد از دو نوع همسايه سخن مي­گويد: همسايه نزديك و همسايه دور[4]:
    همسايه نزديك همان افرادي هستند كه هر روز و شام با ما سلام و عليك دارند و همسايه دور كساني هستند كه كمتر با آنها آشنا هستيم. آنگونه كه توضيح داده شد، «الجار الجُنُب» (همسايه دور) را مي­توان به همه اهالي يك شهر توسعه داد و حقوق همسايه را براي همه آنها ثابت نمود.
    پيامبر اسلام بعد از اتمام جنگ بدر كشتگان كفار از قريش را مورد خطاب قرار داد و آنها را همسايگاني بد براي رسول خدا، توصيف نمود[5] و يا در فتح مكه همين توصيف را براي اهالي مكه داشت، به آنها فرمود شما هسمايگان بدي بوديد كه رسول خدا را تكذيب نموديد و طردش كرديد و او را مورد آزار و اذيت قرار داديد و بعد هم با او به نبرد برخواستيد.[6] از آن طرف پيامبر انصار را همسايگاني خوب، براي خود توصيف ميكند كه دعوتش را بخوبي لبيك گفتند.[7]
    مشخص است كه منظور پيامبر اسلام از همسايه، همه اهالي شهر مكه و مدينه بودند.
    همچنين زماني كه خداوند يعقوب مورد توبيخ قرار داد كه چرا شبي سير خوابيده است و همسايه­اش گرسنه بوده است، حضرت از آن به بعد دستور
    مي­داد هر صبح تا يك فرسخ (چهار كيلومتر) ندا كنند كه اگر گرسنه­اي هست به خانه او بيايد. اين مشخص مي­كند كه حضرت يعقوب همه اهالي آن ناحيه را همسايه خود مي­دانسته.[8]
    همچنين وقتي شخصي از هنگام عبور حضرت رضا (عليه­السلام) از طوس از ايشان خواست تا برايش حديثي از پدرانش نقل كند حضرت در پاسخ او اظهار اندوه نمودند از اين كه همسايگي پيامبر خدا را در مدينه از دست داده­اند و با اين اندوه حال او از ايشان مي­خواهد كه برايش حديثي نقل كنند. هرچند حضرت در ادامه گفتگوي خود با آن فرد، حديثي برايش نقل نمودند.[9] نكته اين حديث اين است كه حضرت صرف حضور در مدينه را توفيق هم جواري و همسايگي با قبر پيامبر مي­داند.
    اين دلایل بخوبي روشن مي­كند كه همسايه همان همشهري است.



    [1] لا تَعْبُدُونَ إِلاَّ اللَّهَ وَ بِالْوالِدَيْنِ إِحْساناً (بقره: 83)؛ وَ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ لا تُشْرِكُوا بِهِ شَيْئاً وَ بِالْوالِدَيْنِ إِحْساناً (نساء: 36)؛ أَلاَّ تُشْرِكُوا بِهِ شَيْئاً وَ بِالْوالِدَيْنِ إِحْساناً (انعام: 151)؛ وَ قَضى‏ رَبُّكَ أَلاَّ تَعْبُدُوا إِلاَّ إِيَّاهُ وَ بِالْوالِدَيْنِ إِحْساناً (اسراء: 23).

    [2] يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَكُمْ وَ أَهْليكُمْ ناراً. (تحريم: 6)

    [3] كُلُّ أَرْبَعِينَ دَاراً جِيرَانٌ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ وَ عَنْ يَمِينِهِ وَ عَنْ شِمَالِه‏. (كافي: 669/2) پيامبر خدا (صلي­الله­عليه­وآله): هر چهل خانه از جلو، از عقب، از رست و از چپ همسايه هستند.

    [4] بِالْوالِدَيْنِ إِحْساناً وَ ... الْجارِ ذِي الْقُرْبى‏ وَ الْجارِ الْجُنُبِ. (نساء: 36)

    [5] در جنگ بدر چون مشركين مغلوب و كشته شدند و كشتگان را در چاه بدر انداختند، حضرت بر دهانه چاه ايستاده و به كشتگان خطاب كردند: «شما چه بد همسايگان و همجوارانى براى رسول خدا بوديد؛ او را از منزلش كه در مكّه بود خارج كرديد و طرد نموديد، و سپس همه با هم اجتماع نموده و با او محاربه و جنگ نموديد؛ پس حقّاً آنچه را كه خدا به من وعده داده است ديدم كه حقّ است.» عمر گفت: «اى رسول خدا! خطاب شما با سرهایى كه روح از آنها رفته است چه فایده دارد؟!» حضرت فرمودند: «ساكت شو، اى پسر خطّاب! سوگند بخدا كه تو از آنها شنواتر نيستى! و بين آنها و ملائكه‏اى كه با گرزهاى آهنين آنها را بگيرند هيچ فاصله‏اى نيست، مگر آنكه من صورت خود را اينطور از آنها برگردانم!» ‏(بحار: 254/6)

    [6] أَلَا لَبِئْسَ جِيرَانُ النَّبِيِّ كُنْتُمْ لَقَدْ كَذَّبْتُمْ وَ طَرَدْتُمْ وَ أَخْرَجْتُمْ وَ آذَيْتُمْ ثُمَّ مَا رَضِيتُمْ حَتَّى جِئْتُمُونِي فِي بِلَادِي تُقَاتِلُونِي اذْهَبُوا فَأَنْتُمُ الطُّلَقَاءُ. (وري: 112) امام صادق
    (عليه­السلام) مي­فرمايد: پيامبر خدا در روز فتح مكه فرمود: شما براى پيغمبر همسايه بدى بوديد، او را تكذيب كرديد و از خود رانديد، و وى را از خانه و شهرش بيرون نموديد، و به او صدمه رسانيديد، حتى به اين جنايات قناعت نكرديد، به شهر ما آمديد و با ما جنگ نموديد، اينك برويد همه شما را در راه خدا آزاد كردم.

    [7] يَا مَعْشَرَ الْأَنْصَارِ قَدْ حَانَ الْفِرَاقُ وَ قَدْ دُعِيتُ وَ أَنَا مُجِيبُ الدَّاعِي وَ قَدْ جَاوَرْتُمْ فَأَحْسَنْتُمُ الْجِوَارَ. (بحار: 476/22 به نقل از كتاب طُرف از ابن طاووس) امام كاظم (عليه­السلام) هنگامي كه زمان وفات پيامبر خدا رسيد، حضرت انصار را جمع نمودند و فرمود: ای گروه انصار! همانا فراق من با شما نزدیک شده، و از جانب خدا دعوت شدم و دعوت حق را لبیک می گویم، همانا شما خوب نزدیکانی برای من بودید، و خوب مرا یاری کردید و در اموال خود با برادرانتان خوب مواسات نمودید، و پروردگار جزای کامل به شما عنایت می فرماید.

    [8] كافي: 667/2

    [9] بحار: 198/90

    گاه آنقدر گرفتاریم که فرصت نمیکنیم یادی از خدا کنیم غافل از آنکه چون یاد خدا نمی کنیم گرفتاریم
    وَمَنْ أَعْرَضَ عَن ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنكًا
    و هر کس که از ياد من اعراض کند،زندگيش تنگ شود
    طه آیه:124



  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۲
    نوشته
    48
    صلوات
    20
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    8 روز 18 ساعت 44 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    1
    گالری
    0



    توضيح واژگان

    حقوق شهروندي از دو كلمه «حقوق» و «شهروند» تشكيل شده است.
    حقوق

    حقوق تكاليفي است كه ديگران بايد درباره فرد يا افرادي انجام دهند. به هر ميزان كه كسي داراي حقي باشد به همان ميزان نيز داراي تكليف است. اگر والدين از بيشترين حق نسبت به فرزندان خود برخوردار هستند يعني فرزندان بيشترين تكليف را درباره والدين خود دارند به همان ميزان نيز پدر و مادر بيشترين مسئوليت را درباره فرزندانشان بر عهده دارند. خداوند كه توصيه به احسان به والدين را بعد از توصيه به توحيد آورده است[1]، از آن طرف هم والدين را مكلف نموده است كه خانواده­یتان را از دوزخ برهانيد.[2] از دوزخ رهانيدن خانواده تكليفي بسيار مهم است. تكليفي كه يقينا اهميتي همسنگ با مسئوليت احسان به والدين دارد.
    حقوق، زمينه را براي انجام درست تكاليف آماده مي­سازد. اگر بين حق و تكليف، تعادل برقرار نباشد، آنوقت تكليف خارج از توان مي­شود و ديگر ضمانت اجرا را از دست مي­دهد. درست مثل وقتي كه اگر كارگري مزد كمي دريافت كند، قهرا نمي­توان انتظار كار كيفي و كمي ارزشمندي را از او داشت.
    هر جا كه حقي كمتر از تكليف باشد، يقينا در مقابل، تكليفي كمتر از حق بوجود مي­آيد. و زماني كه اين اتفاق بيافتد، عده­اي تحقير شده و مورد ستم قرار مي­گيرند و عده­اي ديگر خودكامه گشته و براي خود ارزشي ذاتي قائل مي­شوند.
    به تعبير ديگر براي بهره­مندي كامل از آزادي، بايد آن را با ديگري تقسيم نمود. اگر اين تقسيم عادلانه صورت پذيرد، آنوقت همه از نعمت آزادي بهره­مند مي­شوند و الا عده­اي داراي محدوديت­هاي ستمگرانه­اي خواهند شد و عده­اي ديگر خود را رها احساس نموده و خودكامه و خودسر خواهند گشت.
    در مكتب اسلام معجزه­اي كه اتفاق افتاده است، توازن عجيب بين تكليف و حق در تمام احكام آنست. اصلا نياز انسان به دين بخاطر ناتواني او نسبت به ايجاد همين توازن است. معجزه ديگر اسلام اين بود كه مبلغان اين احكام، آناني گشتند كه اعتدالي كامل در وجودشان حاكم بوده و نفسشان هيچ فرصتي براي برهم زدن اين اعتدال نيافته بود.
    همسايه يا شهروند؟

    مدينه در زمان پيامبر اسلام تنها به مقداري گسترش يافته بود كه اگر يك خانه را در وسط شهر در نظر مي­گرفتي از هر طرف آن تقريبا چهل خانه تا آخر شهر وجود داشت. با اين حساب وقتي پيامبر اسلام مي­فرمايد: «چهل خانه از اطراف، همسايه محسوب مي­شود.[3]» يعني يك شهر همسايه همند؛ يعني حقوق همسايه، همان حقوق شهروندي است.
    قرآن وقتي دستور احسان نمودن به همسايه را مي­دهد از دو نوع همسايه سخن مي­گويد: همسايه نزديك و همسايه دور[4]:
    همسايه نزديك همان افرادي هستند كه هر روز و شام با ما سلام و عليك دارند و همسايه دور كساني هستند كه كمتر با آنها آشنا هستيم. آنگونه كه توضيح داده شد، «الجار الجُنُب» (همسايه دور) را مي­توان به همه اهالي يك شهر توسعه داد و حقوق همسايه را براي همه آنها ثابت نمود.
    پيامبر اسلام بعد از اتمام جنگ بدر كشتگان كفار از قريش را مورد خطاب قرار داد و آنها را همسايگاني بد براي رسول خدا، توصيف نمود[5] و يا در فتح مكه همين توصيف را براي اهالي مكه داشت، به آنها فرمود شما هسمايگان بدي بوديد كه رسول خدا را تكذيب نموديد و طردش كرديد و او را مورد آزار و اذيت قرار داديد و بعد هم با او به نبرد برخواستيد.[6] از آن طرف پيامبر انصار را همسايگاني خوب، براي خود توصيف ميكند كه دعوتش را بخوبي لبيك گفتند.[7]
    مشخص است كه منظور پيامبر اسلام از همسايه، همه اهالي شهر مكه و مدينه بودند.
    همچنين زماني كه خداوند يعقوب مورد توبيخ قرار داد كه چرا شبي سير خوابيده است و همسايه­اش گرسنه بوده است، حضرت از آن به بعد دستور
    مي­داد هر صبح تا يك فرسخ (چهار كيلومتر) ندا كنند كه اگر گرسنه­اي هست به خانه او بيايد. اين مشخص مي­كند كه حضرت يعقوب همه اهالي آن ناحيه را همسايه خود مي­دانسته.[8]
    همچنين وقتي شخصي از هنگام عبور حضرت رضا (عليه­السلام) از طوس از ايشان خواست تا برايش حديثي از پدرانش نقل كند حضرت در پاسخ او اظهار اندوه نمودند از اين كه همسايگي پيامبر خدا را در مدينه از دست داده­اند و با اين اندوه حال او از ايشان مي­خواهد كه برايش حديثي نقل كنند. هرچند حضرت در ادامه گفتگوي خود با آن فرد، حديثي برايش نقل نمودند.[9] نكته اين حديث اين است كه حضرت صرف حضور در مدينه را توفيق هم جواري و همسايگي با قبر پيامبر مي­داند.
    اين دلایل بخوبي روشن مي­كند كه همسايه همان همشهري است.



    [1] لا تَعْبُدُونَ إِلاَّ اللَّهَ وَ بِالْوالِدَيْنِ إِحْساناً (بقره: 83)؛ وَ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ لا تُشْرِكُوا بِهِ شَيْئاً وَ بِالْوالِدَيْنِ إِحْساناً (نساء: 36)؛ أَلاَّ تُشْرِكُوا بِهِ شَيْئاً وَ بِالْوالِدَيْنِ إِحْساناً (انعام: 151)؛ وَ قَضى‏ رَبُّكَ أَلاَّ تَعْبُدُوا إِلاَّ إِيَّاهُ وَ بِالْوالِدَيْنِ إِحْساناً (اسراء: 23).

    [2] يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَكُمْ وَ أَهْليكُمْ ناراً. (تحريم: 6)

    [3] كُلُّ أَرْبَعِينَ دَاراً جِيرَانٌ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ وَ عَنْ يَمِينِهِ وَ عَنْ شِمَالِه‏. (كافي: 669/2) پيامبر خدا (صلي­الله­عليه­وآله): هر چهل خانه از جلو، از عقب، از رست و از چپ همسايه هستند.

    [4] بِالْوالِدَيْنِ إِحْساناً وَ ... الْجارِ ذِي الْقُرْبى‏ وَ الْجارِ الْجُنُبِ. (نساء: 36)

    [5] در جنگ بدر چون مشركين مغلوب و كشته شدند و كشتگان را در چاه بدر انداختند، حضرت بر دهانه چاه ايستاده و به كشتگان خطاب كردند: «شما چه بد همسايگان و همجوارانى براى رسول خدا بوديد؛ او را از منزلش كه در مكّه بود خارج كرديد و طرد نموديد، و سپس همه با هم اجتماع نموده و با او محاربه و جنگ نموديد؛ پس حقّاً آنچه را كه خدا به من وعده داده است ديدم كه حقّ است.» عمر گفت: «اى رسول خدا! خطاب شما با سرهایى كه روح از آنها رفته است چه فایده دارد؟!» حضرت فرمودند: «ساكت شو، اى پسر خطّاب! سوگند بخدا كه تو از آنها شنواتر نيستى! و بين آنها و ملائكه‏اى كه با گرزهاى آهنين آنها را بگيرند هيچ فاصله‏اى نيست، مگر آنكه من صورت خود را اينطور از آنها برگردانم!» ‏(بحار: 254/6)

    [6] أَلَا لَبِئْسَ جِيرَانُ النَّبِيِّ كُنْتُمْ لَقَدْ كَذَّبْتُمْ وَ طَرَدْتُمْ وَ أَخْرَجْتُمْ وَ آذَيْتُمْ ثُمَّ مَا رَضِيتُمْ حَتَّى جِئْتُمُونِي فِي بِلَادِي تُقَاتِلُونِي اذْهَبُوا فَأَنْتُمُ الطُّلَقَاءُ. (وري: 112) امام صادق
    (عليه­السلام) مي­فرمايد: پيامبر خدا در روز فتح مكه فرمود: شما براى پيغمبر همسايه بدى بوديد، او را تكذيب كرديد و از خود رانديد، و وى را از خانه و شهرش بيرون نموديد، و به او صدمه رسانيديد، حتى به اين جنايات قناعت نكرديد، به شهر ما آمديد و با ما جنگ نموديد، اينك برويد همه شما را در راه خدا آزاد كردم.

    [7] يَا مَعْشَرَ الْأَنْصَارِ قَدْ حَانَ الْفِرَاقُ وَ قَدْ دُعِيتُ وَ أَنَا مُجِيبُ الدَّاعِي وَ قَدْ جَاوَرْتُمْ فَأَحْسَنْتُمُ الْجِوَارَ. (بحار: 476/22 به نقل از كتاب طُرف از ابن طاووس) امام كاظم (عليه­السلام) هنگامي كه زمان وفات پيامبر خدا رسيد، حضرت انصار را جمع نمودند و فرمود: ای گروه انصار! همانا فراق من با شما نزدیک شده، و از جانب خدا دعوت شدم و دعوت حق را لبیک می گویم، همانا شما خوب نزدیکانی برای من بودید، و خوب مرا یاری کردید و در اموال خود با برادرانتان خوب مواسات نمودید، و پروردگار جزای کامل به شما عنایت می فرماید.

    [8] كافي: 667/2

    [9] بحار: 198/90

    گاه آنقدر گرفتاریم که فرصت نمیکنیم یادی از خدا کنیم غافل از آنکه چون یاد خدا نمی کنیم گرفتاریم
    وَمَنْ أَعْرَضَ عَن ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنكًا
    و هر کس که از ياد من اعراض کند،زندگيش تنگ شود
    طه آیه:124



  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    نوشته
    16
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 3 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام و عرض ادب ممنون از اینکه دعوت کردید ؛ اسم حقوق شهروندی اومد

    ناخودآگاه یاد زاینده رود افتادم که در اثر مصارف کارخونه ها خشکیده و دیگه آب نداره تا شهر رو از خیلی قشنگ کنه! و مرغابی توش بذآن و مردم خوشحال بشن! چرا اینطور حق شهروندا باید ضایع بشه! خب روحیه شون زده میشه...
    ا
    لبته گویا دولت تدبیر ؛ تدبیری اندیشیده تا آیب کارون رو انتقال بدن بهرحال باید زاینده رود دوباره از آب کارون زنده بشه تا مردمش هم حقوق شهروندیشون رعایت بشه و هم با دیدن آب روحیه شون شاید بشه!

    البته مردم اطراف کارون که بعضا آب خوردن رو بصورت بشکه ای میخرن از اینکه در این امر خداپسندانه شریکن خوشحالن...و اپید دارن که با رعایت شدن حقوق شهروندی مردم اطراف زاینده رود خداوند اجر اخروی شون رو مضاف کنه ؛


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۱
    نوشته
    2,639
    صلوات
    1749
    تعداد دلنوشته
    22
    مورد تشکر
    322 پست
    حضور
    214 روز 19 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    47
    آپلود
    6
    گالری
    53



    نقل قول نوشته اصلی توسط همره نمایش پست
    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام و عرض ادب ممنون از اینکه دعوت کردید ؛ اسم حقوق شهروندی اومد

    ناخودآگاه یاد زاینده رود افتادم که در اثر مصارف کارخونه ها خشکیده و دیگه آب نداره تا شهر رو از خیلی قشنگ کنه! و مرغابی توش بذآن و مردم خوشحال بشن! چرا اینطور حق شهروندا باید ضایع بشه! خب روحیه شون زده میشه...
    ا
    لبته گویا دولت تدبیر ؛ تدبیری اندیشیده تا آیب کارون رو انتقال بدن بهرحال باید زاینده رود دوباره از آب کارون زنده بشه تا مردمش هم حقوق شهروندیشون رعایت بشه و هم با دیدن آب روحیه شون شاید بشه!

    البته مردم اطراف کارون که بعضا آب خوردن رو بصورت بشکه ای میخرن از اینکه در این امر خداپسندانه شریکن خوشحالن...و اپید دارن که با رعایت شدن حقوق شهروندی مردم اطراف زاینده رود خداوند اجر اخروی شون رو مضاف کنه ؛



  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۲
    نوشته
    48
    صلوات
    20
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    8 روز 18 ساعت 44 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    1
    گالری
    0



    با سلام
    با تشکر از حضور دوستان در تاپیک، خب به ادامه موضوع خواهیم پرداخت
    همسايه بد


    همسايه بد، بخاطر اين كه مي­تواند موجب زيان­هاي زيادي براي انسان باشد، بلايي بزرگ محسوب شده[1] كه تحملش بشدت سخت است.[2] بارِ اين بلا واقعا كمر شكن است.[3]
    همسايه بد، محروميتي غير قابل جبران در زندگي محسوب مي­شود،[4] زيرا صفا[5] و بركت[6] زندگي را از بين مي­برد. و همه بركت به همين خاطر همسايه بد، از آن اموري است كه بايد از آن به خداوند پناه برد.[7] و براي حفظ از شرش آية الكرسي تلاوت نمود.[8]
    همسايه بد، بخاطر شومي و مصيبتي كه با خود دارد، يكي از ابزارهاي عذاب و مجازات انسان­هايي است كه خداوند بر آنها خشم گرفته است.[9] همچنان كه كوچ نمودن همسايه خوب نيز اين چنين خاصيتي دارد.[10]
    همسايگان بد، انسان­هايي هستند كه نمي­دانند و يا نمي­خواهند بدرستي با ديگران معاشرت كنند. اين اخلاق ترششان اختصاص به همسايه بودنشان ندارد. در ديگر روابط انساني یشان نيز اين چنين هستند.[11]



    [1] جَارُ السَّوْءِ أَعْظَمُ الضَّرَّاءِ وَ أَشَدُّ الْبَلَاءِ. (غرر: 436) امام علي (عليه­السلام): همسايه بد بزرگترين سختى است و سخت ترين بلا است.

    [2] قَدْ حَمَلْتُ الْجَنْدَلَ وَ كُلَّ حَمْلٍ ثَقِيلٍ فَلَمْ أَجِدْ حَمْلًا هُوَ أَثْقَلُ مِنْ جَارِ السَّوْء. (ورام: 250) حضرت لقمان: من سنگينی­هاي سخت را حمل نمودم و هر چيز سنگين ديگر را و نيافتم باري را كه سنگين­تر از همسايه بد باشد!

    [3] أَرْبَعَةٌ مِنْ قَوَاصِمِ الظَّهْرِ أَخٌ تَصِلُهُ وَ يَقْطَعُكَ وَ زَوْجَةٌ تَأْمَنُهَا وَ تَخُونُكَ وَ جَارٌ إِنْ عَلِمَ خَيْراً سَتَرَهُ وَ إِنْ عَلِمَ شَرّاً أَذَاعَهُ وَ فَقْرٌ دَاخِلٌ لَا يَجِدُ صَاحِبُهُ مِنْهُ مُدَاوِيا. (معدن: 40) پيامبر خدا (صلي­الله­عليه­وآله): چهار چيز است كه پشت را مى‏شكند: برادرى كه تو با او مي­خواهي ارتباط داشته باشي ولي او از تو مي­برّد و زني كه تو او را امين شمارى و او به تو خيانت مي­كند و همسايه (بدي) كه اگر خوبى از تو ديد پنهان كند و اگر سرّى از تو فهميد آن را آشكار سازد و فقري كه صاحبش علاجي براي آن نمي يابد.

    [4] مِنَ السَّعَادَةِ الْمَرْأَةُ الصَّالِحَةُ ... وَ الْجَارُ الصَّالِحُ ... مِنَ الشَّقَاوَةِ الْجَارُ السَّوْءُ وَ الْمَرْأَةُ السَّوْءُ. (مكارم: 126) پيامبر خدا (صلي­الله­عليه­وآله): از جمله سعادت (دنيوي انسان و برخورداري­ها مادي او) همسر خوب است و همسايه خوب است و از جمله محروميت­ها، همسايه بد و همسر بد است!

    [5] ثَلَاثَةٌ تُكَدِّرُ الْعَيْشَ السُّلْطَانُ الْجَائِرُ وَ الْجَارُ السَّوْءُ وَ الْمَرْأَةُ الْبَذِيَّة. (تحف: 320) امام علي (عليه­السلام): سه چيز زندگى را تيره ميكند: سلطان ستمگر و همسايه بد و زن بدزبان.

    [6] إِنَّ لِلدَّارِ شَرَفاً وَ شَرَفُهَا السَّاحَةُ الْوَاسِعَةُ وَ الْخُلَطَاءُ الصَّالِحُونَ وَ إِنَّ لَهَا بَرَكَةً وَ بَرَكَتُهَا جَوْدَةُ مَوْضِعِهَا وَ سَعَةُ سَاحَتِهَا وَ حُسْنُ جِوَارِ جِيرَانِهَا. (بحار: 154/73) امام علي
    (عليه­السلام): خانه هم شرفى دارد و آن وسعت فضاى آنست و معاشران خوب آن. همچنين خانه بركتى دارد و بركتش خوبى جاى آنست و وسعت فضاى آن و همسايه‏هاى خوب آن است.

    [7] تَعَوَّذوا بِاللّهِ مِنْ جَارِ السُّوءِ. (فصاحة: 430) پيامبر خدا (صلي­الله­عليه­وآله): پناه ببريد به خداوند از همسايه بد!
    * اللّهمّ إنّي أعُوذُ بِكَ مِنْ جارِ السُّوءِ فِي دارِ الْمُقامَةِ فَإنَّ جَارَ الْبادِيَةِ يَتَحَوَّلَ. (فصاحة: 114) پيامبر خدا (صلي­الله­عليه­وآله): خدايا از همسايه بد در خانه اقامت (در وطن) بتو پناه مى‏برم زيرا همسايه صحرا (كسي كه در صحرا فعلا كنار ما چادر زده است) بزودى تغيير مى‏يابد.
    * أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنْ جَارِ السَّوْءِ فِي دَارِ إِقَامَةٍ تَرَاكَ عَيْنَاهُ وَ يَرْعَاكَ قَلْبُهُ إِنْ رَآكَ بِخَيْرٍ سَاءَهُ وَ إِنْ رَآكَ بِشَرٍّ سَرَّه‏. (كافي: 669/2) پيامبر خدا (صلي­الله­عليه­وآله): به خدا پناه مى‏برم از همسايه بدى كه در خانه‏اى زندگى مى‏كند با چشمانش تو را زير نظر دارد و با دلش به تو توجّه دارد، اگر تو را در خوشى ببيند ناراحت شود و اگر در بدى مشاهده كند خوشحال گردد.
    * أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ إِنْسَانِ سَوْءٍ وَ جَارِ سَوْءٍ وَ قَرِينِ سَوْءٍ. (فلاح: 242) از تعقيبات نماز مغرب: پناه مي­برم به خداوند از انسان بد، و همسايه بد و رفيق بد.
    * اكْفِنِي مَئُونَةَ إِنْسَانِ سَوْءٍ وَ جَارِ سَوْءٍ وَ سُلْطَانِ سَوْءٍ وَ قَرِينِ سَوْءٍ. (كفعمي: 426) فرازي از دعاي سمات: خدايا! بازدار من را از زحمت انسان بد! و همسايه بد! و سلطان بد! و رفيق بد!

    [8] مَنْ قَرَأَهَا (آية الكرسي) عِنْدَ مَنَامِهِ آمَنَهُ اللَّهُ فِي نَفْسِهِ وَ بَيْتِهِ وَ بُيُوتٍ مِنْ جِوَارِهِ. (مستدرك: 66/5 به نقل از تفسير شيخ ابوالفتوح رازي) پيامبر خدا (صلي­الله­عليه­وآله): هركس آية الكرسي را هنگام خوابش بخواند، خداوند او را در تنهایي­اش و در خانواده اش و در ميان منازل همسايه­اش حفظ مي­كند.

    [9] امام باقر (عليه­السلام) آيه «قُلْ هُوَ الْقادِرُ عَلى‏ أَنْ يَبْعَثَ عَلَيْكُمْ عَذاباً مِنْ فَوْقِكُمْ أَوْ مِنْ تَحْتِ أَرْجُلِكُمْ أَوْ يَلْبِسَكُمْ شِيَعاً وَ يُذيقَ بَعْضَكُمْ بَأْسَ بَعْضٍ» (انعام: 65) را اينگونه تفسير فرمودند: بگو: «او قادر است كه از بالا عذابى بر شما بفرستد.» يعني سلطان ستمگر «يا از زير پاى شما» يعني انسان­هاي پستي و هركس كه خيري در او نيست «يا بصورت دسته‏هاى پراكنده» يعني عصبيت و قومي گرايي «شما را با هم بياميزد؛ و طعم جنگ را به هر يك از شما بوسيله ديگرى بچشاند» يعني همسايه بد! (قمي: 203/1)

    [10] إِنَّ اللَّهَ إِذَا كَرِهَ لَنَا جِوَارَ قَوْمٍ نَزَعَنَا مِنْ بَيْنِ أَظْهُرِهِمْ. (علل: 244/1) امام باقر
    (عليه­السلام): قطعا خداوند زماني كه براي ما نپسندد همسايگي قومي را ما را از ميان آن بر مي­دارد!

    [11] مَنْ كَانَ سَيِّئَ الْخُلُقِ وَ الْجِوَارِ فَلَا يَصْحَبْنَا. (مكارم: 256) پيامبر خدا
    (صلي­الله­عليه­وآله): پيامبر اكرم در سفر حج فرمودند: هر كس بد خلق و يا همسايه بدي است، با ما همراهي نكند!

    گاه آنقدر گرفتاریم که فرصت نمیکنیم یادی از خدا کنیم غافل از آنکه چون یاد خدا نمی کنیم گرفتاریم
    وَمَنْ أَعْرَضَ عَن ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنكًا
    و هر کس که از ياد من اعراض کند،زندگيش تنگ شود
    طه آیه:124



  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۲
    نوشته
    48
    صلوات
    20
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    8 روز 18 ساعت 44 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    1
    گالری
    0



    علاج همسايه بد

    براي علاج همسايه بد، ابتدا بايد تلاش نمود كه دچار همسايه بد نشد. براي اين كار سزاوار است قبل از خريد و يا اجاره منزل، حتما از همسايه­هاي آن تحقيق به عمل آورد.[1] وقتي گفته شده است مردگان خود را نيز كنار انسان بدي دفن نكنيد ديگر وضعيت زندگان معلوم است چگونه است![2]
    يكي از دعاهايي كه در متون اسلامي بسيار روي آن تأكيد شده است، همجواري با صلحا در برزخ و قيامت و ان شاء الله در بهشت است. بر همين اساس اعمال صالح مورد توصيه قرار گرفته است كه با انجام آن فرد توفيق پيدا خواهد كرد تا از نعمت همجواري با اوليای خداوند برخوردار شود.[3]
    آسيه، همسر فرعون از خداوند مي­خواهد تا خانه­اي براي او نزد خودش بسازد تا از فرعون و كارهاي ستمگرانه او نجات يافته و همجوار خداوند شود[4] و در مقابل فرعون از وزيرش هامان مي­خواهد تا براي او وسيله­اي بسازد تا بتواند به كمك آن به خداي موسي برسد و او را مغلوب كند!![5] فرعون و همسرش هر دو مي­خواهند به خداوند برسند اما يكي براي قرب به او و ديگري براي غلبه بر او.
    آسيه، همسايه بدي دارد كه فرعون، همسرش باشد. او صبر مي­كند و در نهايت به همسايگي و قرب خداوند مي­رسد.[6] و فرعون همسايه خوبي دارد كه آسيه، همسرش باشد و در نهايت در نيل غرق مي­شود و جسدش از آب بيرون مي­افتد تا عبرتي براي جهانيان باشد.[7]
    بعد از گام نخست، اگر به هر علتي دچار همسايه بد شديد، ديگرِ همسايگان را خبر نموده و براي علاج مسئله با آنها مشورت كنيد. حتي ممكن است توصيه شود، دست به يك نمايش اعتراض آميز بزنيد! مثلا اثاثيه خود را داخل كوچه آورده و به اين وسيله از همسايه بد، خود نزد يگران شكايت كنيد![8]
    در گام آخر يعني زماني كه هيچ چاره­اي براي اصلاح همسايه نبود، قبل از اين كه كار به دشنام و زشتكاري­هايي همچون زشتي­هاي همسايه بد، برسد[9] و حتي قبل از اين كه دست به دعا و نفرين برداريد، از آن محله كوچ كنيد! زيرا خداوند دعايي را كه برايش چاره­اي وجود دارد و شخص مي­خواهد بدون بكار بستن چاره مشكل، خداوند مشكلش را با معجزه­اي! حل نمايد، مستجاب
    نمي­كند.[10]
    كوچ كردن از اينچنين همسايگاني و مجاور شدن با مردگان در قبرستان، بهتر از بودن با اينطور آدم­هاست.[11]
    البته نفرين نمودن همسايه­اي كه دشمن خداست و همه آزارش به همسايه بخاطر همين خوي ضد انساني اوست كار درست و بجايي است.[12] حتي براي استجابت نفرين، نماز و دعا خاصي هم توصيه شده است.[13]
    برخورد با همسايه­اي كه دشمن خداست تنها بايد محدود به لعن و نفرين او شود و خداي نكرده كار به برخورد و خونريزي نيانجامد.[14]


    [1] يَا بُنَيَّ لَوْ كَانَتِ الْبُيُوتُ عَلَى الْعَمَد مَا جَاوَرَ رَجُلٌ جَارَ سَوْءٍ أَبَداً (مستدرك: 429/8 به نقل از كتاب الاختصاص شيخ مفيد) حضرت لقمان به پسرش مي­فرمود: پسرم! اگر خانه­ها روي اساسي ساخته شود، هيچ كس، هيچ وقت مجاور همسايه بدي نخواهد شد.
    اين حديث در كتاب اختصاص اين گونه آمده است: «يَا بُنَيَّ لَوْ كَانَتِ الْبُيُوتُ عَلَى الْعَجَل ... اگر خانه بر اساس شتاب ساخته شود ...» توضيح اين كه: اگر كسي بداند دنيا محل رفتن است نه ماندن، خانه­اش را مانند چادر مسافري مي­داند كه چندي ديگر برچيده خواهد شد؛ در نتيجه، خوبي و بدي همسايه را چندان احساس نخواهد كرد.
    علامه مجلسي اين حديث را از اختصاص اين گونه نقل نموده است است: «يَا بُنَيَّ لَوْ كَانَتِ الْبُيُوتُ عَلَى الْعَمَل ... اگر خانه بر اساس عمل (به قوانين اسلام) بنا گذارده شود ...» (بحار: 427/13)
    * سَلْ عَنِ الرَّفِيقِ قَبْلَ الطَّرِيقِ وَ عَنِ الْجَارِ قَبْلَ الدَّار. (كافي: 22/8) امام علي
    (عليه­السلام): از همسفر سؤال كن قبل از (پرسش از) راه! و از همسايه بپرس قبل از خانه (گرفتن).
    * الْتَمِسُوا الْجَارَ قَبْلَ شِرَاءِ الدَّارِ وَ الرَّفِيقَ قَبْلَ الطَّرِيقِ (مستدرك: 430/8 به نقل از كتاب شهاب از قاضي قضاعي) همسايه را بجويي قبل از خريد خانه و رفيق را بپوييد قبل از (جستجوي) راه.
    * امام علي (عليه­السلام): شخصي نزد رسول خدا آمد و گفت: اي رسول خدا! من مي­خواهم خانه بخرم، دستور مي­دهي كجا بخرم؟ در منطقه جُهَيْنَه (كنار درياي سرخ) يا در مَزِينه (بين ساحل درياي سرخ و وادي القري) يا در ثقيف و يا در قريش (در مكه)؟ حضرت فرمود: «الْجِوَارَ ثُمَّ الدَّارَ. همسايه بعد خانه» (بجاي تحقيق درباره منطقه اي كه مي­خواهي خانه بخري از همسايه­ات تحقيق كن!) (جعفريات: 164)

    [2] جَنِّبُوا مَوتاكُمْ فِي مَدَافِنِهِمْ جارَ السُّوءِ فَإنَّ الْجَارَ الصَّالِحَ يَنْفَعُ فِي الآخِرَةِ كَمَا يَنْفَعُ فِي الدُّنْيَا (شرح نهج: 344/20) امام علي (عليه­السلام): دور نماييد مردگانتان را در قبرهايشان از همسايه بد! زيرا همسايه خوب، همانطور كه در دنيا نفع مي­بخشد در آخرت نيز نفع مي­بخشد.

    [3] مَنْ أَرَادَ أَنْ يَكُونَ فِي جِوَارِ نَبِيِّهِ وَ جِوَارِ عَلِيٍّ وَ فَاطِمَةَ فَلَا يَدَعْ زِيَارَةَ الْحُسَيْنِ.
    (وسائل‏: 425/14) امام صادق (عليه­السلام): هركس مي­خواهد در همسايگي پيامبرش باشد و همسايه علي و فاطمه باشد پس زيارت حسين را رها نكند!
    * إِذَا كَانَ يَوْمُ الْقِيَامَةِ يُنَادِي مُنَادٍ مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ يُسْمِعُ آخِرَهُمْ كَمَا يُسْمِعُ أَوَّلَهُمْ فَيَقُولُ أَيْنَ جِيرَانُ اللَّهِ جَلَّ جَلَالُهُ فِي دَارِهِ فَيَقُومُ عُنُقٌ مِنَ النَّاسِ فَتَسْتَقْبِلُهُمْ زُمْرَةٌ مِنَ الْمَلَائِكَةِ فَيَقُولُونَ مَا كَانَ عَمَلُكُمْ فِي دَارِ الدُّنْيَا فَصِرْتُمُ الْيَوْمَ جِيرَانَ اللَّهِ تَعَالَى فِي دَارِهِ فَيَقُولُونَ كُنَّا نَتَحَابُّ فِي اللَّهِ وَ نَتَوَازَرُ فِي اللَّهِ تَعَالَى قَالَ فَيُنَادِي مُنَادٍ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ تَعَالَى صَدَقَ عِبَادِي خَلُّوا سَبِيلَهُمْ فَيَنْطَلِقُونَ إِلَى جِوَارِ اللَّهِ فِي الْجَنَّةِ بِغَيْرِ حِسَابٍ ثُمَّ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع فَهَؤُلَاءِ جِيرَانُ اللَّهِ فِي دَارِهِ يَخَافُ النَّاسُ وَ لَا يَخَافُونَ وَ يُحَاسَبُ النَّاسُ وَ لَا يُحَاسَبُونَ. (وسائل: 170/16) پيامبر خدا (صلي­الله­عليه­وآله): چون روز قيامت شود خدا همه خلق را در يك پهنا زمين گرد آورد و يك جارچى از نزد خدا جار كشد كه دنباله مردم بمانند پيشروان آنان بشنوند و گويد كجايند اهل شكيبایى؟ فرمود: يك گروه از مردم برپا خيزند و يك دسته از فرشته‏ها آنها را پيشواز كنند و به آنها گويند، اين صبر و شكيبایى كه شما داشتيد چه بوده؟ گويند ما خود را شكيبا داشتيم بر انجام فرمان خدا، و شكيبا داشتيم بر پرهيز از نافرمانى خدا، فرمود: يك جارچى از درگاه خدا فرياد كند بندگانم راست گفتند راه آنها را باز كنيد تا بى‏حساب وارد بهشت شوند.
    * مَنْ قَرَأَ سُورَةَ يُوسُفَ فِي كُلِّ يَوْمٍ أَوْ فِي كُلِّ لَيْلَةٍ ... كَانَ جِيرَانُهُ مِنْ عِبَادِ اللَّهِ الصَّالِحِينَ (اعلام: 370) هر كس سروه يوسف را در هر روز يا در هر شب بخواند، همسايگانش (روز قيامت) از بندگان صالح خواهند بود.

    [4] ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً لِلَّذينَ آمَنُوا امْرَأَتَ فِرْعَوْنَ إِذْ قالَتْ رَبِّ ابْنِ لي‏ عِنْدَكَ بَيْتاً فِي الْجَنَّةِ وَ نَجِّني‏ مِنْ فِرْعَوْنَ وَ عَمَلِهِ وَ نَجِّني‏ مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمين‏ (تحريم: 11) خداوند براى مؤمنان، به همسر فرعون مثَل زده است، در آن هنگام كه گفت: «پروردگارا! خانه‏اى براى من نزد خودت در بهشت بساز، و مرا از فرعون و كار او نجات ده و مرا از گروه ستمگران رهايى بخش!»

    [5] قَالَ فِرْعَوْنُ يَهَمَنُ ابْنِ لىِ صَرْحًا لَّعَلىّ‏ِ أَبْلُغُ الْأَسْبَابَ، أَسْبَابَ السَّمَاوَاتِ فَأَطَّلِعَ إِلىَ إِلَاهِ مُوسى وَ إِنىّ‏ِ لَأَظُنُّهُ كَذِبًا‏. (غافر: 36 و 37) فرعون گفت: «اى هامان! براى من بناى مرتفعى بساز، شايد به وسايلى دست يابم، وسايل (صعود به) آسمان­ها تا از خداى موسى آگاه شوم هر چند گمان مى‏كنم او دروغگو باشد!»

    [6] أَفْضَلُ نِسَاءِ أَهْلِ الْجَنَّةِ خَدِيجَةُ بِنْتُ خُوَيْلِدٍ، وَ فَاطِمَةُ بِنْتُ مُحَمَّدٍ، وَ مَرْيَمُ بِنْتُ عِمْرَانَ، وَ آسِيَةُ بِنْتُ مُزَاحِمٍ امْرَأَةُ فِرْعَوْنَ. (خصال: 205/1) پيامبر خدا
    (صلي­الله­عليه­وآله): برترين زنان از ميان اهل بهشت خديجه دختر خويلد است و فاطمه دختر محمد و مريم دختر عمران و آسيه دختر مزاحم، زن فرعون.

    [7] فَالْيَوْمَ نُنَجِّيكَ بِبَدَنِكَ لِتَكُونَ لِمَنْ خَلْفَكَ ءَايَةً. (يونس: 92) امروز، بدنت را (از آب) نجات مى‏دهيم، تا عبرتى براى آيندگان باشى!

    [8] امام باقر (عليه­السلام): مردى خدمت رسول خدا آمد و از آزار همسايه شكايت كرد. رسول خدا گفت: «صابر و شكيبا باش!» نوبت دوم به‏ شكايت آمد و باز رسول خدا به او گفت: «بردبارى و صبورى پيشه كن!» نوبت سوم به شكايت آمد و رسول خدا به او گفت: «روز جمعه به هنگامى كه عموم مردم براى نماز جمعه خارج مى‏شوند، اثاث منزلت را بيرون بياور و كنار كوچه بريز تا هر كس براى نماز جمعه مى‏رود، آن را ببيند، و چون از تو سؤال كنند، به آنان بگو كه از شر همسايه خانه خود را تخليه كرده‏ام!» آن مرد به دستور رسول خدا عمل كرد، همسايه مردم آزارش آمد و گفت: «اثاثيه‏ات را به خانه‏ات بازگردان، با خدا عهد كردم كه ديگر ناسازگارى نكنم!»
    (كافي: 668/2)

    [9] فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ يُقيما حُدُودَ اللَّهِ فَلا جُناحَ عَلَيْهِما فيمَا افْتَدَتْ بِهِ تِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ فَلا تَعْتَدُوها وَ مَنْ يَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ. (بقره: 229) مگر اينكه دو همسر، بترسند كه حدود الهى را برپا ندارند. اگر بترسيد كه حدود الهى را رعايت نكنند، مانعى براى آنها نيست كه زن، فديه و عوضى بپردازد (و طلاق بگيرد). اين­ها حدود و مرزهاى الهى است از آن، تجاوز نكنيد! و هر كس از آن تجاوز كند، ستمگر است.
    توضيح: در آيه فوق توصيه شده است كه به صرف هراس از عدم رعايت حدود الهي، زن مجوز طلاق دارد حتي اگر مجبور شود مقداري پول به همسر خود بدهد و او را راضي به طلاق كند. فحاشي و شكستن حريم­ها و بخصوص زد و خورد، محرمات و حدود الهي است كه بايد مورد احترام و توجه باشد.

    [10] لَا يُسْتَجَابُ لِمَنْ يَدْعُو عَلَى جَارِهِ وَ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لَهُ السَّبِيلَ إِلَى أَنْ يَبِيعَ دَارَهُ وَ يَتَحَوَّلَ عَنْ جِوَارِهِ. (مشكاة: 214) امام صادق (عليه­السلام): به استجابت نمي­رسد دعاي كسي كه نفرين كند همسايه­اش را زيرا خداوند براي او راهي قرار داده است به اين كه خانه اش را بفروشد و از همسايگي او كوچ كند.

    [11] قِيلَ لِأَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ مَا شَأْنُكَ جَاوَرْتَ الْمَقْبَرَةَ فَقَالَ إِنِّي أَجِدُهُمْ جِيرَانَ صِدْقٍ يَكُفُّونَ السَّيِّئَةَ وَ يُذَكِّرُونَ الْآخِرَةَ. (مستدرك: 363/2 به نقل از دعوات رواندي) امام علي (عليه­السلام) در قسمت پايين قبرستان بقيه منزلي را تهيه نموده بود، از ايشان سؤال شد: «چرا همسايه قبرستان شدي؟» حضرت فرمود: «من آنها را همسايگان درستي يافتم كه از بدي پرهيز دارند و به ياد آخرت مي­اندازند!»

    [12] اسحاق بن عمار گويد: به حضرت صادق (عليه­السلام) از دست همسايه‏اى كه داشتم و آزارى كه از او بمن مي­رسيد شكايت كردم؟ بمن فرمود: «بر او نفرين كن!» پس من نفرين كردم ولى نتيجه‏اى نديدم، پس دوباره خدمتش رفتم و شكايت كردم؟ فرمود: «بر او نفرين كن!» عرض كردم: «فدايت گردم من نفرين كردم و نتيجه‏اى نديدم!» فرمود: «چگونه نفرين كردى؟» عرض كردم: «هر گاه با او برخوردم نفرينش كردم» فرمود: «چون بتو پشت كند و رو گرداند نفرينش كن!» پس من اين كار را كردم و زمانى نگذشت كه خدا مرا از شر او آسوده كرد. (كافي: 511/1)

    [13] يونس بن عمار گويد: به حضرت صادق (عليه­السلام) عرض كردم: من گرفتار همسايه‏اى- از قريش از آل محرز- شده‏ام كه نام مرا فاش كرده و مرا شهره مردم ساخته (كه همه مرا بشناسند) هر گاه ازكنارش رد مي­شوم مي­گويد: «اين رافضى است و مال­ها را بنزد جعفر بن محمد ميبرد؟» حضرت به من فرمود:
    در نماز شب به او نفرين كن آنگاه كه به سجده روى در سجده آخر از دو ركعت اول، پس خداى عز و جل را حمد كن و تمجيد نما و بگو: «اللَّهُمَّ إِنَّ فُلَانَ بْنَ فُلَانٍ قَدْ شَهَرَنِي وَ نَوَّهَ بِي وَ غَاظَنِي وَ عَرَضَنِي لِلْمَكَارِهِ اللَّهُمَّ اضْرِبْهُ بِسَهْمٍ عَاجِلٍ تَشْغَلْهُ بِهِ عَنِّي اللَّهُمَّ وَ قَرِّبْ أَجَلَهُ وَ اقْطَعْ أَثَرَهُ وَ عَجِّلْ ذَلِكَ يَا رَبِّ السَّاعَةَ السَّاعَةَ. بار خدايا فلان پسر فلان مرا شهره مردم كرده، و نام مرا فاش كرده و مرا بخشم آورده و در معرض خطرها قرار داده بار خدايا او را با تير شتابانى بزن كه او را از من باز دارى، بار خدايا مرگش را نزديك كن و اثرش را از ميان بردار، و پروردگارا در آن شتاب كن، الساعة، الساعة.»
    يونس مي­گويد: همين كه به كوفه آمديم شبانه وارد شديم، و از خانواده خود از حال آن مرد پرسيدم و گفتم: «فلانى چه كرد؟» گفتند: «مريض و بيمار است» و هنوز سخنم را به پايان نرسانده بودم كه صداى شيون از خانه‏اش بلند شد و گفتند: «مُرد!» (كافي: 512/2)
    كسي نزد امام حسن (عليه­السلام) از همسايه­اش كه او را آزار مي­داد شكايت نمود؛ حضرت فرمود: إِذَا صَلَّيْتَ الْمَغْرِبَ فَصَلِّ رَكْعَتَيْنِ فَقُلْ يَا شَدِيدَ الْمِحَالِ يَا عَزِيزاً ذَلَّلْتَ بِعِزَّتِكَ جَمِيعَ مَا خَلَقْتَ اكْفِنِي شَرَّ فُلَانٍ بِمَا شِئْتَ. زماني كه نماز مغرب را خواندي، دو ركعت نماز بخوان و (بعد از نماز بگو اي كسي داراي مكر شديدي هستي، اي عزيزي كه همه مخلوقاتت ذليل عزت تو هستند! شر فلاني را آنطور كه خودت (صلاح) مي­داني از من باز دار! (مستدرك‏: 260/5 به نقل از كتاب المجتبي از سيد بن طاوس)

    [14] ابوصباح کناني به امام صادق (عليه­السلام) مي­گويد: «همسايه­اي داريم که نسبت به اميرالمومنين (عليه السلام) بدگويي مي­کند، اجازه قتل او را مي­دهيد؟» حضرت فرمودند : «آيا تو اهل اين کار هستي ؟» گفتم: «به خدا قسم اگر اجازه دهيد در کمين او مي­نشينم؛ هنگامي که به دام افتاد، با شمشير او را مي­کشم .» حضرت فرموند:
    «اي ابو صباح ، اين کار «فتک» است و رسول خدا صلي الله عليه و آله از فتک نهي فرمودند. اي ابو صباح ، قطعاً اسلام قيد (عامل محدود کننده) و مانع فتک است. (قَدْ نَهَى رَسُولُ اللَّهِ عَنِ الْفَتْكِ يَا أَبَا الصَّبَّاحِ إِنَّ الْإِسْلَامَ قَيَّدَ الْفَتْكَ)»
    ابوصباح ادامه مي­دهد: به سوي كوفه رفته و در مسجد مشغول نماز صبح شدم. در اين حال گوينده­اي مي­گفت: جعد بن عبدالله مانند مرده­اي كه باد كرده بود، در رختخوابش پيدا شد. سپس گروهي رفتند و او را حمل كردند. در اين حال گوشتش از استخوانش جدا مي­شد. از اين رو، جسد او را بر روي پوستي حمل كردند. در اين شرايط ديدم كه زير جسد سياه بود. سپس او را دفن نمودم. (كافي: 375/7)

    گاه آنقدر گرفتاریم که فرصت نمیکنیم یادی از خدا کنیم غافل از آنکه چون یاد خدا نمی کنیم گرفتاریم
    وَمَنْ أَعْرَضَ عَن ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنكًا
    و هر کس که از ياد من اعراض کند،زندگيش تنگ شود
    طه آیه:124



  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۲
    نوشته
    48
    صلوات
    20
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    8 روز 18 ساعت 44 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    1
    گالری
    0



    حق همسايه

    اهميت حقوق همسايه

    همسايه مثل خود انسان است! نبايد به او زيانى برسد، و يا با او بدرفتارى شود.[1] اگر انسان دوست دارد، بدرستي حق همسايگي اش را، بشناسند و به آن پايبند باشند، بداند كه ديگران نيز از او اين توقع را دارند.[2]
    همسايه، بعد از خانواده و خويشان، در رتبه بعدي اهميت از نظر حقوق قرار دارد.[3] لذا همانطور كه انسان تلاش مادي مي­كند تا بتواند خانواده و خويشانش را در رفاه نگه دارد همچنين بايد رفاه همسايگانش، در فعاليت­هاي اقتصادي­اش مد نظرش باشد.[4] در بعضي متون حديثي رتبه همسايه را تا حد خويشان بالا آمده آنقدر كه پيامبر اسلام وديگر اصحاب گمان مي­كردند بزودي حكم ارث بردن آنها نيز خواهد آمد[5] و در بعضي ديگر از احاديث از رتبه خويشان نيز باز بالاتر آمده و به نزديكترين كسان نزد انسان يعني مادر[6] رسيده است. بگونه­اي كه توصيه شده است: مؤمن بايد همسايه­اش را مادر خود و خودش را فرزند او بداند.[7] خصوصا اگر همسايه انسان مسلمان باشد و بويژه اگر خويشاوند هم باشد كه جمعا داراي سه حق همسایگي، مسلماني و خويشاوندي خواهد بود.[8]
    تنها معدود افرادي به حقوق همسايگي مي­توانند بخوبي پايبند باشند[9] ولي بالاخره بايد انسان همه تلاشش را مبذول دارد تا بتواند از محكمه الهي، زماني كه خداوند از او درباره حقوق همسايه مي­پرسد سر بلند بيرون بيايد.[10] و مقامي عظيم نزد او بيابد.[11]
    عزيزان! ما خود را مسلمان مي­دانيم و بالاتر اين كه شيعه مي­دانيم و خودمان را منسوب به ائمه بزرگوار مي­كنيم، بايد بدانيم بدون برخورد نيكو با همسايه، امكان ندارد در اين ادعاهاي خود صادق باشيم.[12] اگر در كنار رعايت ديگر امور، به نيكي به همسايه نيز درست بيانديشيم، يقينا مبلغي كامل براي مكتب اهل البيت (عليهم­السلام) شده­ايم. مبلغي كه نه با گفتارش كه با عملش، موجب جلوه نمودن مكتب جعفري در انديشه و احساس ديگران شده است.[13]
    عزيزان! اگر عقل در ما آنقدر رشد نموده است كه به نفس فرمان براند و او را از زشتي­ها دور نموده و بر خوبي­ها ترغيب نمايد، بايد روابط سرد موجود بين خود و همسايگانمان را تبديل به گرمي و صميميت كنيم.[14]
    اصولا نفس انساني مايل به بدي­ها است و خوبي­ها را پس مي­زند و لذا بايد صفات ارزشي را بر او تحميل نمود[15] ولي با اين وجود خداوند بعضي از صفات نيكو را در انسان­ها نهادينه نموده است[16] و از آنها خواسته است كه هم، اين صفات را رشد دهند و هم، ديگر صفات نيكويي را كه ندارند كسب كنند. درست مثل پدري كه به فرزندش سرمايه­اي مي­دهد و از او مي­خواهد هم با اين سرمايه زندگي­اش را بچرخاندن و هم سرمايه­اش را رشد دهد. حال اگر شما داراي شخصيتي خدادادي هستيد كه براساس آن با همسايگانتان به گرمي برخورد مي­كنيد، زهي سعادت! تلاش كنيد تا به اين خصوصيتِ ارزشمند، وسعت، عمق و خلوص بدهيد و اما اگر داراي اين خصوصيت نيستيد، سعي كنيد تا آن را بيابيد.
    در اين نوشتار روي سخن بيشتر به آنهايي است كه بايد خصوصيت «همسايه داري» را كسب كنند و در اين راه چاره­اي جز رياضت و انجام كارهايي برخلاف طبعشان را دارند.[17] البته صفات كسب شده­ي انساني، ارزشي بالاتر از صفاتي دارند كه خداوند بطور ژنتيكي در انسان­ها به وديعه گذاشته است.
    مؤمنين! به آنچه دين از حقوق همسايگان مي­گويد غفلت نكنيد و بدانيد هرچه دين اسلام در نظرتان بزرگ جلوه كند، احترام شما به حقوق ديگران نيز از بيشتر خواهد شد.[18] خوب همسايه داري نمودن، از نشانه­هاي مسلماني[19] و دينداري است.[20] زيرا «بهترين كسان نزد خداوند، بهترين آنها با همسايگانش هستند.»[21]
    سخن آخر اين كه با توبه از تضييق حقوق همسايگان، بركت[22] و نشاط[23] را به زندگي خود برگردانيم و خانه­هايي آباد[24] و عمرهايي دراز[25] پيدا كنيم تا سعادت دنيا و آخرت را از آن خود سازيم.


    [1] إِنَّ الْجَارَ كَالنَّفْسِ غَيْرُ مُضَارٍّ وَ لَا آثِمٍ. (كافي: 292/5) امام صادق (عليه­السلام): همسايه مانند خود انسان است كه نه زيان به او رسد و نه گناهكار شود.

    [2] أَحِبُّوا لِلنَّاسِ مَا تُحِبُّونَ لِأَنْفُسِكُمْ أَ مَا يَسْتَحْيِي الرَّجُلُ مِنْكُمْ أَنْ يَعْرِفَ جَارُهُ حَقَّهُ وَ لَا يَعْرِفَ حَقَّ جَارِهِ. (كافي: 635/2) امام صادق (عليه­السلام): براى مردم چيزى را دوست داريد كه براى خودتان دوست داريد، آيا شرم نكند يكى از شما كه همسايه‏اش حق او را بشناسد ولى او حق همسايه‏اش را نشناسد.

    [3] خَمْسُ تَمَرَاتٍ أَوْ خَمْسُ قُرَصٍ أَوْ دَنَانِيرُ أَوْ دَرَاهِمُ يَمْلِكُهَا الْإِنْسَانُ وَ هُوَ يُرِيدُ أَنْ يُمْضِيَهَا فَأَفْضَلُهَا مَا أَنْفَقَهُ الْإِنْسَانُ عَلَى وَالِدَيْهِ ثُمَّ الثَّانِيَةُ عَلَى نَفْسِهِ وَ عِيَالِهِ ثُمَّ الثَّالِثَةُ عَلَى قَرَابَتِهِ الْفُقَرَاءِ ثُمَّ الرَّابِعَةُ عَلَى جِيرَانِهِ الْفُقَرَاءِ ثُمَّ الْخَامِسَةُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ هُوَ أَخَسُّهَا أَجْراً. (تحف: 350) پيامبر خدا (صلي­الله­عليه­وآله): اگر انسان چند دانه خرما يا پنج قرص نان، يا دينار، يا درهم بدست آورد و خواست انفاق كند از همه بهتر آن است كه به پدر و مادرش دهد، بعد آنچه مصرف خود و عائله‏اش كند، سپس آنچه به خويشان و برادران مؤمن دهد، و رتبه چهارم همسايگان فقيرند و پنجم كه از همه كم‏اجرتر است «در راه خدا» (مثل كارهاى عام المنفعه).

    [4] مَنْ طَلَبَ [الرِّزْقَ فِي‏] الدُّنْيَا اسْتِعْفَافاً عَنِ النَّاسِ وَ تَوْسِيعاً عَلَى أَهْلِهِ وَ تَعَطُّفاً عَلَى جَارِهِ لَقِيَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَ وَجْهُهُ مِثْلُ الْقَمَرِ لَيْلَةَ الْبَدْرِ. (كاقي: 78/5) امام باقر (عليه­السلام): هر كس كه براى بى‏نيازى از مردم، و در رفاه قرار دادن خانواده خود، و نيكى كردن به همسايه، به كسب روزى (و امكانات زندگى) بپردازد، روز قيامت در حالى خداى بزرگ را ملاقات مى‏كند كه صورتى همچون ماه شب چهاردهم دارد.

    [5] اللَّهَ اللَّهَ فِي جِيرَانِكُمْ فَإِنَّ النَّبِيَّ أَوْصَى بِهِمْ وَ مَا زَالَ رَسُولُ اللَّهِ يُوصِي بِهِمْ حَتَّى ظَنَنَّا أَنَّهُ سَيُوَرِّثُهُمْ. (نهج، نامه: 47) امام علي (عليه­السلام): درباره همسايگانتان از خدا بترسيد! از خدا بترسيد! زيرا پيامبر به آنها سفارش نموه است. پيامبر خدا پيوسته به آنها سفارش مي­نمود تا جايي كه ما گمان نموديم كه آنها بزودي ارث هم خواهند برد!

    [6] بِرَّ أُمَّكَ ثُمَّ أباكَ ثُمَّ الأقْرَبَ فَالأقْرَبَ. (ورام: 119/2) پيامبر خدا (صلي­الله­عليه­وآله): به مادرت نيكي كن سپس به پدرت نيكي كن، آنگاه به هركس كه نزديكتر و نزديكتر است!

    [7] حُرْمَةُ الْجَارِ عَلَى الْجَارِ كَحُرْمَةِ الْأُمَّهَاتِ عَلَى الْأَوْلَادِ. (مستدرك: 419/8 به نقل از كتاب الاخلاق ابوالقاسم كوفي) پيامبر خدا (صلي­الله­عليه­وآله): احترام و حرمت همسايه بر همسايه مانند حرمت مادران بر فرزندان است.

    [8] الْجِيرَانُ ثَلَاثَةٌ فَمِنْهُمْ مَنْ لَهُ ثَلَاثَةُ حُقُوقٍ حَقُّ الْإِسْلَامِ وَ حَقُّ الْجِوَارِ وَ حَقُّ الْقَرَابَةِ وَ مِنْهُمْ مَنْ لَهُ حَقَّانِ حَقُّ الْإِسْلَامِ وَ حَقُّ الْجِوَارِ وَ مِنْهُمْ مَنْ لَهُ حَقٌّ وَاحِدٌ الْكَافِرُ لَهُ حَقُّ الْجِوَارِ. (روضة: 389/2) پيامبر خدا (صلي­الله­عليه­وآله): همسايگان سه نوعند: برخى از آنان سه حق دارند، حق اسلام و حق همسايگى و حق نزديك بودن. برخى از آنان دو حق دارند، حق اسلام و حق همسايگى. (در مورد همسايگان دورتر) و برخى يك حق دارند و آن همسايه كافر است كه فقط حق همسايگى براى او محفوظ است.

    [9] لَمْ يُؤَدِّ حَقَّ الْجَارِ إِلَّا قَلِيلٌ مِمَّنْ رَحِمَهُ اللَّهُ. (مستدرك: 427/8 به نقل از كتاب الاخلاق ابوالقاسم كوفي) پيامبر خدا (صلي­الله­عليه­وآله): ادا نمي­كند حق همسايه را مگر كمي از كساني كه خداوند آنان را مورد رحمت قرار داده است!

    [10] أَحْسِنْ مُجَاوَرَةَ مَنْ جَاوَرَكَ فَإِنَّ اللَّهَ تَعَالَى يَسْأَلُكَ عَنِ الْجَارِ. (فقه: 399) امام رضا (عليه­السلام): با آنكه همسايه هستي، نيكو همسايگي كن! زيرا خداوند تعالي از تو درباره همسايه سؤال خواهد كرد.

    [11] أَعْرَفُ النَّاسِ بِحُقُوقِ إِخْوانِهِ وَ أَشَدُّهُمْ قَضاءً لَها أَعْظَمُهُمْ عِنْدَ اللَّهِ شَأْناً. (تفسير: 325) امام عسكري (عليه­السلام): آشناترين مردم به حقوق إخوان، و سختگير‏ترين آنها نسبت به ادای اين حقوق، بزرگترين جايگاه را نزد خداوند دارند.

    [12] اعْلَمُوا أَنَّهُ لَيْسَ مِنَّا مَنْ لَمْ يُحْسِنْ مُجَاوَرَةَ مَنْ جَاوَرَهُ. (وسائل‏: 129/12) امام صادق (عليه­السلام): بدانيد كه از ما نيست كسي كه با همسايه­اش به نيكويي برخورد نكند!

    [13] عَلَيْكَ بِتَقْوَى اللَّهِ وَ الْوَرَعِ وَ الِاجْتِهَادِ وَ صِدْقِ الْحَدِيثِ وَ أَدَاءِ الْأَمَانَةِ وَ حُسْنِ الْخُلُقِ وَ حُسْنِ الْجِوَارِ وَ كُونُوا دُعَاةً إِلَى أَنْفُسِكُمْ بِغَيْرِ أَلْسِنَتِكُمْ وَ كُونُوا زَيْناً وَ لَا تَكُونُوا شَيْنا. (كافي: 77/1) امام صادق (عليه­السلام) به يكي از اصحابشان به نام ابو اسامه فرمودند: بر تو باد به ورع و پرهيزگارى و كوشش و راستگویى و حفظ امانت و خوش خلقى و خوش همسايه‏دارى و مردم را با عمل خود نه با زبان تنها بخود جلب نموده و دعوت كنيد و شما زينت بخش اجتماع و شيعيان و ما باشيد و موجب ننگ و عار نباشيد.
    * اتَّقُوا اللَّهَ وَ أَحْسِنُوا صُحْبَةَ مَنْ تُصَاحِبُونَهُ وَ جِوَارَ مَنْ تُجَاوِرُونَهُ ... وَ اعْمَلُوا بِمَا نَأْمُرُكُمْ بِهِ تَكُونُوا لَنَا شِيعَةً. (دعائم: 61/1) امام صادق (عليه­السلام) به بعضي از شيعيانشان
    مي­فرمودند: تقواي الهي را داشته باشد و همدم نيكويي براي آناني كه با آنها مصاحبت مي­كنيد باشيد و همچنين همسايه خوبي براي همسايگانتان باشيد و به آنچه ما به آن امر مي­كنيم، عمل كنيد تا از شيعيان ما باشيد.

    [14] إِنَّ خِيَارَكُمْ أُولُو النُّهَى. قِيلَ: «يَا رَسُولَ اللَّهِ وَ مَنْ أُولُو النُّهَى» قَالَ: هُمْ أُولُو الْأَخْلَاقِ الْحَسَنَةِ وَ الْأَحْلَامِ الرَّزِينَةِ وَ صَلَةُ الْأَرْحَامِ وَ الْبَرَرَةُ بِالْأُمَّهَاتِ وَ الْآبَاءِ وَ الْمُتَعَاهِدِينَ لِلْفُقَرَاءِ وَ الْجِيرَانِ وَ الْيَتَامَى. (كافي: 240/2) بهترين شما خردمندانند، عرض شد: يا رسول اللَّه؛ خردمندان كيانند؟ فرمود: دارندگان اخلاق نيكو و بردبارى متين و صله ارحام و نيكوكاران نسبت به مادران و پدران و احوالپرسان از فقرا و همسايگان و يتيمان، و آنها كه طعام خورانند.

    [15] أَكْرِهْ نَفْسَكَ عَلَى الْفَضَائِلِ فَإِنَّ الرَّذَائِلَ أَنْتَ مَطْبُوعٌ عَلَيْهَا. (غرر: 317) امام علي
    (عليه­السلام): نفست را واردار بر فضيلت­ها كن! زيرا رذيلت­ها در تو سرشته شده است!
    * النَّفْسُ مَجْبُولَةٌ عَلَى سُوءِ الْأَدَبِ وَ الْعَبْدُ مَأْمُورٌ بِمُلَازَمَةِ حُسْنِ الْأَدَبِ وَ النَّفْسُ تَجْرِي بِطَبْعِهَا فِي مَيْدَانِ الْمُخَالَفَةِ وَ الْعَبْدُ يَجْهَدُ بِرَدِّهَا عَنْ سُوءِ الْمُطَالَبَةِ فَمَتَى أَطْلَقَ عِنَانَهَا فَهُوَ شَرِيكٌ فِي فَسَادِهَا وَ مَنْ أَعَانَ نَفْسَهُ فِي هَوَى نَفْسِهِ فَقَدْ أَشْرَكَ نَفْسَهُ فِي قَتْلِ نَفْسِهِ (مشكاة: 247) امام علي (عليه­السلام): تمايل نفس امّاره به رفتار ناپسند است، ولى‏ انسان موظف به حسن رفتار است. نفس آدمى به طبع خود در راه بدى و مخالفت قدم برمي­دارد و انسان شايسته كسى است كه مجاهده كند و خواهش­هاى نادرست نفس خويش را مردود و مطرود سازد. زمانى كه آدمى عنان نفس سركش را از دست بدهد و آن را در ارضای تمنّياتش آزاد گذارد او خود شريك تباهى و فساد خويشتن است، و اگر نفس خود را در تمنّيات نادرستش يارى و كمك نمايد خودش شريك نفس خود در كشتن خويشتن شده است.

    [16] الْمَكَارِمُ عَشْرٌ فَإِنِ اسْتَطَعْتَ أَنْ تَكُونَ فِيكَ فَلْتَكُنْ فَإِنَّهَا تَكُونُ فِي الرَّجُلِ وَ لَا تَكُونُ فِي وَلَدِهِ وَ تَكُونُ فِي الْوَلَدِ وَ لَا تَكُونُ فِي أَبِيهِ وَ تَكُونُ فِي الْعَبْدِ وَ لَا تَكُونُ فِي الْحُرِّ قِيلَ وَ مَا هُنَّ قَالَ صِدْقُ الْبَأْسِ وَ صِدْقُ اللِّسَانِ وَ أَدَاءُ الْأَمَانَةِ وَ صِلَةُ الرَّحِمِ وَ إِقْرَاءُ الضَّيْفِ وَ إِطْعَامُ السَّائِلِ وَ الْمُكَافَأَةُ عَلَى الصَّنَائِعِ وَ التَّذَمُّمُ لِلْجَارِ وَ التَّذَمُّمُ لِلصَّاحِبِ وَ رَأْسُهُنَّ الْحَيَاء. (كافي: 56/2) امام صادق (عليه­السلام): مكارم ده چيز است، اگر مي­توانى آنها را داشته باش، زيرا گاهى شخصى آنها را دارد و فرزندش ندارد و گاهى در فرزند هست و در پدرش نيست، و گاهى در برده هست و در آزاد نيست، عرض شد: آنها چه هستند؟ فرمود: نوميدى حقيقى (از آنچه‏ دست مردم است) و راستى زبان و ادای امانت و صله رحم و پذيرائى از مهمان و غذا دادن بسائل (كسى كه از او غذا طلبد) و جبران نيكى‏هاى و مراعات حق همسايه و مراعات حق رفيق و سرِّ همه مكارم (افضل و عاليتر از همه) حيا و شرم است (زيرا كسى كه در برابر خالق و مخلوق شرم داشته باشد، همه اين مكارم را انجام مي­دهد و همان خصلت حيا بر تمام اين مكارم داعى و باعث مى‏شود.)

    [17] إِنْ لَمْ تَكُنْ حَلِيماً فَتَحَلَّمْ فَإِنَّهُ قَلَّ مَنْ تَشَبَّهَ بِقَوْمٍ إِلَّا وَ أَوْشَكَ أَنْ يَكُونَ مِنْهُمْ (نهج؛ حكمت: 207) امام علي (عليه­السلام): اگر بردبار نيستى خود را به بردبارى وادار. چه كم است كسى كه خود را همانند مردمى كند و از جمله آنان نشود.

    [18] مَنْ عَظَّمَ دينَ اللَّهِ عَظَّمَ حَقَّ إِخْوانِه وَ مَنِ اسْتَخَفَّ بِدينِهِ اسْتَخَفَّ بِإِخْوانِهِ. (مشكاة: 186) هر كس دين خداوند را بزرگ بشمارد، حق برادران ايمانيش را عظيم مي‏شمارد و هر كس دينش را سبك بشمارد، حقوق برادران دينيش را سبك مي‏شمارد.

    [19] أَحْسِنْ جِوَارَ مَنْ جَاوَرَكَ تَكُنْ مُسْلِماً. (قلوب: 18/1) پيامبر خدا (صلي­الله­عليه­وآله): به همسايه­ات نيكي كن كه تا مسلمان باشي!

    [20] إِنَّ لِأَهْلِ الدِّينِ عَلَامَاتٍ يُعْرَفُونَ بِهَا صِدْقَ الْحَدِيثِ وَ أَدَاءَ الْأَمَانَةِ وَ وَفَاءَ الْعَهْدِ وَ صِلَةَ الْأَرْحَامِ وَ رَحْمَةَ الضُّعَفَاءِ وَ قِلَّةَ الْمُوَاقَعَةِ لِلنِّسَاءِ أَوْ قَالَ وَ قِلَّةَ الْمُوَاتَاةِ لِلنِّسَاءِ وَ بَذْلَ الْمَعْرُوفِ وَ حُسْنَ الْجِوَارِ. (وسائل: 190/15) امام علي (عليه­السلام): اهل دين نشانه‏هایى دارند كه بدان شناخته مي­شوند، راست گفتارى، امانت دارى، وفای به عهد، صله رحِم، رحم بر ناتوان، كم آميختن با زنان، بذل معروف، خوش‏خلقى، خوش برخوردى، پيروى.

    [21] خَيْرُ الْجِيرَانِ عِنْدَ اللَّهِ خَيْرُهُمْ لِجَارِهِ. (مستدرك: 419/18 به نقل كتاب الاخلاق ابوالقاسم كوفي) پيامبر خدا (صلي­الله­عليه­وآله): بهترين همسايه نزد خداوند بهترين آنها با همسايگان مي­باشد.

    [22] حُسْنُ الْجِوَارِ يَزِيدُ فِي الرِّزْق‏. (كافي: 666/2) پيامبر خدا (صلي­الله­عليه­وآله): خوب همسايه داري نمودن، رزق را زياد مي­كند.

    [23] السُّرُورُ مُوَافَقَةُ الْإِخْوَانِ وَ حِفْظُ الْجِيرَانِ. (تحف: 226) امام عسكري (عليه­السلام): شادماني به همراهي نمودن با برادران و حفظ نمود (حرمت) همسايگان است.

    [24] حُسْنُ الْجِوَارِ يَعْمُرُ الدِّيَارَ وَ يَزِيدُ فِي الْأَعْمَار. (كافي: 667/2) پيامبر خدا
    (صلي­الله­عليه­وآله): خوب همسايه داري نمودن، منطقه­اي را آباد نموده و عمرها را افزايش مي­دهد.

    [25] مَنْ أَحَبَّ أَنْ يَكُونَ أَطْوَلَ النَّاسِ عُمُراً فَلْيَبَرَّ وَالِدَيْهِ وَ لْيَصِلْ رَحِمَهُ وَ لْيُحْسِنْ إِلَى جَارِهِ. (مستدرك: 175/15 به نقل از كتاب لب الالباب قطب راوندي) هر كس دوست دارد از ديگر مردم بيشتر عمر كند، بايد به والدينش نيكي كند و ارتباطش را با خويشانش حفظ كند و به همسايه­اش احسان نمايد.
    * احْتَضَرَ رَجُلٌ بَارٌّ فِي جِوَارِهِ رَجُلٌ عَاقٌّ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لِمَلَكِ الْمَوْتِ يَا مَلَكَ الْمَوْتِ كَمْ بَقِيَ مِنْ أَجَلِ الْعَاقِّ قَالَ ثَلَاثُونَ سَنَةً قَالَ حَوِّلْهَا إِلَى هَذَا الْبَارِّ. (مهج: 191) پيامبر خدا (صلي­الله­عليه­وآله): مرد نيكوكارى به حالت احتضار و مرگ رسيده بود و در همسايگى او مرد فاسقى بود. خداوند به ملك الموت فرمود: «اى ملك الموت از عمر آن شخص فاسق چه باقى مانده است؟» عزرائيل گفت: «سى سال» خداوند فرمود: «اين سى سال را براى آن شخص نيكوكار بگردان!»


    گاه آنقدر گرفتاریم که فرصت نمیکنیم یادی از خدا کنیم غافل از آنکه چون یاد خدا نمی کنیم گرفتاریم
    وَمَنْ أَعْرَضَ عَن ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنكًا
    و هر کس که از ياد من اعراض کند،زندگيش تنگ شود
    طه آیه:124



  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۲
    نوشته
    48
    صلوات
    20
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    8 روز 18 ساعت 44 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    1
    گالری
    0



    مصاديق حقوق همسايه

    آنچه احاديث به اين حقوق صراحت داشته­اند عبارت است:
    حق اول: تكريم[1]

    تكريم همسايه از اهميتي بيش از تكريم ديگران برخوردار است.[2] زيرا كه همسايه كانون اصلي جامعه را تشكيل مي­دهد. اگر اين روابط در اين كانون بدرستي شكل گرفته باشد ديگر روابط انساني نيز سامان مي­پذيرد.
    تكريم همسايه و برخورد كريمانه با او، نقطه مركزي حقوق همسايه است. به صورتي كه همه آنچه بايد درباره همسايه انجام داد، از اين تكريم سرچشمه گرفته و به آن باز مي­گردد. مهم ترين خصوصيت كريم اين است كه هيچ گاه كار نيكي را در پاسخ به كار نيك ديگران انجام نمي­دهد.[3] كارهاي خوب، هميشه از طرف او شروع مي­شود، و همچنان ادامه مي­يابد حتي از طرف مقابل، بدرستي استقبال نشود. هيچ وقت نمي­گويد:
    چون جواب سلامم را نداد، سلام نمي­كنم؛
    چون من را براي ميهماني­اش دعوت نكرد، به ميهماني­ام دعوتش نمي­كنم؛
    چون در فلان قضيه من را نبخشيد، من هم او را در اين قضيه نمي­بخشم؛
    چون مجالس پرسر و صدايي هميشه دارد، الان هم كه من مجلس دارم، هيچ ملاحظه سر و صداي آن را نمي­كنم؛
    چون غالبا زباله­هايش را درب خانه ما مي­گذارد، من هم همين كار را
    مي­كنم؛
    چون بدون خبر دادن به پشت بام خانه­اش مي­آيد؛ من هم بدون «ياالله» به پشت خانه­ام مي­آيم؛
    چون توب بچه­ام كه بخانه­اش افتاده بود، پس نداد و يا آن را پاره نمود و پس داد، اينبار هم كه توپ بچه­اش بخانه­ام افتاده است سرش تلافي مي­كنم؛
    چون بعضي وقت­ها كه ميهمان دارند، ماشين ميهمان­هايش جلوي درب پاركينگ من پارك شده بود و وقتي تذكر دادم، ثمري نداد، الان هم كه به من تذكر مي­دهند، توجهي نمي­كنم؛
    چون بچه­ام را بخانه­یشان راه نمي­دهند، و مي­گويند خيلي شلوغ مي­كنند، من هم بچه­یشان را بخانه­ام راه نمي­دهم بالاخره او هم ممكن است شلوغ كند!
    چون قبول نكردند كه سري به گلدان­هاي منزل ما بزنند، به بهانه­اي اين كه شايد ما هم رفتيم مسافرت، امسال كه آنها قصد مسافرت دارند، از قبول مسئوليت گلدان­هايشان طفره مي­روم!
    چون اين چنين كردند من هم آن چنان كنم و ...
    چون آنچنان نكردند من هم اين چنين نكنم!
    كريم، جواب بدي را با خوبي مي­دهد.[4] براي نيكي كردن به ديگران كاري به آنچه از طرف مقابل مي­داند ندارد![5] آنهم براي رضاي خداوند نه براي اين كه طرف مقابلش را سر انصاف بياورد، شايد او هيچ وقت نخواهد سر انصاف بيايد، چرا من هميشه كريم نباشم. مگر خداوند هميشه كريم نيست؟! اينقدر كه با ما با كرمش برخورد نموده است، آيا ما سر انصاف آمده­ايم!![6]


    [1] مراجعه شود به قسمت پاياني كتاب حديث سه: فراز 2

    [2] مَنْ كَانَ يُؤَمِنُ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ فَلْيُكْرِمْ جَارَهُ فَوْقَ مَا يُكْرِمُ بِهِ غَيْرَه‏. (مستدرك: 426/8 به نقل از كتاب الاخلاق ابوالقاسم كوفي)‏ پيامبر خدا (صلي­الله­عليه­وآله): هر كس ايمان به خداوند و روز آخرت دارد بايد همسايه­اش را بيشتر از ديگران تكريم نمايد.

    [3] الكَريمُ مَنْ بَدَأَ بِإِحْسانِهِ. (غرر: 384) امام علی (علیه­السلام): كريم كسي است كه شروع به احسان نمايد.

    [4] يا بُنَيَّ كَذِبَ مَنْ قال إنَّ الشرَّ يُطْفِئُ الشرَّ فإنْ كان صادقاً فَلْيُوقِدْ نارَينِ ثُمَّ لْيَنْظُرْ هل يُطْفِئُ إحداهما الأخرى و إنما يُطْفِئُ الخيرُ الشرَّ كما يُطْفِئُ الماءُ النارَ (ورّام: 38 /1) حضرت لقمان (علیه­السلام): فرزندم! دروغ مي‏گويد كسي كه فكر مي‏كند بدي را مي‏توان با بدي خاموش كرد، اگر راست مي‏گويد دو آتش روشن كند و بعد منتظر بماند ببيند آيا يكي از آن‏‏‏ها ديگري را خاموش مي‏كند! خوبي است كه بدي را خاموش مي‏كند آنگونه كه آب آتش را خاموش مي‏كند.

    [5] أشرَفُ اخلاقِ الكريمِ كَثْرَةُ تَغافُلِه عمّا يَعْلَمُ (غرر: 452) امام علی (علیه­السلام): شاخص‏ترين خصوصيت اخلاقي كريم اين است كه خود را نسبت به آنچه مي‏داند زياد به بي خبري مي‏زند.

    [6] يَأَيهَُّا الْانسَانُ مَا غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَرِيمِ، الَّذِى خَلَقَكَ فَسَوَّئكَ فَعَدَلَكَ، فىِ أَىّ‏ِ صُورَةٍ مَّا شَاءَ رَكَّبَكَ. (انفطار: 8 – 6) اى انسان! چه چيز تو را در برابر پروردگار كريمت مغرور ساخته است؟! همان خدايى كه تو را آفريد و سامان داد و منظّم ساخت، و در هر صورتى كه خواست تو را تركيب نمود.

    گاه آنقدر گرفتاریم که فرصت نمیکنیم یادی از خدا کنیم غافل از آنکه چون یاد خدا نمی کنیم گرفتاریم
    وَمَنْ أَعْرَضَ عَن ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنكًا
    و هر کس که از ياد من اعراض کند،زندگيش تنگ شود
    طه آیه:124



صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود