صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: دفترچه تبسم محمد و آل محمد

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    نوشته
    1,284
    صلوات
    17904000
    تعداد دلنوشته
    263
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    9 روز 2 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    0

    خجالت دفترچه تبسم محمد و آل محمد




    بسم الله الرحمن الرحیم
    باسلام و صلوات
    هر فرد عاقلی در زندگی خود به دنبال هدفی بوده و برای رسیدن به هدف سعی و تلاش میکند.بنده در زندگی خود مشکلاتی داشته ام و خداوند مشکلاتم را بوسیله محبت و دوستی با محمد و آل محمد برطرف نموده است و بنده با توجه به امکانات محدود خود برای شناخت حبیب خداوند و آلش همت کردم و پس از مطالعه زندگی پیامبرم (پیامبر خاتم ص) و مطالعه ماجرای رفتن ایشان به معراج و مشاهده بهشت و دوزخ و نخندیدن قریب به بیست سال پایانی عمر شریفشان بر نگرانی امت خود، تصمیم به نشر این مطالب جهت شادی او و آلش گرفتم که در زمان رجعت امامان گذشته هم این نوشته ها سبب شادی غم دیدگان و دوستانشان باشد.ان شاالله مطالب این قسمت تنها برای بیان واجبات و مستحبات و ... میباشد که برخی عدم آگاهی ها سبب خنده و شادی جمعی میشده است و قصد تخریب یا کوچک کردن فردی را نداشته و ندارم.
    در روایتی دیدم که امام محمدباقر ع در وقت تناول طعام صدای طعام را میشنیدند و گمانم حضرت پس از شنیدن مطلبی از گوشت گوسفند یا شتر خندیدند و فرمودند "خدایا بر ما خشم مگیر".از این فرموده استنباط کردم که هرگز حضرت تنها غذا نمیخورد (مانند عادت پدر حضرت محمد ص حضرت ابراهیم ع) و در وقت خندیدن هم از خداوند درخواست کرد که اگر مسلمانی در هر جای کره خاکی بدلیلی محزون باشد خنده او را دلیل بر بی توجهی به آن مسلمان قلمداد نکرده و سبب خشم خداوند نگردد.امیدوارم که خداوند این عمل را ذخیره قبر و آخرتم جهت شادی محمد و آل محمد قرار دهد و بنده هم سهمی در شاد کردن امتش داشته باشم.
    ویرایش توسط ولایت پذیر : ۱۳۹۳/۰۶/۲۸ در ساعت ۱۵:۰۳


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    نوشته
    1,284
    صلوات
    17904000
    تعداد دلنوشته
    263
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    9 روز 2 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    0



    آشیخ در آغل گوسفندان خود مشغول علوفه دادن به گوسفندان بود.ناگاه بزغاله ای شروع کرد به مع مع کردن!
    آشیخ پیش خودش فکر کرد که کاش زبان حیوانات را میدانست که چه میگویند و با توجه به اینکه مستجاب الدعوه بود دعایش مستجاب شد.
    در پاسخ مادر بزغاله شنید که گفت: مع جون!


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    نوشته
    1,284
    صلوات
    17904000
    تعداد دلنوشته
    263
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    9 روز 2 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    0



    آشیخ در ابتدای دوران طلبگی خود سعی داشت که هم قرآن را بخواند و در مورد معنای آن تفکر کرده و عملی صحیح و صواب را از رهنمودهای ائمه انجام دهد.
    وقتی داستان قارون و مساله امتحان او در مورد پرداخت زکات را خواند و فهمید که قارون سبب خشم خداوند و نازل شدن عذاب شد برای خشنودی خداوند گوسفندی ذبح نمود.

  5. تشکرها 3


  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    نوشته
    1,284
    صلوات
    17904000
    تعداد دلنوشته
    263
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    9 روز 2 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    0



    در درس آشیخ سئوالی مطرح شد که کدام سوره قرآن هست که در آن حرف فاء ندارد؟
    دانشجویان در پی جواب به کتاب خود مراجعه کردند و سوره ای جز فاتحه الکتاب پیدا نکردند.
    یکی از دانشجویان از آن پس هر وقت نام شهر کوفه را میشنید سوره فاتحه را قرائت میکرد.


  7. تشکرها 2


  8. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    نوشته
    1,284
    صلوات
    17904000
    تعداد دلنوشته
    263
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    9 روز 2 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    0



    آشیخ داشت درس قرآن را به دانشجویان خود تعلیم میداد.در وقتی که برای استراحت بود از دانشجویان خواست که کوچولوی بیمه قرآن کیست!؟دانشجویان لختی تفکر کردند و راهنمایی دیگر بخواستند.آشیخ بفرمود: این سوره همنام یکی از یاران امام عصر عج هم هست!دانشجویان راهنمایی بیشتر بخواستند.آشیخ بفرمود: شیعیان این سوره را برای شادی رسول خدا ص تلاوت میکنند و بر عمر و عاص و دوستانش لعنت میفرستند و تمام بر حرف راء ختم میشود.دانشجویان جملگی بگفتند که سوره کوثر است که بدون آیه مبارک بسم الله الرحمن الرحیم، بدون میم است. و نام یکی از 50 زن یاران امام زمان عج (313 یار) است و در بیان اینکه مشرکان از قبیل عمر و عاص که پیامبر ص را ابتر خواندند خداوند ایشان را ابتر خواند.


  9. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    نوشته
    1,284
    صلوات
    17904000
    تعداد دلنوشته
    263
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    9 روز 2 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    0



    شخصی به آشیخ بگفت که من در نمازهایم برای نیت، چه بگویم؟امیرالمومنین ع فرموده نمازها را برای خداوند بجا آورید و ولایت ما را قبول کنید تا رستگار بمانید.
    حال با علم بی نیازی خداوند چطور نیت کنم؟
    آشیخ بفرمود: بگو دو رکعت نماز صبح برای الله الصمد بالحج مذکور میخوانم قربه الی الله.


  10. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    نوشته
    1,284
    صلوات
    17904000
    تعداد دلنوشته
    263
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    9 روز 2 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    0



    آشیخ تازه پسرش را داماد کرده بود و در همین روزها برای خانه اش یک خروس و یک مرغ خرید.پس از مراجعه به بازار یک مرغ دیگر هم به جمع آنها اضافه شد.پسر آشیخ پس از دیدن این منظره، شاکی پدر شد که تو خروس را بیشتر از من دوست داری؛ چرا که برای او دو زن گرفته ای و برای من یکی!

  11. تشکرها 2


  12. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    نوشته
    1,284
    صلوات
    17904000
    تعداد دلنوشته
    263
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    9 روز 2 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    0



    آشیخ به محفلی دعوت شد که در آن دوستان و فضلا حضور داشتند.
    سفره غذا گسترده شد و جملگی شروع به تناول بکردند و هر کس در دل با هر لقمه ای که بر میداشت میگفت بسم الله والحمدلله رب العالمین..پسرکی در این محفل حضور داشت که به او یاد داده بودند تا انتهای غذا صبر کند و با جمع سفره را ترک نماید.از آنجایی که معده او کمتر از بقیه جا داشت، موقعی که داشت سیر میشد می خواست بگوید من دیگه بسمه و دارم سیر میشود اما از آنجایی که بقیه هنوز تمایل به غذا داشتند مجبور بود که بگوید من دیگه بسم الله الرحمن الرحیم! و خلاصه هفت شکم غذا خورد تا افراد از غذا فارغ شدند.

  13. تشکر


  14. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    نوشته
    1,284
    صلوات
    17904000
    تعداد دلنوشته
    263
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    9 روز 2 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    0



    یک روز یکی از شاگردان آشیخ که روزه دار بود، میخواست هنگام وضو آب در دهانش بگرداند یهو آب را قورت داد!

  15. تشکر


  16. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    نوشته
    1,284
    صلوات
    17904000
    تعداد دلنوشته
    263
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    9 روز 2 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    0



    روزی آشیخ تصمیم داشت که شبها غذای کمتری بخورد و برای انجام مستحبات در نیمه شب آمادگی بهتری داشته باشد. از آنجایی که به این موضوع عادت نکرده بود تا نیمه شب از فرط گرسنگی خواب نرفت. با خود بگفت که این چه کاری هست که من کردم همسایه های من که از کم خوراک خوردن من بی اطلاعند و شاید خداوند بخاطر من همسایه ها را در روز قیامت بازخواست کند، چرا که من گرسنه خوابیدم! در این موقع بود که او برخاست و نان و پنیر و گردو را بهمراه هندوانه تناول کرد و بعد برای اینکه برای نماز صبح اول وقت بیدار شود، به رختخواب رفت و خوابید.
    ویرایش توسط ولایت پذیر : ۱۳۹۳/۰۶/۲۸ در ساعت ۱۴:۵۹

  17. تشکر


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود