جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: عبارت ثار الله و ذبیح الله به چه معنا است؟

  1. #1
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    3,310
    مورد تشکر
    749 پست
    حضور
    45 روز 21 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    عبارت ثار الله و ذبیح الله به چه معنا است؟




    عبارت ثار الله و ذبیح الله به چه معنا است؟

    پاسخ:
    : «ثار» از ریشه «ثَأر» و «ثُؤره» به معنای انتقام و خونخواهی و نیز به معنای خون است.(1)
    برای «ثارالله» بودن امام حسین معانی مختلفی ذکر شده که هر یک تفسیر خود را می‏طلبد.
    أ) گروهی ثارالله را به معنای کسی که انتقام خونش را خداوند می‌گیرد می‌دانند.(2) خداوند، ولی دم حضرت است و خود او خونبهای آن بزرگوار را از دشمنانش طلب می‏کند؛ چرا که ریختن خون سیدالشهدا در کربلا، تجاوز به حریم و حرمت الهی و طرف شدن با خداوند بود. از آن جهت که اهل بیت(ع) «آل‌الله» هستند، شهادت امامان، ریخته شدن خونِ خداوند است.(3)
    اگر چه این واژه در قرآن نیامده است، اما می‏توان آن را با آیات این گونه توجیه نمود. خداوند می‏فرماید: «مَنْ قُتِل مظلوماً فقد جعلنا لولیه ‏سلطاناً؛(4) آن کس که مظلوم کشته شد، برای ولیّ‌‏اش سلطه (و حق قصاص) قرار دادیم».
    هر کسی (صرف نظر از مسلک و مذهبش)، اگر مظلومانه کشته شود، اولیای دم او، حق خون‏خواهی دارند. از آن رو
    که اهل بیت به ویژه امام حسین(ع) مظلومانه و در راه ایمان و حق و خداوند کشته شده‏اند، در واقع «ولیّ دم» و خونخواه آنان، خداوند است.
    بنابراین «ثارالله» به این معنا است که خونبهای امام حسین(ع) از آنِ خدا است و اوست که خونبهای امام را خواهد گرفت. این واژه حاکی از شدت همبستگی و پیوند سیدالشهدا(ع) با خداوند است که شهادتش همچون ریخته شدن خونی از قبیله خدا می‏ماند که جز با انتقام‏گیری و خونخواهی خدا، تقاص نخواهد شد.(5)
    ب) بعضی لفظ اهل را در تقدیر گرفته‌اند و گفته‌اند ثارالله یعنی اهل ثارالله؛ اهل خون‌خواهی الهی که خداوند انتقام خونش را می‌گیرد.(6)
    پ) برخی گفته‌‌اند: ثارالله یعنی کسی که در دوران رجعت می‌آید و انتقام خونش را می‌گیرد.(7)
    پ) گروهی ثارالله را به معنای خون خدا دانسته‌اند.(8)
    اگر «ثار» به معنای خون باشد، مراد از «ثارالله» معنای حقیقی نیست؛ بلکه یک نوع تشبیه، کنایه و مجاز است. چون مسلّم است که خدا موجودی مادی نیست تا دارای جسم و خون باشد؛ پس این تعبیر از باب تشبیه معقول به محسوس است؛ یعنی همان گونه که خون در بدن آدمی نقش حیاتی دارد، وجود مقدس امام حسین(ع) نسبت به دین خدا چنین نقشی دارد و احیای اسلام با نهضت عاشورا بوده است.
    شاید بتوان در این باره با نگاه عرفانی مستند به روایات به نتیجه‏ای نورانی دست یافت. از امام علی(ع) به «اسدالله الغالب» و «یدالله» تعبیر شده، و در حدیث «قرب نوافل» از پیامبر(ص) روایت شده است که خداوند فرمود:
    «ما تحبّب إلیّ عبدی بشی‏ءٍ احبّ إلیّ ممّا افْترضتُه علیه وإنّه لَیتَحَبَّبَ إلیّ بالنافلة حتّی اُحِبُّه فإذا اَحْبَبْتُه کنتُ سمعه الذی یسمع به و بصره الذی یبصر به و لسانه الذی ینطق به و یده التی یبطش بها و رِجْله التی یمشی بها إذا دعانی اجبْتُه وإذا سألتنی اعطیته؛(9) بنده من به چیزی دوست داشتنی‌تر از واجبات، نزد من مقرّب و نزدیک نمی‌‌گردد او با نوافل به من اظهار دوستی می‏کند. آن گاه که او را دوست بدارم، گوش او می‏شوم که با آن می‏شنود و دیدة او می‏شوم که با آن می‏بیند و زبان او می‏شوم که با آن سخن می‏گوید و دست او می‏شوم که با آن ضربه می‏زند و پای او می‏شوم که با آن راه می‏رود. اگر به درگاه من دعا کند، او را دوست خواهم داشت و اگر از من درخواست کند،
    به او عطا می‌کنم».
    از این روایت به خوبی آشکار می‏شود که اولیای خداوند، «خلیفة» او روی زمین و مظهر افعال الهی‏اند. خداوند جسم نیست، اما آن چه را که اراده می‏کند انجام بدهد، از طریق دست اولیای خود به ظهور می‏رساند و کمکی را که می‏خواهد به سوی بنده‏ای بفرستد، توسط اولیای خود می‏رساند، یا خونی را که قرار است برای احیای دین ریخته شود، از طریق شهادت اولیای خودش ظاهر می‏سازد. از این رو همان طور که دست امام علی(ع) دست قدرت خدا و «یدالله» است؛ خون امام حسین(ع) نیز خون خدا و «ثارالله» است.
    از این رو در زیارت عاشورا می‏خوانیم: «السلام علیک یا ثار الله و ابن ثاره والوتر الموتور؛ سلام بر تو ای خون خدا و فرزند خون او! سلام بر تو ای یگانه دوران!» نیز در زیارتی دیگر می‌خوانیم : «و انک ثار الله فی الأرض و الدم الذی‏ لا یدرک ثاره أحد من أهل الأرض و لا یدرکه الا الله وحده».(10)
    همان گونه که نقش خون در بدن آدمی حیاتی است و بود و نبودش، مرگ و زندگی را رقم می‏زند، وجود مقدّس امام علی و امام حسین(ع) نزد خدا و در دین او چنین نقشی دارند. اگر آن حضرت نبود، اسلام نبود و اگر حسین(ع) نبود، اسلام و تشیع نبود.
    آری! تا یاد و نام سیدالشّهدا(ع) زنده و بر سر زبان‏ها است، تا عشق حسین(ع) در دل‏ها می‏تپد، تا آتش محبت و ولایت او در قلوب انسان‏ها شعله‌ور است، تا فریاد «یا حسین» بر بلندای آسمان‏ها و زمین طنین انداز است، نام و یاد خدا زنده و پایدار است؛ چون او همه هستی خود را در راه خدا انفاق و ایثار کرد، نیز سیمای ننگین ریاکاران و تحریف‏گران زمان را آشکار نمود و نقاب از چهره زشت آنان برداشت و اسلام ناب نبوی و علوی را بر مردم نمایاند. خون او شرافت «ثارالله» را گرفت.
    صاحب کتاب مکیال گوید: اما رسیدن به فوز به وسیله خونخواهی مولای شهید(ع) وظیفه هر مؤمن است، چون پدر حقیقی مؤمنان است، چنان که آیة «ووَصَّینا الإنسان بوالدیه إحساناً» به امام حسن و امام حسین(ع) تفسیر شده است، از این رو صحیح است که هر مؤمنی، خود را از اولیای دم او بداند و خداوند خودش ولیّ دم حقیقی آن حضرت است. مولای ما قائم آل محمد(ص) را بر خونخواهی امام حسین(ع) امر کرده چنان که در روایات متعدد آمده است.(11)
    ثارالله، یعنی ای کسی که خونبهای تو متعلق به خدا است و او خونبهای تو را می‌گیرد، یعنی تو متعلق به یک خانواده نیستی که خونبهایش را پدر خانواده بگیرد، نیز متعلق به یک قبیله نیستی که خونبهای تو را رئیس قبیله بگیرد؛ تو متعلق به جهان انسانیت و بشریت می‌باشی؛ تو متعلق به عالم هستی و ذات پاک خدایی، بنابر این خونبهای تو را خدا باید بگیرد. تو فرزند علی بن ابی طالب هستی که شهید راه خدا بود و خونبهای او را نیز خدا باید بگیرد.(12)
    و اما کلمة «ذبیح الله» به معنای ذبح شده، گلو بریده و قربانی می‌باشد(13)، یعنی کسی که در راه خدا و برای خدا گلویش بریده و قربانی شده است. در برخی احادیث از القاب حضرت اسماعیل به شمار آمده و دربارة امام حسین(ع) نیز می‌خوانیم: «السلام علیک یا وارث اسماعیل ذبیح الله».(14)

    پی‌نوشت‌ها:
    1. طریحی، مجمع البحرین، ج 1، ص 237؛ مفردات راغب، ص 81.
    2. علی سعادت‌پرور، فروغ شهادت، ص 305.
    3. جواد محدثی، درس‌هایی از زیارات عاشورا، ص 14؛ اصغر عزیزی تهرانی، شرح زیارت عاشورا، ص 35.
    4. اسراء (17) آیه 33.
    5. فرهنگ عاشورا، واژه «ثار».
    6. بحار الانوار، ج 99، ص 151.
    7. همان.
    8. سید احمد میرخانی، شرح زیارت عاشورا، ص 308.
    9. محاسن برقی، ج 1، ص 291.
    10.‌ترجمه کامل الزیارات، ص 683، زیارت 16.
    11. میکال المکارم، میرزا محمدتقی الاصفهانی، مؤسسه الاعلمی للمطبوعات، ج 1، ص 420.
    12. تفسیر نمونه، ج 4، ص 229.
    13. سید مصطفی دشتی، معارف و معاریف، ج 5، ص 528.
    14. من لا یحضره الفقیه، ج 2، ص 604.


  2.  

  3. #2
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    3,310
    مورد تشکر
    749 پست
    حضور
    45 روز 21 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    چرا برای امام حسین بیشتر از امام های دیگر عزاداری می شود ؟
    توجه بیشتر به عزادارى امام حسین میان شیعیان مى‏تواند به جهت عوامل زیر باشد:
    1- اوج مظلومیت:
    همه امامان مظلوم بودند و دشمنان به آنان ستم‏ها روا داشته و ایشان را به شهادت مى‏رساندند؛ از این رو شیعیان براى آنان عزادارى مى‏کنند؛ ولى جنایاتى که در حادثه کربلا شکل گرفت سابقه نداشت،(1) و مظلومیت امام حسین(ع) و خیانت مخالفان، در اوج بود، زیرا کسانى که سال‏ها از یاران امیرالمؤمنان بوده و در رکاب او با دشمنان جنگیدند، با دعوت فرزندش حسین، اعلام وفادارى نموده و سپس آنان در کربلا او و یارانش را با فجیع‏ترین وضع به شهادت رساندند. نیز خاندان امام حسین(ع) را به اسارت برده و نسبت به آن‏ها، اهانت‏هاى بى شمارى انجام دادند؛ از این رو در زیارت عاشورا از شهادت امام حسین(ع) به عنوان مصیبت بزرگ یاد شده است.(2)
    از نظر اوج خباثت دشمنان، هیچ گاه این مسئله سابقه نداشته و جنایت هایى که در کربلا انجام شده، در مورد هیچ یک از امامان دیگر و شاید در تاریخ اسلامى انجام نشده بود.
    2- نقش امام حسین(ع) در احیاى دین:
    همه ائمه(ع) حاملان و پاسداران دین بوده و نقش محورى در احیاء گسترش آن داشته و فعالیّت‏هاى آنان (صلح و قیام و...) در راستاى حفظ دین و ارزش‏هاى آن صورت مى‏گرفت، ولى فداکارى و شهادت امام حسین(ع) نقش بیشترى در حفظ دین و ارزش‏هاى آن داشت.
    نقش امام حسین(ع) در برهه و مقطعى که زندگى مى‏کند، در حفظ و احیاى دین آن قدر اهمیّت دارد که جز با کشته شدن و ریخته شدن خون امام حسین(ع)، دین نمى‏توانست زنده بماند.
    از این رو امام حسین(ع) یکى از اهداف قیام خویش را حفظ دین دانست.(3) نقش امام حسین(ع) در حفظ دین به حدّى است که گفته شده است: «إنّ الاسلام محمدى الحدوث، حسیى البقاء؛(4) اسلام با پیامبر(ص) به وجود آمد و با حسین باقى ماند».
    اگر که دین مصطفى هنوز در جهان به پاست‏
    از آن سر بریده تو هست و از نواى تو
    3- سفارش و سیره معصومان(ع):
    یکى از عوامل مهم عزادارى بیشتر براى امام حسین(ع) گفتار و رفتار معصومان(ع) مى‏باشد.
    معصومان(ع) به جهت نقشى که احیا و زنده نگهداشتن نام و یاد و قیام حسین در حفظ دین و ارزش‏هاى دین داشت، هم خود عزادارى مى‏کردند و هم دیگران را به برگزارى عزادارى سفارش مى‏نمودند.
    چون زنده نگهداشتن یاد امام بسیار داراى اهمیّت است، براى ترغیب و روى آورى مردم به سوى آن، روایات بسیارى در بیان ثواب و پاداش عزادارى و گریه بر امام حسین(ع) از طرف امامان معصوم نقل شده است. طبیعى است سفارش معصومان(ع) به عزادارى امام حسین(ع) و بیان فضایل و ثواب بسیار در عزادارى، روند عزادارى مردم را بیشتر نموده و در نهادینه شدن آن نقش محورى دارد.
    4- درس آزادى:
    آزادى و عدالت را همگان دوست دارند و کسانى را که پیام آور و فرهنگ ساز آزادى و عدالت هستند، نیز دوست مى‏دارند. بى تردید امام حسین(ع) پرچمدار عدالت و آزادى بود. او با روحیه ستم ستیزى و رفتار خود به همگان درس آزادى داده و فرهنگ حق گرایى و عدالت مدارى را نهادینه نمود.
    درس آزادى به دنیا داد رفتار حسین‏
    بذر همت در جهان افشاند افکار حسین‏
    گریه و عزادارى براى امام حسین، شرکت در حماسه او و نزدیک‏تر شدن به اوج حماسه و عدالت خواهى حضرت است.
    امام حسین(ع) در میدان آزادى و عدالت و مبارزه با ستم، نه تنها امام شیعیان، بلکه سرود و پیشواى تمام آزادمردان جهان است، همان گونه که «گاندى» رهبر مردم هند در مبارزه با استعمار انگلیس، رهبر خود را امام حسین(ع) دانسته است.
    قیام و مبارزه امام حسین(ع)، قیام حق در مقابل باطل است و این جنگ و مبارزه، همیشه و همه جا جریان دارد، پس امام حسین، همیشه و براى همه، پیشوا و رهبر است.
    براى حفظ این پیشوایى و زنده بودن آن براى همیشه، باید یاد و خاطره او هر چه بیشتر و بهتر زنده نگه داشته شود.
    اشک ریزى و عزادارى در سوگ امام حسین(ع)، عامل تقویت عدالت خواهى و انتقامجویى از ستمگران و انتقال فرهنگ شهادت به نسل‏هاى آینده است.(5)
    به قول استاد شهید مطهرى گریه براى امام حسین(ع) نوعى اعلام وابسته بودن به اهل حق و عدالت و جنگ با گروه باطل است،(6) از این رو مردم براى امام حسین(ع) بیشتر عزادارى مى‏کنند.

    پى نوشت‏ها:
    1. محمد ابراهیم آیتى، برّرسى تاریخ عاشورا، ص 152.
    2. على اصغر عزیزى، شرح زیارت عاشورا، ص 42.
    3. حیاة الامام الحسین(ع)، ج 2، ص 264؛ بحارالانوار، ج 45، ص 6.
    4. فرهنگ عاشورا، ص 149.
    5. همان، ص 313.
    6. نهضت‏هاى اسلامى در صد سال اخیر، ص 89؛ قیام و انقلاب مهدى (ضمیمه شهید)، ص 101.


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود