جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آموزش حیا به کودکان و نوجوانان

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    6,620
    صلوات
    1250
    تعداد دلنوشته
    18
    مورد تشکر
    503 پست
    حضور
    98 روز 6 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    304

    آموزش حیا به کودکان و نوجوانان




    آموزش حیا به کودکان و نوجوانان



    شناخت صحیح احکام الهی به عنوان یک عنصر مهم، در تربیت دینی فرزندانمان محسوب می شود. اگر بخواهیم فرزندان خود را طوری تربیت کنیم که احکام الهی رعایت نمایند باید از همان زمان کودکی بر طبق دستورات دینی عمل نماییم.

    برای اینکه دختران و پسران هنگام بلوغ با مشکلی روبه رو نشوند و به تدریج با نقش خاص خود به عنوان دختر و یا پسر آشنایی یابند، باید از همان ابتدا به طور جداگانه با آنها رفتار شود. این مسأله در مورد دختران اهمیت بیشتری دارد؛ زیرا آنها زودتر از پسران به بلوغ می رسند. در تعالیم اسلامی به این نکته توجه کامل و توصیه شده است که از حدود 6 سالگی با دختر و پسر به روشی جداگانه رفتار شود. در روایات اسلامی توصیه شده است که دختر بچّه شش ساله را پسر بچه یا مرد نامحرم نبوسد و در بغل نگیرد. همچنین زنهای نامحرم از بوسیدن پسر بچّه ای که سنش از هفت سال گذشته است، خودداری کنند. همینطور توصیه کرده اند که بستر کودکان در شش سالگی از هم جدا شود.

    رعایت این اصول سبب می شود که دختران و پسران از همان آغاز به تدریج نقش مردانه و زنانه مناسب را پیدا کنند و برای بلوغ آمادگی کافی داشته باشند. به هر حال باید از دوران کودکی زمینه برای رشد ویژگیهای فطری دختر و پسر در خانواده فراهم آید و هر یک از این دو در مسیری که آفرینش با تدبیری حکیمانه پیش پای آنها نهاده است، سوق داده شوند..

    در ارتباط با آموزش کودکان باید این نکته را مدّ نظر داشته باشیم که آیا ما هستیم که او را متدین و مۆمن می سازیم و یا خود اوست که می باید ایمان بیاورد و متدین شود؟ پاسخ دقیق می تواند روشنگر شیوه برخورد ما با فرزندان درتمامی زمینه ها از جمله برخورد با جنس مخالف باشد.




  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    6,620
    صلوات
    1250
    تعداد دلنوشته
    18
    مورد تشکر
    503 پست
    حضور
    98 روز 6 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    304



    کودک موقعی فعل تربیتی را درونی می کند که خود به طور فعال در آن نقش داشته باشد. اگر خواهان آن هستیم که کودکان مقررات، ارزشها، خصایل و فضایل اخلاقی را درونی کنند یعنی در سازمان ذهنی و عاطفی آنها ریشه بدواند و در عمق وجودشان جایگزین شود باید لوازم و شرایط تربیت را به گونه ای فراهم کنیم که کودک خود راغب و مایل به آن شود. مهمترین اصل در تربیت خود انگیخته مسأله رغبتها و علایق کودک است. پیام تربیتی باید با کانون رغبت متربی همسو گردد.

    نوجوانان را باید به گونه ای تربیت کرد که خود کنترل بار آیند و نیاز کمتری به انضباط و کنترل بیرونی داشته باشند، و به نحوی آنان را آماده و پرهیزگار نماییم که اگر به درون دریای گناه و لغزش هم وارد شدند، همانند مرغابی آب بر اندامش ننشیند و خشک بیرون آید، و در واقع عالم را محضر خدا بدانند و در همه جا از درون او را پیام آوری باشد.



  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    6,620
    صلوات
    1250
    تعداد دلنوشته
    18
    مورد تشکر
    503 پست
    حضور
    98 روز 6 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    304



    در مورد رعایت حدود شرعی در روابط دخترو پسر می باید اولاً ما حدود را به خوبی بشناسیم و از افراط و تفریط بیهوده اجتناب کنیم. ثانیا فرزندان را افرادی بار بیاوریم که با کنترل درونی رشد کنند نه فقط ما با کنترلهای بیرونی. در اینجاست که معنای کلام حضرت زهرا(س) نیز مشخص می شود که رفتار مطلوب زن در رابطه با نامحرم را چنین توصیف می فرمایند: «زن، نامحرمی را نبیند و نامحرمی او را نبیند.» چنین الگویی برای کسی مطرح است که خود از لحاظ رشد انسانی به جایی رسیده باشد که این کلام حضرت زهرا(س) را خود با تمام وجود حس کند وآن را دستورالعمل زندگی قرار دهد.

    آموزش حدود شرعی و مراعات آنها نه تنها نشانه عقب ماندگی و یا محدود سازی فرزندان نیست، بلکه خود نشانگر دقت و توجه یک خانواده به حدود رفتار اجتماعی است

    هر قدر فرهنگ یک خانواده بالاتر باشد به جزئیات و دقایق زندگی و از آن جمله دقایق در مورد روابط اجتماعی با دیگران توجه بیشتری می کند. دختری که در برخورد با افراد نامحرم، از آن جمله پسرعمو، پسرعمه، پسردایی و امثال آن پوشش خود را مراعات می کند و حجاب خود را نگاه می دارد و نیز رفتار متین و دینی در مقابل آنها دارد، با این اعمال، سطح فکر و فرهنگ خود را نشان می دهد. به این ترتیب خانوادها خود باید برنامه مشخصی در زمینه آموزش حدود رفتاری با افراد محرم و نامحرم، حلال و حرام به فرزندان خود داشته باشند.



  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    6,620
    صلوات
    1250
    تعداد دلنوشته
    18
    مورد تشکر
    503 پست
    حضور
    98 روز 6 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    304



    خانم فاطمه طباطبایی در باره نظر امام خمینی راجع به حجاب دختران چنین نقل می کند:

    امام خمینی می فرمودند: تا تکلیف نشده حجاب لازم نیست، می تواند هر رنگی که می خواهد بپوشد. ولی وقتی تکلیف شد، دیگر نگویید عیب ندارد. این را به بچه تلقین کرده اید که راجع به مسایل دینی سخت نباشد، باید به بچه فهماند که بعد از سن تکلیف پسرعمو و پسرخاله نامحرم هستند و باید حجاب داشته باشد. این عیب ندارد.

    سلیقه های مختلف پدر و مادر مسایل شرع را تغییر می دهد یا از اصل برمی گرداند و برای بچه کار را مشکل می کند. نباید مسایل شرع را برای بچه مشکل کرد. اسلام دین راحتی است. دین سختی نیست.

    از نظر قرآن کریم، نه تنها تکلیف، سخت و دشوار نیست، بلکه با عمل به آن و چشیدن لذت عبادت و اوامر خداوند شیرینی و حلاوت خاصی را نیز انسان احساس می کند که با هیچ کدام از لذایذ زودگذر دنیوی قابل مقایسه نیست.

    خداوند حکیم بدون در نظر گرفتن نیازها و مصالح انسان به او تکلیف نمی کند. چیزی بر او حلال یا حرام نمی نماید اگر چیزی را بر او حلال کرد، سود وی را در نظر داشته و اگر چیزی را برایش حرام کرد، مصلحت او را مورد توجه قرار داده است. به طور کلی در اسلام حکمی بدون حکمت و تکلیفی بدون مصلحت وجود ندارد، مقررات الهی بدون استثناء بر مبنای نیازهای واقعی انسان وضع شده و زندگی خوب و توأم با سعادت و عاقبت نیک جز با انجام این مقررات میسر نیست، هر یک از این احکام، پاسخگو به نیازی از نیازهای انسان است.



  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    6,620
    صلوات
    1250
    تعداد دلنوشته
    18
    مورد تشکر
    503 پست
    حضور
    98 روز 6 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    304



    نکات


    * آشنایی و آموزش تدریجی مسایل دینی به دختران و پسران را از همان دوران کودکی شروع کنیم.
    * قبل از سن تکلیف نباید با تکالیف سخت و طاقت فرسا احساس تنفر و انزجار در کودک ایجاد نماییم.

    * آموزشهای دینی و اخلاقی باید دارای انعطاف و متناسب با توانایی کودکان در سن قبل از تکلیف باشد.
    * در آموزش مسایل دینی فقط حکم خدا را رعایت کنیم، نه برداشتهای نادرست خود یا آموزشهای نادرستی که برخی به نام دین به ما می دهند.

    * در آمادگی و شیوه برخورد با جنس مخالف جوانان را چنان آموزش دهیم که خود را موجودی باارزش و بااراده بدانند و معتقد به کنترل درونی شوند و به گونه ای رشد یابند که همواره تقوی عامل باز دارنده آنها از خطا باشد و در واقع به مرحله خود کنترلی برسند.

    * به جوانان تفهیم کنیم که رعایت حدود رفتاری با افراد محرم و نامحرم نه تنها نشانه عقب ماندگی خانواده نیست بلکه به عکس نشانگر بالا بودن سطح فرهنگ خانواده و نشانگر دقت و توجه خانواده به حدود رفتار اجتماعی و فرزندان و در نهایت سرنوشت نهایی فرزندان است.

    * خداوند هیچ گاه تکلیف سختی را بر کسی تحمیل نمی کند و مقررات الهی بدون استثناء بر مبنای نیازهای واقعی انسان وضع شده است.



  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    6,620
    صلوات
    1250
    تعداد دلنوشته
    18
    مورد تشکر
    503 پست
    حضور
    98 روز 6 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    304



    فرآوری: نوریه نوچمنی

    بخش خانواده ایرانی تبیان


    منابع:
    ١ـ راهنمای پدران و مادران، محمدعلی سادات
    2 ـ تربیت طبیعی درمقابل تربیت عاریه ای، عبدالعظیم کریمی
    3 ـ پا به پای آفتاب،. عاطفه اشراقی


  8. تشکرها 2


  9. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۳
    نوشته
    1,655
    صلوات
    15400
    تعداد دلنوشته
    14
    تشکر:
    1
    حضور
    22 روز 17 ساعت 14 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    4

    با حساسیت بخونین و با رفتار مادرای امروزی مقایسه کنین




    عروسک باربی رو وقتی کلاس سوم بودم شناختم...
    دست و پاش ۹۰درجه کج و راست میشد و انگشتای ظریفی داشت..
    و این برای من که عاشق چیزهای کوچولو و ظریف (مث خونه کوچیک،ماشین کوچیک) بودم رویا بود...

    خونه یکی از دخترهای افه ای فامیل بودیم
    که برای آب کردن دل من ، کمد باربی هاشو بهم نشون داد...
    باباش وقتی سفرهای دریایی میرفت یکی از اینا رو براش می آورد... عید اون سال مامانم بعد از اصرار فراوان برام یکی از اونا رو با تمام وسایلش خرید.... اون سال من به تکلیف رسیده بودم و باربی من لباس درست و حسابی نداشت....مامانم قاطیِ بازی کردن من میشد و میگفت آخه اینکه اینطوری نمیتونه بره بیرون...
    و براش یه شلوار و چادر نماز و یه چادر مشکی دوخت با مقنعه....
    فکر میکنید چی شد؟
    زانوهای باربی ام شکست....
    چون با من نماز میخوند و من وقت تشهد برای اینکه روی دو زانو بشینه زانوهاشو تا ته خم میکردم...
    و طبعا یک باربی آمریکایی عادتی به دو زانو چهار زانو نشستن نداره و اصلا خمی زانوهاش تا این حد طراحی نشده....
    من بعد از اون ۵ -۶تا باربی دیگه خریدم و همشون بعد از دو روز زانو نداشتند...
    داشتم فکر میکردم چقد تحت تاثیر این عروسک بودم؟
    مامانم یه کاری کرد که من فکر کنم بازیه
    ناخوناشو با هم کوتاه کردیم چون میرفت مدرسه
    لاکاشو پاک کردیم...
    موهاشو بافتیم
    مثل خودم چادر سرش کردم
    و نماز جمعه هم میرفت...
    مامانم خیلی ساده نذاشت من مثل باربی بشم چون باربی مثل من شد...


    آموزش حیا به کودکان و نوجوانان

       
    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرج آل محمد و العن اعداء آل محمد اجمعین
    اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و آخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا


    خدایا به ما ایمانی عطا کن، که باور کنیم همه امور به دست توست
    خدایا ما را به خود واگذار مکن حتی به اندازه لحظه ای کوچک
    خدایا بگیر از ما هر آنچه که تو را از ما می گیرد
    خدایا کمکمون کن تا ایمان، نام و نان برایمان نیاورد
    خدایا شکرت

    http://s6.picofile.com/file/81943357...744_4474_b.jpg


  10. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    3,310
    مورد تشکر
    753 پست
    حضور
    45 روز 21 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    از امور بسيار پسنديده كه به انسان ارزش مى­دهد و مرتبه و مقام او را نزد حق و خلق رفعت مى­بخشد، شرم و حيا كردن از امور قبيح و زشت است. امورى كه خدا و انسان هاى بلند مرتبه، زشت مى­شمارند .

    حيا، كه مايه­ى اولى و اصلى­ اش از سوى خدا در وجود انسان نهاده شده است بايد به وسيله­ى مربيان دلسوز رشد و نمو داده شود و با موعظه و تذكر تقويت گردد تا وجود انسان در برخورد به امور زشت از آلوده شدن و اتصال به آنها امتناع ورزد .


    تعریف:
    «حیا» در لغت، یعنی شرم[1]، شرمسارى، خجالت و شرم داشتن از ارتكاب زشتی‏ها كه در مقابل آن «وقاحت» و بى­شرمى قرار دارد.
    «حیا» در اصطلاح، نوعی حالت روانی یا انفعال و انقباض نفسانی است كه موجب متانت و وقار در رفتار، حركات و سكنات انسان شده و همچنین موجب خودداری از انجام امور ناپسند در انسان می­گردد و منشأ آن ترس از سرزنش دیگران است. در نتیجه هر چه این حالت در انسان قوی‏تر باشد، شخصیت آدمی وزین‏تر و رفتارش سنجیده‏تر خواهد بود و از آنچه با آراستگی شخصیت منافات دارد، بیش‏تر اجتناب می‏كند.

    اهمیت حیا:
    رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ حیا را زینت آدمی شمرده و فرموده است:
    « تعدّى و تجاوز (بی شرمی) با هیچ چیز همراه نشد مگر این كه آن را زشت و بدنما گردانید و شرم و حیا با هیچ چیز همراه نگشت، مگر این كه آن را زینت بخشیده وآراست.» [2]
    امام علی ـ علیه السّلام ـ فرمود:
    « مَنْ كَسَاهُ الْحَیاءُ ثَوْبَهُ لَمْ یرَ النَّاسُ عَیبَه‏ »[3]
    آن کس که لباس حیاء بپوشد، کسى عیب او را نبیند.

    جایگاه حیا:
    امام صادق ـ علیه­السّلام ـ در حدیث نسبتا طولانی جایگاه حیا را در رأس مكارم اخلاقی دانسته می­فرماید:
    « الْمَكَارِمُ عَشْرٌ فَإِنِ اسْتَطَعْتَ أَنْ تَكُونَ فِیكَ فَلْتَكُنْ ... قِیلَ وَ مَا هُنَّ قَالَ صِدْقُ الْبَأْسِ وَ صِدْقُ اللِّسَانِ وَ أَدَاءُ الْأَمَانَةِ وَ صِلَةُ الرَّحِمِ وَ إِقْرَاءُ الضَّیفِ وَ إِطْعَامُ السَّائِلِ وَ الْمُكَافَأَةُ عَلَى الصَّنَائِعِ وَ التَّذَمُّمُ لِلْجَارِ وَ التَّذَمُّمُ لِلصَّاحِبِ وَ رَأْسُهُنَّ الْحَیاء مكارم ... »[4]
    «ده چیز است، اگر میتوانى آنها را داشته باش، ... عرض شد: آنها چه هستند؟ فرمود: نومیدى حقیقى (از آنچه دست مردم است) و راستى زبان و اداء امانت و صله رحم و پذیرائى از مهمان و غذا دادن به­سائل (كسى كه از او غذا طلبد) و جبران نیكى‏هاى و مراعات حق همسایه و مراعات حق رفیق و سّر همه مكارم (افضل و عالیتر از همه) حیا و شرم است. (زیرا كسى كه در برابر خالق و مخلوق شرم داشته باشد، همه این مكارم را انجام میدهد و همان خصلت حیا بر تمام این مكارم داعى و باعث مى‏شود).
    اهمیت و جایگاه حیا در حدّى است كه پیامبر اسلام صلى الله علیه و اله و سلم فرمود:
    «الْإِسْلَامُ عُرْیانٌ فَلِبَاسُهُ الْحَیاء»[5]
    «اسلام برهنه است و لباسش حیا.»






  11. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    3,310
    مورد تشکر
    753 پست
    حضور
    45 روز 21 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    اسباب حیا:

    1- عقل: پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله و سلم در پاسخ راهب مسیحی (شمعون بن لاوی بن یهودا) كه از او درباره ماهیت و آثار عقل پرسیده بود، فرمودند:
    «فَتَشَعَّبَ مِنَ الْعَقْلِ الْحِلْمُ وَ مِنَ الْحِلْمِ الْعِلْمُ وَ مِنَ الْعِلْمِ الرُّشْدُ وَ مِنَ الرُّشْدِ الْعَفَافُ وَ مِنَ الْعَفَافِ الصِّیانَةُ وَ مِنَ الصِّیانَةِ الْحَیاء»[6]
    عقل موجب پیدایش حلم است و از حلم، علم و از علم، رشد و از رشد، عفاف و از عفاف، خویشتن داری و از خویشتن داری، حیا، و از حیا، وقار، و از وقار، مداومت بر عمل خیر و تنفّر از شرّ، و از تنفّر از شر، اطاعت نصیحت گوی، حاصل می گردد.

    2- ایمان: امام صادق ـ علیه السّلام ـ می فرماید:
    «لَا إِیمَانَ لِمَنْ لَا حَیاءَ لَه»[7]
    ایمان ندارد كسى كه حیا ندارد. (حیا و ایمان در یك رشته و همدوشند، و هروقت یكى از آن دو برود، دیگرى هم در پى آن می رود).

    موانع حیا:
    در روایات ائمه معصومین علیهم­السلام، اموری به عنوان موانع حیا و یا به عبارت دیگر علل بی­حیایی یا كمی حیا معرفی شده­اند كه مهم­ترین آنها به شرح زیر است:
    1- از میان برداشتن پرده­ها و حریم­ها: از امام كاظم ـ علیه­السّلام ـ چنین روایت شده که به یاران خود توصیه می­فرمود:
    «پرده شرم و حیاى میان خود و برادرت را برمدار و مقداری از آن را باقى گذار، زیرا از میان بردن و برداشتن آن، برداشتن حیاء است.»[8]
    2- دست نیاز به سوی مردم دراز كردن: امام صادق ـ علیه السّلام ـ فرمود:
    «دراز كردن دست حاجت و نیاز به­سوی مردم ، عزت آدمى را سلب مى‏كند و شرم و حیا را مى‏ریزد.» [9]
    3- زیاد سخن گفتن: امام علی ـ علیه السّلام ـ می فرماید:
    «کسى که زیاد سخن مى‏گوید، زیاد هم اشتباه دارد، و هر کس که بسیار اشتباه کرد، شرم و حیاء او اندک است، و آنكس که شرم او اندك شود، پرهیزکارى او نیز اندک خواهد بود، و آنكه پرهیزکارى و پارسایی­اش اندك گردد، دلش بمیرد.» [10]

    آثار حیا:
    در روایات، آثار فراوانی اعم از دنیوی و اخروی، فردی و اجتماعی، نفسانی و رفتاری برای حیا بیان شده است كه برخی از آنها به شرح زیر است.
    1- کلید خوبی ها: حضرت علی علیه السلام می­فرمایند:
    «شرم كلید هر خیریست»[11]
    زیرا كه هر گناهى از بى‏شرمى از خدا ناشى شود و اگر علنی كند بى‏شرمى از خلق نیز باشد، پس كسى را كه شرم باشد گناه نكند و همین كلید هر خیرى است.

    2- مانع کارهای زشت: حضرت علی علیه­السلام می­فرمایند:
    «شرم از فعل قبیح منع می­كند.» [12]
    یعنى شرم از حقّ تعالى هر كه را باشد مانع شود او را از كردن قبیح و هر كه مرتكب قبیحى شود نشان این است كه شرم ندارد از حقّ تعالى بلكه هر كه را شرم از خلق نیز باشد مانع شود او را از كردن بسیارى از قبایح.

    3- محو کننده خطاها: حضرت علی علیه­السلام می فرمایند:
    «شرم از خدا محو می­كند بسیارى از خطاها و گناهان را.» [13]

    یعنى باعث این مى‏شود كه آنها از او صادر نشود یا این كه بعد از این كه صادر شده باشد هرگاه شرم از خدا حاصل شود آنها محو شود باعتبار این كه شرم از خدا باعث توبه شود و به توبه آنها محو شود.

    4- نگه دارنده از آتش: حضرت علی علیه­السلام می­فرمایند:
    «شرم از خدا نگاه مى‏دارد از عذاب آتش.» [14]

    5- پاکدامنی: حضرت علی علیه السلام می­فرمایند:
    «میوه شرم عفت است»[15]
    یعنى باز ایستادن از حرامها، زیرا كه كسى كه از خدا شرم داشته باشد مخالفت او نمى‏كند بلكه شرم از خلق نیز باعث ترك بسیارى از محرّمات مى‏شود.

    5- پوشیده شدن عیب: حضرت علی علیه­السلام می­فرمایند:
    «هر كه شرم بپوشاند جامه او را، عیب او از مردم پنهان ماند.»[16]
    زیرا كسى كه شرم داشته باشد حرفى نگوید و كارى نكند كه عیب او ظاهر شود.

    7- مانع هلاکت: حضرت علی علیه السلام می­فرمایند:
    «هر کسی كه در گفتار او حیا باشد، جداشود ازاو خناء(هلاك یا فساد) در كردار او. مراد اینست كه اگر كسى در گفتار شرم داشته باشد كردار او نیز خوبست و كارى نكند كه هلاك یا فسادى در آن باشد. »[17]

    اقسام حیا:
    شرم و حیاء، اقسامی دارد و برخی از اقسام آن، مثبت و ارزنده و برخی از آن، مذموم و مورد نكوهش است.
    پیامبر اكرم - صلی الله علیه و آل - می فرماید:
    « الْحَیاءُ حَیاءَانِ حَیاءُ عَقْلٍ وَ حَیاءُ حُمْقٍ فَحَیاءُ الْعَقْلِ هُوَ الْعِلْمُ وَ حَیاءُ الْحُمْقِ هُوَ الْجَهْل‏»[18]
    « حیا دوگونه است: حیاء عقل و حیاء حماقت، حیاء عقل علم است و حیاء حماقت نادانى.» نوع اول آن قوت و ایمان و نوع دیگرش ضعف و زبونی است.
    در این قسمت به سه مورد از موارد حیاء پسندیده، اشاره می كنیم.
    1- حیاء از خداوند: خداوند متعال در قرآن کریم می­فرماید:
    « یسْتَخْفُونَ مِنَ النَّاسِ وَلاَ یسْتَخْفُونَ مِنَ اللّه...[19]»
    كسانی را كه از خداوند شرم و حیاء نمی­كنند مورد سرزنش و ملامت قرار می­دهد و می­گوید:« اعمال زشت خود را... از خدا پنهان نمی­دارند» بنابراین اولین مصداق از مصادیق حیای مثبت و بجا، شرم و حیا از خدای متعال است و شرم از خداوند هم به این است كه انسان اوامر او را انجام دهد و از اموری كه منع شده است دوری نماید.

    ۲- حیاء از مردم: نوع دوم از حیای معقول، این است كه انسان، برخی اعمال زشت و ناپسند را به خاطر این كه در بین جامعه و مردم، بدنام نشود ترك می­كند، چنانچه در قرآن می­فرماید:
    « یستخفون من الناس...»[20]
    اعمال زشت خود را از مردم پنهان می دارند» شرم و حیا از افكار عمومی، و ترس از ملامت و سرزنش مردم، یكی از عمد­ه­ترین عواملی است که موجب حسن اجرای قانون و سلامت جامعه در جهان امروز می­شود.

    ۳- حیاء از خود: نوع سوم از انواع شرم و حیای پسندیده این است كه انسان از خود و وجدان خویش، شرم و حیاء داشته باشد و از ارتكاب اعمال خلاف شرع و قانون در جاهای خلوت، خودداری نماید.
    حضرت علی – علیه­السلام - این نوع از حیاء را از بهترین­ها معرفی می­كند و می فرماید:
    بهترین شرم و حیاء آن است كه تو خود از نفس خویش حیاء كنی [و قدمی به ناروا برنداری] . [21]

    جاهایی که نباید حیا کرد:
    1 . حیا ورزیدن از گفتار: پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود:
    هیچ عملی را از روی ریا و خودنمایی انجام مده و از سر حیا و شرم آن را رها نكن. [22]

    2. حیا ورزیدن از تحصیل علم: امام علی ـ علیه­السّلام ـ فرمود:
    كسی شرم نكند از آموختنِ آنچه نمی­داند. [23]

    3 . حیا ورزیدن از تحصیل درآمد حلال: امام صادق ـ علیه السّلام ـ فرمود:
    «كسی كه از طلب مال حلال حیا نكند، هزینه هایش سبك شود و خداوند خانوادهاش را از نعمت خویش بهره مند گرداند.»[24]

    4 . حیا ورزیدن از خدمت به مهمان: امام علی ـ علیه السّلام ـ فرمود:
    سه چیز است كه نباید از آن شرم كرد: از جمله خدمت كردن به مهمان. [25]

    5 .حیاورزیدن از احترام گذاشتن به دیگران: امام علی ـ علیه السّلام ـ فرمود:
    سه چیز است كه نباید از آنها شرم كرد: از جمله برخاستن از جای خود برای پدر و معلم. [26]






  12. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    3,310
    مورد تشکر
    753 پست
    حضور
    45 روز 21 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0




    [1] - دهخدا علی اكبر؛ فرهنگ دهخدا، تهران، چاپخانه مجلس، سال 1325 ش.

    [2] - « مَا كَانَ الْفُحْشُ فِی شَی‏ءٍ قَطُّ إِلَّا شَانَهُ وَ لَا كَانَ الْحَیاءُ فِی شَی‏ءٍ قَطُّ إِلَّا زَانَه ‏» مجلسی محمد باقر؛ بحار الانوار الجامعة لدرر اخبار الائمة الاطهار، تهران، دارالكتاب اسلامیه، 1364، نوبت دوم، ج‏68 ص 334

    [3] - سید رضی؛ نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی، قم ، موسسه فرهنگی تحقیقاتی امیرالمومنین، بهار 84 ، نوبت 26، حکمت 223.

    [4] - كلینی، محمدبن یعقوب؛ اصول من الكافی، علی اکبر غفاری، بیروت، دارالتعارف،1401، چاپ چهارم، ج‏2 ، ص 55 باب المكارم

    [5] - همان .

    [6] - ابو محمد حرّانی؛ تحف العقول عن آل الرسول، ترجمه صادق حسن زاده، قم، انتشارات آل علی (ع)، 1383، نوبت سوم، ص 15

    [7] - كلینی، محمدبن یعقوب؛ اصول من الكافی، علی اکبر غفاری، بیروت، دارالتعارف،1401، چاپ چهارم، ج‏2 ص 106

    [8] - «لَا تُذْهِبِ الْحِشْمَةَ بَینَكَ وَ بَینَ أَخِیكَ أَبْقِ مِنْهَا فَإِنَّ ذَهَابَهَا ذَهَابُ الْحَیاء» همان، ص 671

    [9] - « طَلَبُ الْحَوَائِجِ إِلَى النَّاسِ اسْتِلَابٌ لِلْعِزِّ وَ مَذْهَبَةٌ لِلْحَیاء» همان، ص 148

    [10]- « مَنْ كَثُرَ كَلَامُهُ كَثُرَ خَطَؤُهُ- وَ مَنْ كَثُرَ خَطَؤُهُ قَلَّ حَیاؤُهُ- وَ مَنْ قَلَّ حَیاؤُهُ قَلَّ وَرَعُهُ وَ مَنْ قَلَّ وَرَعُهُ مَاتَ قَلْبُهُ » سید رضی؛ نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی، قم ، موسسه فرهنگی تحقیقاتی امیرالمومنین، بهار 84 ، نوبت 26، حكمت 349.

    [11] - « الْحَیاءُ مِفْتَاحُ كُلِّ الْخَیرِ» عبد الواحد، آمدی؛ تصنیف غرر الحكم و درر الكلم، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، 1378،چاپ دوم، ص257.

    [12] - « الْحَیاءُ یصُدُّ عَنْ فِعْلِ الْقَبِیحِ » همان.

    [13] - « الْحَیاءُ مِنَ اللَّهِ یمْحُو كَثِیراً مِنَ الْخَطَایا» همان.

    [14] - «الْحَیاءُ مِنَ اللَّهِ سُبْحَانَهُ وَ تَعَالَى تَقِی [یقی من‏] عَذَابَ النَّارِ» همان.

    [15] - « ثَمَرَةُ الْحَیاءِ الْعِفَّةُ» همان.

    [16] - « مَنْ كَسَاهُ الْحَیاءُ ثَوْبَهُ خَفِی عَنِ النَّاسِ عَیبُهُ» همان.

    [17] - « مَنْ صَحِبَهُ الْحَیاءُ فِی قَوْلِهِ زَایلَهُ الْخَنَى فِی فِعْلِهِ» همان.

    [18] - كلینی، محمدبن یعقوب؛ اصول من الكافی، علی اکبر غفاری، بیروت، دارالتعارف،1401، چاپ چهارم، ج‏2 ص 106.

    [19] - سوره نساء/108

    [20] - همان

    [21] - « أحسن الحیاء استحیاو من نفسك» عبد الواحد، آمدی؛ تصنیف غرر الحكم و درر الكلم، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، 1378،چاپ دوم، ص257.

    [22] - « لَا تَعْمَلْ شَيْئاً مِنَ الْخَيْرِ رِئَاءً وَ لَا تَدَعْهُ حَيَاء »ابو محمد حرّانی؛ تحف العقول عن آل الرسول، ترجمه صادق حسن زاده، قم، انتشارات آل علی (ع)، 1383، نوبت سوم، ص 47.

    [23] - « وَ لَا يَسْتَحْيِي الْجَاهِلُ إِذَا سُئِلَ عَمَّا لَا يَعْلَمُ أَنْ يَتَعَلَّمَ »همان، ص 313.

    [24] - همان، ص 59.

    [25] - « ثَلَاثٌ لَا يُسْتَحْيَا مِنْهُنَّ ... خِدْمَةُ الرَّجُلِ ضَيْفَهُ »عبد الواحد، آمدی؛ تصنیف غرر الحكم و درر الكلم، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، 1378،چاپ دوم، ص 69.

    [26] - « ثَلَاثٌ لَا يُسْتَحْيَا مِنْهُنَّ ... قِيَامُهُ عَنْ مَجْلِسِهِ لِأَبِيهِ وَ مُعَلِّمِهِ » همان.

    ویرایش توسط صدیقه طاهره : ۱۳۹۳/۰۷/۰۸ در ساعت ۱۷:۰۱


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود