صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: بازکاوی مفهوم عزت در نهضت حسينی و انقلاب خمينی

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,903
    صلوات
    1700
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    57 روز 11 ساعت نامشخص
    دریافت
    214
    آپلود
    104
    گالری
    16

    بازکاوی مفهوم عزت در نهضت حسينی و انقلاب خمينی




    انسان با معانی زندگی می کند و این تفاوت اصلی زندگی انسان با حیوان است. انسانی که دارای شعور و اراده است در سیر حرکتی زندگی خود به دنبال اهدافی است که مشخص کردن این اهداف از معانی برمی آید. انسان باید در زندگی خود معنایی پیدا کند یا به تعبیر دیگر نقش خود را در زندگی اجتماعی اش بیابد تا با احساس معنا به زندگی امید داشته و به خوشبختی دست یابد. یکی از این مفاهیم که در زندگی فردی و جمعی هر انسانی وجود دارد و فرد به دنبال آنست مفهوم عزت می باشد. عزت به معنای کرامت و احساس شخصیت کردن می باشد که در جامعه شناسی می توان تلویحا به معنای نقش داشتن در جامعه دانست. عزت وقتی برای فرد معنا پیدا می کند که با استقلال همراه می شود یعنی فرد هر قدر وابستگی کمتری به دیگران داشته باشد عزت بیشتری دارد.
    در مقابل آن مفهوم ذلت قرار دارد که به معنای پذیرش وابستگی، ظلم و قبول کمبودها و عقب ماندگی ها و بردگی دیگران را کردن، می باشد. شاید فردی از امکانات رفاهی و مادی زیادی بهره مند باشد اما ذلیل و مطیع دیگران بوده و شخصیت او در بله گفتن به دیگران شناخته می شود و از طرف دیگر فردی از امکانات مادی بهره مند نباشد ولی نه تنها به کسی وابستگی ندارد بلکه با خوشبختی زندگی می کند.


    اين الفاطميون
    مدعي گويد كه با يك گل نميگردد بهار

    من گلي دارم كه عالم را گلستان ميكند
    مینوی من مینای من پیدا و ناپیدای من
    ای منجی گیتی بیا
    مهدی بیا مهدی بیا

  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,903
    صلوات
    1700
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    57 روز 11 ساعت نامشخص
    دریافت
    214
    آپلود
    104
    گالری
    16



    برای شناخت عینی و بهتر این مفهوم لازم است به قرآن کریم در مورد تهدید برخى از مؤمنین كه كافران را دوست و ولى خود مى گیرند و با آنان مجالست و مخالطت مى كنند توجه داشته باشیم.
    «الَّذینَ یتَّخِذُونَ الْكافِرینَ أَوْلِیاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنینَ أَ یبْتَغُونَ عِنْدَهُمُ الْعِزَّةَ فَإِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمیعاً» (نساء/139)
    این آیه شریفه تهدیدى است براى منافقین كه آنان را به دوستى با كفار و بریدن از مؤمنین توصیف كرده و این وصف از نظر مصداق اعم از منافقین است كه دلهایشان ایمان نیاورده و تنها به لقلقه زبان تظاهر به ایمان مى كنند و شامل یك عده از مؤمنین نیز مى شود، آن مؤمنینى كه همواره مبتلاى به دوستى با كفارند و به ظاهر از جماعت مؤمنین فاصله مى گیرند ولى در باطن با آنان اتصال دارند و اینگونه از مؤمنین حتى در زمان رسول خدا (ص) نیز بودند.


    اين الفاطميون
    مدعي گويد كه با يك گل نميگردد بهار

    من گلي دارم كه عالم را گلستان ميكند
    مینوی من مینای من پیدا و ناپیدای من
    ای منجی گیتی بیا
    مهدی بیا مهدی بیا

  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,903
    صلوات
    1700
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    57 روز 11 ساعت نامشخص
    دریافت
    214
    آپلود
    104
    گالری
    16



    و این خود تا حدى مؤید این احتمال است كه منظور از این منافقین، منافقین معروف یعنى كفار باطنى و مسلمانان ظاهرى نباشد بلكه منظور بعضى از مؤمنین باشد كه به جاى مؤمنین، كفار را اولیاى خود مى گرفتند، مؤید دیگر این احتمال ظاهر، آیه بعدى است كه مى فرماید:
    «وَ قَدْ نَزَّلَ عَلَیكُمْ فِی الْكِتابِ أَنْ إِذا سَمِعْتُمْ... إِنَّكُمْ إِذاً مِثْلُهُمْ»،
    چون این آیه كه خطابش به مؤمنین است براى مؤمنین تهدید منافقین را بیان مى كند و مؤید دیگر آن توصیفى است كه خداى تعالى در جمله:
    «وَ لا یذْكُرُونَ اللَّهَ إِلَّا قَلِیلًا»
    از منافقین مى كند كه در حال نفاقشان چه وضعى دارند، براى اینكه در این جمله یاد خدا به معناى واقعى و باطنى را براى انسانهاى مورد نظر اثبات نموده، از باب توبیخ مى فرماید: خیلى كم به یاد خدا مى افتند و انطباق چنین توصیفى با منافقینى كه اصلا در دل ایمان نیاورده اند بعید است.

    اين الفاطميون
    مدعي گويد كه با يك گل نميگردد بهار

    من گلي دارم كه عالم را گلستان ميكند
    مینوی من مینای من پیدا و ناپیدای من
    ای منجی گیتی بیا
    مهدی بیا مهدی بیا

  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,903
    صلوات
    1700
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    57 روز 11 ساعت نامشخص
    دریافت
    214
    آپلود
    104
    گالری
    16



    «أَیبْتَغُونَ عِنْدَهُمُ الْعِزَّةَ فَإِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِیعاً»
    استفهام در این آیه انكارى است، و پاسخى است كه انكار را توجیه نموده، مى فهماند عزت خود یكى از فروع ملك است، و معلوم است كه وقتى مالك حقیقى جز خداى تعالى كسى نباشد، عزت نیز خاص او خواهد بود. هم چنان كه خود فرموده:
    «قُلِ اللَّهُمَّ مالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِی الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ وَ تَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشاءُ وَ تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشاءُ» (آل عمران/26) ( ترجمه المیزان، ج 5، ص: 187)
    یعنی مهار عزت و ذلت مانند هركار دیگری به دست اوست ولی خواستن خداوند بر اساس علم و حكمت است نه مانند ما بر اساس هوا و میل و خواهش، یعنی كسی را عزیز می كند كه زمینه عزت را خود فراهم آمورده باشد و كسی را ذلیل می كند كه خود مقدمات آن را آماده كرده باشد.



    اين الفاطميون
    مدعي گويد كه با يك گل نميگردد بهار

    من گلي دارم كه عالم را گلستان ميكند
    مینوی من مینای من پیدا و ناپیدای من
    ای منجی گیتی بیا
    مهدی بیا مهدی بیا

  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,903
    صلوات
    1700
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    57 روز 11 ساعت نامشخص
    دریافت
    214
    آپلود
    104
    گالری
    16



    ذكر این نكته مهم این كه مسئله عزت و ذلت همانند مسئله هدایت و ضلالت است، یعنی همان طور كه خداوند كسی را ابتدائا و بدون وجود زمینه ای كه خود شخص فراهم كرده باشد، گمراه نمی كند، بلكه گمراهی در واقع نتیجه رها كردن هدایت و عمل ننمودن به اسباب هدایت و سلب توفیق الهی است، ذلت نیز بدینگونه است. یعنی وقتی خداوند ببیند كه بنده اش موجبات عزت را فراهم نمی كند و عزت را در ثروت و مقام و اعتماد به غیر خدا، جستجو می كند و كار را در واقع به دست غیر خدا می بیند و به ریسمان عزت الهی كه همان بندگی او و سر سپردن به درگاه اوست، چنگ می زند، خداوند از او سلب توفیق می كند و او را به حال خود رها می سازد و زمینه ی عزت و عظمت را برای او فراهم نمی كند، یعنی انسان می ماند و ناتوانی و عجز و محدودیت و فقر، موجودی می شود بدون پناهگاه و دست آویز و می بیند، چیزهایی كه عزت خود را در چنگ زدن و آویختن به آن ها موجوداتی ضعیف و بی ریشه اند كه توانایی و وجود و هستی خود را از خداوند دارند و خود به جای دیگر تكیه زده اند و از خود هیچ قوت و عزت و توانایی ندارند.



    اين الفاطميون
    مدعي گويد كه با يك گل نميگردد بهار

    من گلي دارم كه عالم را گلستان ميكند
    مینوی من مینای من پیدا و ناپیدای من
    ای منجی گیتی بیا
    مهدی بیا مهدی بیا

  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,903
    صلوات
    1700
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    57 روز 11 ساعت نامشخص
    دریافت
    214
    آپلود
    104
    گالری
    16



    دستیابی به عزت

    در قرآن كریم و روایات برخی عوامل عزت ذكر شده است كه می توان اسباب ذلت را نیز از آنها فهمید:
    1. اطاعت الهی : «عَنِ الصَّادِقِ عَنْ آبَائِهِ ع قَالَ قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع مَنْ أَرَادَ عِزّاً بِلَا عَشِیرَةٍ وَ هَیبَةً مِنْ غَیرِ سُلْطَانٍ وَ غِنًى مِنْ غَیرِ مَالٍ وَ طَاعَةً مِنْ غَیرِ بَذْلٍ فَلْیتَحَوَّلْ مِنْ ذُلِّ مَعْصِیةِ اللَّهِ إِلَى عِزِّ طَاعَتِهِ فَإِنَّهُ یجِدُ ذَلِكَ كُلَّه » (امالی طوسی، ج2 ص137) مجاشعى از امام صادق علیه السّلام روایت مى كند كه على علیه السّلام فرمود: هر كس مى خواهد بدون فامیل عزّت پیدا كند و بدون سلطنت هیبت داشته باشد، و بدون مال توانگر گردد، و بدون بذل مال مردم از وى اطاعت كنند، باید از معصیت خداوند دست بكشد و از وى اطاعت كند تا به همه اینها برسد.
    2. تقوا : لا عزا" یزداد من التقوی; هیچ عزتی از تقوا بالاتر نیست (میزان الحكمه، ج 6 / 291).
    3. چشم به مردم نداشتن : عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ الْیأْسُ مِمَّا فِی أَیدِی النَّاسِ عِزُّ الْمُؤْمِنِ فِی دِینه (الكافی ج 2 ص149) امام باقر علیه السّلام فرمود: نومیدى و چشم نداشتن بدست مردم عزت دینى مؤمن است.

    اين الفاطميون
    مدعي گويد كه با يك گل نميگردد بهار

    من گلي دارم كه عالم را گلستان ميكند
    مینوی من مینای من پیدا و ناپیدای من
    ای منجی گیتی بیا
    مهدی بیا مهدی بیا

  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,903
    صلوات
    1700
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    57 روز 11 ساعت نامشخص
    دریافت
    214
    آپلود
    104
    گالری
    16



    4. انصاف : عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع فِی كَلَامٍ لَهُ أَلَا إِنَّهُ مَنْ ینْصِفِ النَّاسَ مِنْ نَفْسِهِ لَمْ یزِدْهُ اللَّهُ إِلَّا عِزّا (الكافی ج 2 ص144) بدانید كسی كه با مردم از در انصاف درآید خداوند بر عزتش می افزاید.
    5. فرو بردن خشم : قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع مَا مِنْ عَبْدٍ كَظَمَ غَیظاً إِلَّا زَادَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عِزّا (بحار الأنوار ج 68 ص : 397) هر بنده ای كه خشم خود را فرو برد، خداوند متعال، عزتش را در دنیا و آخرت فزونی می بخشد.
    پس عبادت و ذلت در برابر خدای متعال، عزت آفرین برای بندگان خواهد بود و برای غیر او ذلت خواهد بود چنانکه در حدیث آمده: «العزیز بغیر الله ذلیل; كسی كه عزتش از غیر خدا باشد، ذلیل و خوار است.» (میزان الحكمه، ج 6 / 289) گر چه واژه عزت در فرهنگ فارسى به مفهوم آبرومندى و ارجمندى آمده است امّا در فرهنگ قرآن و خاندان رسالت به مفهوم اوج گرفتن به مرحله توانمندى معنوى و اخلاقى و عظمت روح و شكست ناپذیرى است.


    اين الفاطميون
    مدعي گويد كه با يك گل نميگردد بهار

    من گلي دارم كه عالم را گلستان ميكند
    مینوی من مینای من پیدا و ناپیدای من
    ای منجی گیتی بیا
    مهدی بیا مهدی بیا

  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,903
    صلوات
    1700
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    57 روز 11 ساعت نامشخص
    دریافت
    214
    آپلود
    104
    گالری
    16



    انسان عزتمند به مرحله اى اوج مى گیرد كه نه در برابر زر و زور نفوذ مى پذیرد و نه در برابر دجالگرى و نیرنگ و فریب؛ نه بیداد و ناروا و زورمدارى را تحمل مى كند و نه آن را به دیگران تحمیل مى كند و مى خواهد و نه مى تواند نظاره گر اسارت مردمى در چنگال این آفت هاى عزت كش و ذلت بار و خفت آور باشد و دم فرو بندد و با همه توان و مایه نهادن از جان، به آنان درس عزت نفس و كرامت روح و بزرگمنشى و آزادگى ندهد؛ نه هرگز! (در سوگ امیر آزادى-گویاترین تاریخ كربلا ص: 40)
    و حسین علیه السّلام بزرگ آموزگار این ویژگى انسانى و اخلاقى و درخشان ترین سمبل و نمونه این راه افتخار انگیز است و یكى از هدفهاى بلند نهضت عزت طلبانه اش، نفى ذلت و ذلت پذیرى و آن گاه عزت آموزى و عزت طلبى و نشان دادن راه آزادمنشى و آزادگى.


    اين الفاطميون
    مدعي گويد كه با يك گل نميگردد بهار

    من گلي دارم كه عالم را گلستان ميكند
    مینوی من مینای من پیدا و ناپیدای من
    ای منجی گیتی بیا
    مهدی بیا مهدی بیا

  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,903
    صلوات
    1700
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    57 روز 11 ساعت نامشخص
    دریافت
    214
    آپلود
    104
    گالری
    16



    مقام معظم رهبری در انتهاى پیام نوروزى سال 1381 منظور خود را به طور كلى و خلاصه از «عزت و افتخار حسینى» آنجا كه براى ملت ایران دعا مى كنند، چنین بیان مى دارند: «امیدواریم ان شاء الله تعالى سالى را كه در پیش داریم، براى ملت ما سال اعتلاى مادى و معنوى و پیشرفت در همه ى امور كشور و سال عزت و افتخار باشد و همچنان كه حسین بن على (ع) مظهر عزت بود و او بود كه فرمود: هیهات من الذله، این ملت هم در عرصه هاى مختلف نشان دهند كه گرد ذلت بر دامانشان نخواهد نشست و در عزتمندى و عزتمدارى، پیرو آقا و سالار خود، حسین بن على (ع) خواهند بود.»
    ایشان در سخنان خود كه در جمع دهها هزار نفر از راهیان نور و قشرهاى مختلف مردم در پادگان دو كوهه كه در تاریخ 9/1/81 ایراد فرمودند در مقام تحلیل و تبیین «عزت حسینى» كه مسؤولان و ملت باید رفتار خود را با آن جهت بدهند، می فرمایند: «... این عزت چگونه عزتى است؟ این افتخار، افتخار به چیست؟ آن كسى كه حركت حسین بن على علیه السلام را بشناسد. او مى داند كه این عزت، چگونه عزتى است. از سه بُعد... مى شود نگاه كرد؛ در هر سه بعد، آنچه كه بیش از همه چشم را خیره مى كند، احساس عزت و سربلندى و افتخار است. یك بعد مبارزه ى حق در مقابل باطل مقتدر است... یك بُعد دیگر، تجسّم معنویت و اخلاق در نهضت حسین بن على است؛ در این نهضت عرصه اى وجود دارد كه... آن نفس و باطن انسانهاست... بعد سوم كه بیشتر در بین مردم رایج است، فجایع، مصیبت ها، غصه ها و خون دل هاى عاشوراست... كسانى كه اهل نظر و تأمل هستند باید هر سه بعد را دنبال كنند.»


    اين الفاطميون
    مدعي گويد كه با يك گل نميگردد بهار

    من گلي دارم كه عالم را گلستان ميكند
    مینوی من مینای من پیدا و ناپیدای من
    ای منجی گیتی بیا
    مهدی بیا مهدی بیا

  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,903
    صلوات
    1700
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    57 روز 11 ساعت نامشخص
    دریافت
    214
    آپلود
    104
    گالری
    16



    ایشان درباره ى بعد انقلابى و اجتماعى عزت و افتخار حسینى مى فرمایند: «در آن بُعد اول كه امام حسین(ع) یك حركت انقلابى به راه انداخت، مظهر عزت و افتخار بود. نقطه ى مقابل حسین بن على... حكومت ظالمِ فاسدِ بدكاره اى بود كه... توقع داشت كه این امام هدایت پاى حكومت او را امضاء كند؛ «بیعت» یعنى این... امام حسین فرمود كه مثلى لا یبایع مثل یزید...
    امام حسین مظهر عزت بود و چون ایستاد، پس مایه ى فخر و مباهات هم بود... افتخار متعلق به آن انسان، ملت و جماعتى است كه پاى حرفشان بایستند و نگذارند پرچمى را كه آنها بلند كرده اند، طوفانها از بین ببرد و بخواباند... عزت و افتخار در بُعد یك حركت انقلابى این است.»

    و اما بعد دوم كه بعد معنویت است نیز امام حسین(ع) و یارانش مردان عزت و افتخارند. مقام معظم رهبرى در این باره مراجعه برخى و از جمله بزرگان اسلام را به امام حسین گوشزد نموده، مى فرمایند: «... آنها... بد مى فهمیدند و ضعفهاى بشرى بر آنها غالب شده بود، لذا مى خواستند حسین بن على را هم مغلوب همان ضعفها كنند: اما امام حسین صبر كرد و مغلوب نشد و یكایك كسانى كه با امام حسین بودند در این مبارزه ى معنوى و درونى پیروز شدند.»


    اين الفاطميون
    مدعي گويد كه با يك گل نميگردد بهار

    من گلي دارم كه عالم را گلستان ميكند
    مینوی من مینای من پیدا و ناپیدای من
    ای منجی گیتی بیا
    مهدی بیا مهدی بیا

صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود