صفحه 1 از 4 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) در عهدين

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,903
    صلوات
    1700
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    57 روز 11 ساعت نامشخص
    دریافت
    214
    آپلود
    104
    گالری
    16

    پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) در عهدين





    مقدمه

    در عهد عتيق بشارت هاى بسيارى وجود دارد. در ميان آن ها، مواردى هست كه در طول تاريخ تنها بر پيامبر اكرم(ص)قابل تطبيق است. از اين نمونه است آنچه در خطاب به حضرت موسى(ع) در سفر تثنيه از عهد عتيق آمده است:«نبى اى را از براى ايشان از ميان برادران ايشان مثل تو مبعوث خواهم كرد و كلام خود را در دهانش خواهم گذاشت و هر آنچه به او امر فرمايم به ايشان خواهد گفت و هر كسى كه سخنان مرا، كه او به اسم من مى گويد، نشنود من از او مطالبه خواهم كرد.»

    خداى سبحان در آيه 157 سوره اعراف چنين فرموده است: «الَّذينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسوُلَ النَّبِىَّ الاُمِّىَّ الَّذي يَجِدُونَهُ مَكتوباً عِندهُم فِى التَّوراةِ وَ الاِنجيلِ يَأمُرُهُم بِالمَعروفِ وَ يَنهَاهُم عَنِ المُنكَرِ... .» از اين آيه شريفه استفاده مى شود كه اهل كتاب در عصر نزول قرآن، بشارت به حضرت رسول اكرم(صلى الله عليه وآله) را در كتاب هاى خود مى يافته اند. همچنين بر اساس آيه سوره مباركه صف، حضرت عيسى(عليه السلام) خود را مبشّر پيامبرى به نام «احمد» مى داند: «وَ اِذْ قَالَ عيسىَ بنُ مريمَ يَا بني اِسرَائيلَ اِنّي رَسوُلُ اللَّهِ اِليكُم مُصدِّقاً لِمَا بَينَ يَدَىَّ مِنَ التَّوراةِ وَ مُبَشِّراً بِرَسُول يَأتي مِنْ بَعدِى اسْمُهُ اَحمَدُ فَلمَّا جَاءَهُم بِالبَيِّنَاتِ قَالُوا هذَا سِحرٌ مَبينٌ.» (صف: 6) اين آيات و نظاير آن ما را از مراجعه به تورات و انجيل موجود بى نياز مى سازد.


    اين الفاطميون
    مدعي گويد كه با يك گل نميگردد بهار

    من گلي دارم كه عالم را گلستان ميكند
    مینوی من مینای من پیدا و ناپیدای من
    ای منجی گیتی بیا
    مهدی بیا مهدی بیا

  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,903
    صلوات
    1700
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    57 روز 11 ساعت نامشخص
    دریافت
    214
    آپلود
    104
    گالری
    16



    گذشته از آن، كسى كه اندك آشنايى با عهدين موجود داشته باشد به يقين مى داند كه اين كتب اندك شباهتى با تورات و انجيل مورد نظر قرآن ندارند، حتى به زحمت مى توان آن ها را تركيب و صورت محرفى از آن ها از تورات و انجيل واقعى دانست. عهدين موجود «سيره مانندى» بيش نيستند كه در طول قرن هاى متمادى، نويسندگان بسيارى آنها را به رشته تحرير در آورده اند. بنابراين، جستجو از بشارت هاى قرآنى در اين كتاب ها اساساً خطاست. با وجود اين، شواهد و قراينى در آنها وجود دارد كه به خوبى، بر پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله)قابل تطبيق است. اين شواهد و قراين هم در عهد عتيق و هم در عهد جديد قابل پيگيرى است.



    اين الفاطميون
    مدعي گويد كه با يك گل نميگردد بهار

    من گلي دارم كه عالم را گلستان ميكند
    مینوی من مینای من پیدا و ناپیدای من
    ای منجی گیتی بیا
    مهدی بیا مهدی بیا

  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,903
    صلوات
    1700
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    57 روز 11 ساعت نامشخص
    دریافت
    214
    آپلود
    104
    گالری
    16



    پيامبر موعود در عهد عتيق

    در عهد عتيق بشارت هاى بسيارى وجود دارد. در ميان آن ها، مواردى هست كه در طول تاريخ تنها بر پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله)قابل تطبيق است. از اين نمونه است آنچه در خطاب به حضرت موسى(عليه السلام) در سفر تثنيه از عهد عتيق آمده است:
    «نبى اى را از براى ايشان از ميان برادران ايشان مثل تو مبعوث خواهم كرد و كلام خود را در دهانش خواهم گذاشت و هر آنچه به او امر فرمايم به ايشان خواهد گفت و هر كسى كه سخنان مرا، كه او به اسم من مى گويد، نشنود من از او مطالبه خواهم كرد.»1
    مسيحيان به بيانى كه در كتاب اعمال رسولان آمده است،2 مصداق اين بشارت را حضرت عيسى مسيح(عليه السلام) مى دانند. اما آيا حضرت عيسى(عليه السلام)مى تواند مصداق اين بشارت باشد؟



    اين الفاطميون
    مدعي گويد كه با يك گل نميگردد بهار

    من گلي دارم كه عالم را گلستان ميكند
    مینوی من مینای من پیدا و ناپیدای من
    ای منجی گیتی بیا
    مهدی بیا مهدی بیا

  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,903
    صلوات
    1700
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    57 روز 11 ساعت نامشخص
    دریافت
    214
    آپلود
    104
    گالری
    16



    نقد درونى

    در اين عبارت چند خصوصيت مهم براى «پيامبر موعود» وجود دارد كه قابل تأمّل و بررسى است:

    الف. پيامبرى نظير موسى(عليه السلام):
    مسيحيان اين عبارت را بر حضرت عيسى(عليه السلام) تطبيق مى دهند. حضرت عيسى مسيح(عليه السلام) چند شباهت با حضرت موسى(عليه السلام)داشت:

    1ـ هر دو يهودى بودند.
    2ـ هر دو پيامبر بودند.

    ظاهراً اين دو خصوصيت براى «نظير موسى» بودن كافى نيست; زيرا اگر حضرت عيسى(عليه السلام) با داشتن اين دو شباهت، نامزد اين بشارت باشد، هر كدام از انبياى بنى اسرائيل پس از حضرت موسى(عليه السلام) نيز همين دو خصوصيت را داشته اند و حضرت يوشع، سليمان، اشعيا، يحيى(عليهم السلام) و برخى ديگر از اين بزرگواران نيز هم يهودى بوده اند و هم پيامبر، اما كسى اين بشارت را بر آنها تطبيق نكرده است.


    اين الفاطميون
    مدعي گويد كه با يك گل نميگردد بهار

    من گلي دارم كه عالم را گلستان ميكند
    مینوی من مینای من پیدا و ناپیدای من
    ای منجی گیتی بیا
    مهدی بیا مهدی بیا

  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,903
    صلوات
    1700
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    57 روز 11 ساعت نامشخص
    دریافت
    214
    آپلود
    104
    گالری
    16



    از سوى ديگر، دلايلى وجود دارد كه حضرت عيسى(عليه السلام) «نظير موسى» نبود، بلكه تنها پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله)«نظير موسى» بودند:

    1ـ طبق اعتقاد مسيحيان، حضرت عيسى(عليه السلام)خداست! او يكى از اقنوم هاى سه گانه اقدس است! اما حضرت موسى(عليه السلام) نزد آنان از مقام الوهيت برخوردار نبود، او تنها پيامبر خدا بود. پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) نيز با معجزه جاويد خود ـ قرآن ـ فقط پيامبر بود. پس نظير موسى است.

    2ـ طبق اعتقاد مسيحيان، حضرت عيسى(عليه السلام) براى گناهان بشريت بر صليب مُرد و دفن گرديد، ولى پس از سه روز به آسمان ها رفت. او قيام پس از مرگ داشت و اين حادثه مهمى در زندگى حضرت عيسى مسيح(عليه السلام) به شمار مى رود. اما حضرت موسى(عليه السلام) اين گونه نمرد و به آسمان ها نيز نرفت. پس حضرت عيسى مسيح(عليه السلام)«نظير موسى» نبود. در مقابل، پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله)همانند حضرت موسى(عليه السلام) از دنيا رفت.


    اين الفاطميون
    مدعي گويد كه با يك گل نميگردد بهار

    من گلي دارم كه عالم را گلستان ميكند
    مینوی من مینای من پیدا و ناپیدای من
    ای منجی گیتی بیا
    مهدی بیا مهدی بیا

  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,903
    صلوات
    1700
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    57 روز 11 ساعت نامشخص
    دریافت
    214
    آپلود
    104
    گالری
    16



    3ـ حضرت موسى(عليه السلام) و پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) در يك روند طبيعى و عادى، در اثر مباشرت طبيعى يك زن و مرد به دنيا آمدند. اما حضرت عيسى(عليه السلام) با معجزه خاصى خلق شد. انجيل متى درباره ولادت حضرت عيسى(عليه السلام) چنين آورده است: «اما ولادت عيسى مسيح چنين بود كه چون مادرش مريم به يوسف نامزد شده بود قبل از آنكه با هم آيند او را از روح القدس حامله يافتند.»3 لوقا در اين باره چنين نوشته است: «پس فرشته نزد او داخل شده، گفت: سلام بر تو اى نعمت رسيده، خداوند با تو است و تو در ميان زنان مبارك هستى. اينك حامله شده پسرى خواهى زاييد و او را عيسى خواهى ناميد... مريم به فرشته گفت: اين چگونه مى شود و حال آن كه مردى را نشناخته ام; فرشته در جواب وى گفت: روح القدس بر تو خواهد آمد و قوّت حضرت اعلى بر تو سايه خواهد افكند...; زيرا در نزد خدا هيچ امرى محال نيست.»4



    اين الفاطميون
    مدعي گويد كه با يك گل نميگردد بهار

    من گلي دارم كه عالم را گلستان ميكند
    مینوی من مینای من پیدا و ناپیدای من
    ای منجی گیتی بیا
    مهدی بیا مهدی بیا

  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,903
    صلوات
    1700
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    57 روز 11 ساعت نامشخص
    دریافت
    214
    آپلود
    104
    گالری
    16



    قرآن كريم نيز خلقت حضرت عيسى(عليه السلام) را با شكوه هر چه تمام تر، چنين بيان كرده است: «اِذْ قَالتِ المَلاَئِكةُ يَا مَريمُ اِنَّ اللَّهَ يُبَشِّرُكَ بِكلمَة مَنهُ اسْمُهُ المَسيحُ عيسىَ ابنُ مَريمَ وجيهاً فِى الدُّنيَا وَ الآخِرَةِ وَ مِنَ المُقَرَّبينَ... قَالَتْ رَبِّ اَنّى يَكُونُ لي وَلَدٌ وَ لَم يَمسَسني بَشرٌ قَالَ كَذلِكَ اللَّهُ يَخلُقُ مَا يَشَاءُ اِذَا قَضى اَمراً فَاِنَّمَا يَقُولُ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ.» (آل عمران: 45 - 47). بنابراين، حضرت عيسى(عليه السلام) تولدى همانند حضرت موسى(عليه السلام) نداشته است. پس نظير او نيست.

    4ـ حضرت موسى(عليه السلام) و پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) هم پدر داشتند و هم مادر، همچنين تشكيل خانواده دادند و داراى فرزندانى نيز گرديدند. اما حضرت عيسى(عليه السلام) فقط مادر داشتند و خلقت ايشان همانند خلقت حضرت آدم(عليه السلام) بود، تا پايان عمر هم تشكيل خانواده ندادند و مجرّد باقى ماندند. پس او «نظير موسى» نبودند.



    اين الفاطميون
    مدعي گويد كه با يك گل نميگردد بهار

    من گلي دارم كه عالم را گلستان ميكند
    مینوی من مینای من پیدا و ناپیدای من
    ای منجی گیتی بیا
    مهدی بیا مهدی بیا

  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,903
    صلوات
    1700
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    57 روز 11 ساعت نامشخص
    دریافت
    214
    آپلود
    104
    گالری
    16



    5ـ حضرت موسى(عليه السلام) و پيامبر كرم(صلى الله عليه وآله) نزد مردم خود پذيرفته شدند. شكى نيست كه يهود مزاحمت هاى فراوانى براى حضرت موسى(عليه السلام) ايجاد كردند و در دوران سرگردانى در بيابان پيوسته بهانه جويى مى كردند. اما در عين حال، حضرت موسى(عليه السلام) را به عنوان پيامبرى الهى قبول داشتند. به نحو مشابهى، قريش عرصه را بر پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله)در مكه تنگ گرفتند و آن حضرت پيوسته مورد اذيت و آزار آنها بودند تا پس از سيزده سال از محل تولد خود به مدينه هجرت كردند، اما پيش از رحلت، تمام ملت عرب او را به عنوان پيامبر قبول داشتند. ولى بر اساس اناجيل موجود، يهود حضرت عيسى(عليه السلام) را نپذيرفتند5 و در نهايت، او را دستگير نمودند و تسليم فرماندار رومى كردند. حتى امروز پس از دو هزار سال، ملت يهود حضرت عيسى(عليه السلام) را رد مى كنند و قبول ندارند. بنابراين، حضرت عيسى(عليه السلام) «نظير موسى» نبود.

    اين الفاطميون
    مدعي گويد كه با يك گل نميگردد بهار

    من گلي دارم كه عالم را گلستان ميكند
    مینوی من مینای من پیدا و ناپیدای من
    ای منجی گیتی بیا
    مهدی بیا مهدی بیا

  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,903
    صلوات
    1700
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    57 روز 11 ساعت نامشخص
    دریافت
    214
    آپلود
    104
    گالری
    16



    6ـ حضرت موسى(عليه السلام) و پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) پيامبر بودند و در عين حال، حكومت و رهبرى جامعه را نيز برعهده داشتند، وحى الهى را دريافت مى كردند و بر اساس آن، به ارشاد و راهنمايى مردم مى پرداختند. علاوه بر آن، حاكم بر مردم نيز بودند. حضرت موسى(عليه السلام)همچون سلطان مقتدرى فرمان مى راند و ـ به اصطلاح ـ حيات و مرگ قوم در دستش بود. او دستور داد مردمى را كه حرمت روز سبت را شكسته بود و در آن روز، هيزم جمع كرده بودند سنگسار كنند.6 كم نبود گناهانى كه مرتكبان آنها به مجازات مرگ محكوم مى شدند و حضرت موسى(عليه السلام) دستور اجراى حكم الهى صادر مى كردند. به نحو مشابهى، حضرت محمد(صلى الله عليه وآله) نيز از چنين قدرتى برخوردار بودند. اما متأسفانه همه انبيا(عليهم السلام) فرصت اجراى فرامين الهى را نيافتند. افراد بسيارى بودند كه از موهبت نبوّت برخوردار بودند، اما هرگز فرصت اجراى فرامين الهى را پيدا نكردند. حضرت عيسى(عليه السلام) نيز از اين دسته بودند. ايشان نه تنها حكومت عام پيدا نكردند، حتى به اعتقاد مسيحيان شاگردان بسيار نزديك و حواريونشان نيز به ايشان خيانت ورزيدند،7 او را دستگير نمودند و تسليم فرماندار رومى كردند. آن ها او را به سخريه گرفتند، آب دهان بر رويش انداختند، بر صورت او سيلى زدند و حتى او را عريان ساختند، لباس قرمزى بدو پوشانيدند، تاجى از خار بافتند و بر سرش گذاشتند و استهزا كنان به او گفتند: اى پادشاه يهود. در نهايت نيز او را به دار كشيدند.8 بنابراين، حضرت عيسى(عليه السلام)«نظير موسى» نبود.

    اين الفاطميون
    مدعي گويد كه با يك گل نميگردد بهار

    من گلي دارم كه عالم را گلستان ميكند
    مینوی من مینای من پیدا و ناپیدای من
    ای منجی گیتی بیا
    مهدی بیا مهدی بیا

  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,903
    صلوات
    1700
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    57 روز 11 ساعت نامشخص
    دریافت
    214
    آپلود
    104
    گالری
    16



    7ـ حضرت موسى(عليه السلام) و پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله)، هر كدام شريعت جديدى آوردند. حضرت موسى(عليه السلام) علاوه بر «ده فرمان»، شريعت جامعى براى هدايت قوم بنى اسرائيل آوردند. پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) نيز در بين مردمى كه غرق در جهل و وحشيگرى بودند مبعوث شدند و آنها را از حضيض ذلّت به اوج عزّت رسانيدند. ايشان مصدّق و مهيمن تعليمات انبياى سلف(عليهم السلام) بودند، ولى در عين حال، شريعت جديدى آوردند. اما حضرت عيسى(عليه السلام)شريعت جديدى نياوردند و بر اساس نقل اناجيل فرمودند: «گمان مبريد آمده ام تا تورات يا صحف انبيا را باطل سازم، نيامده ام تا باطل نمايم، بلكه تا تمام كنم; زيرا هر آينه به شما بگويم تا آسمان و زمين زايل نشود، همزه يا نقطه اى از تورات هرگز زايل نخواهد شد تا همه واقع شود.9 همچنين در انجيل لوقا آمده است: «آسان تر است كه آسمان و زمين زايل شود از آنكه يك نقطه از تورات ساقط گردد.»10 بنابراين، حضرت عيسى(عليه السلام)«نظير موسى» نبود و تنها پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) در تمام اين موارد «نظير موسى» بودند.

    اين الفاطميون
    مدعي گويد كه با يك گل نميگردد بهار

    من گلي دارم كه عالم را گلستان ميكند
    مینوی من مینای من پیدا و ناپیدای من
    ای منجی گیتی بیا
    مهدی بیا مهدی بیا

صفحه 1 از 4 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود