جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ایذاء موسی(ع)

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    1,512
    مورد تشکر
    114 پست
    حضور
    111 روز 9 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    159
    آپلود
    0
    گالری
    1

    ایذاء موسی(ع)





    پرسش:
    منظور از ایذاء موسی(ع) «ءَاذَوْا مُوسى» در آیه 69 سوره احزاب چیست؟

    پاسخ:

    در تفسیر نمونه، آیت الله مکارم چنین فرموده است که در ميان مفسران گفتگو است، و احتمالات گوناگونى در تفسير آيه داده اند از جمله:
    1- طبق روايتى حضرت موسى و هارون (عليهما السلام) بر فراز كوه رفتند و هارون بدرود حيات گفت، شايعه پراكنان بنى اسرائيل مرگ او را به موسى (عليه السلام) نسبت دادند، خداوند حقيقت امر را روشن ساخت و مشت شايعه سازان را باز كرد.
    2- (قارون) حيله گر براى اين كه تسليم قانون زكات نشود، و حقوق مستمندان را نپردازد، توطئه اى چيد كه زن بدكاره اى در ميان جمعيت برخيزد و موسى (عليه السلام) را متهم به روابط نامشروع با خود كند كه به لطف الهى نه تنها اين توطئه مؤثر نيفتاد، بلكه همان زن به پاكى موسى (عليه السلام ) و توطئه قارون گواهى داد.
    3- گروهى از دشمنان موسى (عليه السلام) او را متهم به سحر و جنون و دروغ بستن بر خدا كردند، اما خداوند به وسيله معجزات باهرات او را از اين نسبت هاى ناروا مبرا ساخت.
    4- جمعى از جُهّال بنى اسرائيل او را متهم به داشتن پاره اى از عيوب جسمانى مانند برص و غير آن كردند، زيرا او به هنگامى كه مى خواست غسل كند و خود را شستشو دهد، هرگز در برابر ديگرى برهنه نمى شد، اما روزى هنگامى كه مى خواست در گوشه اى دور از جمعيت غسل كند لباس خود را بر قطعه سنگى گذاشت اما سنگ به حركت درآمد و لباس موسى را با خود برد، و بنى اسرائيل بدن او را ديدند كه هيچ عيب و نقصى نداشت.
    5- بهانه جوئی هاى بنى اسرائيل يكى ديگر از عوامل آزار موسى (عليه السلام) بود گاه تقاضا مى كردند خدا را به آن ها نشان دهد، گاه مى گفتند غذاى يك نواخت (منّ و سلوى ) براى ما مناسب نيست، و گاه مى گفتند ما حاضر نيستيم وارد بيت المقدس شويم و با (عمالقه) بجنگيم، تو و پروردگارت برويد و آن جا را فتح كنيد تا ما وارد شويم.
    اما آن چه نزديک تر به معنى آيه است اين است كه آيه شريفه يک حكم كلى و جامع را بيان مى كند، زيرا بنى اسرائيل از جنبه هاى مختلف موسى (عليه السلام) را ايذاء كردند، ايذاءهائى كه بى شباهت به آزار بعضى از مردم مدينه نسبت به پيامبر اسلام (صلى اللّه عليه و آله و سلّم) نبود، و مانند پخش شايعات و نقل اكاذيب و نسبت ناروائى كه به همسر پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم) دادند و خرده گيری هائى كه در مورد ازدواج پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم) با زينب داشتند و مزاحمت هائى كه در خانه او و يا به هنگام صدا زدن نامؤدبانه نسبت به پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم) ايجاد مى كردند.
    و اما نسبت دادن سحر و جنون و مانند اين ها و يا عيوب بدنى هر چند در مورد موسى بوده، اما تناسبى با خطاب "يا ايها الذين آمنوا" در مورد پيامبر اسلام (صلى اللّه عليه و آله و سلّم) ندارد، زيرا نه موسى (عليه السلام) و نه پيامبر اسلام (صلى اللّه عليه و آله و سلّم) را مؤ منان متهم به (سحر) و (جنون) نكردند، و هم چنين اتهام به عيوب بدنى به فرض كه در مورد موسى (عليه السلام) بوده و خداوند او را مبرا ساخت در مورد پيامبر اسلام مصداقى در تاريخ نداشته است .
    به هر حال از اين آيه مى توان استفاده كرد كه هر گاه كسى در پيشگاه خدا وجيه و صاحب قدر و منزلت باشد خدا به دفاع از او در برابر افراد موذى كه نسبت هاى ناروا به او مى دهند مى پردازد، تو پاک باش و وجاهت خود را در پيشگاه خدا حفظ كن، او نيز به موقع پاكى تو را برملا مى سازد هر چند بدخواهان در متهم ساختن تو بكوشند.(1)

    هم چنین شیخ طبرسی (رحمه الله علیه) در تفسير مجمع البيان این چنین می فرماید: منظور آيه شريفه اين است كه از حقوق پيامبران خدا، از جمله بهترين و والاترين آنان حضرت محمد(صلی الله علیه و آله) اين است كه حرمت و شكوه او را پاس داريد، نه اين كه با سخنان ناسنجيده و ناروا او را برنجانيد.
    در اينكه بنى اسرائيل و بهانه‏ جويان و بدانديشان آنان چگونه موسى را رنجاندند، ديدگاه‏ ها يكسان نيست:
    1- به باور گروهى از جمله «ابن عباس» آيه شريفه اشاره به داستان مرگ «هارون» دارد، چرا كه موسى به همراه برادرش «هارون» بر فراز كوهى سر به آسمان كشيده رفتند، و در آن جا بود كه «هارون» جهان را بدرود گفت و موسى را در اندوه خود نشاند؛ امّا بد انديشان اين پندار ناروا را به موسى نسبت دادند كه خود، او را كشته ‏اى! آن گاه بود كه خدا گروهى از فرشتگان را براى برداشتن پيكر پاک «هارون» گسيل داشت، و آنان خبر دادند كه «هارون» خود جهان را بدرود گفته است و بدين وسيله دامان موسى را از تهمت آدم كشى پاك و پاكيزه ساختند.
    گفتنى است كه از امير مؤمنان(علیه السلام) نيز همين ديدگاه روايت شده است.
    2- امّا به باور گروهى، حضرت موسى بسيار انسان با حيا و آبرومندى بود، به گونه‏ اى كه به هنگام شستشوى بدن خويش و يا انجام غسل خلوت مى‏ كرد، و بهانه‏ جويان و بد انديشان اين دروغ را ساختند و پخش كردند كه او در بدن خويش عيب و نقصى دارد و از سلامت و زيبايى اندام بى ‏بهره است، و به همين جهت خويشتن را به هنگام نظافت و شستشو از چشم ها نهان مى ‏دارد؛ زمانى كه از آنان پرسيدند، او چه عيب و نقصى دارد؟ به دروغ و ناروا گفتند: او به بيمارى «برص» و يا ناراحتى بيضه و باد فتق گرفتار است.
    پس از اين بافته‏ هاى ظالمانه و نارواى آنان، روزى موسى در گوشه‏ اى لباس خود را براى انجام غسل بيرون آورد و روى سنگى نهاد، آن سنگ در غلطيد و لباس وى را برد، او آمد تا لباس خود را برگيرد كه چشم گروهى از بنى ‏اسرائيل بر اندام برهنه او افتاد و ديدند كه او زيباترين و متناسب‏ ترين اندام ‏ها را دارد؛ و بدين وسيله خدا دروغ و بافته بى ‏اساس آنان را افشا ساخت و موسى را از تهمت‏ هاى آنان پاک و پاكيزه معرّفى نمود.
    گفتنى است كه اين روايت را «ابوهريره» آورده است، امّا گروهى آن را نپذيرفته‏ اند، چرا كه بر موسى كه پيامبر خداست هرگز نزيبد كه بدن خود را به صورت برهنه به مردم نشان دهد، و با اين كار نامناسب نفرت مردم را برانگيزد.
    3- «ابوالعاليه» آورده است كه «قارون» با پرداخت پول به زن بدنامى او را وادار كرد تا در حضور مردم برخيزد و موسى را به داشتن رابطه نامشروع با خود متهم سازد، امّا خداى فرزانه آن حضرت را از آن تهمت رسوا و دروغ سهمگين پاک و پاكيزه معرفى فرمود و دشمنان بد انديش او را رسوا ساخت.
    4- «ابومسلم» آورده است كه: بهانه‏ جويان و بد انديشان بنى ‏اسرائيل پس از ديدن معجزه‏ هاى نه گانه از موسى، به جاى ايمان به او و راه و رسم آسمانى‏ اش، به آن حضرت نسبت جادوگرى و جنون دادند.(2)
    و علامه طباطبايي نیز در شان نزول اين آيه مي فرمايند: بهترين وجهى كه ذكر كرده ‏اند اين است كه آيه شريفه اشاره است به تهمت هايى كه به آن جناب در خصوص داستان زيد و زينب زدند، و بعيد نيست كه چنين باشد، چون در روايات بسيارى كه در اين قصه وارد شده، مطالبى است كه با قداست ساحت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) مناسبت ندارند.(3)

    ______________
    1. تفسير نمونه، جلد 17، ص 443 تا 446.
    2. ترجمه مجمع البيان في تفسير القرآن، ج ‏20، ص 185.
    3. ترجمه الميزان، ج ‏16، ص 522.




    لینک اصلی

    ویرایش توسط مدیر تدوین : ۱۳۹۵/۱۰/۱۲ در ساعت ۰۰:۴۳

  2. تشکر


  3.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود