جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: امکان فقری ماسوی الله

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۳
    نوشته
    53
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 21 ساعت 42 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0

    مطلب امکان فقری ماسوی الله




    مکان فقری واضافه اشراقی و وحدت وجودسلام علیکم
    در این پست به کمک خدا میخواهیم امکان فقری را توضیح دهیم تا راه برای درک وحدت وجود بازگردد.
    قبل از جناب ملا صدرا (رحمه الله)صحبت از امکان ماهوی بود و این نوع از امکان علاوه بر آنکه نسبت به وجود اقتضایی ندارد نسبت به عدم هم هیچ اقتضایی ندارد.در این نوع از امکان ماهیت نه موجود است و نه معدوم(البته در عالم خارج یا وجود دارد یا ندارد)و این که میگوییم نه موجود است ونه معدوم در مقام ذات ماهیت است ونه در عالم خارج.
    ملاصدرا در یک ابتکار فلسفی و البته با الهام از مطالعات عرفانی خویش مسئله را ترقی داده وامکان فقری را مطرح نمودند .در این مورد ما به ماهیت رجوع نمیکنیم زیرا ماهیت غیر اصیل است بلکه به وجود شیء میپردازیم و میابیم که شیء جز یک وجود که مرتبا به آن افاضه میشود چیزی نیست.اگر ذره ای برای شیء استقلال و وجودی جدای از علت قایل شویم به همان اندازه شیئ معلول آن علت نیست چه دراصل وجود وچه دربقا.پس اشیاء جز فیض ذات واجب الوجود که هستی صرف(البته لابشرط مقسمی) است چیزی نمیباشد و همه شکنها و تعینات فیض منبسط و تجلی او هستند و یا بگوییم شأنی از شؤونات او که "کل یوم هو فی شان".به بیان رساتر یک شیء وتعین در نظام عالم اصلا وجودی برای خود ندارد که بخواهد به وسیله آن ویا با آن از خداوند کمالات ثانویه ای را دریافت کند بلکه اصل وجود و پیدایش آن فیض منشعب شده از خدا بوده و بقای آن هم همین طور .پس ما به هر سو نگاه کنیم رخ حضرت پروردگار را میبینیم که:"اینما تولوا فثم وجه الله"و البته این غیر از ذات خداوند هست که به آن احدی حتی انبیای الهی هم دسترسی ندارند.اگر منصور حلاج "انا الحق"گفتند این حق غیر از ذات غیب الغیوب است بلکه حقی هست که از جانب پروردگار نزول کرده قوله تعالی:"الحق من ربک"و این گفتار در مقام فعل و تجلی است نه ذات.البته انسان به عنوان خلیفه الله این امکان را دارد که در مقام فعل مظهر تام حق سبحانه شود همان طور که در حدیث قرب نوافل و فرایض آمده است.
    با تعریفی که از امکان فقری کردیم متوجه میشویم که خالق فقط کسی هست که وجود را اعطا میکند وآن فقط خداست:"الله خالق کل شیء"و البته مشکل جبر هم پیش نمیآید زیرا کارهای ما در عین اینکه به اختیار خودمان است به نحوه تشأن به باری تعالی پیوند دارد قوله تعالی:"و ما تشاوون الا ان یشاالله"و"والله خلقکم و ما تعملون"اگر میفرمود :"والله خلقکم و عملکم "شبهه جبر پیش میآمد ولی به جای "عملکم" فرمود:"ما تعملون"یعنی در عین اینکه خودتان عملی را انجام میدهید و مسئول آنید خدا هم خالق هر چیز و از جمله عمل شما است وشما یک نوع تشأن از طرف او دارید.
    برگردیم به بحث تجلی :تمام آیات قرآن کریم در یک سطح نیستند در برخی از انها میفرماید:"ویسئلونک عن الجبال فقل ینسفها ربی نسفا فیذرها قاعا صفصفا لا تری فیها عوجا و لا امتا"در جای دیگر"یکون الجبال کالعهن المنفوش"و در جای دیگر فرمود:"وسیرت الجبال فکانت سرابا"این در مورد کوهها که در نزد ما آدمها مظهر صلابت و سرسختی هستند و در مورد آسمانها هم که ایات زیادی است مانند:"اذا السماء انفطرت و...." و " السموات مطویات بیمینه"کسی نگوید که این آیات مربوط به قیامت هست چون قیامت هم باطن همین عالم هست و اگر همین الان با موت اختیاری قیامت کسی قیام کند او میبیند که آسمان و زمین و کوهها و همه عالم نمود است و واقعیت مستقل از خدا ندارند و هر چه هست فیض منبسط حضرت حق سبحانه است که:"هو الاول والآخر والظاهر والباطن"و"ان الله هو الحق و ان مایدعون من دونه هو الباطل".چنین کسی در میابد که "لاحول ولا قوه الا بالله"و شهود میکند که "لا مؤثر فی الوجود الا الله"و این چنین انسانی به اشیا و نظام آفرینش نگاه استقلالی ندارد بلکه برای آنها در مقابل وجود لا یتناهی حق جز نمود و آیه و تجلی و مظهر و شؤونات وی هیچ ارزشی و هیچ وجودی قایل نیست.
    خداوند رسیدن به این مقام والا را که مقام نفس مطمئنه هست در همین نشئه نصیب همه ما کند به برکت صلوات بر محمد و ال محمد(ص).التماس دعا


  2. تشکر


  3.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود